سورهٔ حجر
حجر
٢١ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ
و هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ما است و آن را نازل نمیکنیم مگر به اندازهای معلوم
- ترجمه سلطانیو هیچ چیزی نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ما است و آن را نازل نمیکنیم مگر به اندازهای معلوم
- ترجمه راستینو هیچ چیز در عالم نیست جز آنکه منبع و خزانه آن نزد ماست ولی ما از آن بر عالم خلق الاّ به قدر معین (که مصلحت است) فرو نمیفرستیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
و بادها را به جهت تلقیح (بارور کردن) [بارور کنندگان] فرستادیم و از آسمان آب را نازل کردیم و شما را به وسیلهٔ آن سیراب کردیم و شما خازن (نگهبان) آن نیستید [تا قادر بر انزال آن و منع آن باشید بلکه آن ایضاً از آنچه است که آن را به اندازه نازل میکنیم]
- ترجمه سلطانیو بادها را به جهت تلقیح (بارور کردن) فرستادیم و از آسمان آب را نازل کردیم و شما را به وسیلهٔ آن سیراب کردیم و شما خازن (نگهبان) آن نیستید
- ترجمه راستینو ما بادهای باردار کننده (رحم طبیعت) را فرستادیم، آنگاه باران را از آسمان فرود آوردیم تا به آن آب، شما را سیراب گردانیدیم و گر نه شما نمیتوانستید آبهایی (برای وقت حاجت خود در هر جای زمین از کوه و دره و بیابان و صحرا) منبع ساخته و جاری سازید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ
و همانا البتّه این ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم و ما وارث هستیم
- ترجمه سلطانیو همانا البتّه این ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم و ما وارث هستیم
- ترجمه راستینو محققا ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم و وارث (همه خلق که فانی میشوند) ما هستیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ
و همانا پیشینیان از شما را میشناسیم و همانا پسینیان (آیندگان) را میشناسیم
- ترجمه سلطانیو همانا پیشینیان از شما را میشناسیم و همانا پسینیان (آیندگان) را میشناسیم
- ترجمه راستینو البته ما به همه گذشتگان و آیندگان شما آگاهی کامل داریم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
و همانا پروردگار تو اوست که آنها را حشر میکند به درستی که او حکیم است [و حکمت او اقتضای حشر و مجازات و ایصال هر کدام به مقتضای خود را میکند] و [به قدر هر یک و محشر او و اقتضای او] دانا است
- ترجمه سلطانیو همانا پروردگار تو اوست که آنها را حشر میکند به درستی که او حکیم و دانا است
- ترجمه راستینو البته خدای تو همه خلایق را در قیامت محشور خواهد کرد، که کار او از روی علم و حکمت است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ
و همانا ما انسان را از لجن ریخته شدهٔ گندیدهای [یعنی لجن نطفه برای اینکه آن در عروق و اوعیهٔ (مجاری ترشحی) منی مدّت طولانی مانند گِل سیاهی که در نهرها است باقی میماند و آن در رحم ریخته میشود] خلق کردیم
- ترجمه سلطانیو همانا ما انسان را از لجن ریخته شدهٔ گندیدهای خلق کردیم
- ترجمه راستینو همانا ما انسان را از گل و لای کهنه متغیر بیافریدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ
و جنّ (ابوالجنّ، پدر جنّ) را، او را قبل از او از آتشِ بادی گرم خلق کردیم {سَموم باد گرم شدید الحرارت معروف و در بلاد حارّه (گرمسیر) کثیر میباشد، و آن بادی شدیداً گرم منتنه (بدبو) حادث از زمینهای شورهزار گوگردی گرم شده با آفتاب است و سمّیّت دارد و لذلک سَموم نامیده میشود، کیفیّت حادث از اختلاط قوای طبیعیّهٔ عنصری گرم با قوای روحانیّه و گرم شدن آن با حرارت خورشید حقیقی را به آتشی که در هواء از اختلاط سطوح اراضی شورهزار با ضوء (روشنائی) آفتاب ظاهر میشود و تولّد جنّ را از آن به دخان (دود) حاصل از آتش در عالم کبیر تشبیه کرد، و امّا در عالم صغیر پس جانّ ابوالجنّ، همان واهمهٔ متولّده از حرارت اَخْلاط حاصله از گرم شدن آن با خورشید روح، و خلقت آن قبل خلقت انسان است چنانکه مشهود است}
- ترجمه سلطانیو جنّ را او را قبل از او از آتش بادی گرم خلق کردیم
- ترجمه راستینو طایفه دیوان را پیشتر از آتش گدازنده، خلق کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ
و [به یاد آور] آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه گفت: همانا من خالق بشری از لجن گندیدهٔ ریخته شده هستم
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور) آنوقتی را که پروردگارت به ملائکه گفت: همانا من خالق بشری از لجن گندیدهٔ ریخته شده هستم
- ترجمه راستینو (یاد آر) آن گاه که پروردگارت به فرشتگان عالم اظهار فرمود که من بشری از ماده گل و لای کهنه متغیر، خلق خواهم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ
پس وقتی که [خلقت] او را مرتّب (تمام، استوار) کردم
- ترجمه سلطانیپس وقتی که او را مرتّب (تمام، استوار) کردم
- ترجمه راستینپس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید.
- ترجمه الهی قمشهای