سورهٔ نور
نور
٣١ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به مؤمنات بگو: چشمانشان را فرو اندازند و فروجشان را حفظ کنند و زینتشان را مگر آنچه که از آن ظاهر است [از لباس ظاهری و زینت مواضع مستثنات و خود این مواضع که مانند انگشتر و النگو و سرمه و دو گونه و دو کف (پنچه تا مچ دست) و دو قدم (پنجه تا پاشنه پا) در زنان عورت نیست] آشکار نکنند و [مؤمنات] باید روسریهای خود را بر سینههای خود بیندازند [تا سینههایشان آشکار نشود] و نباید زینتهای خود را آشکار نمایند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [مؤمنهٔ] آنها یا آنکه را که دستان آنها (زنان) مالک شده یا تابعان (خدمتگزاران) غیر حاجتدار [به زنان] از مردان یا کودکانی که بر عورات آنها (زنان) [یعنی از حیثی که آنها عورت هستند] آگاهی ندارند و [زنان] به پاهای خود حرکتی ندهند تا آنچه که از زینت خود مخفی کردهاند معلوم شود و ای مؤمنان همگی به سوی خداوند بازگردید باشد که رستگار شوید
- ترجمه سلطانیو به مؤمنات بگو: چشمانشان را فرو اندازند و فروجشان را حفظ کنند و زینتشان را مگر آنچه که از آن ظاهر است آشکار نکنند و (مؤمنات) باید روسریهای خود را بر سینههای خود بیندازند و نباید زینتهای خود را آشکار نمایند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (مؤمنهٔ) آنها یا آنکه را که دستان آنها (زنان) مالک شده یا تابعان (خدمتگزاران) غیر حاجتدار (به زنان) از مردان یا کودکانی که بر عورات آنها (زنان) آگاهی ندارند و (زنان) به پاهای خود حرکتی ندهند تا آنچه که از زینت خود مخفی کردهاند معلوم شود و ای مؤمنان همگی به سوی خداوند بازگردید باشد که رستگار شوید
- ترجمه راستینو زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر میشود (بر بیگانه) آشکار نسازند، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان خود (یعنی زنان مسلمه) یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. و ای اهل ایمان، همه به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِـحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
و ایامی (مجرّدها، مردانی که زوجه ندارند و زنانی که شوهر ندارند) از میان خود [در حالی که آنها از حیث ایمان از شما هستند] و صالحان (مؤمنان) {مراد از صلاح در اینجا اسلام یا متعفّفین (با عفّتها) است زیرا او نیز صلاح النّفس است} از بردگان خود و کنیزان خود را نکاح دهید، اگر فقیر (تنگدست) باشند خداوند آنها را از فضل خود [از کثرات] غنی (بی نیاز) میکند و خداوند دارای وسعت است [که از توسعه بر آنان عاجز نمیشود و از عول (یاری خواستن) آنها خائف نمیشود] و [به تسبیبات (سببسازیها) خفیّه میداند که نکاح سببی برای غناء است و اگرچه شما آن را ندانید، یا به استعداد همه و صلاح آنها] دانا است
- ترجمه سلطانیو مجرّدها از میان خود و صالحان از بردگان خود و کنیزان خود را نکاح دهید، اگر فقیر (تنگدست) باشند خداوند آنها را از فضل خود غنی (بی نیاز) میکند و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینو البته باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بینیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
و [مجرّدها، از مرد و زن] کسانی که [به عدم وجدان (یافتن) ازواج برای مردانشان و زنانشان یا عدم وجدان آنچه که در نکاح خود به آن احتیاج دارند از صِداق و نفقه و کسوه (پوشاک) و مسکن یا به خاطر منع کردن اولیاء از نکاح و عدم قدرت بر مخالفت با آنان] نکاح کردن را نمییابند باید عفّت نمایند تا آنکه خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز سازد و کسانی که تقاضای کتابه (قرارداد آزادی بین سیّد و غلام یا کنیز) میکنند از آنکه (غلامان و کنیزان) دستان شما مالک شده پس اگر خیری را دربارهٔ آنان دانستید با آنان مکاتبه (قرارداد) نمایید و از مالی که خداوند به شما داده به آنها بدهید و کنیزکان خود را که ارادهٔ تحصّن (پاکدامنی) دارند بر بِغاء (روسپیگری، زنا