سورهٔ شعراء

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۲۲۷
نام‌های سوره:
شعراء، طسم، جامعه
نمایش آیات ۱ الی ۲۲۷
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۴

١ طسم

«طسم»

- ترجمه سلطانی

طسم

- ترجمه راستین

طسم (اسراری است بین خدا و رسول)

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ

این آیات کتاب روشنگر است

- ترجمه سلطانی

این آیات کتاب روشنگر است

- ترجمه راستین

این قرآن آیات کتاب روشن خداست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ

مگر تو (ای محمّد) می‌خواهی خودت را از غصّه هلاک کنی از اینکه آنها [به الله یا به رسالت تو یا به ولایت علی (ع)] مؤمن نمی‌شوند [و شایسته نیست که برای آن غم بخوری زیرا آن از ارادۀ ما و مشیّت ما خارج نیست برای اینکه ما]

- ترجمه سلطانی

مگر تو می‌خواهی خودت را از غصّه هلاک کنی از اینکه آنها مؤمن نمی‌شوند

- ترجمه راستین

(ای رسول ما) تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمی‌آورند هلاک سازی!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ

اگر [ایمان ایشان را] بخواهیم نشانه‌ای [از آیات غیبی خود] را از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم [تا آنکه این آیه آنها را مسخّر نماید و آنان را بر ایمان مذکور مجبور نماید] که گردن‌هایشان بر آن خاضع شود

- ترجمه سلطانی

اگر بخواهیم نشانه‌ای را از آسمان بر آنان نازل می‌کنیم که گردن‌هایشان بر آن خاضع شود

- ترجمه راستین

ما اگر بخواهیم از آسمان آیت قهری نازل گردانیم که همه به جبر گردن زیر بار (ایمان به) آن فرود آرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ

و (حال آنکه) ذکری نو [که بواسطهٔ جدید بودن آن مقتضی اقبال به آن است] از رحمان نزد آنها نمی‌آید مگر آنکه از آن روگردان می‌باشند

- ترجمه سلطانی

و (حال آنکه) ذکری نو از رحمان نزد آنها نمی‌آید مگر آنکه از آن روگردان می‌باشند

- ترجمه راستین

و (وای بر اینان که) هیچ آیت و ذکر تازه‌ای از خدای رحمان بر آنها نیاید جز آنکه از آن اعراض می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ

پس البتّه تکذیب کردند پس بزودی اخبار آنچه [یعنی قول یا فعلی] که بدان استهزاء می‌کردند به آنها خواهد رسید

- ترجمه سلطانی

پس البتّه تکذیب کردند پس بزودی اخبار آنچه که بدان استهزاء می‌کردند به آنها خواهد رسید

- ترجمه راستین

همانا این کافران آیات خدا را تکذیب کردند و به زودی خبر آنچه بدان استهزاء می‌کنند به آنان خواهد رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ

آیا [این منکران رسالت یا ولایت] به زمین [عالم صغیر و عالم کبیر] ننگریسته‌اند که در آن کریمانه از هر زوجی (گونه‌ای، جنسی) [از معدن و گیاه و حیوان و انسان] چه بسیار رویانیده‌ایم

- ترجمه سلطانی

آیا به زمین ننگریسته‌اند که در آن کریمانه از هر زوجی (گونه‌ای، جنسی) چه بسیار رویانیده‌ایم

- ترجمه راستین

آیا در زمین به دیده عبرت نظر نکردند که ما چه انواع گوناگون از نباتات پر سود از آن برویانیدیم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست [دالّ بر عدم اهمال ما به انسان که همان زمین و آسمان بدون اخراج فعلیّات است که در او بالقوّه می‌باشد برای اینکه ما آنها را در اسباب طبیعی برای اخراج موالید که بالقوّه در زمین می‌باشند مهیّا کرده‌ایم و این اسباب مانند کواکب علوی و افلاک متحرّکه و حرکات دَوری آنها و انضباط حرکات آنها که تولید (ولد آوری) هر چه که بالقوّه در زمین هست به آنها منوط می‌شود و تسهیل زمین برای آن است و گرمای تابستان و سرمای زمستان و اختلاف (رفت و آمد) شب‌ها و روزها و تهییج ابرها و بارش باران‌ها در وقت و به قدری که از آن نفع برده شود، پس انسان را بدون تهیّهٔ اسباب انبات (رویش) آنچه که در او بالقوّه است مهمل (سر خود) نگذاشیم، و از جملهٔ اسباب او ارسال رسل و انزال کتب و نصب اوصیاء و خلفاء برای آنها است] و (لکن) بیشتر آنان [به خداوند ایمان نمی‌آوردند یا به رسالت تو یا به ولایت علی (ع)] مؤمن نمی‌باشند [یعنی مذعن (اذعان کننده) به اینکه انبات از ما است]

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نمی‌باشند

- ترجمه راستین

همانا در این کار آیتی (از لطف و رحمت و علم و قدرت خدا بر هوشمندان) آشکار است و باز اکثر اینان ایمان نمی‌آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگار تو البتّه او چیره (غالب) و مهربان است [و با رحمت خود به آنان مهلت می‌دهد تا شاید توبه نمایند]

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگار تو البتّه او چیره و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا پروردگار تو بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِـمِينَ

و [به یاد آور] آنوقت که پروردگارت به موسی نداء داد که نزد آن قوم ستمکار برو!

- ترجمه سلطانی

و (به یاد آور) آنوقت که پروردگارت به موسی نداء داد که نزد آن قوم ستمکار برو!

- ترجمه راستین

و (یاد آر) هنگامی که خدایت به موسی ندا کرد که اینک به سوی قوم ستمکار روی آور.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ

[نزد] قوم فرعون، که آیا پروا نمی‌کنند؟

- ترجمه سلطانی

(نزد) قوم فرعون، که آیا پروا نمی‌کنند؟

- ترجمه راستین

به سوی قوم ستمکار فرعون که آیا باز هم نمی‌خواهند خدا ترس و پرهیزگار شوند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

[موسی] گفت: پروردگارا همانا من می‌ترسم که مرا تکذیب کنند

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگارا همانا من می‌ترسم که مرا تکذیب کنند

- ترجمه راستین

موسی عرض کرد: ای پروردگار، از آن می‌ترسم که فرعونیان سخت مرا تکذیب کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ

و سینه‌ام [از معاشرت با آنها و تحمّل متاعب معاشرت با کسانی که بر سنخ من نمی‌باشند] تنگ می‌شود و زبانم گویا نیست پس [برای رسالت] به سوی هارون بفرست

- ترجمه سلطانی

و سینه‌ام تنگ می‌شود و زبانم گویا نیست پس به سوی هارون بفرست

- ترجمه راستین

و (از کفر آنها) دلتنگ شوم و عقده زبانم (به هدایت آنان) باز نگردد، پس به سوی هارون (برادرم) فرست (تا با من به رسالت روانه شود).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ

و [موسی (ع) بعد از آنکه استعفاء نمود و هارون را برای رسالت معیّن کرد گفت:] برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و می‌ترسم که مرا بکشند

- ترجمه سلطانی

و برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و می‌ترسم که مرا بکشند

- ترجمه راستین

و بر من از این قوم (قبطی) گناهی است که می‌ترسم به قتلم رسانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ

[او تعالی] گفت: چنین نیست و [شما دو تا (موسی و هارون)] آیات [نهگانهٔ] ما را [یا احکام و شرایع ما را] ببرید [و نترسید] که ما [همراه] با شما شنوا هستیم

- ترجمه سلطانی

گفت: چنین نیست و (شما دو تا) (موسی و هارون) آیات ما را ببرید همانا ما (همراه) با شما شنوا هستیم

- ترجمه راستین

خدا به موسی فرمود: هرگز (مترس که شما را نمی‌کشند) ، پس با برادرت هارون بدین معجزات و آیات ما به سوی آنان بروید که ما همه جا با شما هستیم و گفتار شما را می‌شنویم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُـولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و [هر دو] نزد فرعون بروید و بگویید: که ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم

- ترجمه سلطانی

و (هر دو) نزد فرعون بروید و بگویید: همانا ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم

- ترجمه راستین

هر دو به اتفاق به جانب فرعون روید و بگویید که ما رسول پروردگار جهانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ

به اینکه بنی اسرائیل را [یعنی کسانی را که به امر تو محبوس می‌باشند، و کسانی که آنها را به استعباد (بردگی کشیدن) کشیده‌ای] با ما بفرست

- ترجمه سلطانی

به اینکه بنی اسرائیل را با ما بفرست

- ترجمه راستین

با این پیام که طایفه بنی اسرائیل را با ما (از مصر به فلسطین) بفرست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ

[فرعون] گفت: آیا تو را [یعنی موسی را] از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سال‌هایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟ [و با عالم یا حکیمی اختلافی (رفت و آمدی) نداشتی و به مجاهدات و عبادات و ریاضات، ریاضت نکشیدی پس چگونه رسول از خدایی گشتی که احدی او را نمی‌بیند؟! و عالِمی او را نمی‌شناسد؟! و مادامی که در ما بودی از جهتی سفّاک بودی و نفس محترمی را کشتی]

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: آیا تو (موسی) را از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سال‌هایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟

- ترجمه راستین

فرعون گفت: تو نه آن کودکی که ما پروردیم و سالها عمرت در نزد ما گذشت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ

و کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان [به نعمت من] هستی

- ترجمه سلطانی

و کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان هستی

- ترجمه راستین

و آن فعل زشت (قتل نفس) از تو سر زد و (به خدایی ما) کافر بودی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۴

٢٠ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ

[موسی] گفت: آن را آنوقت کردم و [در آن حال] من از گمراهان بودم [یعنی راهم را که سلوک بر آن را می‌خواستم گم کرده بودم]

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: آن را آنوقت کردم و (در آن حال) من از گمراهان بودم

- ترجمه راستین

موسی گفت: آری من چنین فعلی را مرتکب شدم (ولی نه بر عمد بلکه) در آن هنگام من (برای نجات سبطیان از ظلم قبطیان) به وادی حیرت سرگردان و از گمشدگان (دیار شما) بودم (و کاری به قصد نجات مظلومی کردم به قتل خطایی منتهی شد).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَـمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ

و [به سبب گمراهیم از طریق مدارات (مدارا کردن) و قتل من قبطی را] از شما گریختم چون از شما ترسیدم پس پروردگارم [بدون کسب کردن من و معانات (رنج کشیدن) در طلب آن] به من حکمت عطاء کرد و [به محض فضل خود بدون عملی از من در آن] مرا از فرستادگان قرار داد

