سورهٔ غافر

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۸۵
نام‌های سوره:
غافر، مؤمن، طول، حم أولی، حم مؤمن
تفسیر

١١ قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ

گفتند: [ای] پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟

- ترجمه سلطانی

گفتند: (ای) پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟

- ترجمه راستین

در آن حال کافران گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار بمیراندی و باز زنده کردی (یک بار در دنیا میراندی و در قبور و عالم برزخ زنده کردی، دوم بار در قبور میراندی و به قیامت زنده کردی) تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا اینک ما را راهی هست که از این عذاب دوزخ بیرون آییم؟

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٢ ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ

آن [عذاب و عدم اجابت خروج] به این [سبب] است که وقتی به خداوند به توحید او [یعنی به مظهر خداوند که خلیفهٔ او است] دعوت می‌شدید کفر می‌ورزیدید {مقصود دعوت ولیّ امر است برای اینکه او با دعوت خود به خداوند به توحید او دعوت می‌کند، یعنی توحید برای سالک الی الله به سبب ولایت و سلوک بر طریق آن حاصل می‌شود، و با اقبال به ولیّ امر به خداوند قبول (روی آورده) می‌شود، و به معرفت او خداوند شناخته می‌شود، بلکه معرفت او به نورانیّت همان معرفت خداوند است} و اگر برای او شریک آورده می‌شد ایمان می‌آوردید (اذعان می‌کردید و تسلیم می‌شدید) پس [بچشید که] حکم برای خداوند والای بزرگ است [حکمی برای غیر او نیست]

- ترجمه سلطانی

آن به این (سبب) است که وقتی به خداوند به توحید او دعوت می‌شدید کفر می‌ورزیدید و اگر برای او شریک آورده می‌شد ایمان می‌آوردید پس (بچشید که) حکم برای خداوند والای بزرگ است

- ترجمه راستین

(به آنها گویند) این عذاب برای آن است که شما چون خدا به یکتایی یاد می‌شد به او کافر می‌شدید و اگر بر او شریک می‌گرفتند ایمان می‌آوردید، پس اینک حکم (عفو و عقوبت شما) با خدای متعال بزرگوار است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ

او کسی است که آیاتش را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی [بزرگی که همان رزق انسانی از علم و حکمت است] نازل می‌کند و [لکن] جز کسی که [با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند] توبه کند [به این آیات و نه به نزول رزق انسان از آسمان] متذکّر نمی‌شود

- ترجمه سلطانی

او کسی است که آیاتش را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی نازل می‌کند و جز کسی که (با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند) توبه کند متذکّر نمی‌شود

- ترجمه راستین

اوست خدایی که به شما آیات (قدرت) خود را (در عالم آفاق و انفس) پدیدار می‌سازد و از آسمان (به وسیله برف و باران) بر شما روزی می‌فرستد، و متذکر این معنی نشوند مگر کسانی که دایم رو به درگاه خدا آرند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

پس خداوند را بخوانید [در حالی که] برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران [از فراخواندن شما خداوند را] کراهت داشته باشند

- ترجمه سلطانی

پس خداوند را بخوانید (در حالی که) برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران کراهت داشته باشند

- ترجمه راستین

پس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده باشید هر چند کافران نخواهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ

بالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را [از عالَم امر خود یا] از امر خود {که همان کلمهٔ کُن وجودیّه است، و همان مشیّت است که همان فعل او و کلمهٔ او و امر او است} بر کسی از بندگانش که می‌خواهد القاء می‌کند تا [مردم را] از روز ملاقات [یعنی روز تلاقى (دیدار) اهل زمین و اهل آسمان، یا تلاقى محسن و مسئ، یا تلاقى دوستان، یا تلاقى مظلوم و ظالم، یا تلاقى تندرو و کندرو و تَلاحُق (به هم ملحق شدن) همه، یا تلاقى اتباع و متبوعین و آن روز قیامت است] انذار نماید

- ترجمه سلطانی

بالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را از امر خود بر کسی از بندگانش که می‌خواهد القاء می‌کند تا (مردم را) از روز ملاقات کردن انذار نماید

- ترجمه راستین

که او دارای شئون و مراتب رفیع و صاحب عرش (عظیم) است، روح (همان فرشته جان بخش) را از امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد می‌فرستد تا خلق را از روز ملاقات (ثواب و عقاب) بترساند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّـمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ

روزی که آنها [از قبرهایشان یا از اَسْتار (پرده‌ها) خود که آن عبارت از حدود آنها و تعیّنات آنها است نزد خداوند] آشکار شده هستند [برای اینکه آنها در آنروز از جمیع تعیّنات و حدود خارج می‌شوند و] از آنها چیزی [از اعمالشان و اقوالشان و احوالشان و مراتب وجودشان و دقایق آن] بر خداوند مخفی نمی‌شود [یعنی بر خلق ظاهر می‌شود که آنها علی الدّوام نزد خداوند بارز (آشکار شونده، هویدا) بوده‌اند و چیزی از آنها بر خداوند مخفى نمی‌شده]، امروز مُلک (مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است

- ترجمه سلطانی

روزی که آنها آشکار شده هستند از آنها چیزی بر خداوند مخفی نمی‌شود، امروز مُلک (پادشاهی، مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است

- ترجمه راستین

آن روزی که همه خلق پدیدار شوند (و نیک و بدشان آشکار گردد) که هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با کیست؟با خدای یکتای بس قاهر منتقم است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۴
سوره غافر
حزب ۹۴

١٧ الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ

امروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده می‌شود، امروز [به نقص ثوابی یا به زیادت عِقابی] هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است [برای اینکه شأنی او را از شأنی دیگر و نه حسابى او را از حسابى دیگر مشغول نمی‌کند]

- ترجمه سلطانی

امروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده می‌شود، امروز هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است

- ترجمه راستین

آن روز هر نفسی به آنچه کرده جزا خواهد یافت، آن روز بر هیچ کس ستم نخواهد شد که خدا (ی عادل) حساب خلق به یک لحظه می‌کند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِـمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ

و آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب [از شدّت خوف و وحشت] نزدیک حنجره‌ها هستند [در حالی که] آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یاری [نزدیک که به آنها نفع رساند و از آنها دفع کند] و نه شفاعت کننده‌ای که اطاعت شود (برایش شفاعت کند) ندارند {زیرا شفیع وقتی که مطاع نباشد شفاعتش نفع نمی‌رساند و مانند این است که شفیع نمی‌باشد و مقصود این نیست که او شفیع غیر مطاع برای آنها بوده باشد}

- ترجمه سلطانی

و آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب نزدیک حنجره‌ها هستند (در حالی که) آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یارانی (نزدیک) و نه شفاعت کننده‌ای که (از او) اطاعت شود ندارند

- ترجمه راستین

و (ای رسول) امت را از روز نزدیک (قیامت) بترسان که (از هول و ترس) آن روز جانها به گلو می‌رسد و از بیم آن حزن و خشم خود فرو می‌برند و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ

چشم‌های خائن [را از میان چشم‌ها] {خیانت چشم نظر کردن است به آنچه که نظر به آن حلال نباشد} و آنچه که در سینه‌ها پنهان می‌کنند [از عزمات (عزم‌ها) و نیّات و خطرات (خطورات) که برای احدی ظاهر نمی‌شوند، یا از قوا و استعدادات که صاحبان قلوب بر آنها اطلاع ندارند] را می‌شناسد

- ترجمه سلطانی

چشم‌های خائن و آنچه که در سینه‌ها پنهان می‌کنند را می‌شناسد

- ترجمه راستین

و خدا بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشه‌های نهانی دلها (ی مردم) آگاه است.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

و خداوند به حقّ قضاوت (حکم) می‌کند و کسانی را که [آنها را] به جای او فرا می‌خوانند (بنو امیّه و کسانی که با آنها موافق هستند) به چیزی قضاوت (حکم) نمی‌کنند [چه رسد به قضاوت به حقّ] همانا خداوند همو شنوا و بینا است

- ترجمه سلطانی

و خداوند به حقّ قضاوت (حکم) می‌کند و کسانی را که فرا می‌خوانند به جای او به چیزی قضاوت (حکم) نمی‌کنند همانا خداوند همان شنوا و بینا است

- ترجمه راستین

و خدا به حق حکم می‌کند و غیر او آنچه را به خدایی می‌خوانند هیچ حکم (و اثری) در جهان نتوانند داشت، خداست که (دعای خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بیناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)