سورهٔ سبأ
سبأ، داود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
١ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ
ستایش برای خداوندی است که آنچه که در آسمانها [یعنی آسمانهای ارواح و آسمانهای افلاک] هست و آنچه که در زمین [یعنی زمین دو عالم مثال و عالم طبع] هست برای او هستند و در آخرت ستایش تنها برای او است [یعنی حمد در دار آخرت یا در آخرین مراتب خاصّ او میشود] و او [در فعالش و علومش] حکیم و [به هر چیزی با اتقان عمل و دقّت در علم] آگاه است
- ترجمه سلطانیستایش برای خداوندی است که آنچه که در آسمانها هست و آنچه که در زمین هست برای او هستند و در آخرت ستایش تنها برای او است و او حکیم و آگاه است
- ترجمه راستینستایش و سپاس مخصوص خداست که هر آنچه در آسمانها و زمین است همه ملک اوست و در عالم آخرت نیز شکر و سپاس مخصوص خداست (زیرا نعمتهای دنیا و آخرت همه عطای اوست) و او حکیم و آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ
آنچه که در زمین فرو میرود {یعنی آنچه را که در زمین عالم مثال علْوی داخل میشود از قبیل اشعّهٔ عقول و نفوس، و از صور علوم عقول و نفوس، و از افاضاتی که از عالم علوی که بقاء آنها و رزق آنها به آن است بر آن افاضه میشود، و آنچه را که از آنها به مادون خود از عالم طبع و عالم جنّ افاضه میشود و میداند آنچه را که در زمینی که آن جملهٔ عالم طبع است داخل میشود از اشعّهٔ عقول و نفوس و عالم مثال، و از آنچه که بر آن افاضه میشود از آنچه که بقاء آن و رزق آن به آنها است، و از صوری که بر اجرام آن افاضه میشود، و از وجودی که بر جملهٔ اجزای آن، آنْ به آنْ تجدّد (نو شدن) مییابد و میداند آنچه را که در زمین عنصری داخل میشود از اشعّهٔ عقول و نفوس و عالم مثال و اشعّهٔ کواکب افلاک و صور موالید و قوا و استعدادات که بعد از امتزاج آنها با سایر عناصر و تولّد موالید از آنها در آن داخل میشود و هکذا استعداداتی که در جملهٔ موالید داخل میشوند و میداند آبهایی را که در آن داخل میشوند از اَبحار (دریاها) و اَنهار (نهرها) و اَمطار (بارانها) و آنچه را که از هواء به آن استحاله میشود و از اجزاء رشیّهٔ (ترشح شده، ریزش نم نم، پراکنده شده) هوایی که در تجاویف (حفرهها، جوفها) آن داخل میشوند، و از حبوب (دانهها) و عروق (ریشهها) که در آن داخل میشوند، و میداند آنچه را که از قوا و استعدادات که در زمین که همان عالم جنّ است داخل میشوند، و از اُناسی (مردمان) که در عالم آنها داخل میشوند از اشقیاء که از سنخ آنها میگردند، و از آنچه که بر آنها از علویّین و از قوا و استعدادات که از تأثیر علویّین در آنها متولّد میشوند افاضه میشود، و میداند آنچه را که در عالم برزخ در زبان اقدمین (قدما) مسمّی به «هور قولیا» داخل میشود که آن شهری است که هزار هزار باب دارد، و در نزول هر روز از ابواب مشرقیّ آن از ملائکه نازله داخل میشوند که عدد آنها احصاء نمیشود، و از این ابواب از عالم طبع و عالم جنّ در آن داخل میشود آنچه که احصاء نمیشود، از آنچه که بر مادون آن افاضه میشود و در صعود هر روز بلکه هر آنْ از ملائکهٔ صاعدین (بالا رونده) و نفوس بشری مُنْخَلَعه (خلع شده) از ابدان صاعده (صعود کننده) به مثال علْوی و عالم ارواح، یا نازله (نزول کننده) به عالم جنّ و جحیم در آن داخل میشوند که عدد آنها احصاء نمیشود} و آنچه که از آن خارج میشود {دانستن آن با مقایسه ممکن میشود} و آنچه که از آسمان نازل میشود و آنچه که در آن عروج میکند را میداند و او مهربان است [که به بندگانش و خلقش رحم میکند به اینکه با آنچه که از قبایح (زشتیها) اعمالشان از آنها میبیند و با آنچه که از اعمال بد از آنها به آسمانها بالا میرود که شایسته است که برای آنها عذاب شوند مدد حیات آنها و رزق آنها را از آنها قطع نمیکند] و بسیار آمرزنده است [که قبایح اعمال آنها را از اناسی (مردمان) و ملائکه بلکه از خودشان مستور (پوشیده) میدارد]
- ترجمه سلطانیآنچه که در زمین فرو میرود و آنچه که از آن خارج میشود و آنچه که از آسمان نازل میشود و آنچه که در آن عروج میکند را میداند و او مهربان و بسیار آمرزنده است
- ترجمه راستیناو هر چه درون زمین رود (از اموات و بذرها و هستهها و قطرات) و هر چه از زمین به درآید (از درختان و حبوبات و چشمهها و معادن) و هر چه از آسمان فرود آید (از فرشتگان و ارواح و ارزاق) و هر چه در آسمان بالا رود (از اعمال صالح و ارواح پاک) همه را میداند و اوست که بسی مهربان و بخشاینده است.
- ترجمه الهی قمشهای٣ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِـمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ
و کسانی که کفر ورزیدهاند گفتند: [آن] ساعت (قیامت یا ظهور قائم یا رجعت) نزد ما نمیآید [آن را انکار کردند و به عنوان استهزاء آن را دیر شمردند] بگو: قسم به پرودگارم که دانای غیب است، بلی، حتماً و حتماً نزد شما خواهد آمد، ذرّۀ مثقالی در آسمانها و نه در زمین از او پنهان نمیشود و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر [از آن نیست] مگر آنکه در کتاب مبین (روشنگر) هست
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند گفتند: (آن) ساعت نزد ما نمیآید بگو: قسم به پرودگارم که دانای غیب است، بلی، حتماً و حتماً نزد شما خواهد آمد، ذرّۀ مثقالی در آسمانها و نه در زمین از او پنهان نمیشود و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر (از آن نیست) مگر آنکه در کتاب مبین (روشنگر) هست
- ترجمه راستینو کافران (منکر قیامت) گفتند که هرگز ساعت قیامتی بر ما نمیآید، بگو: چرا، به خدای من قسم که البته (ساعت قیامت) شما را خواهد آمد، خدایی که بر غیب جهان آگاه است و مقدار ذرهای (از موجودات عالم) در آسمانها و زمین از او پوشیده نیست و نه کمتر و نه بیشتر از ذرهای جز آنکه در کتاب روشن (علم ازلی حق) ثبت است.
- ترجمه الهی قمشهای٤ لِّيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ
تا به کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردند پاداش دهد آنان آمرزش و روزی کریمانهای دارند [نه تَعَب (خستگی و رنج) در آن هست و نه تَبِعَت (ناگواری) دارد]
- ترجمه سلطانیتا به کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردند پاداش دهد آنان آمرزش و روزی کریمانهای دارند
- ترجمه راستینتا (مطابق آن علم) آنان را که ایمان آورده و به اعمال صالح پرداختند (در قیامت) پاداش نیکو دهد، که آمرزش حق و رزق نیکوی بهشتی مخصوص آنهاست.
- ترجمه الهی قمشهای٥ وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ
و کسانی که در [جهت ردّ] آیات [آفاقی] ما [از انبیاء و اولیاء (ع) با استهزاء آنها و توهین به آنها و ایذاء آنها و ضرب (زدن) آنها و قتل (کشتن) آنها و اخفاء احوال آنها و اخلاق آنها و سنّت آنان از مردم و تلبیس احکام آنها و در آیات آفاقی دیگر با اخفاء آنها از مردم و از خودشان و در آیات تدوینیّهٔ ما با اخفاء آنها و تحریف آنها و تأویل آنها به آنچه که با باطلشان موافق میشود] کوشش کردند که عاجز کننده [مردم از اعلان (علنی کردن) حقّ آنها و اظهار (آشکار کردن) آیت حقّ آنها یا عاجز کنندگان مدّعیان بر دلالت به این آیات بر حقّ دربارهٔ ادّعایشان یا عاجز کنندگان خداوند و خلفای او] باشند آنها عذابی دردناک از رجز (پلیدی) دارند
- ترجمه سلطانیو کسانی که در (جهت ردّ) آیات ما کوشش کردند که عاجز کننده (بازدارنده از ایمان آوردن مردم) باشند آنها عذابی دردناک از رجز (پلیدی) دارند
- ترجمه راستینو آنان که (از کفر و عناد) در (محو و نابود ساختن) آیات ما سعی و کوشش کردند تا مگر (رسول ما را) ناتوان کنند (و از قهر و قدرت ما بیاسایند) بر آنها عذاب سخت دردناک خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ
و کسانی که علم داده شدهاند [یعنی خداوند علم را در قلب آنها قذف (درج) کرده نه کسانی که علم را کسب کردهاند] میبینند که آنچه که از پرودگارت به تو نازل شده همان حقّ است و به راه [خداوند] پیروزمند ستوده هدایت میکند
- ترجمه سلطانیو کسانی که علم داده شدهاند میبینند که آنچه که از پرودگارت به تو نازل شده همان حقّ است و به راه (خداوند) پیروزمند ستوده هدایت میکند
- ترجمه راستینو آنان که اهل دانش و معرفت گردیدند (یعنی مؤمنان و نیکان اهل کتاب) یقین دارند که قرآنی که بر تو نازل شده است از جانب پروردگار تو به حق نازل گردیده است و رهنمای خلق به راه خدای بیهمتای ستوده صفات است.
- ترجمه الهی قمشهای٧ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ
و کسانی که کفر ورزیدهاند [برای استهزاء نبیّ (ص)] گفتند: آیا شما را به مردی راهنمایی کنیم که [به امر عجیبی] به شما خبر میدهد که وقتی که متلاشی، کلّاً پوسیده بشوید، آنگاه [بعد مرگ با بعث] شما در خلقت جدیدی خواهید بود
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند گفتند: آیا شما را به مردی راهنمایی کنیم که (به امر عجیبی) به شما خبر میدهد که وقتی که متلاشی، کلّاً پوسیده بشوید، آنگاه شما در خلقت جدیدی خواهید بود
- ترجمه راستینو کافران (به تمسخر و استهزاء مؤمنان، با مردم) گفتند که آیا میخواهید شما را به مردی رهبری کنیم که شما را خبر میدهد که پس از آنکه مردید و ذرّات جسمتان متفرق و پراکنده گردید از نو باز زنده خواهید شد.
- ترجمه الهی قمشهای٨ أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلَالِ الْبَعِيدِ
آیا [در نسبت دادن آن به خداوند یا در ادّعای رسالت از خداوند] دروغی را بر خداوند افتراء زده؟ یا او دچار جنون است؟ [که آنچه را که میگوید از روی قصد و شعور نمیگوید] بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند [خود] در عذاب و گمراهی دوری هستند [یعنی این آنها هستند که افترا زنندگان هستند، و این آنها هستند که مانند مجنون هستند، نه رسول]
- ترجمه سلطانیآیا دروغی را بر خداوند افتراء زده؟ یا او دچار جنون است؟ بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند (خود) در عذاب و گمراهیی دور هستند
- ترجمه راستینآیا این مرد دانسته به خدا دروغ میبندد یا جنون بر این گفتارش وا میدارد؟ (اینها که میپندارید هیچ نیست) بلکه (قیامت به زودی بیاید و) آنان که به عالم آخرت ایمان نمیآورند (آن جا) در عذاب و (این جا) در گمراهی دور (از نجات) گرفتارند.
- ترجمه الهی قمشهای٩ أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ
آیا پس آنچه از آسمان و زمین که بین دستانشان (نزدشان، جلوی آنها) است و آنچه که پشت [سر] آنها است را ندیدهاند [یعنی نظر نکردهاند یا کور شدهاند که ندیدهاند] که اگر بخواهیم زمین را به آنها خسف (پوشانیدن، فرو بردن، ماه گرفتگی) میکنیم یا بر آنها کِسفی (بدحالی، آفتاب گرفتگی) از آسمان فرو میافکنیم همانا [نظر کردن و فکر کردن] در آن برای هر بندۀ بازگشت کنندهای [به باطن خود مشتغل به نفس خود از غیر نفس خود، یا منیب (بازگشت کننده) به پروردگار خود با رجوع به ولیّ امر خود، یا به ولیّ امر خود با توبه کردن بر دست او و بیعت کردن با او] البتّه نشانهای [دالّ بر مبدء و معاد] هست
- ترجمه سلطانیآیا پس آنچه از آسمان و زمین که بین دستانشان (نزدشان) است و آنچه که پشت (سر) آنها است را ندیدهاند (نظر نکردهاند یا کور شدهاند که ندیدهاند) که اگر بخواهیم زمین را به آنها خسف (پوشانیدن، فرو بردن، ماه گرفتگی) میکنیم یا بر آنها کِسفی (بدحالی، آفتاب گرفتگی) از آسمان فرو میافکنیم همانا در آن برای هر بندۀ بازگشت کنندهای البتّه نشانهای هست
- ترجمه راستینآیا (کافران منکر قیامت) به آسمان و زمین که بر آنها از پیش و پس احاطه کرده ننگریستند (تا از حکمت خلقت پی به زندگانی ابدی قیامت برند) که اگر ما بخواهیم آنها را به زمین فرو میبریم یا یک قطعه از آسمان را بر سرشان فرود آوریم؟همانا در آن آیتی (از حکمت و قدرت ما) بر هر بنده خدا شناس با اخلاص به خوبی پدیدار است.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَاجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
و همانا از خود فضلی به داوود دادیم [گفتیم] ای کوهها [با ندای او با تسبیح با صدای خود برگردانید] و [ای] پرندگان با او همآواز شوید و آهن را برای او [مثل یک شمع] نرم کردیم [که از او در هر شکلی که اراده کند اطاعت کند]
- ترجمه سلطانیو همانا از خود فضلی به داوود دادیم (گفتیم) ای کوهها و (ای) پرندگان با او همآواز شوید و آهن را برای او نرم کردیم
- ترجمه راستینو ما حظّ و بهره داود را به فضل و کرم خود کاملا افزودیم (و امر کردیم که) ای کوهها و ای مرغان شما نیز با (تسبیح و نغمه الهی) داود هم آهنگ شوید، و آهن سخت را (چون موم) بر دست او نرم گردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای١١ أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِـحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
که زرههای گشاد بساز و در [ساخت] حلقهها اندازهگیری کن [در حقلههای آن و نَسْج (بافت) آن و مَسامیر (میخها) آن به حیثی که پوشیدن آن ممکن شود و شمشیر و تیر و نیزه را از نفوذ در آن مانع شود، و نه سنگین باشد که پوشنده از حمل آن عاجز شود، و نه سبک که آن مذکورات را از نفوذ منع نکند] و عمل صالح کنید {اهل او و عشیرهٔ او یا امّتش را در خطاب به او ضمّ (همراه) کرده است} همانا من به آنچه که عمل میکنید بصیر هستم
- ترجمه سلطانیکه زرههای گشاد بساز و در (ساخت) حلقهها اندازهگیری کن و عمل صالح کنید همانا من به آنچه که عمل میکنید بصیر هستم
- ترجمه راستین(و به او دستور دادیم) که از آهن زره فراخ و گشاد بساز و حلقه زره به اندازه و یک شکل گردان و خود با قومت همه نیکوکار باشید که من کاملا به هر چه کنید بینایم.
- ترجمه الهی قمشهای١٢ وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ
و برای سلیمان باد را [مسخّر (رام) کردیم] که [سیر] صبحگاهی آن یک ماه [راه بود] و [سیر] عصرگاهی آن یک ماه [راه بود] و چشمهٔ مس گداخته را برای او روان کردیم و از جنّ کسانی بودند که با اجازهٔ پرودگارش در بین دستان (نزد) او (سلیمان) عمل (کار) میکردند و هر کس از آنان که از امر ما سرپیچی کند از عذاب شعلهٔ آتش [در دنیا یا در آخرت] به او میچشانیم
- ترجمه سلطانیو برای سلیمان باد را (رام کردیم) که (سیر) صبحگاهی آن یک ماه (راه بود) و (سیر) عصرگاهی آن یک ماه (راه بود) و چشمهٔ مس گداخته را برای او روان کردیم و از جنّ کسانی بودند که با اجازهٔ پرودگارش در بین دستان (نزد) او عمل (کار) میکردند و هر کس از آنان که از امر ما سرپیچی کند از عذاب شعلهٔ آتش به او میچشانیم
- ترجمه راستینو باد را مسخّر سلیمان ساختیم که (بساطش را) صبحگاه یک ماه راه میبرد و عصر یک ماه، و معدن مس گداخته (یا نفت یا معادن دیگر) را برای او جاری گردانیدیم، و برخی از دیوان به اذن پروردگار در حضورش به خدمت میپرداختند و از آنها هر که سر از فرمان ما بپیچد عذاب آتش سوزانش میچشانیم.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ
آنچه را که میخواست از برجهایی بلند [برای منع آنها از استیلاء بر خود و قدرت بر جنگ کردن در آنها] و تمثالها (تندیسها) و قدحها مانند حوضها (استخرها) و دیگهایی پابرجا [یعنی ثابت بر دیگپایهها که برای بزرگیشان از مکان خود پایین آورده نمیشوند] برای او میساختند ای آل داوود به جهت شکرگزاری عمل کنید و اندکی از بندگان من بسیار شاکر (کثیر الشّکر) هستند
- ترجمه سلطانیآنچه را که میخواست از برجهایی بلند و تمثالها (تندیسها) و قدحها مانند حوضها (استخرها) و دیگهایی پابرجا برای او میساختند ای آل داوود به جهت شکرگزاری عمل کنید و اندکی از بندگان من بسیار شاکر هستند
- ترجمه راستینآن دیوان بر او هر چه میخواست از (کاخ و عمارات و) معابد عالی و نقوش و تمثالها و ظروف بزرگ مانند حوضها و دیگهای عظیم که بر زمین کار گذاشته بودی همه را میساختند. (و گفتیم که) ای آل داود شما شکر و ستایش خدا به جای آرید و (هر چند) از بندگان من عدّه قلیلی شکر گزارند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ
پس چون مرگ را بر او قضاء (حکم) کردیم [کسی] جز جنبندۀ زمین (موریانه) که عصایش را میخورد آنها را به مرگ او راهنمایی نکرد پس چون [بر زمین] افتاد جنّ پیبردند که اگر غیب میدانستند در آن عذاب خوار کننده نمیماندند
- ترجمه سلطانیپس چون مرگ را بر او قضاء (حکم) کردیم (کسی) جز جنبندۀ زمین (موریانه) که عصایش را میخورد آنها را به مرگ او راهنمایی نکرد پس چون (بر زمین) افتاد جنّ پیبردند که اگر غیب میدانستند در آن عذاب خوار کننده نمیماندند
- ترجمه راستینو چون ما بر سلیمان مرگ را مأمور ساختیم (دیوان را) بر مرگ او به جز حیوان زمین (موریانه) که عصای او را میخورد (و جسد سلیمان که تا یک سال بر آن عصا تکیه داشت بر روی زمین افتاد) کسی دیگر به مرگ او رهبر نگشت. پس چون جسد سلیمان به زمین افتاد دیوان که از مرگ سلیمان آگاه شدند اگر از اسرار غیب آگاه بودند تا دیر زمانی در عذاب و ذلّت و خواری باقی نمیماندند (و از اعمال شاقّهای که به اجبار انجام میدادند همان دم که سلیمان مرد دست میکشیدند).
- ترجمه الهی قمشهای١٥ لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ
همانا برای [قوم] سبا [اولاد سبأ بن یشحب بن یعرب بن قحطان] در مسکنشان دو باغستان از [سمت] راست و [سمت] چپ به عنوان نشانه [دالّ بر قدرت حقّ و عنایت او به خلقش و ثَواب او و عِقاب او در دنیا و آخرت] بود، از روزیِ پرودگارتان بخورید و بر او شکر کنید، [این] شهری پاک است و پروردگار بسیار آمرزنده است
- ترجمه سلطانیهمانا برای (قوم) سبا در مسکنشان دو باغستان از (سمت) راست و (سمت) چپ به عنوان نشانه بود، از روزیِ پرودگارتان بخورید و بر او شکر کنید، (این) شهری پاک است و پروردگار بسیار آمرزنده است
- ترجمه راستینو برای (اولاد و قوم) سبا در وطنشان (سرزمین یمن و شام) از راست و چپ (جنوب و شمال) دو سلسله باغ و بوستان آیتی (از لطف و رحمت حق) بود (همه پر نعمت، و به آنها گفتیم که) بخورید از رزق خدای خود و شکر وی به جای آرید، که مسکنتان شهری نیکو و پر نعمت است و خدای شما غفور (و مهربان) است.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيلٍ
پس [از شکر کردن] اعراض کردند [بلکه از نعمت مل (خسته، دلزده) شدند] آنگاه بر آنها سیلی ویرانگر فرستادیم و دو باغستان آنها را به دو باغستان دارای خوردنیهایی (میوههایی) تلخ و درختان شورهزار (گز) و چیزی کم از سدر (کُنار) بدل کردیم
- ترجمه سلطانیپس اعراض کردند آنگاه بر آنها سیلی ویرانگر فرستادیم و دو باغستان آنها را به دو باغستان دارای خوردنیهایی (میوههایی) تلخ و درختان شورهزار (گز) و چیزی کم از سدر بدل کردیم
- ترجمه راستینبا وجود این باز (از شکر خدا و طاعت حق) اعراض کردند، ما هم سیلی سخت بر هلاک ایشان فرستادیم و به جای آن دو نوع باغ پر نعمت دو باغ دیگرشان دادیم که بار درختانش تلخ و ترش و بد طعم و شوره گز و اندکی درخت سدر بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ
با آن به (سبب) آنچه که کفر [ناسپاسی] ورزیدند به آنان جزاء دادیم و آیا جز بسیار کفران کننده [ناسپاس] را مجازات میکنیم؟
- ترجمه سلطانیبا آن به (سبب) آنچه که کفر (ناسپاسی) ورزیدند به آنان جزاء دادیم و آیا جز بسیار کفران کننده (ناسپاس) را مجازات میکنیم؟
- ترجمه راستیناین کیفر کفران آنها بود، و آیا ما تا کسی کفران نکند مجازاتش خواهیم کرد؟
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ
و بین آنها و قریههایی که در آنها برکت دادیم (بلاد شام یا مکّه) قریههای (آبادیهای) آشکاری را [متّصل به هم] قرار دادیم و سیر کردن در میان آنها را مقدّر (میسّر) کرده بودیم [به حیثی که هر صبحرو و شبرویی از قریهای به قریهای دیگر بدون تعب (مشقت) در سیر منتقل میشد] شبها و روزها در امنیّت [از گرسنگی و تشنگی و از سُرّاق (دزدان) و قُطّاع الطّریق (راهزنان)] در آنها [به سوی شام یا به سوی مکّه] سیر کنید
- ترجمه سلطانیو بین آنها و قریههایی که در آنها برکت دادیم قریههای (آبادیهای) آشکاری را (متّصل به هم) قرار دادیم و سیر کردن در میان آنها را مقدّر (میسّر) کرده بودیم شبها و روزها در امنیّت در آنها سیر کنید
- ترجمه راستینو ما به میان آنها و شهرهایی که پر نعمت و برکت گردانیدیم باز قریههایی نزدیک به هم قرار دادیم با فاصله کوتاه و سیر سفری معیّن (و آنها را گفتیم که) در این ده و شهرهای نزدیک به هم شبان و روزان با ایمنی کامل مسافرت کنید.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ
پس [حیثی که به معاصی عمل میکردند کفران نعمت نمودند به اینکه از نعمت و عافیت اظهار ملال کردند، و بُعد مسافت در سفرها را درخواست کردند تا در آنها به حمل زاد (توشه) و مایحتاج خود در اسفار بر فقراء تطاول (گردنکشی) کنند و به زبان حال] گفتند: [ای] پرودگار ما بین سفرهای ما دوری (مسافت) انداز و [با کفران نعمت] به خودشان ظلم کردند پس آنها را [بحسب حالشان و مآلشان] حکایتهایی [از غرایب دهر (روزگار)] قرار دادیم [به حیثی که مردم دربارهٔ آنها و دربارهٔ حال آنها سخن بگویند] و آنها را همگی پراکنده شده (تار و مار) پراکنده کردیم [تا هر کدام به بلدی (سرزمینی) ملحق شدند] همانا در آن برای هر بسیار صبر کنندهٔ [از معاصی و بر طاعات و بر مصائب] {زیرا غیر صبّار (بسیار صبر کننده) برای اسیر شهوات و غضبات و مورد (محلّ ورود) بر بلایا بودن او فراغت نداشته باشد تا در آن تأمّل کند و با آن بر چیز دیگری استدلال کند است} بسیار شاکر [در نعمت ناظر به انعام و به مُنعم] {و امّا غافل از مُنعم و انعام پس، از نعمت و زوال آن و تغیّر آن تصرّف مُنعم را در آن درک نمیکند تا از نعمت و تبدّلات آن بر صفات مُنعم و علم او و حکمت او و قدرت او استدلال کند} البتّه نشانههایی هست [دالّ بر قدرت ما بر خَسْف (فرو بردن، پوشاندن) و اِسْقاط کسف (فرود آوردن بدحالی) و بر علم ما و حکمت ما و تدبیر ما بر امور بندگان خود، و جزای هر کدام از آنان بحسب حالش، و بر اینکه ما شَکور (بسیار شکرگزار) را به مزید و کفور (بسیار کفران کننده) را با سلب نعمت جزاء میدهیم]
- ترجمه سلطانیپس گفتند: (ای) پرودگار ما بین سفرهای ما دوری (مسافت) انداز و به خودشان ظلم کردند پس آنها را حکایتهایی قرار دادیم و آنها را همگی پراکنده شده (تار و مار) پراکنده کردیم همانا در آن برای هر بسیار صبر کنندهٔ بسیار شاکر البتّه نشانههایی هست
- ترجمه راستینباز آنها گفتند: بار الها، سفرهای ما را دور و دراز گردان، و (به این تقاضای بیجا) بر خویش ستم کردند، ما هم آنها را داستانها و مثلهای عبرت آموز کردیم و به کلی متفرق و پراکنده ساختیم. در این عقوبت برای مردمان پر صبر و شکر آیاتی (از عبرت و حکمت) آشکار است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ
و همانا ابلیس گمان خود را بر آنها راست نشان داد پس جز گروهی از مؤمنین [همه] از او پیروی کردند
- ترجمه سلطانیو همانا ابلیس گمان خود را بر آنها راست نشان داد پس جز گروهی از مؤمنین (همه) از او پیروی کردند
- ترجمه راستینو شیطان گمان باطل خود را درباره مردم، سخت به صدق و حقیقت رساند، پس جز فرقه کمی از اهل ایمان همه پیرو او شدند.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ
و (حال آنکه) او بر آنها سلطهای نداشت مگر تا کسی که به آخرت ایمان میآورد را از کسی که او از آن در شکّ است معلوم کنیم {یعنی تا علم ما ظاهر شود یا تا متعلّق علم ما ظاهر شود} و پرودگار تو [حاجت به این امتحان ندارد و] بر هر چیزی پاسدارنده است [پس همه چیز را با جمیع صفات آن و آثار آن میداند پس تسلیط شیطان جز برای ظهور معلوم او بر شما نیست]
- ترجمه سلطانیو (حال آنکه) او بر آنها سلطهای نداشت مگر تا کسی که به آخرت ایمان میآورد را از کسی که او از آن در شکّ است معلوم کنیم و پرودگار تو بر هر چیزی پاسدارنده است
- ترجمه راستیندر صورتی که شیطان بر مردمان تسلطی نداشت (بلکه از حرص دنیا پیرو او شدند. و شیطان را بر این نداشتیم) مگر برای آنکه (به امتحان) آن کس را که به عالم قیامت ایمان آورد از آن کس که شک دارد معلوم گردانیم. و خدای تو بر هر چیز نگهبان و آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ
بگو: کسانی که غیر از الله [بدون اذن خداوند، یا در حالی که عبادت آنها غیر از خداوند است] میپنداشتید [شرکائی برای خداوند هستند] را [در حوایج خود] بخوانید آنها در آسمانها و نه در زمین مالک مثقال ذرّهای نمیشوند [پس تملّک نمیکنند و بر جلب نفع برای شما نه بر دفع ضرّ قادر نمیشوند] و در آن دو [در چیزی از آن دو و نه در چیزی از آنچه که در آن دو است نه به استقلال و نه به شراکت] شراکتی ندارند و از آنها پشتیبانی ندارند [بلکه به نحو مُظاهِرَت (پشتیبانی، مظاهر بودن، مُعاضِدَت) برای خداوند مدخلیّتی در آن دو ندارند]
- ترجمه سلطانیبگو: کسانی را که (بدون اذن) غیر از الله میپنداشتید بخوانید آنها در آسمانها و نه در زمین مالک مثقال ذرّهای نمیشوند و در آن دو شراکتی ندارند و از آنها پشتیبانی ندارند
- ترجمه راستین(ای رسول ما، مشرکان را) بگو: آنهایی را که به جز خدا شما مؤثر پنداشتید بخوانید (خواهید دانست که) هیچ یک مقدار ذرهای در آسمانها و زمین مالک نیستند و با خدا شرکتی در خلقت آسمان و زمین نداشته و به او در آفرینش یاری و کمکی نکردهاند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٣ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِـمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
و [بلکه آنها شافعیّت (شافع بودن) یا مشفوعیّت (شفاعت شدن) نزد او ندارند برای اینکه] شفاعت نزد او جز برای کسی که [در شافعیّت یا در مشفوعیّت] به او اجازه داده شده نفع نمیرساند [و حال آنکه به آنها در شافعیّت یا در مشفوعیّت اذن نداده، و امامات و بیان احکام برای مردم و قضاوات و امر به معروف و نهی از منکر و اجراء (جاری کردن) توبه و اخذ صدقات و اخذ بیعت از بندگان برای خداوند و ریاسات دینی همگی آنها نحوی شفاعت نزد خداوند هستند و چیزی از آنها جز برای کسی که خداوند بلاواسطه مانند انبیاء (ع) یا بواسطه مانند اوصیاء (ع) به او اذن داده جایز و مباح نیست] {پس وای! سپس وای! بر کسی که خودش را به عنوان عَلم برای مردم نصب کرده و محاکمات یا فتاوی یا امامت یا اخذ صدقات یا اخذ بیعت از بندگان را بدون اذن و اجازهٔ از خداوند تصدّی نموده زیرا او مُفتَر (افتراء زننده) بر خداوند است و چه کسی ظالمتر از آن کسی است که به خداوند دروغ افتراء میبندد} [پس خلق در حیرت و وحشت هستند] تا آنوقت که اضطراب از قلوب آنها رفع شود [یعنی بعضی از آنها به بعضی دیگر یا به ملائکه یا به شافعان (شفاعت کنندگان)] میگویند: پروردگار شما چه گفت؟ آنها میگویند: حقّ را و او علیّ (والا) و کبیر (بزرگ) است
- ترجمه سلطانیو شفاعت نزد او جز برای کسی که به او اجازه داده شده نفع نمیرساند تا آنوقتی که اضطراب از قلوب آنها رفع شود (به آنها) میگویند: پروردگار شما چه گفت؟ آنها میگویند: حقّ را و او علیّ (والا) و کبیر (بزرگ) است
- ترجمه راستینو شفاعت کسی نزد خدا هم جز آن که خدا به او اذن شفاعت داده سودمند نیست (پس از اینان چشم شفاعت مدارید و خاصّان و انبیاء را در دنیا و آخرت شفیع خود قرار دهید) تا چون (آن خاصان) از دلهاشان اضطراب (جلال و سطوت الهی) بر طرف شود پرسند: خدای شما (در باب شفاعت) چه فرمود؟پاسخ دهند که حقّ (و درستکاری و شفاعت مؤمنان نه مشرکان و منافقان) فرمود، و اوست خدای بلند مرتبه بزرگوار (و هیچ کس را جرأت مخالفت امرش نیست).
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ
[ای محمّد به جهت الزام آنها بر اقرار به آن مبدء خالق رازق] بگو: چه کسی [با تهیّهٔ اسباب آسمانی و زمینی و حیوانی و نباتی شما] از آسمانها و زمین [یا از آسمانها با رزق انسانی و از زمین با رزق نباتی و حیوانی] به شما روزی میدهد؟ بگو: الله، [آنوقت سوای آن جواب ندارند] و همانا ما یا شما البتّه بر هدایت یا در گمراهی واضحی (بدیهی) هستیم
- ترجمه سلطانیبگو: چه کسی از آسمانها و زمین به شما روزی میدهد؟ بگو: الله، و همانا ما یا شما البتّه بر هدایت یا در گمراهی واضحی (بدیهی) هستیم
- ترجمه راستینبگو: آن که از (نعم) آسمانها و زمین به شما روزی میدهد کیست؟بگو: آن خداست، و ما (که موحدیم) یا شما (که مشرکید) کدام در هدایت یا ضلالتیم (به زودی معلوم شما خواهد شد).
