سورهٔ سبأ

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۵۴
نام‌های سوره:
سبأ، داود
تفسیر

٤١ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ

می‌گویند تو [از شراکت امثال ما] منزّهی، تو ولیّ ما هستی، نه آنها، بلکه [آنها] جنّ را بندگی می‌کردند بیشتر آنان به آنها مؤمن هستند [نه به ما]

- ترجمه سلطانی

می‌گویند تو منزّهی، تو ولیّ ما هستی، نه آنها، بلکه (آنها) جنّ را بندگی می‌کردند بیشتر آنان به آنها مؤمن هستند

- ترجمه راستین

فرشتگان گویند: بار الها، تو از هر شرک و نقصی پاک و منزّهی، تو خدا و یاور مایی نه ایشان، بلکه اینان جنّ و شیاطین را می‌پرستیدند و به طوری که اکثرشان گرویده به آنها بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُـولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ

پس امروز [که معبودها عبادت عابدین را انکار می‌کنند و همه در امر خود متحیّر و در غایت اضطراب مضطرب هستند] بعض شما بر بعضی نفعی و نه ضرری را مالک نمی‌شود {برای اینکه امر در آنروز همگی آن به دست خداوند است به خلاف روز دنیا که آن گاهی توهّم شود که بعضى بر نفع بعضى یا ضرر او قدرت دارند} و به کسانی [از معبودین و مطاعین] که ظلم کردند [به اینکه معبود بودن آنها و مطاع بودن آنان به اذن خداوند نبوده و عابدین و مطیعین به اینکه عبادت آنها و طاعتشان و اشراک آنها به اذنی از خداوند نبوده] می‌گوییم: عذاب آتشی را که آن را تکذیب می‌کردید بچشید

- ترجمه سلطانی

پس امروز بعضی از شما بر بعضی دیگر نفعی و نه ضرری را مالک نمی‌شود و به کسانی که ظلم کردند می‌گوییم: عذاب آتشی را که آن را تکذیب می‌کردید بچشید

- ترجمه راستین

(و به مشرکان خطاب شود) پس امروز شما هیچ مالک نفع و ضرر یکدیگر نیستند. و ما آنان را که ظلم و ستم کردند گوییم: اینک بچشید عذاب آتشی را که تکذیب آن می‌کردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَـمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ

و وقتی که آیات واضح ما [دربارهٔ وعد و وعید احکام معادیّه یا معاشیّه] بر آنها تلاوت می‌شد [یعنی آنان بودند وقتی که به آنان گفته می‌شد: بهراسید از آتشی که خداوند به شما وعده داده] می‌گفتند: [این جز دروغ نیست، یا معنی می‌دهد: وقتی که آیات ما برای آنها تلاوت می‌شد آن را تکذیب می‌کردند و وقتی که برای قوم تو تلاوت می‌شود می‌گویند:] این جز مردی نیست که [با این او] می‌خواهد [ظهر (بر پشت کسی یا چیزی سوار شدن) بر ما شود] که شما را از آنچه که پدرانتان عبادت می‌کردند باز دارد [و شما را در مبتدعاتش تابع برای خودش قرار دهد] و می‌گفتند: این [که می‌گوید] جز تهمت افتراء زده شده‌ای [بر خداوند] نیست و چون نزد آنها آمد کسانی که نسبت به حقّ کفر ورزیدند گفتند: [در آنچه که آن را ابتداع کرده] که این [که او می‌گوید] جز سحری (علوم دقیقه) آشکار نیست [یا اینکه این که آن را از معجزات بر ما ظاهر می‌سازد جز سحر حاصل از امتزاج قوای طبیعی با قوای روحانی نیست، یا که این که در حقّ پسر عمویش می‌گوید جز صرف (برگرداندن) بر آنچه که خدای تعالی از وجه آن به او گفته است نیست]

- ترجمه سلطانی

و وقتی که آیات واضح ما بر آنها تلاوت می‌شد می‌گفتند: این جز مردی نیست که می‌خواهد شما را از آنچه که پدرانتان عبادت می‌کردند باز دارد و می‌گفتند: این جز تهمت افتراء زده شده‌ای (بر خداوند) نیست و چون نزد آنها آمد کسانی که نسبت به حقّ کفر ورزیدند گفتند: که این جز سحری آشکار نیست

- ترجمه راستین

و چون (توسط رسول) بر کافران آیات روشن ما تلاوت شود گویند: این شخص جز آنکه مردی است که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند برگرداند هیچ مزیّت دیگری ندارد. و نیز گفتند: این قرآنش هم جز آنکه خود فرابافته (و به دروغ به خدا نسبت می‌دهد) چیز دیگری نباشد. و کافران چون آیات حقّ بر (هدایت) آنها آمد گفتند که این کتاب جز آنکه سحری آشکار است چیز دیگری نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ

و به آنان کتبی را ندادیم که آن را درس کنند [که آنها را قرائت کنند تا صحّت مذهبشان و انکار مذهب تو را به این کتب نسبت دهند] و قبل تو انذار دهنده‌ای به سوی آنها نفرستادیم [تا آنکه آن را به قول انذار دهنده نسبت دهند و جز از عصبیّت (تعصّب ورزیدن) به طریق خود، و از تقلید پدرانشان بدون تحقیقی بر مذهبشان و بر آنچه که دربارهٔ مذهب تو می‌گویند و بدون تحقیق بر تقلیدشان نمی‌گویند]

- ترجمه سلطانی

و به آنان کتبی را ندادیم که آن را درس کنند و قبل از تو انذار دهنده‌ای به سوی آنها نفرستادیم

- ترجمه راستین

در صورتی که ما هیچ کتاب و سندی که آن را بخوانند (و به آن سند تکذیب تو کنند) و یا رسولی پیش از تو (که به قول او بر ردّ تو دلیل آرند) بر این مشرکان نفرستادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ

[اینان تو را تکذیب کردند و تکذیبشان امری غریب نیست] و کسانی که قبل از آنها [بودند رسولان مرا را] تکذیب کردند [لکن بین آنها و کسان قبل از آنها فرق عظیمی هست، زیرا به کسان قبل از آنها آنچه که بدان افتتان شدند و مغرور شدند و انکار کردند از اموال و قوّت و اولاد و طول اعمار داده شده بودند] و [اینان] به معشار (یکدهم) آنچه که به آنها داده بودیم نرسیدند پس رسولانِ مرا تکذیب کردند پس [بنگر که] امر بسیار سخت [من] چگونه بود [یعنی که تو یا شما یا امّت محمّد (ص) اگر نکیر (امر بسیار سخت) من و انکار (سخت گرفتن) مرا بر آنها مشاهده نمی‌کنید پس اخبار آنها را که شنیده‌اید و آثار مؤاخذت من بر آنها را مشاهده کرده‌اید پس قوم تو باید از تکذیب تو و مؤاخذت من حذر کنند]

- ترجمه سلطانی

و کسانی که قبل از آنها (بودند) تکذیب کردند و (اینها) به معشار (یکدهم) آنچه که به آنها داده بودیم نرسیدند پس رسولانِ مرا تکذیب کردند پس (بنگر که) امر بسیار سخت (من) چگونه بود

- ترجمه راستین

و کفار پیش از اینان هم پیغمبرانشان را تکذیب کردند و این کافران امت تو به عشر آنچه به آن گذشتگان دادیم (از ثروت و جاه) نرسیدند، پس آنها که رسولان مرا تکذیب کردند چگونه به عذاب من گرفتار شدند (اینان هم مانند آنان به کیفر می‌رسند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٦ قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ

بگو جز این نیست که شما را به [کلمه یا خصلت] واحده‌ای وعظ می‌کنم (پند می‌دهم) که برای خداوند [از اعوجاج خود یا از قعودتان (نشستنتان) از او] قیام نمایید (راست شوید، بپاخیزید) [در حالی که رسالت و ولایت] دو تا و (در حالی که) [ولایت] یکی است سپس [بعد از قیام برای خداوند و خلوص وهم و متفکّر بودن از حکومت شیطان و تصرّف او شایسته است] که بیندیشید که جنونی در صاحب شما نیست [و بدانید که او در کمال عقل و تدبیر است] که او جز به عنوان بیم دهنده‌ای به شما از عذاب شدید [برزخ یا قیامت یا جحیم] که بین دستان (پیش روی) شما است نیست

- ترجمه سلطانی

بگو جز این نیست که شما را به (کلمهٔ) واحده‌ای وعظ می‌کنم (پند می‌دهم) که برای خداوند قیام نمایید (راست شوید، بپاخیزید) (در حالی که) (رسالت و ولایت) دو تا و (در حالی که) (ولایت) یکی است سپس (شایسته است) که بیندیشید که جنونی در صاحب شما نیست که او جز به عنوان بیم دهنده‌ای به شما از عذاب شدیدی که بین دستان (پیش روی) شما است نیست

- ترجمه راستین

بگو که من به یک سخن شما را پند می‌دهم و آن سخن این است که شما خالص برای خدا دو نفر دو نفر با هم یا هر یک تنها قیام کنید و (درباره من) عقل و فکرت کار بندید تا به خوبی دریابید که صاحب شما امت را جنون نیست، او جز این نیست که رسول خداست و از عذاب سخت روز قیامت که شما را در پیش است می‌ترساند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

بگو اگر اجری از شما درخواست کردم پس آن برای شما [باشد]، که اجر من جز بر خداوند نیست و او بر هر چیزی بسیار شاهد است [و می‌داند که من در آنچه که می‌گویم صادقم و اینکه اجرى که من آن را از شما طلب کردم از مودّت دربارهٔ خویشان برای شما نافع است، و اینکه اجر من که آن برای من نافع است جز بر پروردگارم نیست و قیام به ادای آن در وُسع شما نیست]

- ترجمه سلطانی

بگو اگر اجری از شما درخواست کردم پس آن برای شما (باشد)، که اجر من جز بر خداوند نیست و او بر هر چیزی بسیار شاهد است

- ترجمه راستین

باز بگو: آنچه من از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای شما باشد (یعنی هرگز مزدی از شما نخواسته و نمی‌خواهم. و شاید معنی این باشد که مودّت و حبّ ذوی القربی که از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای ثواب و سعادت خود شماست) تنها پاداش (رسالت) من بر خداست و بس، و او بر هر چیز دانا و گواه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَـلَّامُ الْغُيُوبِ

بگو همانا پروردگار من حقّ را [بر باطل] می‌افکند [و او را دمغ (سرکوب، شرمسار) می‌کند، یا با انبیائش (ع) به حقّ قذف می‌کند (بیرون می‌دهد) یا به حقّ به من بر استمرار قذف (القاء) می‌کند زیرا که او] بسیار دانای پنهانی‌ها است [و باطل را می‌داند و اگرچه در قلوب شما و نفوس شما مکمون باشد، و آن را دمغ (سرخورده، سرشکسته) می‌کند و جا و محالّ (محل‌ها) حقّ را می‌داند و آن را به آنها القاء می‌کند، چه راضی شوید یا راضی نشوید]

- ترجمه سلطانی

بگو همانا پروردگار من حقّ را (بر باطل) می‌افکند (زیرا که او) بسیار دانای پنهانی‌ها است

- ترجمه راستین

باز بگو: خدای من حق را (به وحی بر من) القا می‌فرماید و او به اسرار عوالم غیب آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۲
سوره سبأ
حزب ۸۷

٤٩ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ

[به جهت بشارت به آمدن حقّ و به جهت تهدید بر اهل باطل] بگو حقّ [یعنی ولایت] آمد [زیرا آن به حقیّّت خداوند حقّ است و هر حقّى به حقّیّت او حقّ است] و باطل ابتداء نمی‌کند (بیرون می‌رود) و بر نمی‌گرداند

- ترجمه سلطانی

بگو حقّ آمد و باطل ابتداء نمی‌کند (بیرون می‌رود) و بر نمی‌گرداند

- ترجمه راستین

باز بگو: (کتاب و رسول و یا شمشیر) حق آمد و دیگر باطل در اول و آخر (در دنیا و آخرت) محو و نابود است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ

[به صورت انصاف با آنها] بگو اگر گمراه شده باشم [پس از گمراهی من ضرری بر شما نیست] پس جز این نیست که بر [زیان] خودم گمراه شده‌ام و اگر هدایت یافته باشم پس به (سبب) آنچه است که پروردگارم به من وحی می‌کند [و من در آن بر شما مفاخرت ندارم] همانا او شنوا و نزدیک است [و گفته‌های مرا می‌شنود و احوال من و استعداد من و استحقاق مرا می‌داند]

- ترجمه سلطانی

بگو اگر گمراه شده باشم (پس از گمراهی من ضرری بر شما نیست) پس جز این نیست که بر (زیان) خودم گمراه شده‌ام و اگر هدایت یافته باشم پس به (سبب) آنچه است که پروردگارم به من وحی می‌کند همانا او شنوا و نزدیک است

- ترجمه راستین

باز بگو: اگر من (به عقیده شما) گمراه شده‌ام زیانش بر من است (نه بر شما) ، و اگر هدایت یافته‌ام آن به وحی خدای من به من است (نه به هوش و تدبیر من) که خدا البته (دعای بندگان را) شنوا و (به قلوب خلق) نزدیک است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)