سورهٔ قصص
قصص، موسی، فرعون
٨١ فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ
پس [به شومی عمل قارون و بدی اعجاب (خودپسندی) او به خودش] او و خانهاش را در زمین فرو بردیم پس او غیر از خداوند گروهی نداشت که او را یاری کنند و از یاری شدگان [بنفسه] نبود
- ترجمه سلطانیپس او (قارون) و خانهاش را در زمین فرو بردیم پس او غیر از خداوند گروهی نداشت که او را یاری کنند و از یاری شدگان نبود
- ترجمه راستینپس (از اندک زمانی) ما هم او را با خانه (و گنج و دارایی) اش به زمین فرو بردیم و هیچ حزب و جمعیتی نداشت که او را در برابر خدا یاری کنند و خود هم نتوانست خویش را یاری دهد.
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ
و کسانی که تا دیروز مکان (جایگاه) او را آرزو میکردند [بعد از فرو رفتن او] بامدادان میگفتند: ای وای که این خداوند است که روزی را بر کسی از بندگانش که بخواهد بسط میدهد و تنگ میکند [و بسط رزق و تقدیر (تنگ گرفتن) آن نه به مشیّت بندگان است چنانکه قارون گفت، و نه برای هَوان (خواری و ناتوانی)، یا کرامت از خداوند است] اگر خداوند [به عدم اعطاء به ما مثل آنچه که به قارون اعطاء شد، آنگونه که ما آن را تمنّا میکردیم] بر ما منّت ننهاده بود حتماً ما را فرو میبرد، ای وای که کافران [مثل قارون] رستگار نمیشوند
- ترجمه سلطانیو کسانی که تا دیروز مکان (جایگاه) او را آرزو میکردند بامدادان میگفتند: ای وای که این خداوند است که روزی را بر کسی از بندگانش که بخواهد بسط میدهد و تنگ میکند اگر خداوند بر ما منّت ننهاده بود حتماً ما را فرو میبرد، ای وای که کافران رستگار نمیشوند
- ترجمه راستینصبحگاه هم آنان که روز گذشته (ثروت و) مقام او را آرزو میکردند با خود میگفتند: ای وای (بر ما و آرزوهای ما) گویی خداست که هر که از بندگان خود را خواهد روزی فراوان دهد و (هر که را خواهد) تنگ روزی کند، اگر نه این بود که خدا بر ما منّت گذاشت (و غرور و ثروت قارون نداد) ما را هم (مثل او) در زمین فرو بردی!ای وای که گویا کافران را هرگز فلاح و رستگاری نیست!
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
این خانهٔ آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین نه برتری میجویند و نه فسادی [میکنند مَقرّ] قرار میدهیم و عاقبت [نیک] برای پرهیز کنندگان [از آن] است
- ترجمه سلطانیاین خانهٔ آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین نه برتری میجویند و نه فساد (میکنند) قرار میدهیم و عاقبت (نیک) برای پرهیز کنندگان (از آن) است
- ترجمه راستینما این دار (بهشت ابدی) آخرت را برای آنان که در زمین اراده علوّ و فساد و سرکشی ندارند مخصوص میگردانیم و حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
کسی که نیکیی آورد پس بهتر از آن برای او هست و کسی که بدیی آورد پس کسانی که عمل بد کردهاند پس جز به [نفس] آنچه که عمل میکردهاند مجازات نمیشوند
- ترجمه سلطانیکسی که نیکیی آورد پس بهتر از آن برای او هست و کسی که بدیی آورد پس کسانی که عمل بد کردهاند پس جز به آنچه که عمل میکردهاند مجازات نمیشوند
- ترجمه راستینهر که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد، و هر کس که عمل بد کند بدکاران جز به همان اعمال بد مجازات نشوند..
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
همانا کسی که قرآن را بر تو فرض (واجب، عیّن، نشان دادن، انتخاب کردن و برگزیدن) کرده [یا عمل به آنچه که در آن است را از اعمال آن و اخلاق آن بر تو سنّت نمود] هرآینه بازگردانندهٔ تو به معاد [یعنی محلّ بازگشت، مکّه، محلّی که در آن بودهای سپس از آن خارج شدهای و عود به آن را میخواهی] است بگو: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را آورده [یعنی آنچه از اعمال حسنه که با آن به جنّت و نعیم آن یا به خداوند و قرب او هدایت میکند را آورده یا کسی که وصف اهتداء به سوی دین را میآورد] و کسی که او در گمراهی واضح است
- ترجمه سلطانیهمانا کسی که قرآن را بر تو فرض (واجب) کرده هرآینه بازگردانندهٔ تو به محلّ بازگشت است بگو: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را آورده و کسی که او در گمراهی واضح است
- ترجمه راستین(ای رسول ما، یقین دان که) آن خدایی که (احکام) قرآن را بر تو فرض گردانید (و ابلاغ آن را وظیفه تو قرار داد) البته تو را به جایگاه خود (مکه یا بهشت ابد) باز خواهد گرداند. (تو با مردم) بگو که خدای من به حال آن که محقق در هدایت و آن که در ضلالت آشکار است (از هر کس) داناتر است.
- ترجمه الهی قمشهای٨٦ وَمَا كُنْتَ تَرْجُو أَنْ يُلْقَىٰ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِلْكَافِرِينَ
و امیدوار نبودی که این کتاب [یعنی نبوّت و قرآن] به تو القاء شود [لکن آن] به عنوان رحمت از پروردگارت است، پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش [زیرا کتاب نعمتی و نبوّت نعمتی عظیم است پس آن دو را دربارهٔ دشمنان معطی (عطاء کننده) صرف مکن]
- ترجمه سلطانیو امیدوار نبودی که این کتاب به تو القاء شود (لکن آن) به عنوان رحمت از پروردگارت است، پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش
- ترجمه راستینو تو خود امید آنکه این کتاب بزرگ (قرآن) بر تو نازل شود نداشتی جز آنکه لطف و رحمت خدا تو را به رسالت برگزید، پس (به شکرانه این رحمت) هیچ گاه به کافران نصرت و یاری مکن.
- ترجمه الهی قمشهای٨٧ وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و نباید بعد آنکه به تو نازل شده تو را از آیات [تکوینی] خداوند [از احکام رسالت و غرایب آخرت] باز دارند [به اینکه به آنها عمل نکنی و آنها را فراموش نمایی، و از آیات تدوینی او به اینکه به آنها عمل نکنی و آنها را ترک کنی] و [با گفتار با یادآوری کردن این آیات، و با افعال و اخلاق و احوال به عمل به این آیات، و به علی (ع)] به پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکین [به ولایت علی (ع)] مباش
- ترجمه سلطانیو نباید بعد از آنکه به تو نازل شده تو را از آیات خداوند باز دارند و به پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکین مباش
- ترجمه راستینو زنهار!کافران تو را از (تبلیغ) آیات خدا پس از آنکه بر تو نازل شد منع نکنند، و (همیشه خلق را) به سوی پروردگارت دعوت کن و از مشرکان (و هم عقیدت و خوی آنان) مباش.
- ترجمه الهی قمشهای٨٨ وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و با الله به اله دیگری [از اصنام و کواکب و اهویه، یا با علی (ع) در ولایتش به ولیّ دیگری] دعوت مکن، خدایی جز او نیست، هر چیزی هلاک شدنی است مگر وجه او (وجه الله)، حکم برای او است [و نه برای غیر او] و به او بازگردانده میشوید.
- ترجمه سلطانیو با الله به اله دیگری مخوان (دعوت مکن)، خدایی جز او نیست، هر چیزی هلاک شدنی است مگر وجه او، حکم برای او است و به او بازگردانده میشوید.
- ترجمه راستینو هرگز با خدای یکتا دیگری را به خدایی مخوان، که جز او هیچ خدایی نیست، هر چیزی جز ذات پاک الهی هالک الذّات و نابود است، فرمان با او و رجوع شما به سوی اوست.
- ترجمه الهی قمشهای