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ
[به طریق انصاف در مجادله] بگو: از آنچه که ما جرم کردهایم [با نسبت دادن اجرام (جرمها) به انفس شما] شما سؤال (بازخواست) نمیشوید و از آنچه که شما عمل میکنید [با نسبت دادن عمل نه اجرام به آنها] ما سؤال (بازخواست) نمیشویم
- ترجمه سلطانیبگو: از آنچه که ما جرم کردهایم شما سؤال (بازخواست) نمیشوید و از آنچه که شما عمل میکنید ما سؤال (بازخواست) نمیشویم
- ترجمه راستینباز بگو: (خدا داور عدل است، پس) شما مسئول جرم ما نبوده و ما هم مسئول کردار زشت شما هرگز نخواهیم بود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ
بگو: پروردگار ما [در قیامت] بین ما [و شما] را جمع میکند سپس بین ما [و شما] به حقّ فتح (حکم) میکند و او فتّاح (گره گشا، داور) و دانا است
- ترجمه سلطانیبگو: پروردگار ما بین ما (و شما) را جمع میکند سپس بین ما (و شما) به حقّ فتح (حکم) میکند و او فتّاح (گره گشا، داور) و دانا است
- ترجمه راستینباز بگو که خدا بین همه ما جمع کند آن گاه میان ما به حق، فتح و داوری خواهد فرمود و اوست که عقده گشا (ی مشکلات) و دانا (ی اسرار عالم) است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاءَ كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
بگو: کسانی را که به عنوان شریک به او ملحق کردهاید به من نشان دهید {یعنی بگو: آن شرکائتان برای خداوند را اظهار کنید تا بر شما ظاهر شود که آنها چیزی از وصف شراکت برای خداوند ندارند}، اینطور نیستند، بلکه او خدای [معبود بالحقّ است نه غیر او] غالبی [است که اجازه نمیدهد در مقابل او ثانی (دوّمی) باشد] و حکیم است [که از ادراک دقایق صنع او و لطایف علم او عقول عقلاء عاجز میشوند پس چگونه میشود که مصنوع او یا مصنوع شما با اتّصاف آن به جهل و عدم شعور شریک او باشد تا چه رسد به حکمت]
- ترجمه سلطانیبگو: کسانی را که به عنوان شریک به او ملحق کردهاید به من نشان دهید، اینطور نیستند، بلکه او خدای چیره و حکیم است
- ترجمه راستینباز بگو: شما به من آنان را که به عنوان شریک به خدا بستید نشان دهید (چه قدرت و اثری در عالم دارند؟) هیچ و هرگز، بلکه خداست آن که مقتدر (بر جهان) و با علم و حکمت (در ایجاد) است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
و ما تو را مگر به عنوان بشارت دهنده [برای مؤمنین و برای کسانی که مستعدّ ایمان هستند از حیث ایمانشان و استعدادشان] و به عنوان بیم دهنده [برای کافران و برای مؤمنین و مستعدّان از حیث کفرشان و غفلتشان] برای همهٔ مردم [به عنوان مانعی برای مردم از اتّباع اهویتشان] نفرستادیم و لکن اکثر مردم [رسالت تو را یا عموم رسالت تو را] نمیدانند [یا آنها جهت علم ندارند تا رسالت تو را بدانند فلذلک رسالت تو را انکار میکنند]
- ترجمه سلطانیو ما تو را مگر به عنوان بشارت دهنده و بیم دهنده برای همهٔ مردم نفرستادیم و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه راستینو ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ وَيَقُـولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
و میگویند اگر راستگو میباشید این وعده [جمع بین ما و روز فتح (حکم کردن) خداوند] کی است؟
- ترجمه سلطانیو میگویند اگر راستگو میباشید این وعده کی است؟
- ترجمه راستینو (کافران) میگویند: پس این وعده قیامتی که شما پیغمبران میدهید اگر راست میگویید که خواهد بود؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ
بگو روزی که میعاد شما است ساعتی از آن تأخیر نمیشود و تقدیم نمیشود
- ترجمه سلطانیبگو روزی که میعاد شما است ساعتی از آن تأخیر نمیشود و تقدیم نمیشود
- ترجمه راستینبگو: وعده گاه شما روزی است که ساعتی از آن تقدیم و تأخیر نخواهید داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٣١ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِـمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَـوْلَ يَقُـولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَـوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ
و کسانی که کفر ورزیدهاند گفتند هرگز به این قرآن و نه به کسی که آن [از کتبی که ادّعاء میکنید که آنها از آسمان نازل شدهاند، یا از کتب دالّ بر رسالت تو] بین دستانش است ایمان نخواهیم آورد و اگرچه آنوقت را میبینی که ستمکاران نزد پروردگارشان متوقّف شدهاند که بعضی از آنها این گفتار را به بعضی [دیگر] رجوع میدهند [و با هم محاوره (گفتگو) میکنند و محاوبه (با هم نالیدن از اندوه) میکنند]، کسانی که مستضعف شدهاند (اتباع) به کسانی که استکبار ورزیدهاند (مخاطبین بر آنها) میگویند اگر شما نبودید حتماً ما ایمان میآوردیم [زیرا شما از ایمان آوردن ما را صد کردید]
- ترجمه سلطانیو کسانی که کفر ورزیدهاند گفتند هرگز به این قرآن و نه به کسی که آن بین دستانش است ایمان نخواهیم آورد و اگرچه آنوقت را میبینی که ستمکاران نزد پروردگارشان متوقّف شدهاند که بعضی از آنها این گفتار را به بعضی (دیگر) رجوع میدهند، کسانی که مستضعف شدهاند به کسانی که استکبار ورزیدهاند میگویند اگر شما نبودید حتماً ما ایمان میآوردیم
- ترجمه راستینو کافران مشرک گفتند: ما هرگز به این قرآن و به کتابهایی که پیش از این فرستادهاند (از تورات و انجیل و زبور و غیره) ایمان نخواهیم آورد. (وای بر آنها) و اگر روزی که آن ستمکاران را در پیشگاه خدا باز داشتهاند مشاهده کنی در حالی که با یکدیگر به خصومت و گفتگو برخاسته و ضعیفان تابع به رؤسای گردنکش خطاب کنند که اگر اغوای شما نبود ما البته ایمان میآوردیم!
