سورهٔ غافر
غافر، مؤمن، طول، حم أولی، حم مؤمن
٣١ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ
مِثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند [مانند قوم ابراهیم (ع) و لوط و شعیب (ع)] و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد [پس اگر صالح باشید شما را عقاب نمیکند]
- ترجمه سلطانیمثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد
- ترجمه راستینمثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اینان (که همه به کیفر کفر و عصیان هلاک شدند) و خدا هیچ اراده ظلم در حق بندگان نکند (و هلاک آنها به سوء اختیار خود است).
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَيَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ
و ای قوم من، همانا من از [شدائد] روزی که همدیگر را [به طلب دریافت کمک] صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، همانا من از روزی که همدیگر را (به طلب دریافت کمک) صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه راستینو ای قوم، من بر شما از (عذاب) روز قیامت که خلق (از سختی آن به فریاد آیند و) یکدیگر را بخوانند سخت میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
روزی که [برای یأستان از رحمت او یا در حال فرار از آتش] پشت کنان روی بر میگردانید که از [بأس یا از قِبَل] خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه سلطانیروزی که پشت کنان روی بر میگردانید که از (قِبَل) خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه راستینروزی که (از عذاب آن) به پشت بگریزید و هیچ از (قهر) خدا پناهی نیابید. و هر که را خدا در گمراهی واگذارد دیگر برای او راهنمایی نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءَكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُـولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
و همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد [به او اقرار کردید برای ارتضاء شما به غایب از انظارتان نه حاضر نزد شما و او را خاتم رسالت قرار دادید و] گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند [یا معنی میدهد: تا وقتی که مُرد بر کفرتان باقی ماندید و گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند] اینچنین [گمراهیی که شما و اسلافتان بر آن میباشید] خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز [از حدّش] و شکّ کننده است [یعنی شأن او ارتیاب (تردید کردن) است و او حالت یقین به آنچه که سزاوار است که به آن یقین کند را ندارد]
- ترجمه سلطانیو همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نخواهد کرد اینچنین خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز و شکّ کننده است
- ترجمه راستینو از این پیش یوسف (کنعان) به سوی شما (مصریان) با معجزات و ادلّه روشن (به رسالت) آمد و دایم از آیاتی که برای شما آورد در شک و ریب بماندید تا آنکه یوسف از دنیا برفت، گفتید که دیگر خدا پس از یوسف هرگز رسولی نمیفرستد. بلی این چنین خدا مردم مسرف (ستمگری) را که (در آیات خدا و معجزات رسل) در شک و ریبند به گمراهی و خذلان خود وا میگذارد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
آنان که [با ابطال و اخفاء و ازدراء (زیاد کردن، زیاده بستن) و تنقیص (کم کردن)] دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی (حجّتی) که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند [این عملشان] نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مُهر مینهد
- ترجمه سلطانیآنان که دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند (این عملشان) نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مهر مینهد
- ترجمه راستینآنان که در آیات خدا بیهیچ حجت و برهان به جدال و انکار برمیخیزند این کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ایمان را به خشم و غضب آرد. بلی این گونه خدا بر دل هر متکبر خود کامهای مهر (شقاوت) میزند (که با سعادت خود دشمن میشود).
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاهَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ
و فرعون [به جهت تمویه (فریب دادن، غلط را درست جلوه دادن) بر عوام] گفت: ای هامان برای من کاخی بلند [یعنی قصری مرتفع ظاهر بر انظار] بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه سلطانیو فرعون گفت: ای هامان برای من کاخی بلند بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه راستینو فرعون (به وزیرش) گفت: ای هامان، برای من کاخی بلند پایه (آسمان خراش) بنیاد کن تا شاید به درها راه یابم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ
به راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین [تزئین (زیبا جلوه دادن) که برای او در بنای کاخ و صعود به آسمان زینت داده شد] برای فرعون بدی عملش [در سایر اعمالش] زینت داده شد و از راه [راست] مانع (بازداشته) شد و [نتیجهٔ] مکر فرعون جز در زیان بردن [در نقصان یا خسار (زیان بردن)] نیست
- ترجمه سلطانیبه راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین برای فرعون بدی عملش زینت داده شد و از راه (راست) مانع (بازداشته) شد و (نتیجهٔ) مکر فرعون جز در زیان بردن نیست
- ترجمه راستینبه درهای آسمانها و بر خدای موسی آگاه شوم (و از صدق و کذب موسی تحقیقی کنم) و من هنوز موسی را دروغگوی میپندارم. و این چنین در نظر جاهلانه فرعون عمل زشتش زیبا نمود و راه حق (و خدا پرستی) بر او مسدود شد، و مکر و تدبیر فرعون جز بر زیان و هلاکش به کار نیامد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ
و آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه سلطانیو آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه راستینو باز همان شخص مؤمن گفت: ای قوم، مرا پیروی کنید تا شما را به راه حق و صواب دلالت کنم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ يَاقَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
ای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است [و نهایتی برای نهایت آن و نه نقصی و نه شوبی برای تمتّع آن نیست]
- ترجمه سلطانیای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی) (اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است
- ترجمه راستینای قوم، این زندگانی (فانی) دنیا متاع ناچیزی بیش نیست و سرای آخرت منزلگاه ابدی (و حیات جاودانی) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِـحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ
کسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه سلطانیکسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه راستین(و بدانید که) هر کس کار بدی (در دنیا) کرده (آنجا) الاّ به مثل آن مجازات نشود، و هر که از مرد و زن عمل صالح به جا آورده در صورتی که با ایمان باشند آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بیحساب (و نعمت بیشمار) برخوردار گردند.
- ترجمه الهی قمشهای