سورهٔ غافر
غافر، مؤمن، طول، حم أولی، حم مؤمن
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
٣ غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
آمرزندهٔ گناه و قبول کنندهٔ توبه شدید عقوبت کنندهٔ دارندهٔ طَول (توانگری، فضیلت، بخشندگی)، خدایی جز او نیست، محلّ بازگشت (سرانجام) به او است
- ترجمه سلطانیآمرزندهٔ گناه و قبول کنندهٔ توبه شدید عقوبت کنندهٔ دارندهٔ طَول (توانگری، فضیلت، بخشندگی)، خدایی جز او نیست، محلّ بازگشت (سرانجام) به او است
- ترجمه راستینخدایی که بخشنده گناه و پذیرنده توبه (بندگان با ایمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بیایمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هیچ خدایی نیست، بازگشت همه به سوی اوست.
- ترجمه الهی قمشهای٤ مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ
جز کسانی که [به ولایت تکوینی و ولایت تکلیفی] کفر ورزیدهاند در [اخفاء و ابطال و استهزاء] آیات خداوند مجادله نمیکنند {زیرا کفر به خداوند و به ملائکهٔ او و کتب او و رسولان او و نعم او و روز آخر نمیشود مگر بعد از کفر به این دو ولایت} و گردش (رفت و آمد) آنها در شهرها [به تجارات رابحه (سودمند) و اعتباراتی که آنها راجعه به دنیا هستند] تو را مغرور (فریفته) نکند [برای اینکه آنها عنقریب گرفته میشوند چنانکه از کسانی که قبل از آنها بودند گرفته شد]
- ترجمه سلطانیجز کسانی که کفر ورزیدهاند در آیات خداوند مجادله نمیکنند و گردش (رفت و آمد) آنها در شهرها تو را مغرور (فریفته) نکند
- ترجمه راستینو (بدان ای رسول که) در آیات خدا کسی به (انکار و) جدل جز مردم کافر برنخیزد پس تو از اینکه کافران بر شهر و دیارها مسلط و متصرّفند دل نبازی (که اگر به آنها مهلتی دادیم موقع انتقام خواهد رسید).
- ترجمه الهی قمشهای٥ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ
قبل از آنها قوم نوح و بعد از آنها احزاب [یعنی فرقههای مختلف و امم متفرقه رسولانشان را] تکذیب کردند و هر امّتی [از امم پیشین که رسولی به آنان فرستاده شد] به رسولانشان همّت گماشتند تا او را بگیرند [و او را از رسالتش مانع شوند یا او را عذاب دهند یا او را بکشند چنانکه قوم تو به تو همّت کردند تا تو را بگیرند و تو را حبس کنند یا تو را بکشند] و [با رسولانشان] به باطل مجادله کردند تا با آن حقّ را پایمال کنند [همانطور که قوم تو برای اینکه تو را زَلق (خسته کردن، لغزانیدن) کنند و حقّ را زایل سازند] پس [به سبب آن همّ (همّت گماشتن) و جدال] آنها را گرفتم پس [آیا مینگری که] مجازات من چگونه بود [یعنی اینکه شما اگرچه عقوبت مرا بر آنان مشاهده نکردهاید امّا اخبار آن را شنیدهاید و در مرورتان به دیار آنها آثارشان را مشاهده میکنید، پس چرا از آنها عبرت نمیگیرید؟! و ای محمّد (ص) چرا از همّت (قصد) کردن قومت و جدال آنها غمگین میشوی؟]
- ترجمه سلطانیقبل از آنها قوم نوح و بعد از آنها احزاب (فرقههای مختلف) (رسولانشان را) تکذیب کردند و هر امّتی به رسولانشان همّت گماشتند تا او را بگیرند و به باطل مجادله کردند تا با آن حقّ را پایمال کنند پس آنها را گرفتم پس (آیا مینگری که) مجازات من چگونه بود
- ترجمه راستین(اگر امت تو را تکذیب کردند غم مدار که) پیش از اینان هم قوم نوح و طوایف بعد از نوح نیز (پیغمبران را) تکذیب کردند و هر امتی همّت گماشت که پیغمبر خود را دستگیر (و هلاک) گرداند و جدل و گفتار باطل به کار گرفت تا برهان حق را پایمال سازد، من هم آنها را (به کیفر کفر) گرفتم و چگونه عقوبت سخت کردم!
- ترجمه الهی قمشهای٦ وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ
و اینچنین [مثل آن عقاب مسموع همه] کلمهٔ پروردگار تو [به عذاب] بر کسانی که [به خداوند و کتب او و رسولان او و روز آخر] کفر ورزیدند محقّق شد همانا آنان (بنی امیّه) همدمان آتش هستند
- ترجمه سلطانیو اینچنین کلمهٔ پروردگار تو بر کسانی که کفر ورزیدند محقّق شد همانا آنان همدمان آتش هستند
- ترجمه راستینو همین گونه وعده خدای تو بر (عقاب و کیفر) کافران (امتت) محقق و حتم است که آنها همه اهل دوزخ هستند.
- ترجمه الهی قمشهای٧ الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
کسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که دوروبر (پیرآمون) آن هستند به حمد پروردگارشان تسبیح میکنند و به او ایمان دارند و برای کسانی که [با ایمان خاصّ و بیعت خاصّهٔ ولویّه] ایمان آوردهاند [نه کسانی که با بیعت عامّهٔ نبویّه فقط اسلام آوردهاند] استغفار میکنند [و استغفار (طلب مغفرت) آنان برای خلوّ (خالی بودن) آنها از هوی و اغراض نفس مستجاب است] که ای پروردگار ما هر چیزی را با رحمت و علم فراگرفتهای پس کسانی که [با توبۀ خاصّ ولویّهٔ جاریه بر دست ولیّ امر در ضمن بیعت خاصّه] توبه کردهاند و [با این ایمان] از راه تو پیروی نمودهاند را بیامرز و ایشان را از عذاب جحیم حفظ نما
- ترجمه سلطانیکسانی که عرش را حمل میکنند و کسانی که دوروبر (پیرآمون) آن هستند به حمد پروردگارشان تسبیح میکنند و به او ایمان دارند و برای کسانی که ایمان آوردند استغفار میکنند که ای پروردگار ما هر چیزی را با رحمت و علم فراگرفتهای پس کسانی که توبه کردهاند و از راه تو پیروی نمودهاند را بیامرز و ایشان را از عذاب جحیم حفظ نما
- ترجمه راستینفرشتگانی که عرش (با عظمت الهی) را بر دوش گرفته و آنان که پیرامون عرشند به تسبیح و ستایش حق مشغولند، هم خود به خدا ایمان دارند و هم برای اهل ایمان از خدا آمرزش و مغفرت میطلبند که ای پروردگاری که علم و رحمت بیمنتهایت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان که توبه کردند و راه (رضای) تو را پیمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار.
- ترجمه الهی قمشهای٨ رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
[ای] پروردگار ما آنها را در جنّتهای عدنی {یعنی جنّتهای اقامت که آخرین جنّات است که از آن به غیر آن خارج نمیشود} که به آنها وعده کردهای داخل کن و کسانی که [در استعداد] صالح هستند از پدرانشان و ازواجشان و ذرّیّههای آنها را، همانا تو غالب [یعنی غلبه کنندهای که از مرادش منع نمیشود] و حکیم هستی [که دقایق استعداد و استحقاق را میداند و بر حسب آنها انجام میدهی به حیثی که ابطال فعل تو و سؤال از تو دربارهٔ آن ممکن نمیشود]
- ترجمه سلطانی(ای) پروردگار ما آنها را در جنّتهای عدنی که به آنها وعده کردهای داخل کن و کسانی که صالح هستند از پدرانشان و ازواجشان و ذرّیّههای آنها را، همانا تو غالب و حکیم هستی
- ترجمه راستینپروردگارا، تو آنها را به بهشت عدنی که وعدهشان فرمودی با پدران (و مادران) صالح و هم جفت و فرزندانشان و اصل گردان، که همانا تویی خدای با حکمت و اقتدار.
- ترجمه الهی قمشهای٩ وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
و آنها را از بدیها نگهدار [یعنی از شروری که در روز قیامت و روز دخول اهل جنان در جنان و اهل نیران در نیران به مردم اصابت میکند برای اینکه بدیهای دنیا اگر نسبت به مراتب حیوانی و مدارک آن شرور باشد نسبت به مراتب انسانی و مدارک آن رحماتی از خداوند میباشد]، و کسی را که از بدیها نگهداری پس به او در آنروز [یعنی روز دخول اهل جنان در جنان] رحم کردهای و آن همان کامیابی بزرگ است [برای اینکه رحم دنیوی فوز (موفقیّت) مشوب (آمیخته) به آلام است به خلاف رحم اخروی که آن فوز غیر مشوب است]
- ترجمه سلطانیو آنها را از بدیها نگهدار و کسی را که از بدیها نگهداری پس به او در آنروز رحم کردهای و آن همان کامیابی بزرگ است
- ترجمه راستینو هم آن مؤمنان را از ارتکاب اعمال زشت نگاه دار، که هر که را تو از زشتکاری امروز محفوظ داری در حقّ او رحمت و عنایت بسیار فرمودهای و آن به حقیقت رستگاری بزرگ (از بلایا و فیروزی عظیم در آخرت) خواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٠ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ
همانا کسانی که کفر ورزیدهاند نداء داده میشوند [یعنی ملائکه از روی تَهَکّم (خشم گرفتن، سرزنش) به آنها به آنها نداء میکنند] البتّه خشمگیری خداوند از خشم گرفتن شما به انفس [امّارهٔ] شما [یا ذوات خود] بزرگتر است آنوقتی که به ایمان [به خداوند یا به رسول (ص) یا به ولایت علی (ع)] دعوت میشدید پس کفر میورزیدید
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که کفر ورزیدهاند نداء داده میشوند البتّه خشمگیری خداوند از خشم گرفتن شما به انفس شما بزرگتر است آنوقتی که به ایمان دعوت میشدید پس کفر میورزیدید
- ترجمه راستینآنان که کافر شدند (چون به دوزخ در افتند و از فرط خشم دشمن جان خود شوند) به آنها خطاب شود که خشم و قهر خدا بسیار از خشم شما بر خود سختتر است چرا که شما را به ایمان دعوت میکردند و شما کافر میشدید.
