سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
٥١ يَاأَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِـحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
ای رسولان از پاکیزهها بخورید {اکل (خوردن) به آنچه که عرف آن را به عنوان خوردن میشناسد اختصاص ندارد بلکه ادراک هر مدرک و فعل هر عضو و تحریک هر محرّک و تحرّک هر متحرّک برای آن اکل است و چون مراتب انسان زیاد میباشد طیّبات هر مرتبه از جهت خلقی بودن آن آنچه است که ملایم ملذّه برای وی باشد و از جهت حقّی آن آنچه است که مباح مکسوبه به امر خداوند مرضیّ (مورد پسند) خداوند باشد، چه موافق با سایر مراتب باشد یا نباشد} و به صالح [بزرگ یعنی همان ولایت و توجّهات و استعدادات و الهامات و مشاهدات متعلّق به آن] عمل کنید همانا من به آنچه [از اعمال قالبی و قلبی] که عمل میکنید دانا هستم
- ترجمه سلطانیای رسولان از پاکیزهها بخورید و به صالح (بزرگ) عمل کنید همانا من به آنچه که عمل میکنید دانا هستم
- ترجمه راستینای رسولان، از غذاهای پاکیزه (حلال) تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح پردازید که من به هر چه میکنید آگاهم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ
و [به رسولان گفتیم:] همانا این امّت شما [یعنی دین شما یا جماعت شما که آمّون (مؤمنان، ایمان داران) به شما، مؤتمن (اقتداء کننده) به شما هستند] امّتی واحد است {یعنی ای رسولان شما ائمّه بر بندگان ما هستید، پس به اعمال قالبیّهٔ مرضیّه بر نفوس و بر ما عمل کنید تا امّتهای شما از شما تأسّی کنند و از شما منزجر نشوند و از شما و از دینتان متنفّر نشوند، و به اعمال قلبی عمل کنید که با آن توجّه شما به ما و استفاضهٔ (طلب فیض کردن، فیض بردن) شما از ما است تا تربیت شما بر بندگان ما بحسب ظاهر و باطن تمام شود، برای اینکه من به آنچه اعمال قالبیّه و قلبیّهای که میکنید دانا هستم، و برای اینکه این امّت شما است و باید منظور از اعمال شما، صلاح حال آنان باشد} و من پروردگار شما هستم [که آنچه که قوام شما به آن است و آنچه که صلاح شما و صلاح امّتهایتان به آن است را بر شما افاضه میکنم، پس در عدم مراقبت حال امّتها و عدم توجّه به من برای اخذ آنچه که صلاح امّتها به آن] پس از من بترسید
- ترجمه سلطانیو همانا این امّت شما امّتی واحد است و من پروردگار شما هستم پس از من بترسید
- ترجمه راستینو این مردم همه یک دین و متفق الکلمه یک امت شمایند و من یگانه خدای شما هستم، پس از من بترسید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
پس [امّت هر رسولی در زمان او بواسطهٔ مراقبت رسول (ع) و اجتماع آنها بر ملّت او امّت واحدى بودند، پس بعد از رفتن رسولشان به خاطر استبداد به رأی بعضی از آنان و عدم انقیادشان بر وصیّ رسولشان و اختیار کردن هر کدام مذهبی و مسلکی را] امرشان (امر دینشان) را بین خود به فرقههایی قطعه قطعه (متفرّق) کردند که هر حزبی (گروهی) به آنچه که نزد آنها است شادمانند
- ترجمه سلطانیپس امرشان را بین خود به فرقههایی قطعه قطعه کردند که هر حزبی (گروهی) به آنچه که نزد آنها است شادمانند
- ترجمه راستینآنگاه مردم (با وجود این سفارش خدا) امر (دین) خود را پاره پاره کردند (و در آیین، فرقه فرقه شدند) و هر گروهی به آنچه نزد خود پسندیدند دلخوش گشتند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ
پس آنها را تا چندی (مدّتی) [یعنی تا حین (وقت) عذاب به دست تو یا به دست خلیفهٔ تو یا تا حین مرگ و ظهور علیّ (ع)] در غفلت خویش رها کن (واگذار)
- ترجمه سلطانیپس آنها را تا چندی (مدّتی) در غفلت خویش رها کن
- ترجمه راستینپس بگذار که این بیخبران در جهل و غفلت خود به سر برند تا هنگامی معین (که روز مرگ و قیامت باشد).
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ
آیا میپندارند که چون آنان را با مال و فرزندان مدد میکنیم
- ترجمه سلطانیآیا میپندارند که چون آنان را با مال و فرزندان مدد میکنیم
- ترجمه راستینآیا این مردم کافر میپندارند این که ما آنها را مدد به مال و فرزندان میکنیم،
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ
در [دادن] خیرات به آنها شتاب میکنیم؟ [پس به خاطر آن از وصیّ تو استنکاف میکنند!] بلکه شعور نمیورزند [که آن استدراج و مکر برای آنها است و لذا میپندارند و استنکاف میکنند]
- ترجمه سلطانیدر (دادن) خیرات به آنها شتاب میکنیم؟ بلکه شعور نمیورزند
- ترجمه راستینبرای آن است که میخواهیم در حق ایشان مساعدت و تعجیل به خیرات دنیا کنیم؟ (نه چنین است) بلکه (برای امتحان است و) آنها نمیفهمند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
و آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان [یعنی به جملهٔ آیات او بخصوص به آیات بزرگ او از انبیاء و اولیاء (ع) اذعان میکنند، یا کسانی که با بیعت عامّه یا خاصّه به آیات پروردگارشان ایمان میآورند یا کسانی که به سبب آیات پروردگارشان به اینکه آیات آفاقی و انفسی سبب برای این گشته که به انبیاء (ع) توجّه کنند با بیعت عامّه یا خاصّه ایمان میآورند و با بیعت عامّه بر دست آنان اسلام آوردند، یا به اولیاء و بر دست آنان با بیعت خاصّه] ایمان میآورند
- ترجمه سلطانیو آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان ایمان میآورند
- ترجمه راستینو آنان که به آیات خدای خود ایمان میآورند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ
و آنان کسانی هستند که [بعد اسلام یا ایمان] به پروردگار [مضاف] خود [و همان ربّ آنان در ولایت] شریک نمیآورند [به اینکه بر دست غیر آنان بیعت کنند یا به غیر آنان توجّه کنند یا از غیر آنان اطاعت کنند یا از هوایشان تبعیّت کنند]
- ترجمه سلطانیو آنان کسانی هستند که به پروردگار خود شریک نمیآورند
- ترجمه راستینو آنان که هرگز به پروردگارشان مشرک نمیشوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ
و کسانی هستند که آنچه که داده شدهاند را میدهند [آنچه که اعطاء شدهاند را عطاء میکنند از صدقات یا از جملهٔ اعمال الهی] و (در حالی که) قلوبشان ترسان (خائف) [از تقصیرشان در اعمال] است [برای اینکه آنان میدانند که استطاعت ندارند که فی الله به حقّ جهاد او مجاهده کنند و دربارهٔ او به حقّ جهادشان جهاد نمینمایند] از اینکه آنها [هنوز با تقصیر به سوی خداوند یا] به سوی پروردگار [مضاف]شان بازگشت کنندهاند [یا قلوب آنان ترسان است از اینکه آنها هنوز با تقصیر به سوی خداوند یا به سوی ربّ مضافشان باز میگردند، یا قلوب آنان ترسان است از فوت رجوع به ربّشان و از اینکه برای آنان رجوع به حضور نزد ربّ مضافشان با فکر مصطلح صوفیّه که همان تمثّل صورت شیخ نزد سالک است ممکن نمیشود، یا قلوب آنان ترسان است برای اینکه آنها در سلوک به سوی ربّ مضافشان میباشند و هر چه به او نزدیک میشوند بیشتر از سابق به عظمتش مستعشر میشوند و هر چه به عظمت او مستعشر میشوند خشیت و هیبت او بر آنها شدیدتر میشود]
- ترجمه سلطانیو کسانی هستند که آنچه که داده شدهاند را میدهند و (در حالی که) قلوبشان ترسان است از اینکه آنها به سوی پروردگارشان بازگشت کنندهاند
- ترجمه راستینو آنان که آنچه وظیفه بندگی و ایمان است به جای آورده و باز از این که (روزی) به خدای خود رجوع میکنند دلهاشان ترسان است.
- ترجمه الهی قمشهای