سورهٔ هود
هود
٢١ أُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ
آنان کسانی هستند که به خودشان زیان رساندهاند و آنچه که افتراء میبستند [از آنچه که انتساب آن را به خداوند ادّعاء کردند از ادّعای خلافت و فتاوای باطل و ادّعای شفاعت آلهه و شفاعت کسانی که آنها را خلفاء رسول (ص) و رؤساء دین و شفیعان روز قیامت گمان میکردند] از آنها گم شد
- ترجمه سلطانیآنان کسانی هستند که به خودشان زیان رساندهاند و آنچه که افتراء میبستند از آنها گم شد
- ترجمه راستینهمین مردم هستند که نفوس خود را سخت در زیان افکندند و هر دروغی که میبسته همه از دستشان برود و محو و نابود شود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ
ناگزیر آنها در آخرت زیانکارتر هستند [حیثی که بضاعتشان را به آنچه که عینی و نه اثری از آن باقی نمانده تبدیل کردند و گمان کردند که آن برترین عوضی است که آن را گرفتهاند]
- ترجمه سلطانیناگزیر آنها در آخرت زیانکارتر هستند
- ترجمه راستینناگزیر در عالم آخرت زیانکارترین مردم آنها هستند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
همانا کسانی که [با ایمان عامّ با بیعت عامّهٔ نبویّه یا با ایمان خاصّ با بیعت خاصّهٔ ولویّه و دخول ایمان در قلوبشان] ایمان آوردهاند و [بعد ایمان عامّ با دخول در ایمان خاصّ یا عمل به شرایط ایمان خاصّ از آنچه که در میثاق و بیعت ولویّه از آنها اخذ شده] اعمال صالح کردند [زیرا اصل صالحات همان ولایت است و عمل صالح نمیباشد مگر با قبول ولایت و دخول ایمان در قلب] و با خشوع به ربّشان [یعنی ربّ مضافشان، همان ولیّ که با بیعت خاصّهٔ ولویّ با او بیعت کردهاند] اطمینان کردندآنان اصحاب جنّت هستند، آنها در آن جاودانهاند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردند و با خشوع به ربّشان اطمینان کردند آنان اصحاب جنّت هستند، آنها در آن جاودانهاند
- ترجمه راستیناما آنان که به خدا ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند و به درگاه خدای خود خاضع و خاشع گردیدند آنها البته اهل بهشت جاویدند که در آن بهشت متنعّم ابدی خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
مَثَل فریقین (دو گروه) [بازدارنده از راه خدا و مؤمنین به او] مانند کور [که راهش را و هلاکتگاههای راهش را نمیبیند] و کر [که او از صوت آنچه که آن مقصود از آن است را نمیشنود]، و بینا و شنوا است، آیا در مَثل مساوی میشوند؟ آیا پس توجّه نمیکنید؟
- ترجمه سلطانیمَثَل فریقین (دو گروه) مانند کور و کر، و بینا و شنوا است، آیا در مَثل مساوی میشوند؟ آیا پس توجّه نمیکنید؟
- ترجمه راستینحال این دو گروه (کفر و ایمان) در مثل به شخص کور و کر و شخص شنوا و بینا مانند است، آیا حال این هر دو شخص یکسان است؟! پس چرا متذکر نمیشوید؟!
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ
و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، که من برای شما انذار کنندهٔ آشکاری هستم
- ترجمه سلطانیو همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، که من برای شما انذار کنندهٔ آشکاری هستم
- ترجمه راستینو به حقیقت ما نوح را به سوی قومش به رسالت فرستادیم (او قومش را گفت) که من با بیان روشن برای نصیحت و هشدار شما آمدم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ أَن لَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ
که جز خداوند را بندگی نکنید که من از عذاب روزی دردآور بر شما میترسم
- ترجمه سلطانیکه جز خداوند را بندگی نکنید که من از عذاب روز دردآور بر شما میترسم
- ترجمه راستینکه غیر خدای یکتا کسی را نپرستید، که من از عذاب روز سخت و دردناک قیامت بر شما میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ
پس رؤسایی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند: که ما تو را جز بشری مثل خود نمیبینیم و ما پیروان تو را جز کسانی که آنها اراذل ما هستند که دارای رأی (اعتقاد) بدوی هستند نمیبینیم و فضلی (برتریی) برای شما نسبت به خود نمیبینیم بلکه [در دعوی رسالت و تصدیق آنها تو را] شما را دروغگو میپنداریم
- ترجمه سلطانیپس رؤسایی از قوم او که کفر ورزیده بودند گفتند که ما تو را جز بشری مثل خود نمیبینیم و ما پیروان تو را جز کسانی که آنها اراذل ما هستند که دارای رأی (اعتقاد) بدوی هستند نمیبینیم و فضلی (برتریی) برای شما نسبت به خود نمیبینیم بلکه شما را دروغگو میپنداریم
- ترجمه راستینسران کافران قومش پاسخ دادند که ما تو را مانند خود بشری بیشتر نمیدانیم و در بادی نظر، آنان که پیرو تواند اشخاصی پست و بیقدر بیش نیستند و ما هیچگونه مزیتی برای شما نسبت به خود نمیبینیم، بلکه شما را دروغگو میپنداریم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ
گفت ای قوم من، آیا رأی (اعتقاد) دارید [به من خبر دهید] اگر بر بیّنهای از پروردگارم باشم و به من رحمتی از نزد خودش داده که بر شما نادیدنی میباشد {بیّنه همان نبوّت است همانگونه که زُبُر همان ولایت است و اطلاق آن بر رسالت و احکام آن و بر معجزهٔ مبیّنه برای صدق دعوی و بر کتاب آسمانی برای صورت نبوّت بودن آنها و ظهور آن است، و رحمت همان ولایت است و نبوّت و توابع آن صورت رحمت هستند} آیا شما را به آن الزام کنم و (حال آنکه) شما به آن اکراه دارید
- ترجمه سلطانیگفت ای قوم من، آیا رأی (اعتقاد) دارید (به من خبر دهید) اگر بر بیّنهای از پروردگارم باشم و به من رحمتی از نزد خودش داده که بر شما نادیدنی میباشد آیا شما را به آن الزام کنم و (حال آنکه) شما به آن اکراه دارید
- ترجمه راستیننوح قومش را پاسخ داد که ای قوم، شما چه میگویید، اگر مرا دلیل روشن و رحمت مخصوص از جانب پروردگار عطا شده باشد ولی حقیقت حال بر شما پوشیده مانده باشد آیا (جهالت نیست که) ما شما را (به رحمت و سعادت) اجبار کنیم با آنکه شما تنفّر اظهار میکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَيَاقَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُم مُّلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ
و ای قوم من، بابت آن از شما مالی درخواست نمیکنم که اجر من جز بر خداوند نیست و [اگر ازدراء (خوار شمردن) مؤمنین در چشمان شما سببی برای توهین به من و مانعی از اتّباع شما از من میباشد پس امر آنها نزد من نیست و] من طرد کنندهٔ کسانی که ایمان آوردهاند نیستم زیرا آنها [با ملاقات خلیفهٔ او و مظهر او و با ملاقات ملکوت ربّ مضافشان در دنیا و آخرت] ملاقات کنندهٔ پروردگارشان هستند و لکن من شما را قومی میبینم که جهالت (نادانی) میورزید
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، بابت آن از شما مالی درخواست نمیکنم که اجر من جز بر خداوند نیست و من طرد کنندهٔ کسانی که ایمان آوردهاند نیستم زیرا آنها ملاقات کنندهٔ پروردگارشان هستند و لکن من شما را قومی میبینم که جهالت (نادانی) میورزید
- ترجمه راستینای قوم، من از شما در عوض هدایت ملک و مالی نمیخواهم، اجر من تنها بر خداست و من هرگز آن مردم با ایمان را از خود دور نمیکنم، که آنها به شرف ملاقات خدا میرسند، ولی به نظر من شما خود مردم نادانی هستید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَيَاقَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
و ای قوم من، چه کسی از خداوند به من نصرت (یاری) میدهد اگر آنها را طرد کنم [یعنی اینکه ایمان آنها به مشیّت الله است و طرد (راندن) آنها اجازه داده نمیشود مگر به مشیّت الله و اگر آنها را به هوای خود یا به اهویهٔ شما طرد کنم سخط خداوند بر من است و چه کسی مرا از سخط او یاری مینماید؟] آیا پس متذکّر نمیشوید؟ [تا از من طرد کردن آنها را مسئلت نکنید]
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، چه کسی از خداوند به من نصرت (یاری) میدهد اگر آنها را طرد کنم آیا پس متذکّر نمیشوید؟
- ترجمه راستینو ای قوم، اگر من آن مردم (پاک خداپرست) را از خود برانم (و خدا از من برنجد) به مدد که از خشم خدا نجات یابم؟آیا پند نمیگیرید؟
- ترجمه الهی قمشهای