- ترجمه سلطانی

و از شما گریختم چون از شما ترسیدم پس پروردگارم به من حکمت عطاء کرد و مرا از فرستادگان قرار داد

- ترجمه راستین

و آن گاه از ترس شما گریختم تا آنکه خدای من مرا علم و حکمت عطا فرمود و از پیغمبران خود قرار داد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ

و [آیا] این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی کشانده‌ای؟

- ترجمه سلطانی

و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی کشانده‌ای؟

- ترجمه راستین

و (بازگو) این که طایفه بنی اسرائیل را بنده خود کرده‌ای این هم نعمتی است که منّت آن بر من می‌نهی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَـمِينَ

فرعون [برای مجادله با او تا او را از بیان قولش و ادّعایش عاجز کند با سؤال کردن از اجزای ادّعای او] گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟

- ترجمه سلطانی

فرعون گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟

- ترجمه راستین

باز فرعون به موسی گفت: ربّ العالمین چیست؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ

[موسی] گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آن دو است اگر یقین آورنده [یعنی از اهل ایقان] می‌باشید

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آن دو است اگر یقین آورنده می‌باشید

- ترجمه راستین

موسی جواب داد: خدای آسمانها و زمین است و آنچه ما بین آنهاست، اگر به یقین باور دارید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ قَالَ لِـمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ

[فرعون به جهت تزییف (تحقیر، تصغیر، سبک نمایاندن) رأی موسی (ع) و به جهت تسفیه (سفیه دانستن) عقل او] به کسانی که در اطراف او بودند گفت: آیا [قول او را] نمی‌شنوید؟ [که طریق محاجّه (حجّت آوردن) را نمی‌داند و (در حالی که) دعوی بزرگی را ادّعاء می‌نماید و تفوّق و ریاست بر اهل عالم را می‌خواهد]

- ترجمه سلطانی

(فرعون) به کسانی که در اطراف او بودند گفت: آیا نمی‌شنوید؟

- ترجمه راستین

فرعون روی به درباریانش کرد و گفت: آیا نمی‌شنوید (که این مرد چه دعوی بی‌دلیل می‌کند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ

[موسی] گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شما است

- ترجمه راستین

موسی گفت: همان خدایی است که شما و پدران پیشین شما را بیافرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ

[فرعون] گفت: همانا رسول شما که به سوی شما فرستاده شده حتماً دیوانه است

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: همانا رسول شما که به سوی شما فرستاده شده حتماً دیوانه است

- ترجمه راستین

باز فرعون گفت: این رسولی که به سوی شما به رسالت فرستاده شده سخت دیوانه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ

[موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و مابین آن دو است اگر تعقّل می‌کردید

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگار مشرق و مغرب و مابین آن دو است اگر تعقّل می‌کردید

- ترجمه راستین

باز موسی گفت: همان آفریننده مشرق و مغرب (و روز و شب) است و هر چه بین اینها موجود است، اگر شما (در قدرت حق) تعقل کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ

[فرعون به جهت تهدید او] گفت: البتّه اگر خدایی غیر از من برگزینی، حتماً تو را از [جملهٔ] زندانیان قرار می‌دهم

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: البتّه اگر خدایی غیر از من برگزینی، حتماً تو را از (جملهٔ) زندانیان قرار می‌دهم

- ترجمه راستین

باز فرعون گفت: اگر غیر من خدایی را بپرستی البته تو را به زندان خواهم کشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ

[موسی] گفت: حتّی اگر چیزی واضح [دالّ بر صدق ادّعایم] نزد تو بیاورم؟

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: حتّی اگر چیزی واضح (دال بر صدق ادّعایم) نزد تو بیاورم؟

- ترجمه راستین

موسی باز پاسخ داد: اگر هم حجت و معجزی (بر صدق دعوی خود) بر تو آورده باشم (بازم به زندان کشی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

[فرعون] گفت: پس اگر از راستگویان هستی آن را بیاور

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: پس اگر از راستگویان هستی آن را بیاور

- ترجمه راستین

فرعون گفت: آن معجزه را بیار اگر راست می‌گویی؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ

پس [موسی] عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن اژدهایی آشکار [شد]

- ترجمه سلطانی

پس (موسی) عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن اژدهایی آشکار (شد)

- ترجمه راستین

در آن موقع موسی عصای خود بیفکند که ناگاه اژدهایی عظیم پدیدار گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ

و دستش را در آورد و آنوقت [ناگهان] آن برای ناظران سپید [شد]

- ترجمه سلطانی

و دستش را در آورد و آنوقت (ناگهان) آن برای ناظران سپید (شد)

- ترجمه راستین

و نیز دست خود (از گریبان) بیرون آورد که ناگاه سپید و رخشان به چشم بینندگان آشکار گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ

[فرعون] به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است

- ترجمه سلطانی

(فرعون) به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است

- ترجمه راستین

فرعون رو به درباریانش کرد و گفت: این مرد ساحری بسیار ماهر و داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ

که می‌خواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر می‌کنید [به جهت استمالت (نرمی کردن، دلجویی کردن) قلوب آنها، با آنها دربارهٔ امر او مشورت کرد]

- ترجمه سلطانی

که می‌خواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر می‌کنید

- ترجمه راستین

که می‌خواهد بدین سحر و شعبده‌ها شما (مردم مصر) را از کشور خود آواره کند، حال شما چه می‌فرمایید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ

[سران] گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست

- ترجمه سلطانی

(سران) گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست

- ترجمه راستین

آنها به فرعون گفتند: او و برادرش را زمانی باز دار و افرادی را برای جمع کردن مردم در شهرها بفرست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ

که هر جادوگر دانایی را نزد تو آورند

- ترجمه سلطانی

که هر جادوگر دانایی را نزد تو آورند

- ترجمه راستین

تا ساحران ماهر زبر دست را (برای دفاع او) نزدت حاضر آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ

پس جادوگران در روز معلوم بر میقات گرد آورده شدند

- ترجمه سلطانی

پس جادوگران در روز معلوم بر میقات گرد آورده شدند

- ترجمه راستین

آن گاه ساحران را بر حسب وعده به روز معیّن حاضر ساختند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ

و به مردم گفته شد: آیا شما هم مجتمع می‌شوید؟

- ترجمه سلطانی

و به مردم گفته شد: آیا شما هم مجتمع می‌شوید؟

- ترجمه راستین

و مردم شهر را گفتند: چه بهتر که همه در آن روز جمع باشید (تا واقعه را مشاهده کنید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۴

٤٠ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ

تا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم

- ترجمه سلطانی

تا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم

- ترجمه راستین

باشد که ما هم اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ

و چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی [در خور] خواهیم داشت؟

- ترجمه سلطانی

و چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی (در خور) خواهیم داشت؟

- ترجمه راستین

و چون ساحران حضور فرعون آمدند با وی گفتند: آیا اگر (بر موسی) غالب آییم اجری خواهیم داشت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّـمِنَ الْمُقَرَّبِينَ

[فرعون] گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود

- ترجمه راستین

فرعون گفت: آری البته علاوه بر اجر خدمت از مقربان (درگاهم) نیز خواهید شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ

موسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید

- ترجمه سلطانی

موسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید

- ترجمه راستین

(چون ساحران به معارضه حاضر شدند) موسی به آنها گفت: اینک شما بساط سحر خود هر چه می‌خواهید به کار اندازید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ

پس [جادوگران] ریسمان‌هایشان و چوبدستی‌هایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم

- ترجمه سلطانی

پس (جادوگران) ریسمان‌هایشان و چوبدستی‌هایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم

- ترجمه راستین

ساحران هم رسن و طنابها و چوبهای سحر خود را بیفکندند و به عزت فرعون قسم یاد کردند که (بر موسی) البته غالب خواهیم شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ

پس موسی عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن آنچه که دروغ می‌بستند را بلعید

- ترجمه سلطانی

پس موسی عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن آنچه که دروغ می‌بستند را بلعید

- ترجمه راستین

در آن حال موسی عصای خود را بیفکند که ناگاه (اژدهایی عظیم شد و) همه وسایل سحر انگیزی ساحران را به کام فرو می‌برد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ

پس جادوگران سجده‌کنان [بر زمین] افتادند

- ترجمه سلطانی

پس جادوگران سجده‌کنان (بر زمین) افتادند

- ترجمه راستین

ساحران که این معجزه بدیدند (و قطعا دانستند سحر نیست، پیش موسی) به سجده افتادند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَـمِينَ

[در حالی که] می‌گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان

- ترجمه سلطانی

(در حالی که) می‌گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار جهانیان

- ترجمه راستین

گفتند: ما به خدای عالمیان ایمان آوردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ

پروردگار موسی و هارون

- ترجمه سلطانی

پروردگار موسی و هارون

- ترجمه راستین

پروردگار موسی و هارون.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ

[فرعون] گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از [جهت] خلاف می‌بُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد

- ترجمه سلطانی

(فرعون) گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از (جهت) خلاف می‌بُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد

- ترجمه راستین

فرعون به ساحران گفت: چرا بی‌اجازه من ایمان به موسی آوردید؟همانا معلوم است که این استاد بزرگ شماست که شما را ساحری آموخته!پس به زودی کیفر خود را خواهید دید، دست و پای شما را به اختلاف (دو طرف چپ و راست) قطع می‌کنم آن گاه همه را به دار می‌کشم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ

[جادوگران] گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کننده‌ایم

- ترجمه سلطانی

(جادوگران) گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کننده‌ایم

- ترجمه راستین

ساحران گفتند: (از این دار و قتل به ما) هیچ زیانی نخواهد رسید چون (بعد از مرگ) به سوی خدای خود باز می‌گردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ

همانا ما طمع داریم که پروردگار ما خطاهای ما را بر ما بیامرزد، که ما نخستین ایمان آورندگان باشیم

- ترجمه سلطانی

همانا ما طمع داریم که پروردگار ما خطاهای ما را بر ما بیامرزد، که ما نخستین ایمان آورندگان باشیم

- ترجمه راستین

ما از خدا امید آن داریم که به لطف خویش از گناهان ما درگذرد چون اول ما به او ایمان آوردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ

و [بعد آنکه مدّت مدیدی را در میان آنها سپری کرد] به موسی وحی کردیم که بندگان مرا [از فرعون طلب کن و آنها را] شبانه حرکت بده (بِبَر) [و از مصر خارج کن] زیرا که شما [توسط فرعون و قومش] تعقیب شونده‌اید [یعنی شما را تعقیب می‌کنند]

- ترجمه سلطانی

و به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه حرکت بده (بِبَر) زیرا که شما تعقیب شونده‌اید

- ترجمه راستین

و ما به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون بر که شما را (فرعونیان) تعقیب خواهند کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ

پس فرعون گردآورندگان را به شهرها فرستاد

- ترجمه سلطانی

پس فرعون گردآورندگان را به شهرها فرستاد

- ترجمه راستین

آن گاه فرعون رسول برای جمع آوری لشکر به شهرها فرستاد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ إِنَّ هَـؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ

همانا اینان [موسی و پیروانش] البتّه گروهی اندک هستند

- ترجمه سلطانی

همانا اینان (موسی و پیروانش) البتّه گروهی اندک هستند

- ترجمه راستین

(و برای تبلیغات به آنها می‌گفتند که) همانا طایفه بنی اسرائیل عده قلیلی هستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ

و همانا ایشان البتّه ما (فرعون) را خشمگین کرده‌اند

- ترجمه سلطانی

و همانا ایشان البتّه ما (فرعون) را خشمگین کرده‌اند

- ترجمه راستین

که ما را به خشم آورده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ

و همانا ما (فرعون) بر جمیع [امور] محتاط (مراقب) هستیم [یعنی همانا البتّه ما جماعتی هستیم که از عادات ما حزم (دوراندیشی) و حذر (احتیاط) در امور و مراعات عاقبت کار است یا معنی می‌دهد: همانا ما جماعتی هستیم که از عادات ما حذر از دشمنان و آمادگی در برابر آنها به ماامکن (آنچه که ممکن است) قوّت و سلاح است]

- ترجمه سلطانی

و همانا ما (فرعون) بر جمیع (امور) محتاط (مراقب) هستیم

- ترجمه راستین

و ما لشکری همه نیرومند و مسلح به اسلحه کاملیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

پس آنان را اخراج کردیم از باغ‌ها[ی خوشایند] و چشمه‌ها[ی پُر آب]

- ترجمه سلطانی

پس آنان را اخراج کردیم از باغ‌ها (ی خوشایند) و چشمه‌ها (ی پُر آب)

- ترجمه راستین

پس (با وجود این همه دعوی‌ها) ما آنها را از باغهای مصفّا با نهرهای آب روان بیرون کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ

و گنج‌ها[ی بزرگ] و جایگاهی ارجمند [یعنی منازل بهیّه (بهادار، با شکوه)]

- ترجمه سلطانی

و گنج‌ها (ی بزرگ) و جایگاهی ارجمند

- ترجمه راستین

و نیز از گنج‌ها و ثروتها و مقامات عالیه ریاست بیرون آوردیم (و به دریای هلاک افکندیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ

و این‌چنین [آنان را از ضیاعشان (مِلکشان) و عقارشان (مزرعشان) و جمیع اموالشان مثل این اخراج عجیب اخراج کردیم که با رغبت خود امیدوار به برگشت به آن، خارج شدند و] بنی اسرائیل را وارث آنها کردیم

- ترجمه سلطانی

و این‌چنین بنی اسرائیل را وارث آنها کردیم

- ترجمه راستین

آری این چنین کردیم و (قوم ضعیف) بنی اسرائیل را وارث آن شهر و دیارها و ثروت و مقامها گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٠ فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ

پس [فرعون] آنها را به هنگام طلوع آفتاب دنبال کردند

- ترجمه سلطانی

پس (فرعون) آنها را به هنگام طلوع آفتاب دنبال کردند

- ترجمه راستین

پس صبحگاه فرعونیان موسی و بنی اسرائیل را تعقیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۴

٦١ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ

پس چون دو جمع همدیگر را دیدند (نزدیک شدند) یاران موسی [با هراس از فرعون] گفتند: همانا حتماً به [ابدان] ما دست خواهند یافت

- ترجمه سلطانی

پس چون دو جمع همدیگر را دیدند یاران موسی گفتند: همانا حتماً به ما دست خواهند یافت

- ترجمه راستین

چون دو لشکر روبرو شدند اصحاب موسی گفتند: اینک به دست فرعونیان خواهیم افتاد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٢ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ

[موسی به جهت ردع (جلوگیری) از اضطراب آنها] گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم [با نصرت (یاری) کردن و حفظ کردن] با من است [پس به نزدیک شدن فرعون و لشکریانش اعتناء نکنید] بزودی مرا [به طریق خلاصی یافتن از آنها] راهنمایی خواهد کرد

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم با من است بزودی مرا (به طریق خلاصی یافتن از آنها) راهنمایی خواهد کرد

- ترجمه راستین

موسی گفت: هرگز چنین نیست، که خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ

[و چون به دریا رسیدند متحیّر توقّف کردند] پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن [پس به دریا زد و] آنگاه [دریا به دوازده طریق مانند کوهی مشبّک بین هر طریق و طریق آب] شکافته (منشقّ) شد و هر پاره‌ای [یعنی هر قطعه‌ای از دریا که با آن بین هر دو طریق جدا می‌شد] همچون کوهی بزرگ بود

- ترجمه سلطانی

پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن آنگاه شکافته شد و هر پاره‌ای همچون کوهی بزرگ بود

- ترجمه راستین

پس ما به موسی وحی کردیم که عصای خود را به دریا (ی نیل) زن، چون زد دریا شکافت و آب هر قطعه دریا مانند کوهی بزرگ بر روی هم قرار گرفت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ

و دیگران (فرعون و قومش) را به آنجا [یعنی به مکان دریا] نزدیک کردیم

- ترجمه سلطانی

و دیگران (فرعون و قومش) را به آنجا نزدیک کردیم

- ترجمه راستین

و دیگران (یعنی فرعونیان) را (از پی بنی اسرائیل) به نزدیک دریا آوردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ

و موسی و همراهان او [را داخل دریا کردیم و] همگی را نجات دادیم [به اینکه آنان را از دریا سالم خارج کردیم]

- ترجمه سلطانی

و موسی و همراهان او همگی را نجات دادیم

- ترجمه راستین

و موسی و کلیه همراهانش را به ساحل سلامت رسانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ

سپس دیگران را غرق کردیم [به اینکه دریا را بر آنها برآوردیم]

- ترجمه سلطانی

سپس دیگران را غرق کردیم

- ترجمه راستین

آن گاه قوم دیگر همه را به دریا غرق کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن البتّه نشانه‌ای [دلالت کننده برای قوم تو بر مُبدء و علم او و قدرتش] هست و [لکن] بیشتر آنان [به موسی (ع) و خدای او] مؤمن نبودند [پس تو برای عدم ایمان قومت به خداوند یا به خود، اندوه مخور]

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و (لکن) بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

همانا در این هلاک فرعونیان آیت بزرگی (برای عبرت و موعظه مردم) بود لیکن اکثر خلق ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه غالب و مهربان است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه غالب و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ

و خبر ابراهیم را بر آنان [یعنی بر قوم مُشرکت] بخوان [تا آنکه قبح اشراک را بدانند و بدانند که ابراهیم (ع) مشرک نبود و او را به اشراک نسبت ندهند و اشراک خود را به او نسبت ندهند و با اشراک خود ولایت (سرپرستی) بیت را با انتساب خود به ابراهیم (ع) مدّعی نشوند]

- ترجمه سلطانی

و خبر ابراهیم را بر آنان بخوان

- ترجمه راستین

و (ای رسول) حکایت ابراهیم را بر امت بیان کن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ

آنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی می‌پرستید؟

- ترجمه سلطانی

آنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی می‌پرستید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که با پدر (یعنی عمو، زیرا پدران پیغمبران همه موحّدند) و با قومش گفت: شما چه معبودی را می‌پرستید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧١ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ

گفتند: اصنامی را می‌پرستیم و در سایهٔ آنها [یعنی عبادت آنها] مشغول هستیم

- ترجمه سلطانی

گفتند: اصنامی را می‌پرستیم و در سایهٔ (بندگی) آنها مشغول هستیم

- ترجمه راستین

جواب دادند که ما بتهایی را می‌پرستیم و ثابت بر پرستش آنها بوده و هستیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٢ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ

[ابراهیم] گفت: آیا وقتی که آنها را می‌خوانید [یا چیزی از آنها می‌خواهید گفتار] شما را می‌شنوند

- ترجمه سلطانی

(ابراهیم) گفت: آیا وقتی که آنها را می‌خوانید (یا چیزی از آنها می‌خواهید) (گفتار) شما را میشنوند

- ترجمه راستین

ابراهیم گفت: آیا هر گاه این بتهای جماد را بخوانید سخن شما را می‌شنوند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٣ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ

یا [با عبادت کردن آنها] سودی به شما می‌رسانند؟ یا [با ترک عبادت کردنشان] زیان می‌رسانند [و در این احتجاج دلیل هست بر اینکه کسی که دینی اخذ کرد و لابدّ است که آن را از روی حجّت و برهان یا شهود و عیان گرفته باشد و اخذ از روی تقلید مثل کورها جایز نیست، و چون حجّت و برهان نداشتند با توسّل به تقلید روی آوردند و]

- ترجمه سلطانی

یا سودی به شما می‌رسانند؟ یا زیان می‌رسانند

- ترجمه راستین

یا به حال شما هیچ سود و زیانی توانند داشت؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٤ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ

گفتند: [آنچنان که تو گفتی نیست] بلکه پدرانمان را یافتیم که اینگونه انجام می‌دادند

- ترجمه سلطانی

گفتند: بلکه پدرانمان را یافتیم که اینگونه انجام می‌دادند

- ترجمه راستین

گفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافته‌ایم (و هر چند جماد بی‌اثری باشند می‌پرستیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٥ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ

[ابراهیم] گفت: آیا پس به آنچه که می‌پرستیده‌اید تأمّل کرده‌اید؟!

- ترجمه سلطانی

(ابراهیم) گفت: آیا پس به آنچه که میپرستیده‌اید تأمّل کردهاید؟!

- ترجمه راستین

ابراهیم باز به آنها گفت: آیا می‌دانید که این بتهایی که شما مردم اینک می‌پرستید،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٦ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ

شما و پدران نیاکان شما [که به تقلید از آنها توسّل جُسته‌اید؟]

- ترجمه سلطانی

شما و پدران نیاکان شما

- ترجمه راستین

و پدران شما از قدیم می‌پرستیدند،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٧ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَـمِينَ

زیرا آنها دشمن من هستند مگر پروردگار جهانیان

- ترجمه سلطانی

زیرا آنها دشمن من هستند مگر پروردگار جهانیان

- ترجمه راستین

آنها مرا دشمن‌اند جز خدای یکتای عالمیان؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٨ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ

[یعنی همان] کسی که مرا آفرید پس او مرا هدایت می‌کند

- ترجمه سلطانی

(همان) کسی که مرا آفرید پس او مرا هدایت می‌کند

- ترجمه راستین

همان خدایی که مرا بیافرید و به راه راستم هدایت می‌فرماید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٩ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ

و همان کسی که به من طعام می‌دهد و مرا سیرابم می‌سازد [امّا با تهیّۀ اسباب مطعوم (خوردنی) و مشروب (آشامیدنی) یا با الهام کردن طریق تحصیل آن دو، یا با تسهیل اِبْتِلاع (بلعیدن) و شُرْب (نوشیدن)]

- ترجمه سلطانی

و همان کسی که به من طعام می‌دهد و مرا سیرابم می‌سازد

- ترجمه راستین

و همان خدایی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٠ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ

و وقتی که بیمار می‌شوم آنگاه او [با تسبیب اسباب طبیعی، یا بدون اسباب] مرا شفاء می‌دهد

- ترجمه سلطانی

و وقتی که بیمار می‌شوم آنگاه او مرا شفاء می‌دهد

- ترجمه راستین

و چون بیمار شوم مرا شفا می‌دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨١ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ

و کسی است که مرا [بعد انقضاء اجل من] می‌میراند سپس [با نفخهٔ احیا] زنده‌ام می‌سازد [یا کسی است که مرا مستمرّاً می‌میراند، سپس بعد هر مرگی مرا زنده می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و کسی است که مرا می‌میراند سپس زنده‌ام می‌سازد

- ترجمه راستین

و همان خدایی که مرا (از حیات چند روزه دنیا) می‌میراند و سپس (به حیات ابدی آخرت) زنده می‌گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٢ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ

و کسی است که طمع دارم که در روز دین (روز جزاء) خطای مرا بر من بیامرزد

- ترجمه سلطانی

و کسی است که طمع دارم که در روز دین (جزاء) خطای مرا بر من بیامرزد

- ترجمه راستین

و همان خدایی که چشم امید دارم که روز جزا گناهم را بیامرزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٣ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِـحِينَ

پروردگارا به من حکم (قضاء، رأی نافذ، حکومت، حکمت) عطاء کن {مقصود، رسالت کامله یا حکم باطنی است که آن از آثار ولایت است} و مرا [با تمکّن در صلاح مطلق] به صالحان [به کسانی که به صلاح مطلق، صالح بوده‌اند] ملحق کن

- ترجمه سلطانی

پروردگارا به من حکم (قضاء، رأی نافذ، حکومت، حکمت) عطاء کن و مرا به صالحان ملحق کن

- ترجمه راستین

بارالها، مرا حکمی ببخش (بر این مشرکان فرمانروایی ده) و به (رسل و) بندگان صالح خود ملحق ساز.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۴

٨٤ وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ

و در میان آیندگان نسبت به من زبان راستی (نیکنامی) قرار بده

- ترجمه سلطانی

و در میان آیندگان نسبت به من زبان راستی (نیکنامی) قرار بده

- ترجمه راستین

و نامم بر زبان اقوام آتیه نیکو، و سخنم دلپذیر گردان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٥ وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ

و مرا از میراث برندگان (وارثان) جنّت نعیم قرار بده

- ترجمه سلطانی

و مرا از میراث برندگان (وارثان) جنّت نعیم قرار بده

- ترجمه راستین

و مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٦ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ

و بر پدرم بیامرز [تا آنکه او را به راه قویم (بسیار استوار) هدایت نمایی] همانا او از گمراهان [از طریق] می‌باشد

- ترجمه سلطانی

و بر پدرم بیامرز همانا او از گمراهان می‌باشد

- ترجمه راستین

و از پدرم (یعنی عمویم) درگذر، که وی سخت از گمراهان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٧ وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ

و در روزی که [همه] برانگیخته می‌شوند مرا خوار مکن

- ترجمه سلطانی

و در روزی که (همه) برانگیخته می‌شوند مرا خوار مکن

- ترجمه راستین

و روزی که خلق را از قبرها برانگیزند در آن روز مرا رسوا (و هلاک) مگردان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٨ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ

در روزی که مال و نه فرزندان نفع نمی‌رسانند [زیرا نَسَب اعتباری که برای انسان می‌باشد در آنروز برای انقطاع جسم و اعتبارات آن، قطع می‌گردد]

- ترجمه سلطانی

در روزی که مال و نه فرزندان نفع نمی‌رسانند

- ترجمه راستین

آن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٩ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ

مگر کسی که قلبی سلیم نزد خداوند آورد

- ترجمه سلطانی

مگر کسی که قلبی سلیم نزد خداوند آورد

- ترجمه راستین

و تنها آن کس سود برد که با دل با اخلاص پاک (از شرک و ریب و ریا) به درگاه خدا آید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٠ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ

و جنّت برای پرهیزگاران نزدیک گردانیده شده

- ترجمه سلطانی

و جنّت برای پرهیزگاران نزدیک گردانیده شده

- ترجمه راستین

و بهشت را به اهل تقوا نزدیک سازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩١ وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ

و جهنّم برای گمراهان هویدا شده [و آنها به سوی آن سوق داده می‌شوند نه اینکه آن به آنان نزدیک شود]

- ترجمه سلطانی

و جهنّم برای گمراهان هویدا شده

- ترجمه راستین

و دوزخ را بر گمراهان پدیدار گردانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٢ وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ

و به آنها گفته می‌شود کجا هستند آنهایی را که [بدون اذن خداوند] بندگی می‌کردید؟

- ترجمه سلطانی

و به آنها گفته می‌شود کجا هستند آنهایی را که بندگی می‌کردید؟

- ترجمه راستین

و به کافران گفته شود: بتهایی که پرستش می‌کردید به کجا شدند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٣ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ

به جای خداوند آیا [با دفع عذاب از شما یا انجاء (نجات دادن) شما از عذاب دهندگانتان] شما را یاری می‌دهند یا [می‌توانند] به خود یاری کنند؟

- ترجمه سلطانی

به جای خداوند آیا شما را یاری می‌دهند یا (می‌توانند) به خود یاری کنند؟

- ترجمه راستین

آن بتهایی که به جای خدا پرستش می‌کردید آیا می‌توانند به شما اینک یاری کرده یا از جانب خود دفاع کنند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٤ فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ

پس آنها [یعنی خدایان بر سرهایشان یا بر وجوهشان] و گمراهان در آن (جحیم) سرنگون [اسقاط (سقوط داده شده، افکنده)] می‌شوند

- ترجمه سلطانی

پس ایشان (آن معبودان) و گمراهان در آن سرنگون (افکنده) می‌شوند

- ترجمه راستین

در آن حال کافران و معبودان باطلشان هم به رو در آتش دوزخ افتند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٥ وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ

و با لشکریان ابلیس [از بنی آدم و بنی الجان (فرزندان جنّ)] اجماعاً

- ترجمه سلطانی

و با لشکریان ابلیس اجماعاً

- ترجمه راستین

و نیز تمام سپاه شیطان (به جهنم در آیند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٦ قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ

[عابدان (عبادت کنندگان)] و (در حالی که) در آنجا با هم ستیزه می‌کنند می‌گویند:

- ترجمه سلطانی

می‌گویند: و (در حالی که) در آنجا با هم ستیزه می‌کنند

- ترجمه راستین

و در دوزخ به مجادله و خصومت با یکدیگر گویند:

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٧ تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ

به خداوند سوگند که [همانا] ما البتّه در گمراهی واضحی (بدیهی) بودیم

- ترجمه سلطانی

به خداوند سوگند که (همانا) ما البتّه در گمراهی واضحی (بدیهی) بودیم

- ترجمه راستین

به خدا قسم که ما در گمراهی بسیار آشکاری بودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٨ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَـمِينَ

آنوقت که شما را با پروردگار جهانیان [یعنی ربّ مضاف که همان علی (ع) است] برابر می‌شمردیم

- ترجمه سلطانی

آنوقت که شما را با پروردگار جهانیان برابر می‌شمردیم

- ترجمه راستین

که شما (بتها) را مانند خدای عالمیان پرستش می‌کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٩ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ

و جز مجرمان [یعنی گذشتگانی که ما به آنان اقتداء کردیم، یا کسانی امثال خود که به آنها مغرور (فریفته) شدیم، یا خدایانی که ما را فریفتند، یا شیاطین، کسی] ما را گمراه نکرد

- ترجمه سلطانی

و جز مجرمان، (کسی) ما را گمراه نکرد

- ترجمه راستین

و ما را گمراه نکردند جز قوم تبهکار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٠ فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ

پس شفاعت کنندگانی نداریم

- ترجمه سلطانی

پس شفاعت کنندگانی نداریم

- ترجمه راستین

پس (در این روز سخت) نه شفیعی داریم،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠١ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ

و نه دوستی حامی

- ترجمه سلطانی

و نه دوستی حامی

- ترجمه راستین

و نه یک دوست صمیمی (که از ما حمایتی کند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٢ فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

پس ای کاش برای ما بازگشتی می‌بود پس البتّه از مؤمنان می‌شدیم

- ترجمه سلطانی

پس ای کاش برای ما بازگشتی می‌بود پس البتّه از مؤمنان می‌شدیم

- ترجمه راستین

ای کاش که بار دیگر (به دنیا) باز می‌گشتیم تا (به خدای یگانه) ایمان می‌آوردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٣ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن [چه که از قصّۀ ابراهیم (ع) و احتجاجات او قصّه کردیم، یا در گفتار مشرکین دربارهٔ خداوند یا دربارهٔ ولایت] البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

همانا در آن (داستان) البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

همانا در این (ندامت گمراهان) آیت عبرتی (برای دیگران) بود و لیک اکثر مردم باز ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٤ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٥ كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ

قوم نوح فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه سلطانی

قوم نوح فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه راستین

قوم نوح هم پیغمبران خدا را تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٦ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنوقت که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

آنوقت که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که مهربان برادرشان نوح آنها را گفت: آیا خدا ترس و متّقی نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٧ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

همانا من [از سوی خداوند] برای شما رسولی امین هستم [که به امانت‌داری در میان شما معروفم پس قول مرا قبول کنید و به من نسبت دروغ و خیانت ندهید]

- ترجمه سلطانی

همانا من (از سوی خداوند) برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه راستین

من برای شما بسیار رسولی امین (و خیر خواهی مشفق) هستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٨ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس [وقتی که من را به امانت‌داری می‌شناسید پس در مخالفت با من] از خداوند پروا کنید و [در آنچه که به شما می‌گویم] از من اطاعت کنید [و مرا تکذیب نکنید]

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٩ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و برای آن (تبلیغ) از شما درخواست مزدی نمی‌کنم [تا مرا به خاطر آن متّهم کنید و مرا تکذیب نمایید] که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

و برای آن از شما درخواست مزدی نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه راستین

و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٠ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١١ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ

گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی می‌کنند

- ترجمه سلطانی

گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی می‌کنند

- ترجمه راستین

قوم نوح (از کبر و خود پرستی) پاسخ دادند که ما چگونه به تو ایمان آوریم در صورتی که پیروانت معدودی مردم خوار و فرومایه‌اند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۵

١١٢ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

[نوح] گفت: [و چرا آنان را اراذل می‌نامید و حسن عمل آنها و نه قبح آن به دست من و با اطّلاع من نیست جز این بر من نباشد که آخذ (گیرنده) بیعت از آنها برای پروردگارم هستم] و از آنچه که عمل می‌کرده‌اند اطلاعی ندارم

- ترجمه سلطانی

(نوح) گفت: و از آنچه که عمل می‌کرده‌اند اطلاعی ندارم

- ترجمه راستین

نوح گفت: مرا چه کار که افعال و احوال پیروانم را بدانم (که از طبقه عالی یا دانی‌اند)؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٣ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ

که حسابشان [در عملشان] جز بر پروردگارم نیست [و حساب آنان بر من نیست تا در عملشان مراقب آنان باشم] اگر [آن را] می‌فهمید

- ترجمه سلطانی

که حسابشان جز بر پروردگارم نیست اگر (آن را) می‌فهمید

- ترجمه راستین

اگر شعور و معرفتی دارید بدانید که حساب کار آنها بر کسی جز خدای من نخواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٤ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ

و من طرد کنندهٔ مؤمنان نیستم

- ترجمه سلطانی

و من طرد کنندهٔ مؤمنان نیستم

- ترجمه راستین

و من هرگز مؤمنان به حق را (هر چند فقیر باشند) از خود نرانم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٥ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ

که من جز بیم دهنده‌ای روشنگر نیستم [و شأن من طرد کردن احدی یا مراقبت از عملی نیست، جز این نیست که طرد کردن و مراقبت کردن بنابر شأن ولایت است]

- ترجمه سلطانی

که من جز بیم دهنده‌ای روشنگر نیستم

- ترجمه راستین

من جز آنکه مردم را اندرز کنم و از خدا بترسانم وظیفه‌ای ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٦ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ

[بعد آنکه دیدند که او از اتباع خود حمایت می‌کند و آنان را از اتّباع خود طرد نمی‌کند و چون از محاجّه کردن با او عاجز شدند او را به قتل به بدترین انواع آن تهدید کردند، همانطور که آن دیدن (رسم، رویه) هر غالب عاجز از محاجّه کردن است] گفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود

- ترجمه سلطانی

گفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود

- ترجمه راستین

باز قوم نوح گفتند: ای نوح، اگر ترک این سخنان نگویی سخت سنگسار می‌شوی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٧ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ

[نوح بعد آنکه به مدّت نهصد و پنجاه سال یا کمی کمتر از آن، با آنان مدارا کرد به عنوان سائل (درخواست کننده) از خداوند به عنوان شاکی بر او] گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کرده‌اند

- ترجمه سلطانی

(نوح) گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کرده‌اند

- ترجمه راستین

نوح گفت: پروردگارا، قوم من سخت مرا تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٨ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

پس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را [از آنان یا از عذاب مسؤل (سؤال شده) بر آنها] نجات بده {بین دعای او و وعدهٔ اجابت بر او، و غرق کردن آنان مدّت مدیدی بوده است}

- ترجمه سلطانی

پس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را نجات بده

- ترجمه راستین

پس بین من و آنها حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن، و من و مؤمنانی که با من همراهند از شر قوم نجات ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٩ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ

پس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده [از مردم و سایر جنبندگان] نجات دادیم

- ترجمه سلطانی

پس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده نجات دادیم

- ترجمه راستین

ما هم او را با همه آنان که در آن کشتی انبوه در آمدند به ساحل سلامت رساندیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٠ ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ

سپس بعد از آن، باقی ماندگان را غرق کردیم

- ترجمه سلطانی

سپس بعد از آن، باقی ماندگان را غرق کردیم

- ترجمه راستین

آن‌گاه باقی آن قوم سرکش را پس از نجات نوح و مؤمنان به دریا غرق کردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢١ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

همانا در این (نجات مؤمنان و هلاک کافران قوم نوح) آیت عبرتی است، و اکثرشان ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٢ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٣ كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ

[قوم] عاد به فرستادگان دروغ بستند

- ترجمه سلطانی

(قوم) عاد به فرستادگان دروغ بستند

- ترجمه راستین

قوم عاد نیز رسولان خدا را تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٤ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنوقت که برادرشان هود به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

آنوقت که برادرشان هود به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که مهربان برادرشان هود به آنها گفت: آیا متقی و خدا ترس نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٥ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

که من برای شما فرستاده‌ای امین هستم

- ترجمه سلطانی

که من برای شما فرستاده‌ای امین هستم

- ترجمه راستین

من برای شما پیغمبری بسیار (خیر خواه و) امینم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٦ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٧ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و از شما برای آن مزدی درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

و از شما برای آن مزدی درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه راستین

و من از شما اجری برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٨ أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ

آیا بر هر [زمین] بلندی نشانه‌ای (قصرهایی) بناء می‌کنید که بیهودگی کنید

- ترجمه سلطانی

آیا بر هر (زمین) بلندی نشانه‌ای (قصرهایی) بناء می‌کنید که بیهودگی کنید

- ترجمه راستین

آیا بنا می‌کنید به هر سرزمین مرتفع عمارت و کاخ برای آنکه به بازی عالم سرگرم شوید (و از یاد خدا غافل مانید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٩ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ

و کوشک‌هایی (عمارت‌های عالی در خارج شهر، قصرها، دژها) اتّخاذ می‌کنید [و لذا بنیان آنها را محکم می‌کنید] تا شاید که شما ماندگار شوید

- ترجمه سلطانی

و کوشک‌هایی (عمارت‌های عالی در خارج شهر) اتّخاذ می‌کنید تا شاید که شما ماندگار شوید

- ترجمه راستین

و عمارتهای محکم بنا می‌کنید به امید آنکه در آن عمارات عمر ابد کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٠ وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ

و وقتی که دست می‌یازید [همچون] زورگویان دست درازی می‌کنید [نه مانند مؤدّبان (آداب دانان)، یعنی آنکه شما بین افراط در قوّهٔ شهویّه و افراط در قوّهٔ غضبیّه را جمع کرده‌اید]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که دست می‌یازید (همچون) زورگویان دست درازی می‌کنید

- ترجمه راستین

و چون (به ظلم و بیداد خلق) دست گشایید کمال قساوت و خشم کار بندید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣١ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٢ وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ

و به آنچه که می‌دانید از کسی که شما را یاری کرد بترسید

- ترجمه سلطانی

و به آنچه که می‌دانید از کسی که شما را یاری کرد بترسید

- ترجمه راستین

و بترسید از آن خدایی که شما را به آنچه خود می‌دانید مدد و قوت بخشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٣ أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ

شما را [از انواع نعمت‌هایش] به چهارپایان و پسران یاری داد

- ترجمه سلطانی

شما را به چهارپایان و پسران یاری داد

- ترجمه راستین

مدد بخشید شما را به خلق چهار پایان و فرزندان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٤ وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

و به باغ‌ها و چشمه‌هایی

- ترجمه سلطانی

و به باغ‌ها و چشمه‌هایی

- ترجمه راستین

و نیز مدد بخشید شما را به ایجاد باغها و چشمه‌های آب.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٥ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

همانا من از عذاب روز بزرگ بر شما خوف دارم

- ترجمه سلطانی

همانا من از عذاب روز بزرگ بر شما خوف دارم

- ترجمه راستین

همانا من از عذاب روز بزرگ قیامت بر شما می‌ترسم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٦ قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ

[در جواب او از جهت اظهار بر عدم اعتداد (به شمار آوردن) او] گفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی

- ترجمه سلطانی

گفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی

- ترجمه راستین

گفتند: تو این همه وعظ و نصیحت کنی یا هیچ نکنی به حال ما یکسان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۵

١٣٧ إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ

که این جز اخلاق (شیوهٔ، سجیّهٔ) پیشینیان نیست

- ترجمه سلطانی

که این جز اخلاق (شیوهٔ، سجیّهٔ) پیشینیان نیست

- ترجمه راستین

این (مسأله حیات و موت کار طبیعت و خوی جهان و) سرنوشت همه پیشینیان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٨ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ

و ما از عذاب شوندگان نیستیم [برای اینکه بعث و نه حساب و نه عِقاب نیست، یا برای اینکه ما بر آن حقّی هستیم که به آن مستحقّ ثوابیم نه عِقاب]

- ترجمه سلطانی

و ما از عذاب شوندگان نیستیم

- ترجمه راستین

و ما هرگز (پس از مرگ دیگر زنده نمی‌شویم و هرگز قیامت و ثواب و) عقابی نخواهیم داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

و او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن [مذکور از قصّۀ هود و قومش یا از هلاک قوم هود] البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

و او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

الغرض، رسول حق را تکذیب کردند و ما هم آنان را هلاک گردانیدیم، همانا در این (هلاک قوم عاد) آیت عبرتی است، و بیشتر آنها ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٠ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگار تو البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگار تو البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤١ كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ

[قوم] ثمود فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه سلطانی

(قوم) ثمود فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه راستین

قوم ثمود نیز رسولان خدا را تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٢ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِـحٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

آنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که مهربان برادرشان صالح به آنها گفت: آیا متّقی و خدا ترس نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٣ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه سلطانی

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه راستین

من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٤ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمائید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٥ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و اجرتی برای آن از شما درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

و اجرتی برای آن از شما درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه راستین

و من اجری از شما برای رسالت نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٦ أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ

آیا [گمان کرده‌اید که] در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) می‌شوید!؟

- ترجمه سلطانی

آیا (گمان کرده‌اید که) در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) می‌شوید!؟

- ترجمه راستین

آیا (تصور می‌کنید که تا ابد) ایمن از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٧ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ

در باغ‌ها و چشمه‌سارها

- ترجمه سلطانی

در باغ‌ها و چشمه‌سارها

- ترجمه راستین

(گمان دارید) در این باغهای باصفا و چشمه‌های آب گوارا،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٨ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ

و کشتزارها و خرما بُنانی که شکوفهٔ آنها لطیف است

- ترجمه سلطانی

و کشتزارها و خرما بُنانی که شکوفهٔ آنها لطیف است

- ترجمه راستین

و مزارع و کشتزار و نخل و آن شکوفه‌های لطیف و زیبایش (همیشه زنده‌اید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٩ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ

و از کوه‌ها، ماهرانه خانه‌هایی می‌تراشید

- ترجمه سلطانی

و از کوه‌ها، ماهرانه خانه‌هایی می‌تراشید

- ترجمه راستین

و خیال می‌کنید دائم در این عماراتی که در کوهستان (و ییلاقات) با کمال دقت بنا کرده‌اید به آسایش تعیّش می‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٠ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه سلطانی

پس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

پس از خدا بترسید و راه اطاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥١ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ

و از امر اسراف کنندگان (متجاوزان بر حدّ در مشتهیات یا در غضبات) اطاعت مکنید

- ترجمه سلطانی

و از امر اسراف کنندگان اطاعت مکنید

- ترجمه راستین

و از رفتار رؤسای مسرف و ستمگر پیروی نکنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٢ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ

کسانی که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌نمایند

- ترجمه سلطانی

کسانی که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌نمایند

- ترجمه راستین

که آن مردم در زمین همه گونه فساد می‌کنند و هیچ گونه به اصلاح (حال خلق) نمی‌پردازند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٣ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ

گفتند: جز این نیست که تو از جادو شدگانی

- ترجمه سلطانی

گفتند: جز این نیست که تو از جادو شدگانی

- ترجمه راستین

قوم صالح گفتند: به یقین تو را سحر کرده‌اند (که دعوی نبوت می‌کنی).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٤ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

تو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان می‌باشی نشانه‌ای بیاور

- ترجمه سلطانی

تو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان می‌باشی نشانه‌ای بیاور

- ترجمه راستین

(و گرنه) تو هم مثل ما بشری بیش نیستی، اگر راست می‌گویی معجزی بیاور.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٥ قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ

گفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید

- ترجمه سلطانی

گفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید

- ترجمه راستین

صالح گفت: این ناقه (معجزه من) است، آب نهر را روزی ناقه بنوشد و روزی شما بنوشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٦ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُـوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ

پس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا می‌گیرد

- ترجمه سلطانی

پس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا می‌گیرد

- ترجمه راستین

و هرگز سوء قصدی بر ناقه مکنید که به عذاب روزی بزرگ و سخت گرفتار خواهید شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٧ فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ

پس آن را پِی کردند آنگاه پشیمان صبح نمودند

- ترجمه سلطانی

پس آن را پِی کردند آنگاه پشیمان صبح نمودند

- ترجمه راستین

قوم صالح ناقه را پی کردند، سپس از کار خود پشیمان شدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٨ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

و عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

و عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

آن گاه عذاب موعود آنان را درگرفت (و هلاک گردیدند) . همانا در هلاک این قوم آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٩ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه او پیروزمند و مهربان است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۵

١٦٠ كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ

قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه سلطانی

قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه راستین

قوم لوط نیز پیغمبران خدا را تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦١ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنوقت که برادرشان [در معاشرت نه اخوّت قبیله‌ای یا دینی] لوط به آنها گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

آنوقت که برادرشان لوط به آنها گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که مهربان برادر آنها لوط به آنان گفت: آیا خدا ترس و پرهیزکار نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٢ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه سلطانی

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه راستین

من برای شما پیغمبری بسیار امین (و خیر خواه) هستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٣ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس، از خداوند پروا کنید واز من اطاعت کنید

- ترجمه سلطانی

پس، از خداوند پروا کنید واز من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٤ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و برای آن از شما اجرتی درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

و برای آن از شما اجرتی درخواست نمی‌کنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه راستین

و من از شما اجری برای رسالت خود نمی‌خواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٥ أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَـمِينَ

آیا از میان جهانیان مذکّران را می‌آورید؟

- ترجمه سلطانی

آیا از میان جهانیان مذکّران را می‌آورید؟

- ترجمه راستین

آیا از میان خلایق عمل زشت منکر را با مردان انجام می‌دهید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٦ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ

و آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها می‌کنید بلکه شما [در جملهٔ امورتان] قومی تجاوزکار هستید {تکالیف اختیاریّهٔ نبویّه یا ولویّه مطابق بر تکالیف تکوینیّهٔ الهیّه است، و خداوند تعالی جنس حیوان را در اکثر انواع آن مکلّف به اجتماع کرد، به اینکه در آنها شهوات را نهاد و در آنها مذکّر و مؤنّث قرار داد و نفوس آن دو را به حیثی قرار داده که هر کدام به اقتضای شهوت وقاع که در آنها قرار داده از دیگری صبر نکنند، و مقصود از خلق شهوت جز بقای نوع نبوده زیرا اگر شهوت نمی‌بود وقاع بین سایر انواع حیوان نمی‌بود، و امّا انسان، و اگرچه به محض تکلیف اختیاری نبوی وقاع ممکن می‌شود لکن اندک است که آن واقع شود زیرا اکثر نفوس بر اوامر تکلیفیّ اعتداء نمی‌کنند و اگر اوامر تکوینی نبود به محض اوامر تکلیفیّ نبویّ مواقعه نمی‌کردند و در آن فناء نوع یا تقلیل آن می‌بود، و به قصد تناسل در نر و ماده آلت قضای شهوت قرار داد تعالی به حیثی که مادّهٔ انسان که همان نطفه است را در مقرّ مخصوص مستقرّ می‌نماید و مذکّر و مؤنّث را به نحوی دو عاشق بر فرزند و دو مربّی بر او مانند جزوی از آن دو قرار داد، و غیر انسان از حیوان چون شیطنت برای او نمی‌باشد در ثَقْبی (سوراخی، سنبیدنی) که برای آن نیست رغبت نمی‌کند که در آن وطی کند و با امر تکوینیّ مخالفت نمی‌کند و امر تکلیفی ندارد، و امّا انسان که با قوّهٔ متخیّله و وسوسهٔ شیطان تدبّر می‌کند و در امر قضاء شهوت تصرّف می‌نماید و گاهی با تدبیرش و شیطنتش با امر تکوینی و امر تکلیفی مخالفت می‌کند، و خداوند او را رها نکرد که او را در دنیا معاقبت (دنبال کردن، عقوبت) می‌کند و او را بر مخالفت با امر تکوینی مؤاخذه می‌نماید و برای او عقوبت و حدّی برای مخالفت با امر تکلیفی قرار داد، و چون خروج از امر تکلیفی در این مورد با قطع نسل افساد کلّی در زمین هست و مرد را بر طبیعت زن قرار داد و نفس را در قوّهٔ حیوانیّت خارج از حیاء و پست‌تر از نفس حیوان قرار داد خداوند عقوبت کسی را که ذکران (دو نر) آورد را اشدّ از جمیع عقوبات قرار داد}

- ترجمه سلطانی

و آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها می‌کنید بلکه شما قومی تجاوزکار هستید

- ترجمه راستین

و زنان را که خدا همسر شما آفریده رها می‌کنید؟آری شما بسیار مردم متعدی نابکاری هستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٧ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَالُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ

گفتند: ای لوط اگر [از آنچه که از آن نهی می‌کنی] دست برنداری حتماً از اخراج شدگان [از روستای ما] خواهی بود

- ترجمه سلطانی

گفتند: ای لوط اگر دست برنداری حتماً از اخراج شدگان (از روستای ما) خواهی بود

- ترجمه راستین

قوم در جواب گفتند: ای لوط، اگر از این پس دست از این نهی و منع بر نداری از شهر رانده خواهی شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٨ قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ

[لوط] گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم [نه از خود شما، زیرا شما آفریدۀ پروردگارم هستید و قادر نیستم که از شما خشمگین باشم و لکن عملتان برای مخالف بودن آن بر امر تکوینی و تکلیفی او برای من مغضوب باشد، چه مرا از روستایتان بیرون کنید یا بیرون نکنید، سپس از آنان روی گرداند و به خداوند التجاء کرد و گفت:]

- ترجمه سلطانی

(لوط) گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم

- ترجمه راستین

لوط باز گفت: من خود دشمن این کار زشت شما هستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٩ رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ

پروردگارا من و خانواده‌ام را از شرّ آنچه که عمل می‌کنند رهایی بده

- ترجمه سلطانی

پروردگارا من و خانواده‌ام را از شرّ آنچه که عمل می‌کنند رهایی بده

- ترجمه راستین

بار الها، من و اهل بیتم را از (عقاب) این عمل زشت قوم نجات بخش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٠ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ

پس او و اهلش همگی را نجات دادیم

- ترجمه سلطانی

پس او و اهلش همگی را نجات دادیم

- ترجمه راستین

ما هم او را با همه اهل بیتش نجات دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧١ إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ

مگر پیرزنی [از اهل او را و همان زن لوط است] که در [میان] واپسماندگان بود

- ترجمه سلطانی

مگر پیرزنی را که در واپسماندگان بود

- ترجمه راستین

جز پیرزنی که (زن لوط بود و) در اهل عذاب باقی ماند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٢ ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ

سپس دیگران را زیروزبر (هلاک) کردیم

- ترجمه سلطانی

سپس دیگران را زیرورو کردیم

- ترجمه راستین

آن گاه (جز اهل بیت لوط) دیگران را به خاک هلاک نشانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٣ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ

و بر آنان بارشی [عجیب از سنگ] باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود

- ترجمه سلطانی

و بر آنان بارشی باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود

- ترجمه راستین

و آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٤ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

همانا در این هلاک قوم لوط نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٥ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه او غالب و رحیم است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه او غالب و رحیم است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٦ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ

اهل أیکه (مدین) فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه سلطانی

اهل أیکه فرستادگان را تکذیب کردند

- ترجمه راستین

اصحاب ایکه (یعنی امت شعیب ع) هم پیغمبران خدا را تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٧ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ

آنوقت که شعیب به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه سلطانی

آنوقت که شعیب به آنان گفت: آیا پروا نمی‌کنید؟

- ترجمه راستین

هنگامی که (رسولشان) شعیب به آنها گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‌شوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٨ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه سلطانی

همانا من برای شما رسولی امین هستم

- ترجمه راستین

من برای شما رسولی بسیار امین (و خیر خواه) هستم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٩ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

پس، از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمایید

- ترجمه سلطانی

پس، از خداوند پروا کنید و از من اطاعت نمایید

- ترجمه راستین

از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٠ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و برای آن از شما مزدی درخواست نمی‌کنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه سلطانی

و برای آن از شما مزدی درخواست نمی‌کنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست

- ترجمه راستین

و من از شما هرگز اجر رسالت نمی‌خواهم و جز به خدای عالم به کسی چشم پاداش ندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨١ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ

پیمانه را تمام بدهید و از کم‌فروشان مباشید

- ترجمه سلطانی

پیمانه را تمام بدهید و از کم‌فروشان مباشید

- ترجمه راستین

پیمانه را تمام بدهید و از کم فروشان مباشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٢ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ

و با سنگ [ترازوی] راست (درست) وزن کنید (بسنجید)

- ترجمه سلطانی

و با سنگ (ترازوی) راست (درست) وزن کنید (بسنجید)

- ترجمه راستین

و (اجناس را) با ترازوی درست بسنجید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٣ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

و به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید

- ترجمه سلطانی

و به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید

- ترجمه راستین

و آنچه به مردم می‌فروشید (تمام بدهید و) از وزن و پیمان کم نگذارید، و در زمین به ظلم و فساد کاری برنخیزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۵

١٨٤ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ

و از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید

- ترجمه سلطانی

و از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید

- ترجمه راستین

و از خدایی که شما و کفر پیشگان پیشین را آفریده بترسید (و خلاف امر او مکنید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٥ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ

گفتند: جز این نیست که تو از جادو شدگانی

- ترجمه سلطانی

گفتند: جز این نیست که تو از جادو شدگانی

- ترجمه راستین

قوم شعیب در پاسخ او گفتند: تو را بی‌شک به سحر و شعبده مفتون کرده‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٦ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَـمِنَ الْكَاذِبِينَ

و تو جز بشری مثل ما نیستی که [همانا] ما می‌پنداریم که تو البتّه از دروغگویانی

- ترجمه سلطانی

و تو جز بشری مثل ما نیستی که ما می‌پنداریم که تو البتّه از دروغگویانی

- ترجمه راستین

و تو جز آنکه بشری هستی مانند ما هیچ گونه مزیّتی بر دیگران نداری. و ما تو را (در دعوت نبوت) دروغگو می‌پنداریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٧ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ

پس پاره‌ای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی

- ترجمه سلطانی

پس پاره‌ای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی

- ترجمه راستین

اگر راست می‌گویی (که پیغمبر خدایی) قطعه‌ای از آسمان را بر سر ما فرود آور (تا تصدیق تو کنیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٨ قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ

گفت: پروردگار من به آنچه که عمل می‌کنید داناتر است [پس اگر شما را مستحقّ عذاب و اسقاط آسمان بر شما ببینید، پس به شما انجام می‌دهد، و اگر شما را مستحقّ توبه و مستعدّ رحمت خود ببیند به شما توفیق می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

گفت: پروردگار من به آنچه که عمل می‌کنید داناتر است

- ترجمه راستین

شعیب گفت: خدای من بهتر بر (صدق دعوی من و کذب قول و زشتی) افعال شما آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ

و او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت [یعنی روزی که ابر بر آنان سایه افکند، و گرمای شدیدی به آنان اصابت کرد و باد را از آنان حبس نمود و سپس ابر آنان را پوشاند و چون آنها پوشیده شده بودند، از شدّت گرما به طلب سرما خارج شدند پس بر آنان باران آتش باراند و آنان را سوزاند] همانا آن عذاب روزی عظیم بود

- ترجمه سلطانی

و او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت همانا آن عذاب روزی عظیم بود

- ترجمه راستین

باز او را تکذیب کردند و به عذاب سخت روز سایه‌بان (یعنی روزی که مردم از شدت گرما به سایه‌بانی پناه می‌بردند و باز از گرمی هلاک می‌شدند) گرفتار شدند که عذاب آن روز بسیار بزرگ و سخت بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٠ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه سلطانی

همانا در آن البتّه نشانه‌ای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند

- ترجمه راستین

همانا در این هلاک قوم شعیب نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩١ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

و همانا پروردگارت البتّه او غالب و رحیم است

- ترجمه سلطانی

و همانا پروردگارت البتّه او غالب و رحیم است

- ترجمه راستین

و همانا خدای تو بسیار مقتدر و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٢ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَـمِينَ

و همانا آن البتّه فرو فرستادۀ پروردگار جهانیان است

- ترجمه سلطانی

و همانا آن البتّه فرو فرستادۀ پروردگار جهانیان است

- ترجمه راستین

و این قرآن به حقیقت از جانب خدای عالمیان نازل شده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٣ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ

که روح الامین (جبرئیل) آن را نازل کرد

- ترجمه سلطانی

که روح الامین آن را نازل کرد

- ترجمه راستین

(جبرئیل) روح الامین (فرشته بزرگ خدا) آن را نازل گردانیده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٤ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ

بر قلب (صدر) تو تا از بیم دهندگان باشی

- ترجمه سلطانی

بر قلب تو تا از بیم دهندگان باشی

- ترجمه راستین

و آن را بر قلب تو فرود آورده تا از عقاب خدا بترسانی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٥ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ

به زبان عربی واضح

- ترجمه سلطانی

به زبان عربی واضح

- ترجمه راستین

به زبان عربی فصیح.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٦ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ

و همانا آن البتّه در کتب پیشینیان [یعنی کتب آنها] هست

- ترجمه سلطانی

و همانا آن البتّه در کتب پیشینیان هست

- ترجمه راستین

و (ذکر عظمت) این قرآن در کتب انبیاء پیشین مسطور است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٧ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ

آیا برای آنها نشانه‌ای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را می‌دانند {پیامبران بنی اسرائیل در کتب خود ثبت کرده بودند و امّت‌هایشان را به آمدن محمّد (ص) و کتابش و وصایت (جانشینی) وصیّش که پسر عموی او و داماد او و خلیفۀ او است خبر داده بودند زیرا علماء خبر می‌دادند به اینکه آن در کتبشان مکتوب است و در کتبشان به آمدنش مژده می‌دادند، و یهود به محمّد (ص) و اوصیائش (ع) بر دشمنانشان استفتاح (طلب گشایش) می‌نمودند}

- ترجمه سلطانی

آیا برای آنها نشانه‌ای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را می‌دانند

- ترجمه راستین

آیا این خود آیت و برهان روشنی (بر کافران) نیست که علماء بنی اسرائیل (از کتب انبیاء سلف) بر این قرآن آگاهند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٨ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ

و اگر آن را بر بعضی از عجم‌ها [یعنی غیر عرب‌ها که فصاحت کلام ندارند] نازل می‌کردیم

- ترجمه سلطانی

و اگر آن را بر بعضی از عجم‌ها (غیر عرب‌ها) نازل می‌کردیم

- ترجمه راستین

و اگر ما این کتاب (عربی) را بر بعض مردم عجم نازل می‌گردانیدیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٩ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ

پس آن را بر آنها قرائت می‌کرد [برای عدم اِفْصاح (واضح کردن) کلمات و مقاصد آنها] به آن ایمان نمی‌آوردند [برای اینکه آنان بعد آنکه قرآن را با افصاح تو کلمات آن را و مقاصد آن را بر تو انزال کرده‌ایم ایمان نیاوردند]

- ترجمه سلطانی

پس آن را بر آنها قرائت می‌کرد به آن ایمان نمی‌آوردند

- ترجمه راستین

و آن رسول آن را (به زبان تازی) بر عجم‌ها قرائت می‌کرد آنان ایمان نمی‌آوردند (به این عذر که قرآن چون به زبان ما نیست ما فهم آن نکرده و اعجاز آن را درک نمی‌کنیم، اما شما قوم عرب با چه عذر ایمان نمی‌آورید؟)

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٠ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ

این‌چنین [سلوک کفر در قلوب اینان] آن (کفر) را در قلب‌های مجرمان وارد کردیم

- ترجمه سلطانی

این‌چنین آن را در قلب‌های مجرمان وارد کردیم

- ترجمه راستین

ما این قرآن را این چنین در دل تبهکاران گذراندیم (و بر آنها به این کتاب اتمام حجت کردیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠١ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ

به آن ایمان نمی‌آورند {اشاره به بنو امیّه است و اینکه آنان به علیّ (ع) ایمان نمی‌آورند} تا آن عذاب دردناک را ببینند

- ترجمه سلطانی

به آن ایمان نمی‌آورند تا آن عذاب دردناک را ببینند

- ترجمه راستین

اما به این قرآن ایمان نمی‌آورند تا عذاب دردناک را مشاهده کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٢ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

پس [آن عذاب دردناک] ناگهان نزد آنها می‌آید و (در حالی که) آنان نمی‌فهمند

- ترجمه سلطانی

پس ناگهان نزد آنها می‌آید و (در حالی که) آنان نمی‌فهمند

- ترجمه راستین

که به ناگاه آن عذاب که سخت از آن غافلند به آنها فرا رسد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٣ فَيَقُـولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ

و می‌گویند: آیا به ما مهلت داده می‌شود؟ [یعنی اینکه آنها قبل از آمدن آن، آن را استهزاء می‌کنند و از جهت استهزاء آن را تعجیل می‌کنند و وقتی که نزد آنها آید درخواست مهلت می‌نمایند]

- ترجمه سلطانی

و می‌گویند: آیا به ما مهلت داده می‌شود؟

- ترجمه راستین

و آن کافران گویند: آیا بر ما مهلتی منظور می‌شود (تا زمانی از عذاب بیاساییم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٤ أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ

آیا پس تعجیل عذاب ما را می‌خواهند؟

- ترجمه سلطانی

آیا پس تعجیل عذاب ما را می‌خواهند؟

- ترجمه راستین

آیا (اکنون که هنگام عذابشان نیست از تمسخر) عذاب و انتقام ما را به تعجیل می‌طلبند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٥ أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ

آیا پس دیدی؟ اگر به سال‌هایی [عدیده] برخوردارشان کنیم

- ترجمه سلطانی

آیا پس دیدی؟ اگر به سال‌هایی (عدیده) برخوردارشان کنیم

- ترجمه راستین

چه خواهی دید اگر ما چند سالی آنها را در دنیا متنعّم سازیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٦ ثُمَّ جَاءَهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ

سپس آنچه [از عذاب] که به آن وعده داده می‌شدند به آنان برسد

- ترجمه سلطانی

سپس آنچه که به آن وعده داده می‌شدند به آنان برسد

- ترجمه راستین

سپس به عذابی که بر آنان وعده شده یکسر هلاک شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۱۹
سوره شعراء
حزب ۷۵

٢٠٧ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ

[چیزی] آنان را از آنچه که از آن کامیاب می‌شدند بی‌نیاز نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

آنان را از آنچه که از آن کامیاب می‌شدند بی‌نیاز نمی‌کند

- ترجمه راستین

آیا بهره‌ای که از مال دنیا داشتند هیچ آنها را از عذاب خواهد رهانید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٨ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ

و [اهل] قریه‌ای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند

- ترجمه سلطانی

و (اهل) قریه‌ای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند

- ترجمه راستین

و ما اهل هیچ دیاری را تا رسولانی به هدایت و اتمام حجت بر آنها نفرستادیم هلاک نکردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٩ ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِـمِينَ

[برای] تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر [یعنی عذاب کننده‌ای بدون استحقاق و بدون تذکیر عذاب به آنها] نبوده‌ایم

- ترجمه سلطانی

(برای) تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر نبوده‌ایم

- ترجمه راستین

این (هلاک بدان) پند و موعظه است (برای خوبان) و ما هرگز به کسی ستم نکردیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٠ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ

و شیاطین آن را نازل نکردند {چنانکه مشرکان پنداشتند که قرآنی که بر محمّد (ص) نازل شده از قبیل آنچه است که شیطان بر کاهنان القاء می‌کند}

- ترجمه سلطانی

و شیاطین آن را نازل نکردند

- ترجمه راستین

و این قرآن را شیاطین فرود نیاوردند (بلکه جبرئیل امین، فرشته خدا نازل ساخته).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١١ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ

و شایستهٔ آنان نیست و توانایی [آن را] ندارند [که آن را نازل کنند] {یعنی شأن قرآن که همان کلام خداوند است و آورندۀ آن که همان مَلَک و متلقّف (گیرنده) که محمّد (ص) است که او اعلی از ملک است که شیاطین آن را القاء کنند، و نه شیاطین قادرند که آن را بگیرند و آن را نازل کنند برای اینکه شیاطین عالمشان ظلمانی اسفل عوالم است و قرآن و محمّد (ص) و ملائکه عالمشان نورانی اعلی عوالم است؛ و وقتی که قرآن به شیاطین برسد فرار می‌کنند بلکه هلاک می‌شوند}

- ترجمه سلطانی

و شایستهٔ آنان نیست و توانایی (آن را) ندارند

- ترجمه راستین

نه هرگز این گونه سخنان از شیاطین شایسته است و نه قدرت (بر نزول آن) دارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٢ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ

همانا آنها البتّه از شنیدن [قرآن و کلام مَلَک] دور (برکنار) شده هستند

- ترجمه سلطانی

همانا آنها البتّه از شنیدن دور (برکنار) شده‌اند

- ترجمه راستین

که البته آنها از استماع وحی الهی معزولند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٣ فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ

پس با خداوند خدایی دیگر [یعنی معبودی یا دارای ولایتی] را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود

- ترجمه سلطانی

پس با خداوند خدایی دیگر را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود

- ترجمه راستین

پس با خدای یکتا احدی را معبود مخوان و گرنه از اهل عذاب خواهی شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٤ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ

و به نزدیکان قبیلهٔ خود بیم بده

- ترجمه سلطانی

و به نزدیکان قبیلهٔ خود بیم بده

- ترجمه راستین

و (نخست) خویشان نزدیکت را (از خدا) بترسان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٥ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

و [پر و] بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی می‌کنند بگستران (فروتنی کن) {زیرا آنها قدرت شنیدن کلام تو را بحسب مقام عالی تو ندارند و آنها را با زبان و مقامی که مناسب با مقام مؤمنان تابعین است انذار کن}

- ترجمه سلطانی

و (پر و) بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی می‌کنند بگستران (فروتنی کن)

- ترجمه راستین

و پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٦ فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ

و اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل می‌کنید بیزار هستم [و نگو: همانا من از شما بیزارم، زیرا آنان اگر اتباع تو باشند برائت تو از آنان برائت از لطیفهٔ الهیّه است]

- ترجمه سلطانی

و اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل می‌کنید بیزار هستم

- ترجمه راستین

و هرگاه قوم فرمانت را مخالفت کردند به آنها بگو: من خود از کردار (بد) شما بیزارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٧ وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ

و توکّل کن بر [این] غالب [که در ملکش جز آنچه که او آن را می‌خواهد واقع نمی‌شود] مهربان [که برای بندگانش جز آنچه که صلاح آنان است را نمی‌خواهد و برای دشمنانش نمی‌خواهد مگر آنچه را که آن صلاح بندگان مؤمنش یا صلاح نظام عالم است]

- ترجمه سلطانی

و توکّل کن بر (این) غالب مهربان

- ترجمه راستین

و توکل بر آن خدای مقتدر مهربان کن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٨ الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ

که تو را حینی که بر می‌خیزی می‌بیند

- ترجمه سلطانی

که تو را حینی که بر می‌خیزی می‌بیند

- ترجمه راستین

آن خدایی که چون (از شوقش به نماز) برخیزی تو را می‌نگرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١٩ وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ

و جابجا شدن تو را در میان سجده کنندگان

- ترجمه سلطانی

و جابجا شدن تو را در میان سجده کنندگان

- ترجمه راستین

و به انتقال تو در اهل سجود (و به دوران تحوّلت از اصلاب شامخه به ارحام مطهره) آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٠ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

همانا او شنوا و دانا است

- ترجمه سلطانی

همانا او شنوا و دانا است

- ترجمه راستین

که او خدای شنوا و دانا (به گفتار و کردار خلق) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢١ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ

آیا شما را آگاه کنم [بر آنچه که ذکر شد] که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شود؟

- ترجمه سلطانی

آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شود؟

- ترجمه راستین

(بگو به کافران که) آیا می‌خواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسان نازل می‌شوند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٢ تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ

بر هر بسیار دروغبند گناهکاری نازل می‌شود

- ترجمه سلطانی

بر هر بسیار دروغبند گناهکاری نازل می‌شود

- ترجمه راستین

شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگوی بدکار نازل می‌شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٣ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ

[شیاطین] گوش فرا می‌دهند و [لکن] بیشتر آنان دروغگو هستند {زیرا مسموعات آنها و اگرچه حقّ باشد لکن آن وقتی که به آنها می‌رسد و داخل گوش‌هایشان می‌شود از وجههٔ حقّانی خود بر می‌گردد و باطل می‌گردد زیرا وجود آنها مانند آینهٔ معوّج (کژتاب) است که صور در آن دیده نمی‌شود}

- ترجمه سلطانی

گوش فرا می‌دهند و (لکن) بیشتر آنان دروغگو هستند

- ترجمه راستین

گوش فرا می‌دهند (تا حرف مؤمنان و قوای قدسی را ربوده و به اتباع خود برسانند) و اکثرشان دروغ می‌گویند (و اندک راست آنها هم برای شبهه کاری و فساد و فتنه انگیزی است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٤ وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ

و از شاعران [که اباطیل و اکاذیب را با تمویهات (آراستن) و تزئیناتی به صورت حقّ ظهور می‌دهند]، گمراهان از آنها پیروی می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و از شاعران، گمراهان از آنها پیروی می‌کنند

- ترجمه راستین

و شاعران (یاوه سرای کفار مانند عالمان بی‌عمل و مدعیان باطل) را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٥ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ

آیا نمی‌بینی که آنان [یعنی شعراء که کذب و اباطیل می‌آوردند و پیامبر (ص) را هجو می‌نمودند و جمعی از غاویان (گمراهان) نزد آنان جمع می‌شدند، و همچنین قصّاص (قصّه‌پردازها) که در اسواق (بازارها) و محافل حکایات و اسماری (افسانه‌هایی) نقل می‌کردند که نه اصل داشتند و نه حقیقت، وعّاظ که وعظ می‌کنند و به وعظ عمل نمی‌کنند، و فقهاء و قضات که فتوا می‌دهند و بدون اذن و اجازه از خداوند یا از خلفای او بین مردم قضاوت می‌کنند] در هر وادی [از بیابان‌های نفس و خیال] سرگشته‌اند؟

- ترجمه سلطانی

آیا نمی‌بینی که آنان در هر وادی (بیابان نفس و خیال) سرگشته‌اند؟

- ترجمه راستین

آیا ننگری که آنها خود به هر وادی حیرت سرگشته‌اند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٦ وَأَنَّهُمْ يَقُـولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ

و اینکه آنان آنچه که [خود] انجام نمی‌دهند را می‌گویند {زیرا شعراء دربارهٔ جمیع آنچه که می‌گویند اغراق می‌کنند و قصّاص و وعّاظ شأن آنها و شغلشان تزئین کلام و تجدید نشاط برای استماع حکایات جدید و افسانه‌های ناشنیده است، کذب باشد یا غیر کذب، عامل باشند یا غیر عامل، و فقهای عامّه شغلشان فتوا دادن بدون عمل است}

- ترجمه سلطانی

و اینکه آنان آنچه که (خود) انجام نمی‌دهند را می‌گویند

- ترجمه راستین

و آنها بسیار سخنان می‌گویند که یکی را عمل نمی‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢٧ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ

مگر کسانی که [با بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آوردند و [بنابر شروط و کیفیّت مأخوذه] اعمال صالح کردند {زیرا شاعر از آنها آنچه را که در آن رضای خداوند نباشد نمی‌گوید و ناقل و واعظ ایضاً این‌چنین هستند و آنچه را که می‌گوید اوّلاً عمل می‌کند سپس ثانیاً می‌گوید، و فقیه از آنها بدون اذن و اجازه سخن نمی‌گوید، و بعد اجازه است که باطلش صحیح و کذبش صدق و ظنّ او یقین می‌گردد} و خداوند را [در شعرشان و قصّه‌هایشان و مواعظشان و مسائل فقهیّشان] بسیار یاد کردند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند [و از کسی که آن را به آنها انجام می‌دهد انتقام گرفتند] و کسانی [از شعراء] که [در مقامی] ستم کرده‌اند [به اینکه بگویند و انجام ندهند، و ظاهرشان به خلاف باطنشان باشد] بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز می‌گردند.

- ترجمه سلطانی

مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و اعمال صالح کرده‌اند و خداوند را بسیار یاد کرده‌اند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند و کسانی که ستم کرده‌اند بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز می‌گردند.

- ترجمه راستین

مگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از (هجو و) ستمی که در حق آنها (و سایر مؤمنان) شده (به نظم سخن و طبع شعر) به انتقام و دفاع برخاستند (و به شمشیر زبان با دشمنان دین جهاد کردند، آنان را مؤمنان پیروی خواهند کرد) و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای