سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
٤١ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاءً فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِـمِينَ
پس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه سلطانیپس آنها را غرّشی (صدای وحشتناکی) به حقّ فرا گرفت و آنها را خاشاکی قرار دادیم پس برای گروه ستمگران دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه راستینتا آنگاه که صیحه و بانگ آسمانی (عذاب) آنها را بگرفت و ما آنان را خار و خاشاک بیابان ساختیم، که ستمکاران را (از رحمت الهی) دوری باد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَى كُلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ
سپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی آنها را در پی [هلاکت] بعضی [هلاک] کردیم و [سرگذشت] آنها را داستانهایی قرار دادیم [که دربارهٔ آنها داستان گویند و با قصص آنها افسانه کنند] پس برای قومی که ایمان نمیآورند دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه سلطانیسپس رسولانمان را پی در پی فرستادیم هرگاه رسولشان نزد امّتی آمد او را تکذیب کردند پس بعضی از آنها را در پی (هلاکت) بعضی دیگر (هلاک) کردیم و (سرگذشت) آنها را داستانهایی قرار دادیم پس برای قومی که ایمان نمیآورند دوری (هلاکت ثابتی) هست
- ترجمه راستینسپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بیایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ
سپس موسی و برادرش هارون را با آیات [نهگانهٔ] خود [یا با معجزاتمان یا با احکام خویش] و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم
- ترجمه سلطانیسپس موسی و برادرش هارون را با آیات خود و سلطانی (دلیلی) واضح فرستادیم
- ترجمه راستینآنگاه موسی و برادرش هارون را فرستادیم با آیات و معجزات خود و حجّت روشن.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ
به سوی فرعون و سران او پس [در برابر موسی (ع) و قبول دین او] استکبار ورزیدند و [آنها بحسب دنیا به سبب غلبۀ آنان بر اهل سرزمین خویش و علوّ (برتری) آنان بر کسانی که در مصر بودند] قومی برتری طلب بودند
- ترجمه سلطانیبه سوی فرعون و سران او پس استکبار ورزیدند و (آنها) قومی برتری طلب بودند
- ترجمه راستینبه سوی فرعون و اشراف قومش، آنها هم تکبر و نخوت کردند، زیرا آنان مردمی متکبّر و سرکش بودند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ
پس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند [یعنی آن دو نه به خود و نه به قوم خود برتریی ندارند و عاقل کسی که جهت برتریی در او نیست را برتر نمیدارد بلکه ما بر آن دو با استعباد (به بندگی گرفتن) قوم آن دو برتری داریم برای اینکه قبطیها در اعمال (کارها) سبطیها را به بردگی میکشیدند یا برای اینکه سبطیها مثل قبطیها فرعون را عبادت میکردند]
- ترجمه سلطانیپس گفتند: آیا ما به دو بشری مثل خود ایمان بیاوریم و (حال آنکه) قوم آن دو بردگان ما هستند
- ترجمه راستیناز این رو گفتند: چرا ما به دو بشر مثل خودمان ایمان آریم در صورتی که طایفه این دو مرد ما را اطاعت و بندگی میکنند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِينَ
پس آن دو را تکذیب کردند و [بعد از تکذیب کردن بلافرجه (بدون مهلت)] از هلاک شدگان [از حیات انسانی نه حیوانی یا از مهلکین (هلاک شدگان) به اغراق (غرق شدن)] بودند
- ترجمه سلطانیپس آن دو را تکذیب کردند و از هلاک شدگان بودند
- ترجمه راستینپس موسی و هارون را تکذیب کرده و بدین سبب همه هلاک شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
و [لکن بعد از مدّتی] همانا هرآینه به موسی کتاب [نبوّت و احکام آن یا تورات را] دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند
- ترجمه سلطانیو همانا هرآینه به موسی کتاب دادیم با ترقّب به اینکه هدایت شوند
- ترجمه راستینو همانا ما به موسی کتاب تورات را فرستادیم، باشد که آنها هدایت شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ
و پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی (مکان مرتفع) دارای [جایِ] قرار و آب روان (جاری) پناه دادیم {زیرا مریم (ع) از اوّل بلوغش آیت برای خداوند بود برای اینکه او متعبّدهٔ غیر ملتفته به دنیا و ملاذ (لذّتها) آن بود، رزقش از خداوند نزد او میآمد، میوهٔ صیف (تابستانی) در زمستان و میوۀ شتاء (زمستانی) در تابستان نزد او میآمد و بدون تماس با بشری حامله شد، و مدّت حمل (بارداری) او کوتاهترین مدّت بود، ساعتی یا اندکی بیشتر، که آن بر احدی ظاهر نشد که او حامله بود و بدون زوال بکارتش حامله شد و آیت بودن عیسی (ع) حاجت به تفصیل دربارهٔ آن نیست}
- ترجمه سلطانیو پسر مریم و مادرش را به عنوان آیت (نشانه) قرار دادیم و آن دو را در جای بلندی دارای (جایِ) قرار و آب روان پناه دادیم
- ترجمه راستینو ما پسر مریم و مادرش را آیت و معجزه بزرگ گردانیدیم و هر دو را به سرزمین بلندی که آنجا مکانی هموار و چشمهسار بود (شام و بیت المقدس) منزل دادیم.
- ترجمه الهی قمشهای