سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
٢١ وَإِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ
و همانا در چهارپایان [اهلی] البتّه برای شما از آنچه [از البان (شیرها)] که در شکمهای آنان به شما مینوشانیم [از جهت اعتبار (عبرت گرفتن) و از جهت استدلال بر عنایت او تعالی به شما و کمال حکمت او و قدرت او] عبرتی هست و برای شما در آنها [به سبب تسخیر آنها برای شما از پشت (سواری و بارکشی)ها و پشمها و مویها و کرکها و تجمّل به آنها] منافع زیادی هست و از [گوشت و چربی] آنها میخورید
- ترجمه سلطانیو همانا در چهارپایان (اهلی) البتّه برای شما از آنچه که در شکمهای آنان به شما مینوشانیم عبرتی هست و برای شما در آنها منافع زیادی هست و از آنها میخورید
- ترجمه راستینو بیشک برای شما در (مطالعه حال) چهارپایان و حیوانات اهلی عبرت خواهد بود که از شیر آنها به شما میآشامانیم و در آنها برای شما منافع بسیاری است (مانند فرشها و لباسها و اثاثیه و باربری و فواید بسیار دیگر) و از گوشت آنها نیز تناول میکنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ
و همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من، خدای را بندگی کنید خدایی غیر او ندارید آیا پس [اصنام را میپرستید و از سخط (خشم) او] نمیترسید
- ترجمه سلطانیو همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم پس گفت: ای قوم من، خدای را بندگی کنید خدایی غیر او ندارید آیا پس نمیترسید
- ترجمه راستینو همانا ما پیغمبر خود نوح را (به رسالت) به سوی امتش فرستادیم. نوح به قوم خود گفت که خدا را پرستید که جز آن ذات یکتا شما را خدایی نیست، آیا شما مردم خداترس و باتقوا نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ
پس سرانی از قوم او که کفر میورزیدند [به اتباع] گفتند: این جز بشری مثل شما نیست [یعنی بین او و شما فرقی نیست تا غیر شما مستحقّ تفضّل (برتر بودن) بر شما باشد و به جای شما مستحقّ رسالت باشد] که میخواهد بر شما برتری یابد [و شما را اتباع خودش قرار دهد] و اگر خداوند میخواست [که رسولى برای ما بفرستد] البتّه ملائکه را [برای رسالت] نازل میکرد ما چنین [چیزی یعنی به ارسال رسولى از بشر یا به آنچه از توحید که ما را به آن دعوت میکند] در [سخنان] پدران پیشین (نیاکان) خود نشنیدهایم [تا از آن غریبی (شگفت زدگی) نکنیم و آن را انکار نکنیم]
- ترجمه سلطانیپس سرانی از قوم او که کفر میورزیدند گفتند: این جز بشری مثل شما نیست که میخواهد بر شما برتری یابد و اگر خداوند میخواست البتّه ملائکه را نازل میکرد ما چنین (چیزی) در (سخنان) پدران پیشین (نیاکان) خود نشنیدهایم
- ترجمه راستیناشراف قوم او که کافر شدند (به مردم) گفتند که این شخص جز آنکه بشری است مانند شما که میخواهد بر شما برتری یابد فضیلت دیگری ندارد و اگر خدا میخواست (رسول بر بشر بفرستد) همانا از جنس فرشتگان میفرستاد، ما این سخنانی که این شخص میگوید در میان پدران پیشین خود هیچ نشنیدهایم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِينٍ
او جز مردی دیوانه (مجنون) نیست پس تا مدّتی برای او منتظر شوید [یعنی او را تحمّل کنید و منتظر افاقت (بهبودی) او شوید]
- ترجمه سلطانیاو جز مردی دیوانه نیست پس تا مدّتی برای او منتظر شوید
- ترجمه راستیناین شخص جز مردی دیوانه به شمار نیست، پس باید تا مدتی با او (مدارا کنید و) انتظار برید (تا یا از مرض جنون بهبود یابد یا بمیرد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُونِ
[آن رسول] گفت: پروردگارا مرا به خاطر آنچه که مرا تکذیب کردند [علیهم (بر آنها)] یاری نما
- ترجمه سلطانیگفت: پروردگارا مرا به خاطر آنچه که مرا تکذیب کردند یاری نما
- ترجمه راستیننوح عرض کرد: خدایا، تو مرا بر اینان که تکذیب من کردند یاری فرما.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ
پس [بعد دعای او و اجابت ما بر او و امهال (مهلت دادن) ما بر آنها به مدّت متمادی تا کسانی که داخل در دین او بودند از او برگشتند] به او وحی کردیم که کشتیای را در [برابر] چشمان ما و [بر اساس] وحی ما [با تعلیم صنع (ساخت) آن به تو] بساز پس وقتی که [آن را ساختی و] امر ما آمد و تنور جوشید [که فوران آن را با آب علامت اهلاک قوم تو و غرق آنان قرار دادیم] پس از هر [حیوان] دو جفت [نوع] دو تا (نر و ماده) [تا مبادا نوع مستأصل (ریشه کَن) شود] و خانوادهات را در آن داخل کن مگر کسانی از آنها که قول بر آنها سابق شده و با من دربارۀ کسانی که ظلم کردهاند سخن مگوی زیرا آنها غرق شونده هستند
- ترجمه سلطانیپس به او وحی کردیم که کشتیای را در (برابر) چشمان ما و (بر اساس) وحی ما بساز پس وقتی که امر ما آمد و تنور جوشید پس از هر (حیوان) دو جفت (نوع) دو تا (نر و ماده) و خانوادهات را در آن داخل کن مگر کسانی از آنها که قول بر آنها سابق شده و با من دربارۀ کسانی که ظلم کردهاند سخن مگوی زیرا آنها غرق شونده هستند
- ترجمه راستینما هم به او وحی کردیم که در حضور ما و به وحی و دستور ما به ساختن کشتی پرداز، تا آنگاه که فرمان (طوفان از جانب) ما آمد و آب از تنور فوران کرد پس در آن کشتی با خود از هر نوع جفتی (نر و ماده) همراه بر و اهل بیت خود را هم جز آن کس که در علم ازلی ما هلاک او گذشته (یعنی زن و فرزند نااهلت را) تمام به کشتی بنشان، و به شفاعت ستمکاران با من سخن مگو، که البته آنها باید همه غرق شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ
پس وقتی که تو و کسانی که با تو هستند بر کشتی مستقرّ شدید آنگاه بگو: ستایش برای خداوندی است که ما را از این قوم ستمکار نجات داد {چون منقطع الفطرت مانند عضو فاسد است که صاحبش را اذیّت میکند و آنچه را که در مجاور آن است فاسد میکند و با قطع آن سایر اعضاء سالم میشود و بدن استراحت میکند، و قوم او بعد کمال شقاوتشان مانند اعضاء فاسده گشتند و با قطع آنها و استیصال (ریشه کَن کردن) آنها ملائکه و خلفای خداوند راحت میشوند، به او امر کرد تعالی به حمد بر نعمت استیصال آنها وگرنه که نوح (ع) همانطور که در دفع عذاب از قومش با خداوند مجادله میکرد به خاطر هلاک آنان اندوهناک میبود، نه اینکه او به خاطر استیصال آنان شکر نماید}
- ترجمه سلطانیپس وقتی که تو و کسانی که با تو هستند بر کشتی مستقرّ شدید آنگاه بگو: ستایش برای خداوندی است که ما را از این قوم ستمکار نجات داد
- ترجمه راستینپس چون با همراهانت در کشتی نشستی بگو: ستایش خدای را که ما را از (ظلم) ستمکاران نجات داد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلًا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ
و بگو پروردگارا مرا [از کشتی و از مقام حضور و اطلاق به مقام غیبت و کثرات] در منزلگاهی مبارک (پُر برکت) [برای من در مالم و اولادم و اعوانم] فرود آور و تو بهترین منزل دهندگان (فرود آورندگان) هستی
- ترجمه سلطانیو بگو پروردگارا مرا در منزلگاهی مبارک (پُر برکت) فرود آور و تو بهترین منزل دهندگان (فرود آورندگان) هستی
- ترجمه راستینو باز بگو: پروردگارا، مرا به منزلی مبارک فرود آور که تو بهترین کسی هستی که به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ
همانا در آن [قصص (قصّهها، قصّه سرایی) یا در ارسال نوح (ع) و دعوت او و اهلاک قومش] البتّه نشانههایی [عدیده] هست [بر مُبدء و توحید او و علم او و قدرت او و توانی (مهلت دادن) او نسبت به عاصیان (عصیان کنندگان) از خلق خود و رحمت او و تدبیر او] و همانا البتّه ما ابتلاء (آزمایش) کننده بودهایم [یعنی از قدیم امتحان کنندهٔ بندگانمان با شرّ و خیر بودهایم یا در ارسال نوح (ع) و توانی (تأخیر) در اهلاک قوم او ممتحِن (آزمایش کننده) بودهایم]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانههایی هست و همانا البتّه ما ابتلاء (آزمایش) کننده بودهایم
- ترجمه راستینهمانا در این حکایت آیت و عبرتهاست و البته ما (بندگان را به اینگونه حوادث) آزمایش کنندهایم.
- ترجمه الهی قمشهای