سورهٔ بقره
بقره، فسطاط قرآن، سنام قرآن، زهراء، کرسی، سید قرآن
١١ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ
و وقتی که به آنها گفته شود که در زمین فساد نکنید {افساد تغییر شیء است از آنچه که آن بر آن است، یا منع آن است از کمالی که آن را اقتضاء میکند، و مراد از ارض اعمّ از زمین عالم کبیر یا صغیر است و خروج از طاعت عقل و امام، افساد در عالم صغیر است و منجر به افساد در کبیر و به افساد کبیر میشود که آن استهزاء امام و قتل او است} [با نظائرشان از منافقین] میگویند جز این نیست که ما اصلاح کنندهایم [زیرا منکران توحید یا رسالت یا ولایت در فعل خود گمان خیر و صلاح میکنند نه شرّ و فساد، زیرا هر ذی شعوری با فعل خود خیر خود و صلاح خود را قصد میکند]
- ترجمه سلطانیو وقتی که به آنها گفته شود که در زمین فساد نکنید میگویند جز این نیست که ما اصلاح کنندهایم
- ترجمه راستینو چون آنان را گویند که فساد در زمین نکنید، گویند: تنها ما کار به صلاح کنیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِن لَّا يَعْلَمُونَ
و وقتی که به آنها گفته شود که ایمان بیاورید همانطور که مردم [با بیعت با محمّد (ص) یا با علی (ع) با همراهی قلب و عزم بر وفاء به آنچه که از شروط و پیمانها از آنان اخذ شده است] ایمان آوردند، [با نظائر خود از منافقین] میگویند آیا همانطور که سفیهان ایمان آوردهاند ایمان بیاوریم؟! {«سفیه» غیر رشید است و او همان محجورٌ علیه است که احتیاج به قیّم دارد، و بر خفیف العقل (سبک سر) اطلاق میشود که افعالش بر آنچه که بسزد نمیباشد، و بر آنچه که دارد آنچنان که شاید (سزد) مبذّر و نه منمیّ (نمو دهنده) نمیباشد، و بر کسی که حقّ را نمیشناسد و تحت انقیاد حکم حاکم الهی قرار نمیگیرد اطلاق میشود، و در آیات و اخبار در این معنی بسیار استعمال میشود، و چون مؤمنین را بر حالتی دیدند که عقول شیطانی آنها به آن راضی نمیشد با انقیاد ظاهری و باطنی آنها بر محمّد (ص) یا علی (ع) و به زعم آنها عدم قدرت آن دو بر محافظت اتباع خود از دشمنانشان، آنها را سفهاء نامیدند} آگاه باشید که آنها خود سفیه هستند و لکن نمیدانند
- ترجمه سلطانیو وقتی که به آنها گفته شود که ایمان بیاورید همانطور که مردم ایمان آوردند، میگویند آیا همانطور که سفیهان ایمان آوردهاند ایمان بیاوریم؟! آگاه باشید که آنها خود سفیه هستند و لکن نمیدانند
- ترجمه راستینو چون به ایشان گویند: ایمان آورید چنانکه دیگران ایمان آوردند؛ گویند: چگونه ایمان آوریم مانند بیخردان؟! آگاه باشید که ایشان خود بیخردند ولی نمیدانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ
و وقتی که با کسانی که ایمان آوردهاند ملاقات کنند گویند ایمان آوردهایم و وقتی که با شیاطینشان خلوت کنند گویند ما [در دین و اعتقاد] با شما هستیم [و] جز این نیست که ما استهزاء کنندهٔ [آنها] هستیم {شیطان نامیدن انسان یا برای مظهری برای شیطان گردیدن او و مسخّر تحت حکم وی شدن او است یا برای مشاکله و مشابهه است}
- ترجمه سلطانیو وقتی که با کسانی که ایمان آوردهاند ملاقات کنند میگویند ایمان آوردهایم و وقتی که با شیاطینشان خلوت کنند میگویند ما با شما هستیم، جز این نیست که ما استهزاء کنندهٔ (آنها) هستیم
- ترجمه راستینو چون به اهل ایمان برسند گویند: ما ایمان آوردیم؛ و وقتی با شیاطین خود خلوت کنند گویند: ما با شماییم، جز این نیست که (مؤمنان را) مسخره میکنیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ
[حال آنکه] خداوند آنها را استهزاء (مجازات) میکند و آنها را در طغیانشان نگه میدارد [یعنی به قوای آنها کمک میکند و آنها را تقویت میکند و در آنها میافزاید، یا برای آنها در عمرشان کش میدهد و به آنها مهلت میدهد] که سرگردان شوند {طغیان تجاوز شیء از حدّ خود است هر شیئی که باشد و حدّ انسان انقیاد او تحت حکم عقل است که نبّی وقتش آن را بیان کرده پس کسی که از این حدّ تجاوز کند طاغى (طغیان کننده) است}
- ترجمه سلطانی(حال آنکه) خداوند آنها را استهزاء میکند و آنها را در طغیانشان نگه میدارد که سرگردان شوند
- ترجمه راستینخدا به ایشان استهزا کند و در سرکشی مهلتشان دهد که حیران بمانند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ
آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت [به طریق مستقیم انسانی] خریدهاند و تجارتشان سود نمیدهد و هدایت شده نیستند
- ترجمه سلطانیآنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدهاند و تجارتشان سود نمیدهد و هدایت شده نیستند
- ترجمه راستینآنانند که گمراهی را به راه راست خریدند، پس تجارت ایشان سود نکرد و راه هدایت نیافتند.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَّا يُبْصِرُونَ
مَثَل آنان [در قبول نور اسلام و طلب روشن شدن به آن] مانند مَثل کسانی است که آتشی افروختهاند و هنگامی که [آتش] آنچه که اطرافش است را روشن کرد خداوند نورشان را بِبَرد و آنها را در تاریکیهایی فرو گذارد که نمیبینند {و مراد از «ظلمات» شؤن متراکمهٔ نفس است، و انسان هر چه دوریاش از نور اسلام زیادتر شود توغّل (فرو رفتن، عمیق شدن) در شؤن مظلمۀ نفس زیادتر میشود}
- ترجمه سلطانیمَثَل آنان مانند مَثل کسی است که آتشی افروخته و چون آنچه که اطرافش است را روشن کرد خداوند نورشان را ببرد و آنها را در تاریکیهایی فرو گذارد که نبینند
- ترجمه راستینمثل ایشان مانند کسی است که آتشی بیفروزد، و همین که روشن کند پیرامون او را، خدا روشنی آنان را ببرد و رها کند ایشان را در تاریکییی که هیچ نبینند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ
کر و گنگ و کور هستند و [لذا] آنها [از گمراهی به هدایت] باز نمیگردند {سمع و بصر برای هر کدام از آن دو، روزنی به سوی خارج هست و از جهت باطن دو روزن به عالم ملائکه و عالم جنّ، و دو روزن به عالم ملائکهٔ ذاتیّه و دو روزن به عالم جنّ عرَضیّه هست و مُهر نهادن بر آن دو عبارت است از سدّ دو روزن به عالم ملائکه، و کری و کوری عبارت از سدّ دو روزنی است که آن دو به سوی عالم ملائکه هستند به حیثی که از مسموعات جهت حقّانی آن را که به عالم ملائکه رهنمون میشود نمیشنود و از عالم ملائکه و نه از ملک زاجر نمیشنود و از دیدنیها جهت حقّانی آنها را نمیبیند}
- ترجمه سلطانیکر و گنگ و کور هستند پس آنها (از گمراهی به هدایت) باز نمیگردند
- ترجمه راستینآنها کر و گنگ و کورند و (از ضلالت خود) بر نمیگردند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ
یا مانند رگباری از آسمان است که در آن تاریکی و رعد و برق هست [و در آن حال] از [صدای] صاعقهها انگشتانشان را از ترس مرگ در گوشهایشان قرار میدهند [یعنی این حال منافقان است که در کوبش کلمات تهدیدآمیز که در آن رحمت هست گوششان را میبندند که نشنوند] و (حال آنکه) خداوند به [آن] کافران محیط است
- ترجمه سلطانییا مانند رگباری از آسمان است که در آن تاریکی و رعد و برق هست (و در آن حال) از (صدای) صاعقهها از ترس مرگ انگشتانشان را در گوشهایشان قرار میدهند و (حال آنکه) خداوند به کافران محیط است
- ترجمه راستینیا مثل آنان چون کسانی است که در بیابان، بارانی تند که در آن تاریکی و رعد و برق است بر آنان ببارد، و آنان انگشتانشان را از ترس مرگ در گوش نهند مبادا از شدت صدای صاعقه بمیرند، و خدا بر کافران احاطه دارد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُم مَّشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
نزدیک است که برق، چشمانشان را در رباید، هرگاه [اطراف را] برای آنان روشن کند در آن گام بر میدارند و وقتی که بر آنان تاریک میکند میایستند و اگر خداوند میخواست البتّه گوششان و چشمانشان را میبُرد، همانا خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه سلطانینزدیک است که برق، چشمانشان را در رباید، هرگاه (اطراف را) برای آنان روشن کند در آن گام بر میدارند و وقتی که بر آنان تاریک کند میایستند و اگر خداوند میخواست البتّه گوششان و چشمانشان را میبُرد، همانا خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه راستیننزدیک است برق روشنی چشمهایشان را ببرد، هرگاه روشنی بینند میروند در آن، و چون تاریک شود بایستند، و اگر خدا میخواست گوش آنها را کر و چشم آنان را کور میساخت، که خداوند بر هر چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای