سورهٔ فصلت

محل نزول:   مکّه
تعداد کل آیات: ۵۴
نام‌های سوره:
فصلت، حم سجده، مصابیح، أقوات، سجده مؤمن، سجده
تفسیر

١١ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ

سپس به آسمان ایستاد [یعنی خلقت آن را قصد کرد] و (در حالی که) آن (آسمان) [قبل از تمام شدن خلقتش] دودی (بخاری) بود {زیرا نفوس که از آنها به ارواح تعبیر شده مرکب آنها و مادّهٔ آنها این بخار متوّلد از قلب است که برای تعدیل آن با دود متصاعد به سوی دماغ مختلط شده و بعد تعدیل آن با برودت دماغ نفس حیوانی سپس نفس انسانی به آن تعّلق می‌گیرد بلکه متحّد می‌شود} پس [بعد خلق زمین و تسویت (هموار کردن، استوار کردن، سر و سامان دادن) آسمان] به آن و به زمین گفت: با رضایت یا با کراهت بیایید {و آن را به زمین وجودت و آسمان‌های آن اعتبار کن، زیرا قوا و مدارک که آنها آسمانی هستند با طوع و از روی فطرت مطیع نفس هستند به حیثی که از طاعت خود از امر نفس تخلّف نمی‌کنند و بدن که همان زمین وجود تو است و اعضای آن، طاعتشان برای نفس جز بر خلاف فطرت آنها نیست}، [بعد آنکه زمین مغلوبه بر آسمان‌ها گشت] آن دو گفتند: فرمانبردار آمدیم

- ترجمه سلطانی

سپس به آسمان ایستاد و (در حالی که) آن دودی (بخاری) بود پس به آن و به زمین گفت: با رضایت یا با کراهت بیایید، آن دو گفتند: فرمانبردار آمدیم

- ترجمه راستین

و آن گاه به خلقت آسمانها توجه کامل فرمود که آسمانها دودی بود، پس (به امر نافذ تکوینی) به آسمان و زمین فرمود که همه (به سوی خدا و اطاعت فرمان حق) به شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آنها عرضه داشتند: ما با کمال شوق و میل می‌شتابیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
جزء ۲۴
سوره فصلت
حزب ۹۶

١٢ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ

پس آنها را در دو روز [یعنی روز انشاء و روز ابداع، یا روز مدبّرات و روز مجردّات] به صورت هفت آسمان (مراتب هفتگانه آسمان انسانی یا از لطایف هفتگانه قلبی) {آسمان‌های هفتگانهٔ انسانی به عوالم جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی، روحانی، نورانی و رحمانی گفته می‌شود. و لطایف سبعه به لطایف طبع (کتاب مستور و رقّ منشور) و نفس (نور و کتاب محو و اثبات و لوح محو و اثبات) و قلب (کتاب لوح محفوظ) و روح (جبروت انسانی، قلم اعلی، عقل اوّل و اُمّ الکتاب) و سرّ (مقام لاهوت، حضرت واحدیّت انسانی و برزخیّت کبری) و خفیّ (حضرت احدیّت انسانی یا مقام او ادنی) و اخفا (غیب الغیوب یا مرتبهٔ غیب خفیّ انسانی) گفته می‌شود} به سرانجام رسانید و در هر آسمانی امر آن را وحی کرد و آسمان دنیا را با چراغ‌هایی زینت دادیم [یعنی آسمان طبیعی که آن عبارت از فلک مُکَوکَب (کوکب‌دار، فلک هشتم، چرخ پر ستاره) و افلاک هفتگانهٔ دیگر و آسمان دنیا است که همان صدر منشرح به اسلام است] {افلاک هفتگانه در هیئت قدیم به ترتیب از اوّل تا هفتم شامل فلک قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل می‌شدند. فلک ثوابت فلک هشتم، و فلک اطلس یا فلک الافلاک یا فلک اعظم فلک نهم است که محیط به تمام عالم می‌باشد} و [از شیاطین استراق کنندهٔ سمع] حفظ کردیم، آن (قدر) تقدیر غالب [که کسی از ارادهٔ او منع نمی‌کند] و دانا است [که در فعلش قصوری برای جهل او به عاقبت آن واقع نمی‌شود]

- ترجمه سلطانی

پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان به سرانجام رسانید و در هر آسمانی امر آن را وحی کرد و آسمان دنیا را با چراغ‌هایی زینت دادیم و (از شیاطین استراق کنندهٔ سمع) حفظ کردیم، آن تقدیر غالب و دانا است

- ترجمه راستین

آن گاه نظم هفت آسمان را در دو روز استوار فرمود و در هر آسمانی (نظم) امرش را وحی فرمود، و آسمان (محسوس) دنیا را به چراغهای رخشنده (مهر و ماه و انجم) زیب و زیور دادیم و آن را (از ورود شیاطین) حفظ کردیم. این (نظام آسمان و زمین) تقدیر خدای مقتدر داناست.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٣ فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ

پس اگر [از تو یا از ایمان به خداوند بعد آنکه حجّت صدق خود را و حجّت الهت خداوند و تدبیر او را برای کلّ امور برای آنها بیان نمودی] اعراض کردند پس بگو: شما را [با کنایات سابق شده، یا با تهدیداتی که شما را با آنها تهدید کردم بیم می‌دهم یا شما را با این کلام انذار می‌کنم] از صاعقه‌ای مثل صاعقهٔ عاد و ثمود بیم می‌دهم

- ترجمه سلطانی

پس اگر اعراض کردند پس بگو: شما را از صاعقه‌ای مثل صاعقهٔ عاد و ثمود بیم می‌دهم

- ترجمه راستین

پس اگر کافران (پس از این ادلّه و آیات الهی از خدا) اعراض کردند به آنها بگو: من شما را از صاعقه‌ای مانند صاعقه هلاک عاد و ثمود ترسانیدم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٤ إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ

آنوقت که رسولانی از بین دستانشان (در زمان آنها) و از پشت سرشان (زمان‌های قبل از آنها) نزد ایشان آمدند که جز خدای را بندگی نکنید، [در جواب رسولان] گفتند: اگر پروردگار ما می‌خواست [رسولى به سوی ما بفرستد] حتماً ملائکه‌ای [مناسب با او تعالی خارج از جنس ما] را نازل می‌کرد پس همانا ما به آنچه که به آن [بنابر زعم شما] فرستاده شده‌اید کافریم [برای اینکه شما بشری مثل ما هستید، مزیّتی بر ما ندارید تا به سبب آن از شما اطاعت کنیم و از شما قبول نماییم]

- ترجمه سلطانی

آنوقت که رسولانی از بین دستانشان (در زمان آنها) و از پشت سرشان (زمان‌های قبل از آنها) نزد ایشان آمدند که جز خدای را بندگی نکنید، گفتند: اگر پروردگار ما می‌خواست حتماً ملائکه‌ای را نازل می‌کرد پس همانا ما به آنچه که به آن فرستاده شده‌اید کافریم

- ترجمه راستین

که بر آنها از هر جانب رسولان حق آمدند (و گفتند) که جز خدای یکتا را نپرستید. کافران باز گفتند: اگر خدا می‌خواست (که ما ایمان آوریم) فرشتگان را به رسالت می‌فرستاد، پس ما به کتب و احکام شما (رسولان بشری) کافریم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٥ فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ

و امّا [قوم] عاد پس به غیر حقّ در زمین طلب بزرگی کردند و گفتند: از ما قوی‌تر کیست؟ آیا ندیدند [فکر نکرده‌اند] که خداوندی که آنها را خلق کرده او از آنها قویتر است؟ و آیات ما را نفی می‌کردند

- ترجمه سلطانی

و امّا (قوم) عاد پس به غیر حقّ در زمین طلب بزرگی کردند و گفتند: از ما قوی‌تر کیست؟ آیا ندیدند (فکر نکرده‌اند) که خداوندی که آنها را خلق کرده او از آنها قویتر است؟ و آیات ما را نفی می‌کردند

- ترجمه راستین

اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند که از ما نیرومندتر (در جهان) کیست؟آیا آنها ندیده و ندانستند که خدایی که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟و آنها آیات (قدرت) ما را (با وجود این برهان) انکار می‌کردند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٦ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا يُنصَرُونَ

پس در روزهایی نحس (شوم) بادی سرد توفنده بر آنها فرستادیم تا عذاب خواری را در زندگانی دنیا [حین ابتلای آنها به عذاب و خروج ارواحشان با این باد] به آنها بچشانیم و البتّه عذاب آخرت خوار کننده‌تر است و (حال آنکه) آنها یاری نمی‌شوند

- ترجمه سلطانی

پس در روزهایی نحس بادی سرد توفنده بر آنها فرستادیم تا عذاب خواری را در زندگانی دنیا به آنها بچشانیم و البتّه عذاب آخرت خوار کننده‌تر است و (حال آنکه) آنها یاری نمی‌شوند

- ترجمه راستین

ما هم بر هلاک آن قوم عاد باد تندی در ایّام نحس شوم فرستادیم تا به آنها عذاب ذلّت و خذلان را در دنیا بچشانیم در صورتی که خواری عذاب آخرت بیش از دنیاست و آنجا هیچ کس یاری آنها نخواهد کرد.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٧ وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

و امّا [قوم] ثمود پس آنها را هدایت کردیم [یعنی به آنها طریق نجات و هلاک را با ارسال رسولان و انزال کتب نشان دادیم و آنها را بر فطرت اهتداء (هدایت شدن) و صورت انسانی که همان طریق به سوی رحمان است خلق کردیم] پس کوری را بر هدایت ترجیح دادند [به اینکه از مقام انسانیّت تنزّل نمودند و فطرت را ترک کردند و بهیمیّت و سَبُعیّت و شیطانیّت را گرفتند، و آنچه که در کتب است را ترک کردند و آنها را به پشت سرشان انداختند و رسولان را استهزاء کردند و آنها را دشمن گرفتند] پس به خاطر آنچه که کسب می‌کردند صاعقهٔ عذاب هون (ننگ و رسوائی) آنان را در گرفت

- ترجمه سلطانی

و امّا (قوم) ثمود پس آنها را هدایت کردیم پس کوری را بر هدایت ترجیح دادند پس به خاطر آنچه که کسب می‌کردند صاعقهٔ عذاب هون (ننگ و رسوائی) آنان را در گرفت

- ترجمه راستین

اما قوم ثمود را نیز (رسول فرستادیم و) هدایت کردیم لیکن آنها خود کوری (جهل و ضلالت) را بر هدایت بگزیدند، پس آنها را هم صاعقه عذاب خواری و هلاکت به کیفر کردارشان فرا گرفت.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٨ وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ

و کسانی که ایمان آوردند و پرهیز می‌کردند را نجات دادیم

- ترجمه سلطانی

و کسانی که ایمان آوردند و پرهیز می‌کردند را نجات دادیم

- ترجمه راستین

و آنان که ایمان آوردند و خدا ترس و پرهیزکار بودند همه را نجات دادیم.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

١٩ وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ

و روزی که دشمنان خداوند به سوی آتش حشر (گرد آورده) می‌شوند آنگاه آنها حبس می‌شوند [یعنی آنها را حبس می‌کنند تا به یکدیگر ملحق شوند]

- ترجمه سلطانی

و روزی که دشمنان خداوند به سوی آتش حشر (گرد آورده) می‌شوند آنگاه آنها حبس می‌شوند

- ترجمه راستین

و روزی که همه دشمنان خدا را گرد آورده و به سوی آتش دوزخ کشانند و آنجا برای جمع آوری بازشان دارند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای

٢٠ حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ

تا آنوقتی که به آنجا بیایند گوش‌هایشان و چشمانشان و پوست‌هایشان [یا فروجشان] علیهم (بر زیان آنها) به آنچه که عمل می‌کرده‌اند شهادت می‌دهند

- ترجمه سلطانی

تا آنوقتی که به آنجا بیایند گوش‌هایشان و چشمانشان و پوست‌هایشان علیهم (بر زیان آنها) به آنچه که عمل می‌کرده‌اند شهادت می‌دهند

- ترجمه راستین

تا چون همه بر در دوزخ رسند آن هنگام گوش و چشمها و پوست بدنهاشان بر جرم و گناه آنها گواهی دهند.

- ترجمه الهی قمشه‌ای
(نمایش تمام آیات سوره)