سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
١٠١ فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ
پس وقتی که در صور (شاخ) دمیده میشود دیگر در آنروز نسبی (خویشاوندی) بین آنها نخواهد بود و از یکدیگر سؤال نمیکنند
- ترجمه سلطانیپس وقتی که در صور (شاخ) دمیده میشود دیگر در آنروز نسبی (خویشاوندی) بین آنها نخواهد بود و از یکدیگر سؤال نمیکنند
- ترجمه راستینپس آنگاه که نفخه صور قیامت دمیده شد دیگر نسب و خویشی در میانشان نماند و کسی از کس دیگر حال نپرسد.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٢ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پس کسانی که موازینشان سنگینی کند پس آنان همان رستگارانند
- ترجمه سلطانیپس کسانی که موازینشان سنگینی کند پس آنان همان رستگارانند
- ترجمه راستینپس (در آن روز) هر که اعمالش سنگین و وزین است آنان رستگارانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٣ وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ
و کسانی که ترازوهایشان سبکی کند پس آنها کسانی هستند که [بضاعتشان که همان فطرت انسانی آنها و مدّت عمرشان است را بدون اکتساب کمال برای نفوس خود ضایع کردهاند پس بضاعتشان را بدون عوض از بین بردهاند و] به نفس خویش زیان زدهاند و [برای عدم بقاء فطرتی که غیر ملائم بر جحیم و خارج کننده از آن است] در جهنّم ماندگار هستند
- ترجمه سلطانیو کسانی که ترازوهایشان سبکی کند پس آنها کسانی هستند که به نفس خویش زیان زدهاند و در جهنّم ماندگار هستند
- ترجمه راستینو هر که اعمالش سبک وزن است آنان کسانی هستند که نفس خویش را در زیان افکنده، به دوزخ مخلد خواهند بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٤ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ
چهرههایشان را آتش میسوزاند و آنها در آن ترشروی هستند
- ترجمه سلطانیچهرههایشان را آتش میسوزاند و آنها در آن ترشروی هستند
- ترجمه راستینآتش دوزخ صورتهای آنها را میسوزاند و در جهنم، زشت منظر خواهند زیست.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٥ أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ
[برای توبیخ آنان گفته میشود:] آیا آیات من بر شما خوانده نمیشد پس شما آنها را تکذیب میکردید
- ترجمه سلطانیآیا آیات من بر شما خوانده نمیشد پس شما آنها را تکذیب میکردید
- ترجمه راستین(و به آنها خطاب شود) آیا آیات من برای شما تلاوت نمیشد؟و شما تکذیب آیات من میکردید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٠٦ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ
گفتند (میگویند): [ای] پروردگار ما! شقاوت ما بر ما غلبه کرد [و ما را دَع (رها) نکرد که از آیات تو تبعیّت کنیم و ما را به تکذیب آیات و سوء عاقبت رهنمون شد] و ما [بحسب فطرت] گروهی گمراه بودیم
- ترجمه سلطانیمیگویند: (ای) پروردگار ما! شقاوت ما بر ما غلبه کرد و ما گروهی گمراه بودیم
- ترجمه راستینگویند: بارالها (رحم کن که) شقاوت بر ما غلبه کرد و کار ما به گمراهی کشید.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٧ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِـمُونَ
[ای] پروردگار ما، ما را از آن خارج کن پس اگر [به آنچه که در آن بودیم] بازگشتیم پس همانا ما ظالم هستیم
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما، ما را از آن خارج کن پس اگر (به آنچه که در آن بودیم) بازگشتیم پس همانا ما ظالم هستیم
- ترجمه راستینپروردگارا، ما را از جهنم بیرون آر، که اگر دیگر بار عصیان تو کردیم همانا بسیار ستمکار (و محکوم به هر گونه کیفر و عذاب سخت) خواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٨ قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ
گفت: در آن گم شوید {و اِخْسَأ (چِخ، چِخه) کلمهای است که برای زجر (راندن، بازداشتن) سگ گفته میشود} و با من سخن نگویید
- ترجمه سلطانیگفت در آن گم شوید و با من سخن نگویید
- ترجمه راستینباز به آنان خطاب سخت شود: (ای سگان) دور شوید و به دوزخ درآیید و با من لب از سخن فروبندید.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٩ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُـولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
همانا گروهی (جماعتی) از بندگان من [و همان کسانی که با بیعت خاصّه تولّای علی (ع) را گزیدهاند به من توسّل میکردند و بر من تضرّع مینمودند و به من پناه میآوردند و حالاً و قالاً] میگفتند: ای پروردگار ما، ما ایمان آوردهایم پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگان هستی
- ترجمه سلطانیهمانا گروهی از بندگان من میگفتند: ای پروردگار ما، ما ایمان آوردهایم پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگان هستی
- ترجمه راستینزیرا شمایید که چون طایفهای از بندگان (صالح) من عرض میکردند: بارالها، ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما، که تو بهترین مهربانان هستی.
- ترجمه الهی قمشهای١١٠ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ
پس شما آنها را به ریشخند میگرفتید حتّی [به سبب اشتغالتان به استهزای آنها اسبابی برای فراموشی شما گشتند و] ذکر مرا از یاد شما بردند و شما همواره به آنان میخندیدید [و حال آنکه اینان اولیای من بودند و استهزاء آنها استهزاء من بود، پس شما را به آن جزاء مجازات کردم و آنها را به غایت اکرام، اکرام نمودم]
- ترجمه سلطانیپس شما آنها را به ریشخند میگرفتید حتّی ذکر مرا از یاد شما بردند و شما همواره به آنان میخندیدید
- ترجمه راستیندر آن وقت (شما کافران) آن بندگان خاص مرا تمسخر میکردید تا آنجا که این سبب شد که مرا به کلی فراموش کردید و بر آن خداپرستان خنده و استهزاء مینمودید.
- ترجمه الهی قمشهای