سورهٔ نحل
نحل، نِعم
١٢١ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
شاکر بر نعمتهای او [بود]، او را برگزید و او را به راه مستقیم هدایت کرد
- ترجمه سلطانیشاکر بر نعمتهای او (بود)، او را برگزید و او را به راه مستقیم هدایت کرد
- ترجمه راستینهمیشه شکرگزار نعمتهای خدا بود که خدا او را (به رسالت) برگزید و به راه مستقیمش هدایت فرمود.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٢ وَآتَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَـمِنَ الصَّالِـحِينَ
و در دنیا به او نیکی دادیم {حسنه در دنیا همان اطمینان یافتن با ذکر خدا و انس با خداوند است به حیثی که چیزی از قضای الهی نزد او مکروه نباشد و به آن سهولت مخرج (راه چاره) و التذاذ در طریق الی الله و محبّت مردم و حُسن صیت (آوازه) و پاکی عیش (زندگانی) و تمتع به اولاد و برکت به کثرت و سلامت از آفات آخرت در اعقاب در پی میشود و همانا همهٔ اینها برای ابراهیم (ع) بود} و همانا او در آخرت البتّه از صالحان است {یعنی کسانی که فساد در وجودشان نیست و آنان کسانی هستند که جمیع آنچه از کمالات که برای انسان ممکن میشود را حاصل کردهاند}
- ترجمه سلطانیو در دنیا به او نیکی دادیم و همانا او در آخرت البتّه از صالحان است
- ترجمه راستینو او را در دنیا نیکویی (و سعادت) عطا کردیم و در آخرت از صالحان و نیکان خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٣ ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
سپس [ای محمّد (ص)] به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم حنیف (راستین) پیروی کن و [او] از مشرکان نبود {«ملّت» همان صورت احکام قالبی مرتبط به احکام قلب مأخوذه از صاحب احکام قلب و قالب است کما اینکه «نحله» همین صورت غیر مأخوذه از صاحب آن با شرایط مقرّره نزد آنها است}
- ترجمه سلطانیسپس به تو وحی کردیم که از آیین ابراهیم حنیف (راستین) پیروی کن و (او) از مشرکان نبود
- ترجمه راستینآن گاه بر تو وحی کردیم که (در دعوت به خداپرستی و توحید و بسط معارف الهی) آیین ابراهیم را تعقیب کن که پاک و یکتا پرست بود و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورد.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٤ إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
جز این نیست که شنبه بر کسانی که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف میکردند [محترم] قرار داده شد و همانا پروردگار تو در روز قیامت البتّه دربارهٔ آنچه که در آن با یکدیگر اختلاف میکردند بین آنها حکم میکند
- ترجمه سلطانیجز این نیست که شنبه بر کسانی که دربارهٔ آن با یکدیگر اختلاف میکردند (محترم) قرار داده شد و همانا پروردگار تو در روز قیامت البتّه بین آنها دربارهٔ آنچه که در آن با یکدیگر اختلاف میکردند حکم میکند
- ترجمه راستین(حکم حرمت) روز شنبه تنها بر یهود که در آن راه اختلاف پیمودند (و حرمتش نگاه نداشتند) مقرر گردید، و خدای تو البته روز قیامت در آنچه (خلق) در آن اختلاف و نزاع برپا میکردند حکم خواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٥ ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
با حکمت [به معنی اطلاع بر دقایق علوم که بشر از مثل آن عاجز میشود (خرده بینی) و قدرت بر دقایق اعمال است که امثال او از مثل آن عاجز میشوند (خرده کاری) و آن شأن ولایت است] {مراد از آن در اینجا دعوت از طریق باطن است با تصرّف در مدعو بحسب استعداد او، و از طریق ظاهر بحسب اقتضای حال او با اظهار معجزات و اعلام به او با خواطر و خیالات تا با آنها او را به سوی حقّ برگرداند} و موعظهٔ نیکو [اظهار آنچه است که برای مدعو نافع میباشد تا آن را طلب کند و آنچه که ضارّ (ضرر زننده) میباشد تا از آن اجتناب نماید، به