سورهٔ حجر
حجر
٦٢ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ
[لوط (ع) بعد مشاهدهٔ آنها] گفت همانا شما گروهی ناشناس هستید [یعنی شما را نمیشناسم یا با شما انس ندارم برای ظنّ شرّ نسبت به شما]
- ترجمه سلطانی(لوط) گفت همانا شما گروهی ناشناس هستید
- ترجمه راستینلوط با فرشتگان گفت: شما اشخاصی نا آشنایید!
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ قَالُوا بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ
[فرستاده شدگان] گفتند: [ما برای شما شرّی نداریم] بلکه آنچه را که [از عذاب] در آن تردید میکردند نزد تو آوردهایم
- ترجمه سلطانی(فرستاده شدگان) گفتند: بلکه آنچه را که در آن تردید میکردند نزد تو آوردهایم
- ترجمه راستینفرشتگان پاسخ دادند که ما بر انجام چیزی (یعنی وعده عذاب) که قومت در آن به شک و انکار بودند فرستاده شدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ وَأَتَيْنَاكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ
و [امر] حقّ را [که تخلّفی در آن نیست] نزد تو آوردهایم و همانا ما قطعاً راستگوییم
- ترجمه سلطانیو (امر) حقّ را نزد تو آوردهایم و همانا ما قطعاً راستگوییم
- ترجمه راستینو به حق و راستی به سوی تو آمدهایم و آنچه گوییم صدق محض است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
پس به پاسی [گذشته] از شب اهلت را حرکت بده و پشت سر آنها برو [و مانند مراقب نگهبان باش] و از شما احدی نباید [به وراء خود] التفات (توجّه، بازگشت) کند (باز پس ننگرد) و [امر الهی حین خروج شما را درک میکند و در آن هنگام] از جایی که به شما امر میشود بروید
- ترجمه سلطانیپس به پاسی (گذشته) از شب اهلت را حرکت بده و پشت سر آنها برو و از شما احدی نباید التفات (توجّه) کند (باز پس نگرد) و از جایی که به شما امر میشود بروید
- ترجمه راستینپس تو ای لوط، خانوادهات را در پاسی از شب از این دیار بیرون بر و خود از پی آنان روانه شو و هیچ یک از شما باز پس ننگرد بلکه بدان سو که مأمورید به سرعت روان شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَـؤُلَاءِ مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ
و [علم] آن امر [مبهم] را به او (لوط) حکم کردیم (رساندیم) که آنها (واپسماندگان) [در حالی] صبح کنندهاند که از ریشه کنده شدهاند [یعنی دیگران مستأصل (ریشه کن) میشوند]
- ترجمه سلطانیو آن امر را به او حکم کردیم که آنها (واپسماندگان) (در حالی) صبح کنندهاند که از ریشه کنده شدهاند
- ترجمه راستینو بر او این فرمان را وحی کردیم که قومت تا آخرین افراد، صبحگاه هلاک میشوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ
و اهل شهر [بعد اطّلاعشان بواسطهٔ زن لوط] آمدند [در حالی که به لوط (ع) از بابت میهمانان با طمع کردن در آنها و به زعم خود به دخول لوط (ع) در مثل فعل آنها] مژده میدادند
- ترجمه سلطانیو اهل شهر آمدند (در حالی که) مژده میدادند
- ترجمه راستینو (در آن شب که فرشتگان به شکل جوانهای زیبا به خانه لوط در آمدند) قوم لوط آگاه شده خوشحال (به خیال کامرانی به خانه او) آمدند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَـمِينَ
[اهل شهر] گفتند: آیا ما تو را از عالمیان [یعنی هر مردمانی، یعنی از مهمان کردن مردم] نهی نکردیم؟
- ترجمه سلطانی(اهل شهر) گفتند: آیا ما تو را از عالمیان (هر مردمانی) نهی نکردیم؟
- ترجمه راستینقوم گفتند: مگر ما تو را از (میزبانی و حمایت) عالمیان منع نکردیم؟
- ترجمه الهی قمشهای