سورهٔ شعراء
شعراء، طسم، جامعه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
مگر تو (ای محمّد) میخواهی خودت را از غصّه هلاک کنی از اینکه آنها [به الله یا به رسالت تو یا به ولایت علی (ع)] مؤمن نمیشوند [و شایسته نیست که برای آن غم بخوری زیرا آن از ارادۀ ما و مشیّت ما خارج نیست برای اینکه ما]
- ترجمه سلطانیمگر تو میخواهی خودت را از غصّه هلاک کنی از اینکه آنها مؤمن نمیشوند
- ترجمه راستین(ای رسول ما) تو چنان در اندیشه هدایت خلقی که خواهی جان عزیزت را از غم اینکه ایمان نمیآورند هلاک سازی!
- ترجمه الهی قمشهای٤ إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ
اگر [ایمان ایشان را] بخواهیم نشانهای [از آیات غیبی خود] را از آسمان بر آنان نازل میکنیم [تا آنکه این آیه آنها را مسخّر نماید و آنان را بر ایمان مذکور مجبور نماید] که گردنهایشان بر آن خاضع شود
- ترجمه سلطانیاگر بخواهیم نشانهای را از آسمان بر آنان نازل میکنیم که گردنهایشان بر آن خاضع شود
- ترجمه راستینما اگر بخواهیم از آسمان آیت قهری نازل گردانیم که همه به جبر گردن زیر بار (ایمان به) آن فرود آرند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ
و (حال آنکه) ذکری نو [که بواسطهٔ جدید بودن آن مقتضی اقبال به آن است] از رحمان نزد آنها نمیآید مگر آنکه از آن روگردان میباشند
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) ذکری نو از رحمان نزد آنها نمیآید مگر آنکه از آن روگردان میباشند
- ترجمه راستینو (وای بر اینان که) هیچ آیت و ذکر تازهای از خدای رحمان بر آنها نیاید جز آنکه از آن اعراض میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٦ فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
پس البتّه تکذیب کردند پس بزودی اخبار آنچه [یعنی قول یا فعلی] که بدان استهزاء میکردند به آنها خواهد رسید
- ترجمه سلطانیپس البتّه تکذیب کردند پس بزودی اخبار آنچه که بدان استهزاء میکردند به آنها خواهد رسید
- ترجمه راستینهمانا این کافران آیات خدا را تکذیب کردند و به زودی خبر آنچه بدان استهزاء میکنند به آنان خواهد رسید.
- ترجمه الهی قمشهای٧ أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
آیا [این منکران رسالت یا ولایت] به زمین [عالم صغیر و عالم کبیر] ننگریستهاند که در آن کریمانه از هر زوجی (گونهای، جنسی) [از معدن و گیاه و حیوان و انسان] چه بسیار رویانیدهایم
- ترجمه سلطانیآیا به زمین ننگریستهاند که در آن کریمانه از هر زوجی (گونهای، جنسی) چه بسیار رویانیدهایم
- ترجمه راستینآیا در زمین به دیده عبرت نظر نکردند که ما چه انواع گوناگون از نباتات پر سود از آن برویانیدیم؟
- ترجمه الهی قمشهای٨ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای هست [دالّ بر عدم اهمال ما به انسان که همان زمین و آسمان بدون اخراج فعلیّات است که در او بالقوّه میباشد برای اینکه ما آنها را در اسباب طبیعی برای اخراج موالید که بالقوّه در زمین میباشند مهیّا کردهایم و این اسباب مانند کواکب علوی و افلاک متحرّکه و حرکات دَوری آنها و انضباط حرکات آنها که تولید (ولد آوری) هر چه که بالقوّه در زمین هست به آنها منوط میشود و تسهیل زمین برای آن است و گرمای تابستان و سرمای زمستان و اختلاف (رفت و آمد) شبها و روزها و تهییج ابرها و بارش بارانها در وقت و به قدری که از آن نفع برده شود، پس انسان را بدون تهیّهٔ اسباب انبات (رویش) آنچه که در او بالقوّه است مهمل (سر خود) نگذاشیم، و از جملهٔ اسباب او ارسال رسل و انزال کتب و نصب اوصیاء و خلفاء برای آنها است] و (لکن) بیشتر آنان [به خداوند ایمان نمیآوردند یا به رسالت تو یا به ولایت علی (ع)] مؤمن نمیباشند [یعنی مذعن (اذعان کننده) به اینکه انبات از ما است]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نمیباشند
- ترجمه راستینهمانا در این کار آیتی (از لطف و رحمت و علم و قدرت خدا بر هوشمندان) آشکار است و باز اکثر اینان ایمان نمیآورند.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
و همانا پروردگار تو البتّه او چیره (غالب) و مهربان است [و با رحمت خود به آنان مهلت میدهد تا شاید توبه نمایند]
- ترجمه سلطانیو همانا پروردگار تو البتّه او چیره و مهربان است
- ترجمه راستینو همانا پروردگار تو بسیار مقتدر و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِـمِينَ
و [به یاد آور] آنوقت که پروردگارت به موسی نداء داد که نزد آن قوم ستمکار برو!
- ترجمه سلطانیو (به یاد آور) آنوقت که پروردگارت به موسی نداء داد که نزد آن قوم ستمکار برو!
- ترجمه راستینو (یاد آر) هنگامی که خدایت به موسی ندا کرد که اینک به سوی قوم ستمکار روی آور.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ
و سینهام [از معاشرت با آنها و تحمّل متاعب معاشرت با کسانی که بر سنخ من نمیباشند] تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس [برای رسالت] به سوی هارون بفرست
- ترجمه سلطانیو سینهام تنگ میشود و زبانم گویا نیست پس به سوی هارون بفرست
- ترجمه راستینو (از کفر آنها) دلتنگ شوم و عقده زبانم (به هدایت آنان) باز نگردد، پس به سوی هارون (برادرم) فرست (تا با من به رسالت روانه شود).
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ
و [موسی (ع) بعد از آنکه استعفاء نمود و هارون را برای رسالت معیّن کرد گفت:] برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و میترسم که مرا بکشند
- ترجمه سلطانیو برای آنان بر من گناهی (جرمی) هست، و میترسم که مرا بکشند
- ترجمه راستینو بر من از این قوم (قبطی) گناهی است که میترسم به قتلم رسانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ
[او تعالی] گفت: چنین نیست و [شما دو تا (موسی و هارون)] آیات [نهگانهٔ] ما را [یا احکام و شرایع ما را] ببرید [و نترسید] که ما [همراه] با شما شنوا هستیم
- ترجمه سلطانیگفت: چنین نیست و (شما دو تا) (موسی و هارون) آیات ما را ببرید همانا ما (همراه) با شما شنوا هستیم
- ترجمه راستینخدا به موسی فرمود: هرگز (مترس که شما را نمیکشند) ، پس با برادرت هارون بدین معجزات و آیات ما به سوی آنان بروید که ما همه جا با شما هستیم و گفتار شما را میشنویم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُـولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و [هر دو] نزد فرعون بروید و بگویید: که ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم
- ترجمه سلطانیو (هر دو) نزد فرعون بروید و بگویید: همانا ما فرستادهٔ پروردگار جهانیان هستیم
- ترجمه راستینهر دو به اتفاق به جانب فرعون روید و بگویید که ما رسول پروردگار جهانیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ
به اینکه بنی اسرائیل را [یعنی کسانی را که به امر تو محبوس میباشند، و کسانی که آنها را به استعباد (بردگی کشیدن) کشیدهای] با ما بفرست
- ترجمه سلطانیبه اینکه بنی اسرائیل را با ما بفرست
- ترجمه راستینبا این پیام که طایفه بنی اسرائیل را با ما (از مصر به فلسطین) بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
[فرعون] گفت: آیا تو را [یعنی موسی را] از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟ [و با عالم یا حکیمی اختلافی (رفت و آمدی) نداشتی و به مجاهدات و عبادات و ریاضات، ریاضت نکشیدی پس چگونه رسول از خدایی گشتی که احدی او را نمیبیند؟! و عالِمی او را نمیشناسد؟! و مادامی که در ما بودی از جهتی سفّاک بودی و نفس محترمی را کشتی]
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آیا تو (موسی) را از کودکی در میان خود پرورش ندادیم؟ و سالهایی از عمرت را در میان ما درنگ نکردی؟
- ترجمه راستینفرعون گفت: تو نه آن کودکی که ما پروردیم و سالها عمرت در نزد ما گذشت؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ
و کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان [به نعمت من] هستی
- ترجمه سلطانیو کردی آن کار خود را که کردی و تو از ناسپاسان هستی
- ترجمه راستینو آن فعل زشت (قتل نفس) از تو سر زد و (به خدایی ما) کافر بودی؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
[موسی] گفت: آن را آنوقت کردم و [در آن حال] من از گمراهان بودم [یعنی راهم را که سلوک بر آن را میخواستم گم کرده بودم]
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: آن را آنوقت کردم و (در آن حال) من از گمراهان بودم
- ترجمه راستینموسی گفت: آری من چنین فعلی را مرتکب شدم (ولی نه بر عمد بلکه) در آن هنگام من (برای نجات سبطیان از ظلم قبطیان) به وادی حیرت سرگردان و از گمشدگان (دیار شما) بودم (و کاری به قصد نجات مظلومی کردم به قتل خطایی منتهی شد).
- ترجمه الهی قمشهای٢١ فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَـمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
و [به سبب گمراهیم از طریق مدارات (مدارا کردن) و قتل من قبطی را] از شما گریختم چون از شما ترسیدم پس پروردگارم [بدون کسب کردن من و معانات (رنج کشیدن) در طلب آن] به من حکمت عطاء کرد و [به محض فضل خود بدون عملی از من در آن] مرا از فرستادگان قرار داد
- ترجمه سلطانیو از شما گریختم چون از شما ترسیدم پس پروردگارم به من حکمت عطاء کرد و مرا از فرستادگان قرار داد
- ترجمه راستینو آن گاه از ترس شما گریختم تا آنکه خدای من مرا علم و حکمت عطا فرمود و از پیغمبران خود قرار داد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ
و [آیا] این نعمتی است که آن را بر من منّت مینهی که بنی اسرائیل را به بردگی کشاندهای؟
- ترجمه سلطانیو (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت مینهی که بنی اسرائیل را به بردگی کشاندهای؟
- ترجمه راستینو (بازگو) این که طایفه بنی اسرائیل را بنده خود کردهای این هم نعمتی است که منّت آن بر من مینهی؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَـمِينَ
فرعون [برای مجادله با او تا او را از بیان قولش و ادّعایش عاجز کند با سؤال کردن از اجزای ادّعای او] گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟
- ترجمه سلطانیفرعون گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟
- ترجمه راستینباز فرعون به موسی گفت: ربّ العالمین چیست؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ
[موسی] گفت: پروردگار آسمانها و زمین و مابین آن دو است اگر یقین آورنده [یعنی از اهل ایقان] میباشید
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: پروردگار آسمانها و زمین و مابین آن دو است اگر یقین آورنده میباشید
- ترجمه راستینموسی جواب داد: خدای آسمانها و زمین است و آنچه ما بین آنهاست، اگر به یقین باور دارید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ قَالَ لِـمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ
[فرعون به جهت تزییف (تحقیر، تصغیر، سبک نمایاندن) رأی موسی (ع) و به جهت تسفیه (سفیه دانستن) عقل او] به کسانی که در اطراف او بودند گفت: آیا [قول او را] نمیشنوید؟ [که طریق محاجّه (حجّت آوردن) را نمیداند و (در حالی که) دعوی بزرگی را ادّعاء مینماید و تفوّق و ریاست بر اهل عالم را میخواهد]
- ترجمه سلطانی(فرعون) به کسانی که در اطراف او بودند گفت: آیا نمیشنوید؟
- ترجمه راستینفرعون روی به درباریانش کرد و گفت: آیا نمیشنوید (که این مرد چه دعوی بیدلیل میکند).
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ
[فرعون] گفت: همانا رسول شما که به سوی شما فرستاده شده حتماً دیوانه است
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: همانا رسول شما که به سوی شما فرستاده شده حتماً دیوانه است
- ترجمه راستینباز فرعون گفت: این رسولی که به سوی شما به رسالت فرستاده شده سخت دیوانه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ
[موسی] گفت: پروردگار مشرق و مغرب و مابین آن دو است اگر تعقّل میکردید
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: پروردگار مشرق و مغرب و مابین آن دو است اگر تعقّل میکردید
- ترجمه راستینباز موسی گفت: همان آفریننده مشرق و مغرب (و روز و شب) است و هر چه بین اینها موجود است، اگر شما (در قدرت حق) تعقل کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
[فرعون به جهت تهدید او] گفت: البتّه اگر خدایی غیر از من برگزینی، حتماً تو را از [جملهٔ] زندانیان قرار میدهم
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: البتّه اگر خدایی غیر از من برگزینی، حتماً تو را از (جملهٔ) زندانیان قرار میدهم
- ترجمه راستینباز فرعون گفت: اگر غیر من خدایی را بپرستی البته تو را به زندان خواهم کشید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ
[موسی] گفت: حتّی اگر چیزی واضح [دالّ بر صدق ادّعایم] نزد تو بیاورم؟
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: حتّی اگر چیزی واضح (دال بر صدق ادّعایم) نزد تو بیاورم؟
- ترجمه راستینموسی باز پاسخ داد: اگر هم حجت و معجزی (بر صدق دعوی خود) بر تو آورده باشم (بازم به زندان کشی).
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ
پس [موسی] عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن اژدهایی آشکار [شد]
- ترجمه سلطانیپس (موسی) عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن اژدهایی آشکار (شد)
- ترجمه راستیندر آن موقع موسی عصای خود بیفکند که ناگاه اژدهایی عظیم پدیدار گشت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ
و دستش را در آورد و آنوقت [ناگهان] آن برای ناظران سپید [شد]
- ترجمه سلطانیو دستش را در آورد و آنوقت (ناگهان) آن برای ناظران سپید (شد)
- ترجمه راستینو نیز دست خود (از گریبان) بیرون آورد که ناگاه سپید و رخشان به چشم بینندگان آشکار گردید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ
[فرعون] به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است
- ترجمه سلطانی(فرعون) به سران (صاحب منصبان) پیرامون خود گفت: که این البتّه جادوگر و دانا است
- ترجمه راستینفرعون رو به درباریانش کرد و گفت: این مرد ساحری بسیار ماهر و داناست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ
که میخواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر میکنید [به جهت استمالت (نرمی کردن، دلجویی کردن) قلوب آنها، با آنها دربارهٔ امر او مشورت کرد]
- ترجمه سلطانیکه میخواهد با جادویش شما را از سرزمینتان اخراج کند پس چه امر میکنید
- ترجمه راستینکه میخواهد بدین سحر و شعبدهها شما (مردم مصر) را از کشور خود آواره کند، حال شما چه میفرمایید؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ
[سران] گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه سلطانی(سران) گفتند: او و برادرش را منتظر بدار (مهلت بده) و گرد آورندگانی را به شهرها بفرست
- ترجمه راستینآنها به فرعون گفتند: او و برادرش را زمانی باز دار و افرادی را برای جمع کردن مردم در شهرها بفرست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ
تا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم
- ترجمه سلطانیتا اگر جادوگران، آنها غالب شدند شاید ما از آنان پیروی کنیم
- ترجمه راستینباشد که ما هم اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروی کنیم.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ
و چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی [در خور] خواهیم داشت؟
- ترجمه سلطانیو چون جادوگران آمدند به فرعون گفتند: آیا اگر ما غالب شویم پاداشی (در خور) خواهیم داشت؟
- ترجمه راستینو چون ساحران حضور فرعون آمدند با وی گفتند: آیا اگر (بر موسی) غالب آییم اجری خواهیم داشت؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّـمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
[فرعون] گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آری و همانا شما آنوقت البتّه از نزدیکان خواهید بود
- ترجمه راستینفرعون گفت: آری البته علاوه بر اجر خدمت از مقربان (درگاهم) نیز خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ
موسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید
- ترجمه سلطانیموسی به آنان گفت: آنچه که شما اندازندهٔ آن هستید را بیندازید
- ترجمه راستین(چون ساحران به معارضه حاضر شدند) موسی به آنها گفت: اینک شما بساط سحر خود هر چه میخواهید به کار اندازید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ
پس [جادوگران] ریسمانهایشان و چوبدستیهایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم
- ترجمه سلطانیپس (جادوگران) ریسمانهایشان و چوبدستیهایشان را انداختند و گفتند: به عزّت فرعون همانا ما حتماً غالب هستیم
- ترجمه راستینساحران هم رسن و طنابها و چوبهای سحر خود را بیفکندند و به عزت فرعون قسم یاد کردند که (بر موسی) البته غالب خواهیم شد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ
پس موسی عصایش را انداخت و آنوقت [ناگهان] آن آنچه که دروغ میبستند را بلعید
- ترجمه سلطانیپس موسی عصایش را انداخت و آنوقت (ناگهان) آن آنچه که دروغ میبستند را بلعید
- ترجمه راستیندر آن حال موسی عصای خود را بیفکند که ناگاه (اژدهایی عظیم شد و) همه وسایل سحر انگیزی ساحران را به کام فرو میبرد.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ
[فرعون] گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از [جهت] خلاف میبُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد
- ترجمه سلطانی(فرعون) گفت: آیا قبل از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ همانا او حتماً بزرگ شما است که جادوگری را به شما تعلیم داده، پس البتّه خواهید دانست، دستانتان و پاهایتان را از (جهت) خلاف میبُرَم و حتماً جمیع شما را به دار خواهم زد
- ترجمه راستینفرعون به ساحران گفت: چرا بیاجازه من ایمان به موسی آوردید؟همانا معلوم است که این استاد بزرگ شماست که شما را ساحری آموخته!پس به زودی کیفر خود را خواهید دید، دست و پای شما را به اختلاف (دو طرف چپ و راست) قطع میکنم آن گاه همه را به دار میکشم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ
[جادوگران] گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کنندهایم
- ترجمه سلطانی(جادوگران) گفتند: ضرری نیست زیرا که ما به پروردگارمان برگشت کنندهایم
- ترجمه راستینساحران گفتند: (از این دار و قتل به ما) هیچ زیانی نخواهد رسید چون (بعد از مرگ) به سوی خدای خود باز میگردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ
همانا ما طمع داریم که پروردگار ما خطاهای ما را بر ما بیامرزد، که ما نخستین ایمان آورندگان باشیم
- ترجمه سلطانیهمانا ما طمع داریم که پروردگار ما خطاهای ما را بر ما بیامرزد، که ما نخستین ایمان آورندگان باشیم
- ترجمه راستینما از خدا امید آن داریم که به لطف خویش از گناهان ما درگذرد چون اول ما به او ایمان آوردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ
و [بعد آنکه مدّت مدیدی را در میان آنها سپری کرد] به موسی وحی کردیم که بندگان مرا [از فرعون طلب کن و آنها را] شبانه حرکت بده (بِبَر) [و از مصر خارج کن] زیرا که شما [توسط فرعون و قومش] تعقیب شوندهاید [یعنی شما را تعقیب میکنند]
- ترجمه سلطانیو به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه حرکت بده (بِبَر) زیرا که شما تعقیب شوندهاید
- ترجمه راستینو ما به موسی وحی کردیم که بندگان مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون بر که شما را (فرعونیان) تعقیب خواهند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ
و همانا ما (فرعون) بر جمیع [امور] محتاط (مراقب) هستیم [یعنی همانا البتّه ما جماعتی هستیم که از عادات ما حزم (دوراندیشی) و حذر (احتیاط) در امور و مراعات عاقبت کار است یا معنی میدهد: همانا ما جماعتی هستیم که از عادات ما حذر از دشمنان و آمادگی در برابر آنها به ماامکن (آنچه که ممکن است) قوّت و سلاح است]
- ترجمه سلطانیو همانا ما (فرعون) بر جمیع (امور) محتاط (مراقب) هستیم
- ترجمه راستینو ما لشکری همه نیرومند و مسلح به اسلحه کاملیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ
پس آنان را اخراج کردیم از باغها[ی خوشایند] و چشمهها[ی پُر آب]
- ترجمه سلطانیپس آنان را اخراج کردیم از باغها (ی خوشایند) و چشمهها (ی پُر آب)
- ترجمه راستینپس (با وجود این همه دعویها) ما آنها را از باغهای مصفّا با نهرهای آب روان بیرون کردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ
و اینچنین [آنان را از ضیاعشان (مِلکشان) و عقارشان (مزرعشان) و جمیع اموالشان مثل این اخراج عجیب اخراج کردیم که با رغبت خود امیدوار به برگشت به آن، خارج شدند و] بنی اسرائیل را وارث آنها کردیم
- ترجمه سلطانیو اینچنین بنی اسرائیل را وارث آنها کردیم
- ترجمه راستینآری این چنین کردیم و (قوم ضعیف) بنی اسرائیل را وارث آن شهر و دیارها و ثروت و مقامها گردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ
پس چون دو جمع همدیگر را دیدند (نزدیک شدند) یاران موسی [با هراس از فرعون] گفتند: همانا حتماً به [ابدان] ما دست خواهند یافت
- ترجمه سلطانیپس چون دو جمع همدیگر را دیدند یاران موسی گفتند: همانا حتماً به ما دست خواهند یافت
- ترجمه راستینچون دو لشکر روبرو شدند اصحاب موسی گفتند: اینک به دست فرعونیان خواهیم افتاد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ
[موسی به جهت ردع (جلوگیری) از اضطراب آنها] گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم [با نصرت (یاری) کردن و حفظ کردن] با من است [پس به نزدیک شدن فرعون و لشکریانش اعتناء نکنید] بزودی مرا [به طریق خلاصی یافتن از آنها] راهنمایی خواهد کرد
- ترجمه سلطانی(موسی) گفت: چنین نیست زیرا پروردگارم با من است بزودی مرا (به طریق خلاصی یافتن از آنها) راهنمایی خواهد کرد
- ترجمه راستینموسی گفت: هرگز چنین نیست، که خدا با من است و مرا به یقین راهنمایی خواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
[و چون به دریا رسیدند متحیّر توقّف کردند] پس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن [پس به دریا زد و] آنگاه [دریا به دوازده طریق مانند کوهی مشبّک بین هر طریق و طریق آب] شکافته (منشقّ) شد و هر پارهای [یعنی هر قطعهای از دریا که با آن بین هر دو طریق جدا میشد] همچون کوهی بزرگ بود
- ترجمه سلطانیپس به موسی وحی کردیم که با عصایت به دریا (رود نیل) بزن آنگاه شکافته شد و هر پارهای همچون کوهی بزرگ بود
- ترجمه راستینپس ما به موسی وحی کردیم که عصای خود را به دریا (ی نیل) زن، چون زد دریا شکافت و آب هر قطعه دریا مانند کوهی بزرگ بر روی هم قرار گرفت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ
و موسی و همراهان او [را داخل دریا کردیم و] همگی را نجات دادیم [به اینکه آنان را از دریا سالم خارج کردیم]
- ترجمه سلطانیو موسی و همراهان او همگی را نجات دادیم
- ترجمه راستینو موسی و کلیه همراهانش را به ساحل سلامت رسانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای [دلالت کننده برای قوم تو بر مُبدء و علم او و قدرتش] هست و [لکن] بیشتر آنان [به موسی (ع) و خدای او] مؤمن نبودند [پس تو برای عدم ایمان قومت به خداوند یا به خود، اندوه مخور]
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و (لکن) بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک فرعونیان آیت بزرگی (برای عبرت و موعظه مردم) بود لیکن اکثر خلق ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ
و خبر ابراهیم را بر آنان [یعنی بر قوم مُشرکت] بخوان [تا آنکه قبح اشراک را بدانند و بدانند که ابراهیم (ع) مشرک نبود و او را به اشراک نسبت ندهند و اشراک خود را به او نسبت ندهند و با اشراک خود ولایت (سرپرستی) بیت را با انتساب خود به ابراهیم (ع) مدّعی نشوند]
- ترجمه سلطانیو خبر ابراهیم را بر آنان بخوان
- ترجمه راستینو (ای رسول) حکایت ابراهیم را بر امت بیان کن.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ
آنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی میپرستید؟
- ترجمه سلطانیآنگاه که به پدرش و قومش گفت: شما چی میپرستید؟
- ترجمه راستینهنگامی که با پدر (یعنی عمو، زیرا پدران پیغمبران همه موحّدند) و با قومش گفت: شما چه معبودی را میپرستید؟
- ترجمه الهی قمشهای٧١ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ
گفتند: اصنامی را میپرستیم و در سایهٔ آنها [یعنی عبادت آنها] مشغول هستیم
- ترجمه سلطانیگفتند: اصنامی را میپرستیم و در سایهٔ (بندگی) آنها مشغول هستیم
- ترجمه راستینجواب دادند که ما بتهایی را میپرستیم و ثابت بر پرستش آنها بوده و هستیم.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
[ابراهیم] گفت: آیا وقتی که آنها را میخوانید [یا چیزی از آنها میخواهید گفتار] شما را میشنوند
- ترجمه سلطانی(ابراهیم) گفت: آیا وقتی که آنها را میخوانید (یا چیزی از آنها میخواهید) (گفتار) شما را میشنوند
- ترجمه راستینابراهیم گفت: آیا هر گاه این بتهای جماد را بخوانید سخن شما را میشنوند؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
یا [با عبادت کردن آنها] سودی به شما میرسانند؟ یا [با ترک عبادت کردنشان] زیان میرسانند [و در این احتجاج دلیل هست بر اینکه کسی که دینی اخذ کرد و لابدّ است که آن را از روی حجّت و برهان یا شهود و عیان گرفته باشد و اخذ از روی تقلید مثل کورها جایز نیست، و چون حجّت و برهان نداشتند با توسّل به تقلید روی آوردند و]
- ترجمه سلطانییا سودی به شما میرسانند؟ یا زیان میرسانند
- ترجمه راستینیا به حال شما هیچ سود و زیانی توانند داشت؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ
گفتند: [آنچنان که تو گفتی نیست] بلکه پدرانمان را یافتیم که اینگونه انجام میدادند
- ترجمه سلطانیگفتند: بلکه پدرانمان را یافتیم که اینگونه انجام میدادند
- ترجمه راستینگفتند: (نه) بلکه ما پدران خود را بر پرستش این بتان یافتهایم (و هر چند جماد بیاثری باشند میپرستیم).
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
[ابراهیم] گفت: آیا پس به آنچه که میپرستیدهاید تأمّل کردهاید؟!
- ترجمه سلطانی(ابراهیم) گفت: آیا پس به آنچه که میپرستیدهاید تأمّل کردهاید؟!
- ترجمه راستینابراهیم باز به آنها گفت: آیا میدانید که این بتهایی که شما مردم اینک میپرستید،
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ
و همان کسی که به من طعام میدهد و مرا سیرابم میسازد [امّا با تهیّۀ اسباب مطعوم (خوردنی) و مشروب (آشامیدنی) یا با الهام کردن طریق تحصیل آن دو، یا با تسهیل اِبْتِلاع (بلعیدن) و شُرْب (نوشیدن)]
- ترجمه سلطانیو همان کسی که به من طعام میدهد و مرا سیرابم میسازد
- ترجمه راستینو همان خدایی که مرا غذا میدهد و سیراب میگرداند.
- ترجمه الهی قمشهای٨١ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ
و کسی است که مرا [بعد انقضاء اجل من] میمیراند سپس [با نفخهٔ احیا] زندهام میسازد [یا کسی است که مرا مستمرّاً میمیراند، سپس بعد هر مرگی مرا زنده میکند]
- ترجمه سلطانیو کسی است که مرا میمیراند سپس زندهام میسازد
- ترجمه راستینو همان خدایی که مرا (از حیات چند روزه دنیا) میمیراند و سپس (به حیات ابدی آخرت) زنده میگرداند.
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ
و کسی است که طمع دارم که در روز دین (روز جزاء) خطای مرا بر من بیامرزد
- ترجمه سلطانیو کسی است که طمع دارم که در روز دین (جزاء) خطای مرا بر من بیامرزد
- ترجمه راستینو همان خدایی که چشم امید دارم که روز جزا گناهم را بیامرزد.
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِـحِينَ
پروردگارا به من حکم (قضاء، رأی نافذ، حکومت، حکمت) عطاء کن {مقصود، رسالت کامله یا حکم باطنی است که آن از آثار ولایت است} و مرا [با تمکّن در صلاح مطلق] به صالحان [به کسانی که به صلاح مطلق، صالح بودهاند] ملحق کن
- ترجمه سلطانیپروردگارا به من حکم (قضاء، رأی نافذ، حکومت، حکمت) عطاء کن و مرا به صالحان ملحق کن
- ترجمه راستینبارالها، مرا حکمی ببخش (بر این مشرکان فرمانروایی ده) و به (رسل و) بندگان صالح خود ملحق ساز.
- ترجمه الهی قمشهای٨٦ وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ
و بر پدرم بیامرز [تا آنکه او را به راه قویم (بسیار استوار) هدایت نمایی] همانا او از گمراهان [از طریق] میباشد
- ترجمه سلطانیو بر پدرم بیامرز همانا او از گمراهان میباشد
- ترجمه راستینو از پدرم (یعنی عمویم) درگذر، که وی سخت از گمراهان است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٨ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ
در روزی که مال و نه فرزندان نفع نمیرسانند [زیرا نَسَب اعتباری که برای انسان میباشد در آنروز برای انقطاع جسم و اعتبارات آن، قطع میگردد]
- ترجمه سلطانیدر روزی که مال و نه فرزندان نفع نمیرسانند
- ترجمه راستینآن روزی که مال و فرزندان (هیچ به حال انسان) سود نبخشند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٢ وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ
و به آنها گفته میشود کجا هستند آنهایی را که [بدون اذن خداوند] بندگی میکردید؟
- ترجمه سلطانیو به آنها گفته میشود کجا هستند آنهایی را که بندگی میکردید؟
- ترجمه راستینو به کافران گفته شود: بتهایی که پرستش میکردید به کجا شدند؟
- ترجمه الهی قمشهای٩٣ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ
به جای خداوند آیا [با دفع عذاب از شما یا انجاء (نجات دادن) شما از عذاب دهندگانتان] شما را یاری میدهند یا [میتوانند] به خود یاری کنند؟
- ترجمه سلطانیبه جای خداوند آیا شما را یاری میدهند یا (میتوانند) به خود یاری کنند؟
- ترجمه راستینآن بتهایی که به جای خدا پرستش میکردید آیا میتوانند به شما اینک یاری کرده یا از جانب خود دفاع کنند؟
- ترجمه الهی قمشهای٩٤ فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ
پس آنها [یعنی خدایان بر سرهایشان یا بر وجوهشان] و گمراهان در آن (جحیم) سرنگون [اسقاط (سقوط داده شده، افکنده)] میشوند
- ترجمه سلطانیپس ایشان (آن معبودان) و گمراهان در آن سرنگون (افکنده) میشوند
- ترجمه راستیندر آن حال کافران و معبودان باطلشان هم به رو در آتش دوزخ افتند.
- ترجمه الهی قمشهای٩٩ وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ
و جز مجرمان [یعنی گذشتگانی که ما به آنان اقتداء کردیم، یا کسانی امثال خود که به آنها مغرور (فریفته) شدیم، یا خدایانی که ما را فریفتند، یا شیاطین، کسی] ما را گمراه نکرد
- ترجمه سلطانیو جز مجرمان، (کسی) ما را گمراه نکرد
- ترجمه راستینو ما را گمراه نکردند جز قوم تبهکار.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٢ فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
پس ای کاش برای ما بازگشتی میبود پس البتّه از مؤمنان میشدیم
- ترجمه سلطانیپس ای کاش برای ما بازگشتی میبود پس البتّه از مؤمنان میشدیم
- ترجمه راستینای کاش که بار دیگر (به دنیا) باز میگشتیم تا (به خدای یگانه) ایمان میآوردیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٣ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن [چه که از قصّۀ ابراهیم (ع) و احتجاجات او قصّه کردیم، یا در گفتار مشرکین دربارهٔ خداوند یا دربارهٔ ولایت] البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن (داستان) البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این (ندامت گمراهان) آیت عبرتی (برای دیگران) بود و لیک اکثر مردم باز ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٧ إِنِّي لَكُمْ رَسُـولٌ أَمِينٌ
همانا من [از سوی خداوند] برای شما رسولی امین هستم [که به امانتداری در میان شما معروفم پس قول مرا قبول کنید و به من نسبت دروغ و خیانت ندهید]
- ترجمه سلطانیهمانا من (از سوی خداوند) برای شما رسولی امین هستم
- ترجمه راستینمن برای شما بسیار رسولی امین (و خیر خواهی مشفق) هستم.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٨ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ
پس [وقتی که من را به امانتداری میشناسید پس در مخالفت با من] از خداوند پروا کنید و [در آنچه که به شما میگویم] از من اطاعت کنید [و مرا تکذیب نکنید]
- ترجمه سلطانیپس از خداوند پروا کنید و از من اطاعت کنید
- ترجمه راستینپس از خدا بترسید و راه طاعت من پیش گیرید.
- ترجمه الهی قمشهای١٠٩ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و برای آن (تبلیغ) از شما درخواست مزدی نمیکنم [تا مرا به خاطر آن متّهم کنید و مرا تکذیب نمایید] که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو برای آن از شما درخواست مزدی نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من اجری از شما برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١١١ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ
گفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه سلطانیگفتند: آیا به تو ایمان بیاوریم و (حال آنکه) فرومایگان از تو پیروی میکنند
- ترجمه راستینقوم نوح (از کبر و خود پرستی) پاسخ دادند که ما چگونه به تو ایمان آوریم در صورتی که پیروانت معدودی مردم خوار و فرومایهاند؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٢ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
[نوح] گفت: [و چرا آنان را اراذل مینامید و حسن عمل آنها و نه قبح آن به دست من و با اطّلاع من نیست جز این بر من نباشد که آخذ (گیرنده) بیعت از آنها برای پروردگارم هستم] و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: و از آنچه که عمل میکردهاند اطلاعی ندارم
- ترجمه راستیننوح گفت: مرا چه کار که افعال و احوال پیروانم را بدانم (که از طبقه عالی یا دانیاند)؟
- ترجمه الهی قمشهای١١٣ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ
که حسابشان [در عملشان] جز بر پروردگارم نیست [و حساب آنان بر من نیست تا در عملشان مراقب آنان باشم] اگر [آن را] میفهمید
- ترجمه سلطانیکه حسابشان جز بر پروردگارم نیست اگر (آن را) میفهمید
- ترجمه راستیناگر شعور و معرفتی دارید بدانید که حساب کار آنها بر کسی جز خدای من نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١١٥ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ
که من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم [و شأن من طرد کردن احدی یا مراقبت از عملی نیست، جز این نیست که طرد کردن و مراقبت کردن بنابر شأن ولایت است]
- ترجمه سلطانیکه من جز بیم دهندهای روشنگر نیستم
- ترجمه راستینمن جز آنکه مردم را اندرز کنم و از خدا بترسانم وظیفهای ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١١٦ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ
[بعد آنکه دیدند که او از اتباع خود حمایت میکند و آنان را از اتّباع خود طرد نمیکند و چون از محاجّه کردن با او عاجز شدند او را به قتل به بدترین انواع آن تهدید کردند، همانطور که آن دیدن (رسم، رویه) هر غالب عاجز از محاجّه کردن است] گفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه سلطانیگفتند: ای نوح اگر دست برنداری البتّه قطعاً از سنگسار شدگان خواهی بود
- ترجمه راستینباز قوم نوح گفتند: ای نوح، اگر ترک این سخنان نگویی سخت سنگسار میشوی.
- ترجمه الهی قمشهای١١٧ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ
[نوح بعد آنکه به مدّت نهصد و پنجاه سال یا کمی کمتر از آن، با آنان مدارا کرد به عنوان سائل (درخواست کننده) از خداوند به عنوان شاکی بر او] گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه سلطانی(نوح) گفت: پروردگارا همانا قوم من مرا تکذیب کردهاند
- ترجمه راستیننوح گفت: پروردگارا، قوم من سخت مرا تکذیب کردند.
- ترجمه الهی قمشهای١١٨ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
پس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را [از آنان یا از عذاب مسؤل (سؤال شده) بر آنها] نجات بده {بین دعای او و وعدهٔ اجابت بر او، و غرق کردن آنان مدّت مدیدی بوده است}
- ترجمه سلطانیپس بین من و آنها با حکمی (قضاوتی) حکم کن و من و کسانی از مؤمنین که با من هستند را نجات بده
- ترجمه راستینپس بین من و آنها حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن، و من و مؤمنانی که با من همراهند از شر قوم نجات ده.
- ترجمه الهی قمشهای١١٩ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ
پس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده [از مردم و سایر جنبندگان] نجات دادیم
- ترجمه سلطانیپس او و همراهان او را در کشتیی پُر شده نجات دادیم
- ترجمه راستینما هم او را با همه آنان که در آن کشتی انبوه در آمدند به ساحل سلامت رساندیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢١ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این (نجات مؤمنان و هلاک کافران قوم نوح) آیت عبرتی است، و اکثرشان ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٧ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و از شما برای آن مزدی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو از شما برای آن مزدی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما اجری برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢٨ أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ
آیا بر هر [زمین] بلندی نشانهای (قصرهایی) بناء میکنید که بیهودگی کنید
- ترجمه سلطانیآیا بر هر (زمین) بلندی نشانهای (قصرهایی) بناء میکنید که بیهودگی کنید
- ترجمه راستینآیا بنا میکنید به هر سرزمین مرتفع عمارت و کاخ برای آنکه به بازی عالم سرگرم شوید (و از یاد خدا غافل مانید).
- ترجمه الهی قمشهای١٢٩ وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
و کوشکهایی (عمارتهای عالی در خارج شهر، قصرها، دژها) اتّخاذ میکنید [و لذا بنیان آنها را محکم میکنید] تا شاید که شما ماندگار شوید
- ترجمه سلطانیو کوشکهایی (عمارتهای عالی در خارج شهر) اتّخاذ میکنید تا شاید که شما ماندگار شوید
- ترجمه راستینو عمارتهای محکم بنا میکنید به امید آنکه در آن عمارات عمر ابد کنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٣٠ وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ
و وقتی که دست مییازید [همچون] زورگویان دست درازی میکنید [نه مانند مؤدّبان (آداب دانان)، یعنی آنکه شما بین افراط در قوّهٔ شهویّه و افراط در قوّهٔ غضبیّه را جمع کردهاید]
- ترجمه سلطانیو وقتی که دست مییازید (همچون) زورگویان دست درازی میکنید
- ترجمه راستینو چون (به ظلم و بیداد خلق) دست گشایید کمال قساوت و خشم کار بندید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٣٦ قَالُوا سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ
[در جواب او از جهت اظهار بر عدم اعتداد (به شمار آوردن) او] گفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی
- ترجمه سلطانیگفتند: برای ما یکسان است، چه موعظه کنی یا از واعظین نباشی
- ترجمه راستینگفتند: تو این همه وعظ و نصیحت کنی یا هیچ نکنی به حال ما یکسان است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٨ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و ما از عذاب شوندگان نیستیم [برای اینکه بعث و نه حساب و نه عِقاب نیست، یا برای اینکه ما بر آن حقّی هستیم که به آن مستحقّ ثوابیم نه عِقاب]
- ترجمه سلطانیو ما از عذاب شوندگان نیستیم
- ترجمه راستینو ما هرگز (پس از مرگ دیگر زنده نمیشویم و هرگز قیامت و ثواب و) عقابی نخواهیم داشت.
- ترجمه الهی قمشهای١٣٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
و او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن [مذکور از قصّۀ هود و قومش یا از هلاک قوم هود] البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیو او را تکذیب کردند پس آنان را هلاک کردیم همانا در آن البتّه علامتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینالغرض، رسول حق را تکذیب کردند و ما هم آنان را هلاک گردانیدیم، همانا در این (هلاک قوم عاد) آیت عبرتی است، و بیشتر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٢ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِـحٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه سلطانیآنوقت که برادرشان صالح به آنان گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه راستینهنگامی که مهربان برادرشان صالح به آنها گفت: آیا متّقی و خدا ترس نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤٥ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و اجرتی برای آن از شما درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو اجرتی برای آن از شما درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من اجری از شما برای رسالت نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٤٦ أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ
آیا [گمان کردهاید که] در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) میشوید!؟
- ترجمه سلطانیآیا (گمان کردهاید که) در آنچه که در اینجا ایمن هستید ترک (رها) میشوید!؟
- ترجمه راستینآیا (تصور میکنید که تا ابد) ایمن از مرگ در این ناز و نعمت دنیا خواهید ماند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٤٩ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ
و از کوهها، ماهرانه خانههایی میتراشید
- ترجمه سلطانیو از کوهها، ماهرانه خانههایی میتراشید
- ترجمه راستینو خیال میکنید دائم در این عماراتی که در کوهستان (و ییلاقات) با کمال دقت بنا کردهاید به آسایش تعیّش میکنید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٥٢ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ
کسانی که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمینمایند
- ترجمه سلطانیکسانی که در زمین فساد میکنند و اصلاح نمینمایند
- ترجمه راستینکه آن مردم در زمین همه گونه فساد میکنند و هیچ گونه به اصلاح (حال خلق) نمیپردازند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٤ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
تو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان میباشی نشانهای بیاور
- ترجمه سلطانیتو جز بشری مثل ما نیستی، پس اگر از راستگویان میباشی نشانهای بیاور
- ترجمه راستین(و گرنه) تو هم مثل ما بشری بیش نیستی، اگر راست میگویی معجزی بیاور.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٥ قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ
گفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید
- ترجمه سلطانیگفت: این ماده شتری است که آبشخوری دارد و شما روزی معیّن آبشخور دارید
- ترجمه راستینصالح گفت: این ناقه (معجزه من) است، آب نهر را روزی ناقه بنوشد و روزی شما بنوشید.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٦ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُـوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ
پس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا میگیرد
- ترجمه سلطانیپس به بدی آن را مسّ (لمس) مکنید که عذاب روزی عظیم شما را فرا میگیرد
- ترجمه راستینو هرگز سوء قصدی بر ناقه مکنید که به عذاب روزی بزرگ و سخت گرفتار خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٨ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
و عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیو عذاب آنان را در گرفت، همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینآن گاه عذاب موعود آنان را درگرفت (و هلاک گردیدند) . همانا در هلاک این قوم آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦١ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ
آنوقت که برادرشان [در معاشرت نه اخوّت قبیلهای یا دینی] لوط به آنها گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه سلطانیآنوقت که برادرشان لوط به آنها گفت: آیا پروا نمیکنید؟
- ترجمه راستینهنگامی که مهربان برادر آنها لوط به آنان گفت: آیا خدا ترس و پرهیزکار نمیشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای١٦٤ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و برای آن از شما اجرتی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو برای آن از شما اجرتی درخواست نمیکنم که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما اجری برای رسالت خود نمیخواهم و چشم پاداش جز به خدای عالم ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٦ وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ
و آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها میکنید بلکه شما [در جملهٔ امورتان] قومی تجاوزکار هستید {تکالیف اختیاریّهٔ نبویّه یا ولویّه مطابق بر تکالیف تکوینیّهٔ الهیّه است، و خداوند تعالی جنس حیوان را در اکثر انواع آن مکلّف به اجتماع کرد، به اینکه در آنها شهوات را نهاد و در آنها مذکّر و مؤنّث قرار داد و نفوس آن دو را به حیثی قرار داده که هر کدام به اقتضای شهوت وقاع که در آنها قرار داده از دیگری صبر نکنند، و مقصود از خلق شهوت جز بقای نوع نبوده زیرا اگر شهوت نمیبود وقاع بین سایر انواع حیوان نمیبود، و امّا انسان، و اگرچه به محض تکلیف اختیاری نبوی وقاع ممکن میشود لکن اندک است که آن واقع شود زیرا اکثر نفوس بر اوامر تکلیفیّ اعتداء نمیکنند و اگر اوامر تکوینی نبود به محض اوامر تکلیفیّ نبویّ مواقعه نمیکردند و در آن فناء نوع یا تقلیل آن میبود، و به قصد تناسل در نر و ماده آلت قضای شهوت قرار داد تعالی به حیثی که مادّهٔ انسان که همان نطفه است را در مقرّ مخصوص مستقرّ مینماید و مذکّر و مؤنّث را به نحوی دو عاشق بر فرزند و دو مربّی بر او مانند جزوی از آن دو قرار داد، و غیر انسان از حیوان چون شیطنت برای او نمیباشد در ثَقْبی (سوراخی، سنبیدنی) که برای آن نیست رغبت نمیکند که در آن وطی کند و با امر تکوینیّ مخالفت نمیکند و امر تکلیفی ندارد، و امّا انسان که با قوّهٔ متخیّله و وسوسهٔ شیطان تدبّر میکند و در امر قضاء شهوت تصرّف مینماید و گاهی با تدبیرش و شیطنتش با امر تکوینی و امر تکلیفی مخالفت میکند، و خداوند او را رها نکرد که او را در دنیا معاقبت (دنبال کردن، عقوبت) میکند و او را بر مخالفت با امر تکوینی مؤاخذه مینماید و برای او عقوبت و حدّی برای مخالفت با امر تکلیفی قرار داد، و چون خروج از امر تکلیفی در این مورد با قطع نسل افساد کلّی در زمین هست و مرد را بر طبیعت زن قرار داد و نفس را در قوّهٔ حیوانیّت خارج از حیاء و پستتر از نفس حیوان قرار داد خداوند عقوبت کسی را که ذکران (دو نر) آورد را اشدّ از جمیع عقوبات قرار داد}
- ترجمه سلطانیو آنچه از ازواجتان که پروردگارتان برای شما خلق کرده را رها میکنید بلکه شما قومی تجاوزکار هستید
- ترجمه راستینو زنان را که خدا همسر شما آفریده رها میکنید؟آری شما بسیار مردم متعدی نابکاری هستید.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٧ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَالُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ
گفتند: ای لوط اگر [از آنچه که از آن نهی میکنی] دست برنداری حتماً از اخراج شدگان [از روستای ما] خواهی بود
- ترجمه سلطانیگفتند: ای لوط اگر دست برنداری حتماً از اخراج شدگان (از روستای ما) خواهی بود
- ترجمه راستینقوم در جواب گفتند: ای لوط، اگر از این پس دست از این نهی و منع بر نداری از شهر رانده خواهی شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٨ قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ
[لوط] گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم [نه از خود شما، زیرا شما آفریدۀ پروردگارم هستید و قادر نیستم که از شما خشمگین باشم و لکن عملتان برای مخالف بودن آن بر امر تکوینی و تکلیفی او برای من مغضوب باشد، چه مرا از روستایتان بیرون کنید یا بیرون نکنید، سپس از آنان روی گرداند و به خداوند التجاء کرد و گفت:]
- ترجمه سلطانی(لوط) گفت: همانا من برای این عمل شما خشمگین هستم
- ترجمه راستینلوط باز گفت: من خود دشمن این کار زشت شما هستم.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٩ رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ
پروردگارا من و خانوادهام را از شرّ آنچه که عمل میکنند رهایی بده
- ترجمه سلطانیپروردگارا من و خانوادهام را از شرّ آنچه که عمل میکنند رهایی بده
- ترجمه راستینبار الها، من و اهل بیتم را از (عقاب) این عمل زشت قوم نجات بخش.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٣ وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَرِينَ
و بر آنان بارشی [عجیب از سنگ] باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود
- ترجمه سلطانیو بر آنان بارشی باراندیم و باران انذار شدگان چه بد بود
- ترجمه راستینو آنها را به سنگباران عذاب که باران بسیار سختی بر سر بیم داده شدگان (بد کار) است هلاک ساختیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٧٤ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه آیتی هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک قوم لوط نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٠ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَـمِينَ
و برای آن از شما مزدی درخواست نمیکنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه سلطانیو برای آن از شما مزدی درخواست نمیکنم؛ که مزد من جز بر پروردگار جهانیان نیست
- ترجمه راستینو من از شما هرگز اجر رسالت نمیخواهم و جز به خدای عالم به کسی چشم پاداش ندارم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٣ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
و به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید
- ترجمه سلطانیو به مردم چیزهای آنها را کم ندهید و در زمین به فساد انگیزی برنخیزید
- ترجمه راستینو آنچه به مردم میفروشید (تمام بدهید و) از وزن و پیمان کم نگذارید، و در زمین به ظلم و فساد کاری برنخیزید.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٤ وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ
و از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید
- ترجمه سلطانیو از کسی که شما و امّت (اصل و ریشه) پیشینیان را خلق کرده است پروا کنید
- ترجمه راستینو از خدایی که شما و کفر پیشگان پیشین را آفریده بترسید (و خلاف امر او مکنید).
- ترجمه الهی قمشهای١٨٦ وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَـمِنَ الْكَاذِبِينَ
و تو جز بشری مثل ما نیستی که [همانا] ما میپنداریم که تو البتّه از دروغگویانی
- ترجمه سلطانیو تو جز بشری مثل ما نیستی که ما میپنداریم که تو البتّه از دروغگویانی
- ترجمه راستینو تو جز آنکه بشری هستی مانند ما هیچ گونه مزیّتی بر دیگران نداری. و ما تو را (در دعوت نبوت) دروغگو میپنداریم.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٧ فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
پس پارهای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی
- ترجمه سلطانیپس پارهای از آسمان را بر ما بینداز اگر از راستگویان هستی
- ترجمه راستیناگر راست میگویی (که پیغمبر خدایی) قطعهای از آسمان را بر سر ما فرود آور (تا تصدیق تو کنیم).
- ترجمه الهی قمشهای١٨٨ قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ
گفت: پروردگار من به آنچه که عمل میکنید داناتر است [پس اگر شما را مستحقّ عذاب و اسقاط آسمان بر شما ببینید، پس به شما انجام میدهد، و اگر شما را مستحقّ توبه و مستعدّ رحمت خود ببیند به شما توفیق میدهد]
- ترجمه سلطانیگفت: پروردگار من به آنچه که عمل میکنید داناتر است
- ترجمه راستینشعیب گفت: خدای من بهتر بر (صدق دعوی من و کذب قول و زشتی) افعال شما آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای١٨٩ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
و او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت [یعنی روزی که ابر بر آنان سایه افکند، و گرمای شدیدی به آنان اصابت کرد و باد را از آنان حبس نمود و سپس ابر آنان را پوشاند و چون آنها پوشیده شده بودند، از شدّت گرما به طلب سرما خارج شدند پس بر آنان باران آتش باراند و آنان را سوزاند] همانا آن عذاب روزی عظیم بود
- ترجمه سلطانیو او را تکذیب کردند پس عذاب روز سایه (ابری) آنان را فرا گرفت همانا آن عذاب روزی عظیم بود
- ترجمه راستینباز او را تکذیب کردند و به عذاب سخت روز سایهبان (یعنی روزی که مردم از شدت گرما به سایهبانی پناه میبردند و باز از گرمی هلاک میشدند) گرفتار شدند که عذاب آن روز بسیار بزرگ و سخت بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٠ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ
همانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه سلطانیهمانا در آن البتّه نشانهای هست و بیشتر آنان مؤمن نبودند
- ترجمه راستینهمانا در این هلاک قوم شعیب نیز آیت عبرتی (برای دیگران) بود، و اکثر آنها ایمان نیاوردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٧ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ
آیا برای آنها نشانهای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را میدانند {پیامبران بنی اسرائیل در کتب خود ثبت کرده بودند و امّتهایشان را به آمدن محمّد (ص) و کتابش و وصایت (جانشینی) وصیّش که پسر عموی او و داماد او و خلیفۀ او است خبر داده بودند زیرا علماء خبر میدادند به اینکه آن در کتبشان مکتوب است و در کتبشان به آمدنش مژده میدادند، و یهود به محمّد (ص) و اوصیائش (ع) بر دشمنانشان استفتاح (طلب گشایش) مینمودند}
- ترجمه سلطانیآیا برای آنها نشانهای نبود که علمای بنی اسرائیل آن را میدانند
- ترجمه راستینآیا این خود آیت و برهان روشنی (بر کافران) نیست که علماء بنی اسرائیل (از کتب انبیاء سلف) بر این قرآن آگاهند؟
- ترجمه الهی قمشهای١٩٨ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ
و اگر آن را بر بعضی از عجمها [یعنی غیر عربها که فصاحت کلام ندارند] نازل میکردیم
- ترجمه سلطانیو اگر آن را بر بعضی از عجمها (غیر عربها) نازل میکردیم
- ترجمه راستینو اگر ما این کتاب (عربی) را بر بعض مردم عجم نازل میگردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٩٩ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
پس آن را بر آنها قرائت میکرد [برای عدم اِفْصاح (واضح کردن) کلمات و مقاصد آنها] به آن ایمان نمیآوردند [برای اینکه آنان بعد آنکه قرآن را با افصاح تو کلمات آن را و مقاصد آن را بر تو انزال کردهایم ایمان نیاوردند]
- ترجمه سلطانیپس آن را بر آنها قرائت میکرد به آن ایمان نمیآوردند
- ترجمه راستینو آن رسول آن را (به زبان تازی) بر عجمها قرائت میکرد آنان ایمان نمیآوردند (به این عذر که قرآن چون به زبان ما نیست ما فهم آن نکرده و اعجاز آن را درک نمیکنیم، اما شما قوم عرب با چه عذر ایمان نمیآورید؟)
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٠ كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
اینچنین [سلوک کفر در قلوب اینان] آن (کفر) را در قلبهای مجرمان وارد کردیم
- ترجمه سلطانیاینچنین آن را در قلبهای مجرمان وارد کردیم
- ترجمه راستینما این قرآن را این چنین در دل تبهکاران گذراندیم (و بر آنها به این کتاب اتمام حجت کردیم).
- ترجمه الهی قمشهای٢٠١ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ
به آن ایمان نمیآورند {اشاره به بنو امیّه است و اینکه آنان به علیّ (ع) ایمان نمیآورند} تا آن عذاب دردناک را ببینند
- ترجمه سلطانیبه آن ایمان نمیآورند تا آن عذاب دردناک را ببینند
- ترجمه راستیناما به این قرآن ایمان نمیآورند تا عذاب دردناک را مشاهده کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٣ فَيَقُـولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ
و میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود؟ [یعنی اینکه آنها قبل از آمدن آن، آن را استهزاء میکنند و از جهت استهزاء آن را تعجیل میکنند و وقتی که نزد آنها آید درخواست مهلت مینمایند]
- ترجمه سلطانیو میگویند: آیا به ما مهلت داده میشود؟
- ترجمه راستینو آن کافران گویند: آیا بر ما مهلتی منظور میشود (تا زمانی از عذاب بیاساییم؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٧ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ
[چیزی] آنان را از آنچه که از آن کامیاب میشدند بینیاز نمیکند
- ترجمه سلطانیآنان را از آنچه که از آن کامیاب میشدند بینیاز نمیکند
- ترجمه راستینآیا بهرهای که از مال دنیا داشتند هیچ آنها را از عذاب خواهد رهانید؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٨ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ
و [اهل] قریهای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند
- ترجمه سلطانیو (اهل) قریهای را هلاک نکردیم مگر آنکه بیم دهندگانی داشتند
- ترجمه راستینو ما اهل هیچ دیاری را تا رسولانی به هدایت و اتمام حجت بر آنها نفرستادیم هلاک نکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠٩ ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِـمِينَ
[برای] تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر [یعنی عذاب کنندهای بدون استحقاق و بدون تذکیر عذاب به آنها] نبودهایم
- ترجمه سلطانی(برای) تذکّر دادن و ما هرگز ستمگر نبودهایم
- ترجمه راستیناین (هلاک بدان) پند و موعظه است (برای خوبان) و ما هرگز به کسی ستم نکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٠ وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ
و شیاطین آن را نازل نکردند {چنانکه مشرکان پنداشتند که قرآنی که بر محمّد (ص) نازل شده از قبیل آنچه است که شیطان بر کاهنان القاء میکند}
- ترجمه سلطانیو شیاطین آن را نازل نکردند
- ترجمه راستینو این قرآن را شیاطین فرود نیاوردند (بلکه جبرئیل امین، فرشته خدا نازل ساخته).
- ترجمه الهی قمشهای٢١١ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ
و شایستهٔ آنان نیست و توانایی [آن را] ندارند [که آن را نازل کنند] {یعنی شأن قرآن که همان کلام خداوند است و آورندۀ آن که همان مَلَک و متلقّف (گیرنده) که محمّد (ص) است که او اعلی از ملک است که شیاطین آن را القاء کنند، و نه شیاطین قادرند که آن را بگیرند و آن را نازل کنند برای اینکه شیاطین عالمشان ظلمانی اسفل عوالم است و قرآن و محمّد (ص) و ملائکه عالمشان نورانی اعلی عوالم است؛ و وقتی که قرآن به شیاطین برسد فرار میکنند بلکه هلاک میشوند}
- ترجمه سلطانیو شایستهٔ آنان نیست و توانایی (آن را) ندارند
- ترجمه راستیننه هرگز این گونه سخنان از شیاطین شایسته است و نه قدرت (بر نزول آن) دارند.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٣ فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ
پس با خداوند خدایی دیگر [یعنی معبودی یا دارای ولایتی] را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود
- ترجمه سلطانیپس با خداوند خدایی دیگر را نخواه که از عذاب شوندگان خواهی بود
- ترجمه راستینپس با خدای یکتا احدی را معبود مخوان و گرنه از اهل عذاب خواهی شد.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٥ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و [پر و] بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی میکنند بگستران (فروتنی کن) {زیرا آنها قدرت شنیدن کلام تو را بحسب مقام عالی تو ندارند و آنها را با زبان و مقامی که مناسب با مقام مؤمنان تابعین است انذار کن}
- ترجمه سلطانیو (پر و) بالت را برای کسانی از مؤمنان که از تو پیروی میکنند بگستران (فروتنی کن)
- ترجمه راستینو پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٦ فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ
و اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل میکنید بیزار هستم [و نگو: همانا من از شما بیزارم، زیرا آنان اگر اتباع تو باشند برائت تو از آنان برائت از لطیفهٔ الهیّه است]
- ترجمه سلطانیو اگر تو را نافرمانی کردند پس بگو: همانا من از آنچه که عمل میکنید بیزار هستم
- ترجمه راستینو هرگاه قوم فرمانت را مخالفت کردند به آنها بگو: من خود از کردار (بد) شما بیزارم.
- ترجمه الهی قمشهای٢١٧ وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
و توکّل کن بر [این] غالب [که در ملکش جز آنچه که او آن را میخواهد واقع نمیشود] مهربان [که برای بندگانش جز آنچه که صلاح آنان است را نمیخواهد و برای دشمنانش نمیخواهد مگر آنچه را که آن صلاح بندگان مؤمنش یا صلاح نظام عالم است]
- ترجمه سلطانیو توکّل کن بر (این) غالب مهربان
- ترجمه راستینو توکل بر آن خدای مقتدر مهربان کن.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢١ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ
آیا شما را آگاه کنم [بر آنچه که ذکر شد] که شیاطین بر چه کسی نازل میشود؟
- ترجمه سلطانیآیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی نازل میشود؟
- ترجمه راستین(بگو به کافران که) آیا میخواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسان نازل میشوند؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٣ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ
[شیاطین] گوش فرا میدهند و [لکن] بیشتر آنان دروغگو هستند {زیرا مسموعات آنها و اگرچه حقّ باشد لکن آن وقتی که به آنها میرسد و داخل گوشهایشان میشود از وجههٔ حقّانی خود بر میگردد و باطل میگردد زیرا وجود آنها مانند آینهٔ معوّج (کژتاب) است که صور در آن دیده نمیشود}
- ترجمه سلطانیگوش فرا میدهند و (لکن) بیشتر آنان دروغگو هستند
- ترجمه راستینگوش فرا میدهند (تا حرف مؤمنان و قوای قدسی را ربوده و به اتباع خود برسانند) و اکثرشان دروغ میگویند (و اندک راست آنها هم برای شبهه کاری و فساد و فتنه انگیزی است).
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٤ وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ
و از شاعران [که اباطیل و اکاذیب را با تمویهات (آراستن) و تزئیناتی به صورت حقّ ظهور میدهند]، گمراهان از آنها پیروی میکنند
- ترجمه سلطانیو از شاعران، گمراهان از آنها پیروی میکنند
- ترجمه راستینو شاعران (یاوه سرای کفار مانند عالمان بیعمل و مدعیان باطل) را مردم جاهل گمراه پیروی کنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٥ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ
آیا نمیبینی که آنان [یعنی شعراء که کذب و اباطیل میآوردند و پیامبر (ص) را هجو مینمودند و جمعی از غاویان (گمراهان) نزد آنان جمع میشدند، و همچنین قصّاص (قصّهپردازها) که در اسواق (بازارها) و محافل حکایات و اسماری (افسانههایی) نقل میکردند که نه اصل داشتند و نه حقیقت، وعّاظ که وعظ میکنند و به وعظ عمل نمیکنند، و فقهاء و قضات که فتوا میدهند و بدون اذن و اجازه از خداوند یا از خلفای او بین مردم قضاوت میکنند] در هر وادی [از بیابانهای نفس و خیال] سرگشتهاند؟
- ترجمه سلطانیآیا نمیبینی که آنان در هر وادی (بیابان نفس و خیال) سرگشتهاند؟
- ترجمه راستینآیا ننگری که آنها خود به هر وادی حیرت سرگشتهاند؟
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٦ وَأَنَّهُمْ يَقُـولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و اینکه آنان آنچه که [خود] انجام نمیدهند را میگویند {زیرا شعراء دربارهٔ جمیع آنچه که میگویند اغراق میکنند و قصّاص و وعّاظ شأن آنها و شغلشان تزئین کلام و تجدید نشاط برای استماع حکایات جدید و افسانههای ناشنیده است، کذب باشد یا غیر کذب، عامل باشند یا غیر عامل، و فقهای عامّه شغلشان فتوا دادن بدون عمل است}
- ترجمه سلطانیو اینکه آنان آنچه که (خود) انجام نمیدهند را میگویند
- ترجمه راستینو آنها بسیار سخنان میگویند که یکی را عمل نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢٧ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
مگر کسانی که [با بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آوردند و [بنابر شروط و کیفیّت مأخوذه] اعمال صالح کردند {زیرا شاعر از آنها آنچه را که در آن رضای خداوند نباشد نمیگوید و ناقل و واعظ ایضاً اینچنین هستند و آنچه را که میگوید اوّلاً عمل میکند سپس ثانیاً میگوید، و فقیه از آنها بدون اذن و اجازه سخن نمیگوید، و بعد اجازه است که باطلش صحیح و کذبش صدق و ظنّ او یقین میگردد} و خداوند را [در شعرشان و قصّههایشان و مواعظشان و مسائل فقهیّشان] بسیار یاد کردند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند [و از کسی که آن را به آنها انجام میدهد انتقام گرفتند] و کسانی [از شعراء] که [در مقامی] ستم کردهاند [به اینکه بگویند و انجام ندهند، و ظاهرشان به خلاف باطنشان باشد] بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز میگردند.
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردهاند و خداوند را بسیار یاد کردهاند و بعد از آنکه ستم دیدند یاری جستند و کسانی که ستم کردهاند بزودی خواهند دانست که به چه بازگشتگاهی باز میگردند.
- ترجمه راستینمگر آن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند و برای انتقام از (هجو و) ستمی که در حق آنها (و سایر مؤمنان) شده (به نظم سخن و طبع شعر) به انتقام و دفاع برخاستند (و به شمشیر زبان با دشمنان دین جهاد کردند، آنان را مؤمنان پیروی خواهند کرد) و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای