سورهٔ بقره
بقره، فسطاط قرآن، سنام قرآن، زهراء، کرسی، سید قرآن
١٥١ كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُـولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ
همانطور که رسولی را از شما [که در جسد و بشریّت مشابه با شما است، نه از غیر شما از اصناف ملائکه] به میان شما ارسال کردیم، [او] آیات [تدوینی] ما را بر شما میخواند و شما را [از اخلاق رذیله و نقائص بشری] پاک میکند [یا با تأسیس آداب نظافت شما را بر طهارت از نجاسات شرعی و ادناس (چرکها) عرفی وامیدارد، یا در ذات شما و صفات شما، شما را نمو میدهد، یا شما را به تأدیهٔ زکات اموالتان و ابدانتان حمل (وادار) میکند، یا شما را اصلاح میکند و شما را متنعّم قرار میدهد، یا شما را بر امور آخرت تشنه میکند] و به شما کتاب و حکمت میآموزد و [از امور غیبی] آنچه که هنوز [با قوّت بشری] ندانستهاید را به شما تعلیم میدهد
- ترجمه سلطانیهمانطور که رسولی را از شما به میان شما ارسال کردیم، (او) آیات ما را بر شما میخواند و شما را پاک میکند و به شما کتاب و حکمت میآموزد و به شما تعلیم میدهد آنچه را که هنوز ندانستهاید
- ترجمه راستینچنانکه در میان شما رسولی از خودتان فرستادیم که آیات ما را برای شما تلاوت میکند و نفوس شما را (از پلیدی جهل) پاک و منزّه میگرداند و به شما تعلیم کتاب و حکمت میدهد و آنچه را نمیدانید به شما میآموزد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٢ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ
پس [جهراً (با صدا) و دون جهر (بدون صدا) با زبان و به جنان به سرّ و هنگام فعال (عمل) با تذکر (یادآوری) امر و نهی و هنگام نعمت با شکر] مرا یاد کنید {ذِکر، حفظ شیء است در خاطر و در جاری کردن آن بر زبان و در صیت (آوازه) و شرف استعمال میشود، ذکر لسانی (ذکر جلّی) جاری کردن مذکور با اسماء او و اوصاف او بر زبان است، ذکر قلبی (ذکر خفی) که آن مصطلح صوفیّه است و آن ایضاً تذکر ذاکر بر مذکور است، و ذکر نفسی تذکر مذکور در نفس است، و تذکّر مذکور هنگام هر فعل و نعمت است با تذکر امر او و نهی او و شکر او قسم دیگری از ذکر است. ذکر لسانی و قلبی چون آن دو از عبادات میباشند و عبادات لابدّ از اخذ آن از صاحب اجازهٔ شرعیّه هستند، و الّا وقتی که عابد مجاز نباشد مقبول نمیباشد، چه موافق باشد یا مخالف، چنانکه در فقه تقریر شده که وقتی که از صاحب اجازه اخذ نشوند آن دو اثر نداشته باشند بلکه میگوییم: که شیطان البتّه مترصّد عابد است و ذاکر غیر آخذ (اخذ کننده) از صاحب اجازه، پس اسماء الهیّهٔ جاری شده بر زبانش را از معنای آنها خالی میکند و خودش را در آنها قرار میدهد، آنگاه ذاکر، ذاکر شیطان میگردد و (حال آنکه) او میپندارد که او ذاکر خدا است و زبانش را به الفاظی میچرخاند که گمان میکند که آنها اسماء خدا هستند، و (حال آنکه) آنها اسماء خدا نیستند، بلکه آنها اسماء شیطان هستند پس با ذکر از باب رحمان طرد میشود و (حال آنکه) او میپندارد که او صُنع خوبی انجام میدهد} تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید {شکر، ملاحظهٔ انعام مُنعم است در نعمت، و ملاحظهٔ حقّ مُنعم است در انعام، و ملاحظهٔ حقّ مُنعم در اِنعام و در نعمت، صرف نعمت بر آنچه که آن به خاطر آن انعام شده را لازم مینماید} و به [نِعَم] من کفران (ناسپاسی) نورزید {کفر به نعم، پوشیده نگهداشتن انعام و حقّ مُنعم در نعمت است}
- ترجمه سلطانیپس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و مرا شکر کنید و به من کفران (ناسپاسی) نورزید
- ترجمه راستینپس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و شکر نعمت من به جای آرید و کفران نعمت من نکنید.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٣ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید [در ذکر من و شکر من یا در جملهٔ آنچه که در آیات اخیر ذکر شد، یا در جملهٔ آنچه که همّت میگمارید، از معاشتان و معادتان و جملهٔ آنچه که شما را اندوهناک میکند و بیتاب مینماید] از صبر و نماز استعانت (مدد) بجوئید همانا خداوند با شکیبایان است {اشاره به معیّت رحیمیّهٔ خاصّه به خواصّ مؤمنین است نه معیّت رحمانیّهٔ قیّومی حاصله برای همهٔ موجودات و نه معیّت رحیمیّهٔ عامّه برای هر مؤمن بایع (بیعت کننده) با ولیّ امرش و برای هر مسلم بایع با نبیّ وقتش، زیرا انسان هر چه قُربش به خداوند زیاد شود، با او معیّت دیگری غیر معیّت اوّلش بر خداوند حاصل میشود}
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید (در ذکر من و شکر من) از صبر و نماز استعانت بجوئید (کمک بگیرید) همانا خداوند با شکیبایان است
- ترجمه راستینای اهل ایمان، (در پیشرفت کار خود) از صبر و مقاومت کمک گیرید و به ذکر خدا و نماز توسّل جویید که خدا با صابران است.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٤ وَلَا تَقُـولُوا لِـمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لَّا تَشْعُرُونَ
و به کسی که در راه خدا کشته میشود نگوئید که مرده است {هر عملی که انسان با آن به خدای تعالی منتهی شود پس آن سبیل الله (راه خدا) است، و هر آنچه که به آن به شیطان منتهی شود، پس آن سبیل شیطان است}، بلکه زنده است و لکن نمیفهمید [برای اینکه حیات آنان حیات اخروی است و شعور شما دنیوی است و سنخیتی بین مدارک دنیویّه و مدرکات اخرویّه نیست]
- ترجمه سلطانیو به کسی که در راه خدا کشته میشود نگوئید که مرده است، بلکه زنده است و لکن نمیفهمید
- ترجمه راستینو به آنان که در راه خدا کشته شوند مرده نگویید، بلکه زنده ابدی هستند و لیکن همه شما این حقیقت را درنخواهید یافت.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٥ وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و البتّه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و نقص در اموال و انفس و ثمرهها میآزماییم و به صبر کنندگان بشارت بده
- ترجمه سلطانیو البتّه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و نقص در اموال و انفس و ثمرهها میآزماییم و بشارت بده به صبر کنندگان
- ترجمه راستینو البته شما را به پارهای از سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٦ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
کسانی که وقتی مصیبتی به آنها اصابت مینماید [با زبان ابدانشان و احوالشان] میگویند ما برای خداییم و ما [در منتهی] به او مراجعت کنندهایم {و چون مصائب وارده بر انسان میباشد نه به مداخلهٔ نفس او و اختیار او در آن تا مآرب نفسانیش را غایت آن قرار دهد نمونهٔ اجر آن برای او، از کسر انانیّت او وکبریای او و تضرّع به پروردگارش و التجاء به او و قرب به او مشهود است به خلاف عبادات که انسان آن را به اختیار خود عمل میکند و در آن به اغراض نفس خویش نظر میکند پس این است که او در آن اجر و قرب و لذّتی نمییابد}
- ترجمه سلطانیکسانی که وقتی مصیبتی به آنها اصابت مینماید میگویند ما برای خداییم و ما به او مراجعت کنندهایم
- ترجمه راستینآنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند (صبوری پیش گرفته و) گویند: ما به فرمان خدا آمدهایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٧ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
برای آنان از پروردگارشان درودها بر آنها و رحمت هست و آنان همان هدایت یافتگان [به آنچه که شایستهاند که به آن هدایت شوند، یا به تسهیل مصیبت با تسلیم شدن بر امر خداوند] هستند
- ترجمه سلطانیبرای آنان از پروردگارشان درودها و رحمت بر آنها هست و آنان همان هدایت یافتگان هستند
- ترجمه راستینآن گروهند که مخصوص به درود و الطاف الهی و رحمت خاص خدایند و آنها خود هدایت یافتگانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٨ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ
همانا [دو کوه] صفا و مروه [در مکّه] از شعائر (علامات) الهی هستند پس کسی که حجّ بیت کند یا عمره بجا آورد {حجّ در لغت، قصد و کفّ (خودداری) و قدوم (آمدن) و تردّد و قصد مکّه برای نسک (آنچه که بدرگاه خداوند متعال اهداء شود) است، و عمره زیارت است و هر دو در شرع اسم مناسک مخصوصی هستند} پس گناهی بر او نیست که به آن دو طواف کند و کسی که به عنوان خیر تطوّع (انجام کاری به قصد نیکی و عبادت) کند پس همانا خداوند [به او به خیر جزاء میدهد، برای اینکه او] شکرگزارنده [است که عمل خیر بندگان را بلاجزاء رها نمیکند] و دانا است [که عمل عاملی از او ناپدید نمیشود]
- ترجمه سلطانیهمانا صفا و مروه از علامات الهی است پس کسی که حجّ بیت کند یا عمره بجا آورد پس گناهی بر او نیست که به آن دو طواف کند و کسی که به عنوان خیر تطوّع (انجام کاری به قصد نیکی و عبادت) کند پس همانا خداوند شکرگزار و دانا است
- ترجمه راستینسعی صفا و مروه از شعائر دین خداست، پس هر کس حجّ خانه کعبه یا اعمال مخصوص عمره به جای آورد باکی بر او نیست که سعی صفا و مروه نیز به جای آرد، و هر کس به راه خیر و نیکی شتابد (خدا پاداش وی خواهد داد که) خدا قدردان و (به همه امور خلق) عالم است.
- ترجمه الهی قمشهای١٥٩ إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
همانا کسانی که آنچه از بیّنات و هدایت [مطلق که همان ولایت علی (ع) است زیرا او حقیقت هدایت است، و هر چه که بر ولایت دلالت میکند پس آن به اعتبار منتهی شدنش به هدایت مطلق به عنوان هدایت است] را نازل کردیم، بعد از آنکه آن [هدایت که همان ولایت علی (ع) است] را در کتاب [قرآن و اخبار] برای مردم بیان کردیم کتمان میکنند خداوند آنها را لعنشان میکند و لعن کنندگان آنها را لعن میکنند
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که آنچه از بیّنات و هدایت را نازل کردیم، بعد از آنکه آن را در کتاب برای مردم بیان کردیم کتمان میکنند خداوند آنها را لعنشان میکند و لعن کنندگان آنها را لعن میکنند
- ترجمه راستینآن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن میکنند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦٠ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
مگر کسانی که [از کتمان کردن] توبه کردند و [با جبران آنچه که آن را افساد کردهاند] اصلاح کردند و [آنچه آن را کتمان کرده بودند] بیان کردند پس به آنان، بر ایشان توبه (التفات) میکنم و من بسیار توبه (التفات) کننده و مهربان هستم
- ترجمه سلطانیمگر کسانی که توبه کردند و اصلاح کردند و بیان کردند پس به آنان، بر ایشان توبه (التفات) میکنم و من بسیار توبه کننده و مهربان هستم
- ترجمه راستینمگر آنهایی که توبه کردند و به اصلاح مفاسد اعمال خود پرداختند و بیان کردند (آنچه را که کتمان کردند) ، پس توبه اینان را میپذیرم که منم توبه پذیر و مهربان.
- ترجمه الهی قمشهای