سورهٔ نمل آیه ۴۰

تفسیر


جزء ۱۹
سوره نمل
حزب ۷۶

متن عربی آیه

٤٠ قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ

ترجمه‌ها

[پس سلیمان (ع) گفت: سریعتر از آن می‌خواهم] کسی که نزد او علم [اندکی] از کتاب [قرآن تکوینی] بود (آصف برخیا) گفت: من آن را نزد تو می‌آورم قبل از آنکه نگاهت به خودت برگردد (پلک‌هایت را بر هم بزنی) {انسان دارای دو جزء است؛ جزء مُلکیّ و جزء ملکوتی، پس اگر جزء ملکیّ غالب شود همانطور که در اغلب مردم است جزء ملکوتی و حکم آن مستهلک می‌شود، پس از او اثر و حکمی ظاهر نمی‌شود، و وقتی که جزء ملکوتی غالب شود جزء ملکیّ بدون بقاء اثر و حکمی از آن مستهلک می‌گردد، و چون ملکوت حکمش عدم تقیید به زمان و مکان؛ بلکه احاطه به آن دو و تجرّد از آن دو می‌باشد جمیع زمانیّات و ازمنه نزد آن مانند یک آنْ و جمیع مکانیّات و امکنه مانند یک نقطه می‌باشند، و کسی که ملکوت بر او غالب می‌باشد بر تعرّف حال آیندگان و گذشتگان، و بر سیر مشرق و مغرب، در آنِ واحد قدرت می‌یابد، و هر آنچه از اجسام سنگین که به او اتّصال یابد در حکم او، از عدم تقیّد به زمان و مکان می‌گردد} آنگاه چون [سلیمان] آن را دید که نزد خود مستقرّ است گفت: این [آوردن تخت توسط وزیر من] از فضل پروردگارم است تا مرا بیازماید که آیا شکر می‌کنم یا ناسپاسی می‌کنم و کسی که سپاسگزاری می‌کند جز این نیست که برای خودش شکر می‌کند و کسی که ناسپاسی می‌کند پس همانا پروردگار من غنی [بی‌نیاز از او و از شکر او است] و کریم است [که از کفران انعامش منع نمی‌کند]

کسی که نزد او علم از کتاب بود گفت: من آن را نزد تو می‌آورم قبل از آنکه نگاهت به خودت برگردد (پلک‌هایت را بر هم بزنی)، آنگاه چون (سلیمان) آن را دید که نزد خود مستقرّ است گفت: این (آوردن تخت توسط وزیر من) از فضل پروردگارم است تا مرا بیازماید که آیا شکر میکنم یا ناسپاسی می‌کنم و کسی که سپاسگزاری می‌کند جز این نیست که برای خودش شکر می‌کند و کسی که ناسپاسی می‌کند پس همانا پروردگار من غنی (بی‌نیاز) و کریم است

آن کس که به علمی از کتاب الهی دانا بود (یعنی آصف بن برخیا یا خضر که دارای اسم اعظم و علم غیب بود) گفت که من پیش از آنکه چشم بر هم زنی تخت را بدین جا آرم (و همان دم حاضر نمود) ، چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده کرد گفت: این توانایی از فضل خدای من است تا مرا بیازماید که (نعمتش را) شکر می‌گویم یا کفران می‌کنم، و هر که شکر کند شکر به نفع خویش کرده و هر که کفران کند همانا خدا (از شکر خلق) بی‌نیاز و (بر کافر هم به لطف عمیم) کریم است.

لغات

(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)

قَالَ
گفت
الَّذِي
کسی که
عِندَهُ
نزد او
عِلْمٌ
علم
مِّنَ
از
الْكِتَابِ
کتاب
أَنَا
من
آتِيكَ
می‌آورم نزد تو
بِهِ
به آن
قَبْلَ
قبل
أَن
که
يَرْتَدَّ
برگردد
إِلَيْكَ
به سوی تو
طَرْفُكَ
چشمت
فَلَمَّا
پس هنگامی که
رَآهُ
دید آن را
مُسْتَقِرًّا
حاضر و قرار گرفته
عِندَهُ
نزد او
قَالَ
گفت
هَذَا
این
مِن
از
فَضْلِ
فضل
رَبِّي
پروردگار من
لِيَبْلُوَنِي
تا بیازماید مرا
أَأَشْكُرُ
آیا شکر می‌کنم
أَمْ
یا
أَكْفُرُ
ناسپاسی می‌کنم
وَمَن
و هر کس
شَكَرَ
شکر کند
فَإِنَّمَا
پس جز این نیست که
يَشْكُرُ
شکر می‌کند
لِنَفْسِهِ
به سود خویش
وَمَن
و هر کس
كَفَرَ
کفر ورزد
فَإِنَّ
پس همانا
رَبِّي
پروردگار من
غَنِيٌّ
بی نیاز
كَرِيمٌ
کریم