سورهٔ هود
هود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ
«الر» {آن اشاره به مراتب عالم یا مراتب وجود او (ص) است، و او در حال انسلاخش از این حروف مشاهده میکند که تعبیر از آن جز با مناسبات ممکن نمیشود} کتابی است که آیات آن محکم شده {در مقام عالی خود از مراتب عقول که از آن به اقلام تعبیر میشود، و در مراتب نفوس کلّیّه که از آنها به الواح عالیه تعبیر میشود، و لوحٍ محفوظ و احکام (محکم بودن) این آیات در این مراتب عبارت از عدم خلل و بطلان و تغییر و نسخ در آنها است} سپس از نزد حکیم آگاه [کامل در عمل و علم] تفصیل داده شده {بعد این مراتب در مراتب نفوس جزئیّه که از آن به الواح جزئیّه و کتاب محو و اثبات تعبیر میشود سپس در مراتب اعیان که از آن به کتاب محو و اثبات عینی تعبیر میشود سپس در مرتبهٔ اصوات و حروف سپس در مرتبهٔ کتابت و نقوش، و آیات کتاب در این مراتب محکمات نیستند برای تطرّق (راه یافتن) محو و اثبات و نسخ و تبدیل به آنها و حّق آن به باطل آن برای تشابه مظاهر شیطانیّه به مظاهر الهیّه و تشابه اعمال و اقوال و احوال و اخلاق تشابه مییابد، زیرا مظاهر شیطانیّه اعمال شیطانیّهٔ خود را به صور اعمال الهیّه عمل میکنند سپس میگویند که آن به امر خداوند است و حال آنکه آن به امر شیطان است و میپندارند که آنها کار نیکی میکنند، و آیات قرآنیّه را با زبانهایشان و آن زبان شیطان است میخوانند و آیات تدوینی را با دستان خود و آن دستان شیطان است مینویسند سپس میگویند آن از نزد خداوند است، و (حال آنکه) آن از نزد خداوند نیست، بلکه از نزد شیطان است غایت آنچه که در آن است این است که آن بر صورت آنچه که آن از نزد خداوند است مشابه است}
- ترجمه سلطانیالر، کتابی است که آیات آن محکم شده سپس از نزد حکیم آگاه تفصیل داده شده
- ترجمه راستینالر (اسرار این حرف نزد خدا و رسول است) ، این قرآن کتابی است دارای آیاتی محکم که از جانب خدایی حکیم و آگاه به تفصیل و بسیار روشن بیان گردیده است.
- ترجمه الهی قمشهای٢ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ
تا که جز خداوند را بندگی نکنید همانا من انذار کننده و بشارت دهندهای از سوی او برای شما هستم
- ترجمه سلطانیتا که جز خداوند را بندگی نکنید همانا من انذار کننده و بشارت دهندهای از سوی او برای شما هستم
- ترجمه راستین(تا تذکر دهد به خلق) که جز خدای یکتا هیچ کس را نپرستید، که من حقّا برای اندرز و بشارت شما امت آمدهام.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ
و اینکه از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به او توبه کنید (بازگردید) {لطیفهٔ انسانیّهٔ سیّارهای (همواره سیر کننده) است که از آن به روح تعبیر میشود، و گاهی از آن به امانت تعبیر میشود و گاهی از آن به انسان و به فطرت اللَّه و به بقیهٔ الله و به غیر آنها از اسمائی که از عالم قدس نازل شده تعبیر میشود، و مقام اسماء بر صراط مستقیم تا عالم طبع است، پس جسم و عنصر و جماد و نبات و حیوان و انسان گشت تا آنکه به اوان بلوغ و حدّ انسانیّت رسید، و عود او به آن مقام بر صراط مستقیم به محض تسبیبات الهیّه است بدون مدخلیّت برای اختیار او، و در این مقام بین دو عالم جنّ و ملائکه در برزخ میگردد و مرید (اراده کننده) بر خیرات خود، نافر از شرور خود ممیّز بر آن دو مختار میگردد، پس اگر توفیق او را مساعدت کند و اختیارش موافق با فطرتش گردد به اختیار خود بر صراط مستقیم الی الله سلوک میکند، و اگر توفیق او را مساعدت نکند و اختیارش مخالف با فطرتش و موافق با مراد شیطان گردد از صراط مستقیم به دار جنّ و مهوی (خواسته، چاه بسیار گود) جحیم بر میگردد، و اگر متنبّه و متذکّر شود که سلوک او به سوی جحیم میباشد و اینکه هر آنچه که در این سلوک انجام میداده موذی (اذیّت کننده) بر لطیفهٔ انسانیّهٔ او است حال او مثل کسی میگردد که در زندان تنگی مملوّ از عَذِرات (پلیدیها، گُهها) و جِیَف (مردارها) بدبو و حشرات موذی است، که تا از این زندان خلاص نشده مستدعی پوشانیدن این از زندانبان است و این استغفار او از زندانبان است، و وقتی که مهربی (گریزگاهی) بیابد از آن فرار میکند و این فرار توبهٔ عامّ یعنی توبه از معصیت است سپس وقتی دلیلی (راهنمایی) بیابد که او را بر طریق یا بر مقصد دلالت کند به طریق مقصد یا به مقصد فرار میکند و این فرار، توبهٔ خاصّ است، یعنی توبهٔ الى الله و این توبه متصّور نمیشود مگر بر دست نبیّ (ص) و اسلامیّه میباشد، یا بر دست ولیّ و ایمانیّه میباشد، و برای توبهٔ اسلامیّه که با آن اسلام حاصل میشود و همچنین برای توبهٔ ایمانیّه که بدان ایمان حاصل میشود شرایط و آداب و عهود و میثاقهایی مقرّره نزد آنها میباشد و قول او تعالی: از پروردگارتان طلب آمرزش کنید؛ خطاب بر کسی است که در زندان طبع واقع شده، یعنی ای واقع شدگان در زندان طبع تا فرصت و مهربی (راه گریزی) از زندان نیافتهاید از پروردگارتان ستر (پوشاندن) عَذِرات هوی و جِیَف شُبَه (شبهات) و موذیات غضبات و شهوات را طلب کنید، تا دِماغ شما به بوی بد آنها فاسد نشود و فطرت انسانیتان را فاسد ننماید سپس هرگاه فرصت و مهربی یافتید از آنجا فرار کنید، سپس با توبه کردن بر دستان خلفای او و بیعت با آنها با شرایط آن به سوی خداوند فرار کنید، وقتی که به آنها وصل شدید پس اگر به شرایط آن توبه کنید} که شما را [مادامی که در طریق هستید] به متاعی نیکو بهرهمند سازد تا زمانی (وقتی) نامیده (تعیین) شده [برای خروجتان از دنیا و وصولتان به موطن خود به موت اختیاری یا اضطراری] و به هر دارندهٔ فضلی [در طریق به کثرت مجاهدت و کثرت جنود الهی او در مملکتش] فضلش را میدهد و اگر [از عبادت خدا و استغفار و توبه] روگردان شوید پس همانا من بر شما بیم عذاب در روز کبیر (قیامت کُبری) را دارم
- ترجمه سلطانیو اینکه از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به او توبه کنید (بازگردید) که شما را (مادامی که در طریق هستید) به متاعی نیکو بهرهمند سازد تا زمانی نامیده (تعیین) شده (برای خروجتان از دنیا با موت اختیاری یا اضطراری) و به هر دارندهٔ فضلی فضلش را میدهد و اگر روی گردانید پس همانا من بر شما بیم عذاب در روز کبیر را دارم
- ترجمه راستینو (تا به شما بگویم که از گناهانتان) آمرزش از خدا طلبید و به درگاه او توبه و انابه کنید تا شما را تا اجل معین و هنگام مرگ لذت و بهره نیکو بخشید و در حق هر مستحق رحمتی تفضل فرماید، و اگر روی بگردانید سخت از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٥ أَلَا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلَا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ
آگاه باشید همانا آنها [برای حماقتشان] سینههایشان را تاه (دولا کردن، خم، پنهان) میکنند تا از او (خداوند) مخفی شوند [با اینکه او به سرائرشان (رازهایشان) عالم است]، آگاه باشید که حینی که آنها جامههای خود را بر سر میکشند [تا مبادا رسول خدا (ص) آنها را ببیند، خداوند] میداند آنچه [از نیّات] را که پنهان میدارند [پس پیامبر خود (ص) و مؤمنین را آگاه میکند] و آنچه [از افعال] را که علنی میکنند همانا او به ذات [درون، مکنونات] سینهها [که هنوز از قوّه به فعل خارج نشده و آنها به آن خبرت (آگاهی) ندارند] دانا است [پس چگونه است به نیّات آنها و خطورات آنها و حالات آنها]
- ترجمه سلطانیآگاه باشید همانا آنها سینههایشان (خودشان) را تاه (دولا کردن) میکنند تا از او مخفی شوند آگاه باشید که حینی که آنها جامههای خود را بر سر میکشند میداند آنچه را که پنهان میدارند و آنچه را که علنی میکنند همانا او به ذات (درون) سینهها دانا است.
- ترجمه راستینآگه باشید که آنان (یعنی منافقان امت) روی دلها از خدا میگردانند (و از حضور رسول و استماع کلام خدا دوری جسته و احتراز میکنند) تا خود را از او پنهان دارند، آگه باش که هر گه سر در جامه خود بپیچند (که از حق پنهان شوند) خدا هر چه پنهان یا آشکار کنند همه را میداند، که او بر درون دلها محققا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ
و جنبندهای در زمین نیست مگر آنکه روزی آن بر [عهدهٔ] خداوند است [پس چگونه حال آن و آنچه که موافق با آن و آنچه که مخالف با آن است را نداند] و قرارگاه [دائمی] آن را [در دنیا و آخرت] و ودیعهگاه (محلّ قرارگاه موقتی) آن را [که از آن منتقل میشود از اصلاب پدران و ارحام مادران و از منازل دنیا و منازل آخرت تا قرارگاه دائمی آن در آخرت] میداند همه [از جنبندهها یا از قرارگاههای موقت یا محل استقرار دائمی] در کتاب مبین [همان قلم عالی یا لوح محفوظ] است
- ترجمه سلطانیو جنبندهای در زمین نیست مگر آنکه روزی آن بر (عهدهٔ) خداوند است و قرارگاه (دائمی) آن و ودیعهگاه (قرارگاه موقتی) آن را میداند همه در کتابی مبین است
- ترجمه راستینو هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست و خدا قرارگاه (منزل دائمی) و آرامشگاه (جای موقت) او را میداند، و همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُـولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ
و او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرد و عرش او {عرش رحمان، مشیّت او است که همان فعل او و کلمهٔ او و «حقّ مخلوقٌ به» و ولایت مطلقه و حقیقت محمّدیّه (ص)، و اضافهٔ اشراقیّهٔ او است، و آن اضافهٔ حقّ الی الخلق است، و وجهی به سوی حقّ مطلق دارد و به این وجه به عنوان عرش نامیده میشود و وجهی به سوی خلق دارد و به این وجه به عنوان کرسی نامیده میشود، و آن به وجه اوّلش ظهور او تعالی به اسماء او، و به وجه دوّمش ظهور او تعالی به افعالش است، و وقتی که اضافهٔ آن به خلق اعتبار شود حامل آن نزدیکترین ممکنات به او میباشد} بر آب میباشد تا شما را بیازماید (بداند) که کدامیک از شما [بطور اختیار] در عمل کردن بهتر هستید و اگر بگوئی که شما بعد مرگ قطعاً برانگیخته خواهید شد حتماً کسانی که [به معاد] کفر ورزیدهاند میگویند این [گفتار به عود (بازگشتن)] جز سحر (گفتار باطل) آشکاری نیست
- ترجمه سلطانیو او کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز خلق کرد و عرش او بر آب میباشد تا شما را بیازماید که کدامیک از شما در عمل کردن بهتر هستید و اگر بگوئی که شما بعد از مرگ قطعاً برانگیخته خواهید شد حتماً کسانی که کفر ورزیدهاند میگویند این جز سحر (گفتار باطل) آشکاری نیست
- ترجمه راستینو اوست خدایی که آسمانها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او (شاید یک معنی عرش که روح و حقیقت انسان است اینجا مراد باشد) بر آب قرار داشت (شاید مراد از آب علم باشد) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققا اگر به این مردم بگویی که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتی جز سحر آشکار نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٨ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُـولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلَا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
و البتّه اگر برای مدّتی معدود (مشخّص) عذاب را [که آنها را بر زبان تو وعده دادیم] از آنها به تأخیر بیاندازیم البتّه حتماً [از روی استهزاء] میگویند چه چیزی آن را حبس میکند (باز میدارد)؟ آگاه باشید آنروز [ظهور قائم (ع) یا روز مرگ یا روز عذاب دنیا یا روز ساعت] که به آنها برسد برگرداندنی برای آنها نخواهد بود و [قبل این زمان] آنچه که آن را استهزاء میکردند (عذاب موعود) آنها را احاطه میکند {زیرا مادّهٔ آن محیط به آنها است و صورت آن در آنها مکمون است لکن برای غشاوت (پرده داشتن) ابصارشان به آن شعور نمیورزند}
- ترجمه سلطانیو البتّه اگر برای مدّتی معدود (مشخّص) عذاب را از آنها به تأخیر بیاندازیم البتّه حتماً میگویند چه چیزی آن را حبس میکند (باز میدارد)؟ آگاه باشید آنروز که به آنها برسد برگرداندنی برای آنها نخواهد بود و آنچه که آن را استهزاء میکردند آنها را احاطه میکند
- ترجمه راستینو اگر ما عذاب را از آن منکران معاد تا وقت معین (هنگام مرگ) به تعویق اندازیم آنها گویند: چه موجب تأخیر عذاب شده؟آگه باشند که چون هنگام عذاب برسد هرگز از آنان بازگردانده نشود و آنچه بدان تمسخر میکردند سخت آنان را فرا گیرد.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ
و اگر از سوی خود رحمتی (نعمت صحت و سعه و فرزند) به انسان بچشانیم سپس آن را از او نزع (سلب) کنیم همانا البتّه او [برای عدم صحت اعتقادش به فضل ما از اعطاء آن] مأیوس میشود و [برای تعلّق قلبش به خود آن نعمت و برای غفلت او از مُنعم و انقطاع او به سبب زوال نعمت بعد از انتزاع آن حالت شکر بر نعمت برای او باقی نمیماند و] بسیار ناسپاس است
- ترجمه سلطانیو اگر از سوی خود رحمتی به انسان بچشانیم سپس آن را از او نزع (سلب) کنیم همانا البتّه او نومید میشود و بسیار ناسپاس است
- ترجمه راستینو اگر ما بشر را به نعمت و رحمتی برخوردار کنیم، سپس (چون کفران کرد) آن نعمت را از او بازگیریم او سخت به خوی نومیدی و کفران درافتد.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُـولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ
و اگر بعد از ضرری که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم البتّه حتماً میگویند که بدیها از من رفته است [برای اینکه نظرش مقصور بر صورت نعمت، غیر متجاوز به مُنعم و به غایت نعمت میباشد] که او البتّه شادمان و فخر فروش است
- ترجمه سلطانیو اگر بعد از ضرری که به او رسیده است نعمتی به او بچشانیم البتّه حتماً میگویند که بدیها از من رفته است که او البتّه شادمان و فخر فروش است
- ترجمه راستینو اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.
- ترجمه الهی قمشهای