کردن) وادار نکنید تا [با کسب آنها و اجرت بِغاء (روسپیگری)] عَرض زندگانی دنیا را کسب کنید و کسی که آنها را وادار کند پس همانا خداوند بعد از وادار کردن آنها [بر آنان (موالی) پس از توبه کردن یا بر آنها (کنیزکان) بعد از اکراه از رغبت در فعل به سبب مقتضای طبیعتشان] بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیو کسانی که نکاح کردن را نمییابند باید عفّت نمایند تا آنکه خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز سازد و کسانی که تقاضای مکاتبه (قرارداد آزادی بین سیّد و غلام یا کنیز) میکنند از آنکه دستان شما مالک شده پس اگر خیری را دربارهٔ آنان دانستید با آنان مکاتبه (قرارداد) نمایید و از مالی که خداوند به شما داده به آنها بدهید و کنیزکان خود را که ارادهٔ تحصّن (پاکدامنی) دارند بر روسپیگری وادار نکنید تا عَرض زندگانی دنیا را کسب کنید و کسی که آنها را وادار کند پس همانا خداوند بعد از وادار کردن آنها (بر آنان (موالی) پس از توبه کردن یا بر آنها (کنیزکان) بعد از اکراه از رغبت در فعل به سبب مقتضای طبیعتشان) بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینو آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف و فضل خود بینیاز گرداند. و از بردگانتان آنان که تقاضای مکاتبه کنند (یعنی خواهند که خود را از مولا به مبلغی مشروط یا مطلق خریداری کنند) تقاضای آنها را اگر خیر و صلاحی در ایشان مشاهده کنید بپذیرید و (برای کمک به آزاد شدن آنها) از مال خدا که به شما اعطا فرموده (به عنوان زکات و صدقات در وجه مال المکاتبه) به آنها بدهید، و کنیزکان خود را که مایلند به عفت، زنهار برای طمع مال دنیا جبرا به زنا وادار مکنید، که هر کس آنها را اکراه به زنا کند خدا در حق آنها که مجبور بودند بسیار آمرزنده و مهربان است (لیکن شما را که آنها را به زنا مجبور کنید به جای آنان عقاب خواهد کرد).
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ
و همانا آیاتی روشن کننده (موضح یا واضح) و به عنوان مَثَل (حجّت یا حدیث یا شبیه) از کسانی که قبل از شما بودهاند و برای پرهیزکاران به عنوان پند بر شما نازل کردهایم
- ترجمه سلطانیو همانا آیاتی روشن کننده و به عنوان مَثَل از کسانی که قبل از شما بودهاند و برای پرهیزکاران به عنوان پند بر شما نازل کردهایم
- ترجمه راستینو همانا ما به سوی شما آیاتی روشن نازل گردانیدیم و داستانی از آنان که پیش از شما درگذشتند و موعظهای برای اهل تقوا فرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
خداوند {الله نام ذات حقّ است که هستی او از خود او و غیر قابل انفکاک از او میباشد که واجب الوجود است و این نام به اعتبار ظهور او است که در اصطلاح مقام مشیّت و اضافهٔ اشراقیّهٔ حقّ نسبت به موجودات نامیده میشود و این اضافه و نسبت همان فعل و نور حقّ است که بر همهٔ اشیاء تابیده و پهن شده و همهٔ چیزها از عدم بواسطهٔ او به مرحله هستی قدم میگذارند و از تاریکی به نور و از پنهانی به آشکار بودن میرسند. و حقیقت یگانهٔ او بدون این عنوان که مقام ظهور است غیب محض میباشد و نه نامی و نه رسمی و نه خبری از آن در عالم میباشد} نور [و روشنائی] {نور نام برای ضیاء و روشنی است و نور نام محمّد (ص) و نبوّت یا رسالت آن حضرت یا نام برای علی یا خلافت یا ولایت حضرتش هم میباشد و گاه هم اطلاق میشود بر آنچه اشیاء را ظاهر و واضح کند، خواه روشنی و شعاع باشد یا دلیل و برهان یا علامت و آثار، و به این معنی بر کتابهای آسمانی و خلفای الهی اطلاق میشود. گاه نیز بر هدایت و راهنمائی و آنچه بدان واسطه هدایت حاصل میشود اطلاق میگردد و به این معنی کتابهای آسمانی و رسالتهای پیامبران و نبوّتهای انبیاء و ولایتهای اولیاء و گفتارها و کردارها و حالات و اخلاق نیکو همه نور محسوب میگردند} آسمانها {آسمان و آسمانها اختصاص به افلاک طبیعی و کرات مافوق ما ندارد بلکه هر چه جهت علوّ و بلندی و تأثیر و فاعلیّت در مادون خود داشته باشد نسبت به