سورهٔ هود
هود
٣١ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّـمِنَ الظَّالِـمِينَ
و به شما نمیگویم که خزاین خداوند نزد من است و غیب را نمیدانم و نمیگویم که من ملک هستم و نمیگویم که کسانی که چشمان شما آنها را خوار میبینند خداوند هرگز به آنها خیری نخواهد داد خداوند به آنچه که در نفسهای آنها است داناتر است که آنوقت من البتّه از ظالمان خواهم بود
- ترجمه سلطانیو به شما نمیگویم که خزاین خداوند نزد من است و غیب را نمیدانم و نمیگویم که من ملک هستم و نمیگویم که کسانی که چشمان شما آنها را خوار میبینند خداوند هرگز به آنها خیری نخواهد داد خداوند به آنچه که در نفسهای آنها است داناتر است که آنوقت من البتّه از ظالمان خواهم بود
- ترجمه راستینمن شما را نمیگویم که خزائن خدا نزد من است و نه مدعیم که از علم غیب حق آگاهم و نه دعوی کنم که فرشته آسمانم و هرگز مؤمنان پاکی را که به چشم شما خوارند نخواهم گفت که خدا آنها را هیچ خیری نرساند، که خدا بر دلهای با اخلاص آنها داناتر است که (آنها را عزیز و گرامی داشته و) اگر من آنها را خوار شمارم از ستمکاران عالم به شمار باشم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ قَالُوا يَانُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
[بعد عجزشان از محاجّه (حجّت آوردن) کردن] گفتند: ای نوح با ما جدال نمودهای و در جدال با ما زیادهروی کردهای [و ما را با جدال کردنت خسته کردهای و به ما وعدهٔ عذاب از پروردگارت را میدهی] پس اگر از راستگویان میباشی آنچه را که به ما وعده میدهی نزد ما بیاور [زیرا جدال تو در ما نفع نمیرساند]
- ترجمه سلطانیگفتند ای نوح با ما جدال نمودهای و در جدال با ما زیادهروی کردهای پس اگر از راستگویان میباشی آنچه را که به ما وعده میدهی نزد ما بیاور
- ترجمه راستینقوم گفتند: ای نوح، تو با ما جدل و گفتگوی بسیار کردی، اکنون اگر راست میگویی بر ما عذابی که وعده میدهی بیار.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللَّهُ إِن شَاءَ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ
[نوح] گفت: [من قادر به آوردن عذاب و وعدۀ او نیستم و نسبت دادن آن به من جز از جهل شما نیست] جز این نیست که خداوند اگر بخواهد آن را نزد شما میآورد [نه غیر او] و شما عاجز کننده نیستید [پس بر تحدّی (مبارز طلبی) تجرّی (جرأت طلبی) نکنید]
- ترجمه سلطانیگفت جز این نیست که خداوند اگر بخواهد آن را نزد شما میآورد و شما عاجز کننده نیستید
- ترجمه راستیننوح گفت: آن وعده را اگر خدا خواهد به شما میرساند و هیچ از آن مفرّی ندارید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَا يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
اگر بخواهم به شما اندرز دهم اگر خداوند خواسته باشد که اغوایتان کند اندرز من به شما نفع نمیرساند او پروردگار شما است و نزد او بازگردانده میشوید
- ترجمه سلطانیاگر بخواهم به شما اندرز دهم اگر خداوند خواسته باشد که اغوایتان کند اندرز من به شما نفع نمیرساند او پروردگار شما است و نزد او بازگردانده میشوید
- ترجمه راستینو اگر بخواهم شما را پند دهم دیگر پند و نصایح من سود نکند اگر خدا خواهد که شما را گمراه کند (یعنی پس از اتمام حجت به تعلیمات رسالت به حال گمراهی خود واگذارد) ، او خدای شماست و به سوی او بازگردانده میشوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ أَمْ يَقُـولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرِمُونَ
[خداوند به نوح (ع) فرمود] یا میگویند آن را افتراء بسته است، بگو اگر آن را افتراء بسته باشم پس گناه من بر من است و من از آنچه که جرم میکنید مبرّی هستم
- ترجمه سلطانییا میگویند آن را افتراء بسته است بگو اگر آن را افتراء بسته باشم پس گناه من بر من است و من از آنچه که جرم میکنید مبرّی هستم
