متن عربی آیه
٢٠ وَجَاءَ رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَامُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
ترجمهها
و مردی (حزقیل) از دورترین [جای] شهر آمد [در حالی] که شتاب میورزید گفت ای موسی همانا رؤساء با هم دربارهٔ [گرفتن تو و قتل] تو دسیسه میچینند (مشورت میکنند) تا تو را بکشند پس [از سرزمین مصر] خارج شو همانا من از دوستداران تو هستم
و مردی از دورترین (جای) شهر آمد (در حالی) که شتاب میورزید گفت ای موسی همانا رؤساء با هم دربارهٔ تو دسیسه میچینند تا تو را بکشند پس خارج شو همانا من از دوستداران تو هستم
و در این حال مردی (مؤمن) از دورترین نقاط شهر مصر شتابان آمد و گفت: ای موسی رجال دربار فرعون در کار تو شورا میکنند که تو را به قتل رسانند، به زودی از شهر بیرون گریز، که من درباره تو بسیار مشفق و مهربانم.
لغات
(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)