سورهٔ کهف آیه ۷۷

تفسیر


جزء ۱۶
سوره کهف
حزب ۶۱

متن عربی آیه

٧٧ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا

ترجمه‌ها

سپس [از آنجا] حرکت کرده [به راه خود ادامه دادند] تا به قریه‌ای (ناصره) رسیدند، از مردم آنجا درخواست خوراک نمودند و آنها نپذیرفتند. [از آنجا عبور می‌کردند] دیواری دیدند که نزدیک بود فرو ریزد [و از بین برود] و [خضر] آن را راست کرد [و محکم نمود]؛ [موسی] گفت کاش برای این کار اجرتی می‌گرفتی

سپس (از آنجا) حرکت کرده (به راه خود ادامه دادند) تا به قریه‌ای رسیدند، از مردم آنجا درخواست خوراک نمودند و آنها نپذیرفتند. (از آنجا عبور می‌کردند) دیواری دیدند که نزدیک بود فرو ریزد (و از بین برود) و (خضر) آن را راست کرد (و محکم نمود)؛ (موسی) گفت کاش برای این کار اجرتی می‌گرفتی

باز با هم روان شدند تا وارد بر شهری شدند و از اهل آن شهر طعام خواستند، مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا کردند (آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا) در (نزدیکی دروازه آن) شهر به دیواری که نزدیک به انهدام بود رسیدند و آن عالم به استحکام و تعمیر آن پرداخت. باز موسی گفت: روا بود که بر این کار اجرتی می‌گرفتی.

لغات

(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)

فَانطَلَقَا
پس راه افتادند
حَتَّى
تا این که
إِذَا
هنگامی که
أَتَيَا
آمدند آن دو
أَهْلَ
اهل
قَرْيَةٍ
شهری
اسْتَطْعَمَا
طعام خواستند
أَهْلَهَا
ساکنان آن
فَأَبَوْا
پس ابا کردند
أَن
که
يُضَيِّفُوهُمَا
مهمان کنند آن دو را
فَوَجَدَا
پس یافتند آن دو
فِيهَا
در آن جا
جِدَارًا
دیوار
يُرِيدُ
می‌خواهد
أَن
که فرو ریزد
يَنقَضَّ
که فرو ریزد
فَأَقَامَهُ
پس برپاکرد آن را
قَالَ
گفت
لَوْ
اگر
شِئْتَ
میخواستی
لَاتَّخَذْتَ
البته می‌گرفتی
عَلَيْهِ
بر او
أَجْرًا
پاداشی