سورهٔ احزاب
أحزاب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا
ای پیامبر از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن همانا خداوند [به مصالح مترتّبه بر آنچه که از آن نهی میکند] دانا و [در علم خود و صنع خود] حکیم [دقیق لطیف (باریک بین)] میباشد
- ترجمه سلطانیای پیامبر از خداوند پروا کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن همانا خداوند دانا و حکیم میباشد
- ترجمه راستینای پیغمبر (گرامی) همیشه خدا ترس و پرهیزکار باش و هرگز تابع رأی کافران و منافقان مباش که همانا خدا دانا و حکیم است.
- ترجمه الهی قمشهای٢ وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا
و از آنچه که از پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن [نه آنچه که به تو میگویند] همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه سلطانیو از آنچه که از پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن همانا خداوند به آنچه که عمل میکنید آگاه است
- ترجمه راستینو تنها از آنچه به تو از جانب خدایت وحی میشود پیروی کن (و بدان و به امت بگو) که خدا به هر چه میکنید کاملا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا
و بر خداوند توکّل کن [نه بر آنچه که میگویند] و خداوند به عنوان وکیل [بر امور تو] کافی است [پس امورت را بنابر مشورت غیر خود اتکال (کار خود را به کسی واگذاشتن و به او اعتماد کردن، توکل کردن) مکن]
- ترجمه سلطانیو بر خداوند توکّل کن و خداوند به عنوان وکیل کافی است
- ترجمه راستینو در کارها بر خدا توکّل کن، و تنها خدا برای مدد و نگهبانی کفایت است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُـولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
خداوند برای شخصی در جوف (درون سینهٔ) او دو قلب قرار نداده [که با این خداوند را دوست بدارد و تبعیّت کند و با آن کافر را دوست بدارد و تبعیّت کند]، و ازواج شما که آنها را ظهار میکنید را مادران شما قرار نداده {عرب میپنداشت که کسی که به زوجهاش بگوید: تو برای من مانند ظَهْر (پشت) مادرم هستی زوجۀ او در حرمت مُواقَعَه (جماع کردن) مانند مادرش میگردد} و پسرخواندههایتان را پسران شما قرار نداده، آن گفتار شما با دهانهای شما است [بدون اعتقاد داشتن شما به آن و بدون داشتن حقیقت در واقع، پس برای این گفتار در ترتّب احکام شرعیّه تأثیری نیست] و خداوند حقّ (ثابت) را میگوید [که در نفسالامر حقیقت دارد و میسزد که اعتقاد شود] و او [نه غیر او] به راه [راست به سوی حقّ] هدایت مینماید
- ترجمه سلطانیخداوند برای شخصی در جوف (درون سینهٔ) او دو قلب قرار نداده، و ازواج شما که آنها را ظهار میکنید را مادران شما قرار نداده و پسرخواندههایتان را پسران شما قرار نداده، آن گفتار شما با دهانهای شما است و خداوند حقّ را میگوید و او به راه (راست) هدایت مینماید
- ترجمه راستینخدا در درون یک مرد دو قلب (و دو مبدأ ادراک و اراده) قرار نداده و نیز زنانتان را که مادر بخوانید مادر شما و پسر دیگری را که فرزند بخوانید پسر شما قرار نداده، این گفتار شما زبانی و غیر واقع است، و خدا سخن به حقّ میگوید و اوست که (شما را) به راه حقیقت راهنمایی میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٥ ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
آنها را بر [نام] پدرانشان بخوانید [نه غیر پدران آنها، و اگرچه دیگران آنان را فرزندان خود خوانند] که آن [بدون شوب ظلم و تجاوز از حقّ] نزد خداوند دادگرانهتر (عادلانهتر) است پس اگر پدران آنان را نمیشناسید پس [آنان] برادران شما در دین هستند [و آنان را به عنوان برادر بخوانید] و دوستان شما هستند [و آنها را به عنوان دوست بخوانید] و در آنچه که آن را [در خواندن آنها به نام غیر پدرانشان قبل از نهی یا بعد از نهی با فراموشی از نهی یا با سبق (پیشی گرفتن) زبان] خطاء کردهاید بر شما گناهی نیست و لکن در آنچه که قلبهای شما تعمّد (قصد) کرده [گناه هست] و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد [که خطاء کننده و متعمّد را بعد از توبه میآمرزد و به عنوان تفضّل از خود بر او رحم میکند]
- ترجمه سلطانیآنها را بر (نام) پدرانشان بخوانید که آن نزد خداوند دادگرانهتر است پس اگر پدران آنان را نمیشناسید پس (آنان) برادران شما در دین و دوستان شما هستند و در آنچه که آن را خطاء کردهاید بر شما گناهی نیست و لکن در آنچه که قلبهای شما تعمّد (قصد) کرده (گناه هست) و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد
- ترجمه راستینشما پسر خواندهها را به پدرانشان نسبت دهید که این نزد خدا به عدل و راستی نزدیکتر است و اگر پدرانشان را نشناسید (باز فرزند و ارثبر شما نیستند بلکه) در دین برادران و یاران شما هستند، و در کار ناشایستهای که به خطا کنید بر شما گناهی نیست لیکن آن کار زشتی که به عمد و با اراده قلبی میکنید بر آن گناه مؤاخذه میشوید، و (اگر از این هم پشیمان شوید و توبه کنید باز) خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦ النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا
پیامبر به مؤمنین سزاوارتر از خود آنها است و ازواج او مادران آنها هستند و در کتاب خداوند دارندگان ارحام (خویشاوندان جسمانی) همان مؤمنین و مهاجرین بعض آنها [در آن] از بعضی [از اقرباء (نزدیکان) روحانی] سزاوارترند مگر اینکه [بخواهید] به اولیاء (دوستان) خود نیکی کنید [یعنی مگر در فَعْلَۀ (کردار) معروف (نیک) شما به اولیاء خود در دین، یا یعنی لکن فعلۀ معروف شما به اولیاء خود به عنوان حسن (نیکو) باشد] {مراد از «فعلۀ معروف»، وصیّت و اوصیاء قرار دادن اولیاء است، یا وصیّت به چیزی برای اولیاء است} آن در کتاب مسطور (نوشته شده) میباشد
- ترجمه سلطانیپیامبر به مؤمنین سزاوارتر از خود آنها است و ازواج او مادران آنها هستند و در کتاب خداوند دارندگان ارحام (خویشاوندان) همان مؤمنین و مهاجرین بعضی از آنها از بعضی دیگر سزاوارترند مگر اینکه (بخواهید) به اولیاء (دوستان) خود نیکی کنید آن در کتاب مسطور (نوشته شده) میباشد
- ترجمه راستینپیغمبر اولی و سزاوارتر به مؤمنان است از خود آنها (یعنی مؤمنان باید حکم و اراده او را مقدم بر اراده خود بدارند و از جان و مال در اطاعتش مضایقه نکنند) و زنان او (در اطاعت و عطوفت و حرمت نکاح، به حکم) مادران مؤمنان هستند و خویشاوندان نسبی شخص (در حکم ارث) بعضی بر بعضی دیگر در کتاب خدا مقدمند از انصار و مهاجرین (که با هم عهد برادری بستهاند) مگر آنکه به نیکی و احسان بر دوستان خود (از مهاجر و انصار) وصیتی کنید که این (تقدم وصیت بر ارث خویشان) هم در کتاب حق مسطور گردیده است.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا
و آنوقت که [با بیعت کردن یا در عالم ذرّ با اخذ میثاق از آنها به انفس خود] از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از آنها پیمانی محکم گرفتیم
- ترجمه سلطانیو آنوقت که از پیامبران پیمانشان را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از آنها پیمانی محکم گرفتیم
- ترجمه راستینو (یادآر) آن گاه که ما از پیغمبران عهد و میثاق گرفتیم و هم از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم از همه پیمان محکم گرفتیم (که با هر مشقّت و زحمتی است رسالت خدا را به خلق ابلاغ کنند).
- ترجمه الهی قمشهای٨ لِّيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا
تا [خداوند یا سائل (سؤال کننده)] از صادقان از [کیفیّت و مقدار] صدق آنها سؤال کند [تا بحسب آن دو به آنها جزاء دهد] و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است
- ترجمه سلطانیتا از صادقان از صدق آنها سؤال کند و برای کافران عذابی دردناک آماده کرده است
- ترجمه راستینتا راستگویان عالم (یعنی انبیاء و مؤمنان امت) را از حقیقت و صدق ایمانشان باز پرسد (و آنها را پاداش کامل تبلیغ رسالت و عمل صالح دهد) و اهل کفر را (به کیفر تکذیب رسل) عذابی سخت دردناک مهیا کرده است.
- ترجمه الهی قمشهای٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید نعمت خداوند بر شما را در آنوقت که لشکریان [یعنی آن احزاب (گروهها)، ابا سفیان احزابی از اعراب قریش و قبایلی که حول مکّه بودند و بنی غطفان از نجد و بنی قریظه و بنی نضیر از حول مدینه را جمع کرد] به شما هجوم آوردند به یاد آورید که بر آنها بادی (گرد و خاکی شدید) و لشکریانی [از ملائکه] که آنها را نمیدیدید فرستادیم [به حیثی که خیمه و نه آتش برای آنها باقی نماند، و سرمای شدید به حیثی که از سرمای آن تمالک (خویشتنداری) نمیکردند] و خداوند به آنچه که عمل میکردید [از حفر خندق و خروج از مدینه و تجبین (ترساندن) بعضی بعضی دیگر را و ارادهٔ بعضی بر فرار] بینا بود
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید نعمت خداوند بر شما را در آنوقت که لشکریان به شما هجوم آوردند به یاد آورید که بر آنها بادی (گرد و خاکی شدید) و لشکریانی که آنها را نمیدیدید فرستادیم و خداوند به آنچه که عمل میکردید بینا بود
- ترجمه راستینای اهل ایمان، به یاد آرید نعمتی را که خدا به شما عطا کرد وقتی که لشکر بسیاری (از کافران) بر شما حملهور شدند، پس ما بادی تند و سپاهی بسیار (از فرشتگان) که به چشم نمیدیدید فرستادیم، و خدا خود به اعمال شما بینا بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا
آنوقت که از بالای شما [یعنی جانب مشرق و شمال مدینه] و از پایین شما [از جانب مغرب و جنوب] نزد شما آمدند و آنوقت که چشمها [از شدّت خوف و دهشت برای کثرت دشمنان] زاغ (کبود) [منحرف و حیران] شده بود و قلبها به حنجرهها رسیده بود و با گمانهایی [متخالف چون ظنّ دروغ گفتن محمّد (ص)، و ظنّ تکذیب خداوند محمّد (ص) را و ظنّ استیصال، و ظنّ غارت مدینه، و ظنّ صدق محمّد (ص) و اطمینان به خداوند و نصرت از خداوند و غلبه بر دشمنان و شکست آنها] به خداوند گمان میبردید
- ترجمه سلطانیآنوقت که از بالای شما و از پایین شما نزد شما آمدند و آنوقت که چشمها زاغ (کبود) شده بود و قلبها به حنجرهها رسیده بود و با گمانهایی (متخالف) به خداوند گمان میبردید
- ترجمه راستین(یاد آرید) وقتی که (در جنگ احزاب) لشکر کفار از بالا و زیر بر شما حملهور شدند و آنگاه که چشمها حیران شد و جانها به گلو رسید و به وعده خدا گمانهای مختلف بردید (مؤمنان حقیقی به وعده حق و فتح اسلام خوش گمان و دیگران بدگمان و ترسان بودند).
- ترجمه الهی قمشهای١١ هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا
در آنجا مؤمنین [به کثرت لشکریان از اعداء با قلّت خود و با ظنون متخالف (مخالف هم) و ارادهٔ فرار] ابتلاء (امتحان) شدند و با تزلزلی شدید متزلزل شدند
- ترجمه سلطانیدر آنجا مؤمنین ابتلاء (امتحان) شدند و با تزلزلی شدید متزلزل شدند
- ترجمه راستیندر آنجا مؤمنان امتحان شدند و (ضعیفان در ایمان) سخت متزلزل گردیدند.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَإِذْ يَقُـولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا
و آنوقت که منافقین و کسانی که در قلوب آنها مرض بود گفتند خداوند و رسول او به ما وعدهای [مموّه (ظاهر فریب) باطل از پیروزی و اعلاء دین و سلطنت بر اهل زمین] جز به جهت فریب دادن [ما] ندادند
- ترجمه سلطانیو آنوقت که منافقین و کسانی که در قلوب آنها مرض بود گفتند خداوند و رسول او به ما وعدهای مگر به جهت فریب دادن ندادند
- ترجمه راستینو نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (شک و ریب) بود (با یکدیگر) میگفتند: آن وعده (فتح و نصرتی) که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَاأَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُـولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا
و آنوقت که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب (مدینه) [اینجا] مکان [اقامت کردن] برای شما نیست پس [به منازل خود] برگردید و گروهی از آنها [برای رجوع (بازگشتن)] از نبیّ اجازه میخواهند [در حالی که] میگفتند همانا خانههای ما بیحفاظ است و (حال آنکه) آن شکاف (بی حفاظ) نبود که [آن را] جز به عنوان فرار [از زَحْف (پیشروی سپاه)] اراده نمیکردند
- ترجمه سلطانیو آنوقت که گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب (مدینه) (اینجا) مکان (اقامت کردن) برای شما نیست پس برگردید و گروهی از آنها از نبیّ اجازه میخواهند (در حالی که) میگفتند همانا خانههای ما بیحفاظ است و (حال آنکه) آن شکاف (بی حفاظ) نبود که (آن را) جز به عنوان فرار اراده نمیکردند
- ترجمه راستینو در آن وقت طایفهای از آن کفار و منافقان دین گفتند: ای یثربیان، دیگر شما را (در اردوگاه) جای ماندن نیست (که همه کشته خواهید شد، از گرد پیغمبر متفرق شوید و به مدینه) باز گردید. و در آن حال گروهی از آنها (برای رفتن) از پیغمبر اجازه خواسته و میگفتند: خانههای ما دیوار و حفاظی ندارد، در صورتی که (دروغ میگفتند و) خانههاشان بیحفاظ نبود، و مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا يَسِيرًا
و اگر [دشمنان] از اطراف آن [یعنی از جوانب خانهها و مدینه به عنوان غالب] بر آنها داخل میشدند سپس از آنها درخواست فتنه [یعنی کفر یا جنگ با مسلمین] میکردند حتماً آن را میپذیرفتند و در آن (فتنه کردن) مگر اندکی درنگ نمیکردند
- ترجمه سلطانیو اگر (دشمنان) از اطراف آن (خانهها) بر آنها داخل میشدند سپس از آنها درخواست فتنه میکردند حتماً آن را میپذیرفتند و در آن مگر اندکی درنگ نمیکردند
- ترجمه راستینو اگر دشمنان دین از اطراف به شهر و خانهشان (از پی غارت) هجوم آرند سپس از آنها تقاضای بازگشت به کفر و شرک کنند آنان اجابت خواهند کرد در صورتی که اندک زمانی بیش در مدینه (با آن شرک) زیست نخواهند کرد (و سپس همه هلاک میشوند).
- ترجمه الهی قمشهای١٥ وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا
و (حال آنکه) همانا قبلاً [بر دست محمّد (ص)] با خداوند عهد کرده بودند که پشت نکنند و عهد خداوند [از وفاء به آن و نقض آن] مسئول (مورد سؤال) میباشد
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) همانا قبلاً با خداوند عهد کرده بودند که پشت نکنند و عهد خداوند مسئول (مورد سؤال) میباشد
- ترجمه راستینو آن منافقان از این پیش (در جنگ احد که اکثر فرار کردند) با خدا عهد محکم بسته بودند که به جنگ پشت نکنند، و از عهد خدا پرسش خواهد شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
بگو اگر از مرگ یا قتل (کشته شدن) فرار کنید هرگز فرار به شما نفع نخواهد رساند [زیرا هر احدی لابدّ از مرگ یا قتل (کشته شدن) است و احدی از یکی از آن دو رهایی نمییابد] و وقتی که [فرار میکنید] جز اندکی متمتّع (بهرهمند) نمیشوید
- ترجمه سلطانیبگو اگر از مرگ یا قتل (کشته شدن) فرار کنید هرگز فرار به شما نفع نخواهد رساند و وقتی که (فرار میکنید) جز اندکی متمتّع (بهرهمند) نمیشوید
- ترجمه راستین(ای رسول ما، منافقان را) بگو: اگر از مرگ یا قتل فرار میکنید آن فرار هرگز به نفع شما نیست چه آنکه اندک زمانی بیش (از زندگی) کامیاب نخواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُـوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا
بگو: کیست آنکه شما را در برابر خداوند اگر بدی برای شما اراده کند حفظ کند یا برای شما ارادهٔ رحمت کند و (حال آنکه) غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری برای خود نمییابند
- ترجمه سلطانیبگو: کیست آنکه شما را در برابر خداوند اگر بدی برای شما اراده کند حفظ میکند یا برای شما ارادهٔ رحمت میکند و (حال آنکه) غیر از خداوند ولیّ و نه نصیری برای خود نمییابند
- ترجمه راستینبگو: اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا اراده لطف و مرحمتی فرماید آن کیست که شما را از اراده خدا منع تواند کرد؟و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
به تحقیق خداوند به تعویق اندازندگان (سست شدگان) [از جنگ کردن و از موافقت با رسول (ص)] از شما و گویندگان به برادرانشان که به سوی ما بیایید را میشناسد و به بأس (حرب، جنگ) نمیآیند مگر اندکی [از آنها یا از نظر آمدن یا از نظر زمان یا اندکی به جهت جنگیدن]
- ترجمه سلطانیبه تحقیق خداوند به تعویق اندازندگان (سست شدگان از جنگ کردن) از شما و گویندگان به برادرانشان که به سوی ما بیایید را میشناسد و به جنگ نمیآیند مگر اندکی
- ترجمه راستینمحققا خدا از حال آن مردم (منافق) که مسلمین را از جنگ میترسانند و باز میدارند و به برادران (و طایفه) خود میگویند: با ما متفق باشید (نه با مؤمنان) به خوبی آگاه است، و آنها جز اندک زمانی (آن هم برای نفاق و ریا کاری) به جنگ حاضر نمیشوند.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
[در خیر شما] به شما بخیل هستند [که بطور ثابت بر ضرر کردن شما هستند، یا بر ضرر کردن شما حریص هستند] پس وقتی که ترس فرا برسد آنها را میبینی که به تو مینگرند [در حالی که] چشمهایشان [از شدّت خوف در سرهایشان] دور میزند مانند کسی که از [نزول] مرگ بیهوشی او را میبرد و وقتی که ترس برود با زبان تیز به شما زخم زبان میزنند [در حالی که] بر خیر بخیل هستند آنان [از روی اخلاص] ایمان نیاوردهاند پس خداوند اعمال آنان را [که آنها را در ظاهر اسلام عمل کرده بودند] حَبْط (باطل، تباه) کرد و این (حبط) بر خداوند آسان میباشد
- ترجمه سلطانی(در خیر شما) به شما بخیل هستند پس وقتی که ترس فرا برسد آنها را میبینی که به تو مینگرند (در حالی که) چشمهایشان (در حدقهها) دور میزند مانند کسی که از (نزول) مرگ بیهوشی او را میبرد و وقتی که ترس برود با زبان تیز به شما زخم زبان میزنند (در حالی که) بر خیر بخیل هستند آنان ایمان نیاوردهاند پس خداوند اعمال آنان را بیهوده (باطل، تباه) کرد و این بر خداوند آسان میباشد
- ترجمه راستینآنها (به هر نوع کمک مالی و غیره) بر شما مؤمنان بخل میورزند و هر گاه جنگ و خطری پیش آید آنها را چنان بینی که از شدت ترس با چشمی که از بیم دوران میزند به تو نگاه میکنند مانند کسی که از سختی مرگ حال بیهوشی به او دست دهد، و باز وقتی که جنگ و خطر بر طرف شد (و فتح و غنیمتی به دست آمد) سخت با زبان تند و گفتار خشن با کمال حرص و بخل شما را بیازارند (و مطالبه غنیمت کنند) اینان هیچ ایمان نیاوردهاند، خدا هم اعمالشان را (چون همه ریاست) محو و نابود میگرداند و این بر خدا آسان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ يَحْسَبُونَ الْأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلَّا قَلِيلًا
میپنداشتند که احزاب (گروهها) [بعد آنکه خداوند بر آنها باد و ملائکه را فرستاد و بعد از هزیمت (شکست) آنها برای شدّت خوف خود و دهشتشان] هنوز نرفتهاند و اگر احزاب [برای بار دوّم] باز آیند دوست میدارند (آرزو میکنند) که ای کاش در اعراب بادیهنشین میبودند، [از هر قادمی (قدمزنندهای) از مدینه بر آنها] از اخبار شما میپرسند و اگر [در بار دوّم] در میان شما بودند [یا اگر در میان شما باقی میماندند و در حال حاضر به مدینه برنگشته بودند] جز اندکی نمیجنگیدند
- ترجمه سلطانیمیپنداشتند که احزاب (گروهها) هنوز نرفتهاند و اگر احزاب باز آیند دوست میدارند (آرزو میکنند) که ای کاش در اعراب بادیهنشین میبودند، از اخبار شما میپرسند و اگر در میان شما بودند جز اندکی نمیجنگیدند
- ترجمه راستینو آن منافقان گمان کنند که لشکرهای کافران هنوز از دور مدینه نرفته و شکست نخوردهاند و اگر آن دشمنان بار دیگر بر علیه السلام لشکر کشند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند، و اگر هم در میان (سپاه) شما در آیند جز اندکی (آن هم به ریا و نفاق) به جنگ نپردازند.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
همانا برای شما برای کسی که به خداوند و به روز آخِر امید میدارد و خداوند را بسیار ذکر میکند در رسول خدا الگوی نیکی میباشد [یعنی خصلت حسنهای که شایسته است که از آن تأسّی شود، و این اُسوه نمیباشد مگر برای کسی که بین رجاء (امیدواری) به خداوند و ذکر بسیار او را جمع نماید]
- ترجمه سلطانیهمانا برای شما برای کسی که به خداوند و به روز آخِر امید میدارد و خداوند را بسیار ذکر میکند در رسول خدا الگوی (خصلت) نیکی میباشد
- ترجمه راستینالبته شما را به رسول خدا (چه در صبر و مقاومت با دشمن و چه دیگر اوصاف و افعال نیکو) اقتدایی نیکوست، برای آن کس که به (ثواب) خدا و روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا بسیار کند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا
و چون مؤمنین [خالص] احزاب را دیدند گفتند: این آنچه است که خداوند و رسولش به ما وعده دادهاند و خداوند و رسولش راست گفتهاند و به آنها جز ایمان و تسلیم نیفزود [به خلاف غیر خالصان زیرا آنان گفتند: خداوند و رسولش به ما جز به فریب وعدهای ندادهاند]
- ترجمه سلطانیو چون مؤمنین (خالص) احزاب را دیدند گفتند: این آنچه است که خداوند و رسولش به ما وعده دادهاند و خداوند و رسولش راست گفتهاند و به آنها جز ایمان و تسلیم نیفزود
- ترجمه راستینو مؤمنان چون لشکر و نیروهای کفار را به چشم دیدند گفتند: این همان (جنگی) است که خدا و رسول (از پیش) ما را وعده دادند و خدا و رسول راست گفتند، و این دیدار دشمن جز بر ایمان و تسلیمشان نیفزود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
مردانی از مؤمنین هستند که به آنچه که [هنگام بیعت با محمّد (ص) با اجابت کردن او در شروط او] بر آن با خداوند عهد بسته بودند راستی کردند و از میان آنها کسانی تعهّدشان را اداء کردند [و جان بر سر پیمان نهادند] و از آنها کسانی هستند که منتظرند و [پیمان خود را] با تبدیلی تبدیل نکردند
- ترجمه سلطانیمردانی از مؤمنین هستند که به آنچه که بر آن با خداوند عهد بسته بودند راستی کردند و از میان آنها کسانی تعهّدشان را اداء کردند (جان بر سر پیمان نهادند) و از آنها کسانی هستند که منتظرند و (پیمان خود را) با تبدیلی تبدیل نکردند
- ترجمه راستینبرخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخی پیمان خویش گزاردند (و بر آن عهد ایستادگی کردند تا به راه خدا شهید شدند مانند عبیده و حمزه و جعفر) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند (مانند علی علیه السّلام که در کوفه به محراب عبادت شهید گشت).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ لِّيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا
تا خداوند به (سبب) صدق آنها به صادقین جزاء دهد و منافقین را اگر بخواهد عذاب میکند {یعنی صدق داشتند پس صدقشان مورث بر این میگردد که خداوند اجرشان را به آنها بدهد و اینکه خداوند آنان را میزان بر نفاق منافق قرار دهد و آنها را به نفاقشان عذاب کند} یا [اگر توبه کنند و از نفاق به سوی صدق بازگردند، یا اگر موفّق بر توبه شوند] بر آنها توبه (التفات) میکند همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه سلطانیتا خداوند به (سبب) صدق آنها به صادقین جزاء دهد و منافقین را اگر بخواهد عذاب میکند یا بر آنها توبه (التفات) میکند همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینتا آنکه خدا آن مردان راستگوی (با وفا) را از صدق ایمانشان پاداش نیکو بخشد و منافقان را (به عدل) عذاب کند اگر بخواهد یا (به لطف) توبهشان بپذیرد که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا
و [یاد آورید نعمت] خداوند [را آنوقت که] کسانی که کفر ورزیدند (احزاب) را با غیظ (خشم و کینهٔ) آنها ردّ کرد [در حالی که] به خیری (مال، غنیمت، پیروزی) [از شما] نرسیدند و خداوند [با ارسال باد و ملائکه بر آنها] جنگ را از مؤمنان کفایت کرد (ردّ کرد) و خداوند قوی است [که مدافعهٔ با او و ممانعت از او از مرادش برای احدی ممکن نمیشود] و چیره میباشد [که بر هر غالبی غالب است]
- ترجمه سلطانیو خداوند کسانی که کفر ورزیدهاند را با غیظ (خشم و کینهٔ) آنها ردّ کرد (در حالی که) به خیری (مال، غنیمت، پیروزی) نرسیدند و خداوند جنگ را از مؤمنان کفایت کرد (رد کرد) و خداوند قوی و چیره میباشد
- ترجمه راستینو خدا کافران را (در جنگ احزاب) با همان خشم و غضبی که (به مؤمنان) داشتند بیآنکه هیچ خیر و غنیمتی به دست آورند ناامید برگردانید و خدا امر جنگ را (به فرستادن باد صرصر و سپاه فرشتگان غیبی) از مؤمنان کفایت فرمود، و خدا بسیار توانا و مقتدر است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا
و کسانی از اهل کتاب که از آنها (از احزاب) پشتیبانی کرده بودند را از سنگرهایشان فرود (پائین) آورد {و آنان بنو قریظه بودند که آنها عهد رسول (ص) را نقض کردند و احزاب را پشتیبانی نمودند} و در قلوب آنها ترس افکند که گروهی را میکُشتید و گروهی را اسیر میکردید
- ترجمه سلطانیو کسانی از اهل کتاب که از آنها (احزاب) پشتیبانی کرده بودند را از سنگرهایشان فرود (پائین) آورد و در قلوب آنها ترس افکند که گروهی را میکُشتید و گروهی را اسیر میکردید
- ترجمه راستینو آن گروه اهل کتاب (از یهودان) را که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان (از شما مسلمین) ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر میکردید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا
و زمین آنها و دیارشان و اموالشان و سرزمینی که در آن قدم نگذاشته بودید را به شما میراث داد {و آن سرزمین خیبر است که خداوند آن را بدون دواندن اسبان و شتران بعد از بنی قریظه با صلح فتح نمود} و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه سلطانیو زمین آنها و دیارشان و اموالشان و سرزمینی که در آن قدم نگذاشته بودید را به شما میراث داد و خداوند بر هر چیزی بسیار توانا است
- ترجمه راستینو شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد و نیز سرزمینی را که هیچ بر آن قدم (به جنگ) ننهادید نصیب شما گردانید، و خدا بر هر چیز تواناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا
ای پیامبر به ازواجت بگو: اگر زندگانی دنیا و زینت آن را میخواهید پس بیایید بهرهمندتان سازم و شما [زنان] را با رها کردنی زیبا [به پسندیدگی] رها کنم
- ترجمه سلطانیای پیامبر به ازواجت بگو: اگر زندگانی دنیا و زینت آن را میخواهید پس بیایید بهرهمندتان سازم و شما (زنان) را با رها کردنی زیبا (به پسندیدگی) رها کنم
- ترجمه راستینای پیغمبر (گرامی) با زنان خود بگو که اگر شما زندگانی با زیب و زیور دنیا را طالبید بیایید تا من مهر شما را پرداخته و همه را به خوبی و خرسندی طلاق دهم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا
و اگر خداوند و پیامبر او و سرای آخرت را میخواهید پس همانا خداوند برای نیکوکاران از شما [زنان] پاداشی عظیم آماده کرده است [نه برای بدکاران از زنان خارج شدگان با شمشیر]
- ترجمه سلطانیو اگر خداوند و پیامبر او و سرای آخرت را میخواهید پس همانا خداوند برای نیکوکاران از شما (زنان) پاداشی عظیم آماده کرده است
- ترجمه راستینو اگر طالب خدا و رسول و مشتاق دار آخرت هستید همانا خدا برای نیکوکاران از شما زنان (در قیامت) اجر عظیم آماده کرده است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ يَانِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا
ای زنان پیامبر کسی از شما که فاحشهای [که قُبح آن] واضح شده [است] بیاورد [یا که بر انظار ظاهر شده مانند خروج با شمشیر] عذاب او [در آخرت] به دو برابر مضاعف میشود و آن (مضاعف کردن) بر خداوند آسان میباشد
- ترجمه سلطانیای زنان پیامبر کسی از شما که فاحشهای (که قُبح آن) واضح شده (است) بیاورد عذاب او به دو برابر مضاعف میشود و آن بر خداوند آسان میباشد.
- ترجمه راستینای زنان پیغمبر، از شما هر که به کار ناروای آشکاری دانسته اقدام کند او را دو برابر دیگران عذاب کنند و این بر خدا سهل و آسان است.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِـحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا
و هر کس از شما [زنان] که از خداوند و رسولش فرمانبرداری (تواضع، اطاعت) کند و به [هر] صالحی [یا به صالح بزرگ که همان ولایت علی بن ابی طالب (ع) است] عمل کند پاداش او را به او دو برابر میدهیم و برایش روزی کریمانهای آماده کردهایم {همهٔ اینها بواسطهٔ شرافت قرب به نبیّ (ص) است، زیرا عصیان فرد قریب (نزدیک) به رسول (ص) از لحاظ قُبح بزرگتر و طاعت او از لحاظ اجر بزرگتر است}
- ترجمه سلطانیو هر کس از شما (زنان) که از خداوند و رسولش فرمانبرداری (فروتنی) کند و به صالحی عمل کند پاداش او را به او دو برابر میدهیم و برایش روزی کریمانهای آماده کردهایم
- ترجمه راستینو هر که از شما مطیع فرمان خدا و رسول باشد و نیکوکار شود پاداشش را دو بار عطا کنیم و برای او روزی بسیار نیکو (در بهشت ابد) مهیا سازیم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ يَانِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَـوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَـوْلًا مَّعْرُوفًا
ای زنان پیامبر شما [به سبب قرب به نبیّ (ص) و شرافت او] مانند احدی از زنان نیستید اگر تقوا پیشه کنید [یعنی اگر بر سجّیهٔ (خصلت) تقوا باشید، یا از سَخَط (خشم) خداوند، یا از اهویهٔ نفس و طرق مختلف نفسانی بهراسید] و در سخن گفتن خضوع (نرمی و نازکی) نکنید که کسی که در دلش مرضی هست طمع کند [یعنی گفتارتان را بر مخاطبانتان به حیثی ظاهر نکنید که محبّت شما همراه با آن برای آنان (مردان) ظاهر شود]، و سخن نیک بگویید [یعنی به دور از ریبه (به شکّ و بیم افتادن به حرام در نظر کردن به نامحرم)]
- ترجمه سلطانیای زنان پیامبر شما مانند احدی از زنان نیستید اگر تقوا پیشه کنید، و در سخن گفتن خضوع (نرمی و نازکی) نکنید که کسی که در دلش مرضی است طمع کند، و سخن نیک بگویید
- ترجمه راستینای زنان پیغمبر، شما مانند دیگر زنان نیستید (بلکه مقامتان رفیعتر است) اگر خدا ترس و پرهیزکار باشید، پس زنهار نازک و نرم (با مردان) سخن مگویید مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد (بلکه متین) و درست و نیکو سخن گویید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
و در خانههایتان قرار (آرام) بگیرید (بمانید) و با زینت نمایی مانند [دوران] جاهلیّت پیشین زینت خود را به نمایش مگذارید و نماز را بپا دارید و زکات بدهید، و [در سایر آنچه که به شما امر میکنند و شما را نهی میکنند] از خداوند و رسولش اطاعت کنید جز این نیست که خداوند میخواهد تا پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را با تطهیر کردن پاک نماید
- ترجمه سلطانیو در خانههایتان قرار (آرام) بگیرید (بمانید) و با زینت نمایی مانند (دوران) جاهلیّت پیشین زینت خود را به نمایش مگذارید و نماز را بپا دارید و زکات بدهید، و از خداوند و رسولش اطاعت کنید جز این نیست که خداوند میخواهد تا پلیدی را از شما اهل بیت ببرد و شما را با تطهیر کردن پاک نماید
- ترجمه راستینو در خانههایتان بنشینید و آرام گیرید (و بیحاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید) و مانند دوره جاهلیت پیشین با آرایش و خود آرایی بیرون نیایید، و نماز به پا دارید و زکات (مال به فقیران) بدهید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید. خدا چنین میخواهد که هر رجس و آلایشی را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند (ذیل آیه موافق اخبار شیعه و اهل سنت راجع به شخص پیغمبر و علی و فاطمه و حسنین علیهم السّلام است و اگر راجع به زنان پیغمبر بود بایستی ضمیر مؤنث-عنکنّ-ذکر شود و به سیاق جمل صدر آیه باشد).
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا
و یاد کنید آنچه را که در خانههایتان از آیات خداوند تلاوت میشود [تا بر ذکر از خداوند] و حکمت [باشید] همانا خداوند [در صُنعش] لطیف و آگاه میباشد
- ترجمه سلطانیو یاد کنید آنچه را که در خانههایتان از آیات خداوند و حکمت تلاوت میشود همانا خداوند لطیف و آگاه میباشد
- ترجمه راستینو از آن همه آیات الهی و حکمتی که در خانههای شما تلاوت میشود متذکر شوید (و پند گیرید، و بدانید) که همانا خدا را (به خلق) لطف و مهربانی است و (به حال همه) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان [که بر دست محمّد (ص) یا خلفای او با قبول دعوت ظاهره و انقیاد در تحت احکام شریعت با بیعت عامّهٔ نبویّه بیعت کرده و حقیقتاً کسی است که باطناً تحت احکام شریعت منقاد شده به حیثی که خلاف آن از او پدیدار نمیشود] و مردان مؤمن و زنان مؤمنه [که بر دست محمّد (ص) یا خلفای او با قبول دعوت باطنه و انقیاد در تحت احکام طریقت و قبول احکام قلب، بایع بیعت خاصّهٔ ولویّه است، و حقیقتاً کسی است که متخلّق به اخلاق نیک و مُتَطَهِّر (پاک شده) از رذایل گشته و در قومش به عنوان امینی مهربان، کریم و پسندیده با حیاء الی غیر آن از اخلاق گشته] و مردان فروتن و زنان فروتن [یعنی تواضع کنندگان یا قائمین (بپاشدگان) در نماز، یا مطیع شدگان (مرد) و مطیع شدگان (زن)] و مردان راستگو و زنان راستگو [یعنی خارج شدگان از اعوجاج (کجی) در اقوالشان و افعالشان و احوالشان و اخلاقشان] و مردان صابر و زنان صابر [بر مصائب یا طاعات یا از معاصی] و مردان خاشع و زنان خاشع [متذلّلهای تحت عظمت خداوند خارج شدگان از انانیّت خود و بزرگی خود] و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده [از اعراض دنیوی و قوای بدنی و حشمت و جاه و هر آنچه که انسان آن را به خودش نسبت میدهد و از انانیّاتشان] و مردان روزهدار و زنان روزهدار [از وجود منسوب به خود با منتهی شدن تقوایشان به هنگام حشرشان به رحمان] و مردان حافظ فروج (شکافها، عورات) خود و زنان حافظ فروج خود (فرجهایشان) [بعد از حشر آنها به اسم رحمان با عود (بازگشت) آنها به کثرات و ملاحظهٔ عوراتی که حین رجوعشان به حقّ تعالی داشتند و غفلت آنها از آنها] و مردان بسیار ذکر خدا کننده و زنان بسیار ذکر خدا کننده برای آنها آمرزش و اجری عظیم مهیّا کرده است
- ترجمه سلطانیهمانا مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مؤمن و زنان مؤمنه و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان راستگو و زنان راستگو و مردان صابر و زنان صابر و مردان خاشع و زنان خاشع و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزهدار و زنان روزهدار و مردان حافظ فروج (شکافها، عورات) خود و زنان حافظ فروج خود و مردان بسیار ذکر خدا کننده و زنان بسیار ذکر خدا کننده برای آنها آمرزش و اجری عظیم مهیّا کرده است
- ترجمه راستینهمانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس خاشع و مردان و زنان خیر خواه مسکین نواز و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، بر همه آنها خدا مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است..
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَمَا كَانَ لِـمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا
و برای مؤمن و نه مؤمنه نباشد [که این مغفرت عظیم و آن اجر عظیم را رها کنند] که وقتی که خداوند و رسولش به امری حکم میکنند آنها از امر (کار) خود اختیاری داشته باشند [برای اینکه آن دو به آنان اولی هستند و به امرشان بیناتر و به آنان مهربانتر از آنها هستند] و هر کس که خداوند و رسولش را [در آنچه که آن دو آن را برای آنها اختیار میکنند، بخصوص در امامتی که آن دو آن را برای آنها اختیار میکنند] عصیان کند پس به تحقیق با گمراهی آشکاری گمراه شده است
- ترجمه سلطانیو برای مؤمن و نه مؤمنه نباشد که وقتی خداوند و رسولش به امری حکم میکنند آنها از امر (کار) خود اختیاری داشته باشند و هر کس که خداوند و رسولش را عصیان کند پس به تحقیق با گمراهی آشکاری گمراه شده است
- ترجمه راستینو هیچ مرد و زن مؤمنی را در کاری که خدا و رسول حکم کنند اراده و اختیاری نیست (که رأی خلافی اظهار نمایند) و هر کس نافرمانی خدا و رسول او کند دانسته به گمراهی سختی افتاده است (پیغمبر زینب دختر عمهاش را به زید، غلام آزاد کرده خود تزویج کرد و زینب گفت: من از اشراف قریشم غلامی را به شوهری نپذیرم. این آیه نازل شد و پذیرفت).
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ وَإِذْ تَقُـولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
و آنوقت که گفتی به کسی که خداوند [با اسلام و توفیق بر طاعت تو و خدمت به تو] به او انعام کرده و تو [نیز با عِتْق (آزاد کردن) و زوجت (همسر دادن) و بذل مایحتاج به او] به او نعمت دادهای که زوجهات را برای خود نگهدار و از خداوند بترس [با آنکه میدانستی که مختار (اختیار شده، انتخاب) خداوند و مختار تو این است که زینب زوجۀ تو گردد] و (حال آنکه) آنچه را که خداوند آن را آشکار میکند [از مختار تو و مختار خداوند بودن نکاح کردن تو زینب را] در نفس خویش مخفی میکردی و از مردم [از ملامتشان به اینکه بگویند تمنّای زوجۀ غیر را میکند] میترسیدی و (حال آنکه) خداوند سزاوارتر است که از او بترسی پس چون حاجت زید از او (زینب) قضاء شد [و از او ملّ (خسته، دلزده) شد و او را طلاق داد و عدّهٔ او منقضی شد] او را تزویج تو کردیم تا اینکه بر مؤمنان در [ازدواج با] ازواج داعیهدارانشان (پسرخواندههایشان) وقتی که حاجت از آنها (مؤنّث) قضاء میشود حرجی نباشد و امر خداوند انجام شده باشد (عملی میشود)
- ترجمه سلطانیو آنوقت که گفتی به کسی که خداوند به او انعام کرده و تو (نیز) به او نعمت دادهای که زوجهات را برای خود نگهدار و از خداوند بترس و (حال آنکه) آنچه را که خداوند آن را آشکار میکند در نفس خویش مخفی میکردی و از مردم میترسیدی و (حال آنکه) خداوند سزاوارتر است که از او بترسی پس چون حاجت زید از او (مؤنّث) قضاء شد او را تزویج تو کردیم تا اینکه بر مؤمنان در (ازدواج با) ازواج داعیهدارانشان (پسرخواندههایشان) وقتی که حاجت از آنها (مؤنّث) قضاء میشود حرجی نباشد و امر خداوند انجام شده باشد (عملی میشود)
- ترجمه راستینو (یاد کن) وقتی که با آن کس که خدایش نعمت اسلام بخشید و تواش نعمت آزادی (یعنی زید بن حارثه، به نصیحت) میگفتی برو زن خود را نگه دار و از خدا بترس (و طلاقش مده) ، و آنچه در دل پنهان میداشتی (که زینب را بگیری و حرمت ازدواج با زن پسر خوانده را که در جاهلیّت بود منسوخ کنی) خدا میخواست آشکار سازد و تو از (مخالفت و سرزنش) خلق میترسیدی و از خدا سزاوارتر بود بترسی. پس (بدین غرض) چون زید از آن زن کام دل گرفت (و طلاقش داد) او را ما به نکاح تو در آوردیم تا مؤمنان در نکاح زنان پسرخوانده خود که از آنها کامیاب شدند (و طلاق دادند) بر خویش حرج و گناهی نپندارند، و فرمان خدا انجام شدنی است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا
بر پیامبر در آنچه که خداوند برای او فرض کرده [یعنی به عنوان مقدّر حتمی مقدّر کرده] حرجی از سنّت خداوند در کسانی [از انبیاء] که قبلاً (قبل از تو) درگذشتهاند نباشد و امر خداوند تقدیری مقدّر شده میباشد [یعنی اینکه امر او سابقاً در الواح مقدّر شده به حیثی که تخلّفی در آن نمیباشد، پس آنها را چه شده که دربارهٔ امرى که تقدیر مقدّر غیر متخلّفٍ عنه میباشد ملامت میکنند]
- ترجمه سلطانیبر پیامبر در آنچه که خداوند برای او فرض کرده حرجی از سنّت خداوند در کسانی (از انبیاء) که قبلاً درگذشتهاند نباشد و امر خداوند تقدیری مقدّر شده میباشد
- ترجمه راستینپیغمبر را در حکمی که خدا (در نکاح زنان پسر خوانده) برای او مقرر فرموده گناهی نیست، سنّت الهی در میان آنان که در گذشتند هم این است (که انبیاء را توسعه در امر نکاح و تحلیل برخی محرمات است) و فرمان خدا حکمی نافذ و حتمی و به اندازه و حساب شده است.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا
کسانی که رسالات (پیامها، مأموریتها) خداوند را میرسانند و از او میترسند و از احدی جز خداوند نمیترسند و خداوند به عنوان حسابگر کافی است [پس شایسته است که جز از او نترسد]
- ترجمه سلطانیکسانی که رسالات (پیامها، مأموریتها) خداوند را میرسانند و از او میترسند و از احدی جز خداوند نمیترسند و خداوند به عنوان حسابگر کافی است
- ترجمه راستین(این سنّت خداست در حق) آنان که تبلیغ رسالت خدا کنند و از خدا میترسند و از هیچ کس جز خدا نمیترسند و خدا برای حساب به تنهایی کفایت میکند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا
محمّد پدر [جسمانی] هیچیک از رجال (مردان، اشخاص، فرزندان ذکور) شما نمیباشد و لکن رسول خدا [پدر روحانی رجال خود است و او پدر امّت خود است از حیث اینکه آنها مؤمن و مردان و زنان روحانی هستند] و خاتَم (زینت) پیامبران است [یعنی بلکه او برای جمیع مرسلین و امّتهای آنان پدر است برای اینکه او خاتَم آنها است و خاتَم شایسته است که محیط به همه و به عنوان منسوب به هر نسبت پدر به اولاد باشد] و خداوند [نه شما] به هر چیزی دانا است [پس به آنچه که خداوند به آن حکم میکند نگویید: چرا چنین میباشد؟ یا اگر آن نمیشد چنان میشد!]
- ترجمه سلطانیمحمّد پدر هیچیک از رجال (مردان، اشخاص، فرزندان ذکور) شما نمیباشد و لکن رسول خدا و خاتَم (زینت) پیامبران است و خداوند به هر چیزی دانا است
- ترجمه راستینمحمّد (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) پدر هیچ یک از مردان شما (زید یا عمرو) نیست (پس زینب زن فرزند پیغمبر نبود و پس از طلاق او را تواند گرفت) لیکن او رسول خدا و خاتم انبیاست، و خدا همیشه (حکمش وفق حکمت و مصلحت است، زیرا او) بر همه امور عالم آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید خداوند را با ذکر کثیر (بسیار) ذکر کنید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید خداوند را با ذکر کثیر (بسیار) ذکر کنید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید ذکر حق و یاد خدا (به دل و زبان) بسیار کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
او کسی است که بر شما درود میگوید [یعنی رحم میکند یا رحمت را بر شما نازل میکند] و ملائکهٔ او [برای شما استغفار (طلب آمرزش) میکنند] {صَلوهٔ از بندگان دعاء، و از خداوند رحمت، و از ملائکه استغفار است} تا شما را از [حجاب] تاریکیها [یعنی ظُّلُمَات نقایص مادّه و حدود طبع و اهویهٔ نفس و رذایل آن] به سوی نور [ایمان و طاعت و اخلاق حسنه و نور عالم اطلاق] خارج کند و به مؤمنان مهربان میباشد [برای اینکه فعلیّت اخیرهٔ آنها که آن عبارت از صورت نازله از ولیّ امرشان است رحمت از خداوند و جاذب رحمت دیگری از او است چنانکه آن به وجهی ولیّ امر آنها است]
- ترجمه سلطانیاو کسی است که بر شما درود میگوید (رحم میکند) و ملائکهٔ او تا شما را از (حجاب) تاریکیها به سوی نور خارج کند و به مؤمنان مهربان میباشد
- ترجمه راستیناوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما بندگان رحمت میفرستند تا شما را از ظلمتها (ی جهل و نقص و گمراهی) بیرون آرد و به عالم نور (علم و ایمان) رساند، و او بر اهل ایمان بسیار مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا
تحیّت (درود) آنها در روزی که او را [یعنی حساب او و حسابگران او را یا مظاهر او و ائمّهٔ خود (ع) را] ملاقات میکنند سلام است {مؤمن بعد از طیّ برازخ، امامش را ملاقات میکند چه طیّ کردن برازخ (برزخها) با اختیار و به سلوک باشد تا آنکه نزد امامشان در دنیا حاضر شوند، یا به اضطرار و وصولشان به اعراف و حضور آنها نزد امامشان در آخرت} و برای آنها پاداشی کریمانه [که نه منّت در آن است و نه نقص] آماده کرده است
- ترجمه سلطانیدرود آنها در روزی که او را ملاقات میکنند سلام است و برای آنها پاداشی کریمانه آماده کرده است
- ترجمه راستینتحیّت مؤمنان (و پذیرایی ایشان) روزی که به لقاء رحمت حق نائل شوند سلام (خدا و بشارت لطف الهی) خواهد بود، و بر آنان پاداش با کرامت و شرافت مهیا فرموده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا
ای پیامبر همانا ما تو را به عنوان شاهد [یعنی متحمّل بر شهادت از میان کسانی که نزد آنان و بر آنان فرستاده شدهای، یا به عنوان مقدّر برای تأدیهٔ شهادت علیهم و لهم، یا به عنوان حاضر بر آنها در اعمالشان] و به عنوان بشارت دهنده [به مؤمنان] و به عنوان بیم دهنده [به کافران] فرستادیم
- ترجمه سلطانیای پیامبر همانا ما تو را به عنوان شاهد و به عنوان بشارت دهنده و به عنوان بیم دهنده فرستادیم
- ترجمه راستینای پیامبر (گرامی) ما تو را به رسالت فرستادیم تا (بر نیک و بد خلق) گواه باشی و (خوبان را به رحمت الهی) مژده دهی و (بدان را از عذاب خدا) بترسانی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا
و به عنوان دعوت کننده به سوی خداوند [برای همهٔ مردم] به اذن خود {زیرا دعوت اگر به اذن خداوند نباشد ضَلال (گمراهی) و اِضْلال (گمراه کردن) میباشد} و چراغی فروزان [که با تو روشن میشود و چشمها از تو مستنیر (روشن شدن، نور گرفتن) میشوند]
- ترجمه سلطانیو به عنوان دعوت کننده به سوی خداوند به اذن خود و چراغی فروزان
- ترجمه راستینو به اذن حق (خلق را) به سوی خدا دعوت کنی و (در این شب ظلمانی جهان) چراغ فروزان عالم باشی.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا
[پس به کافران بیم بده و مردم را جمیعاً فرا بخوان] و به مؤمنین بشارت بده به اینکه از خداوند فضلی بزرگ برای آنها هست
- ترجمه سلطانیو به مؤمنین بشارت بده به اینکه از خداوند فضلی بزرگ برای آنها هست
- ترجمه راستینو مؤمنان را بشارت ده که خدا را بر آنان فضل (و رحمت عظیم و ثواب) بزرگ خواهد بود (که از حد تصور آنها بیرون است).
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا
و از کافران و منافقان [در آنچه که در حقّ فقرای مؤمن، یا در ترک تعرّض بر اصنامشان، یا در حقّ علیّ (ع) و خلافتش میگویند] اطاعت مکن و از اذیّتشان در گذر و [در همهٔ امورت] بر خداوند توکّل کن و خداوند به عنوان وکیل کافی است
- ترجمه سلطانیو از کافران و منافقان اطاعت مکن و از اذیّتشان در گذر و بر خداوند توکّل کن و خداوند به عنوان وکیل کافی است
- ترجمه راستینای رسول، هرگز به فرمان کافران و منافقان مباش و از جور و آزارشان درگذر و کار خود به خدا واگذار، که خدا بر کفالت و کارسازی (امور خلق) کفایت است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که مؤمنات را به نکاح در میآوردید سپس [اگر] قبل از آنکه با آنها همبستر شوید آنها را طلاق دادید پس از سوی شما عدّهای بر عهدهٔ آنها نیست که [روزهای] آن را بشمارید پس [اگر فریضهای (مَهْری) برای آنها فرض کرده بودید از روی وجوب نصف آنچه را که فرض کردهاید یا اگر فریضهای برای آنها فرض نکردهاید به آنچه که امثال آنها متمتّع میشوند، یا بعد آنکه نصف مهر آنها یا نصف مهر الامثال (مهر زنان هم شأن وی) را اداء کردید] آنها (زنان) را [استحباباً] بهرهمند سازید و آنها (زنان) را با تسریحی (رها کردنی) زیبا (به پسندیدگی) رها کنید [طلاق دهید یا از خانههایتان بدون اذیّت و منع حقّ بفرستید]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید وقتی که مؤمنات را به نکاح در میآوردید سپس (اگر) قبل از آنکه با آنها همبستر شوید آنها را طلاق دادید پس از سوی شما عدّهای بر عهدهٔ آنها نیست که آن را بشمارید پس آنها (زنان) را بهرهمند سازید و آنها (زنان) را با تسریحی (رها کردنی) زیبا (به پسندیدگی) رها کنید
- ترجمه راستینای مردان با ایمان، هر گاه زنان مؤمنه را به عقد خود در آورده و پیش از آنکه با آنها نزدیکی کنید طلاقشان دادید در این صورت از شما نگه داشتن عدّه بر آنها نیست، پس آنها را به چیزی بهرهمند و به نیکی رها سازید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الـلَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ الـلَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
ای پیامبر، ما برای تو حلال کردیم [آن] ازواج تو را که اجر (مَهر) آنها را دادهای [زیرا مهر، اجر برای بُضع (شرمگاه) است] و آنچه که دستانت مالک شده (کنیزان) از آنچه که خداوند بر تو غنیمت داد و دختران عمویت و دختران عمّههایت و دختران داییت و دختران خالههایت که با تو هجرت کردهاند و زن مؤمنهای که خودش را به پیامبر بخشیده اگر پیامبر بخواهد که او را نکاح کند این خالص [یعنی فقط مخصوص] برای تو است نه مؤمنین، همانا ما میدانیم که دربارهٔ (در حقّ) ازواجشان [از عدد و قِسم (تقسیم شبها بین زوجات توسط زوج) و در حقّ] آنچه (از کنیزان) که دستانشان مالک شده بر آنها چه فرض (واجب) کردهایم [از توسعه بر آنها (مؤنّث) در معیشت و عدم تضییق بر آنها در خدمت و اقتصار بر مملوکه (کنیز) اگر بر ازدواج با حرّه (زن آزاد) اطاقت (توانایی) نداشته باشند، و اقتصار بر حرّهٔ واحده اگر از عدم عدالت بترسند]، تا اینکه بر تو حرجی (ممانعتی یا محدودیتی) نباشد [یعنی تو از تقیید خارج شدهای و مطلق گشتهای، و شایسته نیست که در آنچه که میخواهی بر تو حرجى باشد] و خداوند بسیار آمرزنده است [و آنچه را که از تعدّد ازواج بر تو لازم میشود از تکدّر قلب تو به کثرات و تعدّد ازواج میآمرزد، یا کسی را که تو را در تعدّد ازواج از روی جهل خود به سبب آن ملامت میکند میآمرزد] و مهربان میباشد [که به تو رحم میکند، و تو را از آنچه که در دنیا تو را شین (بدنام، بیآبرو) میکند از تعدّد ازواج حفظ میکند، یا در آخرت به تو رحم میکند با توسعهٔ بر تو در مقامات تو، یا به آنها رحم میکند پس از آنچه که به خاطر ملامت کردن تو آنها را از ایمان خارج میکند حفظ میکند یا در آخرت به آنها رحم میکند]
- ترجمه سلطانیای پیامبر، ما برای تو حلال کردیم (آن) ازواج تو را که اجر (مَهر) آنها (مؤنّث) را دادهای و آنچه که دستانت مالک شده (کنیزان) از آنچه که خداوند بر تو غنیمت داد و دختران عمویت و دختران عمّههایت و دختران داییت و دختران خالههایت که با تو هجرت کردهاند و زن مؤمنهای که خودش را به پیامبر بخشیده اگر پیامبر بخواهد که او (مؤنّث) را نکاح کند این خالص (فقط مخصوص) برای تو است نه مؤمنین، همانا ما میدانیم که دربارهٔ ازواجشان و آنچه (از کنیزان) که دستانشان مالک شده بر آنان چه فرض (واجب) کردهایم، تا اینکه بر تو حرجی نباشد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد
- ترجمه راستینای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمّهها و دختران خالو و دختران خالههایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنهای را که خود را به رسول (بیشرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) میدانیم که چه مقرر کردهایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امّتت به احکام نکاح مقیّد نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ تُرْجِي مَن تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا
[مضاجعت با] کسی از آنها (زنانت) را که میخواهی به تعویق (تأخیر) انداز و کسی را که میخواهی نزد خود منزل بده و از کسانی که [از آنها (زنان)] کناره گرفتهای کسی را طلب کنی پس [بدون عقد جدید] گناهی (باکی) بر تو نیست آن (تخییر و توسعه) نزدیکتر است به اینکه چشمان آنها (ازواجت) روشن شود و [به ترک قِسم آنها و ترک تسویه بین آنها] محزون نشوند و همگی به آنچه که به آنها دادهای راضی شوند، و خداوند آنچه که در قلوب شما است را میداند و خداوند دانا و بردبار میباشد [پس برای حلم خود، نه جهل خود، و نه عجز خود به عقوبت آنچه که در قلوب شما است نسبت به شما عجله نمیکند]
- ترجمه سلطانی(مضاجعت با) کسی از آنها (زنانت) را که میخواهی به تعویق (تأخیر) انداز و کسی را که میخواهی نزد خود منزل بده و از کسانی که (از آنها (زنان)) کناره گرفتهای کسی را طلب کنی پس گناهی (باکی) بر تو نیست آن نزدیکتر است به اینکه چشمان آنها (ازواجت) روشن شود و محزون نشوند و همگی به آنچه که به آنها دادهای راضی شوند، و خداوند آنچه که در قلوب شما است را میداند و خداوند دانا و بردبار میباشد
- ترجمه راستینتو (ای رسول) هر یک از زنانت را خواهی نوبتش مؤخّر دار و هر که را خواهی به خود بپذیر و هم آن را که (به قهر) از خود راندی اگرش (به مهر) خواندی باز بر تو باکی نیست، این (آزادی و مختار مطلق بودنت) بر زنان بهتر و شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست و سبب آنکه محزون نباشند و به آنچه ایشان را عطا کردی همه خشنود باشند. و خدا به هر چه در دل شما مردم است آگاه است و خدا (بر نیک و بد خلق) دانا و (بر عفوشان کریم و بر انتقامشان) بردبار است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ لَّا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا
بعد از آن زنان [مذکور در آیهٔ سابق دیگر] برای تو حلال نمیشود و نه اینکه ازواجی [دیگر غیر مذکورات در آیهٔ سابق] را جایگزین آنها (مؤنّث) کنی و اگرچه حُسن (زیبایی) آنها تو را به شگفت آورد مگر آنچه که دست تو مالک شده (کنیزانت) و خداوند بر هر چیزی [حتّی بر عدد همسران، نسبت به تو و به امّت تو، و بر حصر در عدد و اقتصار بر اشخاص معیّنه بدون زیاد کردن بر آنها (مؤنّث) و بدون طلب تبدیل آنها (مؤنّث)] بسیار مراقب است
- ترجمه سلطانیبعد از آن زنان (مذکور در آیهٔ سابق) (دیگر) برای تو حلال نمیشود و نه اینکه ازواجی (دیگر غیر مذکورات در آیهٔ سابق) را جایگزین آنها (مؤنّث) کنی و اگرچه حُسن (زیبایی) آنها تو را به شگفت آورد مگر آنچه که دست تو مالک شده (کنیزانت) و خداوند بر هر چیزی بسیار مراقب است
- ترجمه راستین(ای رسول) بعد از این (زنان) دیگر نه عقد هیچ زن بر تو حلال است و نه مبدّل کردن این زنان به دیگر زن هر چند از حسنشان به شگفت آیی و بسیار در نظرت زیبا آیند مگر که کنیزی مالک شوی. و خدا بر هر چیز (و بر حدودش) مراقب و نگهبان است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید به خانههای پیامبر داخل مشوید مگر آنکه به شما اجازه داده شود برای [صرف] خوراکی نه [در حالی که] منتظر پختن آن [شوید، یعنی بعد از دعوت، قبل از نَضْج (پخته شدن) طعام و ادراک (آماده شدن) آن برای خوردن داخل نشوید، زیرا آن، منزل را بر او و بر اهل خانهاش ضیق (تنگ) میکند] و لکن وقتی که دعوت میشوید پس داخل شوید و وقتی که اطعام شدید پس منتشر شوید و سرگرم به سخن مشوید [یعنی برای سخن گفتن با محمّد (ص) یا برای سخن گفتن بعضی از شما با بعضی دیگر] که آن کار شما [برای آنچه که از تنگ کردن منزل بر او و بر اهل بیتش ذکر شد] نبیّ را اذیّت میکند و [در اینکه به شما امر به خروج کند] از شما حیاء میکند و (حال آنکه) خداوند از [بیان] حقّ حیاء نمیکند [و به عدم لَبُثْ (درنگ کردن) نزد او به شما امر میکند] و وقتی که از آنها (زنان نبیّ) متاعی را درخواست میکنید پس از آنسوی پرده از آنها درخواست کنید {و قبل آن همانطور که زنان در ملل (آئینها) باطل بر مردان بدون حجاب بارز (آشکار، ظاهر) میشدند بر مردان بیگانه بدون حجاب بارز میشدند و شکّی نیست که وقتی آنها بلاحجاب باشند دواعی (انگیزهها) ریبه (به چشم بد در محارم کسان نگریستن) بیشتر میشود} آن برای قلوب شما و قلوب آنها (زنان) پاکتر [از ریبه] است و بر شما نباشد که رسول خدا را اذیّت کنید و اینکه بعد از او ازواج او را ابداً نکاح نکنید [برای آنچه سابق شد که ازواج او (ص) مادران ایشان هستند]
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید به خانههای پیامبر داخل مشوید مگر آنکه به شما اجازه داده شود برای (صرف) خوراکی نه (در حالی که) منتظر پختن آن (شوید) و لکن وقتی که دعوت میشوید پس داخل شوید و وقتی که اطعام شدید پس منتشر شوید و سرگرم به سخن مشوید که آن کار شما نبیّ را اذیّت میکند و از شما حیاء میکند و خداوند از (بیان) حقّ حیاء نمیکند و وقتی که از آنها (زنان) متاعی را درخواست میکنید پس از آنسوی پرده از آنها درخواست کنید آن برای قلوب شما و قلوب آنها (زنان) پاکتر است و بر شما نباشد که رسول خدا را اذیّت کنید و اینکه بعد از او ازواج او را ابداً نکاح نکنید
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردید به خانههای پیغمبر داخل مشوید مگر آنکه اذنتان دهند و بر سفره طعام دعوت کنند در آن حال هم نباید زودتر از وقت آمده و به پختن و آماده شدن آن چشم انتظار گشایید بلکه موقعی که دعوت شدهاید بیایید و چون غذا تناول کردید زود (از پی کار خود) متفرق شوید نه آنجا برای سرگرمی و انس به گفتگو پردازید، که این کار پیغمبر را آزار میدهد و او به شما از شرم اظهار نمیدارد ولی خدا را بر اظهار حق خجلتی نیست و هر گاه از زنان رسول متاعی میطلبید از پس پرده طلبید، که حجاب برای آنکه دلهای شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است و نباید هرگز رسول خدا را (در حیات) بیازارید و نه پس از وفات هیچ گاه زنانش را به نکاح خود در آورید، که این کار نزد خدا (گناهی) بسیار بزرگ است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا
که آن کار شما نزد خداوند بسیار بزرگ میباشد اگر چیزی [مانند ارادهٔ نکاح آنها (مؤنّث)] را آشکار کنید [به اینکه با زبانتان بگوئید] یا آن را مخفی کنید [به اینکه با زبانتان آن را اظهار نکنید] پس همانا خداوند به هر چیزی دانا میباشد
- ترجمه سلطانیکه آن کار شما نزد خداوند بسیار بزرگ میباشد اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را مخفی کنید پس همانا خداوند به هر چیزی دانا میباشد
- ترجمه راستینو (از خدا بترسید که) هر چیزی را اگر آشکار یا پنهان کنید خدا (بر آن و) بر همه امور جهان کاملا آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ لَّا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلَا أَبْنَائِهِنَّ وَلَا إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ إِخْوَانِهِنَّ وَلَا أَبْنَاءِ أَخَوَاتِهِنَّ وَلَا نِسَائِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا
[در رعایت حجاب] باکی بر آنها (زنان) نیست دربارهٔ پدرانشان و نه پسرانشان و نه برادرانشان و نه پسران برادرانشان و نه پسران خواهرانشان و نه زنانشان [یعنی زنان مؤمنه] و نه آنچه که دستانشان مالک شده (بردگانشان) و [ای زنان] از خداوند پروا کنید که خداوند بر هر چیزی [حتّی بر نیّت شما و آشکار ساختن زینتتان] بسیار شاهد (مشاهده کننده) است {و روایت شده که این حکم ایضاً دربارهٔ وصیّ جاری میشود، یعنی برای کسی که به او ایمان آورده اجازه داده نشده که زوجهٔ او نکاح شود}
- ترجمه سلطانی(در رعایت حجاب) باکی بر آنها (زنان) نیست دربارهٔ پدرانشان و نه پسرانشان و نه برادرانشان و نه پسران برادرانشان و نه پسران خواهرانشان و نه زنانشان و نه آنچه که دستانشان مالک شده (بردگانشان) و (ای زنان) از خداوند پروا کنید که خداوند بر هر چیزی بسیار شاهد (مشاهده کننده) است
- ترجمه راستینو زنان را باکی نیست که بر پدران و فرزندان و برادران و برادرزادگان و خواهر زادگان و زنان مسلمان و کنیزان ملکی (و نابالغ غلامان بیریبه) بیحجاب در آیند (و از غیر اینها باید احتجاب کنند) و (ای بانوان) از خدا (در خیانت و زشتی پنهان) بترسید، که خدا بر همه چیز کاملا گواه و آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
همانا خداوند و ملائکهٔ او بر نبیّ درود میگویند ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود گزارید و با تسلیم شدن تسلیم شوید {و چون محمّد (ص) اصل جمیع خلفاء میباشد و همهٔ خلفاء اَظْلال (سایهها) او و شئون او میباشند هر آنچه که از جمیع خلفاء (ع) حاصل میشود از او (ص) حاصل میشود، و هر آنچه که برای جمیع خلفاء لازم میشود از نظر و خدمت و تعظیم و تذکّر و تأمّل در شؤن آنها برای او به تنهایی لازم میشود، و کسی که با واحدی از خلفاء بیعت کرده مانند کسی باشد که با محمّد (ص) بیعت کرده است و هر کسی که در اسلام یا ایمان داخل شود برای او عملی به قدر اعظم (بزرگتر) و به اجر افخم از توجّه به محمّد (ص) و تذکّر بر او و دعاء برای او و طلب رحمت بر او و انجذاب به سوی او نمیباشد به حیثی که او یا یکی از خلفای او بحسب ملکوتش بر صدر او ظاهر شود}
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند و ملائکهٔ او بر نبیّ درود میگویند ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود گزارید و با تسلیم شدن تسلیم شوید
- ترجمه راستینخدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود میفرستند شما هم ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا
همانا کسانی که خداوند و رسولش را اذیّت میکنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعن (دور کردن) میکند و برای آنها عذابی خوار کننده آماده کرده است
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که خداوند و رسولش را اذیّت میکنند خداوند آنها را در دنیا و آخرت لعن (دور کردن) میکند و برای آنها عذابی خوار کننده آماده کرده است
- ترجمه راستینآنان که خدا و رسول را (به عصیان و مخالفت) آزار و اذیّت میکنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده (و از رحمت خود دور گرداند) و بر آنان عذابی با ذلّت و خواری مهیّا ساخته است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا
و کسانی که مؤمنین و مؤمنات را بدون آنکه [معصیتی] کسب کرده باشند [که به آن مستحقّ ایذاء شوند] اذیّت میکنند پس تهمتی (دروغی) را متحمّل شدهاند و [آن] گناهی آشکار است
- ترجمه سلطانیو کسانی که مؤمنین و مؤمنات را بدون آنکه (معصیتی) کسب کرده باشند اذیّت میکنند پس تهمتی را متحمّل شدهاند و (آن) گناهی آشکار است
- ترجمه راستینو آنان که مردان و زنان با ایمان بیتقصیر و گناه را بیازارند (بترسند که) دانسته بار تهمت و گناه آشکار بزرگی را برداشتهاند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
ای پیامبر به ازواجت و دخترانت و زنان مؤمنین بگو که روپوششان را بر خود فرو اندازند {رویشان (مؤنّث) و سایر مواضع زینتشان (مؤنّث) را با جلبابشان (مؤنّث) نمیپوشاندند (مؤنّث) پس خدای تعالی به آنها امر به پوشاندن وجوه و صدور (سینهها) با جلابیب کرد، تا با آن از سایر زنان متمایز شوند، و جِلْباب برای زنان لباس گشادی است که آن را فوق (روی) لباس میپوشند نه ملحفه (چادر)، یا آن این ملحفه است} که آن نزدیکترین است به اینکه آنها [با تمییز آنها از کنیزان و قِیان (زنان مشاطهگر) و سایر زنان] شناخته شوند و [مورد] اذیّت [واقع] نشوند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است [پس تقصیر آنها را در آنچه که گذشته میبخشد و با تعلیم آداب معاشرت به آنها، به آنها رحم میکند]
- ترجمه سلطانیای پیامبر به ازواجت و دخترانت و زنان مؤمنین بگو که روپوششان را بر خود فرو اندازند که آن نزدیکترین است (به تمییز آنها) به اینکه آنها شناخته شوند و (مورد) اذیّت (واقع) نشوند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است
- ترجمه راستینای پیغمبر (گرامی) با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر فرو پوشند، که این کار برای اینکه آنها (به عفّت و حرّیت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند بسیار نزدیکتر است و خدا (در حق خلق) بسیار آمرزنده و مهربان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ لَّئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا
البتّه اگر منافقین و کسانی که در قلوبشان مرض هست و شایعه پراکنان [یعنی کسانی که اِرْجاف (شایعه پراکنی، تهمت زنی) میکنند یعنی در اخبار فتنهها خوض (فرو رفتن) میکنند و بین مردم فتنه بر میافروزند] در مدینه باز نایستند البتّه حتماً تو را بر آنان بر میگماریم سپس در آنجا جز اندکی در مجاور تو نمیمانند
- ترجمه سلطانیالبتّه اگر منافقین و کسانی که در قلوبشان مرض هست و شایعه پراکنان در مدینه باز نایستند البتّه حتماً تو را بر آنان بر میگماریم سپس در آنجا جز اندکی در مجاور تو نمیمانند
- ترجمه راستینالبته (بعد از این) اگر منافقان و آنان که در دلهاشان مرض (و ناپاکی) است و هم آنها که در مدینه (بر ضد اسلام) تبلیغات سوء میکنند (و دل اهل ایمان را مضطرب و هراسان میسازند) دست (از این زشتی و بدکاری) نکشند ما هم تو را بر (قتال) آنها بر انگیزیم (و بر جان و مال آنها مسلط گردانیم) که از آن پس جز اندک زمانی در مدینه در جوار تو زیست نتوانند کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا
لعن (طرد) شدگان هر جا که یافت شدند گرفته شوند و به کشته شدنی سخت کشته شوند [یعنی اگر به رفتار خود پایان ندادند از مدینه به بدترین حال اخراج شوند (در حالی که) جامع بین لعن و طرد از رحمت در دنیا و آخرت، و تضییق (تنگ گرفتن) با قتل و گرفتن، و بین لعن مردم بر آنها و تضییق بر آنها با قتل است]
- ترجمه سلطانیلعن (طرد) شدگان هر جا که یافت شدند گرفته شوند و به کشته شدنی سخت کشته شوند
- ترجمه راستیناین مردم (پلید بدکار) رانده درگاه حقّند، باید هرجا یافت شوند آنان را گرفته و جدّا به قتل رساند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
[این] سنّت خداوند است در کسانی [از انبیاء (ع) و امّت مُرْجِف (شایعه پراکن، تهمت زن) آنها] که قبلاً درگذشتهاند و برای سنّت خداوند هرگز تبدیلی نمییابی
- ترجمه سلطانیاین سنّت خداوند است که در میان کسانی که قبلاً درگذشتهاند بوده و برای سنّت خداوند هرگز تبدیلی نمییابی
- ترجمه راستیناین سنّت خدا (و طریقه حقّ) است که در همه ادوار امم گذشته برقرار بوده (که منافقان و فتنه انگیزان را رسولان حق به قتل رسانند) و بدان که سنّت خدا هرگز مبدّل نخواهد گشت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا
مردم از تو دربارهٔ ساعت [یعنی ساعت مرگ و قیامت صغری و ظهور قائم (ع) و آن ایضاً قیامت دیگری است اختیاری یا اضطراری، و قیامت کبری] میپرسند بگو: جز این نیست که علم آن نزد خداوند است [و شما نزد مردم میباشید و علمى که نزد خداوند میباشد را جز کسی که نزد خداوند میباشد و با علم خداوند علم دارد نمیداند] و چه چیز تو را آگاه میکند شاید ساعت نزدیک باشد
- ترجمه سلطانیمردم از تو دربارهٔ ساعت میپرسند بگو: جز این نیست که علم آن نزد خداوند است و تو چه میدانی شاید ساعت نزدیک باشد
- ترجمه راستینمردم از تو میپرسند که ساعت قیامت کی خواهد بود؟جواب ده که آن را خدا میداند و بس. و تو چه میدانی (بگو به این مردم غافل) شاید آن ساعت بسیار موقعش نزدیک باشد.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا
همانا خداوند کافران [به ساعت] را لعن (طرد) کرده و برای آنان آتشی سوزان آماده کرده است
- ترجمه سلطانیهمانا خداوند کافران را لعن (طرد) کرده و برای آنان آتشی سوزان آماده کرده است
- ترجمه راستینخدا کافران را لعن کرده و بر آنان آتش افروخته دوزخ مهیّا گردانیده است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا
همیشگی در آن ماندگارند، ولیّ و نه یاوری نمییابند
- ترجمه سلطانیهمیشگی در آن ماندگارند، ولیّ و نه یاوری نمییابند
- ترجمه راستینکه در آن دوزخ همیشه معذّبند و (بر نجات خود) هیچ یار و یاوری نخواهند یافت.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُـولُونَ يَالَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُـولَا
روزی که رویهایشان در آتش زیرورو (دگرگون) میشود میگویند: ای کاش ما از خداوند اطاعت کرده بودیم و از رسول [در حقّ علی (ع)] اطاعت کرده بودیم
- ترجمه سلطانیروزی که رویهایشان در آتش زیرورو (دگرگون) میشود میگویند: ای کاش ما از خداوند اطاعت کرده بودیم و از رسول اطاعت کرده بودیم
- ترجمه راستیندر آن روز صورتهاشان در آتش همی بگردد و (فریاد پشیمانی از دل برکشند و) گویند: ای کاش که ما (در دنیا) خدا و رسول را اطاعت میکردیم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا
و گویند: پروردگارا همانا ما از رؤسای (پیشوایان) خود و بزرگانمان که ما را از راه گمراه کردند اطاعت کردیم
- ترجمه سلطانیو گویند: پروردگارا همانا ما از رؤسای (پیشوایان) خود و بزرگانمان که ما را از راه گمراه کردند اطاعت کردیم
- ترجمه راستینو گویند: ای خدا، ما اطاعت امر بزرگان و پیشوایان (فاسد) خود را کردیم که ما را به راه ضلالت کشیدند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا
[ای] پروردگار ما به آنها [برای گمراه بودنشان و گمراه کردن آنها ما را] عذابی دو چندان بده و آنها را با لعنتی بزرگ لعن (طرد) کن
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما عذابی دو چندان به آنها بده و آنها را با لعنتی بزرگ لعن (طرد) کن
- ترجمه راستینو تو ای خدا عذاب آنان را (سخت و) مضاعف ساز و به لعن و غضب بزرگ و شدید گرفتارشان گردان.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید مانند کسانی نباشید که موسی را اذیّت کردند پس خداوند او را از آنچه که [در حقّ او] میگفتند [و او را اذیّت میکردند] مبرّاء نمود و او نزد خداوند وجیه (آبرومند) بود
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید مانند کسانی نباشید که موسی را اذیّت کردند پس خداوند او را از آنچه که میگفتند مبرّاء نمود و او نزد خداوند وجیه (آبرومند) بود
- ترجمه راستینای کسانی که ایمان آوردهاید، شما مانند آن مردمی نباشید که پیغمبرشان موسی را (به تهمت زنا و قتل هارون و دیگر عیبجوییها) بیازردند تا آنکه خدا او را از آنچه گفتند منزّه ساخت (و پاکدامنیش بر همه روشن گردانید) و او نزد خدا (پیغمبری) آبرومند و محترم بود.
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَـوْلًا سَدِيدًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند پروا کنید و با گفتار استوار [سخن] بگوئید
- ترجمه سلطانیای کسانی که ایمان آوردهاید از خداوند پروا کنید و با گفتار استوار (سخن) بگوئید
- ترجمه راستینای اهل ایمان، متّقی و خدا ترس باشید و همیشه به حقّ و صواب سخن گویید.
- ترجمه الهی قمشهای٧١ يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا
تا اعمالتان را [که به آنها عمل میکنید اگر در آن خلل و فساد باشد] برای شما اصلاح کند و ذنوب (گناهان) شما را برای شما بیامرزد و کسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند پس همانا به رستگاری عظیمی کامیاب شده است
- ترجمه سلطانیتا اعمالتان را برای شما اصلاح کند و ذنوب (گناهان) شما را برای شما بیامرزد و کسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند پس همانا به رستگاری عظیمی کامیاب شده است
- ترجمه راستینتا خدا اعمال شما را (به لطف خود) اصلاح فرماید و از گناهان شما در گذرد. و هر که خدا و رسول را اطاعت کند البته به سعادت و فیروزی بزرگ نائل گردیده است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٢ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا
همانا ما امانت [همان لطیفهٔ سیّارهٔ انسانیّه] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس اباء کردند که آنها را حمل کنند و از آن هراس داشتند و [لکن] انسان آن را حمل کرد که او بسیار ظالم و بسیار نادان بود
- ترجمه سلطانیهمانا ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس اباء کردند که آنها را حمل کنند و از آن هراس داشتند و (لکن) انسان آن را حمل کرد که او بسیار ظالم و بسیار نادان بود
- ترجمه راستینما بر آسمانها و زمین و کوههای عالم (و قوای عالی و دانی ممکنات) عرض امانت کردیم (و به آنها نور معرفت و طاعت و عشق و محبّت کامل حق یا بار تکلیف یا نماز و طهارت یا مقام خلافت و ولایت و امامت را ارائه دادیم) همه از تحمّل آن امتناع ورزیده و اندیشه کردند و انسان (ناتوان) آن را بپذیرفت، انسان هم (در مقام آزمایش و اداء امانت) بسیار ستمکار و نادان بود (که اکثر به راه جهل و عصیان شتافت).
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ لِّيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا
تا خداوند منافقان و منافقات و مشرکان و مشرکات را عذاب کند و خداوند بر مؤمنین و مؤمنات توبه (التفات) میکند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد [و غایت بالذّات جز مغفرت خداوند و رحمت او برای مؤمنین نیست].
- ترجمه سلطانیتا خداوند منافقان و منافقات و مشرکان و مشرکات را عذاب کند و خداوند بر مؤمنین و مؤمنات توبه (التفات) میکند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان میباشد.
- ترجمه راستین(این عرض امانت) برای این بود که خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرک همه را به قهر و عذاب گرفتار کند و از مرد و زن مؤمن (به رحمت) در گذرد، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است..
- ترجمه الهی قمشهای