سورهٔ مؤمنون

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۱۱۸
نام‌های سوره:
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
تفسیر

٤١ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ

پس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست

- ترجمه سلطانی

پس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست

- ترجمه راستین

تا آن‌گاه که صیحه و بانگ آسمانی (عذاب) آنها را بگرفت و ما آنان را خار و خاشاک بیابان ساختیم، که ستمکاران را (از رحمت الهی) دوری باد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِينَ

سپس بعد از آنان مردمان دیگری را ایجاد کردیم [و آنان در موعد مقدّر بر ایشان هلاک شدند]

- ترجمه سلطانی

سپس بعد از آنان مردمان دیگری را ایجاد کردیم

- ترجمه راستین

پس از هلاک اینان باز اقوامی دیگر پدید آوردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۸
سوره مؤمنون
حزب ۶۹

٤٣ مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ

هیچ امّتی از اجلش پیشی نمی‌گیرد و نه تأخیر می‌کند

- ترجمه سلطانی

هیچ امّتی از اجلش پیشی نمی‌گیرد و نه تأخیر می‌کند

- ترجمه راستین

هیچ قومی از اجل خود پس و پیش نخواهند افتاد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَى كُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ

سپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی آنها را در پی [هلاکت] بعضی [هلاک] کردیم و [سرگذشت] آنها را داستان‌هایی قرار دادیم [که دربارهٔ آنها داستان گویند و با قصص آنها افسانه کنند] پس برای قومی که ایمان نمی‌آورند دوری (هلاکت ثابتی) هست

- ترجمه سلطانی

سپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی از آنها را در پی (هلاکت) بعضی دیگر (هلاک) کردیم و (سرگذشت) آنها را داستان‌هایی قرار دادیم پس برای قومی که ایمان نمی‌آورند دوری (هلاکت ثابتی) هست

- ترجمه راستین

سپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بی‌ایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ

سپس موسی و برادرش هارون را با آیات [نهگانهٔ] خود [یا با معجزاتمان یا با احکام خویش] و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم

- ترجمه سلطانی

سپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم

- ترجمه راستین

آن‌گاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات خود و حجّت روشن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ

به سوی فرعون و سران او پس [در برابر موسی (ع) و قبول دین او] استکبار ورزیدند و [آنها بحسب دنیا به سبب غلبۀ آنان بر اهل سرزمین خویش و علوّ (برتری) آنان بر کسانی که در مصر بودند] قومی برتری طلب بودند

- ترجمه سلطانی

به سوی فرعون و سران او پس استکبار ورزیدند و (آنها) قومی برتری طلب بودند

- ترجمه راستین

به سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنان مردمی متکبّر و سرکش بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ

پس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند [یعنی آن دو نه به خود و نه به قوم خود برتریی ندارند و عاقل کسی که جهت برتریی در او نیست را برتر نمی‌دارد بلکه ما بر آن دو با استعباد (به بندگی گرفتن) قوم آن دو برتری داریم برای اینکه قبطی‌ها در اعمال (کارها) سبطی‌ها را به بردگی می‌کشیدند یا برای اینکه سبطی‌ها مثل قبطی‌ها فرعون را عبادت می‌کردند]

- ترجمه سلطانی

پس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند

- ترجمه راستین

از این رو گفتند: چرا ما به دو بشر مثل خودمان ایمان آریم در صورتی که طایفه این دو مرد ما را اطاعت و بندگی می‌کنند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ

پس آن دو را تکذیب کردند و [بعد از تکذیب کردن بلافرجه (بدون مهلت)] از هلاک شدگان [از حیات انسانی نه حیوانی یا از مهلکین (هلاک شدگان) به اغراق (غرق شدن)] بودند

- ترجمه سلطانی

پس آن دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان بودند

- ترجمه راستین

پس موسی و هارون را تکذیب کرده و بدین سبب همه هلاک شدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ

و [لکن بعد از مدّتی] همانا هرآینه به موسی کتاب [نبوّت و احکام آن یا تورات را] دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند

- ترجمه سلطانی

و همانا هرآینه به موسی کتاب دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند

- ترجمه راستین

و همانا ما به موسی کتاب تورات را فرستادیم، باشد که آنها هدایت شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ

و پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی (مکان مرتفع) دارای [جایِ] قرار و آب روان (جاری) پناه دادیم {زیرا مریم (ع) از اوّل بلوغش آیت برای خداوند بود برای اینکه او متعبّدهٔ غیر ملتفته به دنیا و ملاذ (لذّت‌ها) آن بود، رزقش از خداوند نزد او می‌آمد، میوهٔ صیف (تابستانی) در زمستان و میوۀ شتاء (زمستانی) در تابستان نزد او می‌آمد و بدون تماس با بشری حامله شد، و مدّت حمل (بارداری) او کوتاه‌ترین مدّت بود، ساعتی یا اندکی بیش‌تر، که آن بر احدی ظاهر نشد که او حامله بود و بدون زوال بکارتش حامله شد و آیت بودن عیسی (ع) حاجت به تفصیل دربارهٔ آن نیست}

- ترجمه سلطانی

و پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی دارای (جایِ) قرار و آب روان پناه دادیم

- ترجمه راستین

و ما پسر مریم و مادرش را آیت و معجزه بزرگ گردانیدیم و هر دو را به سرزمین بلندی که آنجا مکانی هموار و چشمه‌سار بود (شام و بیت المقدس) منزل دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)