حیثی که مدعو ببیند که داعى (دعوت کننده) ناصح او و طالب خیر او است و آن شأن نبوّت است] {مجادلۀ حسنه الزام خصم به حجّت و برهان یا به آنچه است که آن نزد او مسلّم است و به آن اذعان دارد چه برهان موافق آن باشد یا خیر یکسان است و آن شأن رسالت است} به راه پروردگارت [یعنی دین اسلام یا اعظم ارکان آن و همان ولایت] دعوت کن و با آنها به طرزی که آن نیکوتر است مجادله کن که پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است {یعنی اینکه تو مأمور به دعوت عامّ هستی پس در دعوت کردن از جهت تفکّر در اینکه آن نفع دارد یا نه سست مشو}
- ترجمه سلطانیبه راه پروردگارت با حکمت و موعظهٔ نیکو دعوت کن و با آنها به طرزی که آن نیکوتر است مجادله کن که پروردگار تو به کسی که از راه او گمراه است داناتر است و او به هدایت شدگان داناتر است
- ترجمه راستین(ای رسول ما خلق را) به حکمت (و برهان) و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین طریق با اهل جدل مناظره کن (وظیفه تو بیش از این نیست) که البته خدای تو (عاقبت حال) کسانی را که از راه او گمراه شده و آنان را که هدایت یافتهاند بهتر میداند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٦ وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرِينَ
و اگر [از جهت قصاص] عقوبت کردید به مثل آنچه که به آن عقوبت شُدید عقوبت کنید {لفظ شکّ برای اشعار به این است که قصاص برای مؤمن شایسته نیست، بلکه شأن او عفو است و اقدام او برای قصاص مانند مشکوک (چیز مورد شکّ) است؛ و این برای کسی است که از مرتبهٔ نفس ترقّی نکرده، و قول او: «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا» (و باید عفو کنند و باید صفح کنند) برای کسی است که از آن به مقام قلب عُرج (بالا برده) شده، و قول او: «وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد) برای کسی است که متّصف به صفات روح است و به عبارت دیگر: اوّلی برای کسی است که رسالت را قبول کرده، و دوّمی برای کسی است که نبوّت را قبول کرده و سوّمی برای کسی است که ولایت را قبول کرده است} و اگر [از قصاص کردن] صبر [یعنی عفو و کظم غیظ] کنید البتّه آن برای صبر کنندگان بهتر است
- ترجمه سلطانیو اگر عقوبت کردید به مثل آنچه که به آن عقوبت شُدید عقوبت کنید و اگر صبر کنید البتّه آن برای صبر کنندگان بهتر است
- ترجمه راستینو اگر به شما مسلمانان کسی عقوبت و ستمی رسانید شما باید به قدر آن در مقابل انتقام کشید (نه بیشتر) و اگر صبوری کنید البته برای صابران بهتر خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٧ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ
و صبر کن و صبر کردن تو جز به [توفیق] خداوند نیست و بر آنها [یعنی بر اصحابت و آنچه که از قتل و مُثله نسبت به آنها انجام داده شده] اندوه مخور و از آنچه که [در حقّ اصحابت یا دربارهٔ تو یا دربارهٔ علیّ (ع)] مکر میکنند دلتنگ مباش
- ترجمه سلطانیو صبر کن و صبر کردن تو جز به (توفیق) خداوند نیست و بر آنها اندوه مخور و از آنچه که مکر میکنند دلتنگ مباش
- ترجمه راستینو تو (ای رسول) صبر و تحمل پیشه کن که صبر تو تنها به (توفیق) خداست، و بر آنها (که ترک کفر و عناد نمیکنند) غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٨ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ
همانا خداوند با کسانی که تقوا پیشه کردهاند و کسانی که آنها نیکوکارند [یعنی دارندهٔ حُسن و همان ولایت یا احسان کننده به بدی کنندهٔ به خود هستند] است.
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند با کسانی که تقوا پیشه کردهاند و کسانی که آنها نیکوکارند است.
- ترجمه راستینمحققا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران عالم است.
- ترجمه الهی قمشهای