متن عربی آیه
٣ وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ
ترجمهها
و اینکه از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به او توبه کنید (بازگردید) {لطیفهٔ انسانیّهٔ سیّارهای (همواره سیر کننده) است که از آن به روح تعبیر میشود، و گاهی از آن به امانت تعبیر میشود و گاهی از آن به انسان و به فطرت اللَّه و به بقیهٔ الله و به غیر آنها از اسمائی که از عالم قدس نازل شده تعبیر میشود، و مقام اسماء بر صراط مستقیم تا عالم طبع است، پس جسم و عنصر و جماد و نبات و حیوان و انسان گشت تا آنکه به اوان بلوغ و حدّ انسانیّت رسید، و عود او به آن مقام بر صراط مستقیم به محض تسبیبات الهیّه است بدون مدخلیّت برای اختیار او، و در این مقام بین دو عالم جنّ و ملائکه در برزخ میگردد و مرید (اراده کننده) بر خیرات خود، نافر از شرور خود ممیّز بر آن دو مختار میگردد، پس اگر توفیق او را مساعدت کند و اختیارش موافق با فطرتش گردد به اختیار خود بر صراط مستقیم الی الله سلوک میکند، و اگر توفیق او را مساعدت نکند و اختیارش مخالف با فطرتش و موافق با مراد شیطان گردد از صراط مستقیم به دار جنّ و مهوی (خواسته، چاه بسیار گود) جحیم بر میگردد، و اگر متنبّه و متذکّر شود که سلوک او به سوی جحیم میباشد و اینکه هر آنچه که در این سلوک انجام میداده موذی (اذیّت کننده) بر لطیفهٔ انسانیّهٔ او است حال او مثل کسی میگردد که در زندان تنگی مملوّ از عَذِرات (پلیدیها، گُهها) و جِیَف (مردارها) بدبو و حشرات موذی است، که تا از این زندان خلاص نشده مستدعی پوشانیدن این از زندانبان است و این استغفار او از زندانبان است، و وقتی که مهربی (گریزگاهی) بیابد از آن فرار میکند و این فرار توبهٔ عامّ یعنی توبه از معصیت است سپس وقتی دلیلی (راهنمایی) بیابد که او را بر طریق یا بر مقصد دلالت کند به طریق مقصد یا به مقصد فرار میکند و این فرار، توبهٔ خاصّ است، یعنی توبهٔ الى الله و این توبه متصّور نمیشود مگر بر دست نبیّ (ص) و اسلامیّه میباشد، یا بر دست ولیّ و ایمانیّه میباشد، و برای توبهٔ اسلامیّه که با آن اسلام حاصل میشود و همچنین برای توبهٔ ایمانیّه که بدان ایمان حاصل میشود شرایط و آداب و عهود و میثاقهایی مقرّره نزد آنها میباشد و قول او تعالی: از پروردگارتان طلب آمرزش کنید؛ خطاب بر کسی است که در زندان طبع واقع شده، یعنی ای واقع شدگان در زندان طبع تا فرصت و مهربی (راه گریزی) از زندان نیافتهاید از پروردگارتان ستر (پوشاندن) عَذِرات هوی و جِیَف شُبَه (شبهات) و موذیات غضبات و شهوات را طلب کنید، تا دِماغ شما به بوی بد آنها فاسد نشود و فطرت انسانیتان را فاسد ننماید سپس هرگاه فرصت و مهربی یافتید از آنجا فرار کنید، سپس با توبه کردن بر دستان خلفای او و بیعت با آنها با شرایط آن به سوی خداوند فرار کنید، وقتی که به آنها وصل شدید پس اگر به شرایط آن توبه کنید} که شما را [مادامی که در طریق هستید] به متاعی نیکو بهرهمند سازد تا زمانی (وقتی) نامیده (تعیین) شده [برای خروجتان از دنیا و وصولتان به موطن خود به موت اختیاری یا اضطراری] و به هر دارندهٔ فضلی [در طریق به کثرت مجاهدت و کثرت جنود الهی او در مملکتش] فضلش را میدهد و اگر [از عبادت خدا و استغفار و توبه] روگردان شوید پس همانا من بر شما بیم عذاب در روز کبیر (قیامت کُبری) را دارم
و اینکه از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به او توبه کنید (بازگردید) که شما را (مادامی که در طریق هستید) به متاعی نیکو بهرهمند سازد تا زمانی نامیده (تعیین) شده (برای خروجتان از دنیا با موت اختیاری یا اضطراری) و به هر دارندهٔ فضلی فضلش را میدهد و اگر روی گردانید پس همانا من بر شما بیم عذاب در روز کبیر را دارم
و (تا به شما بگویم که از گناهانتان) آمرزش از خدا طلبید و به درگاه او توبه و انابه کنید تا شما را تا اجل معین و هنگام مرگ لذت و بهره نیکو بخشید و در حق هر مستحق رحمتی تفضل فرماید، و اگر روی بگردانید سخت از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما میترسم.
لغات
(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)