سورهٔ قصص آیه ۳۸

تفسیر


جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

متن عربی آیه

٣٨ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاأَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَاهَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ

ترجمه‌ها

و فرعون [بعد از آنکه از حجّت عاجز شد و از معارضه به خاطر مار ترسید به اقبال بر قومش از جهت تخلیط (خلط کردن) آنها و به جهت تسکین خودش از خوف] گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان [برای تَحْجیر (سنگ کردن) گل آتشی] برایم بر گِل بیفروز و برای من برجی [بلند] قرار بده (بناء کن) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

و فرعون گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان (برای ساخت آجر) برایم بر گِل (آتشی) بیفروز و برای من برجی (بلند) قرار بده (بساز) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

و فرعون (با بزرگان قوم خود چنین) گفت: ای مهتران، من هیچ کس را غیر خودم خدای شما نمی‌دانم، (و با وزیرش گفت: ) ای هامان خشتی در آتش پخته و از آن برای من قصری بلند پایه بنا کن تا من بر خدای موسی مطلع شوم هر چند او را (در دعوی رسالت) از دروغگویان می‌پندارم.

لغات

(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)

وَقَالَ
و گفت
فِرْعَوْنُ
فرعون
يَاأَيُّهَا
ای
الْمَلَأُ
سران
مَا
ندانسته‌ام، نشناخته‌ام
عَلِمْتُ
ندانسته‌ام، نشناخته‌ام
لَكُم
برای شما
مِّنْ
از
إِلَهٍ
معبود
غَيْرِي
غیر من
فَأَوْقِدْ
پس بیفروز
لِي
برای من
يَاهَامَانُ
هامان
عَلَى
بر
الطِّينِ
گِل
فَاجْعَل
پس قرار بده
لِّي
برای من
صَرْحًا
برج، کاخ
لَّعَلِّي
شاید من
أَطَّلِعُ
خبر یابم، سرک بکشم
إِلَى
به سوی
إِلَهِ
خدای
مُوسَى
موسی
وَإِنِّي
و همانا من
لَأَظُنُّهُ
واقعاً می‌پندارم او را
مِنَ
از
الْكَاذِبِينَ
دروغگویان