سورهٔ مؤمنون

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۱۱۸
نام‌های سوره:
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
صفحه قبلی | نمایش آیات ۹۱ الی ۱۰۰ | صفحه بعدی (نمایش تمام آیات سوره)
تفسیر

٩١ مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ

خداوند فرزندی نگرفته و اگر با او خدائی می‌بود البتّه آنوقت هر خدایی آنچه را که خلق کرده، می‌بُرد و البتّه بعضی از آنها بر بعضی علوّ (برتری) می‌جُستند [حال آنکه] خداوند منزّه است از آنچه [از فرزند و شریک] که وصف می‌کنند

- ترجمه سلطانی

خداوند فرزندی نگرفته و اگر با او خدائی می‌بود البتّه آنوقت هر خدایی آنچه را که خلق کرده، می‌بُرد و البتّه بعضی از آنها بر بعضی علوّ (برتری) می‌جُستند (حال آنکه) خداوند منزّه است از آنچه که وصف می‌کنند

- ترجمه راستین

خدا هرگز فرزندی اتخاذ نکرده و هرگز خدایی با او شریک نبوده، که اگر شریکی بود در این صورت هر خدایی مخلوق خود را به سویی بردی (و نظم وحدانی عالم از هم گسیختی) و بعضی از خدایان بر بعضی دیگر علو و برتری جستی!خدا از آنچه مشرکان گویند پاک و منزه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٢ عَالِـمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ

دانای غیب و شهود است و از آنچه که شریک می‌آورند فراتر است

- ترجمه سلطانی

دانای غیب و شهود است و از آنچه که شریک میآورند فراتر است

- ترجمه راستین

او دانا به عالم غیب و شهود است و ذات پاکش از شرک و شریک که برایش آرند برتر و والاتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٣ قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُونَ

بگو: پروردگارا امید است که آنچه که به آنان وعده داده می‌شود را به من نشان دهی (بنمایانی)

- ترجمه سلطانی

بگو: پروردگارا امید است که آنچه که به آنان وعده داده می‌شود را به من نشان دهی (بنمایانی)

- ترجمه راستین

بگو: بارالها، اگر وعده‌های عذاب این کافران را به من بنمایانی،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٤ رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ

پروردگارا پس مرا در این قوم ستمکار قرار مده

- ترجمه سلطانی

پروردگارا پس مرا در این قوم ستمکار قرار مده

- ترجمه راستین

پس مرا در میان قوم ستمکار وامگذار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٥ وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ

و همانا ما بر اینکه آنچه که به آنها وعده می‌دهیم را به تو نشان دهیم (بنمایانیم) البتّه قادر هستیم

- ترجمه سلطانی

و همانا ما بر اینکه آنچه که به آنها وعده می‌دهیم را به تو نشان دهیم (بنمایانیم) البتّه قادر هستیم

- ترجمه راستین

و البته ما قادریم عذابی را که به کافران وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٦ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ

بدی را [با خصلتی] دفع کن که آن بهتر است ما به آنچه که توصیف می‌کنند داناتریم

- ترجمه سلطانی

بدی را (با خصلتی) دفع کن که آن بهتر است ما به آنچه که توصیف می‌کنند داناتریم

- ترجمه راستین

تو آزار و بدیهای امت را به آنچه نیکوتر است دفع کن ما (جزای) گفتار آنها را بهتر می‌دانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٧ وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ

و [وقتی که شیطان تو را به بد کردن به بدی کننده وادار می‌کند] بگو: پروردگارا از فشارهای [وسوسه‌های] شیاطین به تو پناه می‌آورم

- ترجمه سلطانی

و بگو: پروردگارا از فشارهای (وسوسه‌های) شیاطین به تو پناه می‌آورم

- ترجمه راستین

و بگو: بارالها، من از وسوسه و فریب شیاطین (انس و جن) به تو پناه می‌آورم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٨ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ

و پروردگارا به تو پناه می‌آورم از آنکه نزد من حاضر شوند {زیرا حضور آنها جز به خاطر مناسبت آنچه که بین من و آنها است نیست و از حضور آنها مناسبت دیگری متولّد می‌شود پس مرا در برابر حضور آنها یعنی از مناسبت من با آنها و تولّد مناسبت دیگری از سوی آنها پناه بده}

- ترجمه سلطانی

و پروردگارا به تو پناه می‌آورم از آنکه نزد من حاضر شوند

- ترجمه راستین

و هم به تو پناه می‌برم بار خدایا از آنکه شیاطین به مجلسم حضور به هم رسانند (و مرا از یاد تو غافل سازند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٩ حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ

تا آنکه وقت مرگ یکی از آنان فرا می‌رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید

- ترجمه سلطانی

تا آنکه وقت مرگ یکی از آنان فرا می‌رسد می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید

- ترجمه راستین

(کافران در جهل و غفلتند) تا آن گاه که وقت مرگ هر یک از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٠ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِـحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ

راقباً به اینکه در آنچه که [در دنیا که آن را ترک کرده‌ام یا در اعمالى که آنها را ترک کرده‌ام، یا در ولایت که آن را] ترک کرده‌ام عمل صالحی کنم [یعنی فردی از اعمال صالح را یا صالح بزرگ همان ولایت علیّ بن ابی طالب (ع) را برای اینکه در آن هنگام برای او ظاهر می‌شود که ربّ مضاف علی (ع) می‌باشد، و اینکه عملی جز با ولایت او قبول نمی‌شود و اینکه صالحى جز این نیست، و اینکه هر صالحى به سبب آن صالح است]، [حال آنکه] چنین نیست، قطعاً آن کلمه‌ای است که او گویندهٔ آن است [و اجابت برای آن نیست یا اگر برگردد عمل صالح نمی‌کند] و از ورای (پیش روی) آنها برزخی هست تا روزی که [یعنی روز قیامت و روز انتهای برزخ و انتقال اهل جنّت به جنّت و اهل آتش به آتش، برای حساب یا برای جنّت و آتش] برانگیخته می‌شوند {برزخ همان حاجز (حائل) بین دو شیء است و آنچه که بین عالم طبع و عالم مثال است برای بودن آن بین دنیا و آخرت برزخ نامیده می‌شود زیرا دنیا دار ابتلاء و امتحان است و آخرت دار راحت و قرار، و برزخ بین آن دو همان است که انسان بعد مرگ داخل آن می‌شود و در آن مستقرّ نمی‌شود بلکه از آن سریعاً یا بطیئاً به تعب (رنج و خستگی) یا به راحت می‌گذرد}

- ترجمه سلطانی

راقباً به اینکه در آنچه که ترک کرده‌ام عمل صالحی کنم، (حال آنکه) چنین نیست، قطعاً آن کلمه‌ای است که او گویندهٔ آن است و از ورای آنها برزخی هست تا روزی که برانگیخته می‌شوند

- ترجمه راستین

تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم. (به او خطاب شود که) هرگز نخواهد شد، این کلمه‌ای است که (از حسرت) همی بگوید (و ثمری نمی‌بخشد) و در برابر آنها عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)