سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
٤١ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ
و چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی [در خور] خواهیم داشت؟
- ترجمه سلطانیو چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی (در خور) خواهیم داشت؟
- ترجمه راستینو چون ساحران حضور فرعون آمدند با وی گفتند: آیا اگر (بر موسی) غالب آییم اجری خواهیم داشت؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّـمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
[فرعون] گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود
- ترجمه راستینفرعون گفت: آری البته علاوه بر اجر خدمت از مقربان (درگاهم) نیز خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ
موسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید
- ترجمه سلطانیموسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید
- ترجمه راستین(چون ساحران به معارضه حاضر شدند) موسی به آنها گفت: اینک شما بساط سحر خود هر چه میخواهید به کار اندازید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ
پس [جادوگران] ریسمانهایشان و چوبدستیهایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم
- ترجمه سلطانیپس (جادوگران) ریسمانهایشان و چوبدستیهایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم
- ترجمه راستینساحران هم رسن و طنابها و چوبهای سحر خود را بیفکندند و به عزت فرعون قسم یاد کردند که (بر موسی) البته غالب خواهیم شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
پس موسی عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن آنچه که دروغ میبستند را بلعید
- ترجمه سلطانیپس موسی عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن آنچه که دروغ میبستند را بلعید
- ترجمه راستیندر آن حال موسی عصای خود را بیفکند که ناگاه (اژدهایی عظیم شد و) همه وسایل سحر انگیزی ساحران را به کام فرو میبرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
[فرعون] گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از [جهت] خلاف میبُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از (جهت) خلاف میبُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد
- ترجمه راستینفرعون به ساحران گفت: چرا بیاجازه من ایمان به موسی آوردید؟همانا معلوم است که این استاد بزرگ شماست که شما را ساحری آموخته!پس به زودی کیفر خود را خواهید دید، دست و پای شما را به اختلاف (دو طرف چپ و راست) قطع میکنم آن گاه همه را به دار میکشم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
[جادوگران] گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کنندهایم
- ترجمه سلطانی(جادوگران) گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کنندهایم
- ترجمه راستینساحران گفتند: (از این دار و قتل به ما) هیچ زیانی نخواهد رسید چون (بعد از مرگ) به سوی خدای خود باز میگردیم.
- ترجمه الهی قمشهای