سورهٔ انبیاء

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۱۱۲
نام‌های سوره:
أنبیاء، إقترب
نمایش آیات ۱ الی ۱۰ | صفحه بعدی (نمایش تمام آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۱۷
سوره انبیاء
حزب ۶۵

١ اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ

برای مردم حساب آنها نزدیک شد [و وقت حساب همان وقت قیامت است] و (در حالی که) آنان در غفلت [از حساب و از آماده شدن برای آن] هستند و اعراض کننده‌اند

- ترجمه سلطانی

برای مردم حساب آنها نزدیک شد و (در حالی که) آنان در غفلت هستند و اعراض کننده‌اند

- ترجمه راستین

روز حساب مردم بسیار نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ

ذکری (پندی) تازه [برای حساب] از پروردگارشان [در باطن خود به زجر (بازداشتن) ملک زاجر (بازدارنده) و نهی عقل ناهی و واردات نفسانیّه از هموم و غموم و خواب‌های مُنذره (بیم دهنده) و مُبشّره (بشارت دهنده)، و در خارج به واردات خارجی از ابتلائات و امتحانات و دوائر (بلاها و سختی‌ها، پیشامدها) دائره (بلاها و سختی‌های وارده) که کم است که انسان از آنها خالی شود، و به تذکیرات (یادآوری‌ها، اندرزها) انبیاء و اولیاء (ع) و علماء رضی الله عنهم از انذارات و تبشیرات] نزد آنان نیامد مگر آنکه آن را [با گوش‌های باطنی و ظاهری خود] شنیدند و [حال آنکه با آن] لعب (بازی) می‌کنند [به اینکه آن را مانند اسمار (افسانه‌ها) قرار می‌دهند که حقیقت ندارند، یا غیر آن برای عدم اعتداد (اعتناء) به آن] {«لعب» آن فعلی است که غایت عقلانی نداشته باشد و غایت خیالی داشته باشد، و «لهو» آنچه است که غایت عقلانی و نه غایت خیالی نداشته باشد و اگرچه در نفس امر، خالی از غایت غیر مستشعر به آن نباشد}

- ترجمه سلطانی

ذکری (پندی) تازه از پروردگارشان نزد آنان نیامد مگر آنکه آن را شنیدند و (حال آنکه) (با آن) بازی می‌کنند

- ترجمه راستین

این مردم غافل را هیچ پند و موعظه تازه‌ای از جانب پروردگارشان نیاید جز آنکه آن پند را شنیده و باز به بازی دنیا و لهو و لعب عمر می‌گذرانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ

برای لهو (سرگرمی، مشغول بودن) قلوب آنان [به غیر آن]، و کسانی که ظلم کرده‌اند پنهانی پچ‌پچ کردند که آیا پس این جز بشری مثل شما است؟ [پس به عنوان رسول نمی‌باشد و از آنچه که آن خارج از مجرای طبیعی از او صادر می‌شود جز سحر نیست] آیا به سوی سِحر می‌روید؟ [و آن را قبول می‌کنید و بر آن اقبال می‌نمایید] و (حال آنکه) شما می‌بینید [که بشر رسالتش جایز نیست و اینکه آنچه که آن را بیاورد سحر است یا شما بصیرها حکماء هستید که شایسته نیست که به دعوی که برهان بطلانش با آن است فریفته شوید]

- ترجمه سلطانی

برای سرگرمی قلوب آنان، و کسانی که ظلم کرده‌اند پنهانی پچ‌پچ کردند که آیا پس این جز بشری مثل شما است؟ آیا به سوی سِحر می‌روید؟ و (حال آنکه) شما میبینید

- ترجمه راستین

دلهاشان به لهو و بازیچه دنیا متوجه است؛ و مردم ستمکار پنهان و آهسته با یکدیگر می‌گویند: آیا این شخص جز آن است که بشری مانند شماست؟چرا شما که مردمی بصیر و دانا هستید سحر او را می‌پذیرید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَـوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

[به آنها] گفت [چه سخن را سرّ (پنهان) کنید یا آن را اجهار (آشکار) نمایید پس همانا آن بر خداوند مخفی نمی‌شود برای اینکه] پروردگار من گفتار را در آسمان و زمین می‌داند و او شنوا و دانا است [و اقوال آنان را می‌شنود، چه آنها را پنهان کنند چه آشکار کنند و احوال آنها و ضمایر آنان را می‌داند چه آنها را مخفی کنند یا مخفی نکنند]

- ترجمه سلطانی

گفت پروردگار من گفتار را در آسمان و زمین میداند و او شنوا و دانا است

- ترجمه راستین

پیامبر گفت: خدای من هر حرفی که خلق در آسمان و زمین گویند همه را می‌داند، که او خدای شنوا و داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ

بلکه گفتند [که این جز بشری مثل شما نیست، آن کلام که او آورده سحر و] خواب‌هایی آشفتهٔ پراکنده است [یعنی قرآن صور خیالاتی است که این مخبّط (دیوانه) که عقل ندارد آنها را دیده مانند خیالاتی که خفته بدون حقیقتی بر آن، آنها را می‌بیند] بلکه آن را افتراء زده [و از نزد خودش ساخته و آن را به الله تعالی نسبت داده] است بلکه او شاعر (فریب دهنده) است [که آنچه را که حقیقت ندارد با تمویه (خلاف نمایاندن) آن به صورت حقّ ظاهر می‌کند] پس باید نشانه‌ای نزد ما بیاورد همانطور که پیشینیان [با آیات ظاهره مثل عصا و ید بیضاء و ناقه و احیاء مردگان و ابراء (شفاء دادن) اکمه (کور مادرزاد) و ابرص (پیس، جذامی)] فرستاده شدند

- ترجمه سلطانی

بلکه گفتند خواب‌هایی آشفتهٔ پراکنده است بلکه آنها را افتراء زده بلکه او شاعر (فریب دهنده) است پس باید نشانه‌ای نزد ما بیاورد همانطور که پیشینیان فرستاده شدند

- ترجمه راستین

بلکه این مردم (غافل نادان) گفتند که سخنان قرآن خواب و خیالی بی‌اساس است، بلکه این کلمات را خود فرابافته بلکه شاعر بزرگی است وگرنه باید مانند پیغمبران گذشته آیت و معجزه‌ای برای ما بیاورد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ

قبل از آنها [اهل] شهری را که آن را هلاک کردیم [با اقتراح (درخواستن) خود برای آیات] ایمان نیاوردند آیا پس [اگر محمّد (ص) آنچه را که اقتراح کرده‌اند برای آنها بیاورد] آنها ایمان می‌آورند؟!

- ترجمه سلطانی

قبل از آنها (اهل) شهری را که آن را هلاک کردیم ایمان نیاوردند آیا پس آنها ایمان میآورند؟!

- ترجمه راستین

پیش از اهل مکه هم ما اهل هر شهری که ایمان (به خدا و روز قیامت) نیاوردند همه را هلاک کردیم آیا اهل مکه ایمان خواهند آورد؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

و قبل از تو مگر مردانی که به آنها وحی می‌کردیم را نفرستادیم [همانطور که به تو وحى می‌کنیم] و اگر نمی‌دانید از اهل ذکر سؤال کنید

- ترجمه سلطانی

و قبل از تو مگر مردانی که به آنها وحی می‌کردیم را نفرستادیم و اگر نمیدانید از اهل ذکر سؤال کنید

- ترجمه راستین

و ما پیش از تو کسی را به رسالت نفرستادیم جز مردانی (پاک) را که به آنها (هم مانند تو) وحی می‌فرستادیم؛ شما اگر خود نمی‌دانید بروید و از اهل ذکر (و دانشمندان امت) سؤال کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ

و آنها را پیکره‌هایی قرار ندادیم که طعام نخورند و جاودانه نبودند [بلکه همهٔ آنان معرضاً برای مرگ غیر ماندگار در دنیا بودند]

- ترجمه سلطانی

و آنها را پیکره‌هایی قرار ندادیم که طعام نخورند و جاودانه نبودند

- ترجمه راستین

و ما پیغمبران را (چون فرشته) بدون بدن دنیوی قرار ندادیم تا به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا هم همیشه زنده نماندند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ

سپس [آن] وعده را بر ایشان راست (عملی) کردیم [و به آنان وعدۀ یاری دادیم] پس آنان و کسانی که خواستیم را نجات دادیم و مسرفان را هلاک کردیم {اسراف ضدّ قصد (اقتصاد، میانه‌روی) است، و قصد، استعمال اموال و اعضاء و قوا و مدارک است در آنچه که شایسته است به قدر آنچه که شایسته است، نه ناقص (کمتر) از آن و نه زائد بر آن، و اسراف به این معنی، اعمّ از تقتیر و تبذیر است، و گاهی اسراف در مقابل تقتیر و تبذیر استعمال می‌شود زیرا تبذیر صرف آن است در آنچه که صرف آن در آن شایسته نیست، و تقتیر، تقصیر (کوتاهی کردن) در صرف آن است در آنچه که شایسته است یا بر قدر آنچه که شایسته است، و اسراف، صرف آن است در آنچه که شایسته است زائد بر قدر آنچه که شایسته است، و در اینجا معنی اوّل همان مراد است، برای اینکه مراد از اسراف در اینجا عدم انقیاد انبیاء (ع) و تقتیر در صرف مدارک و قوا در جهت انقیاد آنان است}

- ترجمه سلطانی

سپس (آن) وعده را بر ایشان راست (عملی) کردیم پس آنان و کسانی که خواستیم را نجات دادیم و مسرفان را هلاک کردیم

- ترجمه راستین

آن‌گاه ما به وعده‌ای که به آنها دادیم وفا کردیم و آنان را با هر که خواستیم (از شر دشمنان) نجات دادیم و مسرفان ظالم را هلاک گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

[ای قریش یا ای عرب] همانا ما کتابی به سوی شما نازل کرده‌ایم که ذکر شما [یعنی صیت (آوازه) شما و شرف شما یا سبب ذکر شما بین خلق یا سبب تذکر دادن شما بر آخرت] در آن هست آیا [اعراض می‌کنید] پس تعقّل نمی‌کنید؟ [که ذکر شما در آن هست یا عاقل نمی‌گردید؟ و ظالم می‌گردید]

- ترجمه سلطانی

همانا ما کتابی به سوی شما نازل کرده‌ایم که در آن ذکر شما هست آیا (اعراض می‌کنید) پس تعقّل نمیکنید؟

- ترجمه راستین

همانا ما به سوی شما امت کتابی که مایه شرافت و عزت شماست فرستادیم، آیا نباید در این کتاب بزرگ تعقل کرده و حقایق آن را فهم کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)