سورهٔ همزه

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۹
نام‌های سوره:
همزه، ویل لکل همزه، حطمه
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ

وای بر هر عیبجوی طعنه زننده {«همز»، غمز (با چشم و ابرو اشاره کردن، نیشگون گرفتن)، و ضغط (زیر فشار گذاشتن، در مضیقه گذاشتن)، و نخس (سیخانک زدن) و دفع (هُل دادن) و زدن و غضّ (روی برگرداندن، نگاه نکردن) و کسر (شکستن) است؛ و «لمز»، عیب (لکه‌دار کردن) و اشارهٔ با چشم و نحو آن، و زدن و دفع کردن است، و این دو صیغه در آنچه که عادت و سجیّه گردد استعمال می‌شود، و این دو رذیله در ترکیب شیطنت و سبعیّت و بهیمیّت حاصل می‌شوند زیرا صاحب آن دو با شیطنت خود بر مردم تکبّر می‌کند و آنان را تحقیر می‌کند و با غضبش برتری کسی که بر او برتری دارد را دفع می‌کند، و با شهوتش می‌خواهد که در میان مردم ممدوح و نزد آنها دارای فضیلت محبوب برای آنها باشد، و وقتی که این خصال اجتماع می‌شود غیبت می‌کند و غمز می‌کند و برای نشان دادن نفس خود و استکبار خود بر خلق و تحقیر آنها دربارهٔ مردم طعنه می‌زند، و بودن او به عنوان محبوب در آنها را با ظهور نقص در آنها و عدم ظهور آن در خویش اراده کرده، و آن دو خصیصه اخسّ (پست‌ترین) رذائل هستند}

- ترجمه سلطانی

وای بر هر عیبجوی طعنه زننده

- ترجمه راستین

وای بر هر عیبجوی هرزه زبان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ

کسی که مالی را [با حرص خود] جمع کرد [که آن نتیجهٔ قوّۀ شهویّه او است] و آن را شمرد [یعنی آن را برای حُبّش به آن باری بعد باری شمرد یا آن را برای نوائب (سختی‌ها) خود آماده کرد، و اِعداد (آماده کردن) برای نوائب نتیجۀ قوای سه‌گانه است، زیرا او به سبب شیطنت خود استکبار بر خلق را می‌خواهد و برای آن تدبیر می‌کند و اسبابش را مهیّا می‌سازد، و به سبب شهوتش مال را دوست می‌دارد و آن را ذخیره می‌کند، و با غضبش دفع آنچه که بر او وارد می‌شود را به آنچه که بطور ملایم برای او نیست می‌خواهد و کسی را که بخواهد او را از آنچه که آن علیه (بر ضدّ او) است دفع کند دفع می‌کند پس اسباب آن را برای آن مهیّا می‌نماید]

- ترجمه سلطانی

کسی که مالی را جمع کرد و آن را شمرد

- ترجمه راستین

همان کسی که مالی جمع کرده و دایم به حساب و شماره‌اش سر گرم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ

می‌پندارد که مال او، او را جاودانه کرده است

- ترجمه سلطانی

می‌پندارد که مال او، او را جاودانه کرده است

- ترجمه راستین

پندارد که مال و دارایی دنیایش عمر ابدش خواهد بخشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ

چنین نیست [و قطعاً می‌میرند] حتماً در خُرد کننده {حطمه اسم جهنّم یا بابی برای آن است} افکنده می‌شوند

- ترجمه سلطانی

چنین نیست حتماً در خُرد کننده افکنده می‌شوند

- ترجمه راستین

چنین نیست، بلکه محققا به آتش در هم شکننده دوزخ در افتد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ

و چه چیز تو را آگاه کرد که حطمه (آتش فروزان و سخت سوزاننده) چیست!

- ترجمه سلطانی

و تو چه می‌دانی حطمه (آتش فروزان و سخت سوزاننده) چیست!

- ترجمه راستین

آتشی که چگونه تصور سختی آن توانی کرد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ

آتش بر‌افروخته شدهٔ خداوند است

- ترجمه سلطانی

آتش بر‌افروخته شدهٔ خداوند است

- ترجمه راستین

آن آتش را (خشم) خدا افروخته.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ

که بر قلب‌ها افروخته می‌شود [که مثل آتش‌های دنیا نیست که از اجسام تجاوز نکنند، بلکه آن از اجسام فراتر می‌رود و به قلب، بلکه به علیا مرتبۀ قلب می‌رسد که تالی روح و همان فؤاد است] {و نمونۀ آن در دنیا این است که موصوف به دو رذیلت تحت حکم قوای سه‌گانه مقهور است که نفس انسانیّهٔ او و قلب او را می‌سوزاند و حطم (خُرد) می‌کند به حیثی که گویی انسانیّت و قلب نداشته}

- ترجمه سلطانی

که بر قلب‌ها افروخته می‌شود

- ترجمه راستین

شراره آن بر دلها (ی نا پاک پر از حرص دنیای کافران) شعله‌ور است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ

همانا آن [خرد کننده یا آتش] بر آنها زندان است

- ترجمه سلطانی

همانا آن (خرد کننده یا آتش) بر آنها زندان است

- ترجمه راستین

آتشی که بر آنها از هر سو سخت احاطه کرده و راه گریزی ندارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ

در ستون‌های طولانی (بلند) [بسته شده‌اند، یا که آتش با ابواب آن بر آنان بسته شده در حالی که آنان در مسامیر (میخ‌ها) از حدید (آهن) داغ شده هستند یعنی درب‌ها بر آنان بسته سپس با مسامیری از حدید محکم می‌شود].

- ترجمه سلطانی

در ستون‌های طولانی.

- ترجمه راستین

و مانند ستونهای بلند زبانه کشیده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای