سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
٦١ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
پس چون دو جمع همدیگر را دیدند (نزدیک شدند) یاران موسی [با هراس از فرعون] گفتند: همانا حتماً به [ابدان] ما دست خواهند یافت
- ترجمه سلطانیپس چون دو جمع همدیگر را دیدند یاران موسی گفتند: همانا حتماً به ما دست خواهند یافت
- ترجمه راستینچون دو لشکر روبرو شدند اصحاب موسی گفتند: اینک به دست فرعونیان خواهیم افتاد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ
[موسی به جهت ردع (جلوگیری) از اضطراب آنها] گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم [با نصرت (یاری) کردن و حفظ کردن] با من است [پس به نزدیک شدن فرعون و لشکریانش اعتناء نکنید] بزودی مرا [به طریق خلاصی یافتن از آنها] راهنمایی خواهد کرد
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم با من است بزودی مرا (به طریق خلاصی یافتن از آنها) راهنمایی خواهد کرد
- ترجمه راستینموسی گفت: هرگز چنین نیست، که خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
[و چون به دریا رسیدند متحیّر توقّف کردند] پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن [پس به دریا زد و] آنگاه [دریا به دوازده طریق مانند کوهی مشبّک بین هر طریق و طریق آب] شکافته (منشقّ) شد و هر پارهای [یعنی هر قطعهای از دریا که با آن بین هر دو طریق جدا میشد] همچون کوهی بزرگ بود
- ترجمه سلطانیپس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن آنگاه شکافته شد و هر پارهای همچون کوهی بزرگ بود
- ترجمه راستینپس ما به موسی وحی کردیم که عصای خود را به دریا (ی نیل) زن، چون زد دریا شکافت و آب هر قطعه دریا مانند کوهی بزرگ بر روی هم قرار گرفت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ
و موسی و همراهان او [را داخل دریا کردیم و] همگی را نجات دادیم [به اینکه آنان را از دریا سالم خارج کردیم]
- ترجمه سلطانیو موسی و همراهان او همگی را نجات دادیم
- ترجمه راستینو موسی و کلیه همراهانش را به ساحل سلامت رسانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای [دلالت کننده برای قوم تو بر مُبدء و علم او و قدرتش] هست و [لکن] بیشتر آنان [به موسی (ع) و خدای او] مؤمن نبودند [پس تو برای عدم ایمان قومت به خداوند یا به خود، اندوه مخور]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و (لکن) بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک فرعونیان آیت بزرگی (برای عبرت و موعظه مردم) بود لیکن اکثر خلق ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ
و خبر ابراهیم را بر آنان [یعنی بر قوم مُشرکت] بخوان [تا آنکه قبح اشراک را بدانند و بدانند که ابراهیم (ع) مشرک نبود و او را به اشراک نسبت ندهند و اشراک خود را به او نسبت ندهند و با اشراک خود ولایت (سرپرستی) بیت را با انتساب خود به ابراهیم (ع) مدّعی نشوند]
- ترجمه سلطانیو خبر ابراهیم را بر آنان بخوان
- ترجمه راستینو (ای رسول) حکایت ابراهیم را بر امت بیان کن.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ
آنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی میپرستید؟
- ترجمه سلطانیآنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی میپرستید؟
- ترجمه راستینهنگامی که با پدر (یعنی عمو، زیرا پدران پیغمبران همه موحّدند) و با قومش گفت: شما چه معبودی را میپرستید؟
- ترجمه الهی قمشهای