سورهٔ اخلاص

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۴
نام‌های سوره:
اخلاص، قل هو الله احد، اساس، توحید، نسبة الرب، صمد، نور، مانعه، نجات، ولایت، تفرید، تجرید، محضر، مقشقشه، معرفت، منفّره، برائت، امان، مذکره، جمال
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳۰
سوره اخلاص
حزب ۱۲۰

١ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

بگو [ای پیغمبر، «هو» خدای بزرگ است و یکی است] {ابتداء لفظ «هو» ذکر فرمود که اسم حقّ است در مقام تجرّد از همهٔ اعتبارات حتّی اعتبار تعیّن و سپس «الله» که ذات دارای همهٔ صفات کمالات می‌باشد یعنی ذات مجرّد از اعتبار صفات عین همان ذاتی است که همهٔ اسماء و صفات در آن اعتبار می‌شود و مغایرت فقط به اعتبار است زیرا «الله» نام ذات است با اعتبار جمیع صفات و به همین جهت گفته شده که اسم «الله» امام امامان و پیشوای پیشوایان است}، خداوند یکی است {«احد» نام مقام غیب است که هیچ نام و نشانی و صفت و خبری از آن معروف نیست و «واحد» اسم است برای مقام ظهور حقّ به اسماء و صفات. پس حقّ تعالی در مقام «احدّیت» به هیچ وجه کثرت در ذات او راه ندارد نه کثرت واقعی و نه عقلی و نه اعتباری ولی در مقام «واحدّیت» دارای کثرت اسماء و صفات است که کثرت اعتباری است ولی این کثرت هم به هیچ وجه لطمه به یگانگی و یکتائی او نمی‌زند، «أَحَد» یکتای یگانهٔ بی همتا است و «أَحَد» و «واحد» به یک معنی است که یکتای بی نظیر باشد و «توحید» عبارت است از اقرار به یگانگی و یکتائی او و «واحد» چیزی است که نه از چیزی پیدا شده و نه با چیزی متّحد گردیده باشد، و معنی قول خدا «الله أَحَد» این است که خداوند معبودی است که خلق از ادراک و پی بردن به او و احاطه به کیفیّت او ناتوان و سرگردانند و در خدایی خود یکتا و ساحت ذاتش از صفات خلق پاک و مبرا است}

- ترجمه سلطانی

بگو (ای پیغمبر)، خداوند یکی است

- ترجمه راستین

بگو: حقیقت این است که خدا یکتاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ اللَّهُ الصَّمَدُ

[و از همه چیز] بی‌نیاز است {«صمد» به معانی آقا و مولی و قصد و پاینده و بلند و آنچه میان‌پر و بدون جوف (پوکی) باشد و مردی که در جنگ گرسنه و تشنه نشود است، «صمد» چیزی است که مُجَوَّف (میان تهی) نیست و پُر است و نیز کسی است که آقائی او به حدّ کمال رسیده باشد و آن کسی است که محتاج به خوردن و آشامیدن و خوابیدن نیست و نیز «صمد» آن پاینده است که همیشه بوده و همواره خواهد بود، آن کسی که به خود پایدار و از غیر خود بی‌نیاز باشد} [یعنی خداوند مقصد و مقصود همه و آقا و مولائی است که همه به او توجّه نموده و او را می‌خواهند و می‌پرستند و در طلب او هستند و قصد هر موجودی به سوی او است و آقائی او در اوج کمال است و این معنی منحصر بدو است و خداوند صمد است و جز او صمدى نیست و او است پاینده که محتاج به خوردن و آشامیدن نیست و بلندی که بالاتر از او چیزی نیست و او است که به خود پایدار و از غیر خود بی‌نیاز است، و اینکه همواره از تبدّل و کون و فساد و از نیستی منزّه و پاک است و آن کسی است که تغیّر در او راه نیابد بلکه او تکوین کننده و هست کنندهٔ همهٔ کائنات و موجودات است که به ایجاد او هر موجودی هست شده است]

- ترجمه سلطانی

(و از همه چیز) بی‌نیاز است

- ترجمه راستین

آن خدایی که (از همه عالم) بی نیاز (و همه عالم به او نیازمند) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

نزائیده [که چیزی از او جدا شده باشد خواه فرزند و مانند او و خواه چیز دیگری که مانند او نباشد زیرا به هیچ وجه مباینی هم که نقطهٔ مقابل او باشد وجود ندارد بلکه همه اشعهٔ ذات اویند] و زائیده [هم] نشده [که از چیز دیگری جدا شده باشد زیرا هیچ چیز غیر او نیست که با او مبائن بوده و او از آن چیز پیدا شده باشد بلکه همهٔ موجودات پرتو او می‌باشند، از او نه چیزی که دارای جرم و کثافت و ثقل باشد مانند فرزند خارج شده و نه چیز لطیف مانند نفس بیرون آمده و نه حالات مختلفه مانند چُرت و خواب و خیال و اندوه و خنده و گریه و ترس و امید و میل و خستگی و گرسنگی و سیری بر او عارض می‌شود خداوند پاک و بلندتر از این است که از او چیزی جدا شود و متولّد گردد خواه دارای جرم و کثافت و یا آنکه لطیف بوده باشد و هیچ زائیده هم نشده و از چیزی بیرون نیامده و مانند موجودات دارای جرم و ثقل نیست که از عناصر و موّاد اوّلیّه خود پیدا شوند همچون چیزی از چیز دیگر و جاندار از جاندار و گیاه از زمین و آب از چشمه‌ها و میوه از درخت‌ها و همچنین مانند قوا یا اشیاء لطیفه نیست که از مراکز خود پیدا می‌شوند مانند قوّهٔ بینائی از چشم و شنوائی از گوش و بویائی از بینی و چشیدن از دهان و سخن از زبان و شناسائی و تمیز دادن اشیاء از دل و مانند آتش از سنگ بلکه خداوندی است که بی‌نیاز و پاینده است و نه زائیده و نه زائیده شده دانای پنهان و آشکار و بزرگ و بلند مرتبه]

- ترجمه سلطانی

نزائیده و زائیده (هم) نشده

- ترجمه راستین

نه کسی فرزند اوست و نه او فرزند کسی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ

و هیچ مثل و مانندی ندارد.

- ترجمه سلطانی

و هیچ مثل و مانندی ندارد.

- ترجمه راستین

و نه هیچ کس مثل و مانند و همتای اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای