سورهٔ فیل
فیل، الم تر کیف
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ
[ای محمّد] آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد [یعنی که قضیّۀ آنها مشهوره است به حیثی که برای هر بینندهای دیدن آن نزدیک میشود و اگرچه زمانش گذشته باشد، و محمّد (ص) چشم بصیرتش را خداوند باز کرد به حیثی که ماضی و آتی (گذشته و آینده) در نظر او مانند حاضر هستند]
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد
- ترجمه راستینآیا ندیدی که خدای تو با اصحاب فیل (سپاه فیل سوار ابرهه) چه کرد؟
- ترجمه الهی قمشهای٢ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ
آیا حیلۀ آنان [برای خراب کردن بیت] را در راه نیافتن [در افناء و اهلاک یا در عدم اهتداء به مقصد] قرار نداد {راویان اجماع کردهاند که کسی که با فیل قصد کعبه کرد پادشاه یمن است، و حرکت او به سوی مکّه به امر او بود، و در یمن کعبهای بناء کرد و به مردم امر کرد که به آن حجّ کنند، و همانا شخصی قدم به یمن گذاشت سپس به آن نظر کرد پس برای قضای حاجتش در آنجا نشست پس ابرهه برای آن غضب کرد و سوگند یاد کرد که بیت را خراب کند، سپس با لشکریانش خارج شد و بر شش میلی از مکّه فرود آمد، و مقدّمه (پیش قراول لشکرش) را فرستاد و مقدّمۀ آن به دویست شتر عبدالمطّلب برخورد کرد، و چون خبر به او رسید خارج شد تا آنکه نزد آن قوم آمد و از ابرهه طلب اذن نمود، پس بعد آنکه او را شناختند که او رئیس قوم است پس به او اجازه داد و بر او داخل شد و او بر تخت خود بود و او را بزرگ داشت و از تختش فرود آمد و با او نشست، سپس گفت حاجت تو چیست؟ گفت: حاجت من دویست شتری است که مقدّمۀ تو به آنها اصابت کرده، گفت: دیدن تو مرا متعجّب کرد و سخن تو مرا از تو روی گردان نمود، گفت: چرا ای پادشاه؟ گفت: برای اینکه من آمدهام تا بیت عزّت شما و شرف شما را خراب کنم و (حال آنکه) تو آمدهای که از من از حاجت خویش سؤال کنی و از انصراف من از بیتتان سؤال نمیکنی؟! پس گفت: من ربّ شتران هستم و بیت خود ربّ دارد که تو را از آن منع میکند، پس امر به ردّ شترانش کرد پس خارج شد، و چون صبح کردند فیلشان را فرستادند پس نمیرفت، پس پرندگان از قِبل دریا بر آنها ظاهر شدند با هر کدام سه سنگ بود سنگی در منقارش و دو سنگ در دو پایش، و بر سر آنان پرواز میکردند و در دماغ آنان پرت میکردند پس بدنهایشان را پاره پاره میکرد و مانند برگ خشکی خورده شده گشتند}
- ترجمه سلطانیآیا حیلۀ آنان را در راه نیافتن (اهلاک) قرار نداد
- ترجمه راستینآیا کید و تدبیر آنها را (که برای خرابی کعبه اندیشیدند) تباه نکرد؟
- ترجمه الهی قمشهای٥ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ
پس آنان را مانند برگ خشکی [مانند برگ زراعت کرم خورده، یا مانند زراعتی که دانهاش خورده شده که بیدانه مانده یا مانند کاهی که چهارپایی آن را خورده و آن را دفع کرده است] خورده شده قرار داد.
- ترجمه سلطانیپس آنان را مانند برگ خشکی خورده شده قرار داد.
- ترجمه راستینو تنشان را چون علفی زیر دندان حیوان خرد گردانید.
- ترجمه الهی قمشهای