سورهٔ قصص

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۸۸
نام‌های سوره:
قصص، موسی، فرعون
تفسیر

٣١ وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَامُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ

و [موسی گفت: و چه دلیلی بر آن هست؟ خدای عزّ و جلّ فرمود: چه در یمین (راست) تو است ای موسی؟ گفت: این عصای من است، فرمود:] اینکه عصایت را بیفکن پس [موسی آن را انداخت] چون آن را دید که مانند جنّ (مار سیاه چشم غیر موذی) می‌جنبد پشت کرده دوری جُست و به عقب برنگشت [التفات به عقب خود نکرد، به خلاف حال فرار او از آتش]، [نداء داده شد:] ای موسی رو کن و نترس که تو از ایمن شدگان [از مخاوف (محل‌های هولناک)] هستی

- ترجمه سلطانی

و اینکه عصایت را بیفکن پس چون آن را دید که مانند جنّ (مار) می‌جنبد پشت کرده دوری جُست و به عقب برنگشت، ای موسی رو کن و نترس که تو از ایمن شدگان هستی

- ترجمه راستین

و تو (در این مقام) عصای خود بیفکن. چون (عصا افکند و) بر آن نگریست و دید که گویی اژدهایی مهیب و سبک خیز است رو به فرار نهاد و واپس نگردید. (در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی پیش آی و مترس که تو از ایمنان هستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ

دستت را در گریبانت ببر که بدون عیبی درخشان بیرون آید [یعنی بدون علّت (بیماری) بَرَص (سفید شدن پوست)، پس آن را در جَیْب (گریبان، پیرآهن) خود داخل کرد و آن را از آن خارج کرد و دنیا بر او روشن شد] و بالت (دستت) را از ترسیدن به سوی خود جمع کن [به خاطر رَهْب (ترسیدن) تا خوف تو تسکین یابد] {زیرا گذاشتن دست و بازو بر قلب بر سکون از اضطراب کمک می‌کند} پس این دو [یعنی زنده شدن عصاء و ابیضاض (درخشان شدن) دست] دو برهان (دو ناشی شده) از پروردگار تو [دو منتهی (پایان دهنده)] به فرعون و رؤسای او است همانا آنان قومی فاسق می‌باشند

- ترجمه سلطانی

دستت را در گریبانت ببر که بدون عیبی درخشان بیرون آید و بالت (دستت) را از ترسیدن به سوی خود جمع کن پس این دو دو برهان از پروردگار تو (منتهی) به فرعون و رؤسای او است، همانا آنان قومی فاسق می‌باشند

- ترجمه راستین

دست خود را در گریبان بر تا بی هیچ نقص (برص و) مرضی، سفید و روشن (چون ماه تابان) بیرون آید، و تا (به ظهور این معجزه) از وحشت و اضطراب بیاسایی باز دست به گریبان بر (تا به حال اول برگردد) . این دو (عصا و ید بیضا) از جانب خدایت دو برهان (کامل و دو معجز بزرگ الهی بر رسالت تو) است (اینک برو به رسالت) به سوی فرعون و فرعونیان که قومی فاسق و نابکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ

[موسی در جواب، از جهت استعفاء یا به جهت طلب مظاهرت (پشتیبانی هم کردن) هارون] گفت: پروردگارا همانا من نفسی از آنان را کشته‌ام پس ترسانم که مرا بکشند

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگارا همانا من نفسی از آنان را کشته‌ام پس ترسانم که مرا بکشند

- ترجمه راستین

موسی گفت: پروردگارا، من از فرعونیان یک نفر را کشته‌ام و می‌ترسم که مرا به قتل رسانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ

و برادرم هارون او زبانش از من فصیح‌تر است، پس او را به عنوان دستیار با من بفرست که مرا تصدیق کند همانا من ترسانم که مرا تکذیب کنند [و زبان من در ردّ (پاسخ دادن) به آنان و رَدْع (بازداشتن) آنها فصیح نیست و اگر در جوابشان به زبان غیر فصیح حجّت بیاورم از من قبول نمی‌کنند برای کشتن من نفسى از آنان را و غیظ آنان بر من]

- ترجمه سلطانی

و برادرم هارون او زبانش از من فصیح‌تر است، پس او را به عنوان دستیار با من بفرست که مرا تصدیق کند همانا من ترسانم که مرا تکذیب کنند

- ترجمه راستین

و (با این حال اگر از رسالت ناگزیرم) برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش فصیح‌تر از من است با من یار و شریک درکار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که می‌ترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ

[به جهت اجابت بر مسؤل (خواسته) او] گفت: بزودی بازوی تو را به برادرت محکم خواهیم کرد و برای شما دو تا سلطانی قرار می‌دهیم و به شما دو تا به (سبب) آیات ما [ضرری] نمی‌رسانند شما دو تا و کسانی که از شما دو تا تبعیّت کنند غالب هستید [پس موسی (ع) به وعدهٔ او تعالی مطمئن (آرام) شد و به سوی فرعون رفت]

- ترجمه سلطانی

گفت: بزودی بازوی تو را به برادرت محکم خواهیم کرد و برای شما دو تا سلطانی قرار می‌دهیم و به شما دو تا به (سبب) آیات ما (ضرری) نمی‌رسانند شما دو تا و کسانی که از شما دو تا تبعیّت کنند غالب هستید

- ترجمه راستین

خدا به او فرمود که ما به همدستی برادرت (هارون) بسیار بازویت را قوی می‌گردانیم و به شما در عالم، قدرت و حکومتی می‌دهیم که هرگز دشمنان به شما دست نیابند، با این آیات و معجزات (که شما را عطا کردیم) شما و پیروانتان غالب خواهید بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٣٦ فَلَمَّا جَاءَهُمْ مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ

پس چون موسی آیات روشن ما را نزد آنها آورد [از روی جهل و عناد] گفتند: این جز سحر [که بر خداوند] افتراء زده شده نیست و ما این [که کسی توحید خداوند را ادّعاء کند] را در نیاکان خود نشنیده‌ایم

- ترجمه سلطانی

پس چون موسی آیات روشن ما را نزد آنها آورد گفتند: این جز سحر (که بر خداوند) افتراء زده شده نیست و ما این را در نیاکان خود نشنیده‌ایم

- ترجمه راستین

چون موسی با معجزات و آیات ما که (حقانیتش) بر همه روشن بود به سوی فرعونیان آمد باز (آن قوم خود سر و لجوج نادان) گفتند: این معجزات تو جز سحری که ساختگی توست چیز دیگری نیست و ما این گفتار و دعوی که تو داری هیچ از پدران پیشینمان (امم سابقه) نشنیده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِنْدِهِ وَمَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

و موسی [بعد از آنکه او را و رسالتش را انکار کردند و معجزاتش و حجّت‌های او را از جهت استشهاد به خداوند و علم او قبول نکردند] گفت: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را از نزد او آورده و به کسی که عاقبت [نیک] سرای را دارد [پس مبالاتی به ردّ شما و انکار شما ندارم] همانا ستمکاران رستگار نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و موسی گفت: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را از نزد او آورده و به کسی که عاقبت (نیک) سرای را دارد همانا ستمکاران رستگار نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و موسی گفت: خدای من به احوال رسولی که از جانب او به هدایت خلق آمده داناتر است و بهتر می‌داند که (از ما مؤمنان و شما کافران) کدام یک عاقبت خوش در دار عقبی خواهیم داشت، محققا ستمکاران عالم هرگز فلاح و رستگاری نخواهند یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاأَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَاهَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ

و فرعون [بعد از آنکه از حجّت عاجز شد و از معارضه به خاطر مار ترسید به اقبال بر قومش از جهت تخلیط (خلط کردن) آنها و به جهت تسکین خودش از خوف] گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان [برای تَحْجیر (سنگ کردن) گل آتشی] برایم بر گِل بیفروز و برای من برجی [بلند] قرار بده (بناء کن) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

- ترجمه سلطانی

و فرعون گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان (برای ساخت آجر) برایم بر گِل (آتشی) بیفروز و برای من برجی (بلند) قرار بده (بساز) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

- ترجمه راستین

و فرعون (با بزرگان قوم خود چنین) گفت: ای مهتران، من هیچ کس را غیر خودم خدای شما نمی‌دانم، (و با وزیرش گفت: ) ای هامان خشتی در آتش پخته و از آن برای من قصری بلند پایه بنا کن تا من بر خدای موسی مطلع شوم هر چند او را (در دعوی رسالت) از دروغگویان می‌پندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ

و او و لشکریانش به ناحقّ در آن سرزمین استکبار نمودند و گمان کردند که آنها [با بَعث] به ما بازگردانده نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و او و لشکریانش به ناحقّ در آن سرزمین استکبار نمودند و گمان کردند که آنها به ما بازگردانده نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و خلاصه فرعون و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند و چنین پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ

پس او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را به دریا پرت کردیم پس بنگر که عاقبت ستمگران چگونه بود

- ترجمه سلطانی

پس او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را به دریا پرت کردیم پس بنگر که عاقبت ستمگران چگونه بود

- ترجمه راستین

ما هم از آن ظالم و لشکر و اتباعش سخت مؤاخذه کردیم و همه را به دریا افکندیم، پس بنگر تا عاقبت کار ستمکاران به کجا کشید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)