سورهٔ احزاب
أحزاب
١١ هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا
در آنجا مؤمنین [به کثرت لشکریان از اعداء با قلّت خود و با ظنون متخالف (مخالف هم) و ارادهٔ فرار] ابتلاء (امتحان) شدند و با تزلزلی شدید متزلزل شدند
- ترجمه سلطانیدر آنجا مؤمنین ابتلاء (امتحان) شدند و با تزلزلی شدید متزلزل شدند
- ترجمه راستیندر آنجا مؤمنان امتحان شدند و (ضعیفان در ایمان) سخت متزلزل گردیدند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَإِذْ يَقُـولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا
و آنوقت که منافقین و کسانی که در قلوب آنها مرض بود گفتند خداوند و رسول او به ما وعدهای [مموّه (ظاهر فریب) باطل از پیروزی و اعلاء دین و سلطنت بر اهل زمین] جز به جهت فریب دادن [ما] ندادند
- ترجمه سلطانیو آنوقت که منافقین و کسانی که در قلوب آنها مرض بود گفتند خداوند و رسول او به ما وعدهای مگر به جهت فریب دادن ندادند
- ترجمه راستینو نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (شک و ریب) بود (با یکدیگر) میگفتند: آن وعده (فتح و نصرتی) که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَاأَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُـولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا
و آنوقت که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب (مدینه) [اینجا] مکان [اقامت کردن] برای شما نیست پس [به منازل خود] برگردید و گروهی از آنها [برای رجوع (بازگشتن)] از نبیّ اجازه میخواهند [در حالی که] میگفتند همانا خانههای ما بیحفاظ است و (حال آنکه) آن شکاف (بی حفاظ) نبود که [آن را] جز به عنوان فرار [از زَحْف (پیشروی سپاه)] اراده نمیکردند
- ترجمه سلطانیو آنوقت که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب (مدینه) (اینجا) مکان (اقامت کردن) برای شما نیست پس برگردید و گروهی از آنها از نبیّ اجازه میخواهند (در حالی که) میگفتند همانا خانههای ما بیحفاظ است و (حال آنکه) آن شکاف (بی حفاظ) نبود که (آن را) جز به عنوان فرار اراده نمیکردند
- ترجمه راستینو در آن وقت طایفهای از آن کفار و منافقان دین گفتند: ای یثربیان، دیگر شما را (در اردوگاه) جای ماندن نیست (که همه کشته خواهید شد، از گرد پیغمبر متفرق شوید و به مدینه) باز گردید. و در آن حال گروهی از آنها (برای رفتن) از پیغمبر اجازه خواسته و میگفتند: خانههای ما دیوار و حفاظی ندارد، در صورتی که (دروغ میگفتند و) خانههاشان بیحفاظ نبود، و مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا
و اگر [دشمنان] از اطراف آن [یعنی از جوانب خانهها و مدینه به عنوان غالب] بر آنها داخل میشدند سپس از آنها درخواست فتنه [یعنی کفر یا جنگ با مسلمین] میکردند حتماً آن را میپذیرفتند و در آن (فتنه کردن) مگر اندکی درنگ نمیکردند
- ترجمه سلطانیو اگر (دشمنان) از اطراف آن (خانهها) بر آنها داخل میشدند سپس از آنها درخواست فتنه میکردند حتماً آن را میپذیرفتند و در آن مگر اندکی درنگ نمیکردند
- ترجمه راستینو اگر دشمنان دین از اطراف به شهر و خانهشان (از پی غارت) هجوم آرند سپس از آنها تقاضای بازگشت به کفر و شرک کنند آنان اجابت خواهند کرد در صورتی که اندک زمانی بیش در مدینه (با آن شرک) زیست نخواهند کرد (و سپس همه هلاک میشوند).
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا
و (حال آنکه) همانا قبلاً [بر دست محمّد (ص)] با خداوند عهد کرده بودند که پشت نکنند و عهد خداوند [از وفاء به آن و نقض آن] مسئول (مورد سؤال) میباشد
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) همانا قبلاً با خداوند عهد کرده بودند که پشت نکنند و عهد خداوند مسئول (مورد سؤال) میباشد
- ترجمه راستینو آن منافقان از این پیش (در جنگ احد که اکثر فرار کردند) با خدا عهد محکم بسته بودند که به جنگ پشت نکنند، و از عهد خدا پرسش خواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
بگو اگر از مرگ یا قتل (کشته شدن) فرار کنید هرگز فرار به شما نفع نخواهد رساند [زیرا هر احدی لابدّ از مرگ یا قتل (کشته شدن) است و احدی از یکی از آن دو رهایی نمییابد] و وقتی که [فرار میکنید] جز اندکی متمتّع (بهرهمند) نمیشوید
- ترجمه سلطانیبگو اگر از مرگ یا قتل (کشته شدن) فرار کنید هرگز فرار به شما نفع نخواهد رساند و وقتی که (فرار میکنید) جز اندکی متمتّع (بهرهمند) نمیشوید
- ترجمه راستین(ای رسول ما، منافقان را) بگو: اگر از مرگ یا قتل فرار میکنید آن فرار هرگز به نفع شما نیست چه آنکه اندک زمانی بیش (از زندگی) کامیاب نخواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُـوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا
بگو: کیست آنکه شما را در برابر خداوند اگر بدی برای شما اراده کند حفظ کند یا برای شما ارادهٔ رحمت کند و (حال آنکه) غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری برای خود نمییابند
- ترجمه سلطانیبگو: کیست آنکه شما را در برابر خداوند اگر بدی برای شما اراده کند حفظ میکند یا برای شما ارادهٔ رحمت میکند و (حال آنکه) غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری برای خود نمییابند
- ترجمه راستینبگو: اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا اراده لطف و مرحمتی فرماید آن کیست که شما را از اراده خدا منع تواند کرد؟و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
به تحقیق خداوند به تعویق اندازندگان (سست شدگان) [از جنگ کردن و از موافقت با رسول (ص)] از شما و گویندگان به برادرانشان که به سوی ما بیایید را میشناسد و به بأس (حرب، جنگ) نمیآیند مگر اندکی [از آنها یا از نظر آمدن یا از نظر زمان یا اندکی به جهت جنگیدن]
- ترجمه سلطانیبه تحقیق خداوند به تعویق اندازندگان (سست شدگان از جنگ کردن) از شما و گویندگان به برادرانشان که به سوی ما بیایید را میشناسد و به جنگ نمیآیند مگر اندکی
- ترجمه راستینمحققا خدا از حال آن مردم (منافق) که مسلمین را از جنگ میترسانند و باز میدارند و به برادران (و طایفه) خود میگویند: با ما متفق باشید (نه با مؤمنان) به خوبی آگاه است، و آنها جز اندک زمانی (آن هم برای نفاق و ریا کاری) به جنگ حاضر نمیشوند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
[در خیر شما] به شما بخیل هستند [که بطور ثابت بر ضرر کردن شما هستند، یا بر ضرر کردن شما حریص هستند] پس وقتی که ترس فرا برسد آنها را میبینی که به تو مینگرند [در حالی که] چشمهایشان [از شدّت خوف در سرهایشان] دور میزند مانند کسی که از [نزول] مرگ بیهوشی او را میبرد و وقتی که ترس برود با زبان تیز به شما زخم زبان میزنند [در حالی که] بر خیر بخیل هستند آنان [از روی اخلاص] ایمان نیاوردهاند پس خداوند اعمال آنان را [که آنها را در ظاهر اسلام عمل کرده بودند] حَبْط (باطل، تباه) کرد و این (حبط) بر خداوند آسان میباشد
- ترجمه سلطانی(در خیر شما) به شما بخیل هستند پس وقتی که ترس فرا برسد آنها را میبینی که به تو مینگرند (در حالی که) چشمهایشان (در حدقهها) دور میزند مانند کسی که از (نزول) مرگ بیهوشی او را میبرد و وقتی که ترس برود با زبان تیز به شما زخم زبان میزنند (در حالی که) بر خیر بخیل هستند آنان ایمان نیاوردهاند پس خداوند اعمال آنان را بیهوده (باطل، تباه) کرد و این بر خداوند آسان میباشد
- ترجمه راستینآنها (به هر نوع کمک مالی و غیره) بر شما مؤمنان بخل میورزند و هر گاه جنگ و خطری پیش آید آنها را چنان بینی که از شدت ترس با چشمی که از بیم دوران میزند به تو نگاه میکنند مانند کسی که از سختی مرگ حال بیهوشی به او دست دهد، و باز وقتی که جنگ و خطر بر طرف شد (و فتح و غنیمتی به دست آمد) سخت با زبان تند و گفتار خشن با کمال حرص و بخل شما را بیازارند (و مطالبه غنیمت کنند) اینان هیچ ایمان نیاوردهاند، خدا هم اعمالشان را (چون همه ریاست) محو و نابود میگرداند و این بر خدا آسان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا
میپنداشتند که احزاب (گروهها) [بعد آنکه خداوند بر آنها باد و ملائکه را فرستاد و بعد از هزیمت (شکست) آنها برای شدّت خوف خود و دهشتشان] هنوز نرفتهاند و اگر احزاب [برای بار دوّم] باز آیند دوست میدارند (آرزو میکنند) که ای کاش در اعراب بادیهنشین میبودند، [از هر قادمی (قدمزنندهای) از مدینه بر آنها] از اخبار شما میپرسند و اگر [در بار دوّم] در میان شما بودند [یا اگر در میان شما باقی میماندند و در حال حاضر به مدینه برنگشته بودند] جز اندکی نمیجنگیدند
- ترجمه سلطانیمیپنداشتند که احزاب (گروهها) هنوز نرفتهاند و اگر احزاب باز آیند دوست میدارند (آرزو میکنند) که ای کاش در اعراب بادیهنشین میبودند، از اخبار شما میپرسند و اگر در میان شما بودند جز اندکی نمیجنگیدند
- ترجمه راستینو آن منافقان گمان کنند که لشکرهای کافران هنوز از دور مدینه نرفته و شکست نخوردهاند و اگر آن دشمنان بار دیگر بر علیه السلام لشکر کشند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما در آیند جز اندکی (آن هم به ریا و نفاق) به جنگ نپردازند.
- ترجمه الهی قمشهای