سورهٔ آل عمران

محل نزول:   مدینه
تعداد کل آیات: ۲۰۰
نام‌های سوره:
آل عمران، زهراء، طیبه، کنز، امان، مجادله، استغفار، معینه
تفسیر

٦١ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

و بعد از آنچه از علم که نزد تو آمد [نه بعد از آنچه که آن را کسب کردی] پس به کسی که در آن [یعنی دربارهٔ عیسی (ع) یا دربارهٔ حقّى که از پروردگارت است از توحید و رسالت تو و خلق عیسى (ع) و به نفخ از خدا بودن او بدون سِفاح و بدون پدر و دربارهٔ بودن او به عنوان بنده نه پروردگار] بر تو احتجاج کرد بگو: بیائید [به سوی ما یا به سوی اجتماع مردم تا آنکه ما بر حجّتى فارقه (فرق گذارنده) که احدی هنگام مشاهدهٔ آن در غالب و مغلوب و محقّ و مبطل شکّ نکند، بیاییم] تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را فرا خوانیم سپس [به زاری] دعاء کنیم و [با دعایمان] لعنت (طرد کردن و دور کردن) خداوند [از رحمتش] را بر دروغ‌گویان قرار دهیم {این آیه از مدلّل‌ترین دلائل بر صدق محمّد (ص) در نبوّتش و بر شرافت کسانی است که آنها را برای مباهله (به هم نفرین کردن) آورد و بودن آنها عزیزترین اهل او و اصحاب او است، و بین فریقین اختلافی نیست که او (ص) سوای حسنین (ع) و فاطمه (ع) و علیّ (ع) احدی را با خود به مباهله نیاورد}

- ترجمه سلطانی

و بعد از آنچه که از علم نزد تو آمد پس به کسی که در آن بر تو احتجاج (اعتراض) کرد بگو: بیائید تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را بخوانیم سپس (به زاری) دعاء کنیم و (با دعایمان) لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم

- ترجمه راستین

پس هر کس با تو درباره عیسی در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٦٢ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

که این [مذکور از خبر عیسی (ع) و حمل مریم (ع) او را و تولّد او تا آخر آنچه که در حقّ او ذکر شد] قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است [که باطل آن را مشوب (آلوده) نمی‌کند] و خدایی جز الله نیست [یعنی این همان حقّ است نه آنچه که آن را در حقّ او (عیسی) گفته‌اند و از جملهٔ آنچه که آن را گفته‌اند این است که او خدا است و اینکه او سوّمین از سه است و حال آنکه خدایی جز الله نیست] و همانا خداوند البتّه او چیره‌ای [غالبی که از مرادش منع نمی‌شود و در علمش و عملش] حکیم است [و این اوصاف منحصره در الله است، پس خدایی جز الله نیست نه عیسی (ع) چه به عنوان متفرد یا به عنوان مشارک]

- ترجمه سلطانی

که این قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است و خدایی جز الله نیست و همانا خداوند البتّه او چیره و حکیم است

- ترجمه راستین

این داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خدای یکتا خدایی نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ

پس اگر [این محاجّه کنندگان از تو یا از دین تو یا از قصص عیسى (ع)] روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان [یعنی آنها] دانا است

- ترجمه سلطانی

پس اگر روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان دانا است

- ترجمه راستین

پس اگر روی از حق بگردانند (باید بترسند که) خدا از (کردار) مفسدان آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

[ای محمّد] بگو: ای اهل کتاب [از اختلاف و شقاق (چند دستگی)] بسوی [اتّفاق و اجتماع در] کلمه‌ای که بین ما و شما یکسان است [که همان توحید خداوند در عبادت و در آلهت و در طاعت است] بیایید تا [به خلاف عبادت کنندگان عُزیر از یهود به اعتقاد اینکه او پسر خدا است، و عبادت کنندگان مسیح از نصاری به اعتقاد اینکه او خدا یا که او پسر خدا است] جز خداوند را عبادت نکنیم و [به خلاف کسانی از نصاری که گفتند: خداوند سوّمین از سه است] چیزی را در [خداوندگاری] با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب [در طاعت] نگیرد [به خلاف کسانی که احبار و رهبان و رؤساء را در انقیاد و طاعت دو ثابت بعضاً غیر از خداوند به عنوان ارباب گرفتند، یا ربوبیّت آنها را ناشئه از غیر الله، یا بدون اذن خداوند گرفتند] پس اگر [از اتّفاق با شما در کلمه] روی گردانیدند پس [تبجّح (بالیدن، شادمانی کردن) کنید و تفاخر کنید به انقیاد از این کلمه و به کسی که از انقیاد روی گردانید] بگوئید [بر ما] شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده [و منقاد (فرمانبردار) بر این کلمه] هستیم

- ترجمه سلطانی

بگو: ای اهل کتاب بسوی کلمه‌ای که بین ما و شما یکسان است بیایید که جز خداوند را عبادت نکنیم و چیزی را با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب نگیرد پس اگر روی گردانیدند پس بگوئید شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده هستیم

- ترجمه راستین

بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنجِيلُ إِلَّا مِن بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

ای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم [در شریعت او و ملّت (آئین) او و اینکه او بر چه ملّتی بوده] احتجاج می‌کنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او [یعنی اینکه ملّت تهوّد (یهودیگری) و شریعتش از تورات و تقریباً هزار سال بعد ابراهیم نازل شد و شریعت تنصّر (نصرانیگری) از انجیل بود و تقریباً دو هزار سال بعد او نازل شد] آیا پس تعقّل نمی‌کنید [که این ادّعاء برهان بطلانش با آن است و عاقل مثل آن را مدّعی نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

ای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم محاجّه می‌کنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او آیا پس تعقّل نمی‌کنید

- ترجمه راستین

ای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله می‌کنید (که هر یک او را به خود نسبت می‌دهید) ؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ هَاأَنتُمْ هَـؤُلَاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

هان شما همانانی هستید که [دربارهٔ امر موسی (ع) و شریعت او و امر عیسی (ع) و شریعتش] در آنچه که به آن علم دارید احتجاج می‌کنید [یعنی دربارهٔ آن علم اجمالی دارید و شأن شما این است که آن بر شما معلوم باشد، لیکن احتجاج کردید و در محاجّه مغلوب گشتید] پس چرا [دربارهٔ امر ابراهیم و شریعتش] در آنچه که به آن علم ندارید احتجاج می‌کنید [یعنی اینکه عاقل وقتی که حین محاجّه کردن در امری که بر او معلوم می‌باشد یا از شأن او این است که بر او معلوم باشد مغلوب گردد شایسته است که از محاجّه کردن در آنچه که به آن علم ندارد احتراز کند، و کسی که از محاجّه کردن در آنچه که علم به آن از شأن او نیست احتراز نکند سفیهی غیر عاقل می‌باشد] و خداوند می‌داند [و به پیامبرش تعلیم می‌دهد] و (حال آنکه) شما نمی‌دانید [پس محاجّۀ شما با رسول محاجّۀ جاهل با عالم است]

- ترجمه سلطانی

هان شما همانانی هستید که در آنچه که به آن علم دارید محاجّه می‌کنید پس چرا در آنچه که به آن علم ندارید محاجّه می‌کنید و خداوند می‌داند و (حال آنکه) شما نمی‌دانید

- ترجمه راستین

گیرم در آنچه می‌دانید شما را مجادله روا باشد، چرا در آنچه علم ندارید جدل و گفتگو به میان آورید؟! و خدا (همه چیز را) می‌داند و شما نمی‌دانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

ابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم (منقاد بر خداوند، صابر، دارای سلامت از عیوب نفس) بود و از مشرکین نبود {برای اینکه مشرکین مکّه ادّعاء می‌کردند که ملّتشان ملّت ابراهیم (ع) است}

- ترجمه سلطانی

ابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم بود و از مشرکین نبود

- ترجمه راستین

ابراهیم به آیین یهود و نصاری نبود، لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود و هرگز از آنان که به خدا شرک آورند نبود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ

همانا نزدیک‌ترین مردم [و احقّ آنها] به ابراهیم البتّه کسانی هستند که [در زمان او و بعد از او تا بقای امّتش] از او و از این پیامبر تبعیّت می‌کنند و کسانی که [با بیعت عامّه بر دست او] ایمان (اسلام) آوردند [اولی (نزدیکتر) به او هستند و نزدیک‌ترین مردم به انبیاء عامل‌ترین آنها به آنچه که آن را آورده‌اند هستند] و خداوند ولیّ مؤمنان است

- ترجمه سلطانی

همانا نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم البتّه کسانی هستند که از او و از این پیامبر تبعیّت می‌کنند و کسانی که ایمان آوردند (تولی به او هستند) و خداوند ولیّ مؤمنان است

- ترجمه راستین

نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امّتش که اهل ایمانند؛ و خدا دوستدار و سرپرست مؤمنان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ

طایفه‌ای [اندک] از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را و نمی‌فهمند [زیرا فرد گمراه کننده وقتی که بخواهد که دیگری را گمراه کند گمراهی خودش شدّت می‌یابد پس او با گمراه کردن دیگری خودش را گمراه می‌کند]

- ترجمه سلطانی

طایفه‌ای (اندک) از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را و نمی‌فهمند

- ترجمه راستین

گروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند، و گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را، و (این را) نمی‌فهمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ

ای اهل کتاب چرا به آیات [تدوینی ثابتهٔ] خداوند [در تورات و انجیل و قرآن در نعت (وصف نیک) محمّد (ص) و وصیّ او (ع) یا آیات تکوینی ثابتهٔ او در عالم کبیر از موسی (ع) و عیسی (ع) و محمّد (ص)، یا ثابته در عالم صغیر از عقول زاجره (مانع شونده) از اتّباع هوی و واردات زاجره و مرغبّه (ترغیب کننده)] کفر می‌ورزید و (حال آنکه) شما شهادت می‌دهید (مشاهده می‌کنید یا حاملان بر شهادت هستید)

- ترجمه سلطانی

ای اهل کتاب چرا به آیات کفر می‌ورزید و (حال آنکه) شما شهادت می‌دهید (مشاهده می‌کنید)

- ترجمه راستین

ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر شوید و حال آنکه شما به صدق آن گواهید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)