سورهٔ نور
نور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
این سورهای است که آن را نازل کردیم و آن را واجب کردیم [یعنی وقت آن را معیّن کردیم و آن را تعیین نمودیم یا آنچه که در آن است را بر مردم واجب کردیم، یا آن را تفصیل دادیم و آن را تمیز (امتیاز) دادیم و آنچه از احکام که در آن است را تمیز (ممتاز) کردیم یا آن را اعطاء کردیم] و آیات [تکوینی] روشن را در آن نازل کردیم با ترقّب به اینکه [از حکمتهای آنها و مصالح آنها] متذکّر شوید [و به آنها عمل کنید]
- ترجمه سلطانیاین سورهای است که آن را نازل کردهایم و آن را واجب کردهایم و آیاتی روشن را در آن نازل کردیم با ترقّب به اینکه متذکّر شوید
- ترجمه راستیناین سوره را فرستادیم و (احکامش را) فریضه (بندگان) کردیم و در آن آیات روشن (توحید و معارف و احکام الهی) نازل ساختیم، باشد که شما متذکر (آن حقایق) شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢ الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
[دربارهٔ زن] زنا دهنده و [مرد] زنا کننده [حکم آن دو این است] پس به هر یک از آن دو یکصد تازیانه، تازیانه بزنید {تقدیم «زانِیهٔ» با اینکه مرد به تقدیم اَوْلی (سزاوارتر) است برای این است که زنا از او (زن) قبیحتر است و برای اینکه شأن او (زن) به فطرتش این است که مردان را از خودش منع نماید پس وقتی که مرد را از خود تمکین میدهد به عقاب اَوْلی است و لذلک حدّ او (زن) مساوی با حدّ او (مرد) است، با اینکه شأن او (زن) در حدود این است که بالنسبه به مردان به او (زن) تخفیف داده شود} و بر آن دو [در حالی که] در دین خداوند [هستند] رأفت نگیرید (به خرج ندهید) [و افاده میکند که وقتی که آن دو در دین خدا نباشند تازیانه زده نمیشوند] اگر به خداوند و روز آخِر ایمان دارید و باید گروهی (جماعتی) از مؤمنان عذاب آن دو را مشاهده کنند {این آیه در بیان حدّ زانیین (دو زنا کننده) مجمل است؛ زیرا اگر دو زنا کننده هر دو یا یکی از آن دو از اهل ذمّه باشند یا هر دو، دو مسلمان دو محصنه یا دو غیر محصنه، دو بکر یا دو غیر بکر، دو حرّ یا دو عبد، باشند هر کدام حکمی دارند، و این حکم دو مسلم حرّ غیر محصن غیر بکر است}
- ترجمه سلطانی(زن) زنا دهنده و (مرد) زنا کننده پس به هر یک از آن دو یکصد تازیانه، تازیانه بزنید و بر آن دو در (اجرای حکم) دین خداوند رأفت نگیرید (به خرج ندهید) اگر به خداوند و روز آخِر ایمان دارید و باید گروهی از مؤمنان عذاب آن دو را مشاهده کنند
- ترجمه راستینباید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٣ الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
زانی نکاح نکند مگر با زانیه یا مشرکه و زانیه با او نکاح نکند مگر زانی یا مشرک و آن بر مؤمنان (مؤمنین و مؤمنات) حرام شده
- ترجمه سلطانیزانی نکاح نکند مگر با زانیه یا مشرکه و زانیه با او نکاح نکند مگر زانی یا مشرک و آن بر مؤمنان حرام شده
- ترجمه راستینمرد زناکار جز با زن زناکار و مشرک نکاح نمیکند و زن زانیه را هم جز مرد زانی و مشرک به نکاح نخواهد گرفت و این کار بر مردان مؤمن حرام است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
و کسانی که به زنان محصنه [که فرجهایشان را به عفاف و اسلام و حرّیّت و بلوغ و عقل محصون (محفوظ) میدارند] اتهام میزنند سپس چهار شاهد نیاورند پس هشتاد تازیانه به آنها تازیانه بزنید و ابداً (تا ابد) شهادت آنها را قبول نکنید و آنان خود فاسق هستند
- ترجمه سلطانیو کسانی که به زنان مُحصنه (محفوظه) اتهام میزنند سپس چهار شاهد نیاورند پس هشتاد تازیانه به آنها تازیانه بزنید و ابداً (تا ابد) شهادت آنها را قبول نکنید و آنان خود فاسق هستند
- ترجمه راستینو آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آنگاه چهار شاهد (عادل) بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید، و دیگر هرگز شهادت آنها را نپذیرید، و آنان مردمی فاسق و نادرستند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
مگر کسانی که بعد از آن توبه کردهاند و اصلاح نمودهاند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که بعد از آن توبه کردهاند و اصلاح نمودهاند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینمگر آنهایی که بعد از آن فسق و بهتان به درگاه خدا توبه کنند و در مقام اصلاح عمل خود برآیند، در این صورت خدا البته بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
و کسانی که به ازواجشان اتهام میزنند و (حال آنکه) شاهدانی جز خودشان ندارند پس هر یک از آنها چهار بار [به جای چهار شاهد] به خداوند شهادت دهد (سوگند یاد کند) که او حتماً از راستگویان است
- ترجمه سلطانیو کسانی که به ازواجشان اتهام میزنند و (حال آنکه) شاهدانی جز خودشان ندارند پس هر یک از آنها چهار بار (به جای چهار شاهد) به خداوند شهادت دهد (سوگند یاد کند) که او حتماً از راستگویان است
- ترجمه راستینو آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و جز خود بر آن شاهد و گواهی ندارند (چون حد لازم آید، برای رفع حد) باید از آن زن و مرد نخست مرد چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته او (در این دعوی زنا) از راستگویان است.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ
و پنجمین [بار] این است که لعنت خداوند بر او [باد] اگر از دروغگویان باشد
- ترجمه سلطانیو پنجمین (بار) این است که لعنت خداوند بر او (باد) اگر از دروغگویان باشد
- ترجمه راستینو بار پنجم قسم یاد کند که لعن خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٨ وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ
و عذاب [رجم] از او [زن] برداشته میشود اگر [زن] با چهار [بار] شهادت دادن نزد خداوند شهادت دهد که او (شوهرش) حتماً از دروغگویان است
- ترجمه سلطانیو عذاب از او (زن) برداشته میشود اگر (زن) با چهار (بار) شهادت دادن نزد خداوند شهادت دهد که او (شوهرش) حتماً از دروغگویان است
- ترجمه راستینو (چون بعد از این پنج قسم شوهر، بر زن حد لازم آید) برای رفع عذاب حد، آن زن نیز نخست چهار مرتبه شهادت و قسم به نام خدا یاد کند که البته شوهرش دروغ میگوید.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ
و پنجمی اینکه غضب خداوند بر او اگر [شوهرش] از راستگویان باشد
- ترجمه سلطانیو پنجمی اینکه غضب خداوند بر او اگر (شوهرش) از راستگویان باشد
- ترجمه راستینو بار پنجم قسم یاد کند که غضب خدا بر او اگر این مرد (در این دعوی) از راستگویان باشد.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ
و اگر فضل خداوند [یعنی رسالت و احکام آن و رسول] و رحمت او [یعنی ولایت و آثار آن و علیّ (ع)] بر شما نبود و همانا خداوند بسیار توبه (التفات) کننده و [بر تفضیح (رسوا کردن) شما یا تعجیل به عقوبت شما] حکیم است
- ترجمه سلطانیو اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نبود و همانا خداوند بسیار توبه (التفات) کننده و حکیم است
- ترجمه راستینو اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما مؤمنان نبود و اگر نه این بود که خدای مهربان البته توبهپذیر است و کار به حکمت کند (حدود و تکلیف را چنین آسان نمیگرفت و به توبه رفع عذاب از شما نمیکرد).
- ترجمه الهی قمشهای١١ إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ
همانا کسانی که آن بهتان را زدهاند گروهی (جماعتی) از شما هستند، آن را به عنوان شرّ برای خود نپندارید بلکه آن برای شما خیر است هر مردی از آنان [که بهتان زد] چیزی از اثم (بدی) کسب کرده و کسی از آنها [یا از این جماعت] که به بیشتر (معظم) از آن (اثم) دامن میزند برای او عذابی عظیم هست
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که آن بهتان را زدهاند جماعتی از شما هستند، آن را به عنوان شرّ برای خود نپندارید بلکه آن برای شما خیر است هر مردی از آنان (که بهتان زد) چیزی از اثم (بدی) کسب کرده و کسی از آنها که به بزرگتر از آن (اثم) دامن میزند برای او عذابی عظیم هست
- ترجمه راستینهمانا کسانی که آن بهتان را بستند (و به عایشه تهمت کار ناشایست زدند که رسول و مؤمنان را بیازارند) گروهی همدست از (منافقان) شمایند؛ نپندارید ضرری از آن به آبروی شما میرسد بلکه خیر و ثواب نیز (چون بر تهمت صبر کنید از خدا) خواهید یافت؛ هر یک از آنها به عقاب گناه خود خواهند رسید؛ و آن کس از منافقان که رأس و منشأ این بهتان بزرگ گشت هم او به عذابی بزرگ معذب خواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَٰذَا إِفْكٌ مُبِينٌ
چرا وقتی که آن را مؤمنان و مؤمنات شنیدند به خودشان گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتی واضح است
- ترجمه سلطانیچرا وقتی که آن را مؤمنان و مؤمنات شنیدند به خودشان گمان خوب نبردند و نگفتند که این تهمتی واضح است
- ترجمه راستینآیا سزاوار این نبود که چون (از منافقان) چنین بهتان و دروغها شنیدید مردان و زنان مؤمن حسن ظنّشان درباره یکدیگر بیشتر شده و گویند: این دروغی است آشکار؟
- ترجمه الهی قمشهای١٣ لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَٰئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ
چرا چهار گواه بر آن نیاوردند و وقتی که گواهانی نیاوردهاند پس آنان نزد خداوند، خود دروغگو هستند
- ترجمه سلطانیچرا چهار گواه بر آن نیاوردند و وقتی که گواهانی نیاوردهاند پس آنان نزد خداوند، خود دروغگو هستند
- ترجمه راستینچرا (منافقان) بر دعوی خود چهار شاهد (عادل) اقامه نکردند؟پس حالی که شاهد نیاوردند البته نزد خدا مردمی دروغزنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
و اگر فضل خداوند و رحمت او در دنیا و آخرت بر شما نبود در آنچه که در آن افضاء (به گونهای روشن بیان کردن) کردید عذابی بزرگ به شما میرسید
- ترجمه سلطانیو اگر فضل خداوند و رحمت او در دنیا و آخرت بر شما نبود در آنچه که در آن افضاء (به گونهای روشن بیان کردن) کردید عذابی بزرگ به شما میرسید
- ترجمه راستینو اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و عقبی شامل حال شما (مؤمنان) نبود به مجرّد خوض در اینگونه سخنان (نفاق انگیز) به شما عذابی بزرگ میرسید.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ
آنوقت که آن را با زبانهایتان انداختید [یعنی نه با قلوبتان یعنی آن را بدون تحقیقی بر آن بین خود میگرداندید] و آنچه که به آن علم ندارید را با زبانهایتان [بدون اطلاع قلوبتان و اعتقاد به آن] میگوئید و آن را سهل میانگارید [که اثم در آن نیست و تبعت (سؤ عاقبت) ندارد] و (حال آنکه) آن نزد خداوند بزرگ است
- ترجمه سلطانیآنوقت که آن را با زبانهایتان انداختید و آنچه که به آن علم ندارید را با زبانهایتان میگوئید و آن را سهل میانگارید و (حال آنکه) آن نزد خداوند بزرگ است
- ترجمه راستینزیرا شما آن سخنان را از زبان یکدیگر تلقّی کرده و حرفی بر زبان میگفتید که علم به آن نداشتید و این کار را سهل و کوچک میپنداشتید در صورتی که نزد خدا (گناهی) بسیار بزرگ بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يَكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَٰذَا سُبْحَانَكَ هَٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ
و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید که برای ما [صحیح] نمیباشد که این را بگوییم که تو منزّهی و این بهتان بزرگی است
- ترجمه سلطانیو چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید که برای ما (صحیح) نمیباشد که این را بگوییم که تو منزّهی و این بهتان بزرگی است
- ترجمه راستینچرا به محض شنیدن این سخن نگفتید که هرگز ما را تکلم به این روا نیست، پاک خدایا، این بهتانی بزرگ است؟
- ترجمه الهی قمشهای١٧ يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
خداوند به شما وعظ (نصیحت) میکند که ابداً [مادامی که در این دنیا هستید] بر مثل آن باز نگردید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه سلطانیخداوند به شما وعظ (نصیحت) میکند که ابداً بر مثل آن باز نگردید اگر مؤمن میباشید
- ترجمه راستینخدا به شما (مؤمنان) موعظه و اندرز میکند که زنهار دیگر گرد این چنین سخن نگردید اگر اهل ایمانید.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و خداوند آیات را [یعنی علامتهای احکام را و آثار آن را یا آیات تدوینی دالّ بر احکام تکلیفیّهٔ قالبی و قلبی را] برای شما روشن میسازد و خداوند بسیار دانا است [که میداند برای شما چه شایسته است و چه شایسته نیست و به آنچه که بر افعال شما مترتّب میشود] و حکیم است [که برای شما حکمى تشریع نمیکند و شما را از امری منع نمیکند مگر بنابر حکمت مقتضای آن]
- ترجمه سلطانیو خداوند آیات را برای شما روشن میسازد و خداوند بسیار دانا و حکیم است
- ترجمه راستینو خدا آیات خود را برای شما بیان میکند، و او (به حقایق امور و سرائر خلق) دانا و (به مصالح بندگان و نظام عالم کاملا) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
همانا کسانی که دوست دارند که فاحشه [یعنی زنا یا آنچه که قبح آن شدید است، یا هر آنچه که خدای عزّ و جلّ از آن نهی کرده است] در میان کسانی که ایمان آوردهاند شایع شود برای آنها عذابی دردناک در دنیا [با حدّی که در شریعت برای آن مقرّر شده یا با عذاب به هنگام احتضار] و آخرت هست و خداوند میداند [که آنان در دنیا و آخرت عذاب دارند و لذا شما را از عود (برگشتن) منع میکند] و شما نمیدانید [و لذا دوست دارید و نمیترسید]
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که دوست دارند که فاحشه (زنا، خیلی قبیح، هر آنچه که خداوند از آن نهی کرده) در میان کسانی که ایمان آوردهاند شایع شود برای آنها عذابی دردناک در دنیا و آخرت هست و خداوند میداند و شما نمیدانید
- ترجمه راستینآنان که (چون عبد اللّه ابیّ سلول و منافقان دیگر) دوست میدارند که در میان اهل ایمان کار منکری اشاعه و شهرت یابد آنها را در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهد بود و خدا (فتنهگری و دروغشان را) میداند و شما نمیدانید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ
و اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نبود {حذف جواب در اینجا برای اشعار به شدّت قبح و شدّت غضب بر حبّ شیاع فاحشه (دوست داشتن گسترش کارهای خیلی زشت) در مؤمنین است} و همانا خداوند رئوف و مهربان است
- ترجمه سلطانیو اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نبود و همانا خداوند رئوف و مهربان است
- ترجمه راستینو اگر فضل و رحمت خدا و رأفت و مهربانی او شامل حال شما (مؤمنان) نبود (در عقاب گناهتان تعجیل کردی و توبه نپذیرفتی).
- ترجمه الهی قمشهای٢١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَىٰ مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید [در اشاعۀ فاحشه و رمى برئ و غیر برئ] از گامهای شیطان تبعیّت نکنید و کسی که از گامهای شیطان پیروی کند [گمراه میشود و شقی میشود] زیرا او به فحشاء (بالغه در قُبح) و منکر (آنچه که عقل و عرف آن را خوب نمیدانند، آنچه که بالغ در قبح نباشد) امر میکند و اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نبود احدی از شما ابداً زکی (صالح، متنعّم، صاف از کدورات) نمیشد و لکن خداوند کسی که بخواهد را پاک میکند و خداوند [به اقوال مقالی و حالی او] شنوا و [به افعال او و احوال او و نیّات او و استعدادات مکمون او که غیر ظاهر بر او و بر غیر او هستند] دانا است
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از گامهای شیطان تبعیّت نکنید و کسی که از گامهای شیطان پیروی کند (گمراه و شقی میشود) زیرا او به فحشاء و منکر (زشتی) امر میکند و اگر فضل خداوند و رحمت او بر شما نبود احدی از شما ابداً پاک نمیشد و لکن خداوند کسی که بخواهد را پاک میکند و خداوند شنوا و دانا است
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید، زنهار پیروی شیطان مکنید، که هر کس قدم به قدم از پی شیطان رفت او به کار زشت منکر وامیدارد، و اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود احدی از شما (از گناه و زشتی) پاک و پاکیزه نشدی، لیکن خدا هر کس را میخواهد منزه و پاک میگرداند، و خدا شنوا و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ وَلَا يَأْتَلِ أُولُو الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَالسَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبَىٰ وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
و دارندگان فضل و سعه {مراد از «فضل» همان «سعه» است که از آنچه که انسان در انفاقش به آن احتیاج دارد تفضّل (اضافه باقی ماندن) میماند، و سعه اعمّ از آن و از آنچه است که به قدر حاجت انفاق به نحو سعه باشد، یا یکی از آن دو مخصوص به مال و دیگری به سعۀ قلب از حیث علم و اخلاق است} از شما نباید سوگند بخورند [یا اهمال کنند] که به خویشاوندان [خود یا خویشاوندان رسول (ص)] و مسکینان و مهاجران در راه خدا ندهند و باید که عفو کنند و باید در گذرند {«عَفْو» عبارت از ترک انتقام است چه قرین به حقد (کینه در دل گرفتن) قلب به مسئ (بدی کننده) باشد یا نباشد، و «صَفْح» عبارت از تطهیر قلب از حقد بر او است} آیا دوست ندارید که خداوند شما را بیامرزد [پس باید در عفو از مسئ مشاکل (همانند) خداوند شود زیرا مشاکل بر خداوند را لامحاله خداوند او را میآمرزد] و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است [میآمرزد کسی را که مسئ (بدی کننده) را میآمرزد و رحم میکند به کسی که به مسئ احسان میکند]
- ترجمه سلطانیو دارندگان فضل و سعه از شما نباید سوگند بخورند (یا اهمال کنند) که به خویشاوندان و مسکینان و مهاجران در راه خدا ندهند و باید که عفو کنند و باید در گذرند آیا دوست ندارید که خداوند شما را بیامرزد و (حال آنکه) خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینو نباید صاحبان ثروت و نعمت از شما درباره خویشاوندان خود و در حق مسکینان و مهاجران راه خدا از بخشش و انفاق کوتاهی کنند، باید مؤمنان عفو و صفح پیشه کنند و از بدیها درگذرند، آیا دوست نمیدارید که خدا هم در حق شما مغفرت (و احسان) فرماید؟و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
همانا کسانی که به زنان محصنهٔ (محفوظه، شوهردار) غافل (بی خبر) مؤمنه بهتان میزنند در دنیا و آخرت لعنت شدهاند و عذابی بزرگ دارند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که به زنان محصنهٔ (محفوظه، شوهردار) غافل (بی خبر) مؤمنه بهتان میزنند در دنیا و آخرت لعنت شدهاند و عذابی بزرگ دارند
- ترجمه راستینکسانی که به زنان باایمان عفیفه (مبرّا و) بیخبر از کار بد تهمت زنند محققا در دنیا و آخرت ملعون و محروم از رحمت حق هستند و هم آنان به عذابی بزرگ معذب خواهند شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
روزی که زبانهایشان و دستانشان و پاهایشان علیهم (بر آنان) به آنچه که عمل میکردهاند گواهی دهند
- ترجمه سلطانیروزی که زبانهایشان و دستانشان و پاهایشان علیهم (بر آنان) به آنچه که عمل میکردهاند گواهی دهند
- ترجمه راستیندر روزی که زبان و دست و پای ایشان بر اعمال (ناشایسته) آنها گواهی دهد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ
در آنروز خداوند دِین (جزای) آنان را الحقّ وفا میکند (به تمامی میدهد) و (در حالی که) میدانند که خداوند همان حقّ آشکار است
- ترجمه سلطانیدر آنروز خداوند دِین (جزای) آنان را الحقّ وفا میکند (به تمامی میدهد) و (در حالی که) میدانند که خداوند همان حقّ آشکار است
- ترجمه راستیندر آن روز خدا حساب و کیفر شایسته آنها را تمام و کامل خواهد پرداخت و خواهند دانست که خداوند حق آشکار است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ
[زنان] ناپاک برای [مردان] ناپاک و [مردان] ناپاک برای [زنان] ناپاک و [زنان] پاک برای [مردان] پاک و [مردان] پاک برای [زنان] پاک، آنان که از آنچه که [دربارهٔ آنان از افک یا از آنچه که ناپاکان] میگویند مبرّا هستند [یعنی از اینکه مثل قول آنها را بگویند] آمرزش و رزق کریمانهای برای آنها هست
- ترجمه سلطانی(زنان) ناپاک برای (مردان) ناپاک و (مردان) ناپاک برای (زنان) ناپاک و (زنان) پاک برای (مردان) پاک و (مردان) پاک برای (زنان) پاک، آنان که از آنچه که (دربارهٔ آنان) میگویند مبرّا هستند، آمرزش و رزق کریمانهای برای آنها هست
- ترجمه راستینزنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشتکار و ناپاک نیز شایسته زنانی بدین صفتند و (بالعکس) زنان پاکیزه نیکو لا یق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونهاند، و این پاکیزگان از سخنان بهتانی که ناپاکان درباره آنان گویند منزهند و بر ایشان آمرزش و رزق نیکوست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّىٰ تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَىٰ أَهْلِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید به خانههایی [مسکونی] غیر از خانههای خود داخل نشوید مگر آنکه درخواست اجازه کنید و بر اهل آن سلام کنید که آن برای شما بهتر است، [و آن را برای شما گفتیم، یا این حکم را بر شما نازل کردیم] باشد که [مصالح آن را] به یاد داشته باشید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید به خانههایی (مسکونی) غیر از خانههای خود داخل نشوید مگر آنکه درخواست اجازه کنید و بر اهل آن سلام کنید که آن برای شما بهتر است، باشد که (مصالح آن را) به یاد داشته باشید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، هرگز به هیچ خانه مگر خانههای خودتان تا با صاحبش انس و اجازه ندارید وارد نشوید و (چون رخصت یافته و داخل شوید) به اهل آن خانه نخست سلام کنید که این (ورود با اجازه و تحیت، برای حسن معاشرت و ادب انسانیت) شما را بسی بهتر است، باشد که متذکر (شئون یکدیگر و حافظ آداب رفاقت) شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّىٰ يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
پس اگر احدی را در آنجا نیافتید پس در آنجا داخل نشوید {برای اینکه گاهی در خانههای دیگران آنچه که اطّلاع یافتن شما بر آن برای شما جایز نیست و آنچه که صاحب خانه آن را از اطلاع دیگری بر آن کراهت دارد یافت میشود} تا آنکه به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگردید، پس برگردید که آن برای شما پاکتر (نامی، رشد دهندهتر، اصفی، نافعتر) است و خداوند به آنچه که عمل میکنید دانا است [پس اگر از طیب (رضایت، میل، خواست) خودتان بازگشتید خداوند آن را میداند و به سبب آن به شما جزاء میدهد]
- ترجمه سلطانیپس اگر احدی را در آنجا نیافتید پس در آنجا داخل نشوید تا آنکه به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگردید، پس برگردید که آن برای شما پاکتر (نافعتر) است و خداوند به آنچه که عمل میکنید دانا است
- ترجمه راستینو اگر کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یابید، و چون (به خانهای درآمدید و) گفتند: برگردید، به زودی بازگردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است، و خدا به هر چه میکنید داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ
بر شما گناهی نیست که [بدون استیناس و سلام کردن] داخل خانههایی غیر مسکونی شوید که در آنجا متاعی دارید و خداوند میداند آنچه را که آشکار میکنید و آنچه را که مخفی میکنید [از افعال و احوال و اخلاق و نیّات و استعداداتی که هنوز به آنها شعور ندارید]
- ترجمه سلطانیبر شما گناهی نیست که داخل خانههایی غیر مسکونی شوید که در آنجا متاعی دارید و خداوند میداند آنچه را که آشکار میکنید و آنچه را که مخفی میکنید
- ترجمه راستینباکی بر شما نیست که به خانه غیر مسکونی که در آن متاعی دارید (بیاجازه) در آیید، و (بدانید که) خدا به همه کار آشکار و پنهان شما آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ
به مؤمنان بگو چشمانشان (نگاهشان) را فرو اندازند و فروج (شرمگاهها) خود را [از اینکه کسی که نظر کردن به آن برای او حلال نیست به آن نظر کند] حفظ کنند آن برای آنها پاکتر (پاکیزهتر، اصلح) است {برای اینکه آن از ریبه و اشتغال به ملاهی (سرگرمیها) نفس دورتر است} همانا خداوند به آنچه [از نظر کردن و ترک نظر] که صُنع میکنند آگاه است
- ترجمه سلطانیبه مؤمنان بگو چشمانشان (نگاهشان) را فرو اندازند و فروج (شرمگاهها) خود را حفظ کنند آن برای آنها پاکتر (پاکیزهتر، اصلح) است همانا خداوند به آنچه که صُنع میکنند آگاه است
- ترجمه راستین(ای رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از کار زشت با زنان) محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) آنان اصلح است، و البته خدا به هر چه کنید کاملا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
و به مؤمنات بگو: چشمانشان را فرو اندازند و فروجشان را حفظ کنند و زینتشان را مگر آنچه که از آن ظاهر است [از لباس ظاهری و زینت مواضع مستثنات و خود این مواضع که مانند انگشتر و النگو و سرمه و دو گونه و دو کف (پنچه تا مچ دست) و دو قدم (پنجه تا پاشنه پا) در زنان عورت نیست] آشکار نکنند و [مؤمنات] باید روسریهای خود را بر سینههای خود بیندازند [تا سینههایشان آشکار نشود] و نباید زینتهای خود را آشکار نمایند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [مؤمنهٔ] آنها یا آنکه را که دستان آنها (زنان) مالک شده یا تابعان (خدمتگزاران) غیر حاجتدار [به زنان] از مردان یا کودکانی که بر عورات آنها (زنان) [یعنی از حیثی که آنها عورت هستند] آگاهی ندارند و [زنان] به پاهای خود حرکتی ندهند تا آنچه که از زینت خود مخفی کردهاند معلوم شود و ای مؤمنان همگی به سوی خداوند بازگردید باشد که رستگار شوید
- ترجمه سلطانیو به مؤمنات بگو: چشمانشان را فرو اندازند و فروجشان را حفظ کنند و زینتشان را مگر آنچه که از آن ظاهر است آشکار نکنند و (مؤمنات) باید روسریهای خود را بر سینههای خود بیندازند و نباید زینتهای خود را آشکار نمایند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (مؤمنهٔ) آنها یا آنکه را که دستان آنها (زنان) مالک شده یا تابعان (خدمتگزاران) غیر حاجتدار (به زنان) از مردان یا کودکانی که بر عورات آنها (زنان) آگاهی ندارند و (زنان) به پاهای خود حرکتی ندهند تا آنچه که از زینت خود مخفی کردهاند معلوم شود و ای مؤمنان همگی به سوی خداوند بازگردید باشد که رستگار شوید
- ترجمه راستینو زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر میشود (بر بیگانه) آشکار نسازند، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود یا پدران یا پدران شوهر یا پسران خود یا پسران شوهر یا برادران خود یا پسران برادران و پسران خواهران خود یا زنان خود (یعنی زنان مسلمه) یا کنیزان ملکی خویش یا مردان اتباع خانواده که رغبت به زنان ندارند یا اطفالی که هنوز بر عورت و محارم زنان آگاه نیستند (و از غیر این اشخاص مذکور احتجاب و احتراز کنند) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود. و ای اهل ایمان، همه به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
و ایامی (مجرّدها، مردانی که زوجه ندارند و زنانی که شوهر ندارند) از میان خود [در حالی که آنها از حیث ایمان از شما هستند] و صالحان (مؤمنان) {مراد از صلاح در اینجا اسلام یا متعفّفین (با عفّتها) است زیرا او نیز صلاح النّفس است} از بردگان خود و کنیزان خود را نکاح دهید، اگر فقیر (تنگدست) باشند خداوند آنها را از فضل خود [از کثرات] غنی (بی نیاز) میکند و خداوند دارای وسعت است [که از توسعه بر آنان عاجز نمیشود و از عول (یاری خواستن) آنها خائف نمیشود] و [به تسبیبات (سببسازیها) خفیّه میداند که نکاح سببی برای غناء است و اگرچه شما آن را ندانید، یا به استعداد همه و صلاح آنها] دانا است
- ترجمه سلطانیو مجرّدها از میان خود و صالحان از بردگان خود و کنیزان خود را نکاح دهید، اگر فقیر (تنگدست) باشند خداوند آنها را از فضل خود غنی (بی نیاز) میکند و خداوند دارای وسعت و دانا است
- ترجمه راستینو البته باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بینیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ
و [مجرّدها، از مرد و زن] کسانی که [به عدم وجدان (یافتن) ازواج برای مردانشان و زنانشان یا عدم وجدان آنچه که در نکاح خود به آن احتیاج دارند از صِداق و نفقه و کسوه (پوشاک) و مسکن یا به خاطر منع کردن اولیاء از نکاح و عدم قدرت بر مخالفت با آنان] نکاح کردن را نمییابند باید عفّت نمایند تا آنکه خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز سازد و کسانی که تقاضای کتابه (قرارداد آزادی بین سیّد و غلام یا کنیز) میکنند از آنکه (غلامان و کنیزان) دستان شما مالک شده پس اگر خیری را دربارهٔ آنان دانستید با آنان مکاتبه (قرارداد) نمایید و از مالی که خداوند به شما داده به آنها بدهید و کنیزکان خود را که ارادهٔ تحصّن (پاکدامنی) دارند بر بِغاء (روسپیگری، زنا کردن) وادار نکنید تا [با کسب آنها و اجرت بِغاء (روسپیگری)] عَرض زندگانی دنیا را کسب کنید و کسی که آنها را وادار کند پس همانا خداوند بعد از وادار کردن آنها [بر آنان (موالی) پس از توبه کردن یا بر آنها (کنیزکان) بعد از اکراه از رغبت در فعل به سبب مقتضای طبیعتشان] بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیو کسانی که نکاح کردن را نمییابند باید عفّت نمایند تا آنکه خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز سازد و کسانی که تقاضای مکاتبه (قرارداد آزادی بین سیّد و غلام یا کنیز) میکنند از آنکه دستان شما مالک شده پس اگر خیری را دربارهٔ آنان دانستید با آنان مکاتبه (قرارداد) نمایید و از مالی که خداوند به شما داده به آنها بدهید و کنیزکان خود را که ارادهٔ تحصّن (پاکدامنی) دارند بر روسپیگری وادار نکنید تا عَرض زندگانی دنیا را کسب کنید و کسی که آنها را وادار کند پس همانا خداوند بعد از وادار کردن آنها (بر آنان (موالی) پس از توبه کردن یا بر آنها (کنیزکان) بعد از اکراه از رغبت در فعل به سبب مقتضای طبیعتشان) بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینو آنان که وسیله نکاح نیابند باید عفت نفس پیشه کنند تا خدا آنها را به لطف و فضل خود بینیاز گرداند. و از بردگانتان آنان که تقاضای مکاتبه کنند (یعنی خواهند که خود را از مولا به مبلغی مشروط یا مطلق خریداری کنند) تقاضای آنها را اگر خیر و صلاحی در ایشان مشاهده کنید بپذیرید و (برای کمک به آزاد شدن آنها) از مال خدا که به شما اعطا فرموده (به عنوان زکات و صدقات در وجه مال المکاتبه) به آنها بدهید، و کنیزکان خود را که مایلند به عفت، زنهار برای طمع مال دنیا جبرا به زنا وادار مکنید، که هر کس آنها را اکراه به زنا کند خدا در حق آنها که مجبور بودند بسیار آمرزنده و مهربان است (لیکن شما را که آنها را به زنا مجبور کنید به جای آنان عقاب خواهد کرد).
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ
و همانا آیاتی روشن کننده (موضح یا واضح) و به عنوان مَثَل (حجّت یا حدیث یا شبیه) از کسانی که قبل از شما بودهاند و برای پرهیزکاران به عنوان پند بر شما نازل کردهایم
- ترجمه سلطانیو همانا آیاتی روشن کننده و به عنوان مَثَل از کسانی که قبل از شما بودهاند و برای پرهیزکاران به عنوان پند بر شما نازل کردهایم
- ترجمه راستینو همانا ما به سوی شما آیاتی روشن نازل گردانیدیم و داستانی از آنان که پیش از شما درگذشتند و موعظهای برای اهل تقوا فرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
خداوند {الله نام ذات حقّ است که هستی او از خود او و غیر قابل انفکاک از او میباشد که واجب الوجود است و این نام به اعتبار ظهور او است که در اصطلاح مقام مشیّت و اضافهٔ اشراقیّهٔ حقّ نسبت به موجودات نامیده میشود و این اضافه و نسبت همان فعل و نور حقّ است که بر همهٔ اشیاء تابیده و پهن شده و همهٔ چیزها از عدم بواسطهٔ او به مرحله هستی قدم میگذارند و از تاریکی به نور و از پنهانی به آشکار بودن میرسند. و حقیقت یگانهٔ او بدون این عنوان که مقام ظهور است غیب محض میباشد و نه نامی و نه رسمی و نه خبری از آن در عالم میباشد} نور [و روشنائی] {نور نام برای ضیاء و روشنی است و نور نام محمّد (ص) و نبوّت یا رسالت آن حضرت یا نام برای علی یا خلافت یا ولایت حضرتش هم میباشد و گاه هم اطلاق میشود بر آنچه اشیاء را ظاهر و واضح کند، خواه روشنی و شعاع باشد یا دلیل و برهان یا علامت و آثار، و به این معنی بر کتابهای آسمانی و خلفای الهی اطلاق میشود. گاه نیز بر هدایت و راهنمائی و آنچه بدان واسطه هدایت حاصل میشود اطلاق میگردد و به این معنی کتابهای آسمانی و رسالتهای پیامبران و نبوّتهای انبیاء و ولایتهای اولیاء و گفتارها و کردارها و حالات و اخلاق نیکو همه نور محسوب میگردند} آسمانها {آسمان و آسمانها اختصاص به افلاک طبیعی و کرات مافوق ما ندارد بلکه هر چه جهت علوّ و بلندی و تأثیر و فاعلیّت در مادون خود داشته باشد نسبت به مادون، آسمان نامیده میشود، پس عقول کلّیّه طولی و عرضی و نفوس کلّیّه و جزئیّه و افلاک طبیعی همهٔ آنها آسمان میباشند} و زمین {زمین نام آن چیزی است که جنبهٔ پستی و قبول و تأثّر را دارد و اختصاص به همین زمین تیرهٔ ما ندارد بلکه سراسر عالم طبع و دو عالم مثال سفلی و علوی همهٔ آنها زمین محسوب میگردند} است، مثال نور او [یعنی صفت یا حکایت نور او] مانند [صفت یا حکایت] مشکات (پنجرهای) است که در آن [پنجره که نور از آن به خارج نفوذ نمیکند] مصباحی (چراغی) باشد و چراغ در شیشهای جای گرفته که گوئیا آن شیشه ستارهٔ درخشانی است که بر افروخته میشود از درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی که روغن آن [بقدری صفاء دارد] که نزدیک است روشن شود، هر چند آتشی بدان نرسد، نوری است بالای نور [یعنی صفت و مثال نور او که همان مشیّت او میباشد همچون نورى است بالای نور در شدّت روشنی، چون روشنی او بواسطهٔ صفا و خالص بودن و جلوه داشتن شیشهٔ آن خیلی زیاد و بلکه چند برابر است]، خداوند به نور خود هدایت میکند [یعنی نورى که بالای نور است، خداوند به سوی او] هر که را بخواهد [هدایت میکند] و مثل برای مردم میزند [یعنی به راه مقصود میرساند یا هر که را بخواهد میبرد و مثلها را هم برای آگاه کردن همهٔ مردم بر راه مقصود میزند تا هر که قابل هدایت باشد راهنمائی شود و هر کس لایق نباشد به گمراهی بماند] و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه سلطانیخداوند نور (و روشنائی) آسمانها و زمین است، مثال نور او مانند پنجرهای است که در آن چراغی باشد و چراغ در شیشهای جای گرفته که گوئیا آن شیشه ستارهٔ درخشانی است که بر افروخته میشود از درخت با برکت زیتونی که نه شرقی است و نه غربی که روغن آن (بقدری صفاء دارد که) نزدیک است روشن شود، هر چند آتشی بدان نرسد، نوری است بالای نور، خداوند به نور خود هدایت میکند هر که را بخواهد و مثل برای مردم میزند و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه راستینخدا نور (وجودبخش) آسمانها و زمین است، داستان نورش به مشکاتی ماند که در آن روشن چراغی باشد و آن چراغ در میان شیشهای که از تلألؤ آن گویی ستارهای است درخشان، و روشن از درخت مبارک زیتون که (با آنکه) شرقی و غربی نیست (شرق و غرب جهان بدان فروزان است) و بیآنکه آتشی زیت آن را برافروزد خود به خود (جهانی را) روشنی بخشد، پرتو آن نور (حقیقت) بر روی نور (معرفت) قرار گرفته است. و خدا هر که را خواهد به نور خود (و اشراقات وحی خویش) هدایت کند و (این) مثلها را خدا برای مردم (هوشمند) میزند (که به راه معرفتش هدایت یابند) و خدا به همه امور داناست!
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ
[این چراغ] در خانههائی [برافروخته شده] که خداوند اذن داده که بالا برود [و مرتبهٔ رفیع پیدا کند] و نام او برده شود [یعنی خانههای خلفای الهی از انبیاء اولیاء و سینههای آنها و دلهایشان و ولایت یا نبوّت آنها یا خود انبیاء و اولیاء که خانههای کشف و شهود و وحی و الهام الهی میباشند]، تسبیح میکند {تسبیح تنزیه و پاک کردن لطیفه و حقیقت انسانیّت است از آنچه مانع او از رفتن و سلوک به سوی خداوند باشد} در آن [خانهها] در صبح و شام
- ترجمه سلطانی(این چراغ) در خانههائی (برافروخته شده) که خداوند اذن داده که بالا برود (و مرتبهٔ رفیع پیدا کند) و نام او برده شود، تسبیح میکند در آن (خانهها) در صبح و شام
- ترجمه راستین(و آن مشکات) در خانههایی (قرار دارد مانند معابد و مساجد و منازل انبیاء و اولیاء) که خدا رخصت داده که آنجا رفعت یابد و در آنها ذکر او شود و صبح و شام تسبیح و تنزیه ذات پاک او کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا [یا تذکّر و ملاحظهٔ امر و نهی حقّ تعالی در هر کار] و نماز و زکات باز نمیدارد {ذکر خواه زبانی و ظاهر و خواه در دل و پنهان و خواه در مرتبهٔ صدر و حقیقی و متّحد با مقام صدر باشد که از آن در اصطلاح عرفاء به سکینه و فکر و حضور تعبیر میشود و آن مثال و جلوهٔ شیخ است که نزد سالک بر اثر قوّت اشتغال او به ذکرى که از صاحب اجازه گرفته پیدا میشود، یا آنکه تذکّر امر و نهی حقّ تعالی در هر کار مراد باشد، هیچیک از آنها با اشتغال به کسب و کار مخالف نیست، بلکه هرگاه حال سالک ملاحظهٔ امر و نهی حقّ تعالی در هر فعلی باشد و کسب و کاری هم که میکند از نظر رعایت امر او و ترک بیکاری هم از لحاظ نهی خداوند از بیکاری باشد خود همان کسب نمودن ذکر بلکه از اشرف اقسام ذکر است، کردیم زیرا ذکر زبانی یا قلبی عبارت است از آنچه بر زبان یا دل جاری شود که سالک از آن راه متوجّه صفات خداوند میشود و این کسب هم از این نظر بواسطهٔ همان کسب به خاطر انسان میآورد دو صفت لطف و قهر او را نسبت به امر و نهی، پس خود همان کسب یاد خدا است} و میترسند از روزی که دلها و دیدهها زیرورو میشوند
- ترجمه سلطانیمردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا و نماز و زکات باز نمیدارد و میترسند از روزی که دلها و دیدهها زیرورو میشوند
- ترجمه راستینپاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیدهها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ
برای اینکه خداوند آنها را جزاء دهد به بهترین عملی که کردهاند و از فضل خود [بدون نظر به عمل او یا استحقاق او] برای آنها زیاد کند و خدا روزی میدهد به هر که بخواهد بدون حساب
- ترجمه سلطانیبرای اینکه خداوند آنها را جزاء دهد به بهترین عملی که کردهاند و از فضل خود برای آنها زیاد کند و خدا روزی میدهد به هر که بخواهد بدون حساب
- ترجمه راستینتا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب کامل عطا فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید، و خدا هر که را خواهد روزی بیحد و حساب بخشد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ
و کسانی که [به نور یعنی به علیّ (ع) و ولایت او] کفر ورزیدهاند اعمال آنان همانند سرابی در بیابانهای هموار است که تشنه آن را آب میپندارد تا وقتی که به آن میرسد آن را چیزی نمییابد و تنها خداوند را نزد آن مییابد پس حساب او را وفا (به تمامی دادن) میکند و خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند اعمال آنان همانند سرابی در بیابانهای هموار است که تشنه آن را آب میپندارد تا وقتی که به آن میرسد آن را چیزی نمییابد و تنها خداوند را نزد آن مییابد پس حساب او را وفا (به تمامی دادن) میکند و خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه راستینو آنان که کافرند اعمالشان در مثل به سرابی ماند در بیابان هموار بیآب که شخص تشنه آن را آب پندارد (و به جانب آن شتابد) چون بدانجا رسید هیچ آب نیابد، و (آن کافر) خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش بیند که به حساب کارش تمام و کامل برسد و خدا به یک لحظه حساب تمام خلایق میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ
یا [کسانی که به ولایت کفر ورزیدهاند یا بر صورت اسلام میباشند و عملشان به صورت عمل مؤمن میباشد یا بر صورت اسلام نمیباشند و عمل آنان موافق با عمل مؤمن نمیباشد، بلکه به خلاف شریعت و به خلاف عمل مؤمن میباشد پس] مانند تاریکیهایی در دریای پهناوری است که موجی [از دریا] از بالای آن موجی، [و] از بالای آن ابری او را میپوشاند، تاریکیهایی که بعض آنها فوق بعضی هستند [و آن تاریکی دریا و تاریکی شب آن و تاریکی امواج و تاریکی ابر است و] وقتی که [عامل] دستش را خارج کند آن را (دست خود را) نمیتواند ببیند و کسی که خداوند برای او نوری قرار نداده (او را به نور خود هدایت نکرده) {و مراد از نورى که خداوند آن را برای بندگانش قرار میدهد ولایت است} پس نوری ندارد
- ترجمه سلطانییا مانند تاریکیهایی در دریای پهناوری که موجی از بالای آن موجی از بالای آن ابری او را میپوشاند تاریکیهایی که بعضی از آنها فوق بعضی دیگر هستند (و) وقتی که (عامل) دستش را خارج کند آن را (دست خود را) نمیتواند ببیند و کسی که خداوند برای او نوری قرار نداده پس نوری ندارد
- ترجمه راستینیا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمتها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ
آیا ندیدهای که خداوند است که [جمیع] کسانی که در آسمانها و زمین هستند و پرندگان [در حالی که] بال گشودهاند بر او تسبیح میکنند هر کدام نماز خود و تسبیح خود را میدانند و خداوند به آنچه که انجام میدهند دانا است [پس به آنان بحسب افعالشان جزاء میدهد]
- ترجمه سلطانیآیا ندیدهای که خداوند است که کسانی که در آسمانها و زمین هستند و پرندگان (در حالی که) بال گشودهاند بر او تسبیح میکنند هر کدام نماز خود و تسبیح خود را میدانند و خداوند به آنچه که انجام میدهند دانا است
- ترجمه راستینآیا ندیدی که هر کس در آسمانها و زمین است تا مرغهایی که در هوا پر گشایند همه به تسبیح و ثنای خدا مشغولند؟و همه آنان صلاة و تسبیح خود بدانند، و خدا به هر چه کنند آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ
و ملک آسمانها و زمین از آنِ خداوند است [یعنی اینکه او تعالی خالق آنها و مالک آنها است پس چگونه افعال خلقش را در آن نداند؟!] و محلّ بازگشت (سرانجام) به خداوند است
- ترجمه سلطانیو ملک آسمانها و زمین از آنِ خداوند است و محلّ بازگشت (سرانجام) به خداوند است
- ترجمه راستینو (بدانید که) ملک و پادشاهی آسمانها و زمین خاص خداست و بازگشت (همه خلایق) به سوی خداست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ
آیا ندیدهای که خداوند ابرها را میراند سپس بین [قطعات متفرّق] آنها را پیوند میدهد سپس آنها را فشرده قرار میدهد پس قطرات [باران] را میبینی که از خلال آن [ابرها] خارج میشود و از آسمان از کوههایی در آن [بعضاً] تگرگی فرو فرستاده میشود و آن (ضرر تگرگ) را به کسی [از بندگانش] که بخواهد اصابت میدهد [پس کِشت او و مال او را هلاک میسازد و خانهاش را خراب میکند] و از کسی که بخواهد آن را باز میدارد نزدیک است که درخشش برق آن [یعنی روشنی برق ابر یا تگرگ]، دیدهها را [برای شدّت درخشش آن] بِبَرَد
- ترجمه سلطانیآیا ندیدهای که خداوند ابرها را میراند سپس بین (قطعات متفرّق) آنها را پیوند میدهد سپس آنها را فشرده قرار میدهد پس قطرات (باران) را میبینی که از خلال آن خارج میشود و از آسمان از کوههایی در آن (بعضاً) تگرگی فرو فرستاده میشود و آن را به کسی که بخواهد اصابت میدهد و از کسی که بخواهد آن را باز میگرداند نزدیک است که درخشش برق آن، دیدهها را بِبَرَد
- ترجمه راستینآیا ندیدی که خدا ابر را (از هر طرف) براند و به هم در پیوندد و باز انبوه و متراکم سازد آن گاه بنگری قطرات باران از میان ابر فرو ریزد؟و نیز از آسمان، از کوههایی (از ابرهای منجمد شده) که در آن است تگرگ فرو بارد و زیان آن را به هر که خود خواهد برساند (و اشجار و کشتزار او را تباه گرداند) و آن را از هر که خواهد باز دارد (تا تگرگش زیان نرساند) و روشنی برق آن چنان بتابد که خواهد روشنی دیدهها را از بین ببرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ
خداوند شب و روز را میگرداند همانا در آن [تقلیب (گرداندن)] البتّه عبرتی برای دارندگان بصیرت هست [کسانی که اشیاء را از حیث حکمتها و مصلحتها و نَضْد (چیده شدن، هماهنگی) آنها و ترتیب و غایات آنها که مترتّب بر آنها است میبینند]
- ترجمه سلطانیخداوند شب و روز را میگرداند همانا در آن البتّه عبرتی برای دارندگان بصیرت هست
- ترجمه راستینخدا شب و روز را (بر یکدیگر) میگرداند، همانا صاحبان بصیرت را در این (آیت الهی و حکمت خدا) عبرتی است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
و خداوند هر جنبندهای را از آبی (نطفه) خلق کرد پس کسانی (گروهی) از آنها [مانند مارها و ماهیها و کرمها] بر شکم راه میروند و کسانی (گروهی) از آنها [مانند انسانها و پرندگان و بعضی حشرات زمینی] بر دو پا راه میروند و کسانی (گروهی) از آنها [مانند چهارپاداران از اَنعام (چهارپایان) و سِباع (درندگان) و غیر آنها] بر چهار [پا] راه میروند خداوند آنچه را که بخواهد خلق میکند [یعنی کسانی (گروهی) از آنها که بر بیشتر از چهار پا راه میروند] همانا خداوند بر هر چیزی [و بر خلق آنچه که بر بیشتر از چهار پا راه برود] بسیار توانا است
- ترجمه سلطانیو خداوند هر جنبندهای را از آبی خلق کرد پس کسانی (گروهی) از آنها بر شکم راه میروند و کسانی (گروهی) از آنها بر دو پا راه میروند و کسانی (گروهی) از آنها بر چهار (پا) راه میروند خداوند آنچه را که بخواهد خلق میکند همانا خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه راستینو خدا هر حیوانی را از آب آفرید، که بعضی (مانند مارها) بر شکم روند و برخی (مانند انسان) بر دو پا و برخی (چون اسب و گاو و شتر) بر چهار پا حرکت کنند. و خدا هر چه خواهد بیافریند که خدا بر همه کار تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ لَقَدْ أَنْزَلْنَا آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ
همانا آیات [تدوینی در صورت آیات قرآنی که آنها را برای شما تلاوت کردهایم و آیات تکوینی در صور طبیعی مثل تسبیح کسانی که در آسمانها هستند و ازجاء (سوق دادن) ابرها و انزال بارانها و تقلیب ایّام و خلق دوّاب (جنبندگان) همگی از آب و مختلف قرار دادن آنها در راه رفتن و غیره] را روشن (واضح یا موضح) [از مقام مشیّت و مقام اقلام و الواح] نازل کردهایم و خداوند کسی را که بخواهد به راه راست [یعنی همان ولایت و طریق قلب] هدایت مینماید
- ترجمه سلطانیهمانا آیات را روشن (واضح یا موضح) نازل کردهایم و خداوند کسی را که بخواهد به راه راست هدایت مینماید
- ترجمه راستینهمانا ما آیات و ادله بسیار روشن فرستادیم. و خدا هر که را خواهد به راه راست هدایت میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَمَا أُولَٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ
و میگویند: به خداوند و به رسول ایمان آوردهایم و اطاعت کردیم سپس بعد از آن گروهی از آنان روی میگردانند [یعنی اینکه ایمان آنان محض قول است] و آنان مؤمن نیستند
- ترجمه سلطانیو میگویند: به خداوند و به رسول ایمان آوردهایم و اطاعت کردیم سپس بعد از آن گروهی از آنان روی میگردانند و (حال آنکه) آنان مؤمن نیستند
- ترجمه راستینو (منافقان هم مانند مؤمنان) میگویند که ما به خدا و رسول ایمان آورده و اطاعت میکنیم، و لیکن با این همه قول باز گروهی (وقت عمل، از حق) روی میگردانند و اصلا آنان ایمان ندارند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ
و وقتی که به سوی خداوند و رسولش دعوت میشوند تا بین آنها حکم (داوری) کند آنوقت گروهی از آنان اعراض کنندهاند
- ترجمه سلطانیو وقتی که به سوی خداوند و رسولش دعوت میشوند تا بین آنها حکم (داوری) کند آنوقت گروهی از آنان اعراض کنندهاند
- ترجمه راستینو هر گاه به سوی خدا و رسول خوانده شوند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها قضاوت کند گروهی از ایشان (از این دعوت) اعراض میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ
و اگر حقّ بر آنها باشد [در حالی که] اذعان کنندهاند به سوی او میآیند [و جز این نیست که آنها برای جلب نفع در دنیایشان به او روی آوردهاند]
- ترجمه سلطانیو اگر حقّ بر آنها باشد (در حالی که) اذعان کنندهاند به سوی او میآیند
- ترجمه راستینو اگر دعوی خود را بر حق بدانند البته با کمال انقیاد به سوی رسول میآیند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
آیا در دلهای آنان مرض هست [که با یقینشان به او به سبب آن مرض روی میگردانند] یا [در نبوّت او] تردید کردهاند آیا میترسند که خداوند و رسولش بر آنها ستم روا بدارند بلکه آنان خود ستمگرند [نه خداوند و رسول او]
- ترجمه سلطانیآیا در دلهای آنان مرض هست یا تردید کردهاند آیا میترسند که خداوند و رسولش بر آنها ستم روا بدارند بلکه آنان خود ستمگرند
- ترجمه راستینآیا در دلهایشان مرض (جهل و نفاق) است یا شک و ریبی دارند یا میترسند که خدا و رسول (در مقام قضاوت) بر آنها جور و ستمی کنند؟ (خدا ظلم نخواهد کرد) بلکه آنها خود مردمی ظالم و متعدیند.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
جز این نباشد که سخن مؤمنان [که ایمان آنها محض گفتار نمیباشد] وقتی که به سوی خداوند و رسولش دعوت میشوند تا بین آنها حکم (داوری) کند این است که میگویند: [این دعوت را یا حکم او را چه له (برای ما) ما باشد چه علینا (بر ما)] شنیدیم و اطاعت کردیم و آنان همان رستگاران هستند
- ترجمه سلطانیجز این نباشد که سخن مؤمنان وقتی که به سوی خداوند و رسولش دعوت میشوند تا بین آنها حکم (داوری) کند این است که میگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم و آنان همان رستگاران هستند
- ترجمه راستینآن مؤمنانند که چون به سوی حکم خدا و رسولشان بخوانند تا (رسول به حکم خدا) میان آنها حکم کند (از دل و جان) خواهند گفت که شنیده و اطاعت میکنیم. و رستگاران عالم به حقیقت اینها هستند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ
و کسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند و از خداوند بترسد و از او پروا کند پس آنان همان فائزان (پیروز شدگان، رستگاران) هستند
- ترجمه سلطانیو کسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند و از خداوند بترسد و از او پروا کند پس آنان همان فائزان (پیروز شدگان، رستگاران) هستند
- ترجمه راستینو هر کس فرمان خدا و رسول را اطاعت کند و خدا ترس و پرهیزگار باشد چنین کسان را فیروزی و سعادت خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
و [یعنی گویندگان «آمنّا باللَّه» یا کسانی که روی گردانیدند] با سوگندهای سخت خود به خداوند سوگند یاد کردهاند که اگر به آنان [به خروج در غزوات] امر کنی البتّه حتماً خارج میشوند، [به آنان] بگو: سوگند مخورید [زیرا طاعت تو] طاعت معروف (پسندیده) است [که احتیاج به سوگند خوردن ندارد] همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه سلطانیو با سوگندهای سخت خود به خداوند سوگند یاد کردهاند که اگر به آنان امر کنی البتّه حتماً خارج میشوند، بگو: سوگند مخورید (زیرا طاعت تو) طاعت معروف (پسندیده) است (که احتیاج به سوگند خوردن ندارد) همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینو منافقان شدیدترین قسم را به نام خدا یاد کنند که اگر تو آنها را امر کنی البته همه (به جهاد دشمن) بیرون خواهند رفت، بگو: سوگند یاد مکنید، که طاعت پسندیده و مطلوب است (نه سوگند دروغ منافقانه. و بترسید که) خدا به هر چه میکنید کاملا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
[به آنان] بگو: از خداوند [با فعل] اطاعت کنید [نه فقط با قول] و از رسول اطاعت کنید و اگر سرپیچی کنید [چیزی به او ضرر نمیزنید] پس همانا آنچه که بر (عهدهٔ) او (رسول) است آنچه است که [به او از تبلیغ رسالتش] حمل (مقرّر، وادار) شده [و همانا او (ص) آن (رسالت) را ابلاغ کرده است، نه هدایت شما به طاعت کردن، تا آنکه وبال روی گردانیدن شما بر عهدهٔ او باشد] و بر (عهدهٔ) شما است آنچه که بر شما مقرّر شده [از متابعت از او، پس ضرر روی گردانیدن عائد بر شما است] و اگر از او اطاعت کنید [به ایمان] هدایت میشوید [که آن بضاعت شما برای آخرت شما و همان ولایت علیّ (ع) است] و بر [عهدهٔ] رسول جز ابلاغ کردن (رساندن) آشکارا (ظاهر) نیست
- ترجمه سلطانیبگو: از خداوند اطاعت کنید و از رسول اطاعت کنید و اگر سرپیچی کنید پس همانا آنچه که بر (عهدهٔ) او است آنچه است که (به او) حمل (مقرّر، وادار) شده و بر (عهدهٔ) شما است آنچه که بر شما مقرّر شده و اگر از او اطاعت کنید هدایت میشوید و بر (عهدهٔ) رسول جز ابلاغ کردن (رساندن) آشکارا نیست
- ترجمه راستینبگو که خدا را فرمان برید و رسول را اطاعت کنید. پس اگر اطاعت نکردید بر او بار رسالت اوست و بر شما بار تکلیف خویش است، و اگر او را اطاعت کنید هدایت (و سعادت) خواهید یافت، و بر رسول جز ابلاغ روشن رسالت تکلیفی نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
خداوند به کسانی از شما که [با بیعت عامّهٔ نبویّه یا با بیعت خاصّهٔ ولویّه] ایمان آوردهاند و اعمال صالح [لازم بر ایمان را] کردهاند [تا ایمان آنها مستقر شود] وعده کرده که آنها را قطعاً در زمین جانشین [گذشتگان یا خلفاى خودش] مینماید [به اینکه جبابرهٔ (جبّارها) مسلّط بر آن را از آن خارج میکند یا آنان را به میل یا با کراهت منقاد اسلام قرار میدهد] همانطور که کسانی که قبل از آنها بودند را [در عالم صغیر یا عالم کبیر] جانشین نمود و البتّه حتماً آنها را بر دینشان که مورد پسند آنها است متمکّن مینماید و آنها را بعد از خوفشان به ایمن تبدیل میکند که مرا عبادت کنند و چیزی [از اصنام و اهویه و شرکاء در ولایت] را به من شرک نورزند و کسانی که بعد آن کفر بورزند پس آنها خود فاسق (خارج شدگان از حکم خداوند و دین او) هستند
- ترجمه سلطانیخداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردهاند وعده کرده که آنها را قطعاً در زمین جانشین مینماید همانطور که کسانی که قبل از آنها بودند را (در عالم صغیر یا عالم کبیر) جانشین نمود و البتّه حتماً آنها را بر دینشان که مورد پسند آنها است متمکّن مینماید و آنها را بعد از خوفشان به ایمن تبدیل میکند که مرا عبادت کنند و چیزی را به من شرک نورزند و کسانی که بعد از آن کفر بورزند پس آنها خود فاسق هستند
- ترجمه راستینخدا به کسانی از شما بندگان که (به خدا و حجّت عصر علیه السّلام) ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیمبران سلف را جانشین پیشینیان آنها نمود، و دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است بر همه ادیان) تمکین و تسلط عطا کند و به همه آنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند، و بعد از آن هر که کافر شود پس آنان به حقیقت همان فاسقان تبهکارند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
و نماز را بپا دارید و زکات بدهید و [در سایر آنچه که به آن امر شدهاید] از رسول اطاعت کنید [یا در اِقامۀ صلوهٔ و ایتاء زکات از او اطاعت کنید به معنی اینکه داعی (انگیزه) نمازتان و زکاتتان را محض امر او (ص) قرار دهید، نه غیر آن از مُرایات (ریاکاریها، دیده شوندگان) و صیت (آوازه) و امضاء (عملی کردن) عادت و مُماثِلَت (همانند گشتن) با امثالتان یا حفظ مال یا تحصیل آن یا حفظ عیال و عِرض (آبرو) و جاه و غیر آن از آنچه که صاحبان نفوس آن را غایات بر افعالشان و عباداتشان قرار میدهند] باشد که به شما رحم شود
- ترجمه سلطانیو نماز را بپا دارید و زکات بدهید و از رسول اطاعت کنید باشد که به شما رحم شود
- ترجمه راستینو نماز را به پا دارید و زکات بدهید و رسول ما را اطاعت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ
هرگز مپندار کسانی که کفر ورزیدهاند [خدای را از ادراک (دستیابی) به آنها] در زمین عاجز کنندهاند و (حال آنکه) مأوای (جایگاه) آنها آتش است و البتّه بد جایگاهی است
- ترجمه سلطانیهرگز مپندار کسانی که کفر ورزیدهاند در زمین عاجز کنندهاند و (حال آنکه) مأوای (جایگاه) آنها آتش است و البتّه بد جایگاهی است
- ترجمه راستین(ای رسول) هرگز مپندار که کافران در زمین معجز و قدرتی خواهند یافت، و جایگاهشان (نیز در آخرت) دوزخ است که بسیار منزلگاه بدی است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
ای کسانی که ایمان آوردهاید کسانی که دستان شما مالک [آنها] شدهاند و کسانی از شما که به احتلام نرسیدهاند باید [در هر روز و شب] قبل از نماز صبح [یعنی در اوقاتی که انسان اغلب عاری از لباس ساتر (پوشاننده) عورات و از لباس تجمّل است و دخول موالی (بردگان) و غیر بالغین ممیّز در این اوقات موجب دیدن عورات و مَساوی (معایب) است و هیبت شخص را از انظار میبرد] و در نیمروز هنگامی که لباسهایتان را در میآورید و بعد از نماز عشاء که سه [وقت آشکار شدن] عورت شما است سه مرتبه از شما اجازه بگیرند بعد آن [ساعات] بر شما و بر آنان [در ترک استیذان (اجازه گرفتن) و دخول بدون اذن] باکی نیست که [اگر خواستند] بر [گرد] شما بسیار بچرخند (بیایند و بروند) [زیرا] شما ابعاض (اجزاء) یکدیگر هستید اینچنین [تبیین از تبیین احکام با اشاره به علل آنها و حکمتهای آنها است که] خداوند آیات [دیگر] را [و احکام قالبی و قلبی را با حکمتهای آنها و علل آنها] برای شما بیان مینماید و خداوند [به مصالح آنچه که او شریعت برای شما قرار میدهد] دانا و حکیم است [که به دقایق حکم نظر میکند و آنچه را که دقایق حکم بر آن مترتّب میشود، تشریع میکند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید کسانی که دستان شما مالک (آنها) شدهاند و کسانی از شما که به احتلام نرسیدهاند باید (در هر شبانه روز) قبل از نماز صبح و در نیمروز هنگامی که لباسهایتان را در میآورید و بعد از نماز عشاء که سه (وقت آشکار شدن) عورت شما است سه مرتبه از شما اجازه بگیرند بعد از آن (ساعات) بر شما و بر آنان باکی نیست که (اگر خواستند) بر (گرد) شما بسیار بچرخند (بیایند و بروند) (زیرا) شما ابعاض (اجزاء) یکدیگر هستید اینچنین خداوند آیات (دیگر) را برای شما بیان مینماید و خداوند دانا و حکیم است
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید (بدانید که) بندگان ملکی شما و اطفال شما که هنوز به وقت احتلام و زمان بلوغ نرسیدهاند باید (شبانه روزی) سه مرتبه از شما اجازه ورود بخواهند: یک بار پیش از نماز صبح و دیگر هنگام ظهر که جامهها را از تن برمیگیرید و دیگر پس از نماز خفتن، که این سه وقت هنگام عورت و خلوت شماست (اکثر برهنه یا در لباس کوتاهید) و بعد از این سه بار اجازه، دیگر باکی بر شما و آنها نیست که (بیدستور) با بندگان و اطفال خود گرد یکدیگر جمع شوید و هر ساعت در کارها به شما مراجعه کنند. خدا آیات را بر شما چنین روشن بیان میکند، و خدا (به کار بندگان) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
و وقتی که اطفال شما به [سنّ] حُلم (بلوغ) میرسند پس باید [در جمیع اوقات] اجازه بگیرند همانطور که کسانی که قبل از آنها [بالغ و اجازه گیرنده] بودند اجازه میگرفتند اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان میکند و خداوند دانا و حکیم است
- ترجمه سلطانیو وقتی که اطفال شما به (سنّ) حُلم (بلوغ) میرسند پس باید اجازه بگیرند همانطور که کسانی که قبل از آنها بودند اجازه میگرفتند اینچنین خداوند آیاتش را برای شما بیان میکند و خداوند دانا و حکیم است
- ترجمه راستینو آن گاه که اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند باید مانند سایر بالغان (البته همه وقت) با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را برای شما بدین روشنی بیان میکند، و خدا (به صلاح بندگان) دانا و (در وضع تکلیف) محکم کار است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
و زنان از کار افتاده [که برای یأس آنها از رغبت مردان به آنها و عدم میل مردان به آنان برای کِبَر (زیادی سن) آنها از طلب نکاح نشستهاند (دست کشیدهاند)] از زنانی که امید نکاح ندارند [برای عدم طمع آنها در آن و عدم طمع مردان دربارهٔ آنها] پس بر آنها باکی نیست که جامههای رویی خود [جِلْباب (لباس رو، روپوش) و خِمار (مقنعه، روسری)] را درآورند [در حالی که به چیزی از زینتها و مواضع آنها] جلوه دهندهٔ زینت نیستند و اگر [با پوشاندن زینت و ترک درآوردن روپوش] عفّت بورزند برای آنها بهتر [از درآوردن] است و خداوند شنوا است [پس به مردان آنچه که آنها را ریب میکند نگویند] و [به نیّات آنها (زنان)] دانا است [پس به قصد اِرْتیابِ (به ریب اندختن) مردان جامهٔ خود را در نیاورند]
- ترجمه سلطانیو زنان از کار افتاده از زنانی که امید نکاح ندارند پس بر آنها باکی نیست که جامههای رویی خود را درآورند (در حالی که) جلوه دهندهٔ زینت نیستند و اگر (با پوشاندن زینت و ترک درآوردن روپوش) عفّت بورزند برای آنها بهتر است و خداوند شنوا و دانا است
- ترجمه راستینو زنان سالخورده که (از ولادت و عادت) باز نشستهاند و امید ازدواج و نکاح ندارند بر آنان باکی نیست در صورتی که اظهار تجملات و زینت خود نکنند که جامههای خود (یعنی لباسهای رو مانند عبا و چادر و روپوش و امثال آن) را نزد نامحرمان برگیرند، و باز هم عفت و تقوا گزینی (و بر نگرفتن جامه) بر آنان (در دین و دنیا) بهتر است، و خدا (به سخنان خلق) شنوا و (به اغراض و نیّات آنها) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَىٰ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
بر نابینا حرجی (پرهیزی، گناهی) نیست و بر ناتوان حرکتی حرجی نیست [بر اینان در هم خوراک شدن با تندرستان و معاشرت با آنها، و نه در خوردن از خانههای کسانی که آنان را در آن بر جای گذاشتهاند و نه در خوردن و برگرفتن از خانههایی که صاحبانشان کلید آنها را به آنها دادهاند، و نه در خوردن از خانههای خویشان دعوت کننده و نه در تخلّف (سرپیچی) از جهاد و نه در عدم طاعت و زیارت مثل تندرستان، حرج نیست] و بر مریض حرجی نیست و نه بر خودتان [در اینکه منفرداً یا با معلولین] که از خانههای خویش بخورید [حرجی نیست] یا خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمّههایتان یا خانههای داییهایتان یا خانههای خالههایتان یا آنچه (خانههایی) که کلیدهای آن را مالک هستید [به وکیل بودن شما برای مالک در زمین (زراعی، حاصلخیز) او یا مخزن (انبار) او یا خانهٔ او، یا مالک کلید را عاریه داده، یا مراد خانهٔ مملوک (برده، کنیز) است] یا [خانهٔ] دوستتان [زیرا صداقت (دوستی) مقتضی سرور (شادمانی) به خوردن دوست از خانهٔ او است و اقل از اجازه نیست و لکن همهٔ آنها مادام که عدم اذن صاحبان آنها دانسته نشود، و مادام که به اسراف و افساد کشیده نشود، است] بر شما گناهی نیست که جمیعاً [مجتمع با صاحبان خانهها یا با معلولین یا با انسان دیگر یا با مهمان] یا جدا جدا بخورید {از خوردن از خانههای مذکور بدون صاحبان آنها کراهت داشتند و در بعضی طایفهها شخص از آنها به تنهایی نمیخورْد و از تنهایی خوردن به حرج میافتاد و در خانههای فقراء نمیخوردند زیرا غنی که به خانهٔ فقیری از دارندگان خویشی با او یا دوستانش داخل میشد و او را به طعام خود دعوت میکرد پس، از خوردن حرج (سختی) میداشت و وقتی که به آنها مهمانی نازل میشد از خوردن مگر با او در حرج میافتادند} و وقتی که داخل خانهای میشوید پس به عنوان درود از نزد خداوند بر خودتان [بعضی از شما بر بعضی یا به اهل خانهها] سلام کنید [تا این سلام را بر شما ردّ کنند (بازگردانند)] که مبارک و پاک است خداوند اینچنین آیات [تدوینی در بیان احکام معاشرت] را برای شما بیان میکند با ترقّب به اینکه شما [در حکمتها و مصالح آنها] تعقّل کنید [یا باشد که شما عاقل گردید یا باشد که شما در آداب لازم در معاشرت تعقّل نمایید و آنها را بفهمید و به آنها عمل کنید]
- ترجمه سلطانیبر نابینا حرجی (پرهیزی، گناهی) نیست و بر ناتوان حرکتی حرجی نیست و بر مریض حرجی نیست و نه بر خودتان که از خانههای خویش بخورید یا خانههای پدرانتان یا خانههای مادرانتان یا خانههای برادرانتان یا خانههای خواهرانتان یا خانههای عموهایتان یا خانههای عمّههایتان یا خانههای داییهایتان یا خانههای خالههایتان یا آنچه (خانههایی) که کلیدهای آن را مالک هستید یا (خانهٔ) دوستتان بر شما گناهی نیست که جمیعاً (با یکدیگر) یا جدا جدا بخورید و وقتی که داخل خانهای میشوید پس به عنوان درودی از نزد خداوند بر خودتان سلام کنید که مبارک و پاک است خداوند اینچنین آیات را برای شما بیان میکند با ترقّب به اینکه شما تعقّل کنید
- ترجمه راستینبر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست (که به جهاد نروند یا تندرستان با آنها معاشر و همسفره شوند) و نیز باکی بر شما نیست که از خانههای خود و پدران خود و مادرانتان و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید یا آنکه از هر جا که کلید آن در دست شماست یا خانه رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانهها طعامی خورید. و (با وجود این دستور باز) هرگاه بخواهید به خانهای (از اینها) داخل شوید نخست بر خویش سلام کنید (یعنی چون به خانه یا مسجدی درآیید بر مسلمانان و همدینان خودتان یا اگر کسی نباشد بر نفس خود باز سلام کنید و خلاصه باخبر وارد شوید) که سلام تحیّتی با برکت و نیکو از جانب خداست. خدا آیات خود را این گونه برای شما روشن بیان میکند باشد که (در آنها) تعقل کنید (و طریق سعادت و هدایت بازجویید).
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
جز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و رسول او ایمان آوردهاند [و از آنچه که به آن امر شدهاند تخلّف نمیکنند] و وقتی که با او بر امری [برای مؤمنین میباشند مانند جمعه و عید و جنگ و مشاورت] جمع شده میباشند نمیروند تا آنکه از او [برای رفتن] اجازه بگیرند همانا کسانی که از تو اجازه میگیرند آنان کسانی هستند که به خداوند و رسولش ایمان دارند پس وقتی که از تو به خاطر بعضی از شؤن (کارهای) خود اجازه میخواهند، پس به کسانی از آنها که خواستی اجازه بده و برای آنها (اجازه گیرندگان) از خداوند طلب آمرزش کن [زیرا التفات به غیر تو و غیر خداوند وقتی که نزد تو باشند برای آنها معصیت بزرگ است] که خداوند بسیار آمرزنده است [که آنچه را که از توجّه و نظر به غیر تو به آنها ملحق میشود میآمرزد، حینی که شایسته نیست که جز به تو نظر کنند] و مهربان است [به آنها بواسطهٔ توجّه به تو و استیذان (طلب اجازه) از تو رحم میکند]
- ترجمه سلطانیجز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که به خداوند و رسول او ایمان آوردهاند و وقتی که با او بر امری جمع شده میباشند نمیروند تا آنکه از او اجازه بگیرند همانا کسانی که از تو اجازه میگیرند آنان کسانی هستند که به خداوند و رسولش ایمان دارند پس وقتی که از تو به خاطر بعضی از شؤن (کارهای) خود اجازه میخواهند، پس به کسانی از آنها که خواستی اجازه بده و برای آنها از خداوند طلب آمرزش کن که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینمؤمنان حقیقی آنهایی هستند که به خدا و رسولش ایمان (و انقیاد کامل) دارند و هرگاه در کاری اجتماعشان به حضور رسول (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) لازم باشد حاضر آیند و تا اجازه نخواهند هرگز از محضر او بیرون نمیروند. و (ای رسول ما) آنان که از تو اجازه میخواهند اینان به حقیقت اهل ایمان به خدا و رسولند، پس چون از تو اجازت طلبند که بعضی مشاغل و امور خود را انجام دهند از آنان هر که را خواهی اجازه ده و بر آنها از خدا طلب مغفرت و آمرزش کن، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
فرا خواندن رسول را بین خود مانند فراخواندن بعض شما بعضی را قرار مدهید [به اینکه اسم او یا کنیهٔ او را ذکر کنید یا او را با صوت رفیع (بلند) نداء کنید، بلکه صدایتان را نزد او خَفْض کنید (پایین آورید) و او را به اسم او و کنیهاش ذکر نکنید، بلکه او را به الفاظ تعظیم مثل یا رسول الله (ص)، و یا نبیّ الله (ص) و امثال آن ذکر نمایید، و نگویید یا محمّد، و یا ابا القاسم] محقّقاً خداوند میداند کسانی از شما را که [یواشکی] در پشت دیگری در میروند (میگریزند) پس باید کسانی که با امر او [یعنی با امر خداوند یا با امر رسول (ص)] مخالفت میکنند حذر کنند که مبادا فتنهای [بلیه (گرفتاری) یا امتحانی] به آنها اصابت نماید [که آنچه از نفاق که در قلوب آنها هست را در دنیا ظاهر نماید] یا عذاب دردناکی [در آخرت] به آنها اصابت کند
- ترجمه سلطانیفرا خواندن رسول را بین خود مانند فراخواندن بعضی از شما بعضی دیگر را قرار مدهید محقّقاً خداوند میداند کسانی از شما را که (یواشکی) در پشت دیگری در میروند (میگریزند) پس باید کسانی که با امر او مخالفت میکنند حذر کنند که مبادا فتنهای به آنها اصابت نماید یا عذاب دردناکی به آنها اصابت کند
- ترجمه راستین(ای مؤمنان) شما دعای رسول (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و ندا کردن او را مانند ندای بین یکدیگر (بدون حفظ ادب مقام رسالت) قرار مدهید (یا دعای او را مانند دعای خود نامستجاب مپندارید) ، خدا به حال آنان که (برای سرپیچی از حکمش) به یکدیگر پناه برده و از میان شما رخ پنهان میدارند آگاه است. پس باید کسانی که امر خدا را مخالفت میکنند و از آن روی میگردانند بترسند که مبادا به فتنهای بزرگ (تسلط سلطان جور) یا عذاب دردناک دیگر (مانند قتل و اسارت) گرفتار شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
آگاه باشید همانا آنچه که در آسمانها و زمین است برای خداوند است محقّقاً آنچه [از افعال و احوال و اخلاق و نیّات و خطرات (خطورات، در معرض مخاطره قرار گرفتن) و مکموناتی که استشعار به آنها ندارید] که شما بر آن هستید و [الآن و] روزی که به او بازگردانده میشوید را میداند پس آنها را به آنچه که عمل میکردهاند آگاه میکند و خداوند به هر چیزی دانا است.
- ترجمه سلطانیآگاه باشید همانا آنچه که در آسمانها و زمین است برای خداوند است محقّقاً میداند آنچه را که شما بر آن هستید و روزی را که به او بازگردانده میشوید پس آنها را به آنچه که عمل میکردهاند آگاه میکند و خداوند به هر چیزی دانا است.
- ترجمه راستینآگاه باشید که آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک خداست، شما به هر حالی باشید البته خدا از آن آگاه است. و روزی که بندگان را به سوی او بازگردانند (یعنی هنگام مرگ یا قیامت) آن روز به (جزای) هر نیک و بدی که کردهاند آگاهشان میگرداند، و خدا به هر چیزی کاملا داناست.
- ترجمه الهی قمشهای