سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
١١١ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ
گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه سلطانیگفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه راستینقوم نوح (از کبر و خود پرستی) پاسخ دادند که ما چگونه به تو ایمان آوریم در صورتی که پیروانت معدودی مردم خوار و فرومایهاند؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٢ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
[نوح] گفت: [و چرا آنان را اراذل مینامید و حسن عمل آنها و نه قبح آن به دست من و با اطّلاع من نیست جز این بر من نباشد که آخذ (گیرنده) بیعت از آنها برای پروردگارم هستم] و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه راستیننوح گفت: مرا چه کار که افعال و احوال پیروانم را بدانم (که از طبقه عالی یا دانیاند)؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٣ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ
که حسابشان [در عملشان] جز بر پروردگارم نیست [و حساب آنان بر من نیست تا در عملشان مراقب آنان باشم] اگر [آن را] میفهمید
- ترجمه سلطانیکه حسابشان جز بر پروردگارم نیست اگر (آن را) میفهمید
- ترجمه راستیناگر شعور و معرفتی دارید بدانید که حساب کار آنها بر کسی جز خدای من نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١١٥ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
که من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم [و شأن من طرد کردن احدی یا مراقبت از عملی نیست، جز این نیست که طرد کردن و مراقبت کردن بنابر شأن ولایت است]
- ترجمه سلطانیکه من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم
- ترجمه راستینمن جز آنکه مردم را اندرز کنم و از خدا بترسانم وظیفهای ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١١٦ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ
[بعد آنکه دیدند که او از اتباع خود حمایت میکند و آنان را از اتّباع خود طرد نمیکند و چون از محاجّه کردن با او عاجز شدند او را به قتل به بدترین انواع آن تهدید کردند، همانطور که آن دیدن (رسم، رویه) هر غالب عاجز از محاجّه کردن است] گفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه سلطانیگفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه راستینباز قوم نوح گفتند: ای نوح، اگر ترک این سخنان نگویی سخت سنگسار میشوی.
- ترجمه الهی قمشهای١١٧ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ
[نوح بعد آنکه به مدّت نهصد و پنجاه سال یا کمی کمتر از آن، با آنان مدارا کرد به عنوان سائل (درخواست کننده) از خداوند به عنوان شاکی بر او] گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه راستیننوح گفت: پروردگارا، قوم من سخت مرا تکذیب کردند.
- ترجمه الهی قمشهای١١٨ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
پس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را [از آنان یا از عذاب مسؤل (سؤال شده) بر آنها] نجات بده {بین دعای او و وعدهٔ اجابت بر او، و غرق کردن آنان مدّت مدیدی بوده است}
- ترجمه سلطانیپس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را نجات بده
- ترجمه راستینپس بین من و آنها حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن، و من و مؤمنانی که با من همراهند از شر قوم نجات ده.
- ترجمه الهی قمشهای١١٩ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
پس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده [از مردم و سایر جنبندگان] نجات دادیم
- ترجمه سلطانیپس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده نجات دادیم
- ترجمه راستینما هم او را با همه آنان که در آن کشتی انبوه در آمدند به ساحل سلامت رساندیم.
- ترجمه الهی قمشهای