سورهٔ قصص

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۸۸
نام‌های سوره:
قصص، موسی، فرعون
تفسیر

٤١ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ

و آنها را [برای جمع کثیری] امام قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند و در روز قیامت یاری نمی‌شوند [برای اینکه نصر در آن هنگام محصور در خداوند است و اینان برای انکار کردن آنها خداوند را و خلفای او را به توسّط خلفای او به خداوند اتّصال ندارند]

- ترجمه سلطانی

و آنها را (برای جمع کثیری) امام قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند و در روز قیامت یاری نمیشوند

- ترجمه راستین

و ما آن قوم (ظالم) را پیشوایان (ضلالت و) دعوت به دوزخ قرار دادیم و روز قیامت یاری نخواهند شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ

و در این دنیا لعنت (از رحمت طرد کردن) را در پِیِشان کرده‌ایم و در روز قیامت آنها از زشت شد‌گانند

- ترجمه سلطانی

و در این دنیا لعنت را در پِیشان کرده‌ایم و در روز قیامت آنها از زشت شد‌گانند

- ترجمه راستین

و آنها را در این دنیا در پی کردارشان لعن ابد فرستادیم و در آخرت هم از زشترویان (و مردودان درگاه ما) خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و همانا بعد از آنکه پیشینیان را [مثل قوم نوح و هود و صالح و ابراهیم و شعیب (ع)] هلاک کردیم به عنوان بصیرت‌هایی (حجّت‌هایی) و به عنوان هدایت و به عنوان رحمت برای مردم کتاب را [یعنی نبوّت و رسالت و احکام آن دو را یا تورات را] به موسی دادیم با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

و همانا بعد از آنکه پیشینیان را هلاک کردیم به عنوان بصیرت‌هایی (حجّت‌هایی) و به عنوان هدایت و به عنوان رحمت برای مردم کتاب را به موسی دادیم با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و همانا ما پس از آنکه (طوایفی از) امم گذشته را (به کیفر کفر) هلاک کردیم به موسی برای بصیرت و هدایت و رحمت خلق کتاب (تورات) را عطا کردیم، باشد که مردم متذکر شوند (و راه خدا پرستی پیش گیرند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٤٤ وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ

و تو در جانب (طرف) غربی [کوه طور] نبودی وقتی که امر را به موسی قضاء (حکم) کردیم [یعنی امر نبوّت را به او رساندیم حینی که بعد از رجوع به سوی مصر خواستیم که نبوّت را به او خبر دهیم یا امر تورات و الواح آن را حینی که در طور به او اعطاء کردیم، یا امر نور ولایت را حینی که کوه مُنْدَکّ (از هم پاشیده، فرو ریخته) شد و موسی (ع) بیهوش فرو افتاد] و تو از شاهدان [بر آن] نبودی

- ترجمه سلطانی

و تو در جانب غربی نبودی وقتی که امر را به موسی قضاء (حکم) کردیم و تو از شاهدان نبودی

- ترجمه راستین

و تو آن هنگام که ما به موسی مقام نبوت و فرمان الهی عطا کردیم در جانب غربی کوه طور اصلا نبودی و حضور نداشتی (و حکایت او به وحی بر تو روشن گردید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَلَٰكِنَّا أَنْشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنْتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ

و لکن [آن را به تو وحی کردیم پس آن را آنطور که آن هست می‌دانی] ما اممی (امّت‌های پشت سر هم بسیاری، نسل‌هایی) را ایجاد کردیم پس روزگار بر آنان طولانی شد [و از کسانی که شاهد آنها بودند احدی باقی نمانده و از کسانی که از طریق اخبار صحیح بر آنها اطّلاع یافته بودند بودند احدی باقی نمانده تا که از آنها به تو خبر دهد] و تو در میان اهل مدین (قریهٔ شعیب) مقیم نبودی که آیات ما را بر آنان بخوانی [تا اِخبار تو از آنها از روی شهود باشد و برای طولانی شدن ازمنه و اندراس اخبار و تحریف آن احدی نیست که به اخبار صحیح از آنان به تو خبر دهد، پس اِخبار تو از آنان جز از وحیی که جز برای رسول است نیست] و لکن قطعاً [این] ما هستیم که [بر تو] فرستنده‌ایم

- ترجمه سلطانی

و لکن ما اممی (امّت‌های پشت سر هم بسیاری) را ایجاد کردیم پس روزگار بر آنان طولانی شد و تو در میان اهل مدین مقیم نبودی که آیات ما را بر آنان بخوانی و لکن قطعاً (این) ما هستیم که فرستنده‌ایم

- ترجمه راستین

و لیکن ما امم و قبایلی را بیافریدیم که عمر دراز یافتند (و همه را به غفلت و جهالت به سر بردند و این خبرها کهنه شد و ما مجددا به تو وحی کردیم) و نیز تو میان اهل مدین نبودی که اینک آیات ما را (درباره آنان) بر اینان (اهل مکه) تلاوت می‌کنی و لیکن ماییم که (تو را لایق پیمبری دانسته) به رسالت فرستادیم (و به وحی خود از هر چیزت آگاه کردیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و تو در جانب طور نبودی وقتی که ما نداء کردیم و لکن [پروردگارت آن را به تو خبر داد] به عنوان رحمت از پروردگار تو است تا [با آن خبر انذار کنی یا تا دلیلی بر رسالت تو باشد و بعد ثبوت رسالت خود] قومی را انذار کنی که قبل از تو [برای وقوع آنان در زمانهٔ فَتْرَت (وقفه) و اندراس آثار انبیاء سالفه (زمان‌های گذشته) (ع)] نذیری (بیم دهنده‌ای) نزد آنها نیامده با ترقّب به اینکه آنان [به مبدئشان و معادشان و ثوابشان و عقابشان] متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

و تو در جانب طور نبودی وقتی که ما نداء کردیم و لکن به عنوان رحمت از پروردگار تو است تا (با آن خبر) قومی را انذار کنی که قبل از تو نذیری (بیم دهنده‌ای) نزد آنها نیامده با ترقّب به اینکه آنان متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و تو وقتی که ما (به موسی) ندا کردیم در جانب کوه طور نبودی و لیکن (وحی قصص موسی و سایر رسل به مقتضیات) لطف پروردگار توست (به تو) تا قومی را که بر آنان پیمبر منذری پیش از تو نیامده (و کتاب آسمانی به دست ندارند از خدا) بترسانی، باشد که متذکر شوند (و راه هدایت پیش گیرند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ وَلَوْلَا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

و اگر [کراهت] این نبود که به خاطر آنچه که دستانشان [از روی جهالت آنان] پیش آورده [بود] مصیبتی به آنها اصابت می‌کرد، پس [بعد آن از جهت اعتراض بر ما و به جهت اعتذار (عذر طلبی) از جهالتشان] می‌گفتند: [ای] پروردگار ما چرا به سوی ما رسولی نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنین باشیم

- ترجمه سلطانی

و اگر (کراهت) این نبود که به خاطر آنچه که دستانشان پیش آورده (بود) مصیبتی به آنان اصابت می‌کرد پس (بعد از آن) می‌گفتند (ای) پروردگار ما چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنین باشیم

- ترجمه راستین

و تا اگر بلا و عذابی به موجب کردار زشت خودشان به آنها رسید نگویند: پروردگارا، چرا برای ما رسولی نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و از اهل ایمان شویم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ

پس چون حقّ [یعنی رسول یا رسالت او یا کتاب او یا معجزات او] از نزد ما برای آنها آمد [از او تأنّف (بیزاری، گنده دماغی) ورزیدند و از قبول رسالتش استکبار نمودند و به جهت ردّ بر رسالت او] گفتند: چرا مثل آنچه [از معجزات ظاهری از ید بیضاء و عصا و شکافتن دریا یا از دادن کتاب] که به موسی داده شد [به یکباره به ما] داده نشد آیا [از موسی قبول کردند؟] و قبل از این به آنچه که به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ [یعنی سؤال آنها از محمّد (ص) مثل آنچه که به موسی (ع) داده شد از روی صدق نیّت و طلب دلیل نیست، بلکه آن از آنها محض تعنّت (سرکوفت زدن، خیره سری) و استکبار از قبول کردن است زیرا اسلاف (گذشتگان) آنان از موسی (ع) قبول نکردند و اینان اَسْناخ (هم سنخ) آنان هستند، پس اگر به مثل آنچه که به موسی (ع) داده شد داده می‌شد باز هم قبول نمی‌کردند، یا معنی می‌دهد: آیا این موجودین از کفّار قریش به آنچه که به موسی (ع) داده شد کافر نشدند؟ اسلاف آنها] گفتند: [موسی و هارون] دو ساحر هستند [یا این موجودین گفتند: محمّد (ص) و موسی دو جادوگرند یا کتاب آن دو، دو جادو است] که آن دو پشت هم را می‌گیرند (به هم کمک می‌کنند) و گفتند: همانا ما به هر کدام [از آن دو یا به هر کدام از انبیاء] کافر هستیم

- ترجمه سلطانی

پس چون حقّ از نزد ما برای آنها آمد گفتند: چرا مثل آنچه که به موسی داده شد (به ما) داده نشد آیا (از موسی قبول کردند؟) و قبل از این به آنچه که به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ گفتند: (موسی و هارون) دو ساحر هستند که آن دو پشت هم را می‌گیرند و گفتند: همانا ما به هر کدام (از آن دو) کافر هستیم

- ترجمه راستین

پس هنگامی که (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به این رسول مانند موسی معجزاتی (نظیر عصا و ید بیضا و الواح تورات) داده نشد؟آیا این مردم از این پیش به موسی هم (با همه این معجزات) کافر نشدند که گفتند: این دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگری است که پشتیبان یکدیگرند و گفتند: ما به همه اینها سخت بی‌ایمان و بی‌عقیده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

[به اینها که همان اسناخ اسلافشان هستند، یا به این موجودین از کفّار قریش] بگو: پس کتابی از نزد خداوند بیاورید که آن از این دو [یعنی کتاب من و کتاب موسی] هدایت کننده‌تر است تا از آن پیروی کنم اگر راستگو می‌باشید [در اینکه موسی و هارون (ع)، یا محمّد (ص) و موسی (ع) دو ساحر هستند یا کتاب من و کتاب او دو جادو هستند]

- ترجمه سلطانی

بگو: پس کتابی از نزد خداوند بیاورید که آن از این دو (کتاب من و کتاب موسی) هدایت کننده‌تر است تا از آن پیروی کنم اگر راستگو می‌باشید

- ترجمه راستین

بگو: پس شما اگر راست می‌گویید کتابی که از این دو کتاب آسمانی (تورات و قرآن) خلق را بهتر هدایت کند از جانب خدا بیاورید تا من از آن پیروی کنم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

پس اگر تو را اجابت نکردند پس بدان که جز این نیست که آنها از هواهایشان تبعیّت می‌کنند [و در سؤال (درخواست) خود صدق نیّت و در انکارشان برهان ندارند] و چه کسی گمراه‌تر از آن کسی است که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای خود پیروی می‌کند؟! همانا خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

پس اگر تو را اجابت نکردند پس بدان که جز این نیست که آنها از هواهایشان تبعیّت می‌کنند و چه کسی گمراهتر از آن کسی است که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای خود پیروی می‌کند؟! همانا خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند

- ترجمه راستین

پس اگر به تقاضای تو جواب نتوانند داد در این صورت بدان که این مردم تنها پیرو هوای نفسند و کیست (ستمگر و) گمراه‌تر از آن کسی که راه هدایت خدا را رها کرده و از هوای نفس خود پیروی کند؟البته خدا قوم ستمکار را (پس از اتمام حجت) هرگز هدایت نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)