سورهٔ قصص

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۸۸
نام‌های سوره:
قصص، موسی، فرعون
نمایش آیات ۱ الی ۸۸
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


١ طسم

«طسم»

- ترجمه سلطانی

طسم

- ترجمه راستین

طسم (شاید اشاره به اسماء اللّه باشد یا نام سوره است و قسم به آن یاد شده).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ

این آیات کتاب روشنگر است

- ترجمه سلطانی

این آیات کتاب روشنگر است

- ترجمه راستین

این است آیات کتاب خدا که روشن کننده (راه حق از باطل و هدایت از گمراهی) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ نَتْلُو عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

که از خبر موسی و فرعون بر تو به حقّ تلاوت می‌کنیم برای [انتفاع] گروهی که ایمان می‌آورند

- ترجمه سلطانی

که از خبر موسی و فرعون بر تو به حقّ تلاوت می‌کنیم برای (انتفاع) گروهی که ایمان می‌آورند

- ترجمه راستین

ما از حکایت موسی و فرعون به حق بر تو بیان می‌کنیم تا اهل ایمان از دانستن آن منتفع شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ

همانا فرعون در سرزمین [مصر] برتری جُست و اهل آنجا را فرقه فرقه قرار داد [به اینکه قِبطی را با انواع کرامت مکرّم (گرامی) و سِبطی را با انواع اهانت مهان (خوار) قرار داد] که طایفه‌ای از آنها را ضعیف می‌کرد که پسران آنها را کشتار می‌کرد و زنانشان را زنده می‌خواست همانا او [با منع اهل آن از طلب کمالشان و وصول به رسول یا امام، یا با قتل و استعباد بدون استحقاق در زمین] از فساد کنندگان بود

- ترجمه سلطانی

همانا فرعون در سرزمین (مصر) برتری جُست و اهل آنجا را فرقه فرقه قرار داد که طایفه‌ای از آنها را ضعیف می‌کرد که پسران آنها را کشتار می‌کرد و زنانشان را زنده می‌خواست همانا او از فساد کنندگان بود

- ترجمه راستین

همانا فرعون در زمین (مصر) تکبر و گردنکشی آغاز کرد و میان اهل آن سرزمین تفرقه و اختلاف افکند، طایفه‌ای از آنها (بنی اسرائیل) را سخت ضعیف و ذلیل می‌کرد، پسرانشان را می‌کشت (که مبادا به ظهور موسی قدرت یابند) و زنانشان را زنده می‌گذاشت (که به خدمت پردازند) . همانا فرعون مردی بسیار مفسد و بد اندیش بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

و می‌خواهیم که بر کسانی که در زمین به ضعف کشانده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را امامانی (پیشوایانی) قرار دهیم [که به آنها اقتداء شود] و [با ظهور قائم عجّل الله فرجه و بر زمین عالم صغیرشان با خلاص آنها از دست فرعون و قومش] آنان را وارثان [بر این زمین] قرار دهیم

- ترجمه سلطانی

و می‌خواهیم که بر کسانی که در زمین به ضعف کشانده شده‌اند منّت گذاریم و آنان را امامانی (پیشوایانی) قرار دهیم و آنان را وارثان قرار دهیم

- ترجمه راستین

و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منّت گذارده و آنها را پیشوایان (خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۷

٦ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ

و آنان را در زمین [در عالم کبیر در جملهٔ زمین یا در سرزمین مصر یا در زمین وجودشان] متمکّن سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو [یعنی به فرعون موسى (ع) یا فرعون اهل بیت یا فرعون عالم صغیر] از آنان (مستضعفین) نشان دهیم آنچه را که [از ذهاب (از بین رفتن) ملکشان به دست مردی از بنی اسرائیل از آن] حذر می‌کردند

- ترجمه سلطانی

و آنان را در زمین متمکّن سازیم و به فرعون و هامان و لشکریان آن دو از آنان نشان دهیم آنچه را که (از آن) حذر می‌کردند

- ترجمه راستین

و در زمین به آنها قدرت و تمکین بخشیم و به چشم فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از آن اندیشناک و ترسان بودند از سوی آنان بنماییم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ

و [بعد آنکه موسى (ع) متولّد شد] به مادر موسی وحی کردیم که به او شیر بده و وقتی که [از قتل و اطّلاع پاسداران] بر او بیمناک شدی پس او را در دریا بیفکن و [از غرق شدن و گم شدن و کشته شدن بر او] نترس و [بر فراق او] اندوهناک مشو همانا ما او را [بطور سالم] به تو بر می‌گردانیم [تا قرّهٔ (روشنی بخش، خشکی اشک) چشمت شود و انیس (مأنوس) تو باشد] و او را از فرستادگان قرار می‌دهیم

- ترجمه سلطانی

و به مادر موسی وحی کردیم که به او شیر بده و وقتی که بر او بیمناک شدی پس او را در دریا بیفکن و نترس و اندوهناک مشو همانا ما او را به تو بر می‌گردانیم و او را از فرستادگان قرار می‌دهیم

- ترجمه راستین

و به مادر موسی وحی کردیم که طفلک را شیر ده و چون (از آسیب فرعونیان) بر او ترسان شوی به دریایش افکن و دیگر هرگز مترس و محزون مباش که ما او را به تو باز آوریم و هم از پیغمبران مرسلش گردانیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ

[و چون پاسداران برای تفتیش آمدند وی موسی (ع) را در تابوت نهاد و او را به دریا افکند] پس آل فرعون او را برگرفتند تا [عاقبت] به عنوان دشمن و اندوه برای آنها بشود همانا فرعون و هامان و لشکریان آن دو خطاءکار (عاصی بر پروردگارشان) بودند

- ترجمه سلطانی

پس آل فرعون او را برگرفتند تا (عاقبت) به عنوان دشمن و اندوه برای آنها بشود همانا فرعون و هامان و لشکریان آن دو خطاءکار بودند

- ترجمه راستین

اهل بیت فرعون (آسیه) موسی را (از دریا) بر گرفت تا در نتیجه دشمن و مایه اندوه آل فرعون شود (و به مشیّت خدا فرعون دشمن بزرگ خود موسی را به دامان بپرورد) که همانا فرعون و هامان و لشکریانشان بسیار نادان و خطا کار بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

و زن فرعون گفت: [این فرزند] روشنی چشم من و تو است او را نکشید چه بسا که او به ما [دو تا] نفع برساند یا او را به فرزندی بگیریم و (حال آنکه) آنان نمی‌فهمیدند [که او موسی (ع) است که خراب مُلکشان به دست او است]

- ترجمه سلطانی

و زن فرعون گفت: (این فرزند) روشنی چشم من و تو است او را نکشید چه بسا که او به ما (دو تا) نفع برساند یا او را به فرزندی بگیریم و (حال آنکه) آنان نمیفهمیدند

- ترجمه راستین

و زن فرعون گفت: این کودک (مایه نشاط دل و) نور دیده من و توست، او را مکشید، باشد که در خدمت ما سودمند افتد و یا او را به فرزندی خود برگیریم، و آنها (از حقیقت حال موسی و تقدیر ازلی حق) بی‌خبر بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠ وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

و دل مادر موسی [برای غلبهٔ دهشت (ترس)] خالی [از عقل یا خالی از هر چیزی جز از یاد موسی (ع) یا از حزن برای اتّکالش بر وعدهٔ خداوند یا فارغ از تذکّر وحی که خداوند تعالی به او وحی کرده بود با فراموش کردن او آن وحی را] گشت، اگر ما قلب او را استوار نمی‌کردیم [تا در فراغ (جای خالی) او بر فراق (جدایی) موسی (ع) ناآرامی نکند و مضطرب نشود] تا از مؤمنان [تصدیق کنندهٔ وحی و صدق وعده، یا از مؤمنان به خداوند] باشد نزدیک بود تا آن را [یعنی غم خویش را یا خبر او را] آشکار سازد

- ترجمه سلطانی

و دل مادر موسی خالی گشت، اگر ما قلب او را استوار نمیکردیم تا از مؤمنان باشد نزدیک بود تا آن را آشکار سازد

- ترجمه راستین

و مادر موسی دلش (از هر چیز جز یاد طفلش) فارغ شد (و به حدی غم و اندوه قلبش را فرا گرفت که) اگر نه ما دلش را بر جای نگاه داشتیم تا ایمانش بر قرار ماند نزدیک بود راز درونش را آشکار سازد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

و به خواهر او گفت: که او (موسی) را پی بگیر و از دور چشم به او داشت و (حال آنکه) آنان شعور نمی‌ورزیدند (نمی‌فهمیدند) [که او خواهر موسی است]

- ترجمه سلطانی

و به خواهر او گفت: که او (موسی) را پی بگیر و از دور چشم به او داشت و (حال آنکه) آنان شعور نمی‌ورزیدند (نمی‌فهمیدند)

- ترجمه راستین

و (آن گاه مادر موسی) به خواهر او گفت که از پی طفلم رو. خواهر رفت و موسی را از دور دید (و شناخت) ولی آل فرعون بی‌خبر بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ

و از قبل [در آن سه روز قبل از آمدن خواهرش] شیر دهندگان را بر او (موسی) ممنوع کرده بودیم [و فرعون با غمی شدید بر آن غم می‌خورد] پس [خواهرش] گفت: آیا شما را به اهل خانه‌ای که او را برای شما سرپرستی کنند راهنمایی کنم؟ و (در حالی که) آنها خیرخواه او هستند [گفتند: بلی؛ پس مادرش را آورد و چون مادرش او را در آغوش خود گرفت و پستانش را به دهان او گذاشت گرفت و نوشید، و فرعون و اهلش خوشحال شدند و مادر او را گرامی داشتند و فرعون به او گفت: او را برای ما تربیت کن که ما برای تو قطعاً کارها خواهیم کرد]

- ترجمه سلطانی

و از قبل شیر دهندگان را بر او ممنوع کرده بودیم پس گفت: آیا شما را به اهل خانه‌ای که او را برای شما سرپرستی کنند راهنمایی کنم؟ و (در حالی که) آنها خیرخواه او هستند

- ترجمه راستین

و ما پیش از آن، شیر هر دایه‌ای را بر او حرام کردیم، و خواهر موسی گفت: آیا مایلید که من شما را بر خانواده‌ای که دایه و پرستار این طفل شوند و در کمال محبت و مهربانی تربیت کنند رهنمایی کنم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

پس او را نزد مادرش برگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوه مخورد و تا بداند که وعدهٔ خداوند [به ردّ (بازگرداندن) موسی به او] حقّ است و لکن بیشتر آنان نمی‌دانند [که وعدۀ خداوند حقّ است]

- ترجمه سلطانی

پس او را نزد مادرش برگرداندیم تا چشمش روشن شود و اندوه مخورد و تا بداند که وعدهٔ خداوند حقّ است و لکن بیشتر آنان نمی‌دانند

- ترجمه راستین

و بدین وسیله ما موسی را به مادرش برگردانیدیم تا دیده‌اش روشن شود و حزن و اندوهش به کلی برطرف گردد و نیز به طور یقین بداند که وعده خدا حق است، لیکن اکثر آنان از این حقیقت آگاه نیستند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

١٤ وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ

و چون او بالغ اشدّ و استوار شد به او حکمت [دقّت در عمل به حیثی که امثال او از مثل عمل او عاجز شوند] و علمی [عظیم] دادیم و این‌چنین به نیکوکاران جزاء می‌دهیم

- ترجمه سلطانی

و چون او بالغ اشدّ و استوار شد به او حکمت و علم (ی عظیم) دادیم و این‌چنین به نیکوکاران جزاء می‌دهیم

- ترجمه راستین

و چون موسی به سن عقل و رشد رسید و حد کمال یافت ما به او حکم نبوت و مقام علم عطا کردیم و چنین پاداش به مردم نیکوکار می‌دهیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَٰذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ قَالَ هَٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ

و در حین غفلت از اهل آنجا به شهر داخل شد و دو مرد، یکی از پیروانش و یکی از دشمنانش را در آنجا یافت که با هم زد و خورد (خصومت) می‌کنند پس کسی که از پیروان او بود از او علی (بر زیان) کسی که از دشمنان او بود یاری خواست پس موسی به او مشتی زد و او را از پای درآورد (کُشت)، [موسی] گفت: این [با هم جنگیدن یا تعجیل در قتل او یا این کافر] از عمل شیطان است همانا او [برای بنی آدم] دشمن گمراه کنندهٔ واضحی است

- ترجمه سلطانی

و در حین غفلت از اهل آنجا به شهر داخل شد و دو مرد، یکی از پیروانش و یکی از دشمنانش را در آنجا یافت که با هم زد و خورد میکنند پس کسی که از پیروان او بود از او علی (بر زیان) کسی که از دشمنان او بود یاری خواست پس موسی به او مشتی زد و او را از پای درآورد، (موسی) گفت: این از عمل شیطان است همانا او دشمن گمراه کنندهٔ واضحی است

- ترجمه راستین

و موسی (روزی) بی‌خبر اهل مصر به شهر در آمد، آنجا دید که دو مرد با هم به قتال مشغولند، این یک از شیعیان وی (یعنی از بنی اسرائیل) بود و آن یک از دشمنان (یعنی از فرعونیان) بود، در آن حال آن شخص شیعه از موسی دادخواهی و یاری بر علیه آن دشمن خواست، موسی مشتی سخت بر آن دشمن زد، قضا را بدان ضربت او را کشت. موسی گفت: این کار از فریب و وسوسه شیطان بود (تا این کافر ظالم را با مؤمنی به قتال برانگیخت و عاقبت به هلاکت رسید) که دشمنی شدید شیطان و گمراه ساختن آدمیان به سختی آشکار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

[موسی] گفت: پروردگارا همانا من به خودم ستم کرده‌ام پس بر من بیامرز پس بر او آمرزید همانا او بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگارا همانا من به خودم ستم کرده‌ام پس بر من بیامرز پس بر او آمرزید همانا او بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

(آن‌گاه موسی) گفت: ای خدا، من بر خویش ستم کردم (که به این عمل خود را به فتنه فرعونیان انداختم) تو از من در گذر، خدا هم از او در گذشت که اوست بسیار آمرزنده و مهربان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ

[موسی] گفت: پروردگارا به آنچه که به من انعام کردی [از قوّتی که با آن با مُشت زدنی قدرت بر قتل یافتم] پس هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود [چنانکه در این بار پشتیبان گشتم]

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگارا به آنچه که به من انعام کردی پس هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود

- ترجمه راستین

موسی باز گفت: ای خدا، به شکرانه این نعمت (نیرو) که مرا عطا کردی من هم بدکاران را هرگز یاری نخواهم کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ

و [موسی در روز دوّم] صبح کرد [در حالی که] در شهر [از فرعون و قومش برای شایع شدن خبر اجتماع سبطیان علیه (بر او) و شایع شدن قتل او یک قبطی را] بیمناک انتظار [اخباری از فرعون و قومش در حقّ خود را] می‌کشید پس ناگاه کسی که دیروز از او (موسی) یاری خواسته بود از او [مجدداً] فریادرسی کرد، موسی به او گفت: همانا تو البتّه بر خطای آشکاری هستی [دیروز با مردی جنگ کردی و امروز با دیگری می‌جنگی]

- ترجمه سلطانی

و در شهر صبح کرد (در حالی که) بیمناک انتظار می‌کشید پس ناگاه کسی که دیروز از او (موسی) یاری خواسته بود از او (مجدداً) فریادرسی کرد، موسی به او گفت: همانا تو البتّه بر خطای آشکاری هستی

- ترجمه راستین

موسی (پس از کشته شدن قبطی و نجات سبطی) از توقف به شهر مصر بیمناک شد و مراقب دشمن بود، ناگاه همان کس که روز گذشته از او یاری جسته بود باز او را به داد خواهی خواند. موسی به او گفت: پیداست تو سخت گمراهی!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُمَا قَالَ يَامُوسَىٰ أَتُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ

پس چون (موسی) خواست به کسی که او دشمن آن دو بود حمله‌ور شود، گفت: ای موسی آیا می‌خواهی مرا بکشی همانطور که دیروز نفسی را کشتی! نمی‌خواهی مگر اینکه در زمین زورگو باشی، و نمی‌خواهی که از صلحجویان باشی

- ترجمه سلطانی

پس چون (موسی) خواست به کسی که او دشمن آن دو بود حمله‌ور شود، گفت: ای موسی آیا می‌خواهی مرا بکشی همانطور که دیروز نفسی را کشتی! نمی‌خواهی مگر اینکه در زمین زورگو باشی، و نمی‌خواهی که از صلحجویان باشی

- ترجمه راستین

و چون خواست دست به قبطی دشمن دراز کند (قبطی) فریاد کرد: ای موسی مرا هم می‌خواهی مانند شخص دیروز به قتل رسانی؟معلوم است که تو در این سرزمین قصدی جز گردنکشی و جباری نداری و هیچ نخواهی مشفق و مصلح باشی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَامُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ

و مردی (حزقیل) از دورترین [جای] شهر آمد [در حالی] که شتاب می‌ورزید گفت ای موسی همانا رؤساء با هم دربارهٔ [گرفتن تو و قتل] تو دسیسه می‌چینند (مشورت می‌کنند) تا تو را بکشند پس [از سرزمین مصر] خارج شو همانا من از دوستداران تو هستم

- ترجمه سلطانی

و مردی از دورترین (جای) شهر آمد (در حالی) که شتاب می‌ورزید گفت ای موسی همانا رؤساء با هم دربارهٔ تو دسیسه می‌چینند تا تو را بکشند پس خارج شو همانا من از دوستداران تو هستم

- ترجمه راستین

و در این حال مردی (مؤمن) از دورترین نقاط شهر مصر شتابان آمد و گفت: ای موسی رجال دربار فرعون در کار تو شورا می‌کنند که تو را به قتل رسانند، به زودی از شهر بیرون گریز، که من درباره تو بسیار مشفق و مهربانم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

پس [موسی] از آنجا ترسان و مراقب خارج شد، گفت: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده

- ترجمه سلطانی

پس (موسی) از آنجا ترسان و مراقب خارج شد، گفت: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده

- ترجمه راستین

موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی و مراقبت از دشمن بیرون رفت، گفت: بار الها، مرا از شر (این) قوم ستمکار نجات ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٢٢ وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ

و چون رو به سمت مدین نهاد گفت: چه بسا پروردگارم مرا به راه سواء (میان دو طرف چیزی، درست، مستوی) [در دینم و دنیایم] هدایت کند {مدین در سلطهٔ فرعون نبود و به اسم مدین فرزند ابراهیم نامیده شده بود}

- ترجمه سلطانی

و چون رو به سمت مدین نهاد گفت: چه بسا پروردگارم مرا به راه سواء (میان دو طرف چیزی، درست، مستوی) هدایت کند

- ترجمه راستین

و چون رو به جانب شهر مدین آورد، با خود گفت: امید است که خدا مرا به راه‌مستقیم هدایت فرماید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٣ وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

و چون به آب مدین رسید [و آن چاه آنها بود] گروهی از مردم را بر آن یافت که [از چاه به مواشی خود] آب می‌دادند و غیر از آنها دو زن را یافت که آن دو [گوسفندان خود را از آب] دور می‌کنند (مانع می‌شوند)، [موسی] گفت: کار (شأن) شما دو تا چیست [که گوسفندانتان را از آبشخور منع می‌کنید؟] آن دو [دختر] گفتند: [هنگام مزاحمت (ازدحام) مردم به گوسفندانمان] آب نمی‌دهیم تا آنکه چوپان‌ها [گلّه‌های خود را] برگردانند [و منتظر فضول (مازاد) آب هستیم که با آن سیراب کنیم و ما بر آب دادن (آب کشیدن) از چاه قدرت نداریم] و پدر ما پیرمرد و مسنّ (کهنسال) است [که خودش قدرت ندارد بر اینکه متولّی آب دادن شود]

- ترجمه سلطانی

و چون به آب مدین رسید گروهی از مردم را بر آن یافت که (از چاه به مواشی خود) آب می‌دادند و غیر از آنها دو زن را یافت که آن دو (گوسفندان خود را) دور می‌کنند، (موسی) گفت: کار شما دو تا چیست آن دو (دختر) گفتند: آب نمی‌دهیم تا آنکه چوپان‌ها (گلّه‌های خود را) برگردانند و پدر ما پیرمرد و مسنّ (کهنسال) است

- ترجمه راستین

و چون بر سر چاه آبی حوالی شهر مدین رسید آنجا جماعتی را دید که (حشم و گوسفندانشان را) سیراب می‌کردند و دو زن را یافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و منع اختلاط گوسفندانشان مشغول بودند. موسی گفت: شما اینجا چه می‌کنید و کار مهمتان چیست؟آن دو زن پاسخ دادند که ما گوسفندان خود را سیراب نمی‌کنیم تا مردان گوسفندانشان را سیراب کرده باز گردند و پدر ما شیخی سالخورده و فرتوت است (و مرد دیگری نداریم، ناچار ما را به شبانی گوسفندان فرستاده است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

پس [موسی گوسفندان آن دو را] برای آن دو آب داد سپس [در حالی که او گرسنه بود] به سایه برگشت و گفت: پروردگارا همانا من بر آنچه از خیر که به من نازل کردی [همان جوعی (گرسنگی) است که به سبب آن انسان طلب غذاء می‌کند، و بقای او و تعیّش (زندگی کردن) او به غذاء می‌باشد و اگر گرسنه نشود غذاء طلب نمی‌کند، و تعیّش و عبادت برایش میسّر نمی‌شود، و مریضی که محتاج به معالجه می‌شود] درویشم (نیازمندم) [یعنی محتاج به غذاء هستم]

- ترجمه سلطانی

پس (موسی گوسفندان آن دو را) برای آن دو آب داد سپس به سایه برگشت و گفت: پروردگارا همانا من بر آنچه از خیر که به من نازل کردی درویشم (نیازمندم)

- ترجمه راستین

موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و (با حالی خسته) رو به سایه درختی آورد و گفت: بار الها، من به خیری (یعنی زندگانی و قوت و غذایی) که تو (از خوان کرمت) نازل فرمایی محتاجم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

پس یکی از آن دو [دختر] نزد او (موسی) آمد [در حالی که] با حفظ حیاء راه می‌رفت [به حیثی که سخن گفتن و نه راه رفتن بین دستان (پیشاپیش) مردان چنان که سزد برای او ممکن نمی‌شد] گفت: همانا پدرم (شعیب) تو را دعوت می‌کند تا مزد آنچه که برای ما آب کشیدی را به تو جزاء دهد پس چون (موسی) نزد او (شعیب) آمد و قصّه‌ها را بر او قصّه کرد (شعیب) گفت: نترس که از قوم ستمگران نجات یافته‌ای [برای اینکه سرزمین ما در مملکت او نیست]

- ترجمه سلطانی

پس یکی از آن دو (دختر) نزد او (موسی) آمد (در حالی که) با حفظ حیاء راه می‌رفت گفت: همانا پدرم (شعیب) تو را دعوت می‌کند تا مزد آنچه که برای ما آب کشیدی را به تو جزاء دهد پس چون (موسی) نزد او (شعیب) آمد و قصّه‌ها را بر او قصّه کرد (شعیب) گفت: نترس که از قوم ستمگران نجات یافته‌ای

- ترجمه راستین

(موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه می‌رفت باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد. چون موسی نزد او (یعنی شعیب پدر آن دختر) رسید و سرگذشت خود را بر او حکایت کرد (شعیب) گفت: اینک هیچ مترس که از شر قوم ستمکار نجات یافتی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَاأَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

یکی از آن دو [دختر] گفت: ای پدر من، او را [برای چرانیدن گوسفندان] اجیر کن همانا بهترین کسی است که اجیر کنی [که این] قوی و امین است

- ترجمه سلطانی

یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر من، او را اجیر کن همانا بهترین کسی است که اجیر کنی (که او) قوی و امین است

- ترجمه راستین

یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر این مرد را (که به شجاعت و امانت آراسته است) به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزینی کسی است که توانا و امین باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

[شعیب] گفت: همانا من می‌خواهم که یکی از این دو دختران خود را به نکاح تو درآورم بنابر اینکه [به مدّت] هشت سال اجیر من شوی [برای من کار کنی]، پس اگر ده [سال] را تمام کنی، پس نزد (به اختیار) تو است، و نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم، که اگر خداوند بخواهد مرا از صالحان خواهی یافت

- ترجمه سلطانی

(شعیب) گفت: همانا من می‌خواهم که یکی از این دو دختران خود را به نکاح تو درآورم بنابر اینکه (به مدّت) هشت سال اجیر من شوی (برای من کار کنی)، پس اگر ده (سال) را تمام کنی، پس نزد (به اختیار) تو است، و نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم، که اگر خداوند بخواهد مرا از صالحان خواهی یافت

- ترجمه راستین

شعیب (به موسی) گفت: من اراده آن دارم که یکی از این دو دخترم را به نکاح تو در آورم بر این مهر که هشت سال خدمت من کنی و اگر ده سال تمام کنی (آن دو سال) به میل و اختیار تو، و من (در این نکاح) رنج بر تو نمی‌خواهم نهاد، ان شاء اللّه مرا شخص شایسته (این خدمت) خواهی یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ

[شعیب] گفت: آن بین من و تو است، هر یک از آن دو [مدّت] را که به سرانجام برسانی، آنگاه به من تعدّیی نشده و خداوند به آنچه که می‌گوییم وکیل است

- ترجمه سلطانی

(شعیب) گفت: آن بین من و تو است، هر یک از آن دو (مدّت) را که به سرانجام برسانی، آنگاه به من تعدّیی نشده و خداوند به آنچه که می‌گوییم وکیل است

- ترجمه راستین

موسی گفت: این عهد میان من و توست هر کدام از دو مدت را (در خدمت) به انجام رسانم بر من ستمی نباشد (و نباید باز خواست شوم) و خدا بر این قول (و عهد) ما وکیل است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٢٩ فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ

و چون موسی آن مدّت را سپری کرد و خانواده‌اش را حرکت داد [و شب آنان را فرا گرفت و گوسفندانش پراکنده شدند و سرمای شدید و باد به آنان اصابت کرد و زوجه‌اش به درد زایمان گرفتار شد] از جانب طور آتشی را مشاهده کرد [به آن توجّه کرد و از استیحاش (وحشت زدگی) خود اطمینان (طمأنینه، آرام گرفتن) یافت] به اهل (خانواده) خود گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده‌ام تا شاید از آنجا خبری [یعنی خبر راه یا خبر آتش و صاحب آن، یا خبر کسی که به او انس بگیریم یا خبر یک آبادی] یا قطعه‌ای [چوب افروخته] از آن آتش را برای شما بیاورم تا شاید شما گرم شوید

- ترجمه سلطانی

و چون موسی آن مدّت را سپری کرد و خانواده‌اش را حرکت داد از جانب طور آتشی را مشاهده کرد، به اهل (خانواده) خود گفت: درنگ کنید که من آتشی دیده‌ام تا شاید از آنجا خبری یا قطعهای از آن آتش را برای شما بیاورم تا شاید شما گرم شوید

- ترجمه راستین

آن‌گاه که موسی عهد خدمت به پایان رسانیده و با اهل بیت خود (از حضور شعیب) رو به دیار خویش کرد (در راه) آتشی از جانب طور دید، به اهل بیت خود گفت: شما در اینجا مکث کنید که از دور آتشی به نظرم رسید (می‌روم تا) شاید از آن خبری بیاورم یا برای گرم شدن شما شعله‌ای برگیرم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٠ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَامُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

پس چون نزد آن آمد از جانب وادی ایمن (راست) در آن جایگاه مبارک (پُر خیر) [در سرزمین شام] از درخت نداء داده شد که ای موسی همانا من الله پروردگار جهانیان هستم

- ترجمه سلطانی

پس چون نزد آن آمد از جانب وادی ایمن (راست) در آن جایگاه مبارک (پُر خیر) از درخت نداء داده شد که ای موسی همانا من الله پروردگار جهانیان هستم

- ترجمه راستین

چون موسی به آن آتش نزدیک شد به او از جانب راست آن وادی در آن بارگاه مبارک از آن درخت (مقدس) ندایی رسید که ای موسی منم خدای یکتا پروردگار جهانیان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَامُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ

و [موسی گفت: و چه دلیلی بر آن هست؟ خدای عزّ و جلّ فرمود: چه در یمین (راست) تو است ای موسی؟ گفت: این عصای من است، فرمود:] اینکه عصایت را بیفکن پس [موسی آن را انداخت] چون آن را دید که مانند جنّ (مار سیاه چشم غیر موذی) می‌جنبد پشت کرده دوری جُست و به عقب برنگشت [التفات به عقب خود نکرد، به خلاف حال فرار او از آتش]، [نداء داده شد:] ای موسی رو کن و نترس که تو از ایمن شدگان [از مخاوف (محل‌های هولناک)] هستی

- ترجمه سلطانی

و اینکه عصایت را بیفکن پس چون آن را دید که مانند جنّ (مار) می‌جنبد پشت کرده دوری جُست و به عقب برنگشت، ای موسی رو کن و نترس که تو از ایمن شدگان هستی

- ترجمه راستین

و تو (در این مقام) عصای خود بیفکن. چون (عصا افکند و) بر آن نگریست و دید که گویی اژدهایی مهیب و سبک خیز است رو به فرار نهاد و واپس نگردید. (در آن حال بدو خطاب شد) ای موسی پیش آی و مترس که تو از ایمنان هستی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ

دستت را در گریبانت ببر که بدون عیبی درخشان بیرون آید [یعنی بدون علّت (بیماری) بَرَص (سفید شدن پوست)، پس آن را در جَیْب (گریبان، پیرآهن) خود داخل کرد و آن را از آن خارج کرد و دنیا بر او روشن شد] و بالت (دستت) را از ترسیدن به سوی خود جمع کن [به خاطر رَهْب (ترسیدن) تا خوف تو تسکین یابد] {زیرا گذاشتن دست و بازو بر قلب بر سکون از اضطراب کمک می‌کند} پس این دو [یعنی زنده شدن عصاء و ابیضاض (درخشان شدن) دست] دو برهان (دو ناشی شده) از پروردگار تو [دو منتهی (پایان دهنده)] به فرعون و رؤسای او است همانا آنان قومی فاسق می‌باشند

- ترجمه سلطانی

دستت را در گریبانت ببر که بدون عیبی درخشان بیرون آید و بالت (دستت) را از ترسیدن به سوی خود جمع کن پس این دو دو برهان از پروردگار تو (منتهی) به فرعون و رؤسای او است، همانا آنان قومی فاسق می‌باشند

- ترجمه راستین

دست خود را در گریبان بر تا بی هیچ نقص (برص و) مرضی، سفید و روشن (چون ماه تابان) بیرون آید، و تا (به ظهور این معجزه) از وحشت و اضطراب بیاسایی باز دست به گریبان بر (تا به حال اول برگردد) . این دو (عصا و ید بیضا) از جانب خدایت دو برهان (کامل و دو معجز بزرگ الهی بر رسالت تو) است (اینک برو به رسالت) به سوی فرعون و فرعونیان که قومی فاسق و نابکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ

[موسی در جواب، از جهت استعفاء یا به جهت طلب مظاهرت (پشتیبانی هم کردن) هارون] گفت: پروردگارا همانا من نفسی از آنان را کشته‌ام پس ترسانم که مرا بکشند

- ترجمه سلطانی

(موسی) گفت: پروردگارا همانا من نفسی از آنان را کشته‌ام پس ترسانم که مرا بکشند

- ترجمه راستین

موسی گفت: پروردگارا، من از فرعونیان یک نفر را کشته‌ام و می‌ترسم که مرا به قتل رسانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ

و برادرم هارون او زبانش از من فصیح‌تر است، پس او را به عنوان دستیار با من بفرست که مرا تصدیق کند همانا من ترسانم که مرا تکذیب کنند [و زبان من در ردّ (پاسخ دادن) به آنان و رَدْع (بازداشتن) آنها فصیح نیست و اگر در جوابشان به زبان غیر فصیح حجّت بیاورم از من قبول نمی‌کنند برای کشتن من نفسى از آنان را و غیظ آنان بر من]

- ترجمه سلطانی

و برادرم هارون او زبانش از من فصیح‌تر است، پس او را به عنوان دستیار با من بفرست که مرا تصدیق کند همانا من ترسانم که مرا تکذیب کنند

- ترجمه راستین

و (با این حال اگر از رسالت ناگزیرم) برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش فصیح‌تر از من است با من یار و شریک درکار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که می‌ترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ

[به جهت اجابت بر مسؤل (خواسته) او] گفت: بزودی بازوی تو را به برادرت محکم خواهیم کرد و برای شما دو تا سلطانی قرار می‌دهیم و به شما دو تا به (سبب) آیات ما [ضرری] نمی‌رسانند شما دو تا و کسانی که از شما دو تا تبعیّت کنند غالب هستید [پس موسی (ع) به وعدهٔ او تعالی مطمئن (آرام) شد و به سوی فرعون رفت]

- ترجمه سلطانی

گفت: بزودی بازوی تو را به برادرت محکم خواهیم کرد و برای شما دو تا سلطانی قرار می‌دهیم و به شما دو تا به (سبب) آیات ما (ضرری) نمی‌رسانند شما دو تا و کسانی که از شما دو تا تبعیّت کنند غالب هستید

- ترجمه راستین

خدا به او فرمود که ما به همدستی برادرت (هارون) بسیار بازویت را قوی می‌گردانیم و به شما در عالم، قدرت و حکومتی می‌دهیم که هرگز دشمنان به شما دست نیابند، با این آیات و معجزات (که شما را عطا کردیم) شما و پیروانتان غالب خواهید بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٣٦ فَلَمَّا جَاءَهُمْ مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ

پس چون موسی آیات روشن ما را نزد آنها آورد [از روی جهل و عناد] گفتند: این جز سحر [که بر خداوند] افتراء زده شده نیست و ما این [که کسی توحید خداوند را ادّعاء کند] را در نیاکان خود نشنیده‌ایم

- ترجمه سلطانی

پس چون موسی آیات روشن ما را نزد آنها آورد گفتند: این جز سحر (که بر خداوند) افتراء زده شده نیست و ما این را در نیاکان خود نشنیده‌ایم

- ترجمه راستین

چون موسی با معجزات و آیات ما که (حقانیتش) بر همه روشن بود به سوی فرعونیان آمد باز (آن قوم خود سر و لجوج نادان) گفتند: این معجزات تو جز سحری که ساختگی توست چیز دیگری نیست و ما این گفتار و دعوی که تو داری هیچ از پدران پیشینمان (امم سابقه) نشنیده‌ایم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِنْدِهِ وَمَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

و موسی [بعد از آنکه او را و رسالتش را انکار کردند و معجزاتش و حجّت‌های او را از جهت استشهاد به خداوند و علم او قبول نکردند] گفت: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را از نزد او آورده و به کسی که عاقبت [نیک] سرای را دارد [پس مبالاتی به ردّ شما و انکار شما ندارم] همانا ستمکاران رستگار نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و موسی گفت: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را از نزد او آورده و به کسی که عاقبت (نیک) سرای را دارد همانا ستمکاران رستگار نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و موسی گفت: خدای من به احوال رسولی که از جانب او به هدایت خلق آمده داناتر است و بهتر می‌داند که (از ما مؤمنان و شما کافران) کدام یک عاقبت خوش در دار عقبی خواهیم داشت، محققا ستمکاران عالم هرگز فلاح و رستگاری نخواهند یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٨ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاأَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَاهَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ

و فرعون [بعد از آنکه از حجّت عاجز شد و از معارضه به خاطر مار ترسید به اقبال بر قومش از جهت تخلیط (خلط کردن) آنها و به جهت تسکین خودش از خوف] گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان [برای تَحْجیر (سنگ کردن) گل آتشی] برایم بر گِل بیفروز و برای من برجی [بلند] قرار بده (بناء کن) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

- ترجمه سلطانی

و فرعون گفت: ای رؤساء غیر از خود خدایی برای شما نمی‌شناسم پس ای هامان (برای ساخت آجر) برایم بر گِل (آتشی) بیفروز و برای من برجی (بلند) قرار بده (بساز) تا شاید به خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را از دروغگویان گمان می‌دارم

- ترجمه راستین

و فرعون (با بزرگان قوم خود چنین) گفت: ای مهتران، من هیچ کس را غیر خودم خدای شما نمی‌دانم، (و با وزیرش گفت: ) ای هامان خشتی در آتش پخته و از آن برای من قصری بلند پایه بنا کن تا من بر خدای موسی مطلع شوم هر چند او را (در دعوی رسالت) از دروغگویان می‌پندارم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ

و او و لشکریانش به ناحقّ در آن سرزمین استکبار نمودند و گمان کردند که آنها [با بَعث] به ما بازگردانده نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و او و لشکریانش به ناحقّ در آن سرزمین استکبار نمودند و گمان کردند که آنها به ما بازگردانده نمی‌شوند

- ترجمه راستین

و خلاصه فرعون و سپاهیانش به ناحق در زمین سرکشی و تکبر کردند و چنین پنداشتند که به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ

پس او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را به دریا پرت کردیم پس بنگر که عاقبت ستمگران چگونه بود

- ترجمه سلطانی

پس او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را به دریا پرت کردیم پس بنگر که عاقبت ستمگران چگونه بود

- ترجمه راستین

ما هم از آن ظالم و لشکر و اتباعش سخت مؤاخذه کردیم و همه را به دریا افکندیم، پس بنگر تا عاقبت کار ستمکاران به کجا کشید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ

و آنها را [برای جمع کثیری] امام قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند و در روز قیامت یاری نمی‌شوند [برای اینکه نصر در آن هنگام محصور در خداوند است و اینان برای انکار کردن آنها خداوند را و خلفای او را به توسّط خلفای او به خداوند اتّصال ندارند]

- ترجمه سلطانی

و آنها را (برای جمع کثیری) امام قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند و در روز قیامت یاری نمیشوند

- ترجمه راستین

و ما آن قوم (ظالم) را پیشوایان (ضلالت و) دعوت به دوزخ قرار دادیم و روز قیامت یاری نخواهند شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ

و در این دنیا لعنت (از رحمت طرد کردن) را در پِیِشان کرده‌ایم و در روز قیامت آنها از زشت شد‌گانند

- ترجمه سلطانی

و در این دنیا لعنت را در پِیشان کرده‌ایم و در روز قیامت آنها از زشت شد‌گانند

- ترجمه راستین

و آنها را در این دنیا در پی کردارشان لعن ابد فرستادیم و در آخرت هم از زشترویان (و مردودان درگاه ما) خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و همانا بعد از آنکه پیشینیان را [مثل قوم نوح و هود و صالح و ابراهیم و شعیب (ع)] هلاک کردیم به عنوان بصیرت‌هایی (حجّت‌هایی) و به عنوان هدایت و به عنوان رحمت برای مردم کتاب را [یعنی نبوّت و رسالت و احکام آن دو را یا تورات را] به موسی دادیم با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

و همانا بعد از آنکه پیشینیان را هلاک کردیم به عنوان بصیرت‌هایی (حجّت‌هایی) و به عنوان هدایت و به عنوان رحمت برای مردم کتاب را به موسی دادیم با ترقّب به اینکه آنها متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و همانا ما پس از آنکه (طوایفی از) امم گذشته را (به کیفر کفر) هلاک کردیم به موسی برای بصیرت و هدایت و رحمت خلق کتاب (تورات) را عطا کردیم، باشد که مردم متذکر شوند (و راه خدا پرستی پیش گیرند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۸

٤٤ وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ

و تو در جانب (طرف) غربی [کوه طور] نبودی وقتی که امر را به موسی قضاء (حکم) کردیم [یعنی امر نبوّت را به او رساندیم حینی که بعد از رجوع به سوی مصر خواستیم که نبوّت را به او خبر دهیم یا امر تورات و الواح آن را حینی که در طور به او اعطاء کردیم، یا امر نور ولایت را حینی که کوه مُنْدَکّ (از هم پاشیده، فرو ریخته) شد و موسی (ع) بیهوش فرو افتاد] و تو از شاهدان [بر آن] نبودی

- ترجمه سلطانی

و تو در جانب غربی نبودی وقتی که امر را به موسی قضاء (حکم) کردیم و تو از شاهدان نبودی

- ترجمه راستین

و تو آن هنگام که ما به موسی مقام نبوت و فرمان الهی عطا کردیم در جانب غربی کوه طور اصلا نبودی و حضور نداشتی (و حکایت او به وحی بر تو روشن گردید).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَلَٰكِنَّا أَنْشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنْتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ

و لکن [آن را به تو وحی کردیم پس آن را آنطور که آن هست می‌دانی] ما اممی (امّت‌های پشت سر هم بسیاری، نسل‌هایی) را ایجاد کردیم پس روزگار بر آنان طولانی شد [و از کسانی که شاهد آنها بودند احدی باقی نمانده و از کسانی که از طریق اخبار صحیح بر آنها اطّلاع یافته بودند بودند احدی باقی نمانده تا که از آنها به تو خبر دهد] و تو در میان اهل مدین (قریهٔ شعیب) مقیم نبودی که آیات ما را بر آنان بخوانی [تا اِخبار تو از آنها از روی شهود باشد و برای طولانی شدن ازمنه و اندراس اخبار و تحریف آن احدی نیست که به اخبار صحیح از آنان به تو خبر دهد، پس اِخبار تو از آنان جز از وحیی که جز برای رسول است نیست] و لکن قطعاً [این] ما هستیم که [بر تو] فرستنده‌ایم

- ترجمه سلطانی

و لکن ما اممی (امّت‌های پشت سر هم بسیاری) را ایجاد کردیم پس روزگار بر آنان طولانی شد و تو در میان اهل مدین مقیم نبودی که آیات ما را بر آنان بخوانی و لکن قطعاً (این) ما هستیم که فرستنده‌ایم

- ترجمه راستین

و لیکن ما امم و قبایلی را بیافریدیم که عمر دراز یافتند (و همه را به غفلت و جهالت به سر بردند و این خبرها کهنه شد و ما مجددا به تو وحی کردیم) و نیز تو میان اهل مدین نبودی که اینک آیات ما را (درباره آنان) بر اینان (اهل مکه) تلاوت می‌کنی و لیکن ماییم که (تو را لایق پیمبری دانسته) به رسالت فرستادیم (و به وحی خود از هر چیزت آگاه کردیم).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و تو در جانب طور نبودی وقتی که ما نداء کردیم و لکن [پروردگارت آن را به تو خبر داد] به عنوان رحمت از پروردگار تو است تا [با آن خبر انذار کنی یا تا دلیلی بر رسالت تو باشد و بعد ثبوت رسالت خود] قومی را انذار کنی که قبل از تو [برای وقوع آنان در زمانهٔ فَتْرَت (وقفه) و اندراس آثار انبیاء سالفه (زمان‌های گذشته) (ع)] نذیری (بیم دهنده‌ای) نزد آنها نیامده با ترقّب به اینکه آنان [به مبدئشان و معادشان و ثوابشان و عقابشان] متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

و تو در جانب طور نبودی وقتی که ما نداء کردیم و لکن به عنوان رحمت از پروردگار تو است تا (با آن خبر) قومی را انذار کنی که قبل از تو نذیری (بیم دهنده‌ای) نزد آنها نیامده با ترقّب به اینکه آنان متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و تو وقتی که ما (به موسی) ندا کردیم در جانب کوه طور نبودی و لیکن (وحی قصص موسی و سایر رسل به مقتضیات) لطف پروردگار توست (به تو) تا قومی را که بر آنان پیمبر منذری پیش از تو نیامده (و کتاب آسمانی به دست ندارند از خدا) بترسانی، باشد که متذکر شوند (و راه هدایت پیش گیرند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ وَلَوْلَا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

و اگر [کراهت] این نبود که به خاطر آنچه که دستانشان [از روی جهالت آنان] پیش آورده [بود] مصیبتی به آنها اصابت می‌کرد، پس [بعد آن از جهت اعتراض بر ما و به جهت اعتذار (عذر طلبی) از جهالتشان] می‌گفتند: [ای] پروردگار ما چرا به سوی ما رسولی نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنین باشیم

- ترجمه سلطانی

و اگر (کراهت) این نبود که به خاطر آنچه که دستانشان پیش آورده (بود) مصیبتی به آنان اصابت می‌کرد پس (بعد از آن) می‌گفتند (ای) پروردگار ما چرا رسولی به سوی ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم و از مؤمنین باشیم

- ترجمه راستین

و تا اگر بلا و عذابی به موجب کردار زشت خودشان به آنها رسید نگویند: پروردگارا، چرا برای ما رسولی نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و از اهل ایمان شویم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِنْ قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ

پس چون حقّ [یعنی رسول یا رسالت او یا کتاب او یا معجزات او] از نزد ما برای آنها آمد [از او تأنّف (بیزاری، گنده دماغی) ورزیدند و از قبول رسالتش استکبار نمودند و به جهت ردّ بر رسالت او] گفتند: چرا مثل آنچه [از معجزات ظاهری از ید بیضاء و عصا و شکافتن دریا یا از دادن کتاب] که به موسی داده شد [به یکباره به ما] داده نشد آیا [از موسی قبول کردند؟] و قبل از این به آنچه که به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ [یعنی سؤال آنها از محمّد (ص) مثل آنچه که به موسی (ع) داده شد از روی صدق نیّت و طلب دلیل نیست، بلکه آن از آنها محض تعنّت (سرکوفت زدن، خیره سری) و استکبار از قبول کردن است زیرا اسلاف (گذشتگان) آنان از موسی (ع) قبول نکردند و اینان اَسْناخ (هم سنخ) آنان هستند، پس اگر به مثل آنچه که به موسی (ع) داده شد داده می‌شد باز هم قبول نمی‌کردند، یا معنی می‌دهد: آیا این موجودین از کفّار قریش به آنچه که به موسی (ع) داده شد کافر نشدند؟ اسلاف آنها] گفتند: [موسی و هارون] دو ساحر هستند [یا این موجودین گفتند: محمّد (ص) و موسی دو جادوگرند یا کتاب آن دو، دو جادو است] که آن دو پشت هم را می‌گیرند (به هم کمک می‌کنند) و گفتند: همانا ما به هر کدام [از آن دو یا به هر کدام از انبیاء] کافر هستیم

- ترجمه سلطانی

پس چون حقّ از نزد ما برای آنها آمد گفتند: چرا مثل آنچه که به موسی داده شد (به ما) داده نشد آیا (از موسی قبول کردند؟) و قبل از این به آنچه که به موسی داده شد کفر نورزیدند؟ گفتند: (موسی و هارون) دو ساحر هستند که آن دو پشت هم را می‌گیرند و گفتند: همانا ما به هر کدام (از آن دو) کافر هستیم

- ترجمه راستین

پس هنگامی که (رسول) حق از جانب ما به آنها آمد گفتند: چرا به این رسول مانند موسی معجزاتی (نظیر عصا و ید بیضا و الواح تورات) داده نشد؟آیا این مردم از این پیش به موسی هم (با همه این معجزات) کافر نشدند که گفتند: این دو (قرآن و تورات) سحر و جادوگری است که پشتیبان یکدیگرند و گفتند: ما به همه اینها سخت بی‌ایمان و بی‌عقیده‌ایم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

[به اینها که همان اسناخ اسلافشان هستند، یا به این موجودین از کفّار قریش] بگو: پس کتابی از نزد خداوند بیاورید که آن از این دو [یعنی کتاب من و کتاب موسی] هدایت کننده‌تر است تا از آن پیروی کنم اگر راستگو می‌باشید [در اینکه موسی و هارون (ع)، یا محمّد (ص) و موسی (ع) دو ساحر هستند یا کتاب من و کتاب او دو جادو هستند]

- ترجمه سلطانی

بگو: پس کتابی از نزد خداوند بیاورید که آن از این دو (کتاب من و کتاب موسی) هدایت کننده‌تر است تا از آن پیروی کنم اگر راستگو می‌باشید

- ترجمه راستین

بگو: پس شما اگر راست می‌گویید کتابی که از این دو کتاب آسمانی (تورات و قرآن) خلق را بهتر هدایت کند از جانب خدا بیاورید تا من از آن پیروی کنم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

پس اگر تو را اجابت نکردند پس بدان که جز این نیست که آنها از هواهایشان تبعیّت می‌کنند [و در سؤال (درخواست) خود صدق نیّت و در انکارشان برهان ندارند] و چه کسی گمراه‌تر از آن کسی است که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای خود پیروی می‌کند؟! همانا خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

پس اگر تو را اجابت نکردند پس بدان که جز این نیست که آنها از هواهایشان تبعیّت می‌کنند و چه کسی گمراهتر از آن کسی است که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای خود پیروی می‌کند؟! همانا خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند

- ترجمه راستین

پس اگر به تقاضای تو جواب نتوانند داد در این صورت بدان که این مردم تنها پیرو هوای نفسند و کیست (ستمگر و) گمراه‌تر از آن کسی که راه هدایت خدا را رها کرده و از هوای نفس خود پیروی کند؟البته خدا قوم ستمکار را (پس از اتمام حجت) هرگز هدایت نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۹

٥١ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و همانا ما گفتار [در احکام و مواعظ و نصایح و عبرت‌ها و مواعید] را به آنها رسانده‌ایم با ترقّب به اینکه [به آنچه که لهم (به نفع آنها) است و به آنچه که علیهم (به ضرر آنها) است] متذکّر شوند

- ترجمه سلطانی

و همانا ما گفتار را به آنها رسانده‌ایم با ترقّب به اینکه متذکّر شوند

- ترجمه راستین

و همانا ما برای (هدایت) این مردم (آیات قرآن را) سخن پیوسته (یعنی مرتب و مربوط به سعادت دنیا و آخرت خلق) آوردیم تا مگر متذکر (حقایق آن) شوند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ

کسانی که قبل از این [یعنی قبل از محمّد (ص) یا قبل از قرآن] به آنها کتاب داده‌ایم [کاملان از مؤمنان] آنها به آن ایمان می‌آورند

- ترجمه سلطانی

کسانی که قبل از این به آنها کتاب داده‌ایم آنها به آن ایمان می‌آورند

- ترجمه راستین

آنان که ما به آنها پیش از این، کتاب (آسمانی تورات و انجیل را) فرستادیم (یعنی موسی و عیسی و پیروان حقیقی آنها) به این (کتاب آسمانی قرآن) البته آنان ایمان می‌آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٣ وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ

و وقتی که [کتاب یعنی احکام نبوّت، یا وقتی که قرآن] بر آنان خوانده می‌شود می‌گویند: به آن ایمان آوردیم که آن حقیقتی از پروردگار ما است همانا ما قبل از آن مسلمان (تسلیم شده) بوده‌ایم

- ترجمه سلطانی

و وقتی که بر آنان خوانده می‌شود می‌گویند: به آن ایمان آوردیم که آن حقیقتی از پروردگار ما است همانا ما قبل از آن مسلمان (تسلیم شده) بوده‌ایم

- ترجمه راستین

و چون آیات ما بر آنها تلاوت شود گویند: به آن ایمان آوردیم که این قرآن به حق از جانب پروردگار ما نازل شده، ما پیش از این نیز تسلیم فرمان خدا بودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ

آنان به (سبب) آنچه که [از بلاء و معصیت و طاعت بر آن] صبر کردند و بدی را با نیکی درء [دور] می‌کنند و از آنچه که به آنها روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند اجرشان دو بار داده می‌شود

- ترجمه سلطانی

آنان به (سبب) آنچه که صبر کردند و بدی را با نیکی درء (دور) می‌کنند و از آنچه که به آنها روزی داده‌ایم انفاق میکنند اجرشان دو بار داده می‌شود

- ترجمه راستین

اینان را دو بار پاداش نیکو دهند، زیرا صبر و ثبات (در دین خود و اسلام هر دو) ورزیدند و بدی را به نیکی دفع می‌کنند و از آنچه روزی آنها کردیم انفاق می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ

و وقتی که [سخن] لغوی (بیهوده‌ای، آنچه که غایت عقلانی دنیوی یا اخروی نداشته باشد) می‌شنوند از آن اعراض (روی گردانیدن) می‌کنند و می‌گویند: ما اعمال خود را داریم و شما اعمال خود را دارید، سلام (مودّع، وداع) بر شما، ما [صحبت] جاهلان را نمی‌طلبیم

- ترجمه سلطانی

و وقتی که (سخن) لغوی (بیهوده‌ای) می‌شنوند از آن اعراض (روی گردانیدن) می‌کنند و می‌گویند: ما اعمال خود را داریم و شما اعمال خود را دارید، سلام (وداع) بر شما، ما (صحبت) جاهلان را نمی‌طلبیم

- ترجمه راستین

و چون سخن لغوی (از دشمنان دین) بشنوند از آن اعراض کنند و گویند: اعمال ما از ما و اعمال شما از شما، بروید سلامت باشید، که ما هرگز مردم (هرزه گوی) نادان را نمی‌طلبیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ

همانا تو کسی را که دوست داری [که او را هدایت کنی] هدایت نمی‌کنی و لکن خداوند کسی را که [هدایت او را] بخواهد هدایت می‌کند و او به هدایت شدگان [یعنی مستحقّین بر هدایت] داناتر است [و تو آنها را نمی‌شناسی، یا از او به آنها داناتر نیستی، یا او به کسی که حقیقتاً به هدایت متّصف است و به کسی که رسالت تو را عاریه قبول کرده داناتر است]

- ترجمه سلطانی

همانا تو کسی را که دوست داری هدایت نمی‌کنی و لکن خداوند کسی را که بخواهد هدایت می‌کند و او به هدایت شدگان داناتر است

- ترجمه راستین

(ای رسول ما، با آنکه تو هادی خلقی) چنین نیست که هر کس را تو دوست بداری هدایت توانی کرد لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می‌کند و او به حال آنان که قابل هدایتند آگاه‌تر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَىٰ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

و [قریش یا عشیرهٔ تو] گفتند: اگر با تو از این هدایت [یعنی از رسالت تو] پیروی کنیم حتماً از سرزمین خود ربوده می‌شویم آیا [در حال کفرشان] در حرمی امن (دارای امنیّت) به آنان تمکّن ندادیم؟ که در آنجا ثمره‌های (محصولات) هر چیزی به عنوان رزق از نزد ما گرد آورده می‌شود [پس حال آنان چگونه می‌باشد وقتی که موحّد مستحقّ کرامت ما باشند؟!] و لکن بیشتر آنان نمی‌دانند [که اینها برای آنها از فضل ما و حکمت ما و قدرت ما است و آن را به خودشان نسبت می‌دهند یا بیشترشان علم ندارند]

- ترجمه سلطانی

و گفتند: اگر با تو از این هدایت پیروی کنیم حتماً از سرزمین خود ربوده می‌شویم آیا در حرمی امن به آنان تمکّن ندادیم؟ که در آنجا ثمره‌های (محصولات) هر چیزی به عنوان رزق از نزد ما گرد آورده می‌شود و لکن بیشتر آنان نمیدانند

- ترجمه راستین

و (برخی از اهل مکه) گفتند: اگر ما با تو طریق هدایت را (که اسلام است) پیروی کنیم ما را از سرزمین خود به زودی بربایند (و به دست ملت عرب که متفق بر علیه اسلامند از وطن آواره شویم) . آیا ما (مکه را) بر ایشان حرمی امن قرار ندادیم که به این مکان (بی‌آب و گیاه) انواع نعمتها و ثمرات که ما روزیشان کردیم از هر طرف بیاورند؟لیکن حقیقت این است که اکثر آنها نادانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ

و چه بسیار شهرهایی را هلاک کردیم که [اهل آنها] در زندگیشان [برای وسعت معیشتشان] سرمستی (ناسپاسی) کردند پس این مسکن‌های آنان است که بعد از آنان [به جهت افعال سوء آنان] جز [عدهٔ] قلیلی [در آن] سکونت نکردند و تنها ما وارث [مسکن‌های آنها و اموال آنها و اجساد آنها و ارواح آنها] بودیم [پس ای اهل مکّه از مثل افعال آنان بپرهیزید]

- ترجمه سلطانی

و چه بسیار شهرهایی را هلاک کردیم که (اهل آنها) در زندگیشان سرمستی (ناسپاسی) کردند پس این مسکن‌های آنان است که بعد از آنان جز (عدهٔ) قلیلی (در آن) سکونت نکردند و تنها ما وارث بودیم

- ترجمه راستین

و چه بسیار شده که ما اهل دیاری را که به هوس‌رانی و خوش گذرانی پرداختند هلاک کردیم، و این خانه‌های (ویران) آنهاست که بعد از آنها جز عده قلیلی در آن دیار سکونت نیافت و تنها ما وارث (دیار آنها) بودیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَىٰ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ

و پروردگار تو هلاک کنندهٔ [اهل] قریه‌ها (شهرها) نباشد [یعنی سجیّهٔ (خصلت، روش) او نمی‌باشد که بدون تنبیه (بیدار کردن) آنها و تذکیر (یادآوری کردن) به آنها قریه‌ها را هلاک کند، و آنها را هلاک نمی‌کند] تا آنکه [بنابر غالب] در مادر (قریهٔ اصلی) آنها رسولی را مبعوث کند که آیات [تدوینی و آفاقی] ما [و احکام ما که همان لوازم رسالت هستند] را بر آنها بخواند و ما قریه‌ای را هلاک کننده نبوده‌ایم مگر آنکه اهل آن [با تکذیب رسولان (ع) و سایر انواع ظلم و کفر] ستمگر بوده‌اند

- ترجمه سلطانی

و پروردگار تو هلاک کنندهٔ (اهل) شهرها نباشد تا آنکه در مادر (مرکز، شهر اصلی) آنها رسولی را مبعوث کند که آیات ما را بر آنها بخواند و ما قریه‌ای را هلاک کننده نبوده‌ایم مگر آنکه اهل آن ستمگر بوده‌اند

- ترجمه راستین

و پروردگار تو بر آن نیست که اهل هیچ شهر و دیاری را تا در مرکز آن رسولی نفرستد که آیات ما را بر آنها تلاوت کند هلاک کند، و ما هیچ دیاری را هلاک نکنیم مگر آنکه اهلش ظالم و بیدادگر باشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۹

٦٠ وَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

و هر آنچه که به شما از چیزی داده شده آن متاع زندگانی دنیا و زینت آن است و آنچه که نزد خداوند است بهتر و باقی‌تر است [از آنچه که به شما داده شده] آیا پس تعقّل نمی‌کنید؟ [که آنچه را که نزد خداوند است ترک می‌کنید و آنچه را که نزد خود است می‌گیرید]

- ترجمه سلطانی

و هر آنچه که به شما از چیزی داده شده آن متاع زندگانی دنیا و زینت آن است و آنچه که نزد خداوند است بهتر و باقی‌تر است آیا پس تعقّل نمیکنید؟

- ترجمه راستین

و آنچه از نعمتها (ی این عالم) به شما داده شده متاع و زیور (بی‌قدر) زندگانی دنیاست و آنچه نزد خداست بسیار بهتر و باقی‌تر است، آیا فهم و عقل کار نمی‌بندید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦١ أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ

آیا پس کسی که ما به او وعده‌ای نیک داده‌ایم و او آن را خواهد دید (به آن خواهد رسید) مانند کسی است که از متاع زندگانی دنیا برخوردارش کرده‌ایم [که بقایی ندارد و لذّت آن مشوب (آمیخته) با اَلَم (رنج) و راحت آن با تَعَب (خستگی) و غنایش با حاجت و عاقبت آن حسرت و ندامت می‌باشد] سپس او در روز قیامت از احضار شدگان [برای حساب یا عقاب] است

- ترجمه سلطانی

آیا پس کسی که ما به او وعده‌ای نیک داده‌ایم و او آن را خواهد دید (به آن خواهد رسید) مانند کسی است که از متاع زندگانی دنیا برخوردارش کرده‌ایم سپس او در روز قیامت از احضار شدگان است

- ترجمه راستین

آیا آن کس که ما به او وعده نیکو (ی بهشت ابدی) داده‌ایم مانند کسی است که او را از متاع دنیا (ی فانی) بهره‌مند ساختیم سپس در قیامت او را (برای حساب و مجازات) حاضر آرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٢ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

و روزی که آنها را فرا می‌خواند پس [به مشرکین] می‌گوید: کسانی را که شرکای من می‌پنداشتید [که آنها شریکان من هستند از اصنام و کواکب و اهویه و وسایل و شرکاء ولایت در هر عصر و زمان] کجا هستند

- ترجمه سلطانی

و روزی که آنها را فرا می‌خواند پس می‌گوید: کسانی را که شرکای من می‌پنداشتید کجا هستند

- ترجمه راستین

و (یاد آور) روزی که خدا آن مشرکان را ندا کند و گوید که کجا شدند آن خدایانی که شریکان من می‌پنداشتید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ

کسانی که سخن بر آنها محقّق شد [از مدّعیان ربوبیّت و از مدّعیان ولایت و رسالت و از کسانی که مشرکین آنان را شرکاى خداوند یا شرکاى ولایت قرار دادند] گفتند: [ای] پروردگار ما، اینان (مشرکین) را که ما [با صرف (برگرداندن) آنها از تو یا از ولیّ امرشان] فریب (گمراه کردن) دادیم آنها را همانطور که [انفس] خود را فریب دادیم فریب دادیم [از آنها] به تو تبرّی (بیزاری) می‌جوییم [زیرا آنها دشمن ما بودند و ما آنان را دوست می‌پنداشتیم و] آنان ما را عبادت نمی‌کردند [بلکه معبود آنان و مطاع آنان اهویهٔ آنان بود]

- ترجمه سلطانی

کسانی که سخن بر آنها محقّق شد گفتند: (ای) پروردگار ما، اینان (مشرکین) را که ما فریب (گمراه کردن) دادیم آنها را همانطور که خود را فریب دادیم فریب دادیم (از آنها) به تو تبرّی (بیزاری) می‌جوییم (زیرا) آنان ما را عبادت نمیکردند

- ترجمه راستین

در آن حال آنان که وعده عذابشان محقق و حتمی شده (یعنی پیشوایان کفر) گویند: پروردگارا، ما که این مردم را گمراه کردیم سببش گمراهی ما بود که خلق را هم مانند خود گمراه می‌خواستیم، و امروز (از پیروان خود) به سوی تو بیزاری می‌جوییم که آنها (از روی عقیده) ما را نمی‌پرستیدند (بلکه به هوای نفس خود در پی ما آمدند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ

و [به اتباع] گفته شد: بخوانید شرکای خود [در ولایت و طاعت یا در ربوبیّت] را پس آنها را می‌خوانند و [حال آنکه برای عجزشان از جواب دادن یا اشتغالشان به خودشان] آنان را استجابت نمی‌کنند و عذاب را می‌بینند [آرزو می‌کنند که] ای کاش آنها هدایت می‌شدند

- ترجمه سلطانی

و گفته شد: بخوانید شرکای خود را پس آنها را می‌خوانند و (حال آنکه) آنان را استجابت نمی‌کنند و عذاب را می‌بینند (آرزو می‌کنند که) ای کاش آنها هدایت می‌شدند

- ترجمه راستین

و (در آن روز به مردم بت پرست) گویند: اینک آنان را که شریک خدا گرفتید بخوانید (تا شما را از عذاب برهانند) ، آنها را بخوانند ولی جواب به ایشان ندهند و چون عذاب را به چشم ببینند آرزو کنند که ای کاش (مانند مؤمنان) هدایت یافته بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ

و روزی که آنها فرا خوانده می‌شوند آنگاه می‌گوید: به فرستادگان [در دعوت آنها شما را به خداوند و به قبول رسالت آنها] چه جواب دادید؟

- ترجمه سلطانی

و روزی که آنها فرا خوانده می‌شوند آنگاه می‌گوید: به فرستادگان چه جواب دادید؟

- ترجمه راستین

و روزی که خدا خلق را ندا کند که شما چگونه به رسولان (حق) پاسخ دادید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ

پس اخبار بر آنها کور (مخفی) می‌شود پس آنان در آنروز از یکدیگر سؤال نمی‌کنند

- ترجمه سلطانی

پس اخبار بر آنها کور (مخفی) می‌شود پس آنان در آنروز از یکدیگر سؤال نمی‌کنند

- ترجمه راستین

پس راه هر گونه عذر و سخن، آن روز بر آنها پوشیده و مسدود شده و هیچ (از هول عذاب) سؤال و جواب نکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ

و امّا کسی که [از شرک خود به ربوبیّت یا از شرک خود به ولایت و بر دست ولیّ امر خود] توبه کند و [با قبول ولایت او در ضمن بیعتش] ایمان بیاورد و عمل صالح کند پس باشد که از رستگاران شود

- ترجمه سلطانی

و امّا کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و عمل صالح کند پس باشد که از رستگاران شود

- ترجمه راستین

اما آن کس که توبه کرده و ایمان آورده و عمل صالح به جای آورده امید است که از رستگاران باشد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ

و پروردگارت [نه غیر او] آنچه را که بخواهد خلق می‌کند [برای اینکه غیر از او بعد از آنکه خداوند او را خلق کرد از حفظ خودش عاجز است پس چه رسد به اینکه غیر خود را خلق کند و او را حفظ نماید] و اختیار می‌کند، آنها اختیاری ندارند خداوند [در مظهرش که همان علی (ع) است] منزّه و والاتر است از آنچه که [در ولایت و خلافت با او] شریک می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و پروردگارت آنچه را که بخواهد خلق می‌کند و اختیار می‌کند، آنها اختیاری ندارند خداوند منزّه و والاتر است از آنچه که (با او) شریک می‌کنند

- ترجمه راستین

و خدای تو هر چه خواهد بیافریند و (هر کس را صلاح داند) بر گزیند، دیگران را (در نظم عالم) هیچ اختیار و گزینشی نیست، ذات پاک الهی منزه و برتر از آن است که به او شرک آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ

و پروردگارت [نه غیر او] آنچه که سینه‌هایشان [از ارادات و عزمات و خیالات و خطورات] پنهان می‌کند و آنچه که علنی می‌کنند را می‌داند

- ترجمه سلطانی

و پروردگارت آنچه که سینههایشان (از اراده و عزم و خیال) پنهان میکند و آنچه که علنی میکنند را میداند

- ترجمه راستین

و خدای تو به آنچه خلق در دل پنهان کنند و یا آشکار سازند به همه آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و او الله است جز او خدایی نیست، ستایش در اَوْلی (دنیا) و [دار] آخرت تنها مر او راست و [در آن دو] حکم از آن او است و به او بازگردانده می‌شوید

- ترجمه سلطانی

و او الله است جز او خدایی نیست، ستایش در اَوْلی (دنیا) و آخرت تنها مر او راست و حکم از آن او است و به او بازگردانده می‌شوید

- ترجمه راستین

و اوست خدای یکتا که جز او هیچ خدایی نیست، هم ستایش در اول و آخر عالم (در این جهان و آن جهان) مخصوص او، هم حکم و سلطنت جهان با او و هم رجوع شما به سوی اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۹

٧١ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِيَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ

بگو: آیا دیدید (چه می‌گوئید)؟ اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما همیشگی (بطور دائمی طولانی) قرار دهد، چه خدایی جز الله روشنی را برای شما می‌آورد آیا پس نمی‌شنوید؟

- ترجمه سلطانی

بگو: آیا دیدید (چه می‌گوئید)؟ اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما همیشگی قرار دهد، چه خدایی جز الله روشنی را برای شما می‌آورد آیا پس نمی‌شنوید؟

- ترجمه راستین

(به این مردم مشرک) بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا ظلمت شب را بر شما تا قیامت پاینده و ابدی گرداند جز خدا کیست خدایی که بتواند برای شما روشنی روز پدید آرد؟آیا سخن نمی‌شنوید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٢ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

بگو: آیا دیدید (چه می‌گوئید) اگر خداوند روز را تا روز قیامت همیشگی قرار می‌داد؟ چه خدایی جز الله شب را برای شما می‌آورد که در آن بیارامید آیا پس نگاه نمی‌کنید

- ترجمه سلطانی

بگو: آیا دیدید (چه می‌گوئید) اگر خداوند روز را تا روز قیامت همیشگی قرار می‌داد؟ چه خدایی جز الله شب را برای شما می‌آورد که در آن بیارامید آیا پس نگاه نمی‌کنید

- ترجمه راستین

باز بگو: چه تصور می‌کنید اگر خدا برای شما روز را تا قیامت پاینده و ابدی قرار دهد جز خدا کیست خدایی که برای آرامش و استراحت شما شب را پدید گرداند؟آیا چشم بصیرت (به حکمت گردش روز و شب) نمی‌گشایید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٣ وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و از رحمت خود برای شما شب و روز را قرار داد تا در آن آرام بگیرید و از فضل او طلب کنید و با ترقّب به اینکه شما شکر کنید

- ترجمه سلطانی

و از رحمت خود برای شما شب و روز را قرار داد تا در آن آرام بگیرید و از فضل او طلب کنید و با ترقّب به اینکه شما شکر کنید

- ترجمه راستین

یکی از (هزاران لطف و) رحمت‌های خدا آن است که شب و روز را برای شما قرار داده تا در شب آرام گیرید و در روز از فضل خدا (یعنی روزی) طلب کنید، و باشد که شکرگزار (نعمتهای خدا) شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٤ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ

و روزی که آنها را فرا می‌خواند و می‌گوید: شرکایی که می‌پنداشتید کجا هستند؟

- ترجمه سلطانی

و روزی که آنها را فرا می‌خواند و می‌گوید: شرکایی که می‌پنداشتید کجا هستند؟

- ترجمه راستین

و (یاد آر) روزی که خدا مشرکان را ندا کرده و گوید که آن بتان و معبودان (باطل) که شریک من می‌پنداشتید کجا رفتند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٥ وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ

و از هر امّتی گواهی را بر می‌کَنیم (بر می‌گیریم) و می‌گوییم: برهانتان [بر اشراکتان] را بیاورید و می‌فهمند که حقّ [در مظاهرش که آنها شهداى او بر آنان هستند] برای خداوند است و آنچه [از ائمّهٔ باطلشان] که افتراء می‌بستند از آنها گم می‌شود

- ترجمه سلطانی

و از هر امّتی گواهی را بر می‌کَنیم و می‌گوییم: برهانتان را بیاورید و می‌فهمند که حقّ برای خداوند است و آنچه که افتراء می‌بستند از آنها گم می‌شود

- ترجمه راستین

و (آن روز) ما از هر امتی شاهدی بر گرفته و گوییم اینک برهانی (بر آن دعویهای باطل که در دنیا داشتید) اقامه کنید. آن‌گاه (آنها رسوا شده و) بدانند که حق و حقیقت با خدا (و رسولان او) است و آنچه به دروغ فرا می‌بافتند همه نابود گردد و از دستشان برود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٦ إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ

همانا قارون از قوم موسی بود و به آنها ستم کرد [و زمین به سبب بغى او، او را فرو برد و از قوم موسی بودن وی به او نفع نرسانید] و به او [آنقدر] از گنجینه‌ها دادیم که [حمل] کلیدهای آن همانا جماعت زورداران را به مشقّت می‌انداخت آنوقت که قومش به او گفتند: شادی (سرمستی) مکن همانا خداوند شادی زدگان (سرمستان) را دوست ندارد

- ترجمه سلطانی

همانا قارون از قوم موسی بود و به آنها ستم کرد و به او (آنقدر) از گنجینه‌ها دادیم که (حمل) کلیدهای آن همانا جماعت زورداران را به مشقّت می‌انداخت آنوقت که قومش به او گفتند: شادی (سرمستی) مکن همانا خداوند شادی زدگان (سرمستان) را دوست ندارد

- ترجمه راستین

همانا قارون یکی از (ثروتمندان) قوم موسی بود که بر آنها طریق ظلم و طغیان پیش گرفت و ما آن قدر گنج و مال به او دادیم که بر دوش بردن کلید آن گنجها صاحبان قوّت را خسته کردی، هنگامی که قومش به او گفتند: آن قدر مغرور و شادمان (به ثروت خود) مباش که خدا هرگز مردم پر غرور و نشاط را دوست نمی‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٧ وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ

و در آنچه که خداوند به تو داده [با انفاق آن بر مستحقّینش و در سایر مصارف برّ (نیکی)] سرای آخرت را طلب کن و بهرهٔ [اخروی] خودت را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن [به بندگان یا در اعمال خود یا نعمت را به شکر بر آن و صرف آن در آنچه که برای آن خلق شده یا به نیکی صر (کیسه را بستن) کن] همانگونه که خداوند [با توفیر (افزودن مال، صرفه جویی) نعمتش] به تو احسان کرد و در زمین فتنه و فساد را طلب مکن همانا خداوند فساد کنندگان را دوست ندارد

- ترجمه سلطانی

و در آنچه که خداوند به تو داده سرای آخرت را طلب کن و بهرهٔ (اخروی) خودت را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن همانگونه که خداوند به تو احسان کرد و در زمین فتنه و فساد را طلب مکن همانا خداوند فساد کنندگان را دوست ندارد

- ترجمه راستین

و به هر چیزی که خدا به تو عطا کرده بکوش تا (ثواب و سعادت) دار آخرت تحصیل کنی و لیکن بهره‌ات را هم از (لذّات و نعم حلال) دنیا فراموش مکن و (تا توانی به خلق) نیکی کن چنانکه خدا به تو نیکویی و احسان کرده و هرگز در روی زمین فتنه و فساد برمینگیز، که خدا مفسدان را ابدا دوست نمی‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۹

٧٨ قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

[قارون به عنوان استنکاف از قبول گفتهٔ آنها و از روی اعجاب (خودپسندی) به نفس خود] گفت: جز این نیست که این [ثروت] بنابر علمی که نزد من است به من داده شده [یعنی خداوند آن را بنابر علم و کمالی که نزد من است به من داده پس چرا به آن سرمستی (شادمانی) نکنم و آن را به کسی که این کمال را نداشته باشد بذل کنم؟! یا معنی می‌دهد آن در حالی به من داده شده که من دارای آنچه که خاصّ من نزد من و همان علم به وجوه مکاسب و تحصیل ارباح (ربح‌ها) است هستم، یا در حالی که من دارای علم مخصوص خود همان علم کیمیا، هستم] آیا ندانست که همانا خداوند قبل از او از پیشینیان کسانی را هلاک کرد که به قوّت قویتر و به جمع کردن [مال و اولاد و قوا و خَدَم و حَشَم] بیشتر (مال اندوزتر) از او بودند و از مجرمان دربارهٔ گناهانشان سؤال نمی‌شود [تا از آنها عذر آورند و اجابت شوند] {خداوند وقتی که بخواهد که بنده‌ای به سبب سوء استحقاقش گناه بکند او را از آنچه که قبح گناهش و سوء عاقبتش را در گناه ببیند کور می‌کند، و او را در ذنب واقع می‌کند و از سبب گناهش سؤال نمی‌شود برای اینکه خداوند به سبب سوء استعداد او که او به آن علم ندارد او را بر آن واقع کرده}

- ترجمه سلطانی

(قارون) گفت جز این نیست که این (ثروت) بنابر علمی که نزد من است به من داده شده آیا ندانست که همانا خداوند قبل از او از پیشینیان کسانی را هلاک کرد که به قوّت قویتر و به جمع کردن (مال و اولاد و قوا و خَدَم و حَشَم) بیشتر (مال اندوزتر) از او بودند و از مجرمان دربارهٔ گناهانشان سؤال نمی‌شود

- ترجمه راستین

قارون گفت: این مال و ثروت فراوان به علم و تدبیر خودم به من داده شد!آیا ندانست که خدا پیش از او چه بسیار امم و طوایفی را که از او قوت و ثروت و جمعیتشان بیشتر بود هلاک کرد؟و هیچ از گناه بدکاران سؤال نخواهد شد (بلکه یکسر به دوزخ روند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٩ فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَالَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ

پس [قارون] در زینت خود بر قومش خارج شد، آنان که حیات دنیا را می‌خواستند گفتند: ای کاش مثل آنچه که به قارون داده شده را می‌داشتیم همانا او حتماً دارای حظّی (بهره‌ای) بزرگ است

- ترجمه سلطانی

پس (قارون) در زینت خود بر قومش خارج شد، آنان که حیات دنیا را میخواستند گفتند: ای کاش مثل آنچه که به قارون داده شده را می‌داشتیم همانا او حتماً دارای حظّی (بهره‌ای) بزرگ است

- ترجمه راستین

آن‌گاه قارون (روزی) با زیور و تجمل بسیار بر قومش در آمد، مردم دنیا طلب (که او را دیدند) گفتند: ای کاش همان قدر که به قارون از مال دنیا دادند به ما هم عطا می‌شد که او بهره بزرگ و حظّ وافری را داراست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٠ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ

و کسانی که علم [به دنیا و اعراض آن و آفات آن و آخرت و عقاب آن و ثواب آن و درجات آن] داده شده‌اند گفتند: وای بر شما، ثواب خداوند [در دنیا با حصول التذاذ به مناجات او و فراغ از اشتغال به متاعب (خستگی‌ها) دنیا و حرص آن و آمال (آرزوها) آن و در آخرت به آنچه که برای بندگانش مهیّا کرده] برای کسی که [با توبه و بیعت بر دستان خلفای او (ع) با ایمان عامّ یا با ایمان خاصّ با بیعت خاصّهٔ ولویّه] ایمان آورده و عمل صالح کرده بهتر است [از آنچه که از زینت‌های دنیا بر قارون می‌بینید] و آن [یعنی این موعظه یا این کلمه] را جز صبر کنندگان [از دنیا و آمال آن] در نمی‌یابند

- ترجمه سلطانی

و کسانی که علم داده شده‌اند گفتند: وای بر شما، ثواب خداوند برای کسی که ایمان آورده و عمل صالح کرده بهتر است و آن را جز صبر کنندگان در نمی‌یابند

- ترجمه راستین

و اما صاحبان مقام علم و معرفت (به آن دنیا پرستان) گفتند: وای بر شما (و همت پست شما) ثواب خدا برای آن کس که به خدا ایمان آورده و نیکوکار گردیده بسی بهتر (و بالاتر از این دارایی دو روزه قارون) است، ولی هیچ کس جز آنان که صبر پیشه کنند بدان ثواب و مقام نخواهد رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨١ فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ

پس [به شومی عمل قارون و بدی اعجاب (خودپسندی) او به خودش] او و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم پس او غیر از خداوند گروهی نداشت که او را یاری کنند و از یاری شدگان [بنفسه] نبود

- ترجمه سلطانی

پس او (قارون) و خانه‌اش را در زمین فرو بردیم پس او غیر از خداوند گروهی نداشت که او را یاری کنند و از یاری شدگان نبود

- ترجمه راستین

پس (از اندک زمانی) ما هم او را با خانه (و گنج و دارایی) اش به زمین فرو بردیم و هیچ حزب و جمعیتی نداشت که او را در برابر خدا یاری کنند و خود هم نتوانست خویش را یاری دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٢ وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ

و کسانی که تا دیروز مکان (جایگاه) او را آرزو می‌کردند [بعد از فرو رفتن او] بامدادان می‌گفتند: ای وای که این خداوند است که روزی را بر کسی از بندگانش که بخواهد بسط می‌دهد و تنگ می‌کند [و بسط رزق و تقدیر (تنگ گرفتن) آن نه به مشیّت بندگان است چنانکه قارون گفت، و نه برای هَوان (خواری و ناتوانی)، یا کرامت از خداوند است] اگر خداوند [به عدم اعطاء به ما مثل آنچه که به قارون اعطاء شد، آنگونه که ما آن را تمنّا می‌کردیم] بر ما منّت ننهاده بود حتماً ما را فرو می‌برد، ای وای که کافران [مثل قارون] رستگار نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

و کسانی که تا دیروز مکان (جایگاه) او را آرزو می‌کردند بامدادان می‌گفتند: ای وای که این خداوند است که روزی را بر کسی از بندگانش که بخواهد بسط می‌دهد و تنگ می‌کند اگر خداوند بر ما منّت ننهاده بود حتماً ما را فرو می‌برد، ای وای که کافران رستگار نمی‌شوند

- ترجمه راستین

صبحگاه هم آنان که روز گذشته (ثروت و) مقام او را آرزو می‌کردند با خود می‌گفتند: ای وای (بر ما و آرزوهای ما) گویی خداست که هر که از بندگان خود را خواهد روزی فراوان دهد و (هر که را خواهد) تنگ روزی کند، اگر نه این بود که خدا بر ما منّت گذاشت (و غرور و ثروت قارون نداد) ما را هم (مثل او) در زمین فرو بردی!ای وای که گویا کافران را هرگز فلاح و رستگاری نیست!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٣ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ

این خانهٔ آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین نه برتری می‌جویند و نه فسادی [می‌کنند مَقرّ] قرار می‌دهیم و عاقبت [نیک] برای پرهیز کنندگان [از آن] است

- ترجمه سلطانی

این خانهٔ آخرت است که آن را برای کسانی که در زمین نه برتری می‌جویند و نه فساد (می‌کنند) قرار می‌دهیم و عاقبت (نیک) برای پرهیز کنندگان (از آن) است

- ترجمه راستین

ما این دار (بهشت ابدی) آخرت را برای آنان که در زمین اراده علوّ و فساد و سرکشی ندارند مخصوص می‌گردانیم و حسن عاقبت خاص پرهیزکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٤ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

کسی که نیکیی آورد پس بهتر از آن برای او هست و کسی که بدیی آورد پس کسانی که عمل بد کرده‌اند پس جز به [نفس] آنچه که عمل می‌کرده‌اند مجازات نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

کسی که نیکیی آورد پس بهتر از آن برای او هست و کسی که بدیی آورد پس کسانی که عمل بد کرده‌اند پس جز به آنچه که عمل می‌کرده‌اند مجازات نمی‌شوند

- ترجمه راستین

هر که عمل نیک آرد پاداش بهتر از آن یابد، و هر کس که عمل بد کند بدکاران جز به همان اعمال بد مجازات نشوند..

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۰
سوره قصص
حزب ۷۹

٨٥ إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

همانا کسی که قرآن را بر تو فرض (واجب، عیّن، نشان دادن، انتخاب کردن و برگزیدن) کرده [یا عمل به آنچه که در آن است را از اعمال آن و اخلاق آن بر تو سنّت نمود] هرآینه بازگردانندهٔ تو به معاد [یعنی محلّ بازگشت، مکّه، محلّی که در آن بوده‌ای سپس از آن خارج شده‌ای و عود به آن را می‌خواهی] است بگو: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را آورده [یعنی آنچه از اعمال حسنه که با آن به جنّت و نعیم آن یا به خداوند و قرب او هدایت می‌کند را آورده یا کسی که وصف اهتداء به سوی دین را می‌آورد] و کسی که او در گمراهی واضح است

- ترجمه سلطانی

همانا کسی که قرآن را بر تو فرض (واجب) کرده هرآینه بازگردانندهٔ تو به محلّ بازگشت است بگو: پروردگارم داناتر است به کسی که هدایت را آورده و کسی که او در گمراهی واضح است

- ترجمه راستین

(ای رسول ما، یقین دان که) آن خدایی که (احکام) قرآن را بر تو فرض گردانید (و ابلاغ آن را وظیفه تو قرار داد) البته تو را به جایگاه خود (مکه یا بهشت ابد) باز خواهد گرداند. (تو با مردم) بگو که خدای من به حال آن که محقق در هدایت و آن که در ضلالت آشکار است (از هر کس) داناتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٦ وَمَا كُنْتَ تَرْجُو أَنْ يُلْقَىٰ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِلْكَافِرِينَ

و امیدوار نبودی که این کتاب [یعنی نبوّت و قرآن] به تو القاء شود [لکن آن] به عنوان رحمت از پروردگارت است، پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش [زیرا کتاب نعمتی و نبوّت نعمتی عظیم است پس آن دو را دربارهٔ دشمنان معطی (عطاء کننده) صرف مکن]

- ترجمه سلطانی

و امیدوار نبودی که این کتاب به تو القاء شود (لکن آن) به عنوان رحمت از پروردگارت است، پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش

- ترجمه راستین

و تو خود امید آنکه این کتاب بزرگ (قرآن) بر تو نازل شود نداشتی جز آنکه لطف و رحمت خدا تو را به رسالت برگزید، پس (به شکرانه این رحمت) هیچ گاه به کافران نصرت و یاری مکن.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٧ وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

و نباید بعد آنکه به تو نازل شده تو را از آیات [تکوینی] خداوند [از احکام رسالت و غرایب آخرت] باز دارند [به اینکه به آنها عمل نکنی و آنها را فراموش نمایی، و از آیات تدوینی او به اینکه به آنها عمل نکنی و آنها را ترک کنی] و [با گفتار با یادآوری کردن این آیات، و با افعال و اخلاق و احوال به عمل به این آیات، و به علی (ع)] به پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکین [به ولایت علی (ع)] مباش

- ترجمه سلطانی

و نباید بعد از آنکه به تو نازل شده تو را از آیات خداوند باز دارند و به پروردگارت دعوت کن و هرگز از مشرکین مباش

- ترجمه راستین

و زنهار!کافران تو را از (تبلیغ) آیات خدا پس از آنکه بر تو نازل شد منع نکنند، و (همیشه خلق را) به سوی پروردگارت دعوت کن و از مشرکان (و هم عقیدت و خوی آنان) مباش.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٨ وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

و با الله به اله دیگری [از اصنام و کواکب و اهویه، یا با علی (ع) در ولایتش به ولیّ دیگری] دعوت مکن، خدایی جز او نیست، هر چیزی هلاک شدنی است مگر وجه او (وجه الله)، حکم برای او است [و نه برای غیر او] و به او بازگردانده می‌شوید.

- ترجمه سلطانی

و با الله به اله دیگری مخوان (دعوت مکن)، خدایی جز او نیست، هر چیزی هلاک شدنی است مگر وجه او، حکم برای او است و به او بازگردانده می‌شوید.

- ترجمه راستین

و هرگز با خدای یکتا دیگری را به خدایی مخوان، که جز او هیچ خدایی نیست، هر چیزی جز ذات پاک الهی هالک الذّات و نابود است، فرمان با او و رجوع شما به سوی اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای