سورهٔ نحل
نحل، نِعم
٤١ وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
و کسانی که بعد از آنکه به آنها ظلم شد در راه خدا هجرت کردند البتّه برای آنها در دنیا [خانهای] نیکو بناء میکنیم و البتّه اجر آخرت (لقای رحمان و جنّت رضوان) بزرگتر است اگر [مردم آن را] میدانستند
- ترجمه سلطانیو کسانی که بعد از آنکه به آنها ظلم شد در راه خدا هجرت کردند البتّه برای آنها در دنیا (خانهای) نیکو بناء میکنیم و البتّه اجر آخرت بزرگتر است اگر (مردم) میدانستند
- ترجمه راستینو آنان که در راه خدا مهاجرت کردند پس از آنکه ستمها (در وطن خود از کافران) کشیدند ما در دنیا به آنها جایگاه آسایش و نیکو میدهیم در صورتی که اگر بدانند اجری که در آخرت به آنها عطا خواهیم کرد بزرگتر (و بسیار بهتر و نیکوتر) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
کسانی که صبر کردهاند و بر پروردگارشان توکّل میکنند
- ترجمه سلطانیکسانی که صبر کردهاند و بر پروردگارشان توکّل میکنند
- ترجمه راستین(این اجر بزرگ در دنیا و عقبی به) آن کسانی (عطا میشود) که (در راه دین) صبر کردند و بر خدای خود در کارها توکل مینمایند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
و قبل از تو مگر مردانی را نفرستادیم [و تعجّبی در بودن تو به عنوان رَجُلى از جنس آنان نیست زیرا تو مثل رسولان گذشته هستی] که به آنها وحی میکردیم [و امتیاز آنها به وحى بود همانطور که امتیاز تو به وحى است و انکار آنها رسالت تو را، برای بشری مثل آنها بودن تو، انکار بر رسالت جمیع رسولان است] پس اگر [اوصاف انبیاء یا اوصاف محمّد موعود (ص) را یا احکام دین را] نمیدانید از اهل ذکر سؤال کنید {و ذکر همان اضافهٔ حقّ به خلق و همان مشیّت و «حقّ مخلوقٌ به» است و آن حقیقت ولایت و خاتم الاولیاء و او علی (ع) همان متحقّق به آن و مظهر تامّ آن است و سایر اولیاء (ع) مظاهر علیّ (ع) و از اَظْلال (سایهها) او هستند، و نبوّت که همان مِصْباح (چراغ) است مظهر ولایت است و رسالت که مانند زُجاجه (شیشه) است مظهر نبوّت است، و آنچه که در عالم طبع است از بشریّت رسولان و انبیاء و اولیاء (ع) و کتب آنها و احکام قالبیّه و قلبیّهٔ آنها و سایر اجزای عالم طبع که مانند مشکات هستند به تمامی خود مُستنیر به نور مصباح هستند و آن نور همان ذکر حقّ و تذکر او است؛ و «اهل ذکر» گاه بر کسی که ذکر در تصرّف او است مانند اولیاء و انبیاء و رُسُل (ع) اطلاق میشود و گاه بر کسی که ذکر به او اضیف (اضافه) شده اطلاق میشود و آن هر کسی است که دعوت ظاهرهٔ رسولان (ع) و انبیاء را یا دعوت باطنهٔ اولیاء (ع) را قبول میکند، و همچنین اهل ذکر بر کسی که منتحل دعوت عامّه است اطلاق میشود مانند یهود و نصاری و مجوس و اکثر اهل اسلام زیرا آنها حقیقتاً از اهل ذکر و ملّت (آیین) الهی نیستند چون تحقّق انتساب به یک ملّت شرایط و عهود و مواثیقی (پیمانهایی) دارد و آنها اینها را ندارند، و ذکر بر اولیاء و احکام آنان و بر انبیاء و رسل (ع) و احکام آنها و کتب الهیّهٔ آنها اطلاق میشود پس تفسیر ذکر به رسول (ص) و به علی (ع) و به قرآن و سایر کتب آسمانی و به احکام رسالت و نبوّت که همان ملّت الهی هستند صحیح است، و همچنین تفسیر اهل ذکر به انبیاء و اولیاء (ع) و اصل همه آل محمّد (ص) هستند و به کسی که دعوت عامّه را قبول کرده و کسی که دعوت خاصّه را قبول کرده و به کسی که انتساب به یک نبیّ و ملّت الهی و کتاب آسمانی را منتحل شده همگی صحیح هستند، و «سؤال» گاهی از حال رسل و انبیاء و اولیاء (ع) میباشد، و گاهی از علامات رسول ما ختمی (ص) و از اوصیای او میباشد، و گاهی از احکام نبوّت}
- ترجمه سلطانیو قبل از تو مگر مردانی را که به آنها وحی میکردیم نفرستادیم پس اگر نمیدانید از اهل ذکر سؤال کنید
- ترجمه راستینو ما پیش از تو غیر رجال مؤیّد به وحی خود کسی را به رسالت نفرستادیم، پس اگر نمیدانید از اهل ذکر (یعنی علما و دانشمندان هر امت) سؤال کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
[یا] بیّنات [یعنی آثار نبوّت و رسالت و احکام آن دو] و زُبُر [یعنی آثار ولایت و احکام آن را نمیدانید]، و ذکر را [یعنی قرآن یا احکام نبوّت یا ولایت را] به تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه که به آنها نازل شده [و مقصود از مجموع آنچه که نازل شده ولایت علیّ (ع) است] را بیان کنی و تا آنها فکر کنند [پس بدانند که اصل در جملهٔ احکام همان اقتداء و خروج از رأی و استبداد است و آن میسّر نمیشود مگر با وجود کسی که به او اقتداء شود و اینکه آن از تعیین کسی که به اذن خداوند به او اقتداء شود لابدّ بر تو است تا تسلیم امر خلیفهٔ تو و کسی که او را تعیین کردهای شوند و به او اقتداء نمایند و رستگار شوند]
- ترجمه سلطانیبیّنات (احکام نبوی) و زُبُر (احکام ولوی، خِرَد) و ذکر را به تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه که به آنها نازل شده را بیان کنی و تا آنها فکر کنند
- ترجمه راستین(ما هر رسولی را) با معجزات و کتب و آیات وحی فرستادیم و بر تو این ذکر (یعنی قرآن) را نازل کردیم تا برای مردم آنچه را که به آنان فرستاده شده بیان کنی و برای آنکه عقل و فکرت کار بندند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ
آیا پس کسانی که به بدیها مکر کردند از اینکه خداوند زمین را با آنها فرو ببرد ایمن هستند؟ یا از جایی که نمیفهمند به آنها عذاب برسد؟ [مانند آمدن عذاب از جایی که امید ثواب میدارد]
- ترجمه سلطانیآیا پس کسانی که به بدیها مکر کردند از اینکه خداوند زمین را با آنها فرو ببرد ایمن هستند؟ یا از جایی که نمیفهمند به آنها عذاب برسد؟
- ترجمه راستینآنان که بر کردار زشت خود مکرها میاندیشند آیا از این بلا ایمنند که خدا ناگاه همه را به زمین فرو برد یا از جایی که پی نبرند عذابی به آنان رسد؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ
یا آنها را در [حین] تقلّب [یعنی رفت و آمد و داد و ستدشان در مکاسبشان و داد و ستدشان یا در هنگام تقلّبشان در آراءشان و مکرشان، یا در تقلّبشان در آنچه که آن را صلاح برای خود میپندارند مانند صور اعمال صالحه] فرو بگیرد و آنها عاجز کننده [ما] نیستند [که آنها را در عین هوشیاریشان و تفطّنشان (فهمشان) عذاب کنیم]
- ترجمه سلطانییا آنها را در (حین) تقلّب (رفت و آمد و داد و ستد)شان فرو بگیرد و آنها عاجز کننده نیستند
- ترجمه راستینیا آنکه در سفر که سرگرم رفت و آمدند ناگاه به مؤاخذه سخت بگیرد؟و آنان البته (بر قدرت حق) غالب نتوانند شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَـرَءُوفٌ رَّحِيمٌ
یا آنان را [در حالی که] وحشتزدهاند [به تدریج در حال حذر (هوشیاری) و التفات آنها به عذاب و حیلهگری آنها برای دفع آن] فرو بگیرد [تا مبادا به آنچه که به امثال آنان نازل شده متنبّه (بیدار) شوند] زیرا پروردگار شما البتّه رئوف و رحیم است [یعنی سزاوار نیست که به سبب رحمت او ایمن شوند زیرا وقتی که استحقاق نباشد رحمت او نمیرسد، یا اگر به شما مهلت میدهد و عجله نمیکند پس برای این است که پروردگار شما البتّه رئوفى رحیم است]
- ترجمه سلطانییا آنان را (در حالی که) وحشتزدهاند (به تدریج) فرو بگیرد زیرا پروردگار شما البتّه رئوف و رحیم است
- ترجمه راستینیا آنکه دایم آنها را به حال ترس بگیرد (خدا که این زشتکاران را به این انواع بلاها گرفتار نکرد بدین جهت است) که پروردگار شما بسیار مشفق و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِّلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ
آیا ندیدهاند آنچه که خداوند از هر چیزی که خلق کرده سایههای آنها از راست و چپها بر میگردند [یعنی سایهها را با قلب (دگرگون) کردن آنها مقلوب میکند در حالی که] به خداوند سجده میکنند و (در حالی که) آنها خضوع کنندهاند
- ترجمه سلطانیآیا ندیدهاند آنچه که خداوند از هر چیزی که خلق کرده سایههای آنها از راست و چپها بر میگردند (در حالی که) به خداوند سجده میکنند و (در حالی که) آنها خضوع کنندهاند
- ترجمه راستینآیا چشم نگشودند تا ببینند که هر موجودی که خدا آفریده چگونه آثار وجودی و سایههای آن به هر جانب از راست و چپ (مستقیم یا غیر مستقیم) روانه میشود و همه به سجده خدا با کمال فروتنی مشغولند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ
و آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست از جنبندگان و ملائکه [که آنها فوق آسمانها و زمین هستند] فقط به خداوند سجده میکنند و آنها [از عبادت او] استکبار نمیورزند
- ترجمه سلطانیو آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست از جنبندگان و ملائکه فقط به خداوند سجده میکنند و آنها استکبار نمیورزند
- ترجمه راستینو هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و نیز فرشتگان همه بیهیچ تکبر به سجده و عبادت خدا مشغولند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ
و از فوق خود، از پروردگارشان میترسند و آنچه را که امر میشوند انجام میدهند
- ترجمه سلطانیو از فوق خود، از پروردگارشان میترسند و آنچه را که امر میشوند انجام میدهند
- ترجمه راستینو از قهر خدا که فوق همه آنهاست میترسند و هر چه مأمورند اطاعت میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای