سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
١٣ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ
و سینهام [از معاشرت با آنها و تحمّل متاعب معاشرت با کسانی که بر سنخ من نمیباشند] تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس [برای رسالت] به سوی هارون بفرست
- ترجمه سلطانیو سینهام تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس به سوی هارون بفرست
- ترجمه راستینو (از کفر آنها) دلتنگ شوم و عقده زبانم (به هدایت آنان) باز نگردد، پس به سوی هارون (برادرم) فرست (تا با من به رسالت روانه شود).
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و [موسی (ع) بعد از آنکه استعفاء نمود و هارون را برای رسالت معیّن کرد گفت:] برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و میترسم که مرا بکشند
- ترجمه سلطانیو برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و میترسم که مرا بکشند
- ترجمه راستینو بر من از این قوم (قبطی) گناهی است که میترسم به قتلم رسانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
[او تعالی] گفت: چنین نیست و [شما دو تا (موسی و هارون)] آیات [نهگانهٔ] ما را [یا احکام و شرایع ما را] ببرید [و نترسید] که ما [همراه] با شما شنوا هستیم
- ترجمه سلطانیگفت: چنین نیست و (شما دو تا) (موسی و هارون) آیات ما را ببرید همانا ما (همراه) با شما شنوا هستیم
- ترجمه راستینخدا به موسی فرمود: هرگز (مترس که شما را نمیکشند) ، پس با برادرت هارون بدین معجزات و آیات ما به سوی آنان بروید که ما همه جا با شما هستیم و گفتار شما را میشنویم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُـولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و [هر دو] نزد فرعون بروید و بگویید: که ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم
- ترجمه سلطانیو (هر دو) نزد فرعون بروید و بگویید: همانا ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم
- ترجمه راستینهر دو به اتفاق به جانب فرعون روید و بگویید که ما رسول پروردگار جهانیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ
به اینکه بنی اسرائیل را [یعنی کسانی را که به امر تو محبوس میباشند، و کسانی که آنها را به استعباد (بردگی کشیدن) کشیدهای] با ما بفرست
- ترجمه سلطانیبه اینکه بنی اسرائیل را با ما بفرست
- ترجمه راستینبا این پیام که طایفه بنی اسرائیل را با ما (از مصر به فلسطین) بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
[فرعون] گفت: آیا تو را [یعنی موسی را] از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟ [و با عالم یا حکیمی اختلافی (رفت و آمدی) نداشتی و به مجاهدات و عبادات و ریاضات، ریاضت نکشیدی پس چگونه رسول از خدایی گشتی که احدی او را نمیبیند؟! و عالِمی او را نمیشناسد؟! و مادامی که در ما بودی از جهتی سفّاک بودی و نفس محترمی را کشتی]
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آیا تو (موسی) را از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟
- ترجمه راستینفرعون گفت: تو نه آن کودکی که ما پروردیم و سالها عمرت در نزد ما گذشت؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ
و کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان [به نعمت من] هستی
- ترجمه سلطانیو کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان هستی
- ترجمه راستینو آن فعل زشت (قتل نفس) از تو سر زد و (به خدایی ما) کافر بودی؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
[موسی] گفت: آن را آنوقت کردم و [در آن حال] من از گمراهان بودم [یعنی راهم را که سلوک بر آن را میخواستم گم کرده بودم]
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: آن را آنوقت کردم و (در آن حال) من از گمراهان بودم
- ترجمه راستینموسی گفت: آری من چنین فعلی را مرتکب شدم (ولی نه بر عمد بلکه) در آن هنگام من (برای نجات سبطیان از ظلم قبطیان) به وادی حیرت سرگردان و از گمشدگان (دیار شما) بودم (و کاری به قصد نجات مظلومی کردم به قتل خطایی منتهی شد).
- ترجمه الهی قمشهای