- ترجمه الهی قمشهای١١ قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ
گفتند: [ای] پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟
- ترجمه سلطانیگفتند: (ای) پروردگار ما، ما را دو بار میراندی و ما را دو بار زنده کردی و به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راهی برای خروج (خارج شدن) هست؟
- ترجمه راستیندر آن حال کافران گویند: پروردگارا، تو ما را دو بار بمیراندی و باز زنده کردی (یک بار در دنیا میراندی و در قبور و عالم برزخ زنده کردی، دوم بار در قبور میراندی و به قیامت زنده کردی) تا ما به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا اینک ما را راهی هست که از این عذاب دوزخ بیرون آییم؟
- ترجمه الهی قمشهای١٢ ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
آن [عذاب و عدم اجابت خروج] به این [سبب] است که وقتی به خداوند به توحید او [یعنی به مظهر خداوند که خلیفهٔ او است] دعوت میشدید کفر میورزیدید {مقصود دعوت ولیّ امر است برای اینکه او با دعوت خود به خداوند به توحید او دعوت میکند، یعنی توحید برای سالک الی الله به سبب ولایت و سلوک بر طریق آن حاصل میشود، و با اقبال به ولیّ امر به خداوند قبول (روی آورده) میشود، و به معرفت او خداوند شناخته میشود، بلکه معرفت او به نورانیّت همان معرفت خداوند است} و اگر برای او شریک آورده میشد ایمان میآوردید (اذعان میکردید و تسلیم میشدید) پس [بچشید که] حکم برای خداوند والای بزرگ است [حکمی برای غیر او نیست]
- ترجمه سلطانیآن به این (سبب) است که وقتی به خداوند به توحید او دعوت میشدید کفر میورزیدید و اگر برای او شریک آورده میشد ایمان میآوردید پس (بچشید که) حکم برای خداوند والای بزرگ است
- ترجمه راستین(به آنها گویند) این عذاب برای آن است که شما چون خدا به یکتایی یاد میشد به او کافر میشدید و اگر بر او شریک میگرفتند ایمان میآوردید، پس اینک حکم (عفو و عقوبت شما) با خدای متعال بزرگوار است.
- ترجمه الهی قمشهای١٣ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ
او کسی است که آیاتش را به شما نشان میدهد و از آسمان برای شما روزی [بزرگی که همان رزق انسانی از علم و حکمت است] نازل میکند و [لکن] جز کسی که [با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند] توبه کند [به این آیات و نه به نزول رزق انسان از آسمان] متذکّر نمیشود
- ترجمه سلطانیاو کسی است که آیاتش را به شما نشان میدهد و از آسمان برای شما روزی نازل میکند و جز کسی که (با توبه بر دست ولیّ امر به خداوند) توبه کند متذکّر نمیشود
- ترجمه راستیناوست خدایی که به شما آیات (قدرت) خود را (در عالم آفاق و انفس) پدیدار میسازد و از آسمان (به وسیله برف و باران) بر شما روزی میفرستد، و متذکر این معنی نشوند مگر کسانی که دایم رو به درگاه خدا آرند.
- ترجمه الهی قمشهای١٤ فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ
پس خداوند را بخوانید [در حالی که] برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران [از فراخواندن شما خداوند را] کراهت داشته باشند
- ترجمه سلطانیپس خداوند را بخوانید (در حالی که) برای او در دین مخلِص هستید و اگرچه کافران کراهت داشته باشند
- ترجمه راستینپس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده باشید هر چند کافران نخواهند.
- ترجمه الهی قمشهای١٥ رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ
بالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را [از عالَم امر خود یا] از امر خود {که همان کلمهٔ کُن وجودیّه است، و همان مشیّت است که همان فعل او و کلمهٔ او و امر او است} بر کسی از بندگانش که میخواهد القاء میکند تا [مردم را] از روز ملاقات [یعنی روز تلاقى (دیدار) اهل زمین و اهل آسمان، یا تلاقى محسن و مسئ، یا تلاقى دوستان، یا تلاقى مظلوم و ظالم، یا تلاقى تندرو و کندرو و تَلاحُق (به هم ملحق شدن) همه، یا تلاقى اتباع و متبوعین و آن روز قیامت است] انذار نماید
- ترجمه سلطانیبالا برندهٔ درجات و صاحب عرش است که روح را از امر خود بر کسی از بندگانش که میخواهد القاء میکند تا (مردم را) از روز ملاقات کردن انذار نماید
- ترجمه راستینکه او دارای شئون و مراتب رفیع و صاحب عرش (عظیم) است، روح (همان فرشته جان بخش) را از امر خود بر هر که از بندگانش بخواهد میفرستد تا خلق را از روز ملاقات (ثواب و عقاب) بترساند.
- ترجمه الهی قمشهای١٦ يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّـمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
روزی که آنها [از قبرهایشان یا از اَسْتار (پردهها) خود که آن عبارت از حدود آنها و تعیّنات آنها است نزد خداوند] آشکار شده هستند [برای اینکه آنها در آنروز از جمیع تعیّنات و حدود خارج میشوند و] از آنها چیزی [از اعمالشان و اقوالشان و احوالشان و مراتب وجودشان و دقایق آن] بر خداوند مخفی نمیشود [یعنی بر خلق ظاهر میشود که آنها علی الدّوام نزد خداوند بارز (آشکار شونده، هویدا) بودهاند و چیزی از آنها بر خداوند مخفى نمیشده]، امروز مُلک (مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است
- ترجمه سلطانیروزی که آنها آشکار شده هستند از آنها چیزی بر خداوند مخفی نمیشود، امروز مُلک (پادشاهی، مملکت) برای کیست؟ برای خداوند واحد چیره است
- ترجمه راستینآن روزی که همه خلق پدیدار شوند (و نیک و بدشان آشکار گردد) که هیچ کرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با کیست؟با خدای یکتای بس قاهر منتقم است.
- ترجمه الهی قمشهای١٧ الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ
امروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده میشود، امروز [به نقص ثوابی یا به زیادت عِقابی] هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است [برای اینکه شأنی او را از شأنی دیگر و نه حسابى او را از حسابى دیگر مشغول نمیکند]
- ترجمه سلطانیامروز به هر نفسی به آنچه که کسب کرده جزاء داده میشود، امروز هیچ ظلمی نیست همانا خداوند سریع حساب کننده است
- ترجمه راستینآن روز هر نفسی به آنچه کرده جزا خواهد یافت، آن روز بر هیچ کس ستم نخواهد شد که خدا (ی عادل) حساب خلق به یک لحظه میکند.
- ترجمه الهی قمشهای١٨ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِـمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ
و آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب [از شدّت خوف و وحشت] نزدیک حنجرهها هستند [در حالی که] آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یاری [نزدیک که به آنها نفع رساند و از آنها دفع کند] و نه شفاعت کنندهای که اطاعت شود (برایش شفاعت کند) ندارند {زیرا شفیع وقتی که مطاع نباشد شفاعتش نفع نمیرساند و مانند این است که شفیع نمیباشد و مقصود این نیست که او شفیع غیر مطاع برای آنها بوده باشد}
- ترجمه سلطانیو آنها را از آنروز آزفه (نزدیک شونده، روز قیامت) انذار کن آنوقت که قلوب نزدیک حنجرهها هستند (در حالی که) آنها فرو برندهٔ خشم هستند ستمکاران، یارانی (نزدیک) و نه شفاعت کنندهای که (از او) اطاعت شود ندارند
- ترجمه راستینو (ای رسول) امت را از روز نزدیک (قیامت) بترسان که (از هول و ترس) آن روز جانها به گلو میرسد و از بیم آن حزن و خشم خود فرو میبرند و ستمکاران را هیچ یار گرم و دلسوز و یاوری که شفاعتش پذیرفته شود نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای١٩ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ
چشمهای خائن [را از میان چشمها] {خیانت چشم نظر کردن است به آنچه که نظر به آن حلال نباشد} و آنچه که در سینهها پنهان میکنند [از عزمات (عزمها) و نیّات و خطرات (خطورات) که برای احدی ظاهر نمیشوند، یا از قوا و استعدادات که صاحبان قلوب بر آنها اطلاع ندارند] را میشناسد
- ترجمه سلطانیچشمهای خائن و آنچه که در سینهها پنهان میکنند را میشناسد
- ترجمه راستینو خدا بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشههای نهانی دلها (ی مردم) آگاه است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٠ وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
و خداوند به حقّ قضاوت (حکم) میکند و کسانی را که [آنها را] به جای او فرا میخوانند (بنو امیّه و کسانی که با آنها موافق هستند) به چیزی قضاوت (حکم) نمیکنند [چه رسد به قضاوت به حقّ] همانا خداوند همو شنوا و بینا است
- ترجمه سلطانیو خداوند به حقّ قضاوت (حکم) میکند و کسانی را که فرا میخوانند به جای او به چیزی قضاوت (حکم) نمیکنند همانا خداوند همان شنوا و بینا است
- ترجمه راستینو خدا به حق حکم میکند و غیر او آنچه را به خدایی میخوانند هیچ حکم (و اثری) در جهان نتوانند داشت، خداست که (دعای خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٢١ أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ
آیا در زمین سیر نکردهاند [تا آثار گذشتگان و آثار قضاوت به حقّ او تعالی را مشاهده کنند] تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است آنها از لحاظ قوّت و از لحاظ آثار در زمین شدیدتر از اینها بودند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در برابر خداوند نگهدارندهای نداشتند
- ترجمه سلطانیآیا در زمین سیر نکردهاند تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است آنها از لحاظ قوّت و از لحاظ آثار در زمین شدیدتر از اینها بودند پس خداوند آنها را به گناهانشان گرفت و در برابر خداوند نگهدارندهای نداشتند
- ترجمه راستینآیا (مردم) در روی زمین سیر و سفر نکردند تا عاقبت کار پیشینیانشان را ببینند که آنها با آنکه بسیار از اینان قویتر و آثار وجودیشان در روی زمین بیشتر بود سرانجام خدا به کیفر گناهانشان بگرفت (و همه را هلاک ساخت) و از (قهر و انتقام) خدا هیچ کس نگهدارشان نبود.
- ترجمه الهی قمشهای٢٢ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ
آن به این [سبب] است که رسولانشان برای آنها بیّنات (دلایل واضح) میآوردند [همانطور که تو آنها را برای آنان آوردی] آنگاه کفر میورزیدند [همانطور که اینان کفر ورزیدند] پس خداوند آنها را گرفت همانا او قویّ و سخت عقوبت دهنده است [پس باید اینان از آنچه که به آنها نازل شده حذر کنند]
- ترجمه سلطانیآن به این (سبب) است که رسولانشان برای آنها بیّنات (دلایل واضح) میآوردند آنگاه کفر میورزیدند پس خداوند آنها را گرفت همانا او قویّ و سخت عقوبت دهنده است
- ترجمه راستیناین هلاکت پیشینیان بدین سبب بود که پیمبرانشان با آیات و ادلّه روشن به سوی آنها میآمدند و آنان (از جهل و عناد) کافر شدند، خدا هم آنان را (به عقوبت) گرفت، که خدا بسیار مقتدر و سخت کیفر است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٤ إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ
نزد فرعون و هامان و قارون پس گفتند که جادوگر بسیار دروغگویی است
- ترجمه سلطانینزد فرعون و هامان و قارون پس گفتند که جادوگر بسیار دروغگویی است
- ترجمه راستینبه سوی فرعون و هامان و قارون، آنها گفتند: او ساحر بسیار دروغگویی است.
- ترجمه الهی قمشهای٢٥ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ
و چون حقّ را از نزد ما برای آنها آورد گفتند: پسران کسانی را که با او ایمان آوردهاند بکُشید و زنانشان را زنده گذارید [یعنی دخترانشان را باقی بدارید، یا زنانشان را از مضاجعت ازواجشان منع کنید، یا حیاء زنانشان را برای تجسّس عیب یا حمل (بارداری) تجسّس کنید] و مکر (نیرنگ) کافران جز در گمراهی [و ضیاع (ضایع شدن)] نیست
- ترجمه سلطانیو چون حقّ را از نزد ما برای آنها آورد گفتند: پسران کسانی را که با او ایمان آوردهاند بکُشید و زنانشان را زنده گذارید و مکر (نیرنگ) کافران جز در گمراهی نیست
- ترجمه راستینو آن گاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت به سوی آنان آمد (فرعون و قومش به مردم) گفتند: بروید پسران آنان که به موسی ایمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده گذارید (تا ضعیف و نابود شوند. و ما بالعکس آنها را قوی کردیم) آری مکر و تدبیر کافران جز در ضلالت (و خسرانشان) به کار نیاید.
- ترجمه الهی قمشهای٢٦ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ
و فرعون [مثل کسی که از دشمنش خوف دارد و معذلک او را تهدید میکند] گفت: بگذارید موسی را بکُشم و تا او پروردگارش را بخواند [زیرا برای وی مانعی از کشتن او نبود، لکن وی از او و از اژدهایش میترسید و او را از قتل میترساند] زیرا که من میترسم که دین شما را تبدیل کند یا اینکه در زمین فساد ظاهر نماید [به اینکه مردم را از اجتماع متفرّق سازد یا از طاعت خارج شوند و ادّعای سلطنت کند]
- ترجمه سلطانیو فرعون گفت: بگذارید موسی را بکُشم و تا او پروردگارش را بخواند زیرا که من میترسم که دین شما را تبدیل کند یا اینکه در زمین فساد ظاهر نماید
- ترجمه راستینو فرعون (به درباریانش) گفت: بگذارید تا من موسی را به قتل رسانم و او خدای خود را به یاری طلبد، میترسم که آیین شما را تغییر دهد و در زمین فتنه و فسادی برانگیزد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٧ وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ
و موسی گفت: همانا من از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمیآورد به پرودگار خود و پروردگار شما پناه میبرم
- ترجمه سلطانیو موسی گفت: همانا من از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمیآورد به پرودگار خود و پروردگار شما پناه میبرم
- ترجمه راستینو موسی گفت: من به خدای آفریننده من و شما (و همه عالم) از شرّ هر (کافر) متکبری که به روز حساب ایمان نمیآورد پناه میبرم.
- ترجمه الهی قمشهای٢٨ وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُـولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ
و مرد مؤمنی از آل (خویشان) فرعون که ایمانش را کتمان میکرد گفت: آیا مردی [بزرگ] را که میگوید: پروردگار من الله است و [بر صدق دعوی خویش] دلیلهای روشنی از پروردگار شما نزد شما آورده است را میکُشید [پس از مخالفت با او و مؤاخذهٔ پروردگارتان حذر کنید] و (حال آنکه) اگر او دروغگو باشد [دروغ او چیزی به شما ضرر نمیزند] پس دروغش بر (زیان) خودش است و اگر راستگو باشد بعض آنچه که به شما وعده میدهد به شما اصابت میکند [اگر همهاش به شما اصابت نکند] همانا خداوند کسی که او [در امر خود] اسراف کننده (متجاوز از حدّ خود) و بسیار دروغگو است را هدایت نمیکند
- ترجمه سلطانیو مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمانش را کتمان میکرد گفت: آیا مردی را که میگوید: پروردگار من الله است و دلیلهای روشنی از پروردگار شما نزد شما آورده است را میکُشید و (حال آنکه) اگر او دروغگو باشد پس دروغش بر (زیان) خودش است و اگر راستگو باشد بعضی از آنچه که به شما وعده میدهد به شما اصابت خواهد کرد همانا خداوند کسی که او اسراف کننده و بسیار دروغگو است را هدایت نمیکند
- ترجمه راستینو مرد با ایمانی از آل فرعون که ایمانش را پنهان میداشت (با فرعونیان) گفت: آیا مردی را به جرم اینکه میگوید: پروردگار من خداست میکشید، در صورتی که با معجزه و ادلّه روشن از جانب خدایتان برای (هدایت) شما آمده است؟! اگر او دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و لیکن اگر راستگو باشد از وعدههای او بعضی به شما برسد (و همه هلاک خواهید شد) که خدا البته مردم مسرف (ستمکار) و دروغگو را هرگز هدایت نخواهد کرد.
- ترجمه الهی قمشهای٢٩ يَاقَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِن جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ
ای قوم من، امروز حکومت دارید در سرزمین [مصر] پیروزمندید (غالب هستید) [و شکر این نعمت این است که رسول خداوندی که این ملک را به شما داده اجابت کنید نه انکار رسولش] پس چه کسی ما را در برابر سختگیری خداوند اگر به ما بیاید یاری میکند [پس با انکار رسولش و ایذای او خود را بر بأس (شدّت، سختی) خداوند عرضه نکنید]، فرعون [به جهت تلیین (نرم کردن) قومش] گفت: به شما جز آنچه را که میبینم [و اعتقاد دارم] نشان نمیدهم و شما را جز به راه رشاد هدایت نمیکنم
- ترجمه سلطانیای قوم من، امروز حکومت دارید در این سرزمین پیروزمندید پس چه کسی ما را در برابر سختگیری خداوند اگر به ما بیاید یاری میکند فرعون گفت: به شما جز آنچه را که میبینم (و اعتقاد دارم) نشان نمیدهم و شما را جز به راه رشاد هدایت نمیکنم
- ترجمه راستینای قوم، امروز ملک و سلطنت و چیرگی بر زمین (مصر) با شماست، لیکن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد کیست که ما را از آن نجات تواند داد؟فرعون باز گفت: جز آن که رأی (به قتل موسی) دادم رأی دیگر نمیدهم (و جز این صلاح نمیدانم) و شما را جز به راه صواب دلالت نمیکنم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٠ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ
و کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، همانا من بر شما از [روزی] مثل روز احزاب [کسانی که در برابر رسولانشان تحزّب (گروه گروه شدن) جُستند] خوف دارم
- ترجمه سلطانیو کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، همانا من بر شما از (روزی) مثل روز احزاب خوف دارم
- ترجمه راستینباز همان شخص با ایمان (به فرعونیان) گفت: ای قوم، من بر شما میترسم از روزی مانند روز سخت احزاب (و امم پیشین).
- ترجمه الهی قمشهای٣١ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ
مِثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند [مانند قوم ابراهیم (ع) و لوط و شعیب (ع)] و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد [پس اگر صالح باشید شما را عقاب نمیکند]
- ترجمه سلطانیمثل سرشت (خوی، سرنوشت) قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها بودند و خداوند بر بندگان ظلمی نمیخواهد
- ترجمه راستینمثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اینان (که همه به کیفر کفر و عصیان هلاک شدند) و خدا هیچ اراده ظلم در حق بندگان نکند (و هلاک آنها به سوء اختیار خود است).
- ترجمه الهی قمشهای٣٢ وَيَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ
و ای قوم من، همانا من از [شدائد] روزی که همدیگر را [به طلب دریافت کمک] صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، همانا من از روزی که همدیگر را (به طلب دریافت کمک) صدا میزنید بر شما خوف دارم
- ترجمه راستینو ای قوم، من بر شما از (عذاب) روز قیامت که خلق (از سختی آن به فریاد آیند و) یکدیگر را بخوانند سخت میترسم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٣ يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
روزی که [برای یأستان از رحمت او یا در حال فرار از آتش] پشت کنان روی بر میگردانید که از [بأس یا از قِبَل] خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه سلطانیروزی که پشت کنان روی بر میگردانید که از (قِبَل) خداوند نگهدارندهای ندارید و کسی را که خداوند گمراه کند آنگاه هیچ هادیی ندارد
- ترجمه راستینروزی که (از عذاب آن) به پشت بگریزید و هیچ از (قهر) خدا پناهی نیابید. و هر که را خدا در گمراهی واگذارد دیگر برای او راهنمایی نیست.
- ترجمه الهی قمشهای٣٤ وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءَكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُـولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ
و همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد [به او اقرار کردید برای ارتضاء شما به غایب از انظارتان نه حاضر نزد شما و او را خاتم رسالت قرار دادید و] گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند [یا معنی میدهد: تا وقتی که مُرد بر کفرتان باقی ماندید و گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نمیکند] اینچنین [گمراهیی که شما و اسلافتان بر آن میباشید] خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز [از حدّش] و شکّ کننده است [یعنی شأن او ارتیاب (تردید کردن) است و او حالت یقین به آنچه که سزاوار است که به آن یقین کند را ندارد]
- ترجمه سلطانیو همانا یوسف قبلاً بیّناتی را نزد شما آورد، پس پیوسته از آنچه که آن را نزد شما آورده بود در شکّ بودید تا آنوقت که هلاک شد گفتید: خداوند بعد از او هرگز رسولی را مبعوث نخواهد کرد اینچنین خداوند گمراه میکند کسی را که او مُسرف متجاوز و شکّ کننده است
- ترجمه راستینو از این پیش یوسف (کنعان) به سوی شما (مصریان) با معجزات و ادلّه روشن (به رسالت) آمد و دایم از آیاتی که برای شما آورد در شک و ریب بماندید تا آنکه یوسف از دنیا برفت، گفتید که دیگر خدا پس از یوسف هرگز رسولی نمیفرستد. بلی این چنین خدا مردم مسرف (ستمگری) را که (در آیات خدا و معجزات رسل) در شک و ریبند به گمراهی و خذلان خود وا میگذارد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٥ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
آنان که [با ابطال و اخفاء و ازدراء (زیاد کردن، زیاده بستن) و تنقیص (کم کردن)] دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی (حجّتی) که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند [این عملشان] نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مُهر مینهد
- ترجمه سلطانیآنان که دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند (این عملشان) نزد خداوند و نزد کسانی که ایمان آوردهاند دشمنیِ بزرگی است بدینسان خداوند بر هر قلب متکبّر زورگو مهر مینهد
- ترجمه راستینآنان که در آیات خدا بیهیچ حجت و برهان به جدال و انکار برمیخیزند این کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ایمان را به خشم و غضب آرد. بلی این گونه خدا بر دل هر متکبر خود کامهای مهر (شقاوت) میزند (که با سعادت خود دشمن میشود).
- ترجمه الهی قمشهای٣٦ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاهَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ
و فرعون [به جهت تمویه (فریب دادن، غلط را درست جلوه دادن) بر عوام] گفت: ای هامان برای من کاخی بلند [یعنی قصری مرتفع ظاهر بر انظار] بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه سلطانیو فرعون گفت: ای هامان برای من کاخی بلند بساز تا شاید راهی بیابم
- ترجمه راستینو فرعون (به وزیرش) گفت: ای هامان، برای من کاخی بلند پایه (آسمان خراش) بنیاد کن تا شاید به درها راه یابم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٧ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ
به راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین [تزئین (زیبا جلوه دادن) که برای او در بنای کاخ و صعود به آسمان زینت داده شد] برای فرعون بدی عملش [در سایر اعمالش] زینت داده شد و از راه [راست] مانع (بازداشته) شد و [نتیجهٔ] مکر فرعون جز در زیان بردن [در نقصان یا خسار (زیان بردن)] نیست
- ترجمه سلطانیبه راههای آسمانها که از خدای موسی مطّلع شوم و همانا من البتّه او را به عنوان دروغگو میپندارم و اینچنین برای فرعون بدی عملش زینت داده شد و از راه (راست) مانع (بازداشته) شد و (نتیجهٔ) مکر فرعون جز در زیان بردن نیست
- ترجمه راستینبه درهای آسمانها و بر خدای موسی آگاه شوم (و از صدق و کذب موسی تحقیقی کنم) و من هنوز موسی را دروغگوی میپندارم. و این چنین در نظر جاهلانه فرعون عمل زشتش زیبا نمود و راه حق (و خدا پرستی) بر او مسدود شد، و مکر و تدبیر فرعون جز بر زیان و هلاکش به کار نیامد.
- ترجمه الهی قمشهای٣٨ وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ
و آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه سلطانیو آن کسی که ایمان آورده بود گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید که شما را به راه رشاد هدایت کنم
- ترجمه راستینو باز همان شخص مؤمن گفت: ای قوم، مرا پیروی کنید تا شما را به راه حق و صواب دلالت کنم.
- ترجمه الهی قمشهای٣٩ يَاقَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
ای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است [و نهایتی برای نهایت آن و نه نقصی و نه شوبی برای تمتّع آن نیست]
- ترجمه سلطانیای قوم من جز این نیست که این زندگانی دنیا تمتعی (بهرهمندی) (اندک) است و همانا آخرت، همان دار قرار است
- ترجمه راستینای قوم، این زندگانی (فانی) دنیا متاع ناچیزی بیش نیست و سرای آخرت منزلگاه ابدی (و حیات جاودانی) است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٠ مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِـحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ
کسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه سلطانیکسی که عمل بدی بکند پس جز به مثل آن جزاء داده نمیشود و کسی که عمل صالحی بکند چه مرد یا زن و (در حالی که) او مؤمن است پس آنان داخل در جنّت میشوند که در آن بدون حساب روزی داده میشوند
- ترجمه راستین(و بدانید که) هر کس کار بدی (در دنیا) کرده (آنجا) الاّ به مثل آن مجازات نشود، و هر که از مرد و زن عمل صالح به جا آورده در صورتی که با ایمان باشند آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بیحساب (و نعمت بیشمار) برخوردار گردند.
- ترجمه الهی قمشهای٤١ وَيَاقَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ
و ای قوم من، مرا چه شده که شما را به سوی نجات دعوت میکنم و شما مرا به آتش دعوت میکنید
- ترجمه سلطانیو ای قوم من، مرا چه شده که شما را به سوی نجات دعوت میکنم و شما مرا به آتش دعوت میکنید
- ترجمه راستینو ای قوم، چرا من شما را به راه نجات (و طریق بهشت) دعوت میکنم و شما مرا به سوی آتش دوزخ میخوانید؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٢ تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ
مرا دعوت میکنید تا به خداوند کفر بورزم و به او به آنچه که به آن [یعنی به ربوبیّت وی و استحقاق خداوندی وی] علمی ندارم شرک بورزم [یعنی عبادت چیزی که بر جواز عبادت آن برهانی نیست جز سفاهت نیست و شما آنچه را که علمى به خداوند بودن وی ندارید عبادت میکنید] و (حال آنکه) من شما را دعوت میکنم به سوی آن عزیز [منیع (بلند، استوار) که مانعی او را از مراد او منع نمیکند و عزّت او دلیل خدا بودن او است] بسیار آمرزنده [که شایسته است که با عبادت کردن او غفران (آمرزش) او طلب شود]
- ترجمه سلطانیمرا دعوت میکنید تا به خداوند کفر بورزم و به او به آنچه که به آن علمی ندارم شرک بورزم و (حال آنکه) من شما را دعوت میکنم به سوی آن عزیز بسیار آمرزنده
- ترجمه راستینشما مرا دعوت میکنید که به خدا کافر شوم و از بیدانشی بتی را که در جهان هیچ مؤثر نمیدانم شریک خدا قرار دهم، و من شما را به سوی خدای مقتدر بسیار با بخشش و آمرزش میخوانم.
- ترجمه الهی قمشهای٤٣ لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ
قطعاً جز این نیست که آنچه [از اصنام یا فرعون] که مرا به آن دعوت میکنید او در دنیا و نه در آخرت صاحب دعوت [مقبولهٔ حقّه] نیست و همانا بازگشت ما [یعنی بازگشت من و شما جمیعاً] به خداوند است [پس اعراض از خدایان شما و اقبال (روی آوردن) به خدایی که امر ما به او و به محاکمت (حکم کردن) او منتهی میشود شایسته است] و همانا اسراف کنندگان [همان متجاوزان از حدّ انسانی خود با ادبار (پشت کردن) به خداوند و اقبال بر آنچه که در دو دار دعوتى ندارد] آنها اصحاب آتش هستند
- ترجمه سلطانیقطعاً جز این نیست که آنچه که مرا به آن دعوت میکنید او در دنیا و نه در آخرت صاحب دعوت (حقّه) نیست و همانا بازگشت ما به خداوند است و همانا اسراف کنندگان آنها اصحاب آتش هستند
- ترجمه راستینبیشک آنچه شما مرا به سوی او میخوانید (از بتها و فراعنه و معبودان باطل) آن هیچ دعوتی (و اثر سودمندی) در دنیا و آخرت ندارد و محققا (بدانید که در قیامت) بازگشت ما به سوی خداست و البته مسرفان (ستمکاران فاسق در آنجا) همه اهل آتش دوزخند.
- ترجمه الهی قمشهای٤٤ فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ
و بزودی [به هنگام معاینهٔ مرگ و تهیّهٔ اسباب عذاب برای شما] به آنچه که به شما میگویم متذکّر خواهید شد و امر خویش را به خداوند میسپارم [برای اینکه او عزیز علیم (دانا) قدیر (توانا) ذوالعنایت (دارای عنایت) به امر عباد است و از آنچه که مرا به آن میترسانید برای عدم قدرت وی بر چیزی نمیترسم] همانا خداوند به بندگانش بینا است [و کسی که به او توسّل نماید را حفظ میکند]
- ترجمه سلطانیو بزودی به آنچه که به شما میگویم متذکّر خواهید شد و امر خویش را به خداوند میسپارم همانا خداوند به بندگانش بینا است
- ترجمه راستینپس به زودی گفتارم را (هنگام پاداش عمل) متذکر میشوید و من کار خود به خدا وامیگذارم، که او کاملا بر احوال بندگان بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٤٥ فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ
پس خداوند او (حزقیل) را از بدیهای آنچه که مکر کردند نگهداشت و بد عذابی آل فرعون را فرا گرفت
- ترجمه سلطانیپس خداوند او را از بدیهای آنچه که مکر میکردند نگهداشت و بد عذابی آل فرعون را فرا گرفت
- ترجمه راستین(قوم به جای آنکه پند مؤمن آل فرعون را بشنوند قصد آزارش کردند) پس خدا از شر و مکر فرعونیان او را محفوظ داشت و عذاب سخت آل فرعون را فرا گرفت (و همه به دریای هلاک غرق شدند).
- ترجمه الهی قمشهای٤٦ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ
آتش است که هنگام صبح و هنگام شب بر آن عرضه میشوند و روزی که ساعت [قیامت] برپا شود [گفته میشود:] آل فرعون را به اشدّ عذاب داخل کنید
- ترجمه سلطانیآتش است که هنگام صبح و هنگام شب بر آن عرضه میشوند و روزی که ساعت (قیامت) برپا میشود (گفته میشود:) آل فرعون را به اشدّ عذاب داخل کنید
- ترجمه راستین(اینک که در عالم برزخند) آنها صبح و شام بر آتش دوزخ عرضه میشوند، و چون روز قیامت بر پا شود (خطاب آید که) فرعونیان را به سختترین عذاب (جهنم) وارد کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٤٧ وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُـولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ
و آنوقت در آتش با هم احتجاج کنند پس ضعفا (اتباع) به کسانی که طلب بزرگی میکردند (متبوعین) میگویند: همانا ما پیرو شما بودیم پس آیا شما سهمی از آتش را از ما کفایت (برطرف) میکنید؟
- ترجمه سلطانیو آنوقت در آتش با هم محاجّه کنند پس ضعفا (اتباع) به کسانی که طلب بزرگی میکردند (متبوعین) میگویند: همانا ما پیرو شما بودیم پس آیا شما سهمی از آتش را از ما کفایت (برطرف) میکنید؟
- ترجمه راستینو (یاد آر) وقتی که در آتش دوزخ با هم به احتجاج و مجادله برآیند، ضعیفان ملّت به پیشوایان گردنکش خود میگویند: ما (در دنیا) پیروی شما کردیم (که گمراه شدیم) آیا میتوانید امروز شما هم به عوض آن از آتش عذاب ما بکاهید؟
- ترجمه الهی قمشهای٤٨ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ
کسانی که طلب بزرگی میکردند میگویند: ما همگی در آن هستیم همانا خداوند بین بندگانش حکم کرده است {امثال این آیه تعریض به منافقین امّت است}
- ترجمه سلطانیکسانی که طلب بزرگی میکردند میگویند: ما همگی در آن هستیم همانا خداوند بین بندگانش حکم کرده است
- ترجمه راستینپیشوایان متکبر پاسخ دهند که ما و شما همه باید در آتش دوزخ (یکسان معذّب) باشیم، که خدا میان بندگان البته (به عدل) حکم فرموده است.
- ترجمه الهی قمشهای٤٩ وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ
و کسانی که در آتش هستند به نگهبانان جهنّم میگویند از پروردگارتان بخواهید که یک روز از عذاب را از ما بکاهد
- ترجمه سلطانیو کسانی که در آتش هستند به نگهبانان جهنّم میگویند از پروردگارتان بخواهید که یک روز از عذاب را از ما بکاهد
- ترجمه راستینو اهل دوزخ به خازنان جهنم گویند: از خدای خود بخواهید که روزی عذاب ما را تخفیف دهد.
- ترجمه الهی قمشهای٥٠ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ
میگویند: آیا رسولانتان با بیّنات [یعنی معجزات یا براهین (برهانها) صدقشان یا احکام رسالت] نزد شما نیامدند؟ [آنها] میگویند: بلی، [اینان هم] میگویند: پس دعاء کنید و دعای کافران جز در گمراهی [یعنی در ضیاع (ضایع شدن)] نیست
- ترجمه سلطانیمیگویند: آیا رسولانتان با بیّنات (حجّتهای آشکار) نزد شما نیامدند؟ (آنها) میگویند: بلی، (اینان هم) میگویند: پس دعاء کنید و دعای کافران جز در گمراهی (در ضیاع، ضایع شدن) نیست
- ترجمه راستینآنها پاسخ دهند که آیا پیغمبران شما با معجزات و ادلّه روشن برای (هدایت) شما نیامدند؟دوزخیان گویند: آری آمدند (ما پیروی آنان نکردیم و بدین روز سیاه افتادیم) . پس خازنان جهنّم گویند: اینک هر چه میخواهید دعا (و ناله) کنید، که دعای کافران جز در ضلالت (و زیان) نخواهد بود.
- ترجمه الهی قمشهای٥١ إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ
همانا ما حتماً رسولان خود و کسانی که ایمان آوردهاند را در زندگانی دنیا و در روزی که گواهان بپا میخیزند یاری میکنیم
- ترجمه سلطانیهمانا ما حتماً رسولان خود و کسانی که ایمان آوردهاند را در زندگانی دنیا و در روزی که گواهان بپا میخیزند یاری میکنیم
- ترجمه راستینما (که خدای تواناییم) البته رسولان خود و اهل ایمان را هم در دنیا ظفر و نصرت میدهیم و هم روز قیامت که گواهان (اعمال نیک و بد) به شهادت برخیزند (مؤمنان را به مقامات بهشتی پاداش میدهیم).
- ترجمه الهی قمشهای٥٢ يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِـمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
روزی که معذرت خواهی ستمکاران به آنها نفع نمیرساند و لعنت (دوری) برای آنان است و بد خانهایی (جهنّم) دارند
- ترجمه سلطانیروزی که معذرت خواهی ستمکاران به آنها نفع نمیرساند و لعنت (دوری) برای آنان است و بد خانهایی دارند
- ترجمه راستیندر آن روز ستمکاران را (پشیمانی و) عذرخواهی سود ندهد و بر آنها خشم و لعن و منزلگاه بد (جهنّم) مهیّاست.
- ترجمه الهی قمشهای٥٣ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ
و همانا به موسی هدایت دادیم و بنی اسرائیل را وارث آن کتاب [یعنی کتاب نبوّت و احکام آن، یا کتاب تورات] کردیم
- ترجمه سلطانیو همانا به موسی هدایت دادیم و بنی اسرائیل را وارث آن کتاب کردیم
- ترجمه راستینو همانا ما به موسی مقام هدایت عطا کردیم و بنی اسرائیل (قوم او) را وارث کتاب (بزرگ تورات) گردانیدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٥٥ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ
پس صبر کن همانا وعدهٔ خداوند [به نصرت تو] حقّ است و بر گناهت استغفار کن و به حمد (ستایش) پروردگارت در شبانگاه و در بیداری بامداد تسبیح کن
- ترجمه سلطانیپس صبر کن همانا وعدهٔ خداوند حقّ است و بر گناهت استغفار کن و به حمد (ستایش) پروردگارت در شبانگاه و در بیداری بامداد تسبیح کن
- ترجمه راستینپس (ای رسول ما، بر آزار امت) صبر کن که البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است و بر گناه خود از خدا آمرزش طلب کن (یعنی بر گناه امت نادان از درگاه خدا آمرزش خواه) و صبح و شام به تسبیح و ذکر و ستایش پروردگار خود پرداز.
- ترجمه الهی قمشهای٥٦ إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
همانا کسانی که دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند همانا در سینههای آنها جز کبر [یعنی انصراف از حقّ و استکبار بر اهل حقّ] نیست، آنها رسنده به آن [کبر و مقتضای آن] نیستند پس [از او یا از آنها] به خداوند پناه ببر همانا او همان شنوا [بر استعاذۀ (پناه بردن) تو است و به تو پناه میدهد و بر آنچه که دربارهٔ تو میگویند و آن را تدبیر میکنند پس آنها را وانمیگذارد که مکرشان دربارهٔ تو نفذ (اجرا) شود] و [به تو و به آنها، و به آنچه که انجام میدهی و انجام میدهند، و به کبر تو اگر کبر بورزی و به کبر آنان] بینا است
- ترجمه سلطانیهمانا کسانی که دربارهٔ آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد مجادله میکنند همانا در سینههای آنها جز کبر نیست، آنها رسنده به آن (کبر) نیستند پس به خداوند پناه ببر همانا او همان شنوا و بینا است
- ترجمه راستینآنان که در آیات خدا بیهیچ حجت و برهان که آنان را آمده باشد راه انکار و جدل پیمایند جز تکبر و نخوت (و قصد ریاست) چیزی در دل ندارند که به آرزوی دل هم آخر نخواهند رسید، پس تو (از شر و فتنه آنها) پناه به درگاه خدا بر، که خدا شنوا و بیناست.
- ترجمه الهی قمشهای٥٧ لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
البتّه خلق کردن آسمانها و زمین بزرگتر از خلق کردن مردم است و لکن اکثر مردم نمیدانند [آنها مقام علم ندارند تا ضعف خود را بدانند، یا ضعفشان و حقارتشان را نسبت به آسمانها نمیدانند]
- ترجمه سلطانیالبتّه خلق کردن آسمانها و زمین بزرگتر از خلق کردن مردم است و لکن اکثر مردم نمیدانند
- ترجمه راستینالبته خلقت آسمانها و زمین بسیار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و لیکن اکثر مردم این معنا را درک نمیکنند.
- ترجمه الهی قمشهای٥٨ وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ
و کور و بینا و کسانی که [به سبب انقیاد و تسلیم حاصل به بیعت عامّه یا خاصّه، یا نفس بیعت عامّه یا خاصّه] ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردند و نه بد کننده یکسان نیستند چه کم متذکّر میشوید
- ترجمه سلطانیو کور و بینا و کسانی که ایمان آوردهاند و اعمال صالح کردند و نه بد کننده یکسان نیستند چه کم متذکّر میشوید
- ترجمه راستینو هرگز (جاهل) نابینا و شخص (عالم) بینا یکسان نیستند و هم آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند (نزد خدا) با (کافران) بدکردار مساوی (در درجات آخرت) نیستند، لیکن بسیار کم این حقیقت را متذکر میشوید.
- ترجمه الهی قمشهای٥٩ إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ
همانا آن ساعت قطعاً میآید که تردیدی در آن نیست و لکن بیشتر مردم ایمان نمیآورند [یعنی به آن اذعان نمیکنند یا به خداوند ایمان نمیآورند تا آمدن ساعت (قیامت) را بدانند، یا به تو ایمان نمیآورند تا تو را در آمدن ساعت تصدیق کنند]
- ترجمه سلطانیهمانا آن ساعت قطعاً میآید که تردیدی در آن نیست و لکن بیشتر مردم ایمان نمیآورند
- ترجمه راستینالبته ساعت قیامت بیهیچ شک میآید و لیکن بیشتر مردم (تا ساعت مرگ به آن) ایمان نمیآورند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٠ وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
و پروردگار شما گفت: مرا بخوانید [نه اینکه از من بخواهید] تا شما را استجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من استکبار میورزند با خواری [حقیرانه] داخل جهنّم خواهند شد
- ترجمه سلطانیو پروردگار شما گفت: مرا بخوانید (نه اینکه از من بخواهید) تا شما را استجابت کنم همانا کسانی که از عبادت من استکبار میورزند با خواری داخل جهنّم خواهند شد
- ترجمه راستینو خدای شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانید تا دعای شما مستجاب کنم. آنان که از (دعا و) عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦١ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ
خداوند است که برای شما شب را قرار داد که در آن آرام بگیرید و روز را روشنی بخش همانا خداوند البتّه [بحسب مقامات نباتی و حیوانی و انسانی آنها] دارندهٔ فضل بر مردم است و لکن بیشتر مردم [نعمتهای او را و فضل او را بر خود] شکر نمیکنند {برای انکار بعضی از آنها مبدء علیم قدیر عنایتدار به خلق را، و عدم تفطّن (هوشیاری، درک) بعضی از آنها به بودن این نعمتها از او، و عدم تفطّن بعضی از آنها به نفس این نعمت، و غفلت بعضی از آنها از مُنعم (نعمت دهنده) و این نعمت}
- ترجمه سلطانیخداوند است که برای شما شب را قرار داد که در آن آرام بگیرید و روز را روشنی بخش همانا خداوند البتّه دارندهٔ فضل بر مردم است و لکن بیشتر مردم شکر نمیکنند
- ترجمه راستینخداست آن که شب تار را برای آسایش و استراحت شما قرار داده و روز را (برای کسب و کار شما به چراغ خورشید) روشن گردانید، که خدا را در حق مردمان فضل و احسان است و لیکن اکثر مردم شکر (نعمتش) به جا نمیآرند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٢ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
آن [موصوف به انعام (نعمت دادن) این نِعَم (نعمتها)] الله پروردگار شما است خالق همه چیز است، خدایی جز او نیست پس چگونه [با وضوح بطلان آن] روی میگردانید
- ترجمه سلطانیآن (موصوف به این انعام) الله پروردگار شما است خالق همه چیز است، خدایی جز او نیست پس چگونه (با وضوح بطلان آن) روی میگردانید
- ترجمه راستینهمان خدا پروردگار شما آفریننده همه موجودات عالم است، جز او هیچ خدایی نیست، پس (ای بندگان) از درگاه یگانه معبود حق به کجا بازگردانیده (و فریفته معبودان باطل) میشوید؟
- ترجمه الهی قمشهای٦٣ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
کسانی که آیات خداوند را نفی میکنند اینچنین [با روی گردانیدن با وضوح بطلان آن] منحرف میشوند
- ترجمه سلطانیکسانی که آیات خداوند را نفی میکنند اینچنین منحرف میشوند
- ترجمه راستینآنان که آیات (و رسل) الهی را انکار کردند هم این گونه (از بندگی حق) باز گردانیده (و مغرور معبودان باطل) میشوند.
- ترجمه الهی قمشهای٦٤ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَـمِينَ
خداوند است که زمین را به عنوان قرار و آسمان را به عنوان بناء برای شما قرار داد و به شما [در مقام ابدان شما و مقام ارواح شما] صورت داد و صورتهای شما را [در هر دو مقام] نیکو کرد و از پاکیزهها [از ارزاق پاک نباتی زمینی، و از ارزاق پاک حیوانی زمینی و آسمانی، و از ارزاق طیّبهٔ انسانی آسمانی از علوم و مکاشفات و معاینات و تحقّق به حقایق] به شما روزی داد آن [موصوف به این اوصاف] الله پروردگار شما است پس پُر برکت است الله پروردگار جهانیان
- ترجمه سلطانیخداوند است که زمین را به عنوان قرار و آسمان را به عنوان بناء برای شما قرار داد و به شما صورت داد و صورتهای شما را نیکو کرد و به شما از پاکیزهها روزی داد آن الله پروردگار شما است پس پُر برکت است الله پروردگار جهانیان
- ترجمه راستینخداست آن که زمین را آرامگاه شما قرار داد و آسمان را (کاخی رفیع) برافراشت و شما را به نیکوترین صورتها بیافرید و از غذاهای لذیذ خوش به شما روزی داد، این خدا پروردگار شماست، زهی برتر و بزرگوار است خدای یکتا پروردگار عالمیان.
- ترجمه الهی قمشهای٦٥ هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَـمِينَ
او زنده است خدایی جز او نیست پس او را بخوانید [یعنی وقتی که او باقی میباشد و بقیه همه فانی هستند پس او را بخوانید و دعاى او را ترک نکنید و غیر او را نخوانید، برای فنای شما و منتهی شدنتان به او برای بقای او و برای فنای غیر او در حالی که] دین را [یعنی طریق را یا اعمال شرعیّهٔ ملّیّه را] برای او خالص کردهاید ستایش برای الله پروردگار جهانیان است
- ترجمه سلطانیاو زنده است خدایی جز او نیست پس او را بخوانید (در حالی که) دین را برای او خالص کردهاید ستایش برای الله پروردگار جهانیان است
- ترجمه راستیناو خدای زنده ابد است، جز او هیچ خدایی نیست، پس تنها او را بخوانید و به اخلاص در دین بنده او باشید، که ستایش و سپاس مخصوص خدای یکتا آفریدگار عالمیان است.
- ترجمه الهی قمشهای٦٦ قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَـمَّا جَاءَنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَـمِينَ
بگو: همانا من نهی شدهام که کسانی را که شما غیر از خداوند میخوانید بندگی کنم چون از پروردگارم بیّناتی (دلیلهای واضح) نزد من آمده و امر شدهام که تسلیم بر پروردگار جهانیان باشم
- ترجمه سلطانیبگو: همانا من نهی شدهام که کسانی را که شما غیر از خداوند میخوانید بندگی کنم چون از پروردگارم بیّناتی (دلیلهای واضح) نزد من آمده و امر شدهام که تسلیم بر پروردگار جهانیان باشم
- ترجمه راستین(ای رسول ما، بت پرستان را) بگو که مرا از پرستش معبودان باطلی که شما به جای خدا میپرستید البته منع کردهاند چرا که بر من از خدای خود (به وحی) آیات و ادلّه روشنی آمده است و من مأمورم که تنها تسلیم امر خدای عالمیان باشم.
- ترجمه الهی قمشهای٦٧ هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
او کسی است که شما را از خاکی خلق کرد {زیرا تولّد مادّهٔ نطفه جز از حبوب (دانهها) نبات و بُقول (سبزیها) آن و گوشت حیوان و البان (شیرها) آنها نیست و همه از خاک حاصل میشوند} سپس از نطفهای سپس از خون بسته شدهای سپس شما را به صورت طفلی خارج میکند سپس تا به رشد خود برسید سپس تا پیر شوید و [برخی] از شما قبل از آن (پیری) میرانده میشوند و تا برسید به وقتی معیّن و با ترقّب به اینکه شما تعقّل کنید [یعنی با عقول خود درک کنید، یا عاقل گردید، یا امر آخرت را از امر دنیا عقل کنید]، {زیرا انتقالات در حالات اماتات (میراندنها) و احیائات (زنده کردنها) است، و باید انسان از این انتقالات آن منتقل شدن بزرگ را درک کند و اینکه آن افناء (فانی شدن) و استیصال (ریشه کن شدن) نیست، بلکه آن افناء از صورتی و احیاء (زنده شدن) به صورتی تمامتر و کاملتر است}
- ترجمه سلطانیاو کسی است که شما را از خاکی خلق کرد سپس از نطفهای سپس از خون بسته شدهای سپس شما را به صورت طفلی خارج میکند سپس تا به رشد خود برسید سپس تا پیر شوید و (برخی) از شما قبل از آن (پیری) میرانده میشوند و تا برسید به وقتی معیّن و با ترقّب به اینکه شما تعقّل کنید
- ترجمه راستیناوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آن گاه از خون بسته علقه، پس شما را (از رحم مادر) طفلی بیرون آورد تا آنکه به سنّ رشد و کمال برسید و باز پیری سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سنّ پیری وفات کنند و تا همه به اجلی معین برسید و (این چنین کردیم تا) مگر (قدرت خدا را) تعقّل کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٦٨ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُـولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ
او کسی است که زنده میکند و میمیراند پس وقتی که به امری حکم کند پس جز این نیست که به آن میگوید: بباش، پس میباشد
- ترجمه سلطانیاو کسی است که زنده میکند و میمیراند پس وقتی که به امری حکم کند پس جز این نیست که به آن میگوید: بباش، پس میباشد
- ترجمه راستیناوست خدایی که (خلائق را) زنده میکند و میمیراند و چون به خلقت چیزی حکم نافذ و مشیّت کاملش تعلّق گیرد به محض اینکه گوید: موجود باش، بیدرنگ موجود میشود.
- ترجمه الهی قمشهای٦٩ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ
آیا ندیدی کسانی را که در آیات خداوند [دربارهٔ خلافت علی (ع)] مجادله میکنند چگونه [از خداوند] روگردان میشوند؟!
- ترجمه سلطانیآیا ندیدی کسانی را که در آیات خداوند مجادله میکنند چگونه (از خداوند) روگردان میشوند؟!
- ترجمه راستینآیا کسانی را که در آیات ما راه جدال و انکار پیمودند ندیدی که چگونه (از حق) بازگردانیده شوند؟
- ترجمه الهی قمشهای٧٠ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
کسانی که [آیات وارده دربارهٔ ولایت در] کتاب و آنچه که رسولانمان را با آن فرستادیم (ولایت) تکذیب کردند پس خواهند دانست
- ترجمه سلطانیکسانی که کتاب و آنچه که رسولانمان را با آن فرستادیم تکذیب کردند پس خواهند دانست
- ترجمه راستینآنان که کتاب ما را و احکامی که رسولان خود را بر ابلاغ آن فرستادیم تکذیب کردند به زودی (کیفر کردارشان را) خواهند دانست.
- ترجمه الهی قمشهای٧١ إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ
آنوقت که غلها و زنجیرها در گردنهایشان است [در حالی که] کشیده میشوند
- ترجمه سلطانیآنوقت که غلها و زنجیرها در گردنهایشان است (در حالی که) کشیده میشوند
- ترجمه راستینآن گاه که گردنهاشان با غل و زنجیرها (ی آتشین) بسته شود و کشیده شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٣ ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ
و سپس به آنها گفته میشود: کجا هستند آنچه [از رؤسای ضلالت] که [در خلافت علی (ع)] شریک میکردید
- ترجمه سلطانیو سپس به آنها گفته میشود: کجا هستند آنچه را که شریک میآوردید
- ترجمه راستینآن گاه به آنها گویند: کجا رفتند معبودان باطلی که شریک خدا میشمردید،
- ترجمه الهی قمشهای٧٤ مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ
غیر از (بدون اذن) خداوند؟ میگویند: از نزد ما گم شدند (رفتند) بلکه قبلاً چیزی را نمیخواندیم خداوند اینچنین کافران را [در دنیا یا در آخرت] گمراه میکند
- ترجمه سلطانیغیر از خداوند؟ میگویند: از نزد ما گم شدند (رفتند) بلکه قبلاً چیزی را نمیخواندیم خداوند اینچنین کافران را گمراه میکند
- ترجمه راستینو از خدا روی میگردانیدید؟آن مشرکان جواب گویند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند، بلکه ما از این پیش چیزی را به خدایی نمیخواندیم. خدا این گونه مردم کافر (مشرک) را گمراه میگرداند (یعنی از رحمت خود محروم میکند).
- ترجمه الهی قمشهای٧٥ ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ
آن (عذاب) به (سبب) آنچه است که در زمین به غیر حقّ (به باطل) خوشحالی میکردید و به [خاطر] آنچه که مینازیدید (سرمستی میکردید) است
- ترجمه سلطانیآن به (سبب) آنچه است که در زمین به غیر حقّ خوشحالی میکردید و به (خاطر) آنچه که مینازیدید (سرمستی میکردید) است
- ترجمه راستیناین قهر و عذاب شما کافران بدین سبب است که در دنیا از پی تفریح و هوسرانی باطل بودید و دایم به نشاط و شهوت پرستی سرگرم شدید.
- ترجمه الهی قمشهای٧٦ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
از دربهای جهنم داخل شوید در آن ماندگارید پس چه بد است جایگاه متکبّران [یعنی کسانی که از طاعت امام خارج شوند] {زیرا خروج از طاعت امام جز از انانیّت نیست، و انانیّت و رؤیت نفس همان تکبّر است}
- ترجمه سلطانیاز دربهای جهنم داخل شوید در آن ماندگارید پس چه بد است جایگاه متکبّران
- ترجمه راستیناینک (به کیفر کفرتان) به درهای دوزخ درآیید که آنجا جاودان معذّب خواهید بود، که متکبران را (که سر از فرمان حق کشیدند در آخرت) بسیار منزلگاه بدی است.
- ترجمه الهی قمشهای٧٧ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ
پس صبر کن [و جزع (بیتابی) نکن و اندوهناک مباش] همانا وعدهٔ خداوند حقّ است (خلاف در آن نیست) پس یا البتّه به تو نشان میدهیم بعضی از آنچه را که [از عذاب] به آنها وعده میدهیم یا البتّه تو را میمیرانیم پس به ما بازگردانده میشوند
- ترجمه سلطانیپس صبر کن همانا وعدهٔ خداوند حقّ است پس یا البتّه به تو نشان میدهیم بعضی از آنچه را که به آنها وعده میدهیم یا البتّه تو را میمیرانیم پس به ما بازگردانده میشوند
- ترجمه راستینپس (ای رسول، چند روزی بر آزار کافران امت) صبر کن که البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است، که اگر آنها را در حیات تو و مقابل چشم تو به بعضی از وعدههای خود که به آنها میدادیم (به شمشیر تو) عقوبت کنیم یا چنانچه تو را قبض روح کنیم باز رجوع آنها به سوی ماست (و در قیامت به کیفر اعمالشان میرسانیم).
- ترجمه الهی قمشهای٧٨ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُـولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ
و همانا قبل از تو رسولانی را فرستادهایم که [برخی] از آنها کسانی هستند که [آنها را] برای تو قصّه کردهایم و [برخی] از آنها کسانی هستند که [آنها را] بر تو قصّه نکردهایم و بر رسولی نباشد که آیهای جز به اذن خداوند بیاورد پس وقتی که امر خداوند [به عذاب در دنیا یا آخرت یا به انقضای اجل یا به حساب در قیامت یا به ظهور قائم عجّل الله فرجه] برسد به حقّ قضاوت میشود و باطل پردازان در آن [زمان و مکان] زیان میکنند
- ترجمه سلطانیو همانا قبل از تو رسولانی را فرستادهایم که (برخی) از آنها کسانی هستند که (آنها را) برای تو قصّه کردهایم و (برخی) از آنها کسانی هستند که (آنها را) بر تو قصّه نکردهایم و بر رسولی نباشد که آیهای جز به اذن خداوند بیاورد پس وقتی که امر خداوند برسد به حقّ قضاوت میشود و باطل پردازان در آن (زمان و مکان) زیان میکنند
- ترجمه راستینو همانا ما رسولان بسیاری پیش از تو فرستادیم که احوال بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم و هیچ رسولی جز به امر خدا نشاید معجز و آیتی (برای امت) بیاورد، و چون فرمان خدا (بر غلبه حقّ و محو باطل) فرا رسد آن روز (بر همه) به حق حکم کنند و آنجا کافران مبطل زیانکار شوند.
- ترجمه الهی قمشهای٧٩ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ
خداوند است که برای شما چهارپایان را قرار داد تا از آنها سواری بگیرید و از آنها بخورید
- ترجمه سلطانیخداوند است که برای شما چهارپایان را قرار داد تا از آنها سواری بگیرید و از آنها بخورید
- ترجمه راستینخداست آن که برای شما آدمیان چهار پایان را آفرید تا بر بعضی سوار شوید و از برخی تغذیه کنید.
- ترجمه الهی قمشهای٨٠ وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ
و در آنها برای شما منافعی [دیگر مانند شیرها و پوستها و پشمها و غیر آن] هست و تا بر آنها به حاجتی که در سینههایتان هست [با حمل بارها بر پشت آنها و نقل آنها به هر جایی که میخواهید] برسید و بر آنها [در خشکی] و بر کشتی حمل میشوید
- ترجمه سلطانیو در آنها برای شما منافعی هست و تا بر آنها به حاجتی که در سینههایتان هست برسید و بر آنها (در خشکی) و بر کشتی حمل میشوید
- ترجمه راستینو نیز نفع بسیار دیگر از آنها ببرید و (از سواری و باربری و شیار زمین) حوائج و اغراضی که در دل دارید با آنها (در سفر و حضر) انجام دهید و بر آنها (در خاک) و بر کشتیها (در آب) سوار میشوید.
- ترجمه الهی قمشهای٨١ وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ
و آیات خود را به شما نشان میدهد پس کدامیک از آیات خداوند [دالّ بر علم او و قدرت او و حکمت او و عنایت او و رأفت او به خلقش] را انکار میکنید
- ترجمه سلطانیو آیات خود را به شما نشان میدهد پس کدامیک از آیات خداوند را انکار میکنید
- ترجمه راستینو خدا آیات (قدرت و رحمت) خود را به شما ارائه دهد، پس کدام یک از آیات الهی را انکار توانید کرد؟
- ترجمه الهی قمشهای٨٢ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ
آیا پس در زمین سیر نکردند [یعنی در زمین عالم کبیر تا آثار امّتهای هلاک شدهٔ گذشته را ببینند و اخبار آنان را بشنوند، یا در زمین عالم صغیر پس تا بدانند و آثار امّتهایی را که تابع شهوتشان و غضبشان و شیطنتشان بودند بیابند، یا در زمین اخبار و سیَر (سیرهها) امّتهای گذشته، یا در زمین قرآن] تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است؟ [آنها] از اینان بیشتر و قویتر و پُر آثارتر در زمین بودند پس آنچه که کسب میکردند آنها را [از عذاب] بینیاز نکرد
- ترجمه سلطانیآیا پس در زمین سیر نکردند تا نظر کنند که عاقبت کسانی که قبل از آنها بودهاند چگونه بوده است؟ (آنها) از اینان بیشتر و قویتر و پُر آثارتر در زمین بودند پس آنچه که کسب میکردند آنها را بینیاز نکرد
- ترجمه راستینآیا این مردم در زمین به سیر و سفر نرفتند تا عاقبت حال پیشینیانشان را که از اینها بسیار بیشتر و قویتر و مؤثرتر در زمین بودند مشاهده کنند؟ (که چگونه همه هلاک شدند) و آنچه اندوختند آنها را (از مرگ و هلاکت) حفظ و حمایت نکرد.
- ترجمه الهی قمشهای٨٣ فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
و چون رسولان آنها بیّناتی را نزد آنها آوردند به آنچه از علم [از دقایق علوم حکمیّه از طبیعیّه و ریاضیّه و الهیّه] که نزد آنها بود خوشحالی کردند [و ندانستند که این علوم اگر با اذن خداوند و خلفای او نباشد و صاحب آن در طریق نباشد حجابی بزرگ و سدّی سدید (استوار) در برابر سلوک الی الله میشوند] {برای اینکه نفس وقتی که به صور این علوم متصّوره باشد به انانیّت ظاهر میشود، و انانیّت، کبریای نفس است که کسی که به آن متّصف شود خداوند را به محاربه مبادرت نموده و نازع (نزاع کننده) با خداوند است، خداوند ما را از آنها پناه دهد، و لذلک میبینی که بیشتر معاندین با اهل حقّ همان متشبهّین به علماء هستند که نفوس آنها به صور علوم حکمیّه یا غیر آن متصوّر شده} و آنچه [یعنی عذاب یا فعل و قولی که آن] را که استهزاء میکردند آنها را احاطه نمود
- ترجمه سلطانیو چون رسولان آنها بیّناتی را نزد آنها آوردند به آنچه از علم که نزد آنها بود خوشحالی کردند و آنچه را که استهزاء میکردند آنها را احاطه نمود
- ترجمه راستینپس آن گاه که رسولانشان با معجزات و ادلّه روشن به سوی آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقاید باطل خود شاد و مغرور شدند و وعده عذابی که مسخره میکردند همه را فرا گرفت.
- ترجمه الهی قمشهای٨٤ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ
پس چون سختگیری (عذاب) ما را [در هنگام معاینهٔ مرگ] دیدند گفتند تنها به خداوند ایمان آوردیم و به آنچه که به او مشرک بودیم کفر ورزیدیم {آنچه که به آن شرک میورزیدند اصنام و کواکب و رؤسای ضلالت هستند که آنها را با انبیاء و اولیاء (ع) شریک کردند، خصوصاً کسانی را که در ولایت با علی (ع) شریک نمودند زیرا آنها در آن هنگام بطلان شرکاء را میبینند}
- ترجمه سلطانیپس چون سختگیری (عذاب) ما را (هنگام مرگ) دیدند گفتند تنها به خداوند ایمان آوردیم و به آنچه که به او مشرک بودیم کفر ورزیدیم
- ترجمه راستینو چون شدت قهر و عذاب ما را به چشم دیدند در آن حال (از کفر و شرک پشیمان شده و) گفتند: ما به خدای یکتا ایمان آوردیم و به همه بتهایی که شریک خدا میگرفتیم کافر شدیم.
- ترجمه الهی قمشهای٨٥ فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَـمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ
پس چون سختگیری (عذاب) ما را بینند دیگر ایمان آوردنشان به آنان نفعی نمیرساند {ایمان حین دیدن بأس جز برای خوف خیال نیست، نه برای شوق عقل و لذا اگر خوف زایل میشد البتّه باز میگشتند}، [عدم قبول توبه حین رؤیت بأس را خداوند سنّت کرده است، یعنی عدم قبول توبه وقتی که از روی غمّ و خوف باشد] سنّت خداوند است که همانا در میان بندگانش سپری (جاری) شده و کافران در آن [مقام یا زمان] زیان کردهاند [برای اینکه این مقام، مقام ظهور حقّ و بطلان باطل است].
- ترجمه سلطانیپس چون سختگیری (عذاب) ما را بینند دیگر ایمان آوردنشان به آنان نفعی نمیرساند، سنّت خداوند است که همانا در میان بندگانش سپری (جاری) شده و کافران در آن (مقام یا زمان) زیان کردهاند.
- ترجمه راستیناما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هیچ سودی نبخشید. سنّت خدا (و حکمت الهی از ازل) چنین در میان بندگان حکمفرما بوده (که رسول و کتاب به امر و نهی و وعده ثواب و عقاب و نجات مؤمنان و هلاک کافران بفرستد تا خلق به اطاعت و عصیان امتحان شوند) و آنجا کافران زیانکار شدند.
- ترجمه الهی قمشهای