سورهٔ مؤمنون
مؤمنون، قد أفلح، فلاح
٧١ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ
و اگر حقّ از هواءهای آنها پیروی میکرد {حقّ مطلق همان الله است، و حقّ مضاف مشیّت او و همان فعل او تعالی است سپس ولایت، سپس نبوّت، سپس رسالت، سپس هر آنچه است که در آن حقّ بودن غالب و بطلان (باطل بودن) مغلوب باشد} حتماً آسمانها و زمین و کسانی که در آنها هستند فاسد میشدند {برای اینکه أهواء آنان از آنچه که در آن مشتهیات نفوس آنها است تجاوز نمیکند بدون ملاحظهٔ غایتی برای آن مشتهیات و بدون ملاحظهٔ حقوق کسانی که در عالم صغیر آنها و کسانی که در عالم کبیر هستند و اگر این حقوق مراعات نشود البتّه آسمانها و زمین و کسانی که در آنها در عالم صغیر هستند فاسد میشوند و کسانی که در عالم کبیر هستند فاسد میشوند} بلکه ذکر (رسول یا قرآن یا شریعت یا سلطنت) آنها را برای آنها آوردیم پس آنان از ذکرشان [که ما آن را برای آنان آوردهایم] اعراض کنندهاند
- ترجمه سلطانیو اگر حقّ از هواءهای آنها پیروی میکرد حتماً آسمانها و زمین و کسانی که در آنها هستند فاسد میشدند بلکه ذکر آنها را برای آنها آوردیم پس آنان از ذکرشان اعراض کنندهاند
- ترجمه راستینو اگر حق تابع هوای نفس آنان شود همانا آسمانها و زمین و هر که در آنهاست فاسد خواهد شد. (و کافران از جهل نسبت جنون به رسول ما دادند؛ چنین نیست) بلکه ما اندرز قرآن بزرگ را بر آنها فرستادیم و آنان از این اندرز خود اعراض کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
یا از آنها خرجی را سؤال (درخواست) کن [یعنی بلکه چیزی مانع از آن نیست و لکن از آنان خرجی را سؤال کن که آن خرج بر آنان سنگینی کند، پس رسالت تو را لذلک انکار میکنند، پس اگر از آنها سؤال میکردهای پس دیگر چنین سؤالى را از آنها مکن] و مزد پروردگارت بهتر است [برای تو از هر مزدی زیرا مزد او همهٔ ما سوای او است] و او بهترین روزی دهندگان است
- ترجمه سلطانییا از آنها خرجی را سؤال (درخواست) کن و مزد پروردگارت بهتر است و او بهترین روزی دهندگان است
- ترجمه راستینمگر تو از این امت خرج و مزد رسالت میخواهی؟ (هرگز!) مزدی که خدا به تو دهد (از هر چیز) بهتر است، که خدا بهترین روزی دهنده است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ
و همانا تو البتّه آنها را به راه مستقیم (راست) دعوت میکنی [یعنی انکار آنان برای این نیست که تو آنان را به راهی معوّج (کج) فرا میخوانی که عقول آنان آن را قبول نمیکند]
- ترجمه سلطانیو همانا تو البتّه آنها را به راه مستقیم (راست) دعوت میکنی
- ترجمه راستینو البته تو خلق را به راه راست میخوانی.
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ
و همانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند [در معنی لکن آنان که به آخرت اذعان نمیکنند] البتّه از راه منحرف شوندهاند [یعنی عدول کنندهاند و لذا انکار میکنند]
- ترجمه سلطانیو همانا کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند البتّه از راه منحرف شوندهاند
- ترجمه راستینو لیکن آنان که به آخرت ایمان نمیآورند از آن راه راست برمیگردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
و اگر بر آنان رحم میکردیم و آنچه که [موجب] ضرری به آنان است را برطرف مینمودیم قطعاً در طغیانشان لجاجت میکردند [و به خصومت ادامه میدادند حال آنکه] سرگردان (متردّد) هستند
- ترجمه سلطانیو اگر بر آنان رحم میکردیم و آنچه که (موجب) ضرری به آنان است را برطرف مینمودیم قطعاً در طغیانشان لجاجت میکردند (حال آنکه) سرگردان هستند
- ترجمه راستینو اگر ما با آنها مهربانی کرده و هر گونه الم و رنج و عذابی که دارند برطرف سازیم آنها سختتر در طغیان و سرکشی خود فرو میروند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ
و همانا آنان را به عذاب (قتل در روز بدر یا گرسنگی و قتل و خوف) گرفتیم امّا بر پروردگارشان استکانت (تسلیم شدن، افتادگی کردن، تن در دادن) نکردند و تضرّع (زاری و التماس) نمیکنند
- ترجمه سلطانیو همانا آنان را به عذاب گرفتیم امّا بر پروردگارشان استکانت (افتادگی) نکردند و تضرّع (زاری و التماس) نمیکنند
- ترجمه راستینو همانا ما آنها را به عذاب سخت گرفتار کردیم و باز آن کافران به تضرع و توبه و ناله رو به درگاه خدای خود نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ
حتّی وقتی که دری از عذاب شدید را علیهم (بر آنها) باز میکنیم آنوقت [ناگهان] آنان در آن [حال یعنی در باب یا در عذاب] ناامید [متحیّر مأیوس از خیر یا مبتلا به شرّ] هستند
- ترجمه سلطانیحتّی وقتی که دری از عذاب شدید را علیهم (بر آنها) باز میکنیم آنوقت (ناگهان) آنان در آن (حال) ناامید هستند
- ترجمه راستینتا آنکه بر آنها دری از بلا و عذاب سخت گشودیم که دیگر ناگاه در آن عذاب (از هر سو) نومید شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٨ وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ
و او کسی است که برای شما گوش و چشمها و قلبها را انشاء (ایجاد) کرد چه شکرگزاری کمی میکنید {یعنی نعمتها را در وجه خود استعمال نمیکنید}
- ترجمه سلطانیو او کسی است که برای شما گوش و چشمها و قلبها را انشاء (ایجاد) کرد چه کم شکرگزاری میکنید
- ترجمه راستینو اوست خدایی که برای شما گوش و چشمها و قلبها آفرید (ولی) عده بسیار کمی از شما شکر او به جای میآورید.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
و او کسی است که شما را در زمین آفرید (خلق کرد) و به او حشر میشوید [یعنی آنکه او مبدء شما و معاد شما است، پس ترک کردن نظر در نعمتهای او و ترک کردن تدبّر در امر او و نهی او سزاوار نیست]
- ترجمه سلطانیو او کسی است که شما را در زمین آفرید و به او حشر میشوید
- ترجمه راستینو اوست خدایی که شما را در زمین پدید آورد و باز (روز قیامت) رجوع و حشر شما به سوی او خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
و او کسی است که زنده میکند و میمیراند و رفت و آمد شب و روز برای او است آیا پس [در آن] تعقّل نمیکنید؟ [که بدانید که کسی که همهٔ آنها در دست او است حقیق است به اینکه بر او تضرّع شود و از او سؤال شود و منقاد او شود]
- ترجمه سلطانیو او کسی است که زنده میکند و میمیراند و رفت و آمد شب و روز برای او است آیا پس تعقّل نمیکنید؟
- ترجمه راستینو اوست خدایی که زنده گرداند و بمیراند و اختلاف و حرکت شب و روز به امر اوست، آیا شما عقل خود را کار نمیبندید (تا خداشناس شوید و اطاعت امر او کنید).
- ترجمه الهی قمشهای