سورهٔ حجر
حجر
٧١ قَالَ هَـؤُلَاءِ بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ
[لوط] گفت: اینان (ازواج شما یا همهٔ زنان و دختران شهر) دختران من هستند اگر انجام دهنده میباشید
- ترجمه سلطانی(لوط) گفت: اینان (همهٔ دختران شهر) دختران من هستند اگر انجام دهنده میباشید
- ترجمه راستینلوط به قوم خود گفت: من این دخترانم را به نکاح شما میدهم تا اگر خیال عملی دارید انجام دهید.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
قسم به جان تو [یعنی به حیات (جان) تو ای محمّد (ص)] که آنها البتّه در مستی خود سرگردانند (حیرانند)
- ترجمه سلطانیقسم به جان تو که آنها البتّه در مستی خود سرگردانند
- ترجمه راستین(ای محمد) به جان تو قسم که این مردم دنیا همیشه مست شهوات نفسانی و به حیرت و غفلت و گمراهی خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
پس به هنگام طلوع [آفتاب] آن بانگ [بلند] آنها را در گرفت [در حالی که در وقت طلوع خورشید داخل میشدند]
- ترجمه سلطانیپس آن بانگ (بلند) آنها را به هنگام طلوع (آفتاب) در گرفت
- ترجمه راستینباری، قوم لوط هنگام طلوع آفتاب به صیحه آسمانی همه هلاک شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ
پس زبر آن را (بالای قریههای آنها را) در زیر آن قرار دادیم و بر آنها سنگهایی از سنگ گِل باراندیم
- ترجمه سلطانیپس زبر آن را در زیر آن قرار دادیم و بر آنها سنگهایی از سنگ گِل باراندیم
- ترجمه راستینو شهر و دیار آنها را زیر و زبر ساخته و آن قوم را سنگباران عذاب کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ
همانا در آن البتّه آیاتی برای فراستمندان (هوشمندان، کسانی که اشیاء را با نشانههای آنها میشناسند) هست
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه آیاتی برای فراستمندان هست
- ترجمه راستینو در این عذاب هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ
و همانا آنها (قریهها، یا آثار هلاک، یا نشانهها) بر سر راهی هستند که [باقی و نابود نشده و] برقرار است [مردم از آن سیر میکنند و آثار قریههای آنها و هلاک آنها را مشاهده میکنند]
- ترجمه سلطانیو همانا آنها بر سر راهی هستند که برقرار است
- ترجمه راستینو این ویرانه اکنون بر سر راهی است بر قرار.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ
پس از آنها انتقام گرفتیم و همانا آن دو (ایکه و مدین) البتّه بر سر راهی آشکار بودند [یعنی طریق واضحی که رهرو به سوی آن رهنمون میشود]
- ترجمه سلطانیپس از آنها انتقام گرفتیم و همانا آن دو (ایکه و مدین) البتّه بر سر راهی آشکار بودند
- ترجمه راستینآنها را نیز به کیفر رسانیدیم، و این هر دو شهر (یعنی شهر سدوم و ایکه یا مدین که دیار قوم لوط و شعیب بود، برای اهل اعتبار) بر رهگذری آشکار قرار دارند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
و همانا اهل [وادی] حِجر [بین مدینه و شام] (قوم ثمود) فرستادگان (صالح) را تکذیب کردند
- ترجمه سلطانیو همانا اهل حِجر (قوم ثمود) فرستادگان (صالح) را تکذیب کردند
- ترجمه راستینو اصحاب حجر (قوم صالح) هم رسولان را به کلی تکذیب کردند.
- ترجمه الهی قمشهای