سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
٦١ أُولَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ
آنان در خیرها شتاب میکنند و آنان به خاطر آنها از یکدیگر سبقت گیرندهاند {یعنی متّصف به سبقت هستند یا در قرب نزد خداوند یا به سوی طاعت یا ثواب یا جنّت سابق از مردم هستند یا آنها قبل از آخرت یا قبل از مردم آخذ (اخذ کننده) آن هستند}
- ترجمه سلطانیآنان در خیرها شتاب میکنند و آنان به خاطر آنها از یکدیگر سبقت گیرندهاند
- ترجمه راستینچنین بندگانی تعجیل در خیرات میکنند و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت میجویند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ وَلَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و نفسی را تکلیف نمیکنیم مگر به وسع آن و نزد ما کتابی است [همان کتاب اعمال آنان که حفظه (نگهبانان) آن را مینویسند یا همان کتاب سابق بر وجود آنان از الواح عالیه] که به حقّ نطق میکند و [با زیادت عقاب یا با عقوبت کردن بدون استحقاق] به آنان ستم نمیشود
- ترجمه سلطانیو نفسی را تکلیف نمیکنیم مگر به وسع آن و نزد ما کتابی است که به حقّ نطق میکند و به آنان ستم نمیشود
- ترجمه راستینو ما هیچ نفسی را بیش از وسع و توانایی او تکلیف نمیکنیم و نزد ما کتابی است (از لوح محفوظ الهی) که آن کتاب سخن به حق گوید و به هیچ کس هرگز ستم نخواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِّن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ
بلکه قلوب آنان از این [کتاب یا از اوصاف اخیار سابقین یا از اتّصاف اخیار به این اوصاف یا از قرآن از آنچه ذکر شد در غفلت] فرو رفته (غرق شده) و آنان اعمال [دیگر]ی غیر آن [تفرّق در دین] دارند که آنها به آن [یعنی به فَرِح (شادمانی) به آنچه که نزد آنها است و اعجاب به آرای خود، یا غیر از آن جهل و غمرت (غفلت عمیق) از آنچه که عبادت به خاطر هوی میباشد چه به صورت عبادات باشد یا به صورت معاصی] عمل کنندهاند
- ترجمه سلطانیبلکه قلوب آنان (در غفلت) از این فرو رفته (غرق شده) و آنان اعمالی (دیگر) غیر آن دارند که آنها به آن (اعمال) عمل کنندهاند
- ترجمه راستینبلکه دلهای کافران از این (کتاب حق) در جهل و غفلت است و اعمالی که این کافران عامل آنند غیر اعمال آن اهل ایمان است (که در آیات سابق ذکر شد).
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ
تا آنکه وقتی که مترفین (متنعّمان مصرّ بر نافرمانی) آنها را به عذاب بگیریم آنوقت آنها [به استغاثه و التماس] فریاد میکنند
- ترجمه سلطانیتا آنکه وقتی که مترفین (متنعّمان مصرّ بر نافرمانی) آنها را به عذاب بگیریم آنوقت آنها (به استغاثه و التماس) فریاد میکنند
- ترجمه راستین(این کافران به همین کردار بد مشغولند) تا آنگاه که ما متنعّمان آنها را به عذاب بگیریم در آن حال فریاد آنها بلند شود.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ
امروز فریاد نکنید که شما از سوی ما یاری نمیشوید
- ترجمه سلطانیامروز فریاد نکنید که شما از سوی ما یاری نمیشوید
- ترجمه راستین(و ما فرماییم که) امروز فریاد مکنید، که از ما به شما هیچ مدد و یاری نخواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ
همانا آیات من بر شما خوانده میشد آنگاه شما رو به سوی پیشینیانتان میگرداندید (رجوع میکردید)
- ترجمه سلطانیهمانا آیات من بر شما خوانده میشد آنگاه شما رو به سوی پیشینیانتان میگرداندید
- ترجمه راستینزیرا همانا آیات من بر شما تلاوت میشد و شما واپس میرفتید (و بر کفر میافزودید).
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُونَ
[در حالی که] در شب نشینی [با یکدیگر] که یاوه گویی میکردید [یعنی از محمّد (ص) قطع میکردید یا مسخره یا استهزاء میکردید یا فحش میدادید و] به آن استکبارورز بودید [یعنی به بیت یا به بلد (شهر) مکّه، و شهرت افتخار آنان و استکبار آنان به بلد الحرام و بیت الحرام، یا به قرآن زیرا تلاوت آیات بر آن دلالت میکند، یا به محمّد (ص) زیرا جاری بودن آن بر زبانهایشان در محافل آنان قرینه برای آن است]
- ترجمه سلطانی(در حالی که) در شب نشینی (با یکدیگر) که یاوه گویی میکردید به آن استکبارورز بودید
- ترجمه راستیندر حالتی که به هذیان و افسانههای شبانه خود (از شنیدن کلام خدا) تکبر و دوری میکردید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَـوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
آیا پس در این گفتار تدبّر نکردهاند [یعنی آیا به تو و به ادّعای رسالتت اکتراث (پروا کردن) نکردهاند و اینکه در قرآن تدبّر نکردهاند یا آیا در گفتار تو تدبّر نمیکردهاند تا بدانند که آن از روی هوای نفسانی و امراض قلبیّه و اغراض دنیویّه نیست] یا آنچه [از کتاب و شریعت و رسول] که برای نیاکانشان نیامده برای آنها آمده؟
- ترجمه سلطانیآیا پس در این گفتار تدبّر نکردهاند یا آنچه که برای نیاکانشان نیامده برای آنها آمده؟
- ترجمه راستینآیا در این سخن (خدا و قرآن بزرگ) فکر و اندیشه نمیکنند (تا حقانیت آن را درک کنند) یا آنکه کتاب و رسول تنها بر اینان آمده و بر پدران پیشین آنها نیامده؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ
یا رسولشان را [به نسب و حسب و به صدق و امانت از اوّل نشو (رشد) او] نشناختند که آنها [نه برای شریعت و کتاب، برای عدم معرفتشان به حال او] او را انکار کنندهاند
- ترجمه سلطانییا رسولشان را نشناختند که آنها او را انکار کنندهاند
- ترجمه راستینیا آنکه اینان رسول خود را نشناختهاند که او را انکار و تکذیب میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ أَمْ يَقُـولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ
یا به او میگویند که مجنون است [و برای آن او را انکار میکنند] بلکه [هیچ چیزی از آنها نیست و لکن او] حقّ را برای آنان آورد [که از سنخ آنان نبود برای اینکه آنها باطل و از جهت سنخ بر باطل بودند] و بیشتر آنان از حقّ ناخوشنود (بیزار) هستند
- ترجمه سلطانییا به او میگویند که مجنون است بلکه (او) حقّ را برای آنان آورد و بیشتر آنان از حقّ ناخوشنود (بیزار) هستند
- ترجمه راستینیا آنکه میگویند که این رسول را جنونی عارض شده (که دعوی رسالت میکند) ؟ (چنین نیست) بلکه دین حق را بر آنها آورده و لیکن اکثر آنها از حق روگردان و متنفرند.
- ترجمه الهی قمشهای