مادون، آسمان نامیده میشود، پس عقول کلّیّه طولی و عرضی و نفوس کلّیّه و جزئیّه و افلاک طبیعی همهٔ آنها آسمان میباشند} و زمین {زمین نام آن چیزی است که جنبهٔ پستی و قبول و تأثّر را دارد و اختصاص به همین زمین تیرهٔ ما ندارد بلکه سراسر عالم طبع و دو عالم مثال سفلی و علوی همهٔ آنها زمین محسوب میگردند} است، مثال نور او [یعنی صفت یا حکایت نور او] مانند [صفت یا حکایت] مشکات (پنجرهای) است که در آن [پنجره که نور از آن به خارج نفوذ نمیکند] مصباحی (چراغی) باشد و چراغ در شیشهای جای گرفته که گوئیا آن شیشه ستارهٔ درخشانی است که بر افروخته میشود از درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی که روغن آن [بقدری صفاء دارد] که نزدیک است روشن شود، هر چند آتشی بدان نرسد، نوری است بالای نور [یعنی صفت و مثال نور او که همان مشیّت او میباشد همچون نورى است بالای نور در شدّت روشنی، چون روشنی او بواسطهٔ صفا و خالص بودن و جلوه داشتن شیشهٔ آن خیلی زیاد و بلکه چند برابر است]، خداوند به نور خود هدایت میکند [یعنی نورى که بالای نور است، خداوند به سوی او] هر که را بخواهد [هدایت میکند] و مثل برای مردم میزند [یعنی به راه مقصود میرساند یا هر که را بخواهد میبرد و مثلها را هم برای آگاه کردن همهٔ مردم بر راه مقصود میزند تا هر که قابل هدایت باشد راهنمائی شود و هر کس لایق نباشد به گمراهی بماند] و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه سلطانیخداوند نور (و روشنائی) آسمانها و زمین است، مثال نور او مانند پنجرهای است که در آن چراغی باشد و چراغ در شیشهای جای گرفته که گوئیا آن شیشه ستارهٔ درخشانی است که بر افروخته میشود از درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی که روغن آن (بقدری صفاء دارد که) نزدیک است روشن شود، هر چند آتشی بدان نرسد، نوری است بالای نور، خداوند به نور خود هدایت میکند هر که را بخواهد و مثل برای مردم میزند و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه راستینخدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشهای که از تلألؤ آن گویی ستارهای است درخشان، و روشن از درخت مبارک زیتون که (با آنکه) شرقی و غربی نیست (شرق و غرب جهان بدان فروزان است) و بیآنکه آتشی زیت آن را برافروزد خود به خود (جهانی را) روشنی بخشد، پرتو آن نور (حقیقت) بر روی نور (معرفت) قرار گرفته است. و خدا هر که را خواهد به نور خود (و اشراقات وحی خویش) هدایت کند و (این) مثلها را خدا برای مردم (هوشمند) میزند (که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور داناست!
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ
[این چراغ] در خانههائی [برافروخته شده] که خداوند اذن داده که بالا برود [و مرتبهٔ رفیع پیدا کند] و نام او برده شود [یعنی خانههای خلفای الهی از انبیاء اولیاء و سینههای آنها و دلهایشان و ولایت یا نبوّت آنها یا خود انبیاء و اولیاء که خانههای کشف و شهود و وحی و الهام الهی میباشند]، تسبیح میکند {تسبیح تنزیه و پاک کردن لطیفه و حقیقت انسانیّت است از آنچه مانع او از رفتن و سلوک به سوی خداوند باشد} در آن [خانهها] در صبح و شام
- ترجمه سلطانی(این چراغ) در خانههائی (برافروخته شده) که خداوند اذن داده که بالا برود (و مرتبهٔ رفیع پیدا کند) و نام او برده شود، تسبیح میکند در آن (خانهها) در صبح و شام
- ترجمه راستین(و آن مشکات) در خانههایی (قرار دارد مانند معابد و مساجد و منازل انبیاء و اولیاء) که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا [یا تذکّر و ملاحظهٔ امر و نهی حقّ تعالی در هر کار] و نماز و زکات باز نمیدارد {ذکر خواه زبانی و ظاهر و خواه در دل و پنهان و خواه در مرتبهٔ صدر و حقیقی و متّحد با مقام صدر باشد که از آن در اصطلاح عرفاء به سکینه و فکر و حضور تعبیر میشود و آن مثال و جلوهٔ شیخ است که نزد سالک بر اثر قوّت اشتغال او به ذکرى که از صاحب اجازه گرفته پیدا میشود، یا آنکه تذکّر امر و نهی حقّ تعالی در هر کار مراد باشد، هیچیک از آنها با اشتغال به کسب و کار مخالف نیست، بلکه هرگاه حال سالک ملاحظهٔ امر و نهی حقّ تعالی در هر فعلی باشد و کسب و کاری هم که میکند از نظر رعایت امر او و ترک بیکاری هم از لحاظ نهی خداوند از بیکاری باشد خود همان کسب نمودن ذکر بلکه از اشرف اقسام ذکر است، کردیم زیرا ذکر زبانی یا قلبی عبارت است از آنچه بر زبان یا دل جاری شود که سالک از آن راه متوجّه صفات خداوند میشود و این کسب هم از این نظر بواسطهٔ همان کسب به خاطر انسان میآورد دو صفت لطف و قهر او را نسبت به امر و نهی، پس خود همان کسب یاد خدا است} و میترسند از روزی که دلها و دیدهها زیرورو میشوند
- ترجمه سلطانیمردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا و نماز و زکات باز نمیدارد و میترسند از روزی که دلها و دیدهها زیرورو میشوند
- ترجمه راستینپاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیدهها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
برای اینکه خداوند آنها را جزاء دهد به بهترین عملی که کردهاند و از فضل خود [بدون نظر به عمل او یا استحقاق او] برای آنها زیاد کند و خدا روزی میدهد به هر که بخواهد بدون حساب
- ترجمه سلطانیبرای اینکه خداوند آنها را جزاء دهد به بهترین عملی که کردهاند و از فضل خود برای آنها زیاد کند و خدا روزی میدهد به هر که بخواهد بدون حساب
- ترجمه راستینتا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب کامل عطا فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید، و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ
و کسانی که [به نور یعنی به علیّ (ع) و ولایت او] کفر ورزیدهاند اعمال آنان همانند سرابی در بیابانهای هموار است که تشنه آن را آب میپندارد تا وقتی که به آن میرسد آن را چیزی نمییابد و تنها خداوند را نزد آن مییابد پس حساب او را وفا (به تمامی دادن) میکند و خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند اعمال آنان همانند سرابی در بیابانهای هموار است که تشنه آن را آب میپندارد تا وقتی که به آن میرسد آن را چیزی نمییابد و تنها خداوند را نزد آن مییابد پس حساب او را وفا (به تمامی دادن) میکند و خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه راستینو آنان که کافرند اعمالشان در مثل به سرابی ماند در بیابان هموار بیآب که شخص تشنه آن را آب پندارد (و به جانب آن شتابد) چون بدانجا رسید هیچ آب نیابد، و (آن کافر) خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش بیند که به حساب کارش تمام و کامل برسد و خدا به یک لحظه حساب تمام خلایق میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ
یا [کسانی که به ولایت کفر ورزیدهاند یا بر صورت اسلام میباشند و عملشان به صورت عمل مؤمن میباشد یا بر صورت اسلام نمیباشند و عمل آنان موافق با عمل مؤمن نمیباشد، بلکه به خلاف شریعت و به خلاف عمل مؤمن میباشد پس] مانند تاریکیهایی در دریای پهناوری است که موجی [از دریا] از بالای آن موجی، [و] از بالای آن ابری او را میپوشاند، تاریکیهایی که بعض آنها فوق بعضی هستند [و آن تاریکی دریا و تاریکی شب آن و تاریکی امواج و تاریکی ابر است و] وقتی که [عامل] دستش را خارج کند آن را (دست خود را) نمیتواند ببیند و کسی که خداوند برای او نوری قرار نداده (او را به نور خود هدایت نکرده) {و مراد از نورى که خداوند آن را برای بندگانش قرار میدهد ولایت است} پس نوری ندارد
- ترجمه سلطانییا مانند تاریکیهایی در دریای پهناوری که موجی از بالای آن موجی از بالای آن ابری او را میپوشاند تاریکیهایی که بعضی از آنها فوق بعضی دیگر هستند (و) وقتی که (عامل) دستش را خارج کند آن را (دست خود را) نمیتواند ببیند و کسی که خداوند برای او نوری قرار نداده پس نوری ندارد
- ترجمه راستینیا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمتها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت.
- ترجمه الهی قمشهای