سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
٣٢ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ
پس [موسی] عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن اژدهایی آشکار [شد]
- ترجمه سلطانیپس (موسی) عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن اژدهایی آشکار (شد)
- ترجمه راستیندر آن موقع موسی عصای خود بیفکند که ناگاه اژدهایی عظیم پدیدار گشت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ
و دستش را در آورد و آنوقت [ناگهان] آن برای ناظران سپید [شد]
- ترجمه سلطانیو دستش را در آورد و آنوقت (ناگهان) آن برای ناظران سپید (شد)
- ترجمه راستینو نیز دست خود (از گریبان) بیرون آورد که ناگاه سپید و رخشان به چشم بینندگان آشکار گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ
[فرعون] به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است
- ترجمه سلطانی(فرعون) به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است
- ترجمه راستینفرعون رو به درباریانش کرد و گفت: این مرد ساحری بسیار ماهر و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
که میخواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر میکنید [به جهت استمالت (نرمی کردن، دلجویی کردن) قلوب آنها، با آنها دربارهٔ امر او مشورت کرد]
- ترجمه سلطانیکه میخواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر میکنید
- ترجمه راستینکه میخواهد بدین سحر و شعبدهها شما (مردم مصر) را از کشور خود آواره کند، حال شما چه میفرمایید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ
[سران] گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه سلطانی(سران) گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه راستینآنها به فرعون گفتند: او و برادرش را زمانی باز دار و افرادی را برای جمع کردن مردم در شهرها بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ
تا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم
- ترجمه سلطانیتا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم
- ترجمه راستینباشد که ما هم اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم.
- ترجمه الهی قمشهای