سورهٔ حجر

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۹۹
نام‌های سوره:
حجر
تفسیر

٢١ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ

و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ما است و آن را نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه‌ای معلوم

- ترجمه سلطانی

و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ما است و آن را نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه‌ای معلوم

- ترجمه راستین

و هیچ چیز در عالم نیست جز آنکه منبع و خزانه آن نزد ماست ولی ما از آن بر عالم خلق الاّ به قدر معین (که مصلحت است) فرو نمی‌فرستیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ

و بادها را به جهت تلقیح (بارور کردن) [بارور کنندگان] فرستادیم و از آسمان آب را نازل کردیم و شما را به وسیلهٔ آن سیراب کردیم و شما خازن (نگهبان) آن نیستید [تا قادر بر انزال آن و منع آن باشید بلکه آن ایضاً از آنچه است که آن را به اندازه نازل می‌کنیم]

- ترجمه سلطانی

و بادها را به جهت تلقیح (بارور کردن) فرستادیم و از آسمان آب را نازل کردیم و شما را به وسیلهٔ آن سیراب کردیم و شما خازن (نگهبان) آن نیستید

- ترجمه راستین

و ما بادهای باردار کننده (رحم طبیعت) را فرستادیم، آن‌گاه باران را از آسمان فرود آوردیم تا به آن آب، شما را سیراب گردانیدیم و گر نه شما نمی‌توانستید آبهایی (برای وقت حاجت خود در هر جای زمین از کوه و دره و بیابان و صحرا) منبع ساخته و جاری سازید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ

و همانا البتّه این ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و ما وارث هستیم

- ترجمه سلطانی

و همانا البتّه این ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم و ما وارث هستیم

- ترجمه راستین

و محققا ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و وارث (همه خلق که فانی می‌شوند) ما هستیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ

و همانا پیشینیان از شما را می‌شناسیم و همانا پسینیان (آیندگان) را می‌شناسیم

- ترجمه سلطانی

و همانا پیشینیان از شما را میشناسیم و همانا پسینیان (آیندگان) را می‌شناسیم

- ترجمه راستین

و البته ما به همه گذشتگان و آیندگان شما آگاهی کامل داریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ

و همانا پروردگار تو اوست که آنها را حشر می‌کند به درستی که او حکیم است [و حکمت او اقتضای حشر و مجازات و ایصال هر کدام به مقتضای خود را می‌کند] و [به قدر هر یک و محشر او و اقتضای او] دانا است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگار تو اوست که آنها را حشر می‌کند به درستی که او حکیم و دانا است

- ترجمه راستین

و البته خدای تو همه خلایق را در قیامت محشور خواهد کرد، که کار او از روی علم و حکمت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ

و همانا ما انسان را از لجن ریخته شدهٔ گندیده‌ای [یعنی لجن نطفه برای اینکه آن در عروق و اوعیهٔ (مجاری ترشحی) منی مدّت طولانی مانند گِل سیاهی که در نهرها است باقی می‌ماند و آن در رحم ریخته می‌شود] خلق کردیم

- ترجمه سلطانی

و همانا ما انسان را از لجن ریخته شدهٔ گندیده‌ای خلق کردیم

- ترجمه راستین

و همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ

و جنّ (ابوالجنّ، پدر جنّ) را، او را قبل از او از آتشِ بادی گرم خلق کردیم {سَموم باد گرم شدید الحرارت معروف و در بلاد حارّه (گرمسیر) کثیر می‌باشد، و آن بادی شدیداً گرم منتنه (بدبو) حادث از زمین‌های شوره‌زار گوگردی گرم شده با آفتاب است و سمّیّت دارد و لذلک سَموم نامیده می‌شود، کیفیّت حادث از اختلاط قوای طبیعیّهٔ عنصری گرم با قوای روحانیّه و گرم شدن آن با حرارت خورشید حقیقی را به آتشی که در هواء از اختلاط سطوح اراضی شوره‌زار با ضوء (روشنائی) آفتاب ظاهر می‌شود و تولّد جنّ را از آن به دخان (دود) حاصل از آتش در عالم کبیر تشبیه کرد، و امّا در عالم صغیر پس جانّ ابوالجنّ، همان واهمهٔ متولّده از حرارت اَخْلاط حاصله از گرم شدن آن با خورشید روح، و خلقت آن قبل خلقت انسان است چنانکه مشهود است}

- ترجمه سلطانی

و جنّ را او را قبل از او از آتش بادی گرم خلق کردیم

- ترجمه راستین

و طایفه دیوان را پیشتر از آتش گدازنده، خلق کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ

و [به یاد آور] آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه گفت: همانا من خالق بشری از لجن گندیدهٔ ریخته شده هستم

- ترجمه سلطانی

و (به یاد آور) آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه گفت: همانا من خالق بشری از لجن گندیدهٔ ریخته شده هستم

- ترجمه راستین

و (یاد آر) آن گاه که پروردگارت به فرشتگان عالم اظهار فرمود که من بشری از ماده گل و لای کهنه متغیر، خلق خواهم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ

پس وقتی که [خلقت] او را مرتّب (تمام، استوار) کردم

- ترجمه سلطانی

پس وقتی که او را مرتّب (تمام، استوار) کردم

- ترجمه راستین

پس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

و در او از روح خود دمیدم پس بر او سجده کننده واقع شوید

- ترجمه سلطانی

و در او از روح خود دمیدم پس بر او سجده کننده واقع شوید

- ترجمه راستین

پس همه فرشتگان سجده کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)