سورهٔ حجر
حجر
٥٢ إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ
آنوقت که بر او داخل شدند و گفتند: سلام، [ابراهیم برای امتناع آنها از خوردن] گفت: همانا ما از شما ترسان هستیم
- ترجمه سلطانیآنوقت که بر او داخل شدند و گفتند: سلام، (ابراهیم) گفت: همانا ما از شما ترسان هستیم
- ترجمه راستینکه چون آن مهمانان بر ابراهیم وارد شدند و بر او سلام دادند ابراهیم (مضطرب شده) گفت: ما از شما (که بدون اذن و بیموقع بر ما در آمدید) بیمناکیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ
[میهمانان] گفتند بیم نکن ما به تو به پسری دانا بشارت میدهیم
- ترجمه سلطانی(میهمانان) گفتند بیم نکن ما به تو به پسری دانا بشارت میدهیم
- ترجمه راستینفرشتگان گفتند: هیچ مترس که ما آمدهایم تو را به پسری دانا بشارت دهیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
[ابراهیم] گفت: آیا به من بشارت میدهید با اینکه پیری به من رسیده؟ پس به چه چیزی مرا بشارت میدهید؟
- ترجمه سلطانی(ابراهیم) گفت: آیا به من بشارت میدهید با اینکه پیری به من رسیده؟ پس به چه چیزی مرا بشارت میدهید؟
- ترجمه راستینابراهیم گفت: آیا مرا در این سن پیری مژده فرزند میدهید؟نشانه این مژده چیست؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ
[میهمانان] گفتند: به تو به [امری] حقّ (واقع شدنی) بشارت میدهیم پس از نومیدان [بر قدرت او تعالی نسبت به آنچه که اسباب با آن موافق نمیشود] مباش
- ترجمه سلطانی(میهمانان) گفتند: به تو به (امری) حقّ بشارت میدهیم پس از نومیدان مباش
- ترجمه راستینگفتند: ما تو را به حق و حقیقت بشارت دادیم و تو هرگز نومید مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
[ابراهیم] گفت: و چه کسی از رحمت پروردگارش ناامید میشود جز گمراهان [از طریق معرفت خدا و قدرت او]
- ترجمه سلطانی(ابراهیم) گفت: و چه کسی از رحمت پروردگارش ناامید میشود جز گمراهان
- ترجمه راستینابراهیم گفت: به جز مردم گمراه چه کسی از لطف خدای خود نومید میشود؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
[ابراهیم] گفت: پس کار شما [یعنی امر شما و شغل شما بعد بشارت] چیست؟ ای فرستاده شدگان
- ترجمه سلطانی(ابراهیم) گفت: پس کار شما چیست؟ ای فرستاده شدگان
- ترجمه راستینآن گاه ابراهیم پرسش کرد که ای رسولان حق، باز گویید که بر چه کار مبعوث شدهاید؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ
[فرستاده شدگان] گفتند: همانا ما به سوی قوم مجرمی (قوم لوط) فرستاده شدهایم
- ترجمه سلطانی(فرستاده شدگان) گفتند: همانا ما به سوی قوم مجرمی (قوم لوط) فرستاده شدهایم
- ترجمه راستینفرشتگان پاسخ دادند که ما بر هلاک قومی زشتکار فرستاده شدهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ
مگر اهل [خانواده، خاندان] لوط، همانا ما البتّه همگی آنها را نجات میدهیم
- ترجمه سلطانیمگر اهل (خانواده، خاندان) لوط، همانا ما البتّه همگی آنها را نجات میدهیم
- ترجمه راستین(که آن قوم مجرم لوطند که به جرم عمل بد هلاک شوند) مگر اهل بیت لوط که همه آنها را از بلا نجات خواهیم داد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَـمِنَ الْغَابِرِينَ
مگر زن او را که مقدّر کردهایم که وی البتّه از جاماندگان (باقی ماندگان با کفر برای هلاک شدن) است
- ترجمه سلطانیمگر زن او را که مقدّر کردهایم که او (مؤنّث) البتّه از جاماندگان است
- ترجمه راستینجز زن لوط که آن هم (چون با بدان همدست است) چنین مقرر داشتیم که از بازماندگان باشد (و با زشتکاران هلاک شود).
- ترجمه الهی قمشهای