- ترجمه راستینآیا باز خواهند گفت که او از پیش خود این سخنان (قرآن) را فرا بافته؟بگو: اگر چنین باشد عقوبت آن گناه بر من است (نه بر شما) و من از (کفر و) گناه شما بیزارم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ
و به نوح وحی شد که هرگز از قوم تو جز کسانی که [تا کنون] ایمان آوردهاند ایمان نخواهند آورد [پس یاری فرما، خداوند فرمود: خودت را در شدّت حزن و ضیق (تنگی) غم واقع مدار] و به آنچه که انجام میدهند اندوهگین مباش
- ترجمه سلطانیو به نوح وحی شد که هرگز از قوم تو جز کسانی که (تا کنون) ایمان آوردهاند ایمان نخواهند آورد پس به آنچه که انجام میدهند اندوهگین مباش
- ترجمه راستینو به نوح وحی شد که جز همین عده که ایمان آوردهاند دیگر ابدا هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد، پس تو بر کفر و عصیان این مردم لجوج محزون مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ
و کشتی را در برابر دیدگان (در محضر و در محل دید) ما و وحی (تعلیم) ما بساز {آن را در محضر من انجام بده تا امری باشد که به آن اهتمام است} و با من دربارهٔ کسانی که ستم کردهاند گفتگو مکن که آنان حتماً [محکوم به] غرق شده هستند
- ترجمه سلطانیو کشتی را در برابر دیدگان (در محضر) ما و وحی (تعلیم) ما بساز، و با من دربارهٔ کسانی که ستم کردهاند گفتگو مکن که آنان حتماً غرق شده هستند
- ترجمه راستینو به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما و به دستور ما مشغول شو و درباره ستمکاران که البته باید غرق شوند دیگر با من سخن مگوی.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ
و کشتی را میساخت و هر بار که رؤسای قوم او بر او میگذشتند او را در آن باره مسخره میکردند، گفت اگر شما ما را مسخره کنید پس ما هم شما را مسخره میکنیم همانطوری که مسخره میکنید
- ترجمه سلطانیو کشتی را میساخت و هر بار که رؤسای قوم او بر او میگذشتند او را در آن باره مسخره میکردند، گفت اگر شما ما را مسخره کنید پس ما هم شما را مسخره میکنیم همانطوری که مسخره میکنید
- ترجمه راستینو نوح به ساختن کشتی پرداخت و هرگاه گروهی از قومش بر او میگذشتند وی را مسخره و استهزاء میکردند و نوح در جواب آنها میگفت: اگر (امروز) شما ما را مسخره میکنید ما هم (روزی) شما را مسخره کنیم همانگونه که شما مسخره میکنید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ
و بزودی خواهید دانست که عذاب به چه کسی میآید که او را خوار میکند و عذاب مقیم بر او فرود میآید
- ترجمه سلطانیو بزودی خواهید دانست که عذاب به چه کسی میآید که او را خوار میکند و عذاب مقیم بر او فرود میآید
- ترجمه راستینو به زودی معلوم شما شود که کدام یک به عذاب ذلت و خواری گرفتار و عذاب دائم خدا را مستوجب خواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ حَتَّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ
تا آنوقت که امر ما آمد و تنور جوشید گفتیم از هر جفت دو تا و اهلت را در آن سوار کن جز کسی که سخن بر (زیان) او سابق شد و کسی که ایمان آورد، و با او ایمان نیاوردند مگر اندکی
- ترجمه سلطانیتا آنوقت که امر ما آمد و تنور جوشید گفتیم از هر جفت دو تا و اهلت را در آن سوار کن جز کسی که سخن بر (زیان) او سابق شد و کسی که ایمان آورد، و با او ایمان نیاوردند مگر اندکی
- ترجمه راستین(نوح به ساختن کشتی و قوم به تمسخر پرداختند) تا وقتی که فرمان (قهر) ما فرا رسید و از تنور آتش آب بجوشید، در آن هنگام به نوح خطاب کردیم که از هر جفت حیوان دو فرد (نر و ماده) با جمیع خانوادهات-جز آن (پسرت کنعان و زنت) که وعده هلاکش در علم ازلی گذشته-و هر که ایمان آورده همه را در کشتی سوار کن (که از غرقاب برهند) . و گرویدگان به نوح عده قلیلی بیش نبودند.
- ترجمه الهی قمشهای