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءَكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ
کسانی که استکبار ورزیدند (جواب دهندگان) به کسانی که مستضعف شدند میگویند: آیا ما با شما در برابر هدایت شدن بعد از آنوقت که [هدایت توسّط رسولان] نزد شما آمد مقابله کردیم بلکه شما [خود] مجرم بودید
- ترجمه سلطانیکسانی که استکبار ورزیدند به کسانی که مستضعف شدند میگویند: آیا ما با شما در برابر هدایت شدن بعد از آنوقت که نزد شما آمد مقابله کردیم بلکه شما (خود) مجرم بودید
- ترجمه راستینباز رؤسای متکبّر با پیروان ضعیف خویش گویند: آیا با آنکه (از جانب خدا) راه هدایت را به شما نمودند باز ما (به اجبار) شما را از هدایت منع کردیم؟ (هرگز چنین نیست) بلکه شما خود مردم بدکاری بودید.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَـمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
و کسانی که مستضعف شدند به کسانی که استکبار ورزیدند میگویند بلکه فریب شب و روز است {تقصیر خود را به مکر شب و روز نسبت دادند} [یا گمراهی ما به سبب جرمهای ما نیست، بلکه به سبب تکرار مکر شما در شب و روز است] آنوقت که به ما امر کردید که به خداوند کفر بورزیم و برای او همتایانی قرار دهیم و چون عذاب را دیدند پشیمانی را پنهان داشتند و غلها را در گردنهای کسانی که کفر ورزیدند قرار دادیم آیا جز آنچه که عمل میکردند [نفس آنچه که بودند یا جزای آنچه که میکردند] جزاء داده میشوند
- ترجمه سلطانیو کسانی که مستضعف شدند به کسانی که استکبار ورزیدند میگویند بلکه فریب شب و روز است آنوقت که به ما امر کردید که به خداوند کفر بورزیم و برای او همتایانی قرار دهیم و چون عذاب را دیدند پشیمانی را پنهان داشتند و غلها را در گردنهای کسانی که کفر ورزیدند قرار دادیم آیا جز آنچه که عمل میکردند جزاء داده میشوند
- ترجمه راستینباز آنان که ضعیف و تابع بودند به رؤسای متکبر جواب دهند: بلکه مکر و فریب شب و روز شما بود که پیوسته ما را وا میداشتید که به خدای یکتا کافر شویم و بر او شریکانی قرار دهیم. و چون عذاب قیامت را به چشم مشاهده کنند سخت اظهار پشیمانی کنند، و ما زنجیرهای عقاب به گردن (همه فرماندهان و فرمانبران) اهل کفر نهیم، آیا این رنج و شکنجه جز کیفر کردار زشت آنهاست؟
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ
و در قریهای بیم دهندهای را نفرستادیم مگر که مُترفین [یعنی متنعّمان مُصرّ بر نافرمانی] آن گفتند: همانا ما به آنچه که شما به آن فرستاده شدهاید کافریم {برای اینکه هر فسادی از متنعّمین افشاء میشود و امّا اتباع برای عدم عقل انسانی و عدم استعمال عقل جزئی که برای آنها میباشد پس شأنی جز نظر به رؤساء و کسانی که در دنیا ثروتمند باشند ندارند}
- ترجمه سلطانیو در قریهای بیم دهندهای را نفرستادیم مگر که مترفین (متنعّمان مصرّ بر نافرمانی) آن گفتند: همانا ما به آنچه که شما به آن فرستاده شدهاید کافریم
- ترجمه راستینو ما هیچ رسول بیم دهندهای در دیاری نفرستادیم جز آنکه ثروتمندان عیّاش آن دیار (به رسولان) گفتند: ما به آنچه شما را به رسالت آن فرستادهاند کافریم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالًا وَأَوْلَادًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ
و گفتند ما به اموال و اولاد زیادتریم [و اگر آنچه از رسالت که آن را ادّعاء میکنید حقّ باشد برای کثرت اموال ما و کثرت اولاد ما پس ما به آن سزاوارتریم زیرا این کثرت دلالت بر تفضّل خداوند نسبت به ما و قرب ما به او و تعیّن ما در ریاست ما میکند] و ما [برای قرب ما به خداوند و فضل او بر ما] معذّب نیستیم [پس ما حاجت به شما و به رسالت شما نداریم]
- ترجمه سلطانیو گفتند ما به اموال و اولاد زیادتریم و ما معذّب نیستیم
- ترجمه راستینو باز گفتند که ما بیش از شما مال و فرزند داریم و (چون نعمت دنیای ما افزونتر است در آخرت هم) هرگز رنج و عذابی نخواهیم داشت.
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِـمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
بگو همانا پروردگار من روزی را برای کسی که بخواهد گسترش میدهد و [به ملاحظهٔ حال نظام کلّ] تنگ میکند [و برای کرامتِ غنیّ و نه برای هوانِ (خواری) فقیر نیست] و لکن بیشتر مردم [سرّ آن را] نمیدانند
- ترجمه سلطانیبگو همانا پروردگار من روزی را برای کسی که بخواهد گسترش میدهد و تنگ میکند و لکن بیشتر مردم (آن را) نمیدانند
- ترجمه راستینبگو: خدای من هر که را بخواهد روزی وسیع دهد و (هر که را بخواهد) تنگ روزی گرداند و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِـحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ
و اموال شما و نه اولاد شما نیست که شما را به ما نزدیک کند [تا با آن مستحقّ رسالت یا غیر معذّب باشید] مگر [اموال] کسی که ایمان آورد [و اولاد او] و عمل صالح کند [به اینکه مال را برای خداوند حمل نماید و آن را برای خداوند انفاق کند و اولاد را برای خداوند تربیت نماید] پس آنها به (سبب) آنچه که عمل کردند پاداش مضاعف دارند و آنها در غرفهها (جایگاههای بالا) آسوده هستند {مؤمن چون متوجّه به خداوند و مؤتمر (فرمانبردار) به امر خداوند و منتهی به نهی خداوند است توجّهش به اموال و اولاد از حیث ایمانش از جهت تحمّل بر مشقّات آن از حیث امر خداوند و عدم اهمال آن با انزجار از آنها از حیث نهی خداوند میباشد و صرف (روی گردانیدن) وجه از جهت توحید به امر خداوند و نهی او توجّه به خداوند با مراعات حقوق کثرات وجود خویش و کثرات خارج مملکت خویش است، و توجّه به خداوند به این کیفیّت تکمیل برای دو صفحهٔ نفس مجرّده و متعلّقه و تتمیم برای جهت وحدت و کثرت است و از دو جهت به عنوان مستحقّ و از دو حیثیّت به عنوان موجب برای اجر میباشد، و اجر او نسبت به کسی که آن را نداشته باشد به عنوان مضاعف میباشد به خلاف کافر زیرا توجّه او به اموال و اولاد اغفال از فطرت و اهلاک برای لطیفهٔ انسانیّه است و لذلک در حیات دنیا برای او به عنوان عذاب و به عنوان سبب برای زهوق (باطل شدن) ارواح آنها میباشد و آنها کافران هستند که نقمت بر آنها میباشد نه نعمت}
- ترجمه سلطانیو اموال شما و نه اولاد شما نیست که شما را به ما نزدیک کند مگر کسی که ایمان آورد و عمل صالح کند پس آنها به (سبب) آنچه که عمل کردند پاداش مضاعف دارند و آنها در غرفهها (جایگاههای بالا) آسوده هستند
- ترجمه راستینو هرگز اموال و اولاد شما چیزی که شما را به درگاه ما مقرّب گرداند نیست مگر آنکه با ایمان و عمل صالح کسی مقرّب شود که آنان پاداش اعمال صالحشان مضاعف و افزون است و در غرفههای بهشت ابدی (از هر غم و رنج) ایمن و آسوده خاطرند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُولَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ
و کسانی که در آیات [آفاقی تکوینی و تدوینی و آیات انفسیّهٔ ما خصوصاً آیات بزرگ از انبیاء (ع) و خلفای آنان (ع)] ما میکوشند که [خداوند را یا انبیاء و اولیاء (ع) را یا مؤمنین مقّر به آیات را] عاجز کنند (مانع شوند) آنها احضار شدگان در عذاب هستند
- ترجمه سلطانیو کسانی که در (جهت رد) آیات ما میکوشند که عاجز کنند (مانع شوند) آنها احضار شدگان در عذاب هستند
- ترجمه راستینو آنان که در (محو و نابودی) آیات (و رسل) ما میکوشند تا (رسولان) ما را زبون و مغلوب خود کنند آنها را البته برای عذاب و انتقام حاضر خواهند کرد و به کیفر سخت میرسانند.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِـمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
بگو همانا پروردگار من روزی را برای کسی از بندگانش که بخواهد بسط میدهد و برای او تنگ میکند و آنچه از هر چیزی که انفاق میکنید پس او آن را جایگزین مینماید و او بهترین روزی دهندگان است [از کسی که به او نظر میکنید از وسائط (واسطهها) رزق و از آنچه که آن را وسائط رزق میشمارید از اسباب آسمانی و زمینی و از قوای عمّاله در ایصال (رسانیدن) رزق حقیقی که همان جوهر متشبّه به جوهر بدن به مرتزق (روزیخور) حقیقی است که همان خلل اعضاء است، این در رزق نباتی است، و همچنین حالتی در رزق حیوانی و انسانی هست، زیرا هر کسی از رازقین (روزی دهندگان) غیر از او، جز آلت ایصال (رسانیدن) رزق نیست، و رازق (روزی دهنده) حقیقی همو خدای تعالی شأنه است که او اسباب ارتزاق و آلات آن را به مرتزق اعطاء کرده است، و به رزق صوری صورت و کیفیّتی به آن اعطاء کرده که مرتزق از آن ارتزاق میکند، و او کسی است که رزق را بدون عوضی و نه غرضی و نه منّتی عطاء میکند به خلاف غیر او از وسایط رزق]
- ترجمه سلطانیبگو همانا پروردگار من روزی را برای کسی از بندگانش که بخواهد بسط میدهد و برای او تنگ میکند و آنچه از هر چیزی که انفاق میکنید پس او آن را جایگزین مینماید و او بهترین روزی دهندگان است
- ترجمه راستینبگو: خدای من هر که از بندگان خود را خواهد وسیع روزی یا تنگ روزی میگرداند، و شما هر چه (در راه رضای حق) انفاق کنید به شما عوض میبخشد و او بهترین روزی دهندگان است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُـولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَـؤُلَاءِ إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ
و روزی که آنها (اتباع و متبوعین در ضلالت) همگی را حشر میکند سپس به ملائکه میگوید آیا اینان [یعنی مدعیان بر بندگی شما] تنها شما را میپرستیدند؟
- ترجمه سلطانیو روزی که آنها همگی را حشر میکند سپس به ملائکه میگوید آیا اینان تنها شما را میپرستیدند؟
- ترجمه راستین(و یاد آر از آن) روزی که خدا همه مردم را به عرصه محشر جمع آورد آن گاه به فرشتگان گوید: آیا این گروه شما را معبود خود میگرفتند؟
- ترجمه الهی قمشهای٤١ قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ
میگویند تو [از شراکت امثال ما] منزّهی، تو ولیّ ما هستی، نه آنها، بلکه [آنها] جنّ را بندگی میکردند بیشتر آنان به آنها مؤمن هستند [نه به ما]
- ترجمه سلطانیمیگویند تو منزّهی، تو ولیّ ما هستی، نه آنها، بلکه (آنها) جنّ را بندگی میکردند بیشتر آنان به آنها مؤمن هستند
- ترجمه راستینفرشتگان گویند: بار الها، تو از هر شرک و نقصی پاک و منزّهی، تو خدا و یاور مایی نه ایشان، بلکه اینان جنّ و شیاطین را میپرستیدند و به طوری که اکثرشان گرویده به آنها بودند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ فَالْيَوْمَ لَا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُـولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ
پس امروز [که معبودها عبادت عابدین را انکار میکنند و همه در امر خود متحیّر و در غایت اضطراب مضطرب هستند] بعض شما بر بعضی نفعی و نه ضرری را مالک نمیشود {برای اینکه امر در آنروز همگی آن به دست خداوند است به خلاف روز دنیا که آن گاهی توهّم شود که بعضى بر نفع بعضى یا ضرر او قدرت دارند} و به کسانی [از معبودین و مطاعین] که ظلم کردند [به اینکه معبود بودن آنها و مطاع بودن آنان به اذن خداوند نبوده و عابدین و مطیعین به اینکه عبادت آنها و طاعتشان و اشراک آنها به اذنی از خداوند نبوده] میگوییم: عذاب آتشی را که آن را تکذیب میکردید بچشید
- ترجمه سلطانیپس امروز بعضی از شما بر بعضی دیگر نفعی و نه ضرری را مالک نمیشود و به کسانی که ظلم کردند میگوییم: عذاب آتشی را که آن را تکذیب میکردید بچشید
- ترجمه راستین(و به مشرکان خطاب شود) پس امروز شما هیچ مالک نفع و ضرر یکدیگر نیستند. و ما آنان را که ظلم و ستم کردند گوییم: اینک بچشید عذاب آتشی را که تکذیب آن میکردید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلَّا إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَـمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ
و وقتی که آیات واضح ما [دربارهٔ وعد و وعید احکام معادیّه یا معاشیّه] بر آنها تلاوت میشد [یعنی آنان بودند وقتی که به آنان گفته میشد: بهراسید از آتشی که خداوند به شما وعده داده] میگفتند: [این جز دروغ نیست، یا معنی میدهد: وقتی که آیات ما برای آنها تلاوت میشد آن را تکذیب میکردند و وقتی که برای قوم تو تلاوت میشود میگویند:] این جز مردی نیست که [با این او] میخواهد [ظهر (بر پشت کسی یا چیزی سوار شدن) بر ما شود] که شما را از آنچه که پدرانتان عبادت میکردند باز دارد [و شما را در مبتدعاتش تابع برای خودش قرار دهد] و میگفتند: این [که میگوید] جز تهمت افتراء زده شدهای [بر خداوند] نیست و چون نزد آنها آمد کسانی که نسبت به حقّ کفر ورزیدند گفتند: [در آنچه که آن را ابتداع کرده] که این [که او میگوید] جز سحری (علوم دقیقه) آشکار نیست [یا اینکه این که آن را از معجزات بر ما ظاهر میسازد جز سحر حاصل از امتزاج قوای طبیعی با قوای روحانی نیست، یا که این که در حقّ پسر عمویش میگوید جز صرف (برگرداندن) بر آنچه که خدای تعالی از وجه آن به او گفته است نیست]
- ترجمه سلطانیو وقتی که آیات واضح ما بر آنها تلاوت میشد میگفتند: این جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه که پدرانتان عبادت میکردند باز دارد و میگفتند: این جز تهمت افتراء زده شدهای (بر خداوند) نیست و چون نزد آنها آمد کسانی که نسبت به حقّ کفر ورزیدند گفتند: که این جز سحری آشکار نیست
- ترجمه راستینو چون (توسط رسول) بر کافران آیات روشن ما تلاوت شود گویند: این شخص جز آنکه مردی است که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند برگرداند هیچ مزیّت دیگری ندارد. و نیز گفتند: این قرآنش هم جز آنکه خود فرابافته (و به دروغ به خدا نسبت میدهد) چیز دیگری نباشد. و کافران چون آیات حقّ بر (هدایت) آنها آمد گفتند که این کتاب جز آنکه سحری آشکار است چیز دیگری نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِيرٍ
و به آنان کتبی را ندادیم که آن را درس کنند [که آنها را قرائت کنند تا صحّت مذهبشان و انکار مذهب تو را به این کتب نسبت دهند] و قبل تو انذار دهندهای به سوی آنها نفرستادیم [تا آنکه آن را به قول انذار دهنده نسبت دهند و جز از عصبیّت (تعصّب ورزیدن) به طریق خود، و از تقلید پدرانشان بدون تحقیقی بر مذهبشان و بر آنچه که دربارهٔ مذهب تو میگویند و بدون تحقیق بر تقلیدشان نمیگویند]
- ترجمه سلطانیو به آنان کتبی را ندادیم که آن را درس کنند و قبل از تو انذار دهندهای به سوی آنها نفرستادیم
- ترجمه راستیندر صورتی که ما هیچ کتاب و سندی که آن را بخوانند (و به آن سند تکذیب تو کنند) و یا رسولی پیش از تو (که به قول او بر ردّ تو دلیل آرند) بر این مشرکان نفرستادیم.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ
[اینان تو را تکذیب کردند و تکذیبشان امری غریب نیست] و کسانی که قبل از آنها [بودند رسولان مرا را] تکذیب کردند [لکن بین آنها و کسان قبل از آنها فرق عظیمی هست، زیرا به کسان قبل از آنها آنچه که بدان افتتان شدند و مغرور شدند و انکار کردند از اموال و قوّت و اولاد و طول اعمار داده شده بودند] و [اینان] به معشار (یکدهم) آنچه که به آنها داده بودیم نرسیدند پس رسولانِ مرا تکذیب کردند پس [بنگر که] امر بسیار سخت [من] چگونه بود [یعنی که تو یا شما یا امّت محمّد (ص) اگر نکیر (امر بسیار سخت) من و انکار (سخت گرفتن) مرا بر آنها مشاهده نمیکنید پس اخبار آنها را که شنیدهاید و آثار مؤاخذت من بر آنها را مشاهده کردهاید پس قوم تو باید از تکذیب تو و مؤاخذت من حذر کنند]
- ترجمه سلطانیو کسانی که قبل از آنها (بودند) تکذیب کردند و (اینها) به معشار (یکدهم) آنچه که به آنها داده بودیم نرسیدند پس رسولانِ مرا تکذیب کردند پس (بنگر که) امر بسیار سخت (من) چگونه بود
- ترجمه راستینو کفار پیش از اینان هم پیغمبرانشان را تکذیب کردند و این کافران امت تو به عشر آنچه به آن گذشتگان دادیم (از ثروت و جاه) نرسیدند، پس آنها که رسولان مرا تکذیب کردند چگونه به عذاب من گرفتار شدند (اینان هم مانند آنان به کیفر میرسند).
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ
بگو جز این نیست که شما را به [کلمه یا خصلت] واحدهای وعظ میکنم (پند میدهم) که برای خداوند [از اعوجاج خود یا از قعودتان (نشستنتان) از او] قیام نمایید (راست شوید، بپاخیزید) [در حالی که رسالت و ولایت] دو تا و (در حالی که) [ولایت] یکی است سپس [بعد از قیام برای خداوند و خلوص وهم و متفکّر بودن از حکومت شیطان و تصرّف او شایسته است] که بیندیشید که جنونی در صاحب شما نیست [و بدانید که او در کمال عقل و تدبیر است] که او جز به عنوان بیم دهندهای به شما از عذاب شدید [برزخ یا قیامت یا جحیم] که بین دستان (پیش روی) شما است نیست
- ترجمه سلطانیبگو جز این نیست که شما را به (کلمهٔ) واحدهای وعظ میکنم (پند میدهم) که برای خداوند قیام نمایید (راست شوید، بپاخیزید) (در حالی که) (رسالت و ولایت) دو تا و (در حالی که) (ولایت) یکی است سپس (شایسته است) که بیندیشید که جنونی در صاحب شما نیست که او جز به عنوان بیم دهندهای به شما از عذاب شدیدی که بین دستان (پیش روی) شما است نیست
- ترجمه راستینبگو که من به یک سخن شما را پند میدهم و آن سخن این است که شما خالص برای خدا دو نفر دو نفر با هم یا هر یک تنها قیام کنید و (درباره من) عقل و فکرت کار بندید تا به خوبی دریابید که صاحب شما امت را جنون نیست، او جز این نیست که رسول خداست و از عذاب سخت روز قیامت که شما را در پیش است میترساند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
بگو اگر اجری از شما درخواست کردم پس آن برای شما [باشد]، که اجر من جز بر خداوند نیست و او بر هر چیزی بسیار شاهد است [و میداند که من در آنچه که میگویم صادقم و اینکه اجرى که من آن را از شما طلب کردم از مودّت دربارهٔ خویشان برای شما نافع است، و اینکه اجر من که آن برای من نافع است جز بر پروردگارم نیست و قیام به ادای آن در وُسع شما نیست]
- ترجمه سلطانیبگو اگر اجری از شما درخواست کردم پس آن برای شما (باشد)، که اجر من جز بر خداوند نیست و او بر هر چیزی بسیار شاهد است
- ترجمه راستینباز بگو: آنچه من از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای شما باشد (یعنی هرگز مزدی از شما نخواسته و نمیخواهم. و شاید معنی این باشد که مودّت و حبّ ذوی القربی که از شما مزد رسالت خواستم آن هم برای ثواب و سعادت خود شماست) تنها پاداش (رسالت) من بر خداست و بس، و او بر هر چیز دانا و گواه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَـلَّامُ الْغُيُوبِ
بگو همانا پروردگار من حقّ را [بر باطل] میافکند [و او را دمغ (سرکوب، شرمسار) میکند، یا با انبیائش (ع) به حقّ قذف میکند (بیرون میدهد) یا به حقّ به من بر استمرار قذف (القاء) میکند زیرا که او] بسیار دانای پنهانیها است [و باطل را میداند و اگرچه در قلوب شما و نفوس شما مکمون باشد، و آن را دمغ (سرخورده، سرشکسته) میکند و جا و محالّ (محلها) حقّ را میداند و آن را به آنها القاء میکند، چه راضی شوید یا راضی نشوید]
- ترجمه سلطانیبگو همانا پروردگار من حقّ را (بر باطل) میافکند (زیرا که او) بسیار دانای پنهانیها است
- ترجمه راستینباز بگو: خدای من حق را (به وحی بر من) القا میفرماید و او به اسرار عوالم غیب آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ
[به جهت بشارت به آمدن حقّ و به جهت تهدید بر اهل باطل] بگو حقّ [یعنی ولایت] آمد [زیرا آن به حقیّّت خداوند حقّ است و هر حقّى به حقّیّت او حقّ است] و باطل ابتداء نمیکند (بیرون میرود) و بر نمیگرداند
- ترجمه سلطانیبگو حقّ آمد و باطل ابتداء نمیکند (بیرون میرود) و بر نمیگرداند
- ترجمه راستینباز بگو: (کتاب و رسول و یا شمشیر) حق آمد و دیگر باطل در اول و آخر (در دنیا و آخرت) محو و نابود است.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ
[به صورت انصاف با آنها] بگو اگر گمراه شده باشم [پس از گمراهی من ضرری بر شما نیست] پس جز این نیست که بر [زیان] خودم گمراه شدهام و اگر هدایت یافته باشم پس به (سبب) آنچه است که پروردگارم به من وحی میکند [و من در آن بر شما مفاخرت ندارم] همانا او شنوا و نزدیک است [و گفتههای مرا میشنود و احوال من و استعداد من و استحقاق مرا میداند]
- ترجمه سلطانیبگو اگر گمراه شده باشم (پس از گمراهی من ضرری بر شما نیست) پس جز این نیست که بر (زیان) خودم گمراه شدهام و اگر هدایت یافته باشم پس به (سبب) آنچه است که پروردگارم به من وحی میکند همانا او شنوا و نزدیک است
- ترجمه راستینباز بگو: اگر من (به عقیده شما) گمراه شدهام زیانش بر من است (نه بر شما) ، و اگر هدایت یافتهام آن به وحی خدای من به من است (نه به هوش و تدبیر من) که خدا البته (دعای بندگان را) شنوا و (به قلوب خلق) نزدیک است.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ
و اگر ببینی آنوقت [از هول یا صیحه] بیتابی میکنند و [از سختگیری ما و ملائکهٔ ما برای آنها] گریزی نیست و از مکانی نزدیک [از زیر پاهایشان با خسف (فرو رفتن)] گرفته شدهاند
- ترجمه سلطانیو اگر ببینی آنوقت (از هول یا صیحه) بیتابی میکنند و (از سختگیری ما) گریزی نیست و از مکانی نزدیک (زیر پاهایشان) گرفته شدهاند
- ترجمه راستینو اگر تو سختی حال مجرمان را مشاهده کنی هنگامی که ترسان و هراسانند، در آن حال هیچ (از عذاب و قهر الهی) فوت نشوند و از مکان نزدیکی دستگیر شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ
و [به قائم (ع) یا به محمّد (ص)] گویند: به او ایمان آوردیم و چگونه است تناوش (فرا گرفتن چیزی را و بازگردیدن) [برای ایمان] برای ایشان از مکانی دور {زیرا آنان در آن هنگام در اسفل (پایینتر) مراتب نفس میباشند و ایمان اخذ نمیشود مگر در اعلی (بالاتر) مراتب نفس}
- ترجمه سلطانیو گویند: به او ایمان آوردیم و چگونه است تناوش (فرا گرفتن چیزی را و بازگردیدن) برای ایشان از مکانی دور
- ترجمه راستینو کافران (در آن حال که عذاب دوزخ را به چشم ببینند پشیمان شده و) گویند: ما به حق ایمان آوردیم. و با این همه دوری (از مقام ایمان) کجا بدان مقام در قیامت نائل توانند شد؟
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ
و قبلاً به او کفر ورزیدهاند و از مکان دور در غیب (پنهان) هتاکی میکردند
- ترجمه سلطانیو قبلاً به او کفر ورزیدهاند و از مکان دور در غیب (پنهان) هتاکی میکردند
- ترجمه راستیندر صورتی که آنها پیش از این به حق کافر بودند و از جایی دور (از مقام علم و یقین) نسبت ناروا (ی جنون و سحر و کذب به رسول حق) میدادند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٤ وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ
و بین آنها و آنچه که [به انفس حیوانیشان هنگام مرگ] اشتهاء مینمودهاند جدایی هست چنانکه نسبت به همانندهای (همسنخهای) آنان قبلاً انجام شد همانا آنها [یعنی اشیاع (همانندها، پیروان) یا رؤسا، یا مجموع] در شکّی تردید افکن بودند.
- ترجمه سلطانیو بین آنها و آنچه که اشتهاء مینمودهاند جدایی هست چنانکه نسبت به همانندهای آنان قبلاً انجام شد همانا آنها در شکّی تردید افکن بودند.
- ترجمه راستینو (امروز) میان آنها و آرزوهایشان (که به دنیا بر گردند یا توبه و ایمانشان را بپذیرند تا از عذاب رهایی یابند) به کلی دوری و مباینت افکندند چنان که به امثال آنها از امم گذشته که آنها هم در شک و ریب بودند نیز چنین کردند.
- ترجمه الهی قمشهای