سورهٔ آل عمران آیه ۱۵۴

تفسیر


جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

متن عربی آیه

١٥٤ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِّنكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُـولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الْأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُـولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

ترجمه‌ها

سپس بعد از غم، ایمنی (آرامش) خواب سبکی را بر شما نازل کرد [تا بدانید که ابتلاء و ایمنى دو خارج از طریق معتاد (عادت شده) جز از خداوند نیستند و امورتان را به خداوند واگذار کنید] که گروهی از شما (مؤمنین خالص) را در بر می‌گیرد و گروهی دیگر (منافقان) همانا همّشان خودشان بود [بدون التفات به دین یا رسول (ص) و مسلمین] که با ظنّ ناحقّ (آئین جاهلیّت) به خداوند ظنّ می‌برند [نزد خودشان یا به اقرانشان (نزدیکانشان)] می‌گویند: آیا امری [از امر دین، یا از امر وعده به نصر و ظفر، یا از امر خود ما، و تدبیر خلاصی ما از این بلیّه] از چیزی برای (در اختیار) ما هست؟ [یا آیا برای ما نجاتی هست پس بر امر خودمان مسلّط باشیم؟] بگو: همانا امر همه‌اش [یعنی امر غلبه و نصرت یا امر تدبیر یا عالم امر و قضاء] برای خداوند است، [این گروه منافق] آنچه [از ملحق شدن به کفار] را که بر تو آشکار نمی‌کنند در خودشان مخفی می‌کنند، می‌گویند: اگر چیزی از امر [به یکی از معانی مذکوره] را می‌داشتیم (در اختیار ما می‌بود) [یا اگر ما در مدینه به اختیار خود می‌بودیم و از مدینه حرکت نمی‌کردیم چنانکه رأی ابن ابیّ و غیر او بود] اینجا کشته (مغلوب) نمی‌شدیم [و مقتولان از ما کشته نمی‌شدند]، بگو اگر در خانه‌هایتان هم [متحصّن] می‌بودید هرآینه کسانی که بر آنها کشته شدن در خوابگاه‌هایشان [در لوح محفوظ] نوشته (مقرّر، فرض، واجب) شده [آن خروج و جنگ و کشته شدن و مغلوبیّت به شما] بارز می‌شد و [آن انجام می‌شد] تا خداوند آنچه که در سینه‌های شما است را بیازماید و تا آنچه که در قلب‌های شما است را خالص گرداند {چون صدر (سینه) به اعتبار جهت سفلیّهٔ آن بر نفس اطلاق می‌شود و به اعتبار جهت آن به قلب حقیقی اطلاق قلب بر آن می‌شود ابتلاء که همان استعلام حال بد و اظهار ردائت (پستی) آن است به صدر، و تمحیص (پاک کردن) که آن تخلیص جید (خوبی) از ردیّ (بدی) و صحیح از فاسد است به قلب نسبت داده شده برای اینکه صدر منافق جز نفاق و فاسد از عقاید در آن نمی‌باشد، و تا فطرت انسانیّت از او قطع نشده و مرتدّ فطری نشده قلبش از امر حقّ خالی نمی‌شود و اگرچه اجمالی باشد} و خداوند به ذات (درون) سینه‌ها آگاه است [و امتحان از او برای استعلام امتحان کننده نمی‌باشد]

سپس بعد از غم، ایمنی (آرامش) خواب سبکی را بر شما نازل کرد که گروهی از شما (مؤمنین خالص) را در بر می‌گیرد و گروهی دیگر (منافقان) همانا همّشان خودشان بود که با ظنّ ناحقّ (آئین جاهلیّت) به خداوند ظنّ می‌برند می‌گویند آیا امری از چیزی برای ما هست بگو همانا امر همه‌اش برای خداوند است، آنچه را که بر تو آشکار نمی‌کنند در خودشان مخفی می‌کنند، می‌گویند اگر چیزی از امر را می‌داشتیم (در اختیار ما می‌بود) اینجا کشته (مغلوب) نمی‌شدیم، بگو اگر در خانه‌هایتان هم می‌بودید هرآینه کسانی که بر آنها کشته شدن در خوابگاه‌هایشان نوشته (مقرّر) شده بارز می‌شد و (آن انجام می‌شد) تا خداوند آنچه که در سینه‌های شما است را بیازماید و تا خالص گرداند آنچه را که در قلب‌های شما است و خداوند به ذات (درون) سینه‌ها آگاه است

پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق می‌بردند (از روی انکار) می‌گفتند: آیا ممکن است ما را قدرتی به دست آید؟بگو: تنها خداست که بر عالم هستی فرمانرواست. (منافقان از ترس مؤمنان) خیالات باطل خود را که در دل می‌پرورند با تو اظهار نمی‌دارند، (با خود) می‌گویند: اگر ما را قدرت و پیروزی بود (شکست نمی‌خوردیم) و در اینجا کشته نمی‌شدیم. بگو: اگر در خانه‌های خود هم بودید باز کسانی که سرنوشت آنان (در قضای الهی) کشته شدن است (از خانه‌ها) به پای خود به قتلگاه بیرون می‌آمدند، تا خدا آنچه در سینه دارید بیازماید و آنچه در دل دارید پاک و خالص گرداند، و خدا از راز درون سینه‌ها آگاه است.

لغات

(برای دیدن جزییات هر کلمه روی آن کلیک کنید)

ثُمَّ
سپس
أَنزَلَ
نازل کرد
عَلَيْكُم
بر شما
مِّن
از
بَعْدِ
بعد
الْغَمِّ
اندوه
أَمَنَةً
آرامشی
نُّعَاسًا
خوابی
يَغْشَى
فرا گرفت
طَائِفَةً
گروهی
مِّنكُمْ
از شما
وَطَائِفَةٌ
و گروهی
قَدْ
البته
أَهَمَّتْهُمْ
اهمیت داشت برای ایشان
أَنفُسُهُمْ
جانشان
يَظُنُّونَ
گمان دارند
بِاللَّهِ
به خداوند
غَيْرَ
غیر
الْحَقِّ
حق
ظَنَّ
گمان
الْجَاهِلِيَّةِ
جاهلی
يَقُولُونَ
می‌گویند
هَل
آیا
لَّنَا
برای ما
مِنَ
از
الْأَمْرِ
کار
مِن
از
شَيْءٍ
چیزی
قُلْ
بگو
إِنَّ
همانا
الْأَمْرَ
کار
كُلَّهُ
همه‌اش
لِلَّهِ
برای خداوند
يُخْفُونَ
پنهان می‌کنند
فِي
در
أَنفُسِهِم
خودشان
مَّا
آن چه
لَا
آشکار نمی‌کنند
يُبْدُونَ
آشکار نمی‌کنند
لَكَ
برای تو
يَقُولُونَ
می‌گویند
لَوْ
اگر
كَانَ
بود
لَنَا
برای ما
مِنَ
از
الْأَمْرِ
کار
شَيْءٌ
چیزی
مَّا
کشته نمی‌شدیم
قُتِلْنَا
کشته نمی‌شدیم
هَاهُنَا
این جا
قُل
بگو
لَّوْ
اگر
كُنتُمْ
بودید
فِي
در
بُيُوتِكُمْ
خانه‌هایتان
لَبَرَزَ
قطعاً بیرون می‌آمدند
الَّذِينَ
کسانی که
كُتِبَ
مقرّر شد
عَلَيْهِمُ
بر آن‌ها
الْقَتْلُ
کشته شدن
إِلَى
به سوی
مَضَاجِعِهِمْ
قتلگاه‌هایشان
وَلِيَبْتَلِيَ
و تا آزمایش کند
اللَّهُ
خداوند
مَا
آن چه
فِي
در
صُدُورِكُمْ
سینه‌هایتان
وَلِيُمَحِّصَ
و تا خالص و پاک گرداند
مَا
آن چه
فِي
در
قُلُوبِكُمْ
دل‌های شما
وَاللَّهُ
و خداوند
عَلِيمٌ
دانا
بِذَاتِ
به باطن
الصُّدُورِ
سینه‌ها