سورهٔ آل عمران

محل نزول:   مدینه
تعداد کل آیات: ۲۰۰
نام‌های سوره:
آل عمران، زهراء، طیبه، کنز، امان، مجادله، استغفار، معینه
نمایش آیات ۱ الی ۲۰۰
(نمایش صفحه به صفحه آیات سوره)
تفسیر

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۰

١ الم

«الم»

- ترجمه سلطانی

الم

- ترجمه راستین

الف، لام، میم (از حروف مقطعه و اسرار قرآن است).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

خداوندی نیست جز ذات یکتای حقّ که زنده و پایدار است

- ترجمه سلطانی

خداوندی نیست جز ذات یکتای حقّ که زنده و پایدار است

- ترجمه راستین

خدای یکتاست که جز او خدایی نیست که زنده و پاینده ابدی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣ نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّـمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ

کتاب را به حقّ بر تو نازل کرد [در حالی که] تصدیق کننده است بر آنچه [از کتب و شرایع] که بین دستان (نزد) او است و تورات را نازل کرد و انجیل را

- ترجمه سلطانی

کتاب را به حقّ بر تو نازل کرد (در حالی که) تصدیق کننده است بر آنچه که بین دستان (نزد) او است و تورات را نازل کرد و انجیل را

- ترجمه راستین

آن خدایی که قرآن را به راستی بر تو فرستاد که تصدیق کننده کتب آسمانی قبل از خود است و (پیش از قرآن) تورات و انجیل را فرستاد،

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ

قبل از [قرآن یا قبل از این زمان]، به جهت هدایت برای مردم، و فرقان (قرآن) را نازل کرد، همانا کسانی که به آیات خداوند [از حیث آیات بودن آنها] کفر ورزیده‌اند {آیات اعمّ از آیات انفسی و آفاقی و تدوینی هستند زیرا شؤنات نفوس و واردات جسمانی و نفسانی آنها و موجودات عالم کبیر همگی آیات جمال او و جلال او تعالی هستند} برای آنها عذاب شدیدی هست و خداوند عزیز (چیره) و انتقام‌گیر است {معنی عزّت او تعالی این است که مانعی او را از مراد او منع نمی‌کند، و از شأن او انتقام از کسی است که با او مخالفت کند و به او عصیان ورزد}

- ترجمه سلطانی

قبل از (قرآن)، به جهت هدایت برای مردم، و فرقان را نازل کرد، همانا کسانی که به آیات خداوند کفر ورزیده‌اند برای آنها عذاب شدیدی هست و خداوند عزیز (چیره) و دارای انتقام است

- ترجمه راستین

برای هدایت مردم، و نیز کتاب جدا کننده میان حق و باطل (یعنی قرآن) را فرستاد. همانا آنان که به آیات خدا کافر شدند بر آنها عذاب سختی است، و خدا مقتدر و کیفر کننده ستمکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥ إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ

همانا چیزی [از کفر آنها] از خداوند در زمین و نه در آسمان [یعنی در جملهٔ ماسوی الله] بر او مخفی نمی‌شود

- ترجمه سلطانی

همانا از خداوند چیزی در زمین و نه در آسمان بر او مخفی نمی‌شود

- ترجمه راستین

همانا چیزی در آسمان و زمین از خدا پنهان نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦ هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

او کسی است که شما را آنگونه که می‌خواهد در رحم‌ها صورت می‌دهد، خدایی جز او نیست، عزیز [است که مانعی او را از تصویر کردن آنچه که در رحم می‌خواهد منع نمی‌کند] و حکیم است [که آن را تصویر نمی‌کند مگر به صورتى که استعداد او آن را اقتضاء می‌کند و مصالح عائده (برگشته) به آن یا به عالم را استعقاب (عوض گرفتن، لغزش کسی را خواستن) می‌نماید]

- ترجمه سلطانی

او کسی است که شما را آنگونه که می‌خواهد در رحم‌ها صورت می‌دهد، خدایی جز او نیست، عزیز و حکیم است

- ترجمه راستین

خداست آن که صورت شما را در رحم مادران می‌نگارد هر گونه اراده کند. خدایی جز آن ذات یکتا نیست که (به هر چیز) توانا و داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧ هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُـولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد، از [جملهٔ] آنها، آیاتی محکمات هستند، آنها مادر (اصل) کتابند و [برخی] دیگر متشابهات هستند و کسانی که در قلوبشان انحراف [یعنی میل (متمایل شدن) از حقّ و انحراف از جهت قلب و آخرت] هست پس به (جهت) طلب فتنه [چه شاعر (شعور دار) به ابتغاء (طلب) باشند یا غیر شاعر] و با طلب تأویل آن [به آنچه که موافق آرائشان می‌شود] از آنچه که تشابه (شبهت، اشکال در تشخیص) به آن دارد پیروی می‌کنند و (حال آنکه) تأویلش را جز خداوند نمی‌داند، و استواران در علم [با رسوخی (استواری) تامّ و آنان کسانی هستند که به مقام مشیّت رسیده‌اند و از مقام امکان ارتقاء یافته‌اند و آنان محمّد (ص) و دوازده اوصیاء او هستند نه غیر آنها، و امّا غیر آنان از انبیاء و اولیاء، چون از مقام امکان ارتقاء نیافته‌اند تأویل تامّ آن را نمی‌دانند بلکه به قدر مقامشان و شأنشان است، از باب تسلیم] می‌گویند همه [از محکم و متشابه] از نزد پروردگار ما است به آن ایمان آورده‌ایم و جز خردمندان [کسی] یاد نمی‌کند [که در کتاب محکم و متشابه هست، و اینکه متشابه را جز خداوند یا آن کسی که خلیفهٔ خدا می‌باشد آن را نمی‌داند، و اینکه ایجاد کتاب و انزال آن جز با اشتمال بر متشابه تصوّر نمی‌شود] {خردمندان کسانی هستند که اعمالشان و علومشان با تعقید (بستن) قلوبشان به ولایت بر دست اولیاء امر دارای لُب (مغز) گشته است}

- ترجمه سلطانی

او کسی است که بر تو کتاب را نازل کرد از (جملهٔ) آنها، آیاتی محکمات هستند، آنها مادر (اصل) کتابند و (برخی) دیگر متشابهات هستند و کسانی که در قلوبشان انحراف هست پس به طلب فتنه و طلب تأویل آن از آنچه که تشابه از آن دارد پیروی می‌کنند و (حال آنکه) تأویلش را جز خداوند نمی‌داند، و استواران در علم می‌گویند همه (از محکم و متشابه) از نزد پروردگار ما است به آن ایمان آورده‌ایم و جز خردمندان (کسی) پند نمی‌گیرد

- ترجمه راستین

اوست خدایی که قرآن را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب آیات محکم است که اصل و مرجع سایر آیات کتاب خداست و برخی دیگر متشابه است، و آنان که در دلشان میل به باطل است از پی متشابه رفته تا به تأویل کردن آن در دین راه شبهه و فتنه‌گری پدید آرند، در صورتی که تأویل آن را کسی جز خداوند و اهل دانش نداند؛ گویند: ما به همه کتاب گرویدیم که همه از جانب پروردگار ما آمده، و به این (دانش) تنها خردمندان آگاهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨ رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

[ای] پروردگار ما بعد آنکه ما را [با تسلیم شدن و ترک استبداد به آراء با قبول ولایت و بیعت خاصّه] هدایت کردی قلب‌های ما را [از استقامت بر طریق اعتراف به عجز در آنچه که نمی‌دانیم و ترک تصرّف در متشابه که تأویل آن را نمی‌دانیم و اقرار به اینکه آن از نزد خداوند است الی تصرّف در آنچه که نمی‌دانیم و سخن راندن به آراء و تأویل متشابه از نزد خودمان و اتّباع آنچه که هواهای ما موافق با آن می‌شود منحرف] مگردان و از نزد خودت به ما رحمتی هبه (اعطاء بدون عوض) کن همانا تو بسیار عطاء کننده‌ای

- ترجمه سلطانی

(ای) پروردگار ما بعد از آنکه ما را هدایت کردی قلب‌های ما را (منحرف) مگردان و از نزد خودت به ما رحمتی بده همانا تو بسیار عطاء کننده‌ای

- ترجمه راستین

بار پروردگارا، دلهای ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خود رحمتی عطا فرما، که تویی بسیار بخشنده (بی‌منّت).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩ رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ

ای پروردگار ما همانا تو جمع کنندهٔ مردم هستی برای (در) [آن] روزی که شکّی در آن نیست همانا خداوند خلف وعده نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

ای پروردگار ما همانا تو جمع کنندهٔ مردم هستی برای روزی که شکّی در آن نیست همانا خداوند خلف وعده نمی‌کند

- ترجمه راستین

پروردگارا، محققا تو تمام مردم را در روزی که هیچ شبهه در آن نیست جمع سازی، و هرگز خدا نقض وعده خویش نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۰

١٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ

همانا کسانی که کفر ورزیده‌اند {مراد از کفر، کفر به ولایت است زیرا آیه تعریض به امّت است} هرگز اموال آنها و نه فرزندان آنها، آنها را از چیزی از [سخط] خداوند بی نیاز (دفع) نمی‌کند و آنان خود [در جحیم] هیزم آتشند [چنانکه آنها در دنیا هیزم آتش غضب و حرص و حسد و غیر آن هستند]

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که کفر ورزیده‌اند هرگز اموال آنها و نه فرزندان آنها، آنها را از چیزی از خداوند بی نیاز (دفع) نمیکند و آنان خود هیزم آتشند

- ترجمه راستین

کافران را هرگز مال و فرزندانشان از عذاب خدا نرهاند، و آنان خود آتش افروز جهنّمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١ كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ

همانند رویهٔ آل فرعون و کسانی که قبل از آنها بودند [یعنی شأن آنها و رسم آنها است که رسولان و اوصیای آنها و سایر] آیات ما را دروغ شمردند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و خداوند سخت عقوبت دهنده است

- ترجمه سلطانی

همانند رویهٔ آل فرعون و کسانی که قبل از آنها بودند آیات ما را دروغ شمردند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و خداوند سخت عقوبت دهنده است

- ترجمه راستین

این گروه هم به مانند فرعونیان و پیشینیان (کافر کیش) ، آیات ما را تکذیب کردند، خدا هم آنها را به کیفر گناهانشان مجازات کرد و خدا بدکاران را سخت به کیفر رساند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ

[ای محمّد] به کسانی که کفر ورزیده‌اند بگو: بزودی [در دنیا و حال مرگ و در برزخ‌ها و در محشر] مغلوب خواهید شد و [بعد از منتهی شدن به محشر] به جهنّم محشور می‌شوید و [آنجا] بد جایگاهی است

- ترجمه سلطانی

به کسانی که کفر ورزیده‌اند بگو: بزودی مغلوب خواهید شد و به جهنّم محشور می‌شوید و بد جایگاهی است

- ترجمه راستین

بگو به آنان که کافر شدند که به زودی مغلوب شوید و به جهنّم محشور گردید که بسیار بد جایگاهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاءُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُولِي الْـأَبْصَارِ

[ای یهود یا مطلق کفّار یا مطلق مردم از مسلمین و کفّار] همانا به عنوان نشانه برای شما [دالّ بر صدق محمّد (ص) در رسالتش] می‌باشد در [آن هنگام که] دو گروه [در بدر] روبرو شدند گروهی که در راه خدا جنگ می‌کردند و دیگری کافران (مشرکین مکّه) که آنها را با دیدن چشم دو مثل (برابر) خود می‌دیدند و خداوند کسی که بخواهد را با یاری خود تأیید (نیرومند) می‌کند که هرآینه در آن برای دارندگان بصیرت البتّه عبرتی هست

- ترجمه سلطانی

همانا به عنوان نشانه برای شما می‌باشد در (آن هنگام که) دو گروه (در بدر) روبرو شدند گروهی که در راه خدا جنگ می‌کردند و دیگری کافران که آنها را با دیدن چشم دو مثل (برابر) خود می‌دیدند و خداوند کسی که بخواهد را با یاری خود تأیید (نیرومند) می‌کند که هرآینه در آن برای دارندگان بصیرت البتّه عبرتی هست

- ترجمه راستین

نشانه و آیتی (از لطف خدا) برای شما در این بود که چون دو گروه با یکدیگر روبرو شدند (در جنگ بدر) گروهی در راه خدا جهاد می‌کردند و گروه دیگر کافر بودند، و گروه کافر مؤمنان را دو برابر خود به چشم می‌دیدند، و خدا توانایی و یاری دهد به هر که خواهد، و بدین آیت الهی اهل بصیرت عبرت جویند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

دوستی شهوات (همان محبّت نفسانی) از زنان و پسران [بلکه مطلق اولاد] و مال هنگفت انباشته شده از طلا و نقره و اسبان نشان‌دار [چریده یا تعلیم دیده یا زیبا از سیما] و چهارپایان [سه‌گانهٔ گاو و گوسفند و شتر] و کشتزار (کسب یا جمع مال یا زراعت) برای ناس (مردم، فراموش کنندگان، نه انسان) زینت داده شده، آنها کالا‌های حیات دنیا هستند و خداوند است که سرانجام خوب [برای کسی که آنها را ترک کند] تنها نزد او است

- ترجمه سلطانی

دوستی شهوات از زنان و پسران و مال هنگفت انباشته شده از طلا و نقره و اسبان نشان‌دار و چهارپایان و کشتزار برای ناس (مردم، فراموش کنندگان) زینت داده شده، آنها کالا‌های حیات دنیا هستند و خداوند است که سرانجام خوب تنها نزد او است

- ترجمه راستین

مردم را حبّ شهوات نفسانی، از میل به زنها و فرزندان و همیان‌هایی از طلا و نقره و اسبهای نشان دار نیکو و چهارپایان و مزارع در نظر زیبا و دلفریب است، (لیکن) اینها متاع زندگانی (فانی) دنیاست و نزد خداست منزل بازگشت نیکو.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

[ای محمّد برای ترغیب (بیزاری) از آن و تحریص در آنچه که نزد خداوند است] بگو آیا به شما به بهتر از آن خبر بدهم؟ برای کسانی که تقوا پیشه می‌کنند نزد پروردگارشان جنّت‌هایی [مرتفع] هست که از تحت [عمارات یا درختان یا طبقات] آنها نهر‌ها جاری می‌شود مخلّد (ماندگار) در آن هستند و ازواج پاک [از آنچه که از زنان استقذار (چرک و پلید شمردن) می‌کنند از احداث (ادرار و مدفوع) و اخباث (پلیدی‌ها) و کثافات اخلاط و از آنچه که از آن استکراه (زشت و ناپسند شمردن) می‌کنند از رذایل اخلاق] و رضوان از خداوند {«رضوان الله» آخر مقامات نعمت‌ها است که فوق آن نعمتی نیست و آن مستلزم رضایت عبد از خداوند است}، و خداوند به بندگان بصیر است [و مقام همه و درجات شقاوتشان یا سعادتشان را می‌بیند و بحسب آنها به همه پاداش می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

بگو آیا به شما به بهتر از آن خبر بدهم؟ برای کسانی که تقوا پیشه می‌کنند نزد پروردگارشان جنّت‌هایی هست که از تحت آنها نهر‌ها جاری می‌شود مخلّد (ماندگار) در آن هستند و ازواجی پاک (مؤنّث) و رضوان از خداوند و خداوند به بندگان بصیر است

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) بگو: می‌خواهید شما را آگاه گردانم به بهتر از اینها؟برای آنان که تقوا پیشه کنند نزد خدا باغهای بهشتی است که در زیر درختان آن نهرها جاری است و در آن جاوید و متنّعم هستند و زنان پاکیزه و آراسته‌ای و (از همه بهتر) خشنودی خدا، و خداوند به حال بندگان بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۱

١٦ الَّذِينَ يَقُـولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

کسانی که می‌گویند [ای] پروردگار ما همانا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما بیامرز و ما را از عذاب آتش نگهدار

- ترجمه سلطانی

کسانی که می‌گویند (ای) پروردگار ما همانا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما بیامرز و ما را از عذاب آتش نگهدار

- ترجمه راستین

آنان که (به درگاه الهی) عرضه دارند: پروردگارا: (به کرم خود) گناهان ما ببخش و ما را از عذاب جهنّم نگاه دار.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ

صبر کنندگان و راستان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهان هستند

- ترجمه سلطانی

صبر کنندگان و راستان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهان هستند

- ترجمه راستین

آنان صابران و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق کنندگان و استغفار کنندگان در سحرگاهانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

خداوند گواهی داده که خدایی جز او نیست و ملائکه و دارندگان علم، قیام کنندگان به قسط (دادگری) [شهادت می‌دهند] خدایی جز او چیرهٔ حکیم نیست [غالبی است که با او مجالی برای آلهه‌ای غیر از او نیست و حکیمی است که احدی را مظهر آلهیّهٔ خود قرار نمی‌دهد مگر به حکمت‌ها و مصالح]

- ترجمه سلطانی

خداوند گواهی داده که خدایی جز او نیست و ملائکه و دارندگان علم، قیام کنندگان به قسط (دادگری) (گواهی می‌دهند) خدایی جز او چیرهٔ حکیم نیست

- ترجمه راستین

خدا به یکتایی خود گواهی دهد که جز ذات اقدس او که نگهبان عدل و درستی است خدایی نیست، و فرشتگان و دانشمندان نیز به یکتایی او گواهی دهند؛ نیست خدایی جز او که (بر همه چیز) توانا و داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْـلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

همانا دین (طریق به سوی آخرت و الی الله) نزد خداوند اسلام است [یعنی بعد از ظهور اسلام، طریق به خداوند منحصر به اسلام شد] و کسانی که کتاب داده شده‌اند [از یهود و نصاری در حقّ بودن آن یا در انحصار دین در آن] اختلاف نکردند مگر از روی بَغی (سلطه طلبی و گردن کشی) [و طلب ریاست در اهل ملّت خود یا از روی طلب مآکل (خوردنی‌ها) مقرّره برای آنها] در میان [اهل ملّت] خود بعد از آنکه علم [بر حقّ بودن محمّد (ص) و دین او و انحصار دین در دین او] نزد آنها آمد [قبل از مبعث او متّفق بودند تا آنکه مبعوث شد و یقین کردند که او نبّی موعود است سپس در حقّ بودن او اختلاف کردند به اینکه بعد از یقین آنها به بعثت او بعضی اقرار کردند و بعضی انکار کردند]، و هر کس که به آیات [تدوینی و تکوینی] خداوند [مانند آیات تورات و انجیل که ناطق به حقّیّت دین اسلام و صدق محمّد (ص) هستند، و به آیات قرآن دالّ بر حقّیّت او و حقّیّت وصیّ او، و مانند محمّد (ص) و علیّ (ع) و اولاد آن دو (ع)] کفر بورزد [خداوند به سبب کفر به او عذاب می‌کند برای اینکه او عملی را بلاجزاء رها نمی‌کند و کفر این کافر از او فوت نمی‌شود] و همانا خداوند زود حساب کننده است

- ترجمه سلطانی

همانا دین (طریق به سوی آخرت و الی الله) نزد خداوند اسلام است و کسانی که کتاب داده شده‌اند اختلاف نکردند مگر از روی سرکشی در میان خود بعد از آنکه علم نزد آنها آمد، و هر کس که به آیات خداوند کفر بورزد پس همانا خداوند زود حساب کننده است

- ترجمه راستین

همانا دین (پسندیده) نزد خدا آیین اسلام است، و اهل کتاب راه اختلاف نپیمودند مگر پس از آگاهی به حقّانیت آن، و این خلاف را از راه حسد در میان آوردند. و هر کس به آیات خدا کافر شود (بترسد که) محاسبه خدا زود خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

و اگر [در حقّ بودن اسلام یا در انحصار دین در آن] بر تو احتجاج (اعتراض) کردند پس بگو [اسلام اخلاص وجه برای خداوند است و] وجه خود و کسی که از من تبعیّت کند را [به سبب اسلام] بر خداوند تسلیم کرده‌ام و به کسانی که کتاب داده شده‌اند و به امّیان [که کتاب و نه نبیّ ندارند یعنی کسانی که برای آنان از کمالات انسانی سوای انتساب به امّ (مادر) چیزی حاصل نشده] بگو آیا اسلام آورده‌اید [آیا وجوه‌تان را برای خدا مسلم یا مخلص گردانیده‌اید؟] پس اگر اسلام آوردند پس به تحقیق هدایت شده‌اند و اگر [از اسلام یا اخلاص وجه] روی گردانیدند پس [وبال آن بر تو نیست و] فقط رساندن بر [عهدهٔ] تو است و خداوند به بندگان بصیر است [و به هر کدام به عملش جزاء می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

و اگر بر تو احتجاج (اعتراض) کردند پس بگو وجه خود و کسی که از من تبعیّت کند را بر خداوند تسلیم کرده‌ام و به کسانی که کتاب داده شده‌اند و امّیان بگو آیا اسلام آوردید پس اگر اسلام آوردند پس به تحقیق هدایت شده‌اند و اگر روی گردانیدند پس فقط رساندن بر عهدهٔ تو است و خداوند به بندگان بصیر است

- ترجمه راستین

پس اگر با تو (برای مخالفت با دین حقّ، به باطل) احتجاج کنند، بگو: من و پیروانم خود را تسلیم امر خدا نموده‌ایم. و بگو با اهل کتاب و با امّیان: آیا شما هم (چون حق پدیدار شود) تسلیم حق شده و ایمان آرید؟و چنانچه ایمان آرند هدایت یافته‌اند و اگر (از حق) روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ (دین خدا) نیست و خداوند به حال بندگان بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢١ إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

همانا کسانی به آیات خداوند کفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحقّ می‌کشند و از مردم کسانی را که به قسط (دادگری) امر می‌کنند [یعنی اتباع انبیاء و بیعت کنندگان با بیعت خاصّه] را می‌کشند پس عذابی دردناک را به آنان بشارت بده

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که به آیات خداوند کفر می‌ورزند و پیامبران را به ناحقّ می‌کشند و از مردم کسانی که به قسط (دادگری) امر میکنند را میکشند پس به آنان عذابی دردناک را بشارت بده

- ترجمه راستین

همانا آنان که به آیات خدا کافر شوند و انبیاء را بی‌جرم و به ناحق بکشند و آن مردمی را که (خلق را) به درستی و عدل خوانند به قتل رسانند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٢ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ

آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت هدر شده و [هیچ] یاری کننده‌ای ندارند [که عذابی که آنها را به آن بشارت می‌دهی را از آنها دفع کند]

- ترجمه سلطانی

آنان کسانی هستند که اعمالشان در دنیا و آخرت هدر شده و (هیچ) یاری کننده‌ای ندارند

- ترجمه راستین

آنهایند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه گردیده و کسی آنها را (برای نجات از عذاب) یاری نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۱

٢٣ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَـوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ

آیا کسانی که نصیبی از کتاب داده شدند را ندیدی که به کتاب خدا (تورات) دعوت می‌شوند تا بین ایشان حکم کند و سپس گروهی از آنان [از کتاب خدا] روی بر می‌گردانند و (در حالی که) آنان اعراض کنندگانند [اعراض از حقّ بطور مطلق سجیّهٔ آنان است] {کتاب عبارت از احکام رسالت و نبوّت است و کتب تدوینی آسمانی صورت این احکام و ظهور آن هستند، و اگرچه مراد از آن تورات باشد پس تعریض به امّت و قرآن است و منظور منافقین امّت است حیثی که به محمّد (ص) و شریعت او و کتاب او اقرار کردند و بعد وفات او از کتاب او اعراض نمودند}

- ترجمه سلطانی

آیا کسانی که نصیبی از کتاب داده شدند را ندیدی که به کتاب خدا دعوت می‌شوند تا بین ایشان حکم کند سپس گروهی از آنان روی بر می‌گردانند و (در حالی که) آنها اعراض کننده‌اند

- ترجمه راستین

آیا ننگریستی آنهایی را که بهره‌ای از کتاب داده‌اند که چون دعوت شوند تا کتاب خدا بر آنها حکم کند گروهی از آنان (از حکم حق) روی گردانند و از آن دوری گزینند؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٤ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

آن (روی گردانیدن و اعراض) به این [خاطر] است که آنها [عقوبت آخرت را بر خودشان سهل گرفتند و] گفتند: آتش هرگز ما را جز روز‌های معدودی لمس نخواهد کرد و آنچه که [از انقطاع عذاب یا اینکه ما فرزندان خدا و دوستان اوئیم یا اینکه پدرانشان پیامبران هستند که برای آنها شفاعت می‌کنند، یا اینکه خداوند به یعقوب وعده داد که اولاد او را عذاب نمی‌کند] افتراء می‌بستند آنها را در دینشان مغرور کرد

- ترجمه سلطانی

آن به این خاطر است که آنها گفتند: آتش هرگز ما را جز روز‌های معدودی لمس نخواهد کرد و آنچه که (از انقطاع عذاب) افتراء می‌بستند آنها را در دینشان مغرور کرد

- ترجمه راستین

بدین سبب که گویند: ما را هرگز در آتش جز روزهایی چند عذاب نکنند. و این سخنان باطل که به دروغ بر خود بسته‌اند آنها را در دین خود مغرور گردانیده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٥ فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

پس [حال آنها] چگونه است آنوقتی که آنها را در روزی که تردیدی در آن نیست (نمی‌شاید) جمع می‌کنیم و به هر نفسی [بنابر تجسّم اعمال] آنچه که کسب کرده تماماً داده می‌شود و [با نقص کردن ثواب یا زیادت عقاب] به آنها ظلم نمی‌شود {نفوس بشری از اعمال بدنی و ریاضات نفسى کسب فعلیّت می‌کنند و این فعلیّت آن‌چنان که گمان می‌رود کیفیّت عرضی نیست، بلکه آن شأنی جوهری از شؤن نفس است و آن شأنی است که بعد رفع حُجب طبع با موت اختیاری یا اضطراری برای نفس باقی می‌ماند که مملوک بر نفس با صورت موافق با آن متمثّل می‌شود و این معنی تجسّم اعمال است}

- ترجمه سلطانی

پس چگونه است (حال آنها) وقتی که آنها را در روزی که تردیدی در آن نیست (نمی‌شاید) جمع می‌کنیم و به هر نفسی آنچه که کسب کرده تماماً داده می‌شود و به آنها ظلم نمی‌شود

- ترجمه راستین

پس چگونه خواهد بود حال آنها هنگامی که جمع آوریم آنان را در روزی که هیچ شکّی در آن نیست؟و هر کس به تمام جزای اعمال خود خواهد رسید و به کسی ستم نخواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٦ قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

بگو بار خدایا [ای] پادشاه مُلک، که به کسی که می‌خواهی مُلک می‌بخشی و از کسی که بخواهی مُلک را می‌گیری و به کسی که بخواهی عزت می‌بخشی و کسی را که بخواهی خوار می‌کنی خیر در دست تو است همانا تو بر هر چیزی بسیار توانایی

- ترجمه سلطانی

بگو بار خدایا پادشاه مُلک، که مُلک می‌بخشی به کسی که می‌خواهی و از کسی که بخواهی ملک را می‌گیری و به کسی که بخواهی عزت می‌بخشی و کسی را که بخواهی خوار می‌کنی خیر در دست تو است همانا تو بر هر چیزی بسیار توانایی

- ترجمه راستین

بگو (ای پیغمبر): بار خدایا، ای پادشاه ملک هستی، تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی ملک و سلطنت بازگیری، و هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی، هر خیر و نیکویی به دست توست و تنها تو بر هر چیز توانایی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٧ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

شب را در روز داخل می‌کنی و روز را در شب داخل می‌کنی و زنده را از مرده خارج می‌کنی و مرده را از زنده خارج می‌کنی و به کسی که بخواهی به غیر حساب روزی می‌دهی

- ترجمه سلطانی

شب را در روز داخل می‌کنی و روز را در شب داخل می‌کنی و زنده را از مرده خارج می‌کنی و مرده را از زنده خارج می‌کنی و به کسی که بخواهی به غیر حساب روزی می‌دهی

- ترجمه راستین

شب را در پرده روز نهان سازی، و روز را در حجاب شب ناپدید گردانی، زنده را از مرده و مرده را از زنده برانگیزی، و به هر که خواهی روزی بی‌حساب عطا کنی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٨ لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَن تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ

مؤمنین نباید کافران از غیر مؤمنین را به عنوان ولی (اولیاء مودّت یا اولیاء تصرّف) بگیرند و هر کس که آن (ولی گرفتن کافران) را انجام دهد پس در چیزی از [نسبت‌ها و دوستی‌هایی که آن ناشی از] خداوند [باشد] نیست مگر اینکه [از شرّ آنها و اضرار (ضرر زدن) آنها] از ایشان از روی تقیّه تقوا (هراس) کنید [اگر بر یکی از کافران بر خودش یا مالش یا عیالش یا عِرضش یا برادران مؤمنش ترسید اظهار موالات (دوستی کردن) با کافران مخالف با آنچه که در قلبش است اجازه داده می‌شود نه اینکه او به موالات حقیقی با آنها اجازه داده شود] و خداوند خودش به شما هشدار می‌دهد [پس در موالات با آنها از موضع رخصت تجاوز نکنید] و بازگشت (سرانجام) به خداوند است [پس موالات با غیر او و نه حذر از غیر او شایسته نیست مگر به اذن او]

- ترجمه سلطانی

مؤمنین نباید کافران از غیر مؤمنین را به عنوان ولی (اولیاء مودّت یا اولیاء تصرّف) بگیرند و هر کس که آن را انجام دهد پس در چیزی از (نسبتها و دوستیهای) خداوند نیست مگر اینکه از ایشان از روی تقیّه تقوا پیشه کنید و خداوند به شما نسبت به خودش هشدار می‌دهد و بازگشت (سرانجام) به خداوند است

- ترجمه راستین

نباید اهل ایمان، مؤمنان را وا گذاشته و از کافران دوست گزینند، و هر که چنین کند رابطه او با خدا مقطوع است مگر برای در حذر بودن از شرّ آنها (تقیه کنند) . و خدا شما را از (عقاب) خود می‌ترساند و بازگشت همه به سوی خدا خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٩ قُلْ إِن تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

بگو اگر آنچه [از مودّت بر کافران و غیر آن] که در سینه‌های شما است را مخفی کنید یا آن را آشکار کنید خداوند آن را می‌داند و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست را می‌داند و خداوند بر هر چیزی توانا است [و بر اعزاز (عزیز کردن) شما بدون موالات با کافران و اذلال (ذلیل کردن) شما به سبب موالات با آنها قدرت دارد پس بر آنچه که شما را از آن نهی کرده تعرّض نکنید به گمان اینکه عزّتتان از آن حاصل می‌شود]

- ترجمه سلطانی

بگو اگر آنچه را که در سینه‌های شما است مخفی کنید یا آن را آشکار کنید خداوند آن را می‌داند و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست را می‌داند و خداوند بر هر چیزی توانا است

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) بگو: هر چه را در دل پنهان داشته و یا آشکار کنید خدا به همه آنها آگاه است و به هر چه در آسمانها و زمین است داناست، و خدا (به قدرت کامله) بر همه چیز تواناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۱

٣٠ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُـوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ

در آنروزی که هر نفسی [صورت] آنچه از خوبی که عمل کرده و آنچه از بدی که عمل کرده را [بنابر تجسّم اعمال یا جزای آنچه را که عمل کرده یا صحیفهٔ آنچه را که عمل کرده] حاضر شده می‌یابد [آنگاه] دوست دارد که ای کاش بین آن و او فاصله‌ای [به غایت] دور می‌بود و خداوند خودش به شما هشدار می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است [لذا در عقوبت بر بدی کنندگان عجله نمی‌کند و از روی مهربانی به آنان، آنها را تحذیر می‌کند]

- ترجمه سلطانی

در آنروزی که هر نفسی آنچه از خوبی که عمل کرده و آنچه از بدی که عمل کرده را حاضر می‌یابد (آنگاه) دوست دارد که ای کاش بین آن و او فاصله‌ای (به غایت) دور می‌بود و خداوند به شما نسبت به خودش هشدار می‌دهد و خداوند به بندگان مهربان است

- ترجمه راستین

روزی که هر شخصی هر کار نیکو کرده همه را پیش روی خود حاضر بیند و نیز آنچه بد کرده؛ آرزو کند که ای کاش میان او و کار بدش به مسافتی دور جدایی بود!و خداوند شما را از (عقاب) خود می‌ترساند، و خداوند در حق بندگان بسی مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣١ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

بگو: اگر خداوند را دوست می‌دارید پس از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهان شما را برای شما بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است [یعنی که از شیمهٔ (خوی، عادت) او مغفرت و رحمت نسبت به هر احدی است پس مغفرت او برای کسی که محبوبش باشد چگونه می‌باشد]

- ترجمه سلطانی

بگو: اگر خداوند را دوست می‌دارید پس از من پیروی کنید تا خداوند شما را دوست بدارد و گناهان شما را برای شما بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

بگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست می‌دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٢ قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُـولَ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ

بگو از خداوند اطاعت کنید و از رسول و اگر روی بگردانید پس هرآینه خداوند کافران [به طاعت خدا و طاعت رسول (ص)] را دوست ندارد

- ترجمه سلطانی

بگو: از خداوند اطاعت کنید و از رسول و اگر روی بگردانید پس هرآینه خداوند کافران را دوست ندارد

- ترجمه راستین

بگو: فرمان خدا و رسول را اطاعت کنید و اگر (از آنان) روی گردانید (و کافر شوید) همانا خدا هرگز کافران را دوست ندارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٣ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَـمِينَ

همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را [بر نبوّت آنها] بر جهانیان برگزید

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید

- ترجمه راستین

به حقیقت خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٤ ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

فرزندانی را [برگزید] که بعضی از آنها [ناشی] از بعضی دیگر هستند و خداوند [به اقوال بندگانش با زبان استعدادشان و زبان گفتارشان] شنوا [است و به هر کدام از برگزیدگانش و غیر از آنها بحسب استعدادشان عطاء می‌کند] و [به مکنونات بندگان] دانا است

- ترجمه سلطانی

فرزندانی را (برگزید) که بعضی از آنها (منشعب) از بعضی دیگر هستند و خداوند شنوا و دانا است

- ترجمه راستین

فرزندانی هستند برخی از نسل برخی دیگر، و خدا (به اقوال و احوال همه) شنوا و داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٥ إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

آنوقت که زن عمران گفت پروردگارا من نذر کرده‌ام که آنچه که در شکم من است [از خدمت کردن به ما برای خدمت به متعبّدات] برای تو آزاد کرده شود پس [نذر مرا] از من قبول فرما که همانا تو [بر قول من و نذر من] شنوا و [به نیّت من] دانا هستی

- ترجمه سلطانی

آنوقت که زن عمران گفت پروردگارا من نذر کرده‌ام که آنچه که در شکم من است برای تو آزاد (از خدمت کردن به ما برای خدمت به متعبّدات) کرده شود پس (نذر مرا) از من قبول فرما که همانا تو شنوا و دانا هستی

- ترجمه راستین

آن گاه که زن عمران گفت: پروردگارا، من عهد کردم فرزندی که در رحم دارم از فرزندی خود در راه خدمت تو آزاد گردانم، این عهد من بپذیر که تویی شنوا و آگاه.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٦ فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

پس چون او (زن عمران) وی (مریم) را زائید گفت: پروردگارا همانا من او را دختر زائیده‌ام [که مؤنّث صلاحیّت خدمت در معابد را ندارد پس قادر به وفاء کردن به نذر خود نیستم] و خداوند به آنچه که زائیده‌ام داناتر است و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم (به معنی عابده) نام نهادم و من او را و فرزند او را از شیطان رجیم به تو پناه می‌دهم

- ترجمه سلطانی

پس چون او (زن عمران) او (مریم) را زائید گفت: پروردگارا همانا من او را دختر زائیده‌ام و خداوند به آنچه که زائیده‌ام داناتر است و پسر مانند دختر نیست و من او را مریم (به معنی عابده) نام نهادم و من او را و فرزند او را از شیطان رجیم به تو پناه می‌دهم

- ترجمه راستین

و چون او را بزاد (از روی حسرت) گفت: پروردگارا، فرزندم دختر است!-و خدا بر آنچه او زاییده داناتر است-و پسر مانند دختر نخواهد بود، و من او را مریم نام نهادم و او و فرزندانش را از شرّ شیطان رانده شده در پناه تو آوردم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٧ فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا قَالَ يَامَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

پس پروردگارش از او (زن عمران) قبول کرد با قبول کردنی نیکو و او (مریم) را پروراند [در حالی که] او (مریم) جوانه‌ای بود نیکو و [خداوند] زکریّا را کفیل او (مریم) قرار داد، هرگاه که زکریّا به محراب [یعنی به خانهٔ او] بر او (مریم) داخل می‌شد نزد او رزقی می‌یافت می‌گفت ای مریم چطور این را داری؟! [مریم] گفت: آن از نزد خداوند است و هرآینه خداوند به کسی که بخواهد از غیر حساب روزی می‌دهد

- ترجمه سلطانی

پس پروردگارش از او (زن عمران) قبول کرد با قبول کردنی نیکو و او (مریم) را پروراند (در حالی که) او (مریم) جوانه‌ای بود نیکو و زکریّا را کفیل او (مریم) قرار داد، هرگاه که زکریّا بر او (مریم) به محراب (خانهٔ او) داخل می‌شد نزد او رزقی می‌یافت می‌گفت ای مریم چطور این را داری؟! (مریم) گفت: آن از نزد خداوند است و هرآینه خداوند به کسی که بخواهد از غیر حساب روزی می‌دهد

- ترجمه راستین

پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم می‌آمد نزد او رزق شگفت آوری می‌یافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو می‌رسد؟پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بی‌حساب دهد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۱

٣٨ هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ

آنگاه [یا آنجا] زکریّا پروردگارش را دعاء کرد گفت: پروردگارا از نزد خودت به من فرزندی پاک عطاء کن همانا تو شنوای (اجابت کنندهٔ) دعاء هستی

- ترجمه سلطانی

آنگاه (یا آنجا) زکریّا پروردگارش را دعاء کرد گفت: پروردگارا از نزد خودت به من فرزندی پاک عطاء کن همانا تو شنوای (اجابت کنندهٔ) دعاء هستی

- ترجمه راستین

در آن هنگام زکریّا (که کرامت مریم مشاهده کرد) پروردگار خود را بخواند، گفت: پروردگارا، مرا (به لطف خویش) فرزندی پاک سرشت عطا فرما، که همانا تویی اجابت کننده دعا.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٣٩ فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِـحِينَ

پس [خداوند تعالی دعاى او را اجابت نمود و] ملائکه به او (زکریّا) نداء دادند و [در آن حال] او در محراب (در مصلّای خود) ایستاده بود و نماز می‌گزارد که: خداوند به تو یحیی را بشارت می‌دهد به عنوان تصدیق کننده به کلمه‌ای از خداوند [یعنی مسیح] و به عنوان سیّد (سَرور) [برای خلق در شرف و برای قومش در طاعت] و حصور (خویشتن‌دار) {حصور به معنی مبالغه کننده در منع نفس از شهوات است و لذلک به کسی که او زن نمی‌آورد تفسیر شده} و پیامبری از صالحان

- ترجمه سلطانی

پس ملائکه به او نداء دادند و (در حالی که) او در محراب (مصلّای خود) ایستاده بود و نماز می‌گزارد که خداوند به تو یحیی را بشارت می‌دهد به عنوان تصدیق کننده به کلمه‌ای از خداوند (یعنی مسیح) و به عنوان سرور و خویشتن‌دار و پیامبری از صالحان

- ترجمه راستین

پس فرشتگان زکریّا را ندا کردند هنگامی که در محراب عبادت به نماز ایستاده بود که همانا خدا تو را بشارت می‌دهد به (ولادت) یحیی، در حالی که او به کلمه خدا (یعنی نبوّت عیسی) گواهی دهد و او خود پیشوا و پارسا و پیغمبری از شایستگان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٠ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُـلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ

[زکریّا] گفت: خدایا چگونه؟! پسری داشته باشم و (حال آنکه) پیری به من رسیده [و کبیر (مُسن) نطفه‌اش صلاحیّت انعقاد فرزند ندارد] و زنم نازا است؟ [رحم او قبل پیری صلاحیّت انعقاد ولد نمی‌داشت پس چگونه است بعد پیری! خداوند یا ملک نداء کننده] فرمود: خداوند این‌چنین [امری را همانطور که به آن بشارت داده شده‌ای مثل اعطاء فرزند بدون وجود اسباب طبیعی] آنچه می‌خواهد را انجام می‌دهد [چه اسباب آن موجود باشد یا نباشد]

- ترجمه سلطانی

گفت: خدایا چگونه؟! پسری داشته باشم و (حال آنکه) پیری به من رسیده و زنم نازا است؟ فرمود: این‌چنین خداوند آنچه که می‌خواهد را انجام می‌دهد (اسباب آن موجود باشد یا نباشد)

- ترجمه راستین

زکریّا عرض کرد: پروردگارا، چگونه مرا پسری تواند بود در حالی که مرا سن پیری رسیده و عیالم عجوزی نازاست؟گفت: چنین است، خدا هر آنچه بخواهد می‌کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤١ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ

[زکریّا] گفت: پروردگارا برای من نشانه‌ای قرار بده، فرمود: نشانهٔ تو اینکه سه روز با مردم سخن نگویی [قادر به سخن گفتن نباشی] مگر بطور رمزی و [در این ایّام] پروردگارت را بسیار ذکر کن و در شب و صبحگاهان تسبیح (تنزیه و تطهیر) کن

- ترجمه سلطانی

گفت: پروردگارا برای من نشانه‌ای قرار بده، فرمود: نشانهٔ تو اینکه سه روز با مردم سخن نگویی مگر بطور رمزی و (در این ایّام) پروردگارت را بسیار ذکر کن و در شب و صبحگاهان تسبیح (تنزیه و تطهیر) کن

- ترجمه راستین

گفت: پروردگارا، برای من (به شکرانه این نعمت) آیتی مقرّر فرما، فرمود: تو را آیت این باشد که تا سه روز با مردم سخن جز به رمز نگویی، و پیوسته به یاد خدا باش و (او را) در صبحگاه و شبانگاه تسبیح گوی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٢ وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَـمِينَ

و آنوقت که ملائکه [به مریم] گفتند: ای مریم! همانا خداوند [از ذریّهٔ انبیاء] تو را برگزید و تو را [از سِفاح (رابطهٔ نامشروع)] پاک کرد و تو را بر زنان عالم [زمان تو] برگزید

- ترجمه سلطانی

و آنوقت که ملائکه (به مریم) گفتند: ای مریم! همانا خداوند (از ذریّهٔ انبیاء) تو را برگزید و تو را (از سفاح (رابطهٔ نامشروع)) پاک کرد و تو را بر زنان عالم (زمان تو) برگزید

- ترجمه راستین

و (یاد کن) آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا خدا تو را برگزید و پاکیزه گردانید و بر زنان جهانیان برتری بخشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٣ يَامَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ

ای مریم بر پروردگارت فرمانبرداری کن [یا اطاعت کن یا قیام در عبادت را ادامه بده یا دعاء (خواستن) کن یا ساکت باش] و سجده کن و با رکوع کنندگان (نماز گزاران) رکوع کن

- ترجمه سلطانی

ای مریم بر پروردگارت فرمانبرداری کن و سجده کن و رکوع کن با رکوع کنندگان

- ترجمه راستین

ای مریم، فرمانبردار خدا باش و نماز را با اهل طاعت به جای آر.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٤ ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ

آن [اِخبار به اَخبار مادر مریم (ع) و زکریّا (ع) و مریم (ع)] از اخبار غیب است [که از تو در غیب بود یا از اخبار غائبین و غائبات از تو است] که آن را به تو وحی می‌کنیم و تو آنوقت که قلم‌هایشان (قرعه) را انداختند که کدامشان مریم را کفالت کنند نزد آنها نبودی و تو آنوقت که [دربارهٔ کفالت مریم] با هم نزاع می‌کردند نزد آنها نبودی

- ترجمه سلطانی

آن از اخبار غیب است که آن را به تو وحی می‌کنیم و تو آنوقت که قلم‌هایشان (قرعه) را انداختند که کدامشان مریم را کفالت کنند نزد آنها نبودی و تو آنوقت که (دربارهٔ کفالت مریم) با هم نزاع می‌کردند نزد آنها نبودی

- ترجمه راستین

این از اخبار غیب است که به تو وحی می‌کنیم، و تو حاضر نبودی آن زمان که قرعه برای نگهبانی و کفالت مریم می‌زدند تا قرعه به نام کدام یک شود، و نبودی نزد ایشان وقتی که بر سر این کار نزاع می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٥ إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ

آنوقت که ملائکه گفتند: ای مریم همانا خداوند به کلمه‌ای از خود به تو بشارت می‌دهد اسم او مسیح (به معنی مبارک) عیسی پسر مریم آبرومند در دنیا و آخرت و از نزدیکان [به خداوند] است

- ترجمه سلطانی

آنوقت که ملائکه گفتند: ای مریم همانا خداوند به کلمه‌ای از خود به تو بشارت می‌دهد اسم او مسیح (به معنی مبارک) عیسی پسر مریم آبرومند در دنیا و آخرت و از نزدیکان است

- ترجمه راستین

چون فرشتگان مریم را گفتند که خدا تو را به کلمه خود بشارت می‌دهد که نامش مسیح (عیسی) پسر مریم است، که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان (درگاه خدا) است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۱

٤٦ وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِـحِينَ

و با مردم در گهواره سخن می‌گوید و [آنگونه که] در میانسالی [سخن گفت] و از صالحان است

- ترجمه سلطانی

و با مردم در گهواره سخن می‌گوید و (آنگونه که) در میانسالی (سخن گفت) و از صالحان است

- ترجمه راستین

و با خلق در گهواره سخن گوید بدان گونه که در سنین بزرگی، و او از جمله نیکویان جهان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٧ قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُـولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ

[مریم] گفت: پروردگارا چگونه فرزندی داشته باشم و (حال آنکه) بشری مرا لمس نکرده! گفت: خداوند این‌چنین [فرزندی بدون تماس بشر را] آنچه را که بخواهد خلق می‌کند وقتی که امری را قضاء (مقرّر، حکم) کند پس جز این نیست که به آن می‌گوید: بباش، پس [بدون اسباب] می‌باشد

- ترجمه سلطانی

(مریم) گفت: پروردگارا چگونه فرزندی داشته باشم و (حال آنکه) بشری مرا لمس نکرده! گفت: این‌چنین خداوند آنچه را که بخواهد خلق می‌کند وقتی که امری را قضاء (مقرّر، حکم) کند پس جز این نیست که به آن می‌گوید: بباش، پس می‌باشد

- ترجمه راستین

مریم گفت: پروردگارا، مرا چگونه فرزندی تواند بود و حال آنکه با من مردی نزدیک نشده؟گفت: چنین است (کار خدا) ، خدا هر آنچه بخواهد می‌آفریند؛ چون مشیّت او به چیزی قرار گیرد، به محض اینکه گوید«موجود باش»، همان دم موجود می‌شود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٨ وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ

و به او کتاب و حکمت (آثار ولایت) و تورات و انجیل را تعلیم می‌دهد

- ترجمه سلطانی

و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل را تعلیم می‌دهد

- ترجمه راستین

و خدا به او تعلیم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل آموزد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٤٩ وَرَسُـولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

و به عنوان رسول به سوی بنی اسرائیل [می‌فرستد] که من نشانه‌ای از پروردگار شما را [با حجّتی که بر صحّت نبوّتم شکّ نمی‌کنید که آن از قوّت بشر نیست] نزد شما آورده‌ام، همانا [آن این است که] من برای شما از گِل مانند هیئت پرنده خلق می‌کنم (می‌سازم) و در آن [گِل یا در مخلوق از گِل] می‌دَمَم پس به اذن خداوند پرنده‌ای [زنده دارای گوشت و استخوان و بال و پرواز] می‌شود و کور مادرزاد و پیس (مبتلا به مرض پیسی) را بهبود می‌بخشم و به اذن خداوند مرده را زنده می‌کنم و [احوال شما را که آن برای شما معلوم و از من غائب است را] به شما خبر می‌دهم که چه می‌خورید و در خانه‌هایتان چه ذخیره می‌کنید که در آنها (مذکورات) البتّه نشانه‌ای [بزرگ] برای شما هست اگر مؤمن می‌باشید

- ترجمه سلطانی

و به عنوان رسول به سوی بنی اسرائیل (می‌فرستد) که من نشانه‌ای از پروردگار شما را نزد شما آورده‌ام، همانا من برای شما از گِل مانند هیئت پرنده خلق می‌کنم و در آن می‌دَمَم پس به اذن خداوند پرنده‌ای می‌شود و کور مادرزاد را و پیس را بهبود می‌بخشم و به اذن خداوند مرده را زنده می‌کنم و به شما خبر می‌دهم که چه می‌خورید و در خانه‌هایتان چه ذخیره می‌کنید که در آنها البتّه نشانه‌ای (بزرگ) برای شما هست اگر مؤمن می‌باشید

- ترجمه راستین

و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آورده‌ام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر خدا مرغی گردد، و کور مادر زاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم، و مردگان را به امر خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانه‌هاتان چه می‌خورید و چه ذخیره می‌کنید. این معجزات برای شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٠ وَمُصَدِّقًا لِّـمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ

و تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات بین دستان (جلوی) من است و تا بعضی از آنچه که [به سبب بغی (سرکشی) شما] بر شما حرام شده [مثل هر ناخن‌دار و شُحوم (پیه‌ها) گاو و گوسفند و بعضی اعمال در روز شنبه و غیر آن] را برای شما حلال کنم و نشانه‌ای از پروردگارتان را نزد شما آورده‌ام پس [در مخالفت با من] از [سخط] خداوند بهراسید و [در آنچه که شما را به آن دعوت می‌کنم و در آنچه که شما را به آن امر می‌کنم و شما را از آن نهی می‌کنم] از من اطاعت کنید

- ترجمه سلطانی

و تصدیق کننده است بر آنچه که از تورات بین دستان (جلوی) من است و تا بعضی از آنچه که (به سبب بغی (سرکشی) شما) (مثل هر ناخن‌دار و شحوم (پیه‌ها) گاو و گوسفند و بعضی از اعمال در روز شنبه و غیر آن) بر شما حرام شده را برای شما حلال کنم و نشانه‌ای از پروردگارتان را نزد شما آورده‌ام پس از خداوند بهراسید و از من اطاعت کنید

- ترجمه راستین

و (آمده‌ام) در حالی که کتاب تورات شما را تصدیق کنم و حلال گردانم بعض چیزهایی را که بر شما حرام شده بود، و از طرف خداوند برای شما معجزی آورده‌ام، پس (ای بنی اسرائیل) از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥١ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ

همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس او را بندگی کنید، این [مذکور از عبادت و اعتقاد به ربوبیّت یا از تقوا و از طاعت پیامبر] راه مستقیم است

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند پروردگار من و پروردگار شما است پس او را بندگی کنید این راه مستقیم است

- ترجمه راستین

همانا خداست پروردگار من و شما، او را بپرستید، که همین است راه راست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٢ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

پس چون عیسی [بعد از آنکه آنها را به سوی خداوند دعوت کرد و حجّت را بر آنان تمام نمود] از آنها کفر را احساس (ادراک) کرد گفت: چه کسانی یاری کنندهٔ من به سوی خداوند هستند؟ [یا چه کسی با خداوند مرا برای اظهار دین و اعلان (علنی کردن) آن یاری می‌کند؟] حواریّین گفتند: ما انصار (یاری کنندگان) خداوند هستیم به خداوند ایمان آوردیم و شهادت بدِه به اینکه ما مسلمان (تسلیم شده، منقاد، مطیع) هستیم

- ترجمه سلطانی

پس چون عیسی از آنها کفر را احساس (ادراک) کرد گفت: چه کسانی یاری کنندهٔ من به سوی خداوند هستند؟ حواریّین گفتند: ما انصار خداوند هستیم به خداوند ایمان آوردیم و شهادت بدِه به اینکه ما مسلمان (تسلیم شده) هستیم

- ترجمه راستین

پس چون عیسی به یقین دریافت که قوم ایمان نخواهند آورد، گفت: کیست که با من دین خدا را یاری کند؟حواریّون (شاگردان خاص او) گفتند: ما یاری کنندگان دین خداییم، به خدا ایمان آورده‌ایم، و گواهی ده که ما تسلیم فرمان اوییم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٥٣ رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُـولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ

[ای] پروردگار ما، ما ایمان آوردیم به آنچه که [بر عیسی] نازل کرده‌ای و از رسول [یعنی از عیسی (ع)] تبعیّت کردیم پس ما را با شاهدان بنویس

- ترجمه سلطانی

(ای) پروردگار ما، ما ایمان آوردیم به آنچه که (بر عیسی) نازل کرده‌ای و از رسول (عیسی (ع)) تبعیّت کردیم پس ما را با شاهدان بنویس

- ترجمه راستین

پروردگارا ما به کتابی که فرستادی ایمان آورده و از رسول تو پیروی کردیم، نام ما را در صحیفه اهل یقین ثبت فرما.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٤ وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ

و [یهود که عیسی (ع) از آنها کفر را احساس کرده بود برای قتل او] مکر کردند و خداوند هم مکر کرد و خداوند [از حیث مکر برای بودن اخفاء و اعلان در دست او و در حکم او، یا برای عدل بودن مکر از او و ظلم از غیر او یا برای لامحاله ماضی (بُرنده) بودن مکر او و استدراجش نه غیر او] بهترین مکر کنندگان است {و مکر اخفاءِ (پنهان کردن) مقصود و اظهار غیر آن است برای عجز از امضاءِ مقصود به جهر (آشکار) و به این معنی اطلاق آن بر خداوند جایز نیست مگر از باب مشاکله}

- ترجمه سلطانی

و (یهود) مکر کردند و خداوند هم مکر کرد و خداوند بهترین مکر کنندگان است

- ترجمه راستین

یهود با خدا مکر کردند و خدا هم در مقابل با آنها مکر کرد، و خدا از همه بهتر تواند مکر کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٥ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ

آنوقت که خداوند فرمود ای عیسی همانا من میرانندهٔ تو هستم [یعنی قابض (قبض کننده) تو از زمین هستم به حیثی که دیگران بدون قبض روح تو به چیزی از تو دست نَیازند] و تو را به سوی خود (به آسمانم) بالا برنده‌ام و تو را پاک کننده‌ام از کسانی که کفر ورزیده‌اند [از لوث مجاورت آنها و معاشرت با آنان یا از منقصت (عیبناکی) قصد آنان و قتلشان تو را] و کسانی که از تو تبعیّت کرده‌اند را فوق کسانی [از یهود تکذیب کننده و غیر آنان] که [به تو] کفر ورزیده‌اند قرار دهنده‌ام [و امّا مسلمین پس همانا آنها غیر تکذیب کنندگان او و غیر کافران به او هستند بلکه آنان کسانی هستند که حقیقتاً در اِخبار او به بعثت محمّد (ص) از او تبعیّت کردند] تا روز قیامت سپس محلّ رجوع شما [ای عیسی و تابعین تو و تکذیب کنندگان تو] من هستم آنگاه بین شما حکم می‌کنم در آنچه که در آن اختلاف می‌کردید

- ترجمه سلطانی

آنوقت که خداوند فرمود ای عیسی همانا من میرانندهٔ تو هستم و تو را به سوی خود بالا برنده‌ام و تو را پاک کننده‌ام از کسانی که کفر ورزیده‌اند و کسانی که از تو تبعیّت کرده‌اند را فوق کسانی که کفر ورزیده‌اند قرار دهنده‌ام تا روز قیامت سپس محلّ رجوع شما من هستم آنگاه بین شما حکم می‌کنم در آنچه که در آن اختلاف می‌کردید

- ترجمه راستین

(به یاد آر) وقتی که خدا فرمود: ای عیسی، همانا من (روح) تو را قبض نموده و به سوی (آسمان قرب) خود بالا برم و تو را پاک و منزّه از (معاشرت و آلایش) کافران گردانم و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم، آن گاه بازگشت شما به سوی من خواهد بود، پس (به حق) حکم کنم در آنچه بر سر آن با هم به نزاع بر می‌خاستید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٦ فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ

و امّا کسانی که کفر ورزیده‌اند پس آنها را با عذابی شدید در دنیا و در آخرت عذاب می‌کنم و [هیچ] یاری کننده‌ای [نه در دنیا و نه در آخرت] ندارند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسانی که کفر ورزیده‌اند پس آنها را با عذابی شدید در دنیا و در آخرت عذاب می‌کنم و (هیچ) یاری کننده‌ای ندارند

- ترجمه راستین

پس آن گروهی را که کافر شدند به عذابی سخت در دنیا و آخرت معذّب گردانم، و (برای نجاتشان) هیچ کس به آنها مدد و یاری نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٧ وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِـمِينَ

و امّا کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند پس پاداش‌هایشان را [در دنیا و در آخرت] به آنها وفا (بطور کامل اداء) می‌کند و خداوند ظالمان را دوست نمی‌دارد (بُغض می‌دارد)

- ترجمه سلطانی

و امّا کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کردند پس پاداش‌هایشان را به آنها وفا (بطور کامل دادن) می‌کند و خداوند ظالمان را دوست نمی‌دارد

- ترجمه راستین

اما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند، خدا اجر تمام و کامل به آنها عطا کند، و خدا هرگز ستمکاران را دوست نمی‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٨ ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ

آنها از آیات و ذکر حکیم هستند {مراد از آیات، آیات تدوینی یا آیات عظام از انبیاء مذکورین و مادر مریم و مریم و زکرّیا و یحیی (ع) و عیسی (ع) و فرزندان مذکورهٔ آنان است} که آنها را بر تو می‌خوانیم

- ترجمه سلطانی

آنها از آیات و ذکر حکیم هستند که آنها را بر تو می‌خوانیم

- ترجمه راستین

این سخنان که بر تو می‌خوانیم از آیات الهی و ذکر حکمت آموز است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٥٩ إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ

همانا مَثل عیسی نزد خداوند مانند مَثل آدم است [پس تعجّبی در خلق او بدون پدر نیست، برای اینکه آدم (ع) بدون پدر و مادر خلق شد و آنان به آن اقرار می‌کنند با اینکه آن غریبتر است] او را از خاک خلق کرد سپس به او (آدم) گفت [بشری تمام] باش آنگاه شد

- ترجمه سلطانی

همانا مَثل عیسی نزد خداوند مانند مَثل آدم است که او را از خاک خلق کرد سپس به او گفت باش آنگاه شد

- ترجمه راستین

همانا مثل (خلقت) عیسی به امر خدا مثل خلقت آدم است که او را از خاک بساخت، سپس بدان خاک گفت: (بشری به حد کمال) باش، همان دم چنان گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٠ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ الْمُمْتَرِينَ

[این مذکور از خلق عیسی بدون پدر و نبودن او از سِفاح یا از پدر و مخلوق بودن او برای خداوند نه به عنوان اله، آن] حقّ از پروردگار تو است پس [در توحید خداوند به سبب قول ایشان که او سوّمین از سه است، و نه در رسالتت به انکار آنها رسالت تو را، و نه در امر عیسی (ع) به قول آنها که او ولد از پدر یا از سِفاح است یا که او ربّ است یا که او پسر خدا است] از تردید کنندگان مباش

- ترجمه سلطانی

حقّ از پروردگار تو است پس از تردید کنندگان مباش

- ترجمه راستین

سخن حق همان است که از جانب خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شکّ کنی!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦١ فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

و بعد از آنچه از علم که نزد تو آمد [نه بعد از آنچه که آن را کسب کردی] پس به کسی که در آن [یعنی دربارهٔ عیسی (ع) یا دربارهٔ حقّى که از پروردگارت است از توحید و رسالت تو و خلق عیسى (ع) و به نفخ از خدا بودن او بدون سِفاح و بدون پدر و دربارهٔ بودن او به عنوان بنده نه پروردگار] بر تو احتجاج کرد بگو: بیائید [به سوی ما یا به سوی اجتماع مردم تا آنکه ما بر حجّتى فارقه (فرق گذارنده) که احدی هنگام مشاهدهٔ آن در غالب و مغلوب و محقّ و مبطل شکّ نکند، بیاییم] تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را فرا خوانیم سپس [به زاری] دعاء کنیم و [با دعایمان] لعنت (طرد کردن و دور کردن) خداوند [از رحمتش] را بر دروغ‌گویان قرار دهیم {این آیه از مدلّل‌ترین دلائل بر صدق محمّد (ص) در نبوّتش و بر شرافت کسانی است که آنها را برای مباهله (به هم نفرین کردن) آورد و بودن آنها عزیزترین اهل او و اصحاب او است، و بین فریقین اختلافی نیست که او (ص) سوای حسنین (ع) و فاطمه (ع) و علیّ (ع) احدی را با خود به مباهله نیاورد}

- ترجمه سلطانی

و بعد از آنچه که از علم نزد تو آمد پس به کسی که در آن بر تو احتجاج (اعتراض) کرد بگو: بیائید تا فرزندانمان و فرزندانتان و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را بخوانیم سپس (به زاری) دعاء کنیم و (با دعایمان) لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم

- ترجمه راستین

پس هر کس با تو درباره عیسی در مقام مجادله برآید بعد از آنکه به احوال او آگاهی یافتی، بگو: بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله خودمان هستند بخوانیم، سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان (و کافران) را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٦٢ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

که این [مذکور از خبر عیسی (ع) و حمل مریم (ع) او را و تولّد او تا آخر آنچه که در حقّ او ذکر شد] قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است [که باطل آن را مشوب (آلوده) نمی‌کند] و خدایی جز الله نیست [یعنی این همان حقّ است نه آنچه که آن را در حقّ او (عیسی) گفته‌اند و از جملهٔ آنچه که آن را گفته‌اند این است که او خدا است و اینکه او سوّمین از سه است و حال آنکه خدایی جز الله نیست] و همانا خداوند البتّه او چیره‌ای [غالبی که از مرادش منع نمی‌شود و در علمش و عملش] حکیم است [و این اوصاف منحصره در الله است، پس خدایی جز الله نیست نه عیسی (ع) چه به عنوان متفرد یا به عنوان مشارک]

- ترجمه سلطانی

که این قطعاً همان قصّه سرایی حقّ است و خدایی جز الله نیست و همانا خداوند البتّه او چیره و حکیم است

- ترجمه راستین

این داستان به حقیقت سخن حق است، و جز آن خدای یکتا خدایی نیست، و همانا خداست که (بر همه کار) توانا و (به حقایق) داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٣ فَإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ

پس اگر [این محاجّه کنندگان از تو یا از دین تو یا از قصص عیسى (ع)] روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان [یعنی آنها] دانا است

- ترجمه سلطانی

پس اگر روی گردانیدند پس قطعاً خداوند به مفسدان دانا است

- ترجمه راستین

پس اگر روی از حق بگردانند (باید بترسند که) خدا از (کردار) مفسدان آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٤ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ

[ای محمّد] بگو: ای اهل کتاب [از اختلاف و شقاق (چند دستگی)] بسوی [اتّفاق و اجتماع در] کلمه‌ای که بین ما و شما یکسان است [که همان توحید خداوند در عبادت و در آلهت و در طاعت است] بیایید تا [به خلاف عبادت کنندگان عُزیر از یهود به اعتقاد اینکه او پسر خدا است، و عبادت کنندگان مسیح از نصاری به اعتقاد اینکه او خدا یا که او پسر خدا است] جز خداوند را عبادت نکنیم و [به خلاف کسانی از نصاری که گفتند: خداوند سوّمین از سه است] چیزی را در [خداوندگاری] با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب [در طاعت] نگیرد [به خلاف کسانی که احبار و رهبان و رؤساء را در انقیاد و طاعت دو ثابت بعضاً غیر از خداوند به عنوان ارباب گرفتند، یا ربوبیّت آنها را ناشئه از غیر الله، یا بدون اذن خداوند گرفتند] پس اگر [از اتّفاق با شما در کلمه] روی گردانیدند پس [تبجّح (بالیدن، شادمانی کردن) کنید و تفاخر کنید به انقیاد از این کلمه و به کسی که از انقیاد روی گردانید] بگوئید [بر ما] شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده [و منقاد (فرمانبردار) بر این کلمه] هستیم

- ترجمه سلطانی

بگو: ای اهل کتاب بسوی کلمه‌ای که بین ما و شما یکسان است بیایید که جز خداوند را عبادت نکنیم و چیزی را با او شریک نکنیم و بعضی از ما بعضی دیگر را غیر خداوند به عنوان ارباب نگیرد پس اگر روی گردانیدند پس بگوئید شهادت دهید به اینکه ما تسلیم شده هستیم

- ترجمه راستین

بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٥ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنجِيلُ إِلَّا مِن بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

ای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم [در شریعت او و ملّت (آئین) او و اینکه او بر چه ملّتی بوده] احتجاج می‌کنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او [یعنی اینکه ملّت تهوّد (یهودیگری) و شریعتش از تورات و تقریباً هزار سال بعد ابراهیم نازل شد و شریعت تنصّر (نصرانیگری) از انجیل بود و تقریباً دو هزار سال بعد او نازل شد] آیا پس تعقّل نمی‌کنید [که این ادّعاء برهان بطلانش با آن است و عاقل مثل آن را مدّعی نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

ای اهل کتاب چرا دربارهٔ ابراهیم محاجّه می‌کنید و (حال آنکه) تورات و انجیل نازل نشدند مگر بعد از او آیا پس تعقّل نمی‌کنید

- ترجمه راستین

ای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله می‌کنید (که هر یک او را به خود نسبت می‌دهید) ؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٦ هَاأَنتُمْ هَـؤُلَاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

هان شما همانانی هستید که [دربارهٔ امر موسی (ع) و شریعت او و امر عیسی (ع) و شریعتش] در آنچه که به آن علم دارید احتجاج می‌کنید [یعنی دربارهٔ آن علم اجمالی دارید و شأن شما این است که آن بر شما معلوم باشد، لیکن احتجاج کردید و در محاجّه مغلوب گشتید] پس چرا [دربارهٔ امر ابراهیم و شریعتش] در آنچه که به آن علم ندارید احتجاج می‌کنید [یعنی اینکه عاقل وقتی که حین محاجّه کردن در امری که بر او معلوم می‌باشد یا از شأن او این است که بر او معلوم باشد مغلوب گردد شایسته است که از محاجّه کردن در آنچه که به آن علم ندارد احتراز کند، و کسی که از محاجّه کردن در آنچه که علم به آن از شأن او نیست احتراز نکند سفیهی غیر عاقل می‌باشد] و خداوند می‌داند [و به پیامبرش تعلیم می‌دهد] و (حال آنکه) شما نمی‌دانید [پس محاجّۀ شما با رسول محاجّۀ جاهل با عالم است]

- ترجمه سلطانی

هان شما همانانی هستید که در آنچه که به آن علم دارید محاجّه می‌کنید پس چرا در آنچه که به آن علم ندارید محاجّه می‌کنید و خداوند می‌داند و (حال آنکه) شما نمی‌دانید

- ترجمه راستین

گیرم در آنچه می‌دانید شما را مجادله روا باشد، چرا در آنچه علم ندارید جدل و گفتگو به میان آورید؟! و خدا (همه چیز را) می‌داند و شما نمی‌دانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٧ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

ابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم (منقاد بر خداوند، صابر، دارای سلامت از عیوب نفس) بود و از مشرکین نبود {برای اینکه مشرکین مکّه ادّعاء می‌کردند که ملّتشان ملّت ابراهیم (ع) است}

- ترجمه سلطانی

ابراهیم یهودی و نه نصرانی نبود و لکن حنیف (حقگرا، راستین) و مسلم بود و از مشرکین نبود

- ترجمه راستین

ابراهیم به آیین یهود و نصاری نبود، لیکن به دین حنیف توحید و اسلام بود و هرگز از آنان که به خدا شرک آورند نبود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٨ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ

همانا نزدیک‌ترین مردم [و احقّ آنها] به ابراهیم البتّه کسانی هستند که [در زمان او و بعد از او تا بقای امّتش] از او و از این پیامبر تبعیّت می‌کنند و کسانی که [با بیعت عامّه بر دست او] ایمان (اسلام) آوردند [اولی (نزدیکتر) به او هستند و نزدیک‌ترین مردم به انبیاء عامل‌ترین آنها به آنچه که آن را آورده‌اند هستند] و خداوند ولیّ مؤمنان است

- ترجمه سلطانی

همانا نزدیک‌ترین مردم به ابراهیم البتّه کسانی هستند که از او و از این پیامبر تبعیّت می‌کنند و کسانی که ایمان آوردند (تولی به او هستند) و خداوند ولیّ مؤمنان است

- ترجمه راستین

نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امّتش که اهل ایمانند؛ و خدا دوستدار و سرپرست مؤمنان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٦٩ وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ

طایفه‌ای [اندک] از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را و نمی‌فهمند [زیرا فرد گمراه کننده وقتی که بخواهد که دیگری را گمراه کند گمراهی خودش شدّت می‌یابد پس او با گمراه کردن دیگری خودش را گمراه می‌کند]

- ترجمه سلطانی

طایفه‌ای (اندک) از اهل کتاب دوست داشتند که شما را گمراه کنند و (حال آنکه) گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را و نمی‌فهمند

- ترجمه راستین

گروهی از اهل کتاب انتظار و آرزوی آن دارند که شما را گمراه کنند، و گمراه نمی‌کنند مگر خودشان را، و (این را) نمی‌فهمند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٠ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ

ای اهل کتاب چرا به آیات [تدوینی ثابتهٔ] خداوند [در تورات و انجیل و قرآن در نعت (وصف نیک) محمّد (ص) و وصیّ او (ع) یا آیات تکوینی ثابتهٔ او در عالم کبیر از موسی (ع) و عیسی (ع) و محمّد (ص)، یا ثابته در عالم صغیر از عقول زاجره (مانع شونده) از اتّباع هوی و واردات زاجره و مرغبّه (ترغیب کننده)] کفر می‌ورزید و (حال آنکه) شما شهادت می‌دهید (مشاهده می‌کنید یا حاملان بر شهادت هستید)

- ترجمه سلطانی

ای اهل کتاب چرا به آیات کفر می‌ورزید و (حال آنکه) شما شهادت می‌دهید (مشاهده می‌کنید)

- ترجمه راستین

ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر شوید و حال آنکه شما به صدق آن گواهید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٧١ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ

ای اهل کتاب چرا حقّ را با باطل ملبّس (مخلوط) می‌کنید و حقّ را کتمان می‌کنید و (حال آنکه) شما [حقّ را یا لُُبس و کتمان را] می‌دانید [یا حال آنکه شما علماء هستید]

- ترجمه سلطانی

ای اهل کتاب چرا حقّ را با باطل ملبّس (مخلوط) می‌کنید و حقّ را کتمان می‌کنید و (حال آنکه) شما می‌دانید

- ترجمه راستین

ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل مشتبه سازید (تا چراغ حق را به باد شبهات خاموش کنید) و حق را پوشیده می‌دارید در صورتی که (به حقّانیّت آن) آگاهید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٢ وَقَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

و طایفه‌ای [اندک] از اهل کتاب [با حیله‌های شیطانی] گفتند: در آغاز روز به آنچه که بر کسانی که ایمان آورده‌اند نازل شده ایمان آورید [تا در قلوب کسانی که ایمان آورده‌اند از انکار و القاء شبهه متمکّن کنید] و در آخر آن (روز) کفر بورزید تا شاید که آنها (مسلمین) رجوع کنند (بازگردند)

- ترجمه سلطانی

و طایفه‌ای (اندک) از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه که بر کسانی که ایمان آورده‌اند نازل شده ایمان آورید و در آخر آن (روز) کفر بورزید تا شاید که آنها (مسلمین) بازگردند

- ترجمه راستین

و گروهی از اهل کتاب گفتند: به دین و کتابی که برای مسلمانان نازل شده اول روز ایمان آرید و آخر روز کافر شوید، شاید (به این حیله) آنها نیز (از اسلام) برگردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٣ وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِـمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللَّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

و [کلام این طایفه را] باور نکنید مگر از کسی که از دین شما تبعیّت کرده، بگو همانا هدایت [حقیقی] هدایت خداوند [یعنی اعتقاد] است که به کسی مثل آنچه [از کتاب و شریعت] که به شما داده شد داده می‌شود، یا نزد پروردگار شما بر شما احتجاج (اعتراض) می‌کنند، [به اهل کتاب] بگو: [که فضل خداوند به دستان شما نیست تا با حیله‌های خود آن را بدهید یا مانع آن بشوید] همانا فضل (اعمّ از کتاب و حکمت و رسالت و نبوّت و هدایت و سعهٔ در صدر و در دنیا) به دست خداوند است آن را به کسی که می‌خواهد می‌دهد و خداوند [در فضل خود] دارای وسعت است [و با دادن آن به موسی (ع) و عیسی (ع) و امّت آن دو نَفادی (نیست شدنی) نیست تا آن را به غیر آن دو ندهد چنانکه پنداشتید و ادّعاء نمودید] و [به کسی که برای ایتای او اهل باشد] دانا است [پس هر آنکه اهلیّت بر او یافت به او عطاء می‌کند و اگرچه شما از آن اکراه دارید]

- ترجمه سلطانی

و باور نکنید (کلام این طایفه را) مگر از کسی که از دین شما تبعیّت کرده، بگو همانا هدایت (حقیقی) هدایت خداوند است که به کسی مثل آنچه که به شما داده شد داده می‌شود، یا نزد پروردگار شما بر شما احتجاج (اعتراض) می‌کنند، بگو: همانا فضل به دست خداوند است آن را به کسی که می‌خواهد می‌دهد و خداوند دارای وسعت و دانا است

- ترجمه راستین

و ایمان نیاورید مگر به آن کس که پیرو دین شما باشد-بگو: راه سعادت آن است که خدا بنماید-تا مبادا معلوم شود که به امتی دیگر نیز مانند شریعت شما عطا می‌گردد، یا بتوانند با شما نزد پروردگار احتجاج کنند. بگو: فضل و رحمت به دست خداست، به هر که خواهد عطا کند، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و به همه امور داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٤ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ

رحمت (ولایت) خود را به کسی که بخواهد اختصاص می‌دهد و خداوند دارای فضل عظیم است [به حیثی که نَفاد (نیست و نابود شدن) در فضل او و نه بخل در اعطای او برایش نیست] {فضل عبارت از رسالت و قبول آن با بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره می‌باشد و رحمت عبارت از ولایت و قبول آن با بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه است}

- ترجمه سلطانی

رحمتش را به کسی که بخواهد اختصاص می‌دهد و خداوند دارای فضل عظیم است

- ترجمه راستین

هر که را مشیّت او تعلّق بگیرد مخصوص به فضل و رحمت خود گرداند، و خدا را فضل و رحمت بی‌منتهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٥ وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُـولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

و از اهل کتاب [کسانی هستند که با حیل شیطانی حیله می‌کنند و از آنها کسانی هستند که از حیل سالم می‌باشند، و از اهل کتاب در مقام امانت و خیانت] کسانی هستند که اگر آنها را در مالی زیاد امین قرار دهی آن را به تو اداء می‌کنند و از آنها کسانی هستند که اگر دیناری را به امانت به آنها بسپاری آن را به تو اداء نمی‌کنند مگر مادام بر او قائم باشی (بپا ایستی)، آن [مذکور از عدم اداء] به این [سبب] است که آنها در [حقّ] امّی‌ها [در حقوق غیر اهل کتاب] گفتند مسؤولیتی (عقوبتی) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌گویند [یعنی با گفتارشان این را بر خداوند تعلیق می‌کنند]، و (حال آنکه) آنها می‌دانند [که آن دروغ است] {این تعریض به امّت و آنچه است که آن را بعد وفات رسول (ص) احداث کردند از اختلاف و انکار هر فرقه حرمت دیگری را چنانکه آن در زمان ما بین منتحلین بر تشیّع و مقرّین به ائمّهٔ اثنی عشر واقع است حیثی که بعضی بعضی دیگر را تکفیر می‌نمایند و لعن می‌کنند و اموالشان و خونشان و فروج محصنات (زنان شوهردار) از زنانشان را حلال می‌شمارند با ادّعاء کردن این کلّی که مخالف با مذهب ما در نفسش و مالش و عِرضش حرمت ندارد}

- ترجمه سلطانی

و از اهل کتاب کسانی هستند که اگر آنها را در مالی زیاد امین قرار دهی آن را به تو اداء می‌کنند و از آنها کسانی هستند که اگر به آنها دیناری را به امانت بسپاری آن را به تو اداء نمی‌کنند مگر مادام بر او قائم باشی (بپا ایستی)، آن به این (سبب) است که آنها در (حقّ) امّی‌ها (در حقوق غیر اهل کتاب) گفتند مسؤولیتی (عقوبتی) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌گویند، و (حال آنکه) آنها می‌دانند

- ترجمه راستین

بعضی از اهل کتاب (به آن حد درستکارند که) اگر مال بسیار به آنها بسپاری ردّ امانت کنند، و برخی دیگر از اهل کتاب (تا آن اندازه نادرستند که) اگر یک دینار به او امانت دهی رد نکنند جز آنکه بر مطالبه آن سخت‌گیری کنی، از این رو که گویند: برای ما (پیروان تورات) به هر وسیله خوردن مال امیّان (غیر اهل تورات) گناهی ندارد، و این سخن را به دروغ به خدا نسبت دهند در صورتی که می‌دانند (که به خدا نسبت دروغ می‌دهند).

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٦ بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ

آری [و حال آنکه مسؤولیت بر عهدهٔ آنها است زیرا خداوند ظلامهٔ (دادخواهی، آنچه به زور ستانده شود) بندگان را وا نمی‌گذارد] هر کس به عهدش [که آن را با نبیّ (ص) یا وصیّ نبیّ (ع) با بیعت عامّه یا خاصّه عهد کرده و وفاء به سایر عهود از وفاء به این عهد است زیرا آن مأخوذ در آن است] وفا کند و [از مخالفت با آنچه که در بیعتش به آن عهد بسته] بپرهیزد [و امانتداری جزءِ آنچه است که به آن عهد بسته چه امّى باشد یا از اهل کتاب یکسان است] پس همانا خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد [و محبّ از کسی که به محبوبش ظلم کند انتقام می‌گیرد]

- ترجمه سلطانی

آری (و حال آنکه مسؤولیت بر عهدهٔ آنها است) هر کس به عهدش وفا کند و تقوا پیشه کند پس همانا خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد

- ترجمه راستین

آری، هر کس به عهد خود وفا کند و خدا ترس و پرهیزکار شود همانا خدا پرهیزکاران را دوست می‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٧ إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همانا کسانی که عهد خداوند را [که در بیعت، به آن عهد بستند] و قسم‌هایشان را به بهایی اندک [از اعراض دنیا و اغراض آن] می‌فروشند {أیمان جمع یمین به معنی قسم است و جز این نیست که یمین نامیده شده برای اینکه آنان حین حلف (قسم خوردن) آن را با دست راست عقد می‌کردند، یا مراد عقود بیعت است، زیرا بیعت بسته نمی‌شود مگر با دست راست} آنان در آخرت بهره‌ای (نصیبی) ندارند و خداوند با آنها کلام نمی‌گوید و در روز قیامت به آنها نظر نمی‌کند و آنها را پاک نمی‌کند [به معنی اینکه بر آنها ثناء (ستایش) نمی‌کند و از آنها به خیر ذکر نمی‌کند، یا آنها را از ذنوبشان پاکیزه نمی‌کند] و عذابی دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که عهد (بیعت با) خداوند را و قسم‌هایشان را (هنگام عقد بیعت) به بهایی اندک (از اعراض دنیا و اغراض آن) می‌فروشند آنان در آخرت بهره‌ای (نصیبی) ندارند و خداوند با آنها کلام نمی‌گوید و در روز قیامت به آنها نظر نمی‌کند و آنها را پاک نمی‌کند و عذابی دردناک دارند

- ترجمه راستین

آنان که عهد خدا و سوگند خدا را به بهایی اندک بفروشند اینان را در آخرت بهره‌ای نیست و خدا با آنها (از خشم) سخن نگوید و در قیامت (به نظر رحمت) بدانها ننگرد و (از پلیدی گناه) پاکیزه‌شان نگرداند، و آنان را عذابی دردناک خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٧٨ وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُـولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَيَقُـولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ

و همانا البتّه گروهی از آنها زبان‌هایشان را با [قرائت] کتاب می‌چرخانند تا بپندارید که [آنچه که بر زبان آنان جاری می‌شود] آن از کتاب است و (حال آنکه) آن از کتاب نیست و می‌گویند که آن از نزد خداوند است و (حال آنکه) آن از نزد خداوند نیست [بلکه آن از نزد خودشان و از نزد شیطان است] {برای اینکه کتاب آن است که بر زبانی که برای خلوّ (خالی شدن) صاحبش از نسبت وجود به خودش و او گشتن او و گشتن اعضای او آلات خداوند زبان خداوند گشته جاری شود، و این مَقروّ (قرائت شده) و اگرچه به صورت کتاب باشد لکن آن جاری بر زبانی است که نسبتی بین آن و خداوند نیست} و [با این قول] بر خداوند دروغ می‌گویند (می‌بندند) و (حال آنکه) آنها می‌دانند [که آن دروغ است یا آنان در شمار علماء هستند یا غیر از آنچه که آن را با زبانشان می‌چرخانند بر خداوند دروغ می‌بندند و حال آنکه آنها می‌دانند که آن دروغ است]

- ترجمه سلطانی

و همانا البتّه گروهی از آنها زبان‌هایشان را با (قرائت) کتاب می‌چرخانند تا بپندارید که آن از کتاب است و (حال آنکه) آن از کتاب نیست و می‌گویند که آن از نزد خداوند است و (حال آنکه) آن از نزد خداوند نیست و بر خداوند دروغ می‌گویند (می‌بندند) و (حال آنکه) آنها می‌دانند

- ترجمه راستین

و همانا برخی از اهل کتاب، قرائت کتاب آسمانی را تغییر و تبدیل می‌دهند تا شما آنچه آنها از پیش خود خوانده‌اند از کتاب خدا محسوب دارید، و هرگز آن تحریف شده از کتاب خدا نخواهد بود، و گویند: این از جانب خدا نازل شده، در صورتی که هرگز از خدا نیست. و با آنکه می‌دانند به خدا دروغ می‌بندند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٧٩ مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُـولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ

بر بشری نسزد که خداوند کتاب (رسالت و احکام آن) و حکم (ولایت و آثار آن) و نبوّت (مراتب بین آن دو) به او بدهد سپس به مردم بگوید بندهٔ من باشید نه [بندهٔ] خداوند، و لکن می‌گوید: ربّانی (منسوب به ربّ) باشید به آنچه که کتاب را [به امثال خود] تعلیم می‌دادید (درس می‌دهید) و به آنچه که درس می‌کنید [یعنی کتاب را قرائت می‌کنید]

- ترجمه سلطانی

بر بشری نسزد که خداوند کتاب و حکم و نبوّت را به او بدهد سپس به مردم بگوید بندهٔ من باشید نه خداوند، و لکن میگوید: ربّانی (منسوب به ربّ) باشید به آنچه که کتاب را تعلیم می‌دادید (درس می‌دهید) و به آنچه که درس می‌کنید (قرائت می‌کنید)

- ترجمه راستین

هیچ بشری را نرسد که خدا وی را به رسالت برگزیند و به او کتاب و حکمت و نبوت بخشد آن گاه به مردم گوید: مرا به جای خدا بپرستید، بلکه (پیغمبران بر حسب وظیفه خود به مردم گویند) خداشناس و خداپرست باشید چنانکه این حقیقت را از کتاب به دیگران می‌آموزید و خود نیز می‌خوانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٠ وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ

و به شما [ای ناقصان اقتداء کننده] امر نمی‌کند که ملائکه و پیامبران را به عنوان ارباب بگیرید [و خداوند به بشری امر نمی‌کند که مردم را به عبادت خویش دعوت کند] آیا بعد آنکه شما [با قبول نبوّت از انبیاء و بیعت با آنها با بیعت عامّهٔ نبویّه] اسلام آوردید شما را به کفر امر می‌کند!

- ترجمه سلطانی

و به شما امر نمی‌کند که ملائکه و پیامبران را به عنوان ارباب بگیرید آیا بعد از آنکه شما اسلام آوردید شما را به کفر امر می‌کند!

- ترجمه راستین

و هرگز خدا به شما امر نکند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود گیرید؛ چگونه ممکن است شما را به کفر خواند پس از آنکه (به خدای یگانه) اسلام آورده باشید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨١ وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَـمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُـولٌ مُّصَدِّقٌ لِّـمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ

و [به یاد آور یا یادآوری کن] آنوقتی را که خداوند بر آنچه که از کتاب و حکمت به شما داد {مراد از کتاب احکام رسالت و کتاب تدوینی صورت آن است، و مراد از حکمت آثار ولایت است} [بر دست نبىّ سابق یا وصیّ او یا در عالم ذرّ] از پیامبران میثاق گرفت سپس فرستاده‌ای به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که با شما است [از کتاب و احکام قالبیّه و حکمت که همان عقاید حقّهٔ دقیقی هستند که جز با مشاهده با چشم بصیرت درک نمی‌شوند] نزد شما آمد حتماً و حتماً به او ایمان بیاورید و حتماً و حتماً او را یاری کنید، [خداوند] فرمود: [ای پیامبران یا ای پیامبران با امم (امّت‌ها) یا ای امم] آیا اقرار کردید؟ و بنابر آن پیمانم را پذیرفتید؟ [انبیاء یا امّت‌های آنان یا هردو] گفتند: اقرار کردیم، [خداوند به ملائکه یا به انبیاء] فرمود: پس [بر انبیاء و امم آنان یا خداوند به انبیاء فرمود: پس بر امم خود] شاهد باشید و من با شما از شاهدانم

- ترجمه سلطانی

و (به یاد آور یا یادآوری کن) آنوقتی را که خداوند بر آنچه که از کتاب و حکمت به شما داد از پیامبران میثاق گرفت سپس فرستاده‌ای به عنوان تصدیق کننده بر آنچه که با شما است نزد شما آمد حتماً و حتماً به او ایمان بیاورید و حتماً و حتماً او را یاری کنید، گفت: آیا اقرار کردید؟ و بنابر آن پیمانم را پذیرفتید؟ گفتند: اقرار کردیم، گفت: پس شاهد باشید و من با شما از شاهدانم

- ترجمه راستین

و (یاد کن) آن گاه که خدا از پیغمبران (و امّتهاشان) پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم سپس بر شما (اهل کتاب) رسولی از جانب خدا آمد که گواهی به راستی کتاب و شریعت شما می‌داد به او ایمان آورده و یاری او کنید؛ خدا فرمود: آیا اقرار داشته و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟همه گفتند: اقرار داریم. خدا فرمود: گواه باشید، من هم با شما گواهم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٢ فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

پس کسی که بعد آن [پیمان از پیامبرش و شریعت او و وصیّت او در حقّ محمّد (ص) و وصیّ او یا پس کسی از شما ای حاضران که از ایمان به محمّد (ص) بعد آن میثاق روی بگرداند یا وقتی که آن را دانستید پس کسانی که بعد آن] روی بگرداند پس آنان همان فاسقان [خارج شده از عهد خداوند و میثاق او] هستند

- ترجمه سلطانی

پس کسی که بعد از آن روی بگرداند پس آنان همان فاسقان هستند

- ترجمه راستین

پس کسانی که بعد از آمدن آن رسولان روی (از حق) بگردانند، محققا آنان گروه فاسقان خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٣ أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ

آیا پس [بعد آنکه دانستند دین خدا همان ایمان آوردن به محمّد (ص) است به محمّد (ص) ایمان نمی‌آورند و] غیر دینِ خداوند را می‌طلبند و (حال آنکه) کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند با میل و بدون میل برای او [یعنی برای خداوند یا برای محمّد (ص)] تسلیم (فرمانبردار) شده‌اند، و به او بر می‌گردند [یعنی که اسلام آنان عبارت از اقرار آنها است به اینکه او تعالی خالق آنان و مبدء آنان و بازگشت همه به او می‌باشد پس نسزد که غیر دین کسی که مبدء آنان و معاد آنان است طلب شود]

- ترجمه سلطانی

آیا پس غیر دین خداوند را می‌طلبند و (حال آنکه) کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند با میل و بدون میل بر او تسلیم (فرمانبردار) شده‌اند، و به او بر می‌گردند

- ترجمه راستین

آیا کافران، دینی غیر دین خدا را می‌طلبند؟و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه ناخواه مطیع امر خداست و همه به سوی او رجوع خواهند کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٨٤ قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ

[ای محمّد بعد آنکه حجّت را از قِبل خودت و امّتت بر آنها تمام کردی] بگو که ما به خداوند و آنچه که بر ما نازل شد و آنچه که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه که به موسی و عیسی و پیامبران از پروردگارشان داده شده ایمان آوردیم، بین احدی از آنها فرق نمی‌گذاریم و ما بر او تسلیم (فرمانبردار) شدیم [یعنی ما ایمان آوردیم و تسلیم شدیم و شما اگر خواستید اسلام آورید و اگر خواستید تسلیم نشوید]

- ترجمه سلطانی

بگو که ما به خداوند و آنچه که بر ما نازل شد و آنچه که بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان (اسرائیل) نازل شده و آنچه که به موسی و عیسی و پیامبران از پروردگارشان داده شده ایمان آورده‌ایم، بین احدی از آنها فرق نمی‌گذاریم و ما بر او تسلیم (فرمانبردار) شده‌ایم

- ترجمه راستین

بگو: ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آورده‌ایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٥ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْـلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ

و هر کس غیر اسلام دینی (ملّتی یا طریقی به آخرتش) را ابتغاء کند پس هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است [حیثی که بضاعتش از قوا و مدارک را انفاق کرده و عمرش را در طلب آنچه که به او نفعی نمی‌رساند بلکه به او ضرر می‌رساند اِنفاد (نابود گردانیدن، بی توشه شدن) کرده است]

- ترجمه سلطانی

و هر کس غیر اسلامِ دینی را ابتغاء کند پس هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است

- ترجمه راستین

هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٦ كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُـولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِـمِينَ

چگونه خداوند هدایت کند [یعنی خداوند به ایمان هدایت نمی‌کند زیرا اسلام طریق ایمان و هدایت به آن یا به آخرت و جنان است] قومی را که بعد ایمان آوردنشان [با ایمان عامّ با بیعت عامّه یا ایمان خاصّ با بیعت خاصّه به خداوند یا به رسول یا به آنچه از احکام که او آورده است یا به قول او در حقّ خلیفهٔ خود] کفر ورزیده‌اند و (حال آنکه) شهادت داده‌اند که رسول حقّ است و بیّنات (معجزات یا ادلّهٔ واضح دالّ بر حقّ بودن رسول) نزد آنها آمده و (حال آنکه) خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌کند [برای اینکه آنها به خودشان و قوایشان و به اسلام و صاحب اسلام با خروجشان از آن ظلم کرده‌اند] {آیه اشاره به مرتدّ ملّی است}

- ترجمه سلطانی

چگونه خداوند هدایت کند قومی را که بعد از ایمان آوردنشان کفر ورزیده‌اند و (حال آنکه) شهادت داده‌اند که رسول حقّ است و بیّنات (معجزات یا ادلّهٔ واضح) نزد آنها آمده و (حال آنکه) خداوند مردمان ستمکار را هدایت نمی‌کند

- ترجمه راستین

چگونه خداوند گروهی را که بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادلّه روشن باز کافر شدند، به راه راست هدایت کند؟و خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٧ أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ

آنان جزایشان این است که لعنت (دوری کردن) خداوند و ملائکه و مردم اجمعین بر آنان است

- ترجمه سلطانی

آنان جزایشان این است که لعنت (دوری کردن) خداوند و ملائکه و مردم اجمعین بر آنان است

- ترجمه راستین

کیفر آن گروه کافر این است که خدا و فرشتگان و همه مردمان بر آنان لعنت کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٨ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ

در آن [لعنت یا در جحیمی که به التزام مستفاد شده] ماندگارند و عذاب از آنها تخفیف نمی‌یابد و آنها [با عدم تأخیر عذاب] منتظر نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

در آن ماندگارند که عذاب از آنها تخفیف نمی‌یاید و آنها (با عدم تأخیر عذاب) منتظر نمی‌شوند

- ترجمه راستین

جاوید در جایگاه لعنت (که جهنّم است) بمانند و بر آنها عذاب خدا تخفیف نیابد و هرگز نظر رحمت به آنها نکنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٨٩ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

مگر کسانی که بعد از آن (کفر بعد از اسلام) توبه کردند و [آنچه که حین کفر به آن افساد کرده بودند را] اصلاح کردند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده است [و بعد رجوع آنها به او بدی‌های آنها را می‌آمرزد] و مهربان است [که بر آنها تفضّل می‌کند و بعد آمرزش آنان به آنها رحم می‌کند]

- ترجمه سلطانی

مگر کسانی که بعد از آن توبه کردند و اصلاح کردند پس همانا خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

مگر آنهایی که بعد از عصیان و بدکاری توبه کنند و (هر بدی که کرده‌اند) اصلاح نمایند، که البته خدا بر آنها آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ

همانا کسانی که بعد ایمان [عامّ یا خاصّ] آوردنشان کفر ورزیدند {آیه بیان برای مرتدّ فطری است} سپس کفری را افزودند [به حیثی که منجرّ به ابطال فطرت و قطع ریسمان الهی شود] هرگز توبه‌شان قبول نخواهد شد [آنها برای قطع آنچه که به آن استعداد و استحقاق داشته‌اند استحقاق توبه کردن و قبول آن برای آنها باقی نمانده است] و آنان همان گمراهان هستند {یعنی اینکه ضلال علی الاطلاق منحصر به کسی است که فطرت را قطع کرده و امّا کسی که فطرت را قطع نکرده و اگرچه از اسلام مرتدّ شود برای بقای هدایت تکوینی بر او علی الاطلاق ضالّ نمی‌باشد}

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که بعد از ایمان آوردنشان کفر ورزیدند سپس کفری را افزودند هرگز توبه‌شان قبول نخواهد شد و آنان همان گمراهان هستند

- ترجمه راستین

همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نشود، و همانا گمراهان هم آنان خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩١ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ

همانا کسانی که کفر ورزیده‌اند و مردند {بیان حال کسانی است که باقی بر کفر هستند} و (در حالی که) آنها کافر هستند {این قید اشعار به این دارد که برای کافر ممکن می‌شود که بر اسلام بمیرد} پس هرگز زمینِ لبریز از طلا از هیچکدام از آنها و اگرچه [نفسش را] به آن فدیه دهد قبول نخواهد شد، برای آنان عذابی دردناک هست و آنها [هیچ] یاری کننده‌ای ندارند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که کفر ورزیده‌اند و مردند و (در حالی که) آنها کافر هستند پس هرگز از هیچکدام از آنها زمین لبریز از طلا و اگرچه به آن فدیه دهد قبول نخواهد شد، برای آنان عذابی دردناک هست و آنها (هیچ) یاری کننده‌ای ندارند

- ترجمه راستین

البته آنان که کافر شدند و بر کفر خویش مردند، اگر هر یک برای آزادی خویش (از عذاب خدا) برابر تمام زمین طلا به فدا آرند هرگز از ایشان پذیرفته نشود، آنها را عذاب دردناک مهیّا باشد و یارانی نخواهند داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۳
سوره آل عمران
حزب ۱۲

٩٢ لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ

هرگز به نیکی نخواهید رسید تا آنکه [بعضی] از آنچه که دوست می‌دارید [را] انفاق کنید و هر چه از چیزی که انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است [و از خداوند فوت نمی‌شود و به اضعاف (چند برابر) آن به شما جزاء می‌دهد پس، از فوت آن و فناء آن نترسید]

- ترجمه سلطانی

هرگز به نیکی نخواهید رسید تا آنکه از آنچه که دوست می‌دارید انفاق کنید و هر چه که از چیزی انفاق کنید پس همانا خداوند به آن دانا است

- ترجمه راستین

شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید مگر از آنچه دوست می‌دارید و محبوب شماست در راه خدا انفاق کنید، و آنچه انفاق کنید خدا بر آن آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٣ كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُـنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

همهٔ طعام‌ها قبل از آنکه تورات نازل شود برای بنی اسرائیل حلال بود [و چنین نیست که یهود می‌گفتند که طیّبات از زمان نوح حرام بوده] جز آنچه که اسرائیل [یعنی یعقوب (ع) به سبب بیماریش گوشت شتر را] بر خودش حرام کرده بود [و بعد نزول تورات به سبب بغی (گردنکشی) آنان طیّباتی حرام شد] بگو اگر راست می‌گویید پس تورات را بیاورید و آن را بخوانید

- ترجمه سلطانی

همهٔ طعام‌ها قبل از آنکه تورات نازل شود برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه که اسرائیل (یعقوب (ع)) (به سبب بیماری گوشت شتر را) بر خودش حرام کرده بود بگو اگر راست می‌گویید پس تورات را بیاورید و آن را بخوانید

- ترجمه راستین

همه طعامها بر بنی اسرائیل حلال بود مگر آن را که یعقوب پیش از نزول تورات بر خود حرام کرد. بگو: اگر راست می‌گویید حکم تورات را آورده، تلاوت کنید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٤ فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِـمُونَ

پس کسی که بعد از آن [با ادّعای اینکه محرمات از زمان نوح حرام بوده] بر خداوند دروغ افتراء ببندد پس آنان همان ستمکارانند {و ظلم آنها عبارت از وضع انکار در موضع تصدیق و اقرار است}

- ترجمه سلطانی

پس هر کس بعد از آن بر خداوند دروغ افتراء ببندد (با ادّعای اینکه از زمان نوح حرام بوده) پس آنان همان ستمکارانند

- ترجمه راستین

پس کسانی که بعد از این حجّت بر خدا دروغ بندند، البته ستمکاران هم آنها خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٥ قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

بگو خداوند راست گفته است [زیرا او (ص) چون اعلان (علنی کردن) کرده بود به اینکه ملّت او ملّت ابراهیم است و ملّت ابراهیم ملّت او (ص) است با اتّباع ملّت ابراهیم (ع) به اتّباع ملّت خود (ص) کنایه کرد و فرمود:] پس از ملّت (آئین) ابراهیم که حنیف (راستین، حقگرا، حقگو) است پیروی کنید و [او] از مشرکین نبود

- ترجمه سلطانی

بگو خداوند راست گفته است پس از ملّت (آئین) ابراهیم که حنیف (راستین، حقگرا، حقگو) است پیروی کنید و (او) از مشرکین نبود

- ترجمه راستین

بگو: سخن خدا راست است، پس باید از آیین ابراهیم پیروی کنید که بر آیین پاک توحید بود و هرگز از مشرکان نبود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٦ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَـمِينَ

همانا اوّلین خانه (بقعه) [از لحاظ زمان] که برای مردم وضع (خلق، بناء) شد همان (خانه‌ای) است که در مکّه مبارک (دارای برکت برای مجاور خود) است و به عنوان هدایت برای عالمیان است

- ترجمه سلطانی

همانا اوّلین خانه (از لحاظ زمان) که برای مردم وضع (خلق، بناء) شد همان است که در مکّهٔ مبارک است و به عنوان هدایت برای عالمیان است

- ترجمه راستین

اول خانه‌ای که برای عبادت خلق بنا شد همان خانه (کعبه) است که در بکّه است که در آن برکت و هدایت خلایق است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٧ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَـمِينَ

در آن نشانه‌های واضح مقام ابراهیم هست و هر کس در آن داخل شود ایمن می‌باشد و حجّ (قصد) کردن برای خداوند بر مردم به این بیت (خانه) [وضع شده] است برای کسی که توانایی راه به سوی او دارد و هر کس کفر بورزد پس همانا خداوند از جهانیان بی نیاز است

- ترجمه سلطانی

در آن نشانه‌های واضح مقام ابراهیم هست و هر کس در آن داخل شود ایمن می‌باشد و حجّ (قصد) کردن برای خداوند بر مردم به این بیت (خانه) (وضع شده) است برای کسی که راه را به سوی او توانایی دارد و هر کس کفر بورزد پس همانا خداوند از جهانیان بی نیاز است

- ترجمه راستین

در آن خانه آیات (ربوبیّت) هویداست، مقام ابراهیم خلیل است، و هر که در آنجا داخل شود ایمن باشد. و مردم را حجّ و زیارت آن خانه به امر خدا واجب است بر هر کسی که توانایی برای رسیدن به آنجا دارد، و هر که کافر شود (به خود زیان رسانده و) خدا از جهانیان بی‌نیاز است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٨ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ

[ای محمّد] بگو ای اهل کتاب چرا به آیات [تدوینی] خداوند [از آیات قرآن و تورات و انجیل، و آیات تکوینی و احکام الهی ثابت در شرایع سه‌گانه] کفر می‌ورزید و (حال آنکه) خداوند بر آنچه که عمل می‌کنید شهید (بسیار شاهد) است [پس بر کفرتان به آیات به شما جزاء می‌دهد و تحریف و پنهان کردن به شما نفع نمی‌رساند]

- ترجمه سلطانی

بگو ای اهل کتاب چرا کفر می‌ورزید به آیات خداوند و (حال آنکه) خداوند بسیار گواه است بر آنچه که عمل می‌کنید

- ترجمه راستین

بگو: ای اهل کتاب، چرا به آیات خدا کافر می‌شوید حال آنکه خدا گواه اعمال شماست؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٩٩ قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِـمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاءُ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

بگو: ای اهل کتاب چرا کسی که [برای او اسلام حاصل شده و] ایمان می‌آورد را [یا کسی که اسلام را می‌خواهد] از راه خدا [از حجّ یا جهاد یا مطلق خیر یا ولایت یا اسلام] باز می‌دارید (منع می‌کنید)، آن را بطور کج می‌خواهید (آرزو می‌دارید) و (حال آنکه) شما شاهد هستید [یعنی شما کسانی هستید که اهل ملّت شما در قضایای خود به شما استشهاد می‌کنند، یا شما در شهادات آنها امین هستید و اعتماد آنها بر شما است، یا شما علمای ملّت خود هستید، یا شما شهادت می‌دهید به اینکه این راه، راه خدا است، یا شهادت می‌دهید که شما از راه خدا جلوگیری می‌کنید] و خداوند از آنچه که عمل می‌کنید غافل نیست

- ترجمه سلطانی

بگو: ای اهل کتاب چرا کسی که ایمان می‌آورد را باز می‌دارید (منع میکنید) از راه خدا، آن را بطور کج می‌خواهید (آرزو می‌دارید) و (حال آنکه) شما گواه هستید و خداوند از آنچه که عمل می‌کنید غافل نیست

- ترجمه راستین

بگو: ای اهل کتاب، چرا اهل ایمان را از راه خدا باز می‌دارید و اهل ایمان را به راه باطل می‌خوانید در صورتی که (به زشتی این عمل) آگاهید؟! و (بترسید که) خدا از کردار شما غافل نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٠ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید [یعنی با بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره اسلام آورده‌اید] اگر از گروهی از کسانی که کتاب به آنها داده شده [که شما را از راه خدا باز می‌دارند و آن را کج می‌خواهند با استماع به آنها و قبول مفتریاتشان] اطاعت کنید شما را بعد از ایمانتان [از ایمانتان و از راه موصل به خداوند به حالت] کافران بر می‌گردانند

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر از گروهی از کسانی که کتاب به آنها داده شده اطاعت کنید شما را بعد از ایمانتان (به حالت) کافران بر می‌گردانند

- ترجمه راستین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پیروی بسیاری از اهل کتاب کنید شما را بعد از ایمان به کفر بر می‌گردانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۳

١٠١ وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

و چگونه کفر می‌ورزید [که آن بر شما نمی‌سزد] و (حال آنکه) شما هستید که آیات خداوند بر شما تلاوت می‌شود و رسول او در میان شما است [و کسی که به صراط مستقیم موصل (وصل کننده) له به مطلوبش هدایت شود که مطلوبی سوای آن برای او نیست البتّه از آن بر نمی‌گردد، یعنی همانا شما با بیعت کردن با رسول (ص) اعتصام (تمسّک) به خداوند جُستید زیرا بیعت مورث تمسّک به کسی است که بیعت را قبول می‌کند و تمسّک به رسول (ص) برای مظهر تامّ بودن او برای او، تمسّک به خداوند است و کسی که به رسول (ص) اعتصام (تمسّک) جوید به صراط مستقیم موصل به خداوند هدایت می‌شود برای اینکه رسول (ص) همان صراط مستقیم است و کسی که هدایت شد بر نمی‌گردد مگر وقتی که در کوری به غایت آن رسیده باشد] و هر کس به خداوند متمسّک شود پس به راه راست هدایت شده [یعنی همانا شما با بیعت کردن با رسول (ص) به خداوند اعتصام (تمسّک) جُستید زیرا بیعت مورث تمسّک به کسی است که بیعت را قبول می‌کند و تمسّک به رسول (ص) برای مظهر تامّ بودن او برای او، تمسّک به خداوند است و کسی که به رسول (ص) اعتصام جوید به صراط مستقیم موصل به خداوند هدایت می‌شود برای اینکه رسول (ص) همان صراط مستقیم است و کسی که هدایت شد بر نمی‌گردد مگر وقتی که در کوری به غایت آن رسیده باشد]

- ترجمه سلطانی

و چگونه کفر می‌ورزید (بر شما نمی‌سزد) و (حال آنکه) شما هستید که آیات خداوند بر شما تلاوت می‌شود و رسول او در میان شما است و هر کس به خداوند متمسّک شود پس به راه راست هدایت شده

- ترجمه راستین

و چگونه کافر خواهید شد در صورتی که آیات خدا بر شما تلاوت می‌شود و پیغمبر خدا میان شماست؟و هر کس به دین خدا متمسّک شود محققا به راه مستقیم هدایت یافته است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٢ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از [سخط] خداوند بهراسید آن‌چنان که حقّ تقوای او است و هرگز نمیرید مگر [در حالی که] شما مسلمان هستید [یعنی اسلام را تا حال مرگ ادامه دهید]

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از (سخط) خداوند بهراسید آن‌چنان که حقّ پروا کردن از او است و هرگز نمیرید مگر (در حالی که) شما مسلمان هستید

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، از خدا بترسید چنانچه شایسته خدا ترس بودن است، و نمیرید جز به دین اسلام.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٣ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

و همگی به ریسمان خداوند چنگ اندازید {حبل الله بر قرآن اطلاق می‌شود برای اینکه آن مانند ریسمان محسوس ممدود (کشیده شده) از خداوند به سوی خلق است، یک طرف آن همان مقام مشیّت و علویّت علیّ (ع) در دست خداوند است، و طرف دیگرش در دست مردم است و آن نقش آن و نوشتهٔ آن و لفظ آن و عبارت آن است، و بر کامل از نبّی (ص) یا ولیّ (ع) اطلاق می‌شود، زیرا او نیز ریسمان ممدود از جانب خداوند به سوی خلق است که یک طرف آن مشیّت است مانند قرآن و طرف دیگرش بشریّت او است، و بر ولایت تکوینی و ولایت تکلیفی اطلاق می‌شود زیرا آن نیز ریسمان ممدود است که یک طرف آن مشیّت است برای اینکه همه در مقامات عالیه متّحد هستند، و تفرقه جز این نیست که آن در عالم فرق است و طرف دیگر آن بشریّت کامل و صدر (سینه) قابل ولایت و بشریّت او است} [یعنی ای مسلمانان به محمّد (ص) و شریعت او و کتاب او چنگ بزنید و ای مؤمنین به علی (ع) و ولایتش چنگ بزنید] و [با چنگ انداختن به ادیان منسوخه و باطله و ولایت منافقین] پراکنده نشوید و نعمت خداوند را بر خود به یاد آورید آنوقت که دشمن [یکدیگر] بودید پس [با اسلام] بین قلوب شما الفت داد پس به نعمت او برادر [یکدیگر در دین، دوستدار هم، متّفق هم] شُدید {چون عداوت بین مردم بلای بزرگی برای آنان می‌باشد و الفت، نعمت بزرگی در دنیا و مورث نعمت در آخرت است از بین نعم که خدای تعالی با آن بر آنان انعام کرد دفع این بلاء و اعطاء این نعمت را ذکر کرد} و (حال آنکه) بر لبهٔ پرتگاهی از آتش بودید پس خداوند شما را از آن رهانید این‌چنین [تبیین آیات مودعه دربارهٔ بیت و مقام و احکام مقرّرهٔ آن در باب حجّ بیت و آیات مذکورهٔ آن در مواعظ شما] است که خداوند آیات [تکلیفی و وعظی و تکوینی دیگر] خود را برای شما تبیین می‌کند به این ترقّب که شما [به مصالحتان و مضارّتان، یا به ولایت ولیّ امرتان] هدایت شوید

- ترجمه سلطانی

و همگی به ریسمان خداوند چنگ اندازید و پراکنده نشوید و نعمت خداوند را بر خود به یاد آورید آنوقت که دشمن (یکدیگر) بودید پس (با اسلام) بین قلوب شما الفت داد پس به نعمت او برادر (یکدیگر) (در دین) شُدید و (حال آنکه) بر لبهٔ پرتگاهی از آتش بودید پس خداوند شما را از آن رهانید این‌چنین خداوند آیات خود را برای شما تبیین می‌کند به این ترقّب که شما هدایت شوید

- ترجمه راستین

و همگی به رشته (دین) خدا چنگ زده و به راههای متفرّق نروید، و به یاد آرید این نعمت بزرگ خدا را که شما با هم دشمن بودید، خدا در دلهای شما الفت و مهربانی انداخت و به لطف و نعمت خدا همه برادر دینی یکدیگر شدید، و در پرتگاه آتش بودید، خدا شما را نجات داد. بدین گونه خدا آیاتش را برای (راهنمایی) شما بیان می‌کند، باشد که هدایت شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٤ وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

و باید امّتی (گروهی) از شما باشند که دعوت به خیر کنند [مقصود این است که بودن امّتی (گروهی) از شما داعى (دعوت کننده) به خیر امری حتمی است پس آنها را طلب کنید و دعوتشان را اجابت نمائید] و به معروف امر کنند و از منکر نهی نمایند و آنان همان رستگاران (کاملان در رستگاری) هستند

- ترجمه سلطانی

و باید امّتی (گروهی) از شما باشند که دعوت به خیر کنند و به معروف امر کنند و از منکر نهی نمایند و آنان همان رستگاران هستند

- ترجمه راستین

و باید برخی از شما مسلمانان، خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و امر به نیکوکاری و نهی از بدکاری کنند، و اینها (که واسطه هدایت خلق هستند) رستگار خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٥ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

[پس بر تمسّک به این امّت اجتماع کنید] و مانند کسانی که بعد از آنکه بیّنات نزد آنها آمد فرقه فرقه (پراکنده) شدند و اختلاف کردند [مانند یهود و نصاری که تمسّک به اوصیاء موسی (ع) و عیسی (ع) را ترک کردند] نباشید و آنان (متشبّهین به آنها از این امّت) عذابی عظیم دارند

- ترجمه سلطانی

و مانند کسانی که بعد از آنکه بیّنات نزد آنها آمد فرقه فرقه (پراکنده) شدند و اختلاف کردند نباشید و آنان عذابی عظیم دارند

- ترجمه راستین

و شما مسلمانان مانند مللی نباشید که پس از آنکه آیات روشن برای (هدایت) آنها آمد راه تفرقه و اختلاف پیمودند، که البته برای آنها عذاب بزرگ خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٦ يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ

در روزی که روی‌هایی [از بشّاشت سرور (شادمانی) و نضارت (تر و تازه بودن) آن] سپید می‌شوند و روی‌هایی [از کابت (افسردگی) حزن و خوف و کدورت آن] سیاه می‌شوند پس کسانی که روسیاه می‌شوند [به آنها گفته می‌شود:] آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید پس عذاب را بچشید به [خاطر] آنکه [بعد از ایمانتان] کفر ورزیدید

- ترجمه سلطانی

در روزی که روی‌هایی سپید می‌شوند و روی‌هایی سیاه می‌شوند پس کسانی که رویشان سیاه می‌شود (به آنها گفته میشود:) آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید پس عذاب را بچشید به آنکه (بعد از ایمانتان) کفر ورزیدید

- ترجمه راستین

در روزی که گروهی روسفید و گروهی روسیاه باشند، اما سیه رویان (را نکوهش کنند که) چرا بعد از ایمان باز کافر شدید؟اکنون بچشید عذاب را به کیفر کفر و عصیان خود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٧ وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

و امّا کسانی که روسفید گشتند پس آنها در رحمت خداوند مخلّد (ماندگار) در آن هستند

- ترجمه سلطانی

و امّا کسانی که روی‌هایشان سفید گشت پس آنها در رحمت خداوند مخلّد (ماندگار) در آن هستند

- ترجمه راستین

و اما روسفیدان در رحمت خدا (یعنی بهشت) درآیند و در آن جاوید متنعّم باشند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٠٨ تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَـمِينَ

این [مذکورات از آیهٔ اوّلین خانهٔ وضع شده برای مردم الی دخول در رحمت] آیات خداوند هستند [دالّ بر حقّ بودن او و مجازاتش بر اعمال] که آنها را [متلبّس به] حقّ [یا بواسطهٔ حقّ مخلوقٌ به] بر تو می‌خوانیم و خداوند [با سیاه کردن وجوه و چشاندن عذاب] ستمی برای جهانیان نمی‌خواهد [بلکه آن نتیجهٔ اعمال آنها است که به سوی آنها کشانده شده]

- ترجمه سلطانی

اینها آیات خداوند هستند که آنها را به حقّ بر تو می‌خوانیم و خداوند برای جهانیان ستمی نمی‌خواهد

- ترجمه راستین

اینها آیات الهی است که برای تو به راستی می‌خوانیم، و خداوند هرگز اراده ستم به هیچ کس از مردم عالم نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۳

١٠٩ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است و امور به خداوند بازگردانده می‌شوند [یعنی هر فعلیّتی به فعلیّت دیگری منتهی می‌شود تا منتهی به فعلیّتی شود که فوق آن فعلیّتی نیست و آن ربوبیّت است]

- ترجمه سلطانی

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است و امور به خداوند بازگردانده می‌شوند

- ترجمه راستین

و هر آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه ملک خداست و بازگشت همه امور (و موجودات) به سوی اوست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٠ كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ

شما (ائمّهٔ معصومین (ع)) بهترین امّت می‌باشید {مخاطبان ائمّهٔ معصومین (ع) می‌باشند چنانکه از آنان به طرق بسیار و الفاظ متخالفه (ناموافق با هم) و متوافقه (موافق با هم) روایت شده و از اوّل تمییزشان و اوان طفولیّتشان معصوم و فطرتاً آمران به معروف به قوای خود و لشکریان خود و ناهیان از منکر بر خود بوده‌اند تا زمان تعلّق تکلیف به آنها بحسب ظاهر و اوان بیعتشان و دخولشان در ایمان، سپس به اقتضای عصمت و ظهور ولایت، بحسب تکلیف الهی و امر و نهى شرعی آمران و ناهیان بر اهل مملکت خود و بر کسانی که از مملکتشان خارج شدند گردیدند} که برای [انتفاع] مردم [از عدم به وجود یا از عوالم عالی و حجاب‌های غیبی به عالم شهادت] خارج (فرستاده) شده‌اید که به معروف امر کنید و از منکر نهی کنید و [با ایمانی بالاتر] به خداوند ایمان بیاورید و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند البتّه برای آنان خیر (خوب، بهتر) می‌باشد [بعضی] از آنها [مثل انصار از یهود مدینه و مثل بعضی نصاری از اهل حبشه و اهل یمن به محمّد (ص) قبل مبعث او و بعد بعثت او] مؤمن هستند و [امّا] اکثر آنان تبهکار [از مقتضای دینشان و کتابشان و وصیّت پیامبرشان خارج] هستند

- ترجمه سلطانی

شما (مخاطبان ائمّهٔ معصومین (ع)) بهترین امّت می‌باشید که خارج (فرستاده) شده‌اید برای (انتفاع) مردم که به معروف امر کنید و از منکر نهی کنید و به خداوند ایمان بیاورید و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند البتّه برای آنان خیر (خوب، بهتر) می‌باشد (بعضی) از آنها مؤمن هستند و (امّا) اکثر آنان تبهکارند

- ترجمه راستین

شما (مسلمانان حقیقی) نیکوترین امتی هستید که پدیدار گشته‌اید (برای اصلاح بشر، که مردم را) به نیکوکاری امر می‌کنید و از بدکاری باز می‌دارید و ایمان به خدا دارید. و اگر اهل کتاب همه ایمان می‌آوردند بر آنان چیزی بهتر از آن نبود، لیکن برخی از آنان با ایمان و بیشترشان فاسق و بدکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١١ لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ

هرگز جز اذیّتی (ضرری اندک) به شما ضرر نخواهند رساند و اگر با شما بجنگند به شما پشت می‌کنند سپس یاری نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

هرگز جز اذیّتی (اندک) به شما ضرر نخواهند رساند و اگر با شما بجنگند به شما پشت می‌کنند سپس یاری نمی‌شوند

- ترجمه راستین

هرگز (یهودان) به شما آسیب سخت نتوانند رسانید مگر آنکه شما را اندکی بیازارند، و اگر به کارزار شما آیند از جنگ خواهند گریخت و از آن پس هیچ وقت منصور نخواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٢ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ

آنها به هر جائی دست یازند در ذلّت فرو رفته‌اند مگر به ریسمانی از خداوند [که همان فطرتی است که خداوند مردم را بر آن مفطور نموده که از آن به ولایت تکوینیّ تعبیر می‌شود که همان کتاب تکوینیّ الهی است و کتاب تدوینی ظهور آن و بیان آن است] و ریسمانی از مردم [که همان اتّصال به نبی (ص) با بیعت عامّه یا به ولیّ (ع) با بیعت خاصّهٔ ولویّه است و از آن به ولایت تکلیفیّه تعبیر می‌شود] و [در هر حال] با خشمی [بزرگ] از خداوند و (در حالی که) مسکنت آنها را فرا گرفته [به آخرت] باز می‌گردند {مسکین کسی است که فقر او را از حرکت در معاشش ساکن کرده و او حالاً بدتر از فقیر است که آنچه که او را بر مؤنتش کفایت کند نداشته باشد}، آن [مذکور از ضرب ذلّت و مسکنت و برگشتن به خشم] به این سبب است که آنها به آیات [تدوینیّ خداوند و احکام الهیّ که در کتبشان و شرایع آنان بود و به آیات تکوینی] خداوند [از محمّد (ص) و علیّ (ع) و معجزات آن دو و پیامبرانشان] کفر می‌ورزیدند [زیرا کفر آنها به اقوال پیامبرانشان دربارهٔ محمّد (ص) و علیّ (ع) کفر به آنان است] و پیامبران را به غیر حقّ می‌کشتند [یعنی یقین می‌دارند که قتل انبیاء به غیر حقّ بود نه اینکه آنها شکّ می‌کردند یا گمان می‌کردند یا یقین می‌داشتند که آن به حقّ است] آن [کفر ورزیدن و کشتن] به (سبب) آنچه است که عصیان کردند و تعدّی می‌کردند [یعنی به سبب عصیانشان و معتد (تعدّی کننده) بودنشان است]

- ترجمه سلطانی

آنها به هر جائی دست یازند در ذلّت فرو رفته‌اند مگر به ریسمانی از خداوند و ریسمانی از مردم و (در هر حال) با خشمی (بزرگ) از خداوند و (در حالی که) مسکنت آنها را فرا گرفته باز می‌گردند، آن به این سبب است که آنها به آیات خداوند کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به غیر حقّ میکشتند آن به (سبب) آنچه است که عصیان کردند و تعدّی می‌کردند

- ترجمه راستین

آنها محکوم به ذلّت و خواری هستند به هر کجا که یافت شوند، مگر به دین خدا و عهد مسلمین درآیند. و آنان پیوسته مستحق خشم خدا و اسیر بدبختی و ذلّت شدند از این رو که به آیات خدا کافر شده و پیغمبران حق را به ناحق می‌کشتند، و این نابکاریها به خاطر نافرمانی و ستمگری همیشه آنها بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٣ لَيْسُوا سَوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ

[بعضی] از اهل کتاب [که ایمان آورده‌اند و فاسقان در احوالشان و اعمالشان] یکسان نیستند [از آنها امّتی در احوالشان و اخلاقشان و اعمالشان معتدل یا برای عبادت قائم] ایستاده هستند که در ساعاتی از شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند [یعنی در آیات خداوند از کتبشان و از قرآن راغب هستند و بدانها نظر می‌کنند و در آنها تدبّر می‌نمایند] و آنها [بر خداوند] سجده (خضوع) می‌کنند {سجود کنایه از نماز عتمه (عشاء) یا نماز شب است}

- ترجمه سلطانی

(بعضی) از اهل کتاب یکسان نیستند (از آنها) امّتی ایستاده هستند که در ساعاتی از شب آیات خداوند را تلاوت می‌کنند و آنها سجده می‌کنند

- ترجمه راستین

همه اهل کتاب یکسان نیستند، طایفه‌ای از آنها معتدل و به راه راست‌اند، در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و طاعت حق مشغولند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٤ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُولَئِكَ مِنَ الصَّالِـحِينَ

[به سبب سجود و تلاوت آیات بر دست محمّد (ص)] به خداوند و روز آخِر ایمان می‌آورند و به معروف امر می‌کنند و از منکر نهی می‌کنند و در خیرات [از عبادات و احسان به بندگان] شتاب می‌ورزند و آنان (بزرگان موصوف به این اوصاف) از صالحان هستند

- ترجمه سلطانی

به خداوند و روز آخِر ایمان می‌آورند و به معروف امر می‌کنند و از منکر نهی می‌کنند و در خیرات شتاب می‌ورزند و آنان از صالحان هستند

- ترجمه راستین

ایمان به خدا و روز قیامت می‌آورند و امر به نیکویی و نهی از بدکاری می‌کنند و در نکوکاری می‌شتابند و آنها خود مردمی نیکوکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٥ وَمَا يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ

و هر آنچه از خیر که انجام دهند پس هرگز [در آخرت] بابت آن (خیر) ناسپاسی نخواهند دید و خداوند به پرهیزگاران دانا است [و افعال حسنهٔ آنها از علم خدای تعالی مخفی نمی‌شود پس لامحاله به آنها پاداش می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

و هر آنچه از خیر که انجام دهند پس هرگز (در آخرت) به او ناسپاسی نخواهد شد و خداوند به پرهیزگاران دانا است

- ترجمه راستین

هر کار نیک کنند از ثواب آن محروم نخواهند شد و خدا دانا به حال پرهیزکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۳

١١٦ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

همانا کسانی که کفر ورزیدند هرگز اموال آنها و نه اولاد آنها، آنها را از چیزی از [سخط] خداوند بی نیاز نخواهند کرد و آنان اصحاب آتش هستند، آنها در آن ماندگار هستند

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که کفر ورزیدند هرگز اموال آنها و نه اولاد آنها، آنها را از چیزی از (سخط) خداوند بی نیاز نخواهند کرد و آنان اصحاب آتش هستند، آنها در آن همیشگی هستند

- ترجمه راستین

هرگز کافران را بسیاری مال و اولاد از عذاب خدا نتواند رهانید، و آنها اهل جهنم و جاوید در آن معذّب خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٧ مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هَذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

مَثل آنچه [از قوا و ادراکات و اعمار (عمرها) و اموال که این کافران آنها را در غیر مواقع آن] که در این زندگانی دنیا [یا در حفظ آن یا ابقاء آن] انفاق می‌کنند [در هلاک و فناء آنها قبل از رسیدنشان به مبلغ (محلّ رسیدن) انتفاع] مانند [قرار دادن زرع در موضعی که هلاک شود یا با زرع آن در غیر وقت آن تا سرما آن را دریابد و آن را هلاک کند] مَثل بادی است که در آن سوز سرمای شدید هست که به کشتِ قومی که به خودشان ستم کرده‌اند اصابت کند و آن را هلاک (نابود) کند و خداوند [در فنای منفقات بلامنفعت کفّار] به آنها ظلم نکرده و لکن [آنها با انفاقشان در محلّی یا بر وجهی یا به نیّتی که منفعت آن به آنها نمی‌رسد خودشان] به خودشان ظلم می‌کنند

- ترجمه سلطانی

مَثل آنچه که در این زندگانی دنیا انفاق می‌کنند مانند مَثل بادی است که در آن سوز سرما هست که به کشتِ قومی که به خودشان ستم کرده‌اند اصابت کند و آن را هلاک (نابود) کند و خداوند به آنها ظلم نکرده و لکن به خودشان ظلم می‌کنند

- ترجمه راستین

مثل مالی که کافران برای پیشرفت مقاصد دنیوی خود صرف کنند (و از آن بهره نیابند) بدان ماند که باد سرد شدیدی به کشتزار ستمکاران برسد و همه را نابود کند (که حاصلی از آن به دست نیاید) . و خدا ستمی بر آنها نکرده، لیکن آنها به خود ستم می‌کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٨ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ

ای کسانی که [با ایمان عامّ و بیعت عامّهٔ نبویّه و قبول دعوت ظاهره] ایمان آورده‌اید [بعضاً] از غیر خود دوست همراز نگیرید که در تباهی شما کوتاهی نمی‌کنند [یعنی از خبال (تباهی) و فساد کردن دربارهٔ شما کوتاهی نمی‌کنند یا در خبال دربارهٔ شما سستی نمی‌کنند] و آنچه که شما را رنج دهد دوست می‌دارند همانا [با اینکه آنها به سبب نفاقشان می‌خواهند که نسبت به شما دوستی ظاهر نمایند در ضمن کلامشان] دشمنی از دهان‌هایشان آشکار شده و آنچه که سینه‌هایشان [از بغض بر شما] پنهان می‌کند بزرگتر است [از آنچه از زبان‌هایشان ظاهر می‌شود] همانا این آیات [و علامات دالّ بر بغضاء (دشمنی ورزیدن) آنها نسبت به شما و شدّت عداوت آنان] را برای شما تبیین کردیم اگر شما تعقّل می‌کردید [این علامات را درک می‌کردید و از موالات (دوستی کردن) با آنها اجتناب می‌کردید]

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید (بعضاً) از غیر خود دوست همراز نگیرید که در تباهی شما کوتاهی نمی‌کنند و آنچه را که شما را رنج دهد دوست می‌دارند همانا دشمنی از دهان‌هایشان آشکار شده و آنچه که سینه‌هایشان (از بغض بر شما) پنهان می‌کند بزرگتر است همانا این آیات را برای شما تبیین کردیم اگر شما تعقّل کنید

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، از غیر همدینان خود دوست صمیمی همراز نگیرید، چه آنکه آنها از خلل و فساد در کار شما ذرّه‌ای کوتاهی نکنند، آنها مایلند شما همیشه در رنج باشید، دشمنی شما را بر زبان هم آشکار سازند و محققا آنچه در دل دارند بیش از آن است. ما به خوبی برای شما بیان آیات کردیم اگر عقل را به کار بندید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١١٩ هَاأَنتُمْ أُولَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

آگاه باشید این شما هستید که آنها را دوست می‌دارید و (حال آنکه) آنها شما را دوست ندارند و [شما] به همهٔ کتاب [مُنزل (نازل شده) بر شما] ایمان دارید [و شما مانند کسی نیستید که به بعضی ایمان آورده و به بعضی کفر ورزیده، و در کتاب الهی نهی از ولی (دوست) گرفتن کافران تکرار شده برای اینکه کسی که آنها را دوست می‌گیرد پس او از آنان است و امر به دوست گرفتن مؤمنین است پس چرا شما به همهٔ کتاب ایمان نمی‌آورید و از این نهی و امر تبعیّت نمی‌کنید؟ و آن تهییج آنها برای ترک موالات با آنها است] و وقتی که با شما ملاقات کنند می‌گویند ایمان آورده‌ایم {وجه دیگری برای ردع (جلوگیری) آنها از موالات با کفّار مخالط (اختلاط کننده) با آنها است به اینکه آنها بر نفاق با آنان معاشرت می‌کنند، و برای مؤمنین شایستهٔ نیست که با منافقی که دارای دو زبان است دوستی کنند} و وقتی که خلوت کنند از غیظ بر شما [برای عصبیّت (تعصّب ورزیدن) بر دین خود] سر انگشتان [خود] را می‌گزند بگو از خشم خود بمیرید همانا خداوند به ذات (درون) سینه‌ها [یعنی به آنچه که با سینه‌ها همراه و لزم (چسبیده، جدا شده) به آن است] دانا است [پس چگونه آنچه که در خلوات بر اعضاء از مثل انگشت گزیدن ظاهر می‌شود را نداند]

- ترجمه سلطانی

آگاه باشید این شما هستید که آنها را دوست می‌دارید و (حال آنکه) آنها شما را دوست ندارند و (شما) به همهٔ کتاب ایمان دارید (نه مانند کسانی که به بعضی ایمان آورده و به بعضی کفر ورزیده) و وقتی که با شما ملاقات کنند می‌گویند ایمان آورده‌ایم و وقتی که خلوت کنند از غیظ بر شما سر انگشتان (خود) را می‌گزند بگو از خشم خود بمیرید همانا خداوند به ذات (درون) سینه‌ها دانا است

- ترجمه راستین

آگاه باشید، چنانچه شما آنها را دوست می‌دارید آنان شما را دوست نمی‌دارند، و شما به همه کتب آسمانی ایمان دارید، و آنها در مجامع شما اظهار ایمان کرده و چون تنها شوند از شدت کینه بر شما سر انگشت خشم به دندان گیرند. بگو: بدین خشم بمیرید، همانا خدا از درون دلها آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٠ إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ

اگر خوبی به شما برسد ناراحتشان می‌کند و اگر بدیی به شما اصابت کند به آن خوشحال می‌شوند [و این حالت دشمن است و حقّ او عداوت است نه موالات] و اگر [از موالات با آنها با خوفتان از ایذاء آنها و بر ایذاء آنها که شما را اذیّت می‌کنند] صبر کنید و [از خداوند در موالات با آنان بهراسید یا از آنان] پرهیز کنید [به اینکه از آنان بر حذر باشید تا اثر احتیال (حیله کردن) آنها به شما نرسد]، کید آنها چیزی به شما ضرر نمی‌زند همانا خداوند به آنچه که عمل می‌کنند محیط است

- ترجمه سلطانی

اگر خوبی به شما برسد ناراحتشان می‌کند و اگر بدیی به شما اصابت کند به آن خوشحال می‌شوند و اگر صبر کنید و پرهیز کنید (بر حذر باشید)، کید آنها چیزی به شما ضرر نمی‌زند همانا خداوند به آنچه که عمل می‌کنند محیط است

- ترجمه راستین

اگر شما (مسلمین) را خوشحالی پیش آید از آن غمگین شوند، و اگر به شما حادثه ناگواری رسد خوشحال شوند. اما اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزکار باشید مکرر و عداوت آنان آسیبی به شما نرساند، که همانا خدا بر آنچه می‌کنید محیط و آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢١ وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

و [به یاد آورید یا یادآوری کن ای محمّد] آنوقت که در سپیده دم از اهل خود [به سوی کوه اُحُد] خارج شدی که مؤمنین را برای جنگ در جاهایی [مناسب] مستقر کنی و (حال آنکه) خداوند [حین با هم تشاور (مشورت کردن) شما بر اقوال شما] شنوا و [به نیّات شما] دانا است

- ترجمه سلطانی

و آنوقت که در سپیده دم از اهل خود (به سوی کوه اُحد) خارج شدی که مؤمنین را برای جنگ در جاهایی (مناسب) مستقر کنی و (حال آنکه) خداوند شنوا و دانا است

- ترجمه راستین

(و به یاد آرای پیغمبر) صبحگاهی که از خانه خود به جهت صف آرایی مؤمنان برای جنگ بیرون شدی، و خدا (به همه گفتار و کردار تو) شنوا و دانا بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۳

١٢٢ إِذْ هَمَّت طَّائِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

آنوقت که دو طایفه (گروه) از شما همّت کردند (بر آن شدند) که آن دو سستی کنند و (حال آنکه) خداوند ولیّ آن دو است [پس بر آن دو شایسته نیست که آن دو سستی کنند] و مؤمنین پس باید فقط بر خداوند [نه بر غیر او] توکّل کنند

- ترجمه سلطانی

آنوقت که دو طایفه (گروه) از شما همّت کردند (بر آن شدند) که آن دو سستی کنند و (حال آنکه) خداوند ولیّ آن دو است و مؤمنین پس باید فقط بر خداوند توکّل کنند

- ترجمه راستین

آن‌گاه که دو طایفه از شما بد دل و ترسناک (و در اندیشه فرار از جنگ) شدند و خدا یار آنها بود، و همیشه باید اهل ایمان به خدا توکل کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٣ وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

و همانا خداوند شما را در [جنگ] بَدْر [بین مدینه و مکّه] یاری کرد و (حال آنکه) شما [از حیث تعداد و ساز و برگ در انظار نُظّار] ذلیل بودید، پس [در اعتماد بر غیر و استمداد از غیر] از خداوند پروا کنید راجی به اینکه شما شکر کنید

- ترجمه سلطانی

و همانا خداوند شما را در بدر یاری کرد و (حال آنکه) شما (از حیث تعداد و ساز و برگ) ذلیل بودید پس از خداوند پروا کنید راجی به اینکه شما شکر کنید

- ترجمه راستین

و خدا شما را در جنگ بدر یاری کرد با آنکه ضعیف بودید. پس پرهیزکار شوید، باشد که شکر نعمتهای او به جای آرید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٤ إِذْ تَقُـولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيَكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُنزَلِينَ

[همانا خداوند شنونده بود] آنوقت که به مؤمنین می‌گفتی آیا شما را کفایت نمی‌کند که پروردگار شما با سه هزار از ملائکهٔ نازل شده به شما مدد کند

- ترجمه سلطانی

(همانا خداوند شنونده بود) آنوقت که به مؤمنین می‌گفتی آیا شما را کفایت نمی‌کند که پروردگار شما با سه هزار از ملائکهٔ نازل شده به شما مدد کند

- ترجمه راستین

آن‌گاه که به مؤمنین می‌گفتی: آیا این شما را کفایت نمی‌کند که خدا سه هزار فرشته به یاری شما فرو فرستد؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٥ بَلَى إِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ

بلی اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید و آنها بی‌درنگ از [فوران] این [غضب] نزد شما می‌آیند و پروردگار شما با پنج هزار از ملائکهٔ علامت‌دار (با علاماتی که با آنها از غیر خود ممتاز می‌شوند) به شما مدد می‌کند

- ترجمه سلطانی

بلی اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید و آنها بی‌درنگ از (فوران) این (غضب) نزد شما می‌آیند و پروردگار شما با پنج هزار از ملائکهٔ علامت‌دار به شما مدد می‌کند

- ترجمه راستین

بلی اگر صبر و مقاومت پیشه کنید و پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان بیایند خدا پنج‌هزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما می‌فرستد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٦ وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ

و خداوند آن (امداد ملائکه به شما) را قرار نداد مگر به عنوان مژده‌ای برای شما و تا قلوبتان به آن [از اضطراب] مطمئن شود و یاری‌ای [بدون توسّط اسباب و آلات و بدون حاجت به امداد و استعداد] جز از نزد خداوند عزیز (غالب) [که از مرادش منع نمی‌شود] و حکیم نیست [که نه یاری می‌کند و نه خوار می‌کند مگر برای حکمت‌ها و مصالح عائده به شما]

- ترجمه سلطانی

و خداوند آن (امداد ملائکه به شما) را قرار نداد مگر به عنوان مژده‌ای برای شما و تا قلوبتان به آن مطمئن شود و یاریی نیست مگر از نزد خداوند غالب و حکیم

- ترجمه راستین

و خدا آن وعده را نداد مگر آنکه به شما مژده فتح دهد و تا دل شما مطمئن شود؛ و فتح و پیروزی نصیب کسی نشود مگر از جانب خدای توانای دانا.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٧ لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُوا خَائِبِينَ

تا گروهی از کسانی که کفر ورزیدند را [با قتل و اسارت چنانکه در بدر واقع شد] قطع کند یا آنها را خوار کند پس نا امید بر می‌گردند (رجوع می‌کنند)

- ترجمه سلطانی

تا قطع کند گروهی از کسانی که کفر ورزیدند را یا خوار کند آنها را پس بر می‌گردند (در حالی که) نا امید هستند

- ترجمه راستین

تا گروهی از کافران را هلاک گرداند یا خوار کند، تا (از مقصود خود) ناامید باز گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٨ لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِـمُونَ

چیزی از [این] امر [اهلاک مشرکین یا احیاء آنان با ایمان آوردنشان] بر [عهدهٔ] تو نیست، یا که [خداوند] بر آنها توبه (التفات) می‌کند یا عذابشان می‌کند زیرا آنان ظالم هستند

- ترجمه سلطانی

چیزی از (این) امر بر (عهدهٔ) تو نیست، یا که (خداوند) بر آنها توبه (التفات) می‌کند یا عذابشان می‌کند زیرا آنان ظالمند

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) به دست تو کاری نیست، اگر خدا بخواهد (به لطف خود) از آن کافران درگذرد و اگر بخواهد آنها را عذاب کند چون مردمی ستمکارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢٩ وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِـمَن يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است، کسی را که بخواهد می‌آمرزد و کسی را که بخواهد عذاب می‌کند [یعنی امر مغفرت آنها و تعذیب آنها در دست او تعالی است] و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است [یعنی ترجیح بر جانب غفران است]

- ترجمه سلطانی

و آنچه که در آسمان‌ها هست و آنچه که در زمین هست برای خداوند است، کسی را که بخواهد می‌آمرزد و کسی را که بخواهد عذاب می‌کند و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است

- ترجمه راستین

هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است مِلک خداست، هر که را خواهد ببخشد و هر که را خواهد عذاب کند، و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٠ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید ربا نخورید (نگیرید) به دو برابر دو برابر و [در ارتکاب آنچه که دربارهٔ آن از ربا نهی شدید] از خداوند بهراسید باشد که شما رستگار شوید

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید ربا نخورید (نگیرید) به دو برابر دو برابر و از خداوند بهراسید باشد که شما رستگار شوید

- ترجمه راستین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا مخورید که دائم سود بر سرمایه افزایید تا چند برابر شود، و از خدا بترسید، باشد که رستگاری یابید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣١ وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ

و [با اجتناب کردن از مثل افعال آنان از أکل ربا و غیر آن] از آتشی که برای کافران آماده شده بپرهیزید

- ترجمه سلطانی

و از آتشی که برای کافران آماده شده بهراسید

- ترجمه راستین

و بپرهیزید از آتش عذابی که برای کافران مهیا ساخته‌اند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٢ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُـولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ

و [با طاعت رسول در آنچه که آن را به شما امر کرده و شما را از آن نهی کرده] از خداوند و رسول اطاعت کنید راجی به اینکه به شما رحم شود

- ترجمه سلطانی

و از خداوند و از رسول اطاعت کنید راجی به اینکه به شما رحم شود

- ترجمه راستین

و از خدا و رسول او فرمان برید، باشد که مشمول لطف و رحمت خدا شوید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٣٣ وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ

و [با شتاب گرفتن در طاعت رسول و اهتمام به آن] بشتابید به سوی مغفرتی از پروردگار خود و جنّتی که عرض آن آسمان‌ها و زمین است که برای پرهیزگاران مهیّا شده

- ترجمه سلطانی

و بشتابید به سوی مغفرتی از پروردگار خود و جنّتی که عرض آن آسمان‌ها و زمین است که برای پرهیزگاران مهیّا شده

- ترجمه راستین

و بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی بهشتی که پهنای آن همه آسمانها و زمین را فرا گرفته و مهیّا برای پرهیزکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٤ الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

آنان که در توانگری و تنگدستی (در جمیع احوال) [از اموال و ابدان (بدن‌ها) و اعراض (عرض‌ها) و قوا و اوصاف و انانیّات] انفاق می‌کنند و فرونشانندگان (حبس کنندگان) خشم و عفو کنندگان [یعنی صفح کنندگان، تطهیر کنندگان قلب از حقد (دلتنگی و کینه) بر بدی کننده] بر مردم و خداوند احسان کنندگان را دوست می‌دارد

- ترجمه سلطانی

آنان که در توانگری و تنگدستی انفاق می‌کنند و فرونشانندگان خشم و عفو کنندگان بر مردم و خداوند احسان کنندگان را دوست می‌دارد

- ترجمه راستین

آنهایی که از مال خود در حال وسعت و تنگدستی انفاق کنند و خشم خود فرونشانند و از (بدیِ) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نکوکاران است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٥ وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ

و آنان کسانی هستند که وقتی فاحشی انجام می‌دهند {فاحش (کار بسیار زشت) مخصوصاً برای زنا و بطور مطلق برای آنچه که قُبح آن شدید است و برای هر آنچه که خدای عزّ و جلّ از آن نهی کرده اطلاق می‌شود} یا [با ارتکاب گناه بزرگتر] به خودشان ظلم می‌کنند خداوند را یاد می‌کنند [یعنی فاحشه یا ظلم نفس که از تمکّن در جهل نبوده بلکه از لَمَم (گناه صغیره، نوعی از دیوانگی، خطور اندیشهٔ گناه یا انگیزهٔ شهوانی) نازله به عباد باشد مغفوره (آمرزیده شده) است برای اینکه آن کبیره نمی‌باشد چنانکه کبیره آنچه است که از تمکّن در اتّباع طاغوت (طغیانگر و متجاوز از حدود) صادر شده باشد و امّا وقتی که انسان در اتّباع علیّ (ع) و ولایت او متمکّن باشد پس هر چه از مَساوی از او صادر می‌شود پس آن از قبیل لمّات (لغزش‌ها) و از صغائر است و این انسان هر چه شیطان او را در قبیح واقع کند لامحاله خدا را یاد می‌آورد و بر قبیحش پشیمان می‌شود و از پروردگارش آمرزش می‌طلبد] و برای گناهانشان استغفار می‌کنند {و صاحبان کبیره آنها کسانی هستند که وقتی فاحشی را انجام دهند متذکّر نمی‌شوند و برای ذنوب (گناهان) خود از خداوند استغفار نمی‌نمایند}، و چه کسی جز خداوند گناهان را می‌آمرزد، و بر آنچه که انجام داده‌اند اصرار نمی‌ورزند {اصرار بر معصیت توطین (رحل اقامت افکندن) نفس بر معصیت است بدون احداث (اندیشیدن، انجام دادن) توبه چه از او مکرّر صادر شده باشد یا نه، کما اینکه کبیره همان معصیّت صادره از تمکین نفس در جهل و اتّباع طاغوت است} و (در حالی که) آنان [قبح فعلشان را] می‌دانند

- ترجمه سلطانی

و آنان کسانی هستند که وقتی کار زشتی انجام می‌دهند یا به خودشان ظلم می‌کنند خداوند را یاد می‌کنند و برای گناهانشان استغفار می‌کنند و چه کسی جز خداوند گناهان را می‌آمرزد، و بر آنچه که انجام داده‌اند اصرار نمی‌ورزند و (در حالی که) آنان (قبح فعلشان را) می‌دانند

- ترجمه راستین

و آنان که اگر کار ناشایسته کنند و یا ظلمی به نفس خویش نمایند خدا را به یاد آرند و از گناه خود (به درگاه خدا) توبه کنند-و کیست جز خدا که گناه خلق را بیامرزد؟-و آنها که اصرار در کار زشت نکنند چون به زشتی معصیت آگاهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٦ أُولَئِكَ جَزَاؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ

آنان جزایشان آمرزش از پروردگارشان و جنّت‌هایی است که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود، مخلّد (ماندگار) در آن هستند و اجر (پاداش) عمل کنندگان چه خوب است

- ترجمه سلطانی

آنان جزایشان آمرزش از پروردگارشان و جنّت‌هایی است که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود، مخلّد در آن هستند و اجر عمل کنندگان چه خوب است

- ترجمه راستین

آنهایند که پاداش عملشان آمرزش پروردگار است و باغهایی که زیر درختان آنها نهرها جاری است، جاویدان در آن بهشت‌ها متنعّم هستند، چه نیکو است پاداش نیکوکاران!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٧ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ

همانا قبل از شما سنّت‌هایی سپری شد [یعنی سنّت‌ها و سیره‌ها و طریقت‌ها که امّت‌های پیشین از متّقین مصدّقین (تصدیق کنندگان) و فاسقان تکذیب کننده بر آن بودند گذشت] پس در زمین سیر کنید و نظر (تفکّر) کنید که عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بوده [تا از حال آنها عبرت بگیرید و از مثل افعال آنها اجتناب کنید]

- ترجمه سلطانی

همانا قبل از شما سنّت‌هایی سپری شد پس در زمین سیر کنید و نظر کنید که عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بوده

- ترجمه راستین

پیش از شما مللی بودند و رفتند، پس در اطراف زمین گردش کنید تا ببینید چگونه تکذیب‌کنندگانِ (وعده‌های خدا) هلاک شدند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٨ هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ

این [قرآن با آیاتش یا این مذکور از ذکر حال متّقین و مآل (سرانجام) آنها و ذکر مکذّبین و اشاره به عاقبت فضیح (ننگ‌آور) آنها، یا این مذکور از سنن گذشته از متّقین و مکذّبین، یا سیر در زمین، یا فضاحت عاقبت مکذّبین] بیانی است [ظاهر یا مظهر] برای مردم (عامّه) و هدایت و موعظه‌ای است برای متّقین (خاصّه)

- ترجمه سلطانی

این بیانی است برای مردم و هدایت و موعظه‌ای است برای متّقین

- ترجمه راستین

این آیات حجت و بیانی است برای (عموم) مردم، و راهنما و پندی برای پرهیزکاران.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣٩ وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

و سستی نکنید [یعنی از جهاد به آنچه که در روز اُحد به شما اصابت کرد ضعیف نشوید و حال آنکه دو مثل آن در روز بدر به شما اصابت کرد] و [بر کشته‌هایتان] اندوهگین نشوید [برای اینکه آنها با کشته شدن به مقامات عالی خود از جنان رسیدند و با ازواجشان از حور العین معانقه کردند، و نه بر آنچه که از غنیمت از شما فوت شد اندوهگین نشوید] و (حال آنکه) شما بالاتر هستید [به صعود بر کوه یا از لحاظ شأن شما بالاترید برای اینکه شما بر حقّ هستید و دشمن شما بر باطل است و کشته‌های شما در جنّت هستند و کشته‌های آنها در آتش، یا شما در عاقبت به غلبه بر آنها بالاتر هستید] اگر مؤمن باشید [یعنی اگر بر ایمانتان باقی باشید شما بالاتر می‌باشید]

- ترجمه سلطانی

و سستی نکنید و اندوهگین نشوید و (حال آنکه) شما بالاتر هستید اگر مؤمن باشید

- ترجمه راستین

شما هرگز سستی نکنید و (از فوت متاع دنیا) اندوهناک نشوید، زیرا شما فیروزمندترین و بلندترین ملل دنیایید اگر در ایمان ثابت قدم باشید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٠ إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِـمِينَ

اگر به شما رنجی رسیده پس رنجی مثل آن [در بَدْر یا در این غَزْوه] به آن قوم رسیده است و این ایّام [غلبه و سرور] را آن را [به نوبت] بین مردم می‌گردانیم [پس سرور و ظفر (پیروزی) و غنیمت را روزی به مؤمنان و روزی به کافران می‌دهیم، تا مبادا مؤمنان مغرور شوند و به دنیا آرامش یابند و ایمانشان را وسیله برای راحت دنیای خود قرار دهند، و مبادا که منافقان به جهت طلب دنیا در اسلام داخل شوند و مزاحم انبیاء شوند و به مؤمنین فتنه کنند] و تا خداوند معلوم (ظاهر) کند [علمش را] به کسانی که [حقیقتاً] ایمان آورده‌اند [یعنی تا علمش را به کسانی که حقیقتاً اسلام آوردند ظاهر کند یا تا نبیّ او بداند که او مظهر اسم جامع او همان اللَّه است] و از شما [با ابتلاء و امتحان] شهدائی (گواهانی، یا امنائی در شهادت یا مردانی که از عملشان چیزی غایب نمی‌شود) [بر مردم] بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد

- ترجمه سلطانی

اگر به شما رنجی رسیده پس به آن قوم (در بدر یا در این غزوه) رنجی مثل آن رسیده است و این ایّام (غلبه و سرور) را (نوبت) آن را بین مردم می‌گردانیم و تا خداوند معلوم (ظاهر) کند (علمش را) به کسانی که (حقیقتاً) ایمان آورده‌اند و از شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد

- ترجمه راستین

اگر (در اُحد) به شما آسیبی رسید، به دشمنان شما نیز (در بدر) آسیب رسید (پس مقاومت کنید) . این روزگار را با (اختلاف احوال) میان خلایق می‌گردانیم تا خداوند مقام اهل ایمان را معلوم کند و از شما مؤمنان (آن را که ثابت است) گواهِ دیگران گیرد. و خدا ستمکاران را دوست ندارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٤١ وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ

و تا خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند را [به سبب مغلوبیّت از اهویه (هوی‌ها) و اغراض فاسده و از ذنوب (گناهان) به سبب تحمّل اذیّت] پاک کند [یا تا خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند را از کسانی که کفر ورزیدند از کسانی که منتحل در اسلام هستند تمیز دهد، یا تا خداوند با اعلان (علنی کردن) کلمهٔ مؤمنین کسانی که ایمان آورده‌اند را از کسانی که کافر می‌باشند تمیز دهد] و کافران را [از حیث ذوات آنها با اهلاک بعضی و اسیر کردن بعضی و اجلاء بعضی، یا از حیث کفرشان با ادخال (داخل کردن) طوعاً یا کرهاً آنها در اسلام] محو نماید

- ترجمه سلطانی

و تا خداوند کسانی که ایمان آورده‌اند را پاک کند و کافران را محو نماید

- ترجمه راستین

و تا آنکه اهل ایمان را (از هر عیب) پاک کند و کافران را نابود گرداند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٢ أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ

بلکه پنداشتید که داخل جنّت می‌شوید و (حال آنکه) هنوز خداوند کسانی از شما که جهاد کرده‌اند را ندانسته (آشکار نکرده) [یعنی هنوز جهاد از شما ظاهر نشده و جهادتان را بر خداوند ظاهر نکرده‌اید یا خداوند جهاد از شما را در مقام مظاهر خود که همان انبیاء (ع) و اوصیاء آنها هستند ندانسته است] و (حال آنکه) صبر کنندگان [بر جهاد یا از جهاد] را می‌شناسد

- ترجمه سلطانی

بلکه پنداشتید که داخل جنّت می‌شوید و (حال آنکه) هنوز خداوند کسانی از شما که جهاد کرده‌اند را ندانسته (آشکار نکرده) (هنوز جهاد از شما آشکار نشده) و (حال آنکه) صبر کنندگان را می‌شناسد

- ترجمه راستین

آیا گمان می‌کنید به بهشت داخل خواهید شد حال آنکه هنوز خدا از شما آنان را که (در راه دین) جهاد کرده و (در سختی‌ها) مقاومت کنند معلوم نگردانیده است؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٣ وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ

و همانا شما [در بدر] آرزوی مرگ (شهادت) می‌کردید قبل از اینکه آن را ملاقات کنید و شما آن را [با مشاهدهٔ کشتگانتان از برادران مؤمنتان] دیده‌اید و (در حالی که) شما نظر می‌کنید (مرگ را به چشمان خود می‌بینید)

- ترجمه سلطانی

و همانا (در حالی که) شما (به شهادت در بدر) آرزوی مرگ می‌کردید قبل از اینکه آن را ملاقات کنید و آن را (با مشاهدهٔ کشتگانتان) دیده‌اید و (در حالی که) شما نظر می‌کنید

- ترجمه راستین

شما همانید که آرزوی کشته شدن (در راه دین) می‌کردید، پیش از آنکه با آن روبرو شوید، پس چگونه امروز که به آن مأمور شدید از مرگ نگران می‌شوید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٤ وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُـولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ

و محمّد جز رسولی نیست همانا قبل از او رسولانی [با موت یا قتل] درگذشتند [پس لامحاله تخلیه (ترک) می‌کنند] آیا پس اگر بمیرد یا کشته شود، [از دین] بر گذشتگانتان بر می‌گردید؟ و کسی که [از دینش] بر عقبه‌اش روی بر گرداند پس هرگز چیزی به خداوند ضرر نخواهد رساند [بلکه به خودش ضرر می‌زند و زراعتش و نسلش را هلاک می‌کند] و خداوند بزودی به سپاسگزاران (کسانی که بر دینشان ثابت می‌مانند و بر استقامت در طریق خود می‌روند) جزاء خواهد داد

- ترجمه سلطانی

و محمّد جز رسولی نیست همانا قبل از او رسولانی درگذشتند آیا پس اگر بمیرد یا کشته شود، به دین گذشتگانتان بر می‌گردید؟ و کسی که (از دینش) بر عقبه‌اش روی بر گرداند پس هرگز به خداوند چیزی ضرر نخواهد رساند و خداوند بزودی به سپاسگزاران جزاء خواهد داد

- ترجمه راستین

محمد (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) جز یک پیامبر نیست که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند و درگذشتند، آیا اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیّت خود رجوع خواهید کرد؟پس هر که مرتد شود به خدا ضرری نخواهد رسانید، و البته خدا جزای نیک اعمال به شکرگزاران عطا کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٥ وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ

و بر نفسی نباشد که بمیرد [یا کشته شود] مگر با اجازهٔ (اباحت) خداوند [در حالی که] نوشته‌ای زمان‌دار (دارای وقت) هست [که اگر فرار کند از وقتش با تأخیر تخلّف نمی‌شود و اگر جنگ کند جلو نمی‌افتد] و کسی که پاداش دنیا را بخواهد از آن به او می‌دهیم {تعریض به کسی است که دنیا او را مشغول کرده و تعلّقش به آن او را از جنگ منع کرد و به کسی که غنائم روز اُحُد او را از امتثال امر مشغول کرد، مانند اصحاب عبد الله بن جُبَیر و از جنگ مانند بعضی انصار و به کسی که در آنروز از جنگ فرار کرد و رسول (ص) را ترک نمود} و کسی که پاداش آخرت را بخواهد از آن به او می‌دهیم {تعریض به کسی است که بر امتثال ثابت ماند مانند بعضی اصحاب عبد الله بن جُبَیر و به کسی که بر جنگ ثابت ماند تا کشته شد یا نجات یافت} و بزودی به شاکران پاداش خواهیم داد {مراد از شاکرین کسانی هستند که جهد خود را در راه خدا بذل کردند و دنیا و آخرت را از جهت امتثال امر خداوند و به جهت اعلاء (بلند گردانیدن) کلمهٔ او و به جهت حمایت دین او وراء پشت خود ترک کردند مانند علی (ع)}

- ترجمه سلطانی

و بر نفسی نباشد که بمیرد مگر با اجازهٔ (اباحت) خداوند (در حالی که) نوشته‌ای زمان‌دار (دارای وقت) هست و کسی که پاداش دنیا را بخواهد از آن به او می‌دهیم و کسی که پاداش آخرت را بخواهد از آن به او می‌دهیم و بزودی به شاکران پاداش خواهیم داد

- ترجمه راستین

و هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد مُرد، که اجل هر کس (در لوح قضای الهی) به وقت معین ثبت است، و هر که برای متاع دنیا کوشش کند از دنیا بهره‌مندش کنیم، و هر که ثواب آخرت خواهد از نعمت آخرت برخوردارش گردانیم، و البته سپاسگزاران را جزای نیک دهیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٦ وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِـمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ

و چه بسیار از پیامبران که جنگ کردند و با او ربّیّون (مردان الهی) بسیاری [بودند] و برای آنچه که در راه خدا به ایشان رسید [در رأیشان از جنگ و از قیام به امر دینشان] فتور (سستی) نکردند و [در ابدانشان] ضعیف نشدند و درمانده (ذلیل) نشدند و خداوند صبر کنندگان را دوست می‌دارد

- ترجمه سلطانی

و چه بسیار از پیامبران که جنگ کردند و با او ربّیّون (مردان الهی) بسیاری (بودند) و سستی نکردند برای آنچه که در راه خدا به ایشان رسید و ضعیف نشدند و درمانده نشدند و خداوند صبر کنندگان را دوست می‌دارد

- ترجمه راستین

چه بسیار رخ داده که پیغمبری جمعیت بسیار (از پیروانش) همراه او جنگیدند و با این حال، اهل ایمان با سختی‌هایی که در راه خدا به آنها رسید هرگز بیمناک و زبون نشدند و سر زیر بار دشمن فرو نیاوردند و (صبر و ثبات پیش گرفتند، که) خدا صابران را دوست می‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٧ وَمَا كَانَ قَـوْلَهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

و گفتارشان [همراه با ثباتشان در دینشان و کمال جهدشان برای رضای پروردگارشان] جز این نبود که [قالاً یا حالاً] می‌گفتند: [ای] پروردگار ما! گناهان ما و اسراف ما را در کارمان بر ما بیامرز و قدم‌های ما را ثابت بدار و ما را بر این قوم کافر یاری ده [یعنی که آنان با سخت‌گیریشان در دین خود و بذل وُسع خود در راه پروردگارشان از ذنوب (گناهان) خود ترسان بودند، و از پروردگارشان استغفار ‌نمودند و از دشمنانشان و دشمنان پروردگارشان به او التجاء (پناه) می‌بردند و از او استنصار (طلب یاری کردن) می‌کردند]

- ترجمه سلطانی

و گفتارشان جز این نمی‌باشد که می‌گویند: (ای) پروردگار ما! گناهان ما را و اسراف ما را در کارمان بر ما بیامرز و قدم‌های ما را ثابت بدار و ما را بر این قوم کافر یاری ده

- ترجمه راستین

و آنها جز این نمی‌گفتند که پروردگارا، از گناه و ستمی که ما درباره خود کرده‌ایم درگذر و ما را ثابت قدم بدار و بر (محو) گروه کافران مظفّر و منصور گردان.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤٨ فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

پس خداوند [به سبب ثبات آنان بر جنگ و التجائشان به خداوند و استغفارشان از او و استنصارشان (یاری خواستنشان) از او] خوبی دنیا [از پیروزی و غنیمت و هیبت و رعب در قلوب دشمنان و حسن آوازه و راحتی از جنگ به سبب علوّ کلمهٔ آنها و تسلیم شدن دشمنانشان به آنها و فوق همه التذاذ (لذّت بردن) از قرب خداوند و مناجات او] و حسن خوبی آخرت [از مراتب عالیه از جنّات عالیه مثل جنّت عدن و جنّت رضوان و نعیم آنها از آنچه که وصف شده و از آنچه که وصف نشده و بر قلب بشر خطور نکرده] را به آنها داد و خداوند نیکوکاران [یعنی آنها] را دوست می‌دارد

- ترجمه سلطانی

پس خداوند خوبی دنیا و حسن خوبی آخرت را به آنها داد و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد

- ترجمه راستین

پس خدا پاداش (فتح و فیروزی) در دنیا، و ثواب نیکو در آخرت نصیبشان گردانید، که خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٤٩ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ

ای کسانی که [با بیعت عامّه و قبول دعوت ظاهره] ایمان آورده‌اید اگر از کسانی که کفر ورزیده‌اند پیروی کنید شما را بر اعقابتان بر می‌گردانند و [شما را] زیانکار می‌گردانند {این آیه دربارهٔ منافقین، آنوقت که در روز اُحد هنگام شکست به مؤمنین گفتند: به سوی برادرانتان برگردید و به دین خود بازگردید نازل شد}

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر از کسانی که کفر ورزیده‌اند پیروی کنید شما را بر اعقابتان بر می‌گردانند و (شما را) زیانکار می‌گردانند

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، اگر پیروی کافران کنید شما را (از دین اسلام) باز به کفر برمی‌گردانند، آن‌گاه شما هم از زیانکاران خواهید گشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٠ بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ

[این منافقین که شما را از دینتان بر می‌گردانند مولاى شما نیستند] بلکه خداوند مولای شما است و او بهترین یاری کنندگان است

- ترجمه سلطانی

بلکه خداوند مولای شما است و او بهترین یاری کنندگان است

- ترجمه راستین

(ای مسلمانان، کافران یار شما نیستند) بلکه خدا یار شماست و او بهترین یاری‌کنندگان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥١ سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُـنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِـمِينَ

بزودی در قلوب کسانی که کفر ورزیده‌اند به (سبب) آنکه به آنچه که سلطانی (برهانی) به آن نازل نشده به خداوند [در طاعت و در وجود] شرک ورزیدند وحشتی القاء خواهیم کرد و جای آنان آتش است و [آتش] چه بد جایگاهی برای ستمکاران است

- ترجمه سلطانی

بزودی در قلوب کسانی که کفر ورزیده‌اند وحشتی القاء خواهیم کرد به (سبب) آنچه که به خداوند به آنچه که سلطانی (برهانی) به آن نازل نکرده شرک ورزیدند و (حال آنکه) جای آنان آتش است و چه بد جایگاهی برای ستمکاران است

- ترجمه راستین

به زودی در دل کافران بیم و هراس افکنیم، زیرا که آنان برای خدا چیزی را شریک قرار دادند که خدا اصلاً بر آن دلیلی فرو نفرستاده است. و منزلگاه آنان آتش است و سرای ستمکاران بد منزلگاهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٢ وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ

و همانا خداوند وعده‌اش [به شما] را به شما راست گفته است آنوقت که [در اُحُد] آنها را به اذن (ترخیص و اباحهٔ) او کشتید (جنگیدید) تا آنوقت که [از جنگیدن] سست شدید [و از ثبات در مراکزتان ضعف ورزیدید] و در کار نزاع کردید [به اینکه بعضی از شما گفتند: یاران ما غنیمت بردند، و بعضی از شما گفتند: از مکان خود حرکت نمی‌کنیم زیرا که رسول (ص) پیشتر به ما فرمان داده که حرکت نکنیم] و [از امر رسول به اینکه: چه مسلمین شکست خورند یا شکست دهند از مکان‌های خود حرکت نکنید] عصیان ورزیدید بعد از آنکه [خداوند] آنچه که دوست می‌دارید [از پیروزی و غنیمت] را به شما نشان داد، از شما کسانی هستند که دنیا را می‌خواهند [و آنها کسانی هستند که مراکزشان را برای حرص به غنیمت و خواستن عَرَض دنیا ترک کردند] و از شما کسانی هستند که آخرت را می‌خواهند [آنان کسانی هستند که ثابت ماندند تا آنکه کشته شدند] سپس شما را از [جنگیدن با] آنها [به ترس و فرار] منصرف کرد [تا آنکه به شما غلبه کردند] تا شما را بیازماید و حتماً [بعد از آنکه بر مخالفتتان پشیمان شدید به تفضّل از او بر شما و ثانیاً شما را بر آنها برتری داد به حیثی که به آنها غلبه کردید و آنها را ترساندید حتّی اینکه تا مکّه مکث نکردند و خائف شتابان بودند] از شما عفو کرده است و خداوند بر مؤمنین دارای فضل است [و به اعمالشان و استحقاقشان نظر نمی‌کند بلکه در همهٔ احوال استکمال آنها را می‌خواهد، ابتلاى آنها یا انعام (نعمت دادن) آنها یکسان است]

- ترجمه سلطانی

و همانا خداوند وعده‌اش را به شما راست گفته است آنوقت که آنها را به اذن (ترخیص و اباحهٔ) او کشتید تا آنوقت که (از جنگیدن) سست شدید (و از ثبات در مراکزتان ضعف ورزیدید) و در کار نزاع کردید و (از امر رسول) عصیان ورزیدید بعد از آنکه (خداوند) آنچه که دوست می‌دارید (از پیروزی و غنیمت) را به شما نشان داد، از شما کسانی هستند که دنیا را می‌خواهند و از شما کسانی هستند که آخرت را می‌خواهند سپس شما را از (تعقیب) آنها منصرف کرد تا شما را بیازماید و حتماً از شما عفو کرده است و خداوند بر مؤمنین دارای فضل است

- ترجمه راستین

و به حقیقت، خداوند صدق وعده خود را به شما نمود آن‌گاه که به فرمان خدا کافران را به خاک هلاک می‌افکندید تا وقتی که در کار جنگ (احد) سستی کرده و اختلاف برانگیختید و نافرمانی (حکم پیغمبر) نمودید پس از آنکه خدا آنچه آرزوی شما بود به شما نمود، منتها برخی جهت دنیا و برخی جهت آخرت می‌کوشیدید، سپس شما را از پیشرفت بازداشت تا شما را بیازماید، و خدا از تقصیر شما درگذشت، که خدا را با اهل ایمان عنایت و رحمت است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٣ إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُـولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِّكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَا أَصَابَكُمْ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

آنوقت که [در فرار کردنتان بر کوه] بالا می‌رفتید [یا در روی زمین فرار می‌کردید] و [برای شدّت ترستان در فرارتان به عقب خود نظر نمی‌کردید و] به اَحَدی توجّه نمی‌کردید و (حال آنکه) رسول، شما را در پشت سر شما فرا می‌خواند پس [رسول یا خداوند] با غمی [همان قتل موصول] به غم به شما جزاء داد تا [بعد آن] بر آنچه که از شما فوت شد و نه بر آنچه [از سختی‌ها در راه خدا] که به شما رسید اندوهگین نشوید [زیرا بلیّه وقتی که در طاعت خدا و طاعت رسولش باشد موثر اثری نمی‌شود بلکه برای بعضی لذّتبخش است] و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید آگاه است [پس بر اعمال شما بر حسب مصالح شما به شما جزاء می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

آنوقت که (در فرار کردنتان بر کوه) بالا می‌رفتید و به احدی توجّه نمی‌کردید و (حال آنکه) رسول، شما را در پشت سر شما فرا می‌خواند پس (رسول یا خداوند) با غمی به شما به غم جزاء داد تا (بعد از آن) بر آنچه که از شما فوت شد و نه بر آنچه که به شما رسید اندوهگین نشوید و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید آگاه است

- ترجمه راستین

(به یاد آرید) هنگامی که به مکانهای دوردست می‌گریختید و توجه به احدی نداشتید در حالی که پیغمبر شما را به یاری دیگران در صف کارزار می‌خواند!پس خداوند (به کیفر این بی‌ثباتی) غمی بر غم شما افزود تا از این پس بر آنچه از دست رفت یا برای رنج و المی که به شما می‌رسد اندوهناک نشوید، و خدا به هر چه کنید آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٥٤ ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِّنكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُـولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الْأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُـولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

سپس بعد از غم، ایمنی (آرامش) خواب سبکی را بر شما نازل کرد [تا بدانید که ابتلاء و ایمنى دو خارج از طریق معتاد (عادت شده) جز از خداوند نیستند و امورتان را به خداوند واگذار کنید] که گروهی از شما (مؤمنین خالص) را در بر می‌گیرد و گروهی دیگر (منافقان) همانا همّشان خودشان بود [بدون التفات به دین یا رسول (ص) و مسلمین] که با ظنّ ناحقّ (آئین جاهلیّت) به خداوند ظنّ می‌برند [نزد خودشان یا به اقرانشان (نزدیکانشان)] می‌گویند: آیا امری [از امر دین، یا از امر وعده به نصر و ظفر، یا از امر خود ما، و تدبیر خلاصی ما از این بلیّه] از چیزی برای (در اختیار) ما هست؟ [یا آیا برای ما نجاتی هست پس بر امر خودمان مسلّط باشیم؟] بگو: همانا امر همه‌اش [یعنی امر غلبه و نصرت یا امر تدبیر یا عالم امر و قضاء] برای خداوند است، [این گروه منافق] آنچه [از ملحق شدن به کفار] را که بر تو آشکار نمی‌کنند در خودشان مخفی می‌کنند، می‌گویند: اگر چیزی از امر [به یکی از معانی مذکوره] را می‌داشتیم (در اختیار ما می‌بود) [یا اگر ما در مدینه به اختیار خود می‌بودیم و از مدینه حرکت نمی‌کردیم چنانکه رأی ابن ابیّ و غیر او بود] اینجا کشته (مغلوب) نمی‌شدیم [و مقتولان از ما کشته نمی‌شدند]، بگو اگر در خانه‌هایتان هم [متحصّن] می‌بودید هرآینه کسانی که بر آنها کشته شدن در خوابگاه‌هایشان [در لوح محفوظ] نوشته (مقرّر، فرض، واجب) شده [آن خروج و جنگ و کشته شدن و مغلوبیّت به شما] بارز می‌شد و [آن انجام می‌شد] تا خداوند آنچه که در سینه‌های شما است را بیازماید و تا آنچه که در قلب‌های شما است را خالص گرداند {چون صدر (سینه) به اعتبار جهت سفلیّهٔ آن بر نفس اطلاق می‌شود و به اعتبار جهت آن به قلب حقیقی اطلاق قلب بر آن می‌شود ابتلاء که همان استعلام حال بد و اظهار ردائت (پستی) آن است به صدر، و تمحیص (پاک کردن) که آن تخلیص جید (خوبی) از ردیّ (بدی) و صحیح از فاسد است به قلب نسبت داده شده برای اینکه صدر منافق جز نفاق و فاسد از عقاید در آن نمی‌باشد، و تا فطرت انسانیّت از او قطع نشده و مرتدّ فطری نشده قلبش از امر حقّ خالی نمی‌شود و اگرچه اجمالی باشد} و خداوند به ذات (درون) سینه‌ها آگاه است [و امتحان از او برای استعلام امتحان کننده نمی‌باشد]

- ترجمه سلطانی

سپس بعد از غم، ایمنی (آرامش) خواب سبکی را بر شما نازل کرد که گروهی از شما (مؤمنین خالص) را در بر می‌گیرد و گروهی دیگر (منافقان) همانا همّشان خودشان بود که با ظنّ ناحقّ (آئین جاهلیّت) به خداوند ظنّ می‌برند می‌گویند آیا امری از چیزی برای ما هست بگو همانا امر همه‌اش برای خداوند است، آنچه را که بر تو آشکار نمی‌کنند در خودشان مخفی می‌کنند، می‌گویند اگر چیزی از امر را می‌داشتیم (در اختیار ما می‌بود) اینجا کشته (مغلوب) نمی‌شدیم، بگو اگر در خانه‌هایتان هم می‌بودید هرآینه کسانی که بر آنها کشته شدن در خوابگاه‌هایشان نوشته (مقرّر) شده بارز می‌شد و (آن انجام می‌شد) تا خداوند آنچه که در سینه‌های شما است را بیازماید و تا خالص گرداند آنچه را که در قلب‌های شما است و خداوند به ذات (درون) سینه‌ها آگاه است

- ترجمه راستین

پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق می‌بردند (از روی انکار) می‌گفتند: آیا ممکن است ما را قدرتی به دست آید؟بگو: تنها خداست که بر عالم هستی فرمانرواست. (منافقان از ترس مؤمنان) خیالات باطل خود را که در دل می‌پرورند با تو اظهار نمی‌دارند، (با خود) می‌گویند: اگر ما را قدرت و پیروزی بود (شکست نمی‌خوردیم) و در اینجا کشته نمی‌شدیم. بگو: اگر در خانه‌های خود هم بودید باز کسانی که سرنوشت آنان (در قضای الهی) کشته شدن است (از خانه‌ها) به پای خود به قتلگاه بیرون می‌آمدند، تا خدا آنچه در سینه دارید بیازماید و آنچه در دل دارید پاک و خالص گرداند، و خدا از راز درون سینه‌ها آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٥ إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ

همانا در روزی که دو جمع (گروه) [مؤمنین و مشرکین در اُحد] رودررو شدند کسانی از شما [از جنگیدن] پشت کردند جز این نیست که شیطان به بعضی از آنچه [از گناهان سالفهٔ خود] که کسب کرده بودند لغزش (زلّت) آنها را طلب کرد [یا آنها را لغزاند] و همانا [چون توبه کردند و عذر خواستند] خداوند از آنها عفو کرد که خداوند [بر کسی که اعتراف می‌کند و پشیمان می‌شود] بسیار آمرزنده است و بردبار است [که به جهت انتظار توبه کردن و از جهت اتمام حجّت به مؤاخذت تعجیل کننده نیست]

- ترجمه سلطانی

همانا در روزی که دو جمع (گروه) (مؤمنین و مشرکین در اُحد) رودررو شدند کسانی از شما (از جنگیدن) پشت کردند جز این نیست که شیطان به بعضی از آنچه (از گناهان سالفهٔ خود) که کسب کرده بودند لغزیدن آنها را طلب کرد و همانا (چون توبه کردند و عذر خواستند) خداوند از آنها عفو کرد که خداوند بسیار آمرزنده و بردبار است

- ترجمه راستین

کسانی از شما که در روز برخورد دو گروه (مسلمان و کافر در جنگ احد) پشت کردند و فراری شدند شیطان آنها را به سبب نافرمانی و بدکرداریشان به لغزش افکند، و همانا خدا از آنها درگذشت، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٦ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَّوْ كَانُوا عِندَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید مانند کسانی که [به لحاظ نفاق یا مطلقاً] کفر ورزیده‌اند نباشید، و به [خاطر] برادرانشان وقتی که [برای تجارت و غیر آن] در زمین راه می‌افتند یا که جنگجویانی بودند [در حقّ آنها] گفتند: اگر که نزد ما می‌بودند [و به سفر یا جنگ نرفته بودند] نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند، البتّه خداوند آن را به عنوان حسرت در قلب‌هایشان قرار می‌دهد و (حال آنکه) خداوند است که حیات می‌دهد [یعنی حیات را در نطفه‌ای که حیات ندارد پدید می‌آورد و آن را در حیات باقی می‌دارد نه اقامت در خانه‌ها] و می‌میراند [نه سفر و جنگ]، و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید بصیر است

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید مانند کسانی که (به لحاظ نفاق یا مطلقاً) کفر ورزیده‌اند نباشید، و به (خاطر) برادرانشان وقتی که (برای تجارت و غیر آن) در زمین راه می‌افتند یا که جنگجویانی بودند (در حقّ آنها) گفتند: اگر که نزد ما می‌بودند (و به سفر یا جنگ نرفته بودند) نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند، البتّه خداوند آن را به عنوان حسرت در قلب‌هایشان قرار می‌دهد و (حال آنکه) خداوند است که حیات می‌دهد و می‌میراند و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید بصیر است

- ترجمه راستین

ای گرویدگان (به دین اسلام) ، شما مانند کسانی نباشید که راه کفر (و نفاق) پیمودند و درباره برادران و خویشان خود که به سفر رفته و یا به جنگ حاضر شدند (و مردند یا به شهادت رسیدند) گفتند: اگر نزد ما می‌ماندند به چنگ مرگ نمی‌افتادند و کشته نمی‌شدند. این آرزوهای باطل را خدا حسرت دلهای آنان خواهد کرد، و خداست که زنده می‌گرداند و می‌میراند و خدا به هر چه کنید آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٧ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ

و اگر در راه خدا کشته شوید یا [در راه او] بمیرید قطعاً آمرزشی [عظیم] از خداوند و رحمت [عظیم حاصله بر شما] بهتر است از آنچه که [از حطام (آشغال روی هم ریخته) دنیا و اعراض آن] جمع می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید قطعاً آمرزشی (عظیم) از خداوند و رحمت بهتر است از آنچه که (از حطام (آشغال روی هم ریخته) دنیا و اعراض آن) جمع می‌کنند

- ترجمه راستین

اگر در راه خدا کشته شده یا بمیرید (در آن جهان به آمرزش و رحمت خدا نائل شوید، که) همانا آمرزش و رحمت خدا بهتر از هر چیز است که (در حیات دنیا برای خود) فراهم آورند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٥٨ وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ

و اگر بمیرید یا کشته شوید حتماً به خداوند [که او مولاى شما و ولىّ امر شما و حبیب قلوب شما و منتهای طلب شما است] حشر می‌شوید [پس چرا کراهت می‌ورزید]

- ترجمه سلطانی

و اگر بمیرید یا کشته شوید حتماً به خداوند حشر می‌شوید (پس چرا کراهت می‌ورزید)

- ترجمه راستین

و اگر (در راه خدا) بمیرید یا کشته شوید (به رحمت ایزدی در پیوسته و) به سوی خدا محشور خواهید شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥٩ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ

و به (سبب) رحمت خداوند است که [تو] بر آنها نرمخو شدی و اگر تو خشن (بد خُلق) غلیظ القلب (بی رأفت) می‌بودی هرآینه از دور و بَرَت پراکنده می‌شدند [و به تو آرام نمی‌شدند] پس [در مدارات (لطف و ملایمت کردن) با آنها بکوش و از بد کردنشان نسبت به خود] از آنها عفو کن و برای آنها استغفار کن و [به جهت تطبیب (پاکیزه نمودن) نفوس آنان و به جهت تحبیب (دوست کردن) آنان به خود و از جهت استظهار (کمک گرفتن) از رأی آنها و به جهت تسنین (سنّت کردن) سنّت مشاورت در امّتت] در کار با آنها مشورت کن و وقتی که عزم می‌کنی [بر شورا و اتّفاق آراء اعتماد مکن زیرا صلاح و فساد در امور در دست خداوند است] پس بر خداوند توکّل کن که خداوند توکّل کنندگان را دوست می‌دارد [و شرفی فوق محبّت خداوند نیست]

- ترجمه سلطانی

و به (سبب) رحمت خداوند است که (تو) بر آنها نرمخو شدی و اگر تو خشن (بد خُلق) غلیظ القلب (بی رأفت) می‌بودی هرآینه از دور و بَرَت پراکنده می‌شدند پس از آنها عفو کن و برای آنها استغفار کن و در کار با آنها مشورت کن و وقتی که عزم می‌کنی پس بر خداوند توکّل کن که خداوند توکّل کنندگان را دوست می‌دارد

- ترجمه راستین

به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سخت‌دل بودی مردم از گِرد تو متفرق می‌شدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٠ إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

اگر خداوند به شما یاری کند پس غلبه کننده‌ای بر شما نیست و اگر شما را تنها گذارد پس بعد از [خذلان] او چه کسیست که به شما یاری کند و امّا مؤمنین تنها باید بر خداوند توکّل کنند

- ترجمه سلطانی

اگر خداوند به شما یاری کند پس غلبه کننده‌ای بر شما نیست و اگر شما را تنها گذارد پس بعد از (خذلان) او چه کسیست که به شما یاری کند و امّا مؤمنین تنها باید بر خداوند توکّل کنند

- ترجمه راستین

اگر خدا شما را یاری کند محال است کسی بر شما غالب آید، و اگر به خواری واگذارد آن کیست که بتواند بعد از آن شما را یاری کند؟و اهل ایمان تنها به خدا باید اعتماد کنند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦١ وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

و برای پیامبر [شایسته] نباشد که خیانت کند [یعنی برای منافات نبوّت و خیانت برای احدی از انبیاء غلول (خیانت) وجود ندارد] و کسی که خیانت می‌کند در روز قیامت آنچه که خیانت کرده را [به حیثی] می‌آورد [که مردم می‌شناسند که او با آن خیانت کرده تا بر رئوس اشهاد (در حضور گواهان) مفتضح شود] سپس هر نفسی به آنچه که کسب کرده [به عین آن بنابر تجسّم اعمال] وفا (به تمامی داده) می‌شود و [با نقص ثواب یا زیادت عقاب] به آنان ظلم نمی‌شود

- ترجمه سلطانی

و برای پیامبر (شایسته) نباشد که خیانت کند و کسی که خیانت می‌کند در روز قیامت آنچه که خیانت کرده را می‌آورد سپس هر نفسی به آنچه که کسب کرده وفا (به تمامی داده) می‌شود و به آنان ظلم نمی‌شود

- ترجمه راستین

و هیچ پیغمبری خیانت نخواهد کرد، و هر کس خیانت کند روز قیامت با همان خیانت بیاید (و به کیفر آن برسد) و هر کس هر عمل به جا آرد به جزای کامل آن می‌رسد و به هیچ کس ستمی نخواهد شد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٢ أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَن بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ

آیا پس کسی که [با اتّباع رسول (ص) در امر او و نهی او] از خشنودی خداوند تبعیّت می‌کند مانند کسی است که با سخطی (خشمی) از خداوند [به سوی خدا] برگشته (رجوع کرده) و جایگاهش جهنّم است و [جهنّم] بد بازگشتگاهی است

- ترجمه سلطانی

آیا پس کسی که از خشنودی خداوند تبعیّت می‌کند مانند کسی است که با سخطی (خشمی) از خداوند برگشته و جایگاهش جهنّم است و (جهنّم) بد بازگشتگاهی است

- ترجمه راستین

آیا کسی که (به ایمان) در راه رضای خدا قدم بردارد مانند کسی است که (به کفر) راه غضب خدا پیماید؟که منزلگاه او جهنم است و بسیار بد جایگاهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٣ هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ

برای آنها [یعنی تابعان رضوان خداوند و بائون (برگشت کنندگان) به سخط خداوند] درجاتی نزد خداوند هست [و اگرچه نزد مردم متساوی دیده می‌شوند] {چون عالم ارواح طیّبه عالمی وسیع دارای مراتب و درجات است و همچنین است عالم ارواح خبیثه که جحیم و آلام (رنج‌ها) آن در آن است، و هر کس که به یکی از این دو عالم متّصل شود به مرتبه‌ای از آن متحقّق است و متّصلین به عالم ارواح طیّبه و نه متّصلین به عالم ارواح خبیثه در مرتبه و درجه متساوی نیستند بلکه برای هر کدام مرتبه و درجه‌ای هست که برای غیر او از کسانی که به شأن او نمی‌باشند نیست} و خداوند به آنچه که عمل می‌کنند بصیر است [و عمل هر کدام و درجه‌اش را بر حسب عمل او می‌داند و بر حسب آن به او جزاء می‌دهد]

- ترجمه سلطانی

برای آنها درجاتی نزد خداوند هست و خداوند به آنچه که عمل می‌کنند بصیر است

- ترجمه راستین

این دو گروه را (به مراتب ایمان و کفر) نزد خدا درجات (مختلفه) است و خدا به هر چه می‌کنند بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٤ لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُـولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ

همانا خداوند بر مؤمنین منّت گذاشته (نعمت داده) آنوقت که رسولی از خودشان (بشری مثل آنها و از سنخ آنها) را در [میان] آنها مبعوث کرد که [بعد آنکه جهّالی بودند که نه کتابی و نه شریعتی را می‌شناختند] آیاتش را برای آنها بخواند و آنها را [از آنچه که برای انسان شایسته است که از آن پاکیزه شود] تزکیه کند (پاک گرداند) و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و اگرچه [آنها] قبل از آن البتّه در گمراهی واضحی (بدیهی) بودند

- ترجمه سلطانی

همانا خداوند بر مؤمنین منّت گذاشته (نعمت داده) آنوقت که رسولی از خودشان (بشری مثل آنها و از سنخ آنها) را در (میان) آنها مبعوث کرد که آیاتش را برای آنان بخواند و آنها را تزکیه کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد و اگرچه آنها قبل از آن البتّه در گمراهی واضحی (بدیهی) بودند

- ترجمه راستین

خدا بر اهل ایمان منّت گذاشت که رسولی از خودشان در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات او را تلاوت می‌کند و آنان را پاک می‌گرداند و به آنها علم کتاب (احکام شریعت) و حقایق حکمت می‌آموزد، و همانا پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٥ أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

و آیا چون [در روز اُحُد با کشته شدن هفتاد نفر از شما] مصیبتی به شما اصابت کرد که مثل آن [در بَدْر با قتل هفتاد نفر و اسارت هفتاد تن] به شما اصابت کرده گفتید که این از کجا (چگونه) است؟ بگو آن از نزد خود شما است [با اختیار کردن فدیه گرفتن از اسیران در جنگ بَدْر و حال آنکه رسول (ص) به شما خبر داده بود که حکم دربارهٔ آنها کشتن است و با این وجود اصرار به فدیه گرفتن کردید نه کشتن تا آنکه خداوند فداء گرفتن را برای شما مباح کرد به شرط اینکه در سال قابل (آینده) به عدد کسانی که از او فداء می‌گیرید از شما کشته شود، و آن را قبول کردید و از هفتاد اسیر فداء گرفتید و عواقب آن را در سال قابل (آینده) در اُحُد دیدید] همانا خداوند بر هر چیزی توانا است [پس بر اصابت به شما و اصابت به دشمن شما قدرت دارد و گاهی برای مصالح راجعه به استکمال نفوستان شما را خوار می‌نماید]

- ترجمه سلطانی

و آیا چون (در روز اُحد) مصیبتی به شما اصابت کرد که مثل آن (در بدر) به شما اصابت کرده گفتید که این از کجا (چگونه) است؟ بگو آن از نزد خود شما است (با اختیار کردن فدیه گرفتن از اسیران در روز بدر و (حال آنکه) رسول (ص) به شما خبر داده بود که حکم دربارهٔ آنها کشتن است و (با این وجود اصرار در فدیه گرفتن کردید و عواقب آن را در اُحد دیدید) همانا خداوند بر هر چیزی توانا است

- ترجمه راستین

آیا هر گاه به شما آسیبی رسد در صورتی که دو برابر آن آسیب را به دشمنان رساندید (باز از روی تعجب) گویید: این از کجاست؟بگو: این مصیبت از دست خود کشیدید، همانا خدا بر هر چیز تواناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۴

١٦٦ وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ

و آنچه در روز رویارویی دو گروه [در اُحُد در هزیمت (شکست) و قتل و جرح] به شما اصابت کرد پس به اجازهٔ (با اباحت تکوینی و ترخیص) خداوند بود [تا آنکه شما را امتحان کند] و برای این [بود] که مؤمنین را معلوم کند

- ترجمه سلطانی

و آنچه در روز رویارویی دو گروه (در اُحد) به شما اصابت کرد پس با اجازهٔ (تکوینی و ترخیص) خداوند بود و برای این بود که مؤمنین را معلوم کند

- ترجمه راستین

و آنچه در روز (اُحد هنگام) مقابله دو صف کارزار به شما رسید به قضا و مشیّت نافذ خدا بود (تا آنکه بیازماید اهل ایمان را) و تا معلوم کند چه کسانی ثابت‌قدم در ایمانند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٧ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَّاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يَقُـولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ

و برای این [بود] که کسانی که نفاق ورزیدند را معلوم کند [تا دو فریق (گروه) با ظهور ایمان اینان و نفاق آنان متمایز شوند و علم او به آن دو ظاهر شود یا برای اینکه پیامبر که همان مظهر او است بداند زیرا علم او علم خداوند است] و به آنها گفته شد بیایید [بدون نظر به خودتان و حفظ کردن شما انفستان و عیالتان] در راه خدا جنگ کنید یا [از خودتان و عیالتان و اموالتان بدون نظر به امر خداوند و راه او] دفاع کنید، گفتند: اگر می‌دانستیم که [آنچه که شما در آن هستید] جنگ است حتماً از شما تبعیّت می‌کردیم [زیرا در جنگ آنچه که در آن احتمال غلبه باشد هست ولو در بعضی احیان، و این امر این‌چنین نیست برای اینکه در آن جز مغلوبیّت و هلاکت نیست] در آنروز آنها به کفر نزدیک‌تر از ایمان بودند [و معنی می‌دهد که آنان بر اسلام بودند لکن آنها با ظهور نفاقشان مانند این است که آنها بین کفر و ایمان واقع شدند و به کفر نزدیک‌تر گشتند] که آنچه که در قلوبشان نیست را با زبان‌هایشان می‌گویند، و خداوند به آنچه [از اعتماد بر اسباب و عدم اعتقاد به خداوند و به نبوّت نبیّ (ص)] که پنهان می‌کنند داناتر است

- ترجمه سلطانی

و برای این بود که کسانی که نفاق ورزیدند را معلوم کند و به آنها گفته شد بیایید در راه خدا جنگ کنید یا دفاع کنید، گفتند: اگر می‌دانستیم که جنگ است حتماً از شما تبعیّت می‌کردیم در آنروز آنها به کفر نزدیک‌تر از آنها به ایمان بودند که با زبان‌هایشان می‌گویند آنچه را که در قلوبشان نیست، و خداوند به آنچه که پنهان می‌کنند داناتر است

- ترجمه راستین

و تا معلوم کند حالِ آنان که نفاق و دورویی کردند و (چون) به آنها گفته شد بیایید در راه خدا جهاد و یا دفاع کنید (عذر آوردند و) گفتند که اگر ما به فنون جنگی دانا بودیم از شما تبعیت نموده و به کارزار می‌آمدیم. اینان به کفر نزدیکترند تا به ایمان؛ به زبان چیزی اظهار کنند که در دل خلاف آن پنهان داشته‌اند، و خدا بر آنچه پنهان می‌دارند آگاه‌تر از خود آنهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٨ الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

به کسانی که به (در حقّ) برادرانشان گفتند و نشستند: که اگر [در نشستن و عدم خروج از مدینه] از ما اطاعت می‌کردند کشته نمی‌شدند [به آنان] بگو پس اگر راستگو می‌باشید [که تدبیر شما، شما را ابقا می‌کند و اینکه برادرانتان چون از تدبیر شما و قول شما خارج شدند هلاک شدند] مرگ را از خودتان دور کنید

- ترجمه سلطانی

به کسانی که به (در حقّ) برادرانشان گفتند و نشستند: که اگر (با عدم خروج از مدینه) از ما اطاعت می‌کردند کشته نمی‌شدند (به آنان) بگو پس اگر راستگو می‌باشید مرگ را از خودتان دور کنید

- ترجمه راستین

آن کسانی که در جنگ با سپاه اسلام همراهی نکرده و درباره برادران خود گفتند: اگر آنان نیز سخنان ما را شنیده بودند (و به جنگ احد نرفته بودند) کشته نمی‌شدند، بگو: (شما که برای حفظ حیات دیگران چاره توانید کرد) مرگ را از خود دور کنید اگر راست می‌گویید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦٩ وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

و هرگز مپندار [یا مپندارید که] کسانی که [انفس آنها] در راه خدا کشته شده‌اند مرده هستند بلکه [آنان] زنده هستند [در حالی که با رزق مناسب به مقام آنها] نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند

- ترجمه سلطانی

و هرگز مپندار کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده هستند بلکه زنده هستند (در حالی که) نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند

- ترجمه راستین

البته نپندارید که شهیدان راه خدا مرده‌اند، بلکه زنده‌اند (به حیات ابدی و) در نزد خدا متنعّم خواهند بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٠ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

شادمانند به آنچه که خداوند از فضلش به آنها داده {فضل خداوند بر نعمت‌های او اطلاق می‌شود که آنها را به بندگان خویش از جهت کثرات آنها افاضه می‌کند مثل احکام رسالت و نعمت‌هایی که خداوند به سبب قبول احکام رسالت و عمل به آنها به آن به عباد پاداش می‌دهد، کما اینکه رحمت بر نعمت‌هایی اطلاق می‌شود که آن از جهت وحدت آنها به بندگان افاضه می‌شود مثل ولایت و آثار آن و مجازات (جزا دادن) به آن} و بشارت می‌دهند [یا خوشحالی می‌کنند یا طلب خوشحالی می‌کنند یا به خودشان یا به غیر خود] به کسانی از پشت سرشان که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند [بشارت می‌دهند] که نه ترسی بر آنان است و نه آنها اندوهگین می‌شوند

- ترجمه سلطانی

شادمانند به آنچه که خداوند از فضلش به آنها داده و بشارت می‌دهند به کسانی از پشت سرشان که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند، که نه ترسی بر آنان است و نه آنها اندوهگین می‌شوند

- ترجمه راستین

آنان به فضل و رحمتی که خدا نصیبشان گردانیده شادمانند، و دلشادند به حال آن مؤمنان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و بعداً در پی آنها به سرای آخرت خواهند شتافت که بیمی بر آنان نیست و غمی نخواهند داشت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧١ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ

بشارت می‌دهند به نعمت و فضل از خداوند {نعمت مانند رحمت، ولایت و هر آنچه که از آن صادر شود یا به آن منتهی شود است و فضل، رسالت و قبول احکام آن و مجازات (جزاء دادن) به آن است و لذلک نعمت به علی (ع) و فضل به محمّد (ص) تفسیر شده}و همانا خداوند اجر مؤمنین را ضایع نمی‌کند

- ترجمه سلطانی

بشارت می‌دهند به نعمت و فضل از خداوند و همانا خداوند اجر مؤمنین را ضایع نمی‌کند

- ترجمه راستین

دلشادند به نعمت و فضل خدا و این که خداوند اجر اهل ایمان را هرگز ضایع نگذارد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٢ الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُـولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ

کسانی که بعد از آنکه به آنها رنج رسید خداوند و رسول را استجابت کردند برای کسانی از آنها که احسان کرده‌اند و تقوا پیشه نمودند اجری عظیم هست

- ترجمه سلطانی

کسانی که بعد از آنکه به آنها رنج رسید خداوند و رسول را استجابت کردند برای کسانی از آنها که احسان کرده‌اند و تقوا پیشه نمودند اجری عظیم هست

- ترجمه راستین

آنان که دعوت خدا و رسول را اجابت کنند پس از آنکه به آنها رنج و الم رسید، از آنها هر کس نیکوکار و پرهیزکار شد اجر عظیم خواهد یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٣ الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ

کسانی که مردم به آنها گفتند: همانا مردم (ابوسفیان و اصحابش) برای شما جمع شده‌اند پس از آنان بترسید، پس ایمان آنان بیشتر شد و گفتند خداوند ما را کافی است و چه خوب وکیلی است {برای اینکه متوسّل به خداوند بعد از اتّصال به خلفای او به سبب ایمان وقتی که بلیّه به او دَهَم (فروگرفتن چیزی به انبوه، ناگاه رسیدن/آمدن، هجوم آوردن) آید اتّصال ایمانیش زیاد می‌شود و توسّلش و ایمانش قوی می‌شود}

- ترجمه سلطانی

کسانی که مردم به آنها گفتند: همانا مردم (ابوسفیان و اصحابش) برای شما جمع شده‌اند پس از آنان بترسید، پس ایمان آنان بیشتر شد و گفتند خداوند ما را کافی است و چه خوب وکیلی است

- ترجمه راستین

آن مؤمنانی که چون مردم (منافق) به آنها گفتند: لشکری بسیار بر علیه شما مؤمنان فراهم شده، از آنان در اندیشه و بر حذر باشید، (این تبلیغات) بر ایمانشان بیفزود و گفتند: تنها خدا ما را کفایت کند و او نیکو وکیل و کارسازی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۵

١٧٤ فَانقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ

پس [از حمراء الاسد (موضعی بین حرمین در هشت میلی از مدینه) یا از بدر صغری همراه] با نعمتی و فضلی از خداوند بازگشتند [یعنی همراه با نعمتى از خداوند و آن عافیت آنها از جنگ و سلامتی آنها از اثر جراح است که به آنها بود و قوّت از قلب و ایمان؛ و فضل، شرف و صیت (آوازه) و ارعاب قلوب اعداء است یا نعمتى که آن از تجارات در بدر به آنها رسید است و فضل همان سودی است که از دو برابر آنچه که داشتند به آن رسیدند، یا نعمت همان علی (ع) و فضل همان محمّد (ص) است، حال آنکه] بدیی [نه از دشمنانشان و نه از جراحاتشان] آنها را مسّ (لمس، اصابت) نکرد [و حیثی که با آنچه که از جراح به آنها بود امتثال امر او را کردند] و از رضای خداوند تبعیّت کردند و خداوند دارندهٔ فضلی بزرگ است [پس در آخرت با آنچه که نه حدّ دارد و نه چشمی دیده است به آنها تفضّل می‌کند]

- ترجمه سلطانی

پس با نعمتی و فضلی از خداوند بازگشتند (حال آنکه) بدیی آنها را مسّ (لمس، اصابت) نکرد و از رضای خداوند تبعیّت کردند و خداوند دارندهٔ فضلی بزرگ است

- ترجمه راستین

آن گروه مؤمنان با نعمت و فضل خدا در حالی بازگشتند که بر آنان هیچ الم و رنجی پیش نیامد و پیرو رضای خدا شدند، و خدا صاحب فضل و رحمتی بزرگ است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٥ إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را می‌ترساند پس از آنها [شیطان و کسانی که با او هستند یا از اولیاء شیطان] هراس مدارید و از من ترسان باشید [زیرا ضرر از هر ضرر زننده‌ای به احدی نمی‌رسد مگر به اجازهٔ من] اگر مؤمن می‌باشید [زیرا شأن ایمان و اعتقاد به توحید خدا این است که مؤمن جز به خداوند امید نمی‌دارد و جز از خداوند نمی‌ترسد]

- ترجمه سلطانی

جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را می‌ترساند پس از آنها هراس مدارید و از من ترسان باشید اگر مؤمن می‌باشید

- ترجمه راستین

تنها این شیطان است که می‌ترساند دوستداران خود را، شما مسلمانان از آنان بیم و اندیشه مکنید و از من بترسید اگر اهل ایمانید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٦ وَلَا يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

و کسانی (منافقین متخلّف از جهاد) که [در ذهاب (رفتن)] به سوی کفر می‌شتابند نباید تو را غمگین کنند آنها هرگز به چیزی [از ضرر] به خداوند (به اولیاء خداوند و مظاهر او در زمین) ضرر نخواهند رساند، خداوند می‌خواهد که در آخرت بهره‌ای برای آنها قرار ندهد و برای آنها [در دنیا و آخرت] عذابی بزرگ هست

- ترجمه سلطانی

و کسانی که به سوی کفر می‌شتابند نباید تو را غمگین کنند آنها هرگز چیزی به خداوند ضرر نخواهند رساند، خداوند می‌خواهد که در آخرت بهره‌ای برای آنها قرار ندهد و برای آنها عذابی بزرگ هست

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) تو اندوهناک مباش که گروهی به راه کفر می‌شتابند، آنها هرگز زیانی به خدا نرسانند و خدا می‌خواهد آنها را در آخرت هیچ نصیبی ندهد، و نصیبشان عذاب بزرگ و سخت دوزخ خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٧ إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

همانا کسانی که کفر را به جای ایمان خریدند هرگز چیزی به خداوند زیان نخواهند رساند و [در دنیا و آخرت] برای آنها عذابی دردناک هست

- ترجمه سلطانی

همانا کسانی که کفر را به جای ایمان خریدند هرگز به خداوند چیزی زیان نخواهند رساند و برای آنها عذابی دردناک هست

- ترجمه راستین

آنان که خریدار کفر شدند به عوض ایمان، هرگز زیانی به خدا نمی‌رسانند، و آنان را عذابی دردناک است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٨ وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ

و آنان که کفر ورزیدند نباید گمان کنند که آنچه که [با اطالهٔ عمر] به آنها مهلت می‌دهیم به عنوان خیر برای انفس آنها است جز این نیست که عمر را برای آنها طولانی می‌کنیم تا به گناه بیفزایند و برای آنها [در دنیا و آخرت] عذابی خوار کننده هست

- ترجمه سلطانی

و آنان که کفر ورزیدند نباید گمان کنند که آنچه که (با اطالهٔ عمر) به آنها مهلت می‌دهیم به عنوان خیر برای انفس آنها است جز این نیست که عمر را برای آنها طولانی می‌کنیم تا به گناه بیفزایند و برای آنها عذابی خوار کننده هست

- ترجمه راستین

آنان که به راه کفر رفتند گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می‌دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود، بلکه آنها را (برای امتحان) مهلت می‌دهیم تا بر گناه و سرکشی خود بیفزایند، و آنان را عذابی خوارکننده است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧٩ مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ

خداوند را نباشد (نسزد) که مؤمنان را بر این حالی که شما بر آن هستید [از اختلاط مخلص به منافق و محقّق به منتحل] رها کند [بلکه خوی قدیم او ابتلاء و امتحان به تکالیف مخالف با هوی است] تا آنکه خبیث را از پاک متمایز کند و خداوند را نباشد که شما را بر غیب مطّلع سازد و لکن خداوند کسی از رسولانش را که بخواهد بر می‌گزیند [پس دربارهٔ آنچه که آن از شما غیب است به رأی خود نگویید، از گفتارتان که اگر چنین می‌بود حتماً چنان می‌شد، و از نسبت دادن خیر و شرّ به بندگان] پس به خداوند و رسول او ایمان بیاورید [اذعان کنید یا حقیقتاً اسلام آورید چنانکه ظاهراً اسلام آوردید یا با ایمان خاصّ و بیعت خاصّه و قبول دعوت باطنه ایمان بیاورید] و اگر ایمان بیاورید [یعنی اذعان کنید یا با بیعت عامّه اسلام آورید یا با بیعت خاصّه ایمان بیاورید] و [با اتّباع خلفای او در آنچه که به آن امر کرده‌اند و از آن نهی کرده‌اند از سخط خداوند] پروا کنید [یا با بیعت خاصّه از انحراف از طریق بپرهیزید، یا بعد از بیعت خاصّه و دخول در آن از خروج از طریق بپرهیزید] پس برای شما پاداشی عظیم هست

- ترجمه سلطانی

خداوند را نباشد (نسزد) که مؤمنان را بر این حالی که شما بر آن هستید رها کند تا آنکه خبیث را از پاک متمایز کند و خداوند را نباشد که شما را بر غیب مطّلع سازد و لکن خداوند کسی از رسولانش را که بخواهد بر می‌گزیند پس به خداوند و رسول او ایمان آورید و اگر ایمان آورید و (از سخط خداوند) پروا کنید پس برای شما پاداشی عظیم هست

- ترجمه راستین

خداوند هرگز مؤمنان را بدین حال کنونی که برآنید وانگذارد تا آنکه (با آزمایش خود) بدسرشت را از پاک گوهر جدا کند. و خدا همه شما را از سرّ غیب آگاه نسازد و لیکن (به این مقام) از پیغمبران خود هر که را مشیّت او تعلق گرفت برگزیند، پس شما به خدا و پیغمبرانش بگروید، که هر گاه ایمان آرید و پرهیزکار شوید اجر عظیم خواهید یافت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٠ وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُم بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

و کسانی که به آنچه که خداوند از فضلش به ایشان داده بُخل می‌ورزند نباید گمان کنند که آن (بُخل) برای آنها خیر است بلکه آن برای آنها شرّ است بزودی آنچه که به آن بُخل می‌ورزیدند در روز قیامت طوق [گردن]شان خواهد شد و میراث آسمان‌ها و زمین [یعنی آنچه که در آسمان‌ها و زمین است] برای خداوند است [پس بر عاقل نسزد که به آن بخل ورزد و با دست خودش آن را عطاء نکند یا که به ملک غیر بخل ورزد و آن را به امر او عطاء نکند یا معنی می‌دهد میراث، این آسمان‌ها و آنچه که در آن است و زمین و آنچه که در آن است از عالم کبیر و صغیر برای خداوند است، یعنی همه فانی می‌شوند و خدای واحد قهّار وارث آنها و بر آنچه که در آنها است باقی می‌ماند؛ پس چرا مرد به متروکٌ به اهمیّت دهد و بخل ورزد؟!] و خداوند به آنچه [از بُخل و اعطاء] که عمل می‌کنید آگاه است

- ترجمه سلطانی

و کسانی که بخل می‌ورزند به آنچه که خداوند از فضلش به ایشان داده نباید گمان کنند که آن برای آنها خیر است بلکه آن برای آنها شرّ است بزودی آنچه که به آن بخل می‌ورزیدند در روز قیامت طوق (گردن)شان خواهد شد و میراث آسمان‌ها و زمین برای خداوند است و خداوند به آنچه که عمل می‌کنید آگاه است

- ترجمه راستین

آنان که بخل نموده و از مالی که خدا از فضل خویش به آنها داده حقوق فقیران را ادا نمی‌کنند گمان نکنند این بخل به نفع آنها خواهد بود بلکه به ضرر آنهاست، چه آنکه مالی که در آن بخل ورزند در قیامت زنجیر گردن آنها شود، و تنها خدا وارث آسمانها و زمین است و خدا به کردار شما آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۵

١٨١ لَّقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَـوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُـولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ

هرآینه خداوند گفتهٔ کسانی (یهود) که گفتند: همانا خداوند فقیر است و ما دارا هستیم را شنید، بزودی آنچه را که گفتند و کشتن به غیر حقّ آنها پیامبران را خواهیم نوشت و می‌گوییم عذاب حریق (آتش) را بچشید

- ترجمه سلطانی

هرآینه خداوند گفتهٔ کسانی را که گفتند: همانا خداوند فقیر است و ما دارا هستیم را شنیده است، بزودی آنچه را که گفتند و کشتن آنها پیامبران را به غیر حقّ خواهیم نوشت و می‌گوییم عذاب حریق (آتش) را بچشید

- ترجمه راستین

هر آینه خدا شنید سخن (جاهلانه) آن کسان را که گفتند: خدا فقیر است و ما دارا. البته ما گفتارشان را ثبت خواهیم کرد با این گناه بزرگشان که انبیاء را به ناحق کشتند، و گوییم: بچشید عذاب آتش سوزان را.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٢ ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَـلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ

آن (عذاب) به (سبب) آنچه است که دستانتان از پیش فرستاده و همانا خداوند ظالم بر بندگان نیست

- ترجمه سلطانی

آن (عذاب) به (سبب) آنچه است که دستانتان از پیش فرستاده و همانا خداوند ظلم کننده بر بندگان نیست

- ترجمه راستین

این عذاب به خاطر کارهایی است که به دست خود پیش فرستادید، و خدا هرگز در حق بندگان ستم نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٣ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُـولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

کسانی که گفتند: همانا خداوند [در تورات] با ما عهد کرده که به رسولی ایمان نیاوریم تا اینکه قربانیی نزد ما بیاورد که آتش آن را بخورد، [به آنها] بگو: رسولانی قبل از من [از اسلاف شما که همنوعان بر آنها می‌باشید] با بیّنات [و معجزات بسیار غیر از آنچه که گفتید] و با آنچه که گفتید نزد شما آمدند اگر [در این دعوی] راستگو می‌باشید پس چرا آنها را کشتید؟

- ترجمه سلطانی

کسانی که گفتند: همانا خداوند با ما عهد کرده که به رسولی ایمان نیاوریم تا اینکه قربانیی نزد ما بیاورد که آتش آن را بخورد، بگو: رسولانی قبل از من با بیّنات و با آنچه که گفتید نزد شما آمدند اگر راستگو می‌باشید پس چرا آنها را کشتید؟

- ترجمه راستین

آنان که گفتند: خدا از ما پیمان گرفته که به هیچ پیغمبری ایمان نیاوریم تا آنکه او قربانیی آورد که در آتش بسوزد. بگو که پیش از من رسولانی آمده و برای شما هر گونه معجزه آورده و این را هم که خواستید آوردند، پس اگر راست می‌گویید چرا آن پیامبران را کشتید؟!

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٤ فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ

پس اگر تو را تکذیب کردند [محزون مشو] که رسولانی که قبل از تو بیّنات (معجزات واضح و موضح) و زُبُر (حِکَم و مواعظ) و کتاب منیر (نور دهنده) آوردند را [نیز] تکذیب کرده‌اند {بیّنات معجزات واضح یا موضح که آنها از آثار رسالت و مصدّقات آن یا حجّت‌های دالّ بر صدق رسالتشان یا احکام قالبیّه دالّ بر صدق آنها است، و زُبُر، حِکم و مواعظ است که همان آثار ولایت دالّ بر حقّ بودن آنها و صدق آنها است، کتاب منیر، احکام رسالت است که قلوب عاملین به آن را ضیاء می‌دهد و صدق رسولان را در رسالتشان منیر می‌نماید یا که فی انفسها واضح می‌کند و کتاب تدوینی صورت این احکام است}

- ترجمه سلطانی

پس اگر تو را تکذیب کردند (محزون مشو) که رسولانی که قبل از تو بیّنات (معجزات واضح و موضح) و زُبُر (حِکم و مواعظ) و کتاب منیر (نور دهنده) آوردند را (نیز) تکذیب کرده‌اند

- ترجمه راستین

پس اگر تو را تکذیب کردند (غمگین مباش که) پیغمبران پیش از تو هم که معجزات و زبورها و کتاب آسمانی روشن آوردند نیز تکذیب کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٥ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ

هر نفسی چشندهٔ مرگ است و جز این نیست که در روز قیامت [یعنی در روز قیام شما نزد خداوند یا هنگام قیام شما از قبرهایتان] بطور کامل [یعنی بدون نقص (کم) شدن چیزی از آنها به تمامی آنها] اجر داده می‌شوید پس هر کس از آتش بر کناری رفت (دور شد) و به جنّت داخل شد پس [با نجات و نعیم آخرت] رستگار شده و حیات دنیا جز متاع غرور (فریب) نیست {اشعار به این است که غرور به حیات دنیا مادّهٔ دخول در آتش است پس مانند این است که فرمود: و کسی که به حیات دنیا فریفته شد داخل آتش شد و کسی که داخل آتش شد پس هرآینه هلاک ‌شد}

- ترجمه سلطانی

هر نفسی چشندهٔ مرگ است و جز این نیست که در روز قیامت بطور کامل اجر داده می‌شوید پس هر کس از آتش بر کناری رفت (دور شد) و به جنّت داخل شد پس رستگار شده و حیات دنیا جز متاع غرور (فریب) نیست

- ترجمه راستین

هر نفسی شربت مرگ را خواهد چشید و محققاً روز قیامت همه شما به مزد اعمال خود کاملاً خواهید رسید، پس هر کس را از آتش جهنم دور دارند و به بهشت ابدی درآرند چنین کس سعادت ابد یافت، که زندگی دنیا جز متاعی فریبنده نیست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٦ لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

حتماً و حتماً در اموالتان و جان‌هایتان ابتلاء می‌شوید [تا شما را از آنچه که شایسته نیست که خلیط (آمیخته) با ایمانتان باشد خالص نماید] {و ابتلاء در اموال با تکلیف اخراج حقوق از آنها یا با تکلیف قضاء (برآوردن) حوائج و حفظ نفوس و حقوق و صلهٔ ارحام به آنها، یا با اتلاف آنها با آفات زمینی و آسمانی است، و ابتلاء در نفوس به تکلیف جهاد و حجّ و سایر عبادات است، یا به آفات بدنی و نفسی است} و حتماً از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدند (یهود و نصاری) و از کسانی که شرک ورزیدند اذیّت بسیار می‌شنوید [مانند هجاء (هجو کردن) رسول (ص) و طعن در دین شما و لُمَز (عیب جوئی) مؤمنین و تخویف (ترساندن) به قتل و اسارت و نهب (غارت) و شماتت کردن به شما و غیر آن] و اگر صبر کنید [و در دین مضطرب نشوید و با جَزَع از ثبات در دین خارج نشوید و به مکافات دادن با زبان‌ها و دست‌ها بر نیایید] و [از مکافات کردن با اسائت به آنها] تقوا پیشه کنید [و از آنچه که مخالف رضای خداوند است که در دینتان تمکّن یابید و به صفت عزیمت (داشتن اراده) و ثبات متفضّل شوید] پس همانا آن (صبر و تقوا) از عزم در امور است

- ترجمه سلطانی

حتماً و حتماً در اموالتان و جان‌هایتان ابتلاء می‌شوید و حتماً از کسانی که قبل از شما کتاب داده شدند (از یهود و نصاری) و از کسانی که شرک ورزیدند اذیّت بسیار می‌شنوید و اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید پس همانا آن (صبر و تقوا) از عزم در امور است

- ترجمه راستین

محققاً شما را در مال و جان آزمایش خواهند کرد و از آنها که پیش از شما کتاب آسمانی به آنها داده شد و از مشرکان زخم زبان بسیار خواهید شنید، و اگر صبر پیشه کرده و پرهیزکار شوید (البته ظفر یابید) که ثبات و تقوا سبب قوت اراده در کارهاست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۵

١٨٧ وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ

و [ای امّت محمّد (ص) به یاد آورید] آنوقتی را که خداوند از کسانی که کتاب داده شدند پیمان گرفت [تا شما بر ذکر (یاد) از آن باشید و مثل آنها نگردید، به اینکه میثاقی (پیمانی) که محمّد (ص) به ولایت علی (ع) بر شما می‌گیرد را ترک کنید و به اینکه ولایت او را بر کسانی که از شما غایب هستند تبیین کنید] که حتماً و حتماً آن را برای مردم بیان کنید و آن را کتمان نکنید، پس آن [کتاب یا میثاق یا تبیین محمّد (ص)] را در ورای پشتشان به دور افکندند (مراعات نکردند) و آن را به بهایی اندک [از اعراض دنیا و اغراض آن] فروختند [بلکه به دور انداختن اکتفاء نکردند و آن را آلت توسّل به حطام (آشغال روی هم ریخته) دنیا قرار دادند] و چه بد است آنچه را که خرید و فروش می‌کنند

- ترجمه سلطانی

و (به یاد آورید) آنوقتی را که خداوند از کسانی که کتاب داده شدند پیمان گرفت که حتماً و حتماً آن را برای مردم بیان کنید و آن را کتمان نکنید، پس آن را در ورای پشتشان به دور افکندند (مراعات نکردند) و آن را به بهایی اندک فروختند و چه بد است آنچه را که می‌فروشند

- ترجمه راستین

و چون خدا از آنان که کتاب به آنها داده شد پیمان گرفت که حقایق کتاب آسمانی را برای مردم بیان کنید و کتمان مکنید، پس آنها عهد خدا را پشت سر انداخته و آیات الهی را به بهایی اندک فروختند، پس بد معامله‌ای کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٨ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَوا وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا فَلَا تَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ

هرگز مپندار کسانی که به آنچه که عمل کرده‌اند [در حالی که به اعمال فاسدهٔ خود عُجب می‌ورزیدند و] مسرور می‌شوند و دوست دارند که به آنچه [از طاعات و افعال مرضیّه] که انجام نداده‌اند ستوده شوند پس هرگز رهائی از عذاب را برای آنها مپندار و [به سبب اعجاب آنها به اعمال فاسدهٔ مردودشان و اگرچه در صورت عبادات باشد] آنها عذابی دردناک دارند

- ترجمه سلطانی

هرگز مپندار کسانی که به آنچه که کرده‌اند مسرورند و دوست دارند که به آنچه که انجام نداده‌اند ستوده شوند پس هرگز رهائی از عذاب را برای آنها مپندار و آنها عذابی دردناک دارند

- ترجمه راستین

(ای پیغمبر) مپندار آنهایی که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند که مردم به اوصاف پسندیده‌ای که هیچ در آنها نیست آنها را ستایش کنند، البته گمان مدار که از عذاب خدا رهایی دارند، که آنها را عذابی دردناک خواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨٩ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ

[آنها از خداوند منحرف شدند و میثاق او را به بهای اندک از اعراض دنیا فروختند] و (حال آنکه) مُلک آسمان‌ها [یعنی آسمان‌های ارواح] و زمین [یعنی زمین اشباح نورانی و ظلمانی] برای خداوند است {هر آنچه که جهت فاعلیّت در آن ظاهرتر و جهت قبول مخفی‌تر باشد اجدر (شایسته‌تر) به اسم آسمان است، و آنچه که به عکس باشد پس احری (درخورتر) به اسم زمین است} [پس کسی که برای طلب آنچه که در ملک او است از او منحرف شود در طلبش خطاءکار است برای اینکه او کسی می‌باشد که حرث (کشتکاری) دنیا را می‌خواسته و حرث دنیا و آخرت نزد خداوند است] و خداوند بر هر چیزی توانا است [و بر اعطاء بدون اشتراء (خرید و فروش) آنچه که با میثاق اشتراء می‌کنند و بر اتلاف آنچه که با میثاق او اشتراء می‌کنند قدرت دارد]

- ترجمه سلطانی

و مُلک آسمان‌ها و زمین برای خداوند است و خداوند بر هر چیزی توانا است

- ترجمه راستین

خداست مالک آسمانها و زمین، و خدا بر هر چیز تواناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٠ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ

همانا در خلق آسمان‌ها و زمین و پشت سر هم آمدن شب و روز [به تعاقب آن دو و تخالف آن دو بر زیادت و نقیصه و به آثار مترتّبه بر آن دو از اختلاف فصول زمین و تولید مرکبّات تامّه و ناقصه] البتّه نشانه‌هایی برای دارندگان لُبّ (مغز) (خردمندان) [دالّ بر علم او تعالی و حکمت او و عمومیّت قدرت او و مالکیت او و کمال عنایت او به خلقش] هست

- ترجمه سلطانی

همانا در خلق آسمان‌ها و زمین و پشت سر هم آمدن شب و روز البتّه نشانه‌هایی برای خردمندان هست

- ترجمه راستین

محققا در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز دلائل روشنی است برای خردمندان عالم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩١ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

آنان [کسانی هستند که با بیعت خاصّهٔ ولویّه بیعت کرده‌اند و دعوت باطنه را قبول نمودند و به ولایت علی (ع) اقرار کردند] که [در جمیع احوالشان] ایستاده و نشسته و [آرمیده] بر پهلوهایشان خداوند را یاد می‌کنند [زیرا صاحب لُبّ که ولایت را قبول کرده و با تلقیح ولایت دارای لبّ گشته است در احوال خود خالی از ذکر خداوند نمی‌شود] و در خلق آسمان‌ها و زمین تفکّر می‌کنند [که ای] پروردگار ما این [مخلوق از آسمان‌ها و زمین و آنچه که در آن دو است] را به باطل نیافریده‌ای، [و وقتی که سالکان به شیخ خود وصل شوند حالاً و قالاً می‌گویند:] تو [از معرفت (شناختن) امثال ما و وصول اشباه (شبیه‌ها) ما به ساحت جلالت و از آنچه که تصوّر کنندگان آن را تصوّر می‌کنند] منزّهی، [و برای آنان عالم ظلمت و نور ظاهر می‌شود و آلام (رنج‌ها) دار فتنه و غرور و لذّات نعیم جنان و راحتی‌های دار سرور را می‌چشند و مشاهده می‌کنند، و می‌شناسند که انسان برزخ بین جحیم و جنان است] پس [از نیران (آتش) به پروردگارشان پناه می‌برند و می‌گویند:] ما را از عذاب آتش حفظ بفرما

- ترجمه سلطانی

آنان که ایستاده و نشسته و (آرمیده) بر پهلوهایشان خداوند را یاد می‌کنند و در خلق آسمان‌ها و زمین تفکّر می‌کنند (که ای) پروردگار ما اینها را به باطل نیافریده‌ای، تو منزّهی، پس ما را از عذاب آتش حفظ بفرما

- ترجمه راستین

آنها که در هر حالت، ایستاده و نشسته و خفته خدا را یاد کنند و دائم در خلقت آسمان و زمین بیندیشند و گویند: پروردگارا، تو این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده‌ای، پاک و منزهی، ما را به لطف خود از عذاب دوزخ نگاهدار؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٢ رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِـمِينَ مِنْ أَنصَارٍ

[در حالی که متضرّع بر او هستند می‌گویند: ای] پروردگار ما همانا هر کس را که تو در آتش داخل کنی پس هرآینه او را خوار کرده‌ای و ظالمان هیچ یاوری ندارند

- ترجمه سلطانی

(ای) پروردگار ما همانا هر کس را که تو در آتش داخل کنی پس هرآینه او را خوار کرده‌ای و ظالمان هیچ یاوری ندارند

- ترجمه راستین

ای پروردگار ما، هر که را در آتش افکنی او را سخت خوار کرده‌ای، و ستمکاران هیچ یاوری ندارند؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٣ رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ

[ای] پروردگار ما همانا ما شنیدیم صدای منادیی را [از وجود خود که همان عقلی که ما را به تسلیم و انقیاد دعوت می‌کند و منادیی از خارج از وجود خود همان نبیّ عصر ما و خلیفهٔ او] که [به بندگانت] به ایمان نداء می‌دهد که به پروردگارتان ایمان بیاورید پس [اجابت کردیم او را و به تو] ایمان آوردیم [و به تو پناه آوردیم]، [ای] پروردگار ما پس گناهان ما را بیامرز [و آثام (گناهان) ما را بر ما و بر غیر ما ستر کن (بپوشان) همان‌هایی که تبعاتی دارند و مشاهدهٔ آنها و یادآوری آنها استتباع (در پی داشتن) عقوبت و الم (درد، دردمند شدن) می‌کند] و سیّئات ما را از ما بپوشان (زایل کن) {فرق بین ذنب و سیئّه به شدّت و ضعف است، ذنب آن سیئّه‌ای است که آن بنفسها انسانیّت را اذیّت می‌کند و تبعت و عقوبت آن نیز اذیّت می‌کند و سیئّه آن ذنبى است که آن بنفسه انسانیّت را اذیّت می‌کند بدون تبعتی بر آن} و ما را با نیکان بمیران [یعنی جمیع فعلیّات ما را بگیر]

- ترجمه سلطانی

(ای) پروردگار ما همانا ما شنیدیم صدای منادیی را که (به بندگانت) به ایمان نداء می‌دهد که به پروردگارتان ایمان بیاورید پس ایمان آوردیم، (ای) پروردگار ما پس گناهان ما را بیامرز و سیّئات ما را از ما بپوشان و ما را با نیکان بمیران

- ترجمه راستین

پروردگارا، ما صدای منادیی که خلق را به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید، شنیدیم و ایمان آوردیم، پروردگارا، از گناهان ما درگذر و زشتی کردار ما بپوشان و هنگام جان سپردن ما را با نیکان و صالحان محشور گردان؛

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٤ رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ

[ای] پروردگار ما، آنچه که بر [زبان] رسولانت [از استخلاف (جانشینی) در زمین و بقاء به خلافت تو و تمکین در دین و تبدیل خوف به امن] به ما وعده دادی را به ما بده و در روز قیامت ما را [به بقاء نقیصه تا که این نقیصه ظاهر شود و به آن مفتضح شویم] رسوا (مفتضح) نکن همانا تو خلف وعده نمی‌کنی

- ترجمه سلطانی

(ای) پروردگار ما، آنچه که به ما بر رسولانت وعده دادی را به ما بده و در روز قیامت ما را رسوا نکن همانا تو خُلف وعده نمی‌کنی

- ترجمه راستین

پروردگارا، ما را از آنچه به زبان رسولان خود وعده دادی نصیب فرما و ما را در روز قیامت محروم مگردان، که تو هرگز در وعده تخلّف نمی‌ورزی.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۴
سوره آل عمران
حزب ۱۵

١٩٥ فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ

پس پروردگار آنها بر آنان اجابت کرد [به این] که من عمل عاملی از شما را از مذکّر یا مؤنّث ضایع نمی‌کنم [پس به شما از وقایت (حفظ کردن) و مغفرت و تکفیر (پوشاندن) و توفیت (تمام بدادن) و ایتاء به قدر استعدادتان به اعمالتان عطاء می‌کنم]، بعضی از شما [ناشی] از بعضی دیگر [به توالد، یا مردان ناشی از زنان، و زنان از مردان، یا بعضى از شما از سنخ بعضى دیگر] هستید پس کسانی که [از وطن‌های صوری مانع از اقامهٔ عبادت و اظهار دین به مدینهٔ رسول (ص) به طلب دین یا برای تمکّن از اظهار دین و عبادت، یا به بلد (شهر، سرزمین) یعنی بلدی که در آن دین طلب می‌کردند، یا در آن از اظهار دین، یا اقامهٔ مراسم آن متمکّن می‌شدند، یا از دار الشّرک باطنی که همان نفس امّاره سپس لوّامه است] هجرت کردند یا از دیار صوریشان یا معنویشان اخراج شدند و در راه من [یعنی در راه مدینه یا در راه رسول (ص)، یا در راه تحصیل دین، یا طریق قلب و ولایت که آن سبیل الله حقیقی است] اذیّت شدند و [با جهاد صوری یا با جهاد معنوی] جنگ کردند و [از حیات حیوانیشان با شمشیرهای دشمنان ظاهری یا از انانیّاتشان] کشته شدند حتماً و حتماً [انانیّاتشان و لوازم انانیّاتشان از] سیّئات [قالبی] آنها را از آنها می‌پوشانم (زائل می‌کنم) و قطعاً به عنوان ثواب (پاداش) [یعنی در حالی که آنها جزاء داده شدگان] از نزد خداوند [هستند] آنها را در جنّت‌هایی که تحت [درختان آنها یا عمارات آنها یا قِطَع (قطعات تفکیک شده)] آنها نهر‌ها جاری می‌شود داخل می‌کنم و خداوند است که پاداش نیکو [تنها] نزد او است

- ترجمه سلطانی

پس پروردگار آنها بر آنان اجابت کرد که من عمل عاملی از شما را از مذکّر یا مؤنّث ضایع نمی‌کنم، بعضی از شما از بعضی دیگر هستند پس کسانی که هجرت کردند یا از دیارشان اخراج شدند و در راه من اذیّت شدند و جنگ کردند و کشته شدند حتماً و حتماً سیّئات آنها را از آنها می‌پوشانم و قطعاً به عنوان ثواب (پاداش) از نزد خداوند آنها را در جنّت‌هایی که تحت آنها نهر‌ها جاری می‌شود داخل می‌کنم و خداوند پاداش نیکو (تنها) نزد او است

- ترجمه راستین

پس خدا دعاهای ایشان را اجابت کرد که البته من (که پروردگارم) عمل هیچ کس از مرد و زن را بی‌مزد نگذارم، زیرا شما از یکدیگرید (و همه در نظر من یکسانید) ، پس آنان که از وطن خود هجرت نمودند و از دیار خویش بیرون رانده شدند و در راه من رنج کشیدند و جهاد کرده و کشته شدند همانا بدیهای آنان را بپوشانم و آنها را به بهشتهایی درآورم که زیر درختانش نهرها جاری است. این پاداشی است از جانب خدا، و نزد خدا است پاداش نیکو.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٦ لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلَادِ

چرخیدن (گردش کردن، رفت و آمد) کسانی که کفر ورزیده‌اند در شهرها {تقلّب کنایه از سعهٔ آنها و راحت آنها و تجارات رابحهٔ (سودآور) آنها و تمکّن آنها از آنچه که اراده کرده‌اند است} نباید تو را فریب بدهد

- ترجمه سلطانی

چرخیدن (گردش کردن، رفت و آمد) کسانی که کفر ورزیده‌اند در شهرها نباید تو را فریب بدهد

- ترجمه راستین

(دنیا) تو را نفریبد چون بینی که کافران در شهرها به راحتی می‌گردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٧ مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ

[آن تقلّب] متاعی اندک است سپس منزلگاه آنها جهنّم است و [جهنّم] چه بد گهواره‌ای است

- ترجمه سلطانی

متاعی اندک است سپس منزلگاه آنها جهنّم است و چه بد گهواره‌ای است

- ترجمه راستین

این متاعی اندک است و پس از این جهان منزلگاه آنان جهنم است و بد آرامگاهی است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٨ لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِّنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ لِّـلْأَبْرَارِ

لکن کسانی که از پروردگارشان هراس داشتند برای آنها جنّت‌هایی هست که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود در آنها [بدون زوال] ماندگار هستند، از نزد خداوند پذیرائی شوند و آنچه که نزد خداوند است برای نیکان بهتر است [از آنچه که فُجّار (بدکاران) در آن می‌چرخند (گردش می‌کنند)]

- ترجمه سلطانی

لکن کسانی که از پروردگارشان هراس داشتند برای آنها جنّت‌هایی هست که از تحت آنها نهرها جاری می‌شود در آنها ماندگار هستند از نزد خداوند پذیرائی شوند و آنچه که نزد خداوند است برای نیکان بهتر است

- ترجمه راستین

لیکن آنان که خداترس و با تقوایند منزلگاهشان بهشت‌هایی است که در زیر درختانش نهرها جاری است و در آن جاودانند، در حالتی که خدا بر آنها خوان احسان خود گسترده، و آنچه نزد خداست برای نیکان بهتر است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩٩ وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَـمَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

و همانا از اهل کتاب البتّه کسانی هستند [که به خداوند کفر می‌ورزند و جهنّم برای آنها هست و اینکه از آنها کسانی هستند] که به خداوند و آنچه که به شما نازل شده [از کتاب و شریعت] ایمان می‌آورند و به آنچه که به آنها [از کتبشان و شرایعشان] نازل شده بر خداوند خاشعند، آیات خداوند را [مثل کفّار از آنها و مثل منافقان امّت محمّد (ص)] به بهایی اندک نمی‌فروشند آنان اجر (پاداش) خود را نزد پروردگارشان دارند همانا خداوند سریع حساب کننده است [برای اینکه حسابى او را از حسابى مشغول نمی‌دارد و چیزی از عمل او شاذّ نمی‌شود و چیزی از او غایب نمی‌شود و همه را دفعتاً واحده (یکباره) در طَرْفَهُٔ العَینی محاسبه می‌کند]

- ترجمه سلطانی

و همانا از اهل کتاب البتّه کسانی هستند که به خداوند و آنچه که به شما نازل شده ایمان می‌آورند و به آنچه که به آنها نازل شده بر خداوند خاشعند، آیات خداوند را به بهایی اندک نمی‌فروشند آنان اجر (پاداش) خود را نزد پروردگارشان دارند که خداوند سریع الحساب است

- ترجمه راستین

همانا برخی از اهل کتاب کسانی‌اند که به خدا و کتاب آسمانی شما و کتاب آسمانی خودشان ایمان آورند در حالی که مطیع فرمان خدا بوده و آیات خدا را به بهای اندک نفروشند، آن طایفه را نزد خدا پاداش نیکوست، و البته خدا حساب خلق را سریع و آسان خواهد رسید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠٠ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانی که [با ایمان عامّ و بیعت عامّهٔ نبویّه یا با ایمان خاصّ و بیعت خاصّهٔ ولویّه و قبول دعوت باطنه] ایمان آورده‌اید صبر کنید {صبر حبس نفس و منع آن از مقتضاهای آن است، صبر از معاصی حبس نفس است از مقتضای قوای شهویّه و غضبیّه و شیطانیّهٔ آن بدون اذن و اباحه از خداوند، و صبر بر طاعات حبس نفس است از خروج از مقام تسلیم و انقیاد زیرا نفس به قوّت شیطانی خود اقتضای استبداد و انانیّت می‌نماید، و صبر بر مصائب حبس نفس است از جزع حین ورود امر غیر ملایم بر آن برای اینکه آن وقتی که تمکّن از دفع آن ندارد اقتضای جزع و اضطراب و التجاء به غیر خود و التماس دفع از او هنگام ورود منافی آن را می‌کند یا از انتقام بر آن وقتی از آنچه باشد که بر آن انتقام گرفته می‌شود} و یکدیگر را به ایستادگی [بر صبر بر مصائب یا بر طاعات یا از معاصی] وا دارید {مصابره به معنی حمل (وادار کردن) هر یک یکدیگر را بر صبر بر مصائب یا بر طاعات یا از معاصی یا به معنی مغالبه (به هم غلبه کردن) در صبر است} و مرابطه کنید (مرزبانی کنید، یا مراد از آن اتّصال به امام با بیعت خاصّهٔ ولویّه، یا با تبعیّت و انقیاد در احکام، یا اتّصال به ملکوت امام است) و [در ترک آنچه که به آن از صبر، و مصابره و مرابطه امر شده‌اید و از خداوند بعد مرابطه در غفلت یا اعراض از متجلّا] از [سخط و عذاب] خداوند بهراسید [برای اینکه کسی که بعد کفر بورزد پس خداوند او را به عذابی عذاب می‌کند که احدی از جهانیان را با آن عذاب نکند] راجی به اینکه شما رستگار شوید.

- ترجمه سلطانی

ای کسانی که ایمان آورده‌اید صبر کنید و یکدیگر را به ایستادگی وا دارید و مرابطه کنید (مرزبانی کنید، با ملکوت امام ارتباط برقرار کنید) و از خداوند بهراسید راجی به اینکه شما رستگار شوید.

- ترجمه راستین

ای اهل ایمان، (در کار دین) صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیّا و مراقب کار دشمن بوده و خداترس باشید، باشد که فیروز و رستگار گردید.

- ترجمه الهی